فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

اراده آهنین

یکی از مسائل که در سرعت بخشیدن انجام کاری نقش دارد و در به ثمر رساندن عملی مؤثر می باشد، تصمیم قاطع و اراده پولادین است، زیرا اراده و تصمیم به انسان حرکت می بخشد و حرکت آغاز رسیدن به هدف و مراد است، که رسیدن به مقصد ثمره حرکت و تلاش است و کار و کوشش نتیجه تصمیم و اراده آهنین است.
جنگ و جهاد نیز از این اصل کلی و قاعده همه شمول مستتنی نمی باشد، آنکه از دودلی و تردید گذشت و به وادی تصمیم گام نهاد، و به صحرای اراده قدم گذاشت، زودتر و سریعتر به قله پیروزی می رسد و سیادت، سربلندی و افتخار را به ارمغان می آورد، و گرنه سرگردان و حیران در جای می ماند.
شاهد بر گفتار و دلیل بر مدعای ما، سفارش و تاکیدی های امام علیه السلام، به لزوم داشتن اراده قوی در جنگ است:
تزول الجبال، و لاتزل عض علی ناجدک، اعرالله جمجمتک، تدفی الارض قدمک ارم ببصرک اقصی القوم و غص بصرک، و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه (64)
فرزندم! (خطاب به فرزندش محمد ابن حنیفه در جنگ جمل) اگر کوه ها از جای کنده شوند تو پا بر جا باش، دندان ها روی هم بفشار جمجمه ات را به خدا بسپار (احتمال می رود مراد حضرت این باشد که فکر و اندیشه ات الهی باشد، و احتمال هم می رود که خود را به خدا بسپارد و با توکل به او به جنگ و به هیچ چیز دیگر میاندیش)، قدمت را روی زمین چونان میخ فرو رفته ثابت بدار، چشم به آخرین صفوف دشمن بدوز، و دیده از نیروها و بارقه های شمشیر آنان بپوش، و خیره مباش و بدان که پیروزی از نزد خداوند سبحان است.
در خطبه دیگر قبل از حرکت و رفتن به سوی جنگ نهروان به یاران و لشکریانش نخست به تهیه ابزار جنگی سفارش و سپس گوشزد می فرماید که پیروزی مرهون صبر و مقاومت که زاده تصمیم قاطع است می باشد:
فخذوا للحرب اهبتها و اعدوا لها عدتها فقد شب لظاها و علا سناها و استشعروا الصبر فانه ادعی الی النضر (65)
(ای یاران من!) وسایل و ساز و برگ جنگ را آماده بسازید و هر گونه نیازمندی های پیکار با دشمن را تهیه نمائید زیرا شعله های جنگ سر بر کشیده، صبر وبردباری برای استقبال رویدادهای کارزار را در یابید و صدمات آن را متحمل شوید زیرا صبر، شکیبائی و تحمل، بهترین انگیزه و عامل برای پیروزی است.
و در فرازی دیگر از سخنانش که یاران و اصحابش را تشویق و ترغیب به جهاد و مبارزه می نماید، آنها را سفارش به بستن کمر که معنایش گرفتن تصمیم قوی است، می فرماید:
و الله مستا دیکم شکره، و مورثکم امره و ممهلکم فی مضمار ممدود لتتنازعوا سبقه فشدوا عقد المازر و اطووا فضول الخواصر (66)
خداوند از شما ادای شکر و سپاس خویش را می طلبد و فرمان خویش را به دست شما می سپارد و در این سرای آزمایش و تمرین به شما فرصت می دهد تا کوشش کنید و برنده جایزه او شوید، بنابراین کمربندها را محکم ببندید و آماده شوید، و دامن ها را به کمر زنید.
روشن است که اگر در کاری اراده قوی حاکم نباشد پس از مدتی در اثر خستگی دست از کار می کشد، در میدان جنگ و صحنه درگیری که با انواع خطرات مواجه است و به فعالیت و تلاش زیاد دارد، اگر اراده پولادین، عزم راسخ و تصمیم قاطع وجود نداشته باشد نمی تواند در برابر پیشامدها و مشکلات، گام شان استوار و محکم باشد.

انتخاب افراد رزمی

در مسأله جنگ و مبارزه رویاروی با دشمنی که عزت و ذلت، پیروزی و شکست یک ملت مرهون آن و سرنوشت یک جامعه به آن بستگی دارد، به افراد آشنا به مسائل رزمی، ورزیده و کار آزموده، لااقل به اشخاص آموزش نظامی دیده، شجاع، مقاوم و جنگ دیده نیاز دارد، تا بتواند در سایه نیروی ایمان، تعهد به مکتب، علاقه ای به جهاد و عشق به پیروزی یا شهادت، به هدف و آرمان برسند.
شاهد بر مدعا و دلیل بر این مطلب، عمل علی علیه السلام است که هنگامی عازم جنگ با معاویه بود، عمر ابن ابی سلمه را که فردی رزمی، جنگ دیده و شجاع بود با اینکه والی، استاندار و حاکم بحرین بود، به جایش نعمان ابن عجلان، را نصب نمود و او را برای رفتن و شرکت در جنگ فرا خواند:
فلقد اردت المسیر الی ظلمه اهل الشام و اببت ان تشهد معی، فانک ممن استظهر به علی جهاد العدو، و اقامه عمود الدین انشاء الله (67)
من تصمیم گرفته ام به سوی ستمگران اهل شام حرکت کنم، و دوست دارم تو با من باشی، چرا که تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و بر پاداشتن ستون های دین از آنها استعانت می جویم ان شاء الله.
همچنین می بینیم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در جنگ احد نوجوانان داوطلب کمتر از پانزده ساله را (شاید چون نیاز احساس نمی فرمود) با خود به جهاد نمی برد، ولی دو جوان به نام های سمره و رافع را با اینکه سن آنها از پانزده سال تجاوز نمی کرد به جهت مهارت شان در تیر اندازی با خود می برد. (68)
در جنگ ها، چه در صدر اسلام در جنگ های: بدر، احد، صفین، با روم، با ایران و جمل و... و چه در جنگ هایی که در قرن های اخیر به وقوع پیوسته یا اکنون شاهد آنیم، ثابت شده که در میدان جنگ آنچه مهم است و سرنوشت جنگ را تعیین می کند، کیفیت نیروهای رزمنده، مهارت و میزان تعهد و دلگرمی شان به جنگ است، نه کمیت لشکر.

انگیزه لشکریان حق و باطل

هر عملی که از انسان هوشیار، با درک و عاقل صورت می پذیرد و در خارج تحقق می یابد بدون هدف و خالی از انگیزه نمی تواند باشد، چه اینکه اگر عاری از غرض و مقصد انجام گیرد، کار نادرست و غیر عاقلانه است زیرا چه بسا که معیار ارزیابی عمل، انگیزه را قرار می دهند، و ملاک ارزش و بهاء کار، نیت را می دانند، که الاعمال بالنیات ارزش عمل ها در گرو نیت ها است و لا عمل الا بالنیت عمل بدون نیت عمل نیست و ارزش ندارد.
با توجه به این موضوع، آیا می توان مسأله گذشتن از آسایش و رها کردن بستگان و قبول زحمات را بدون انگیزه دانست؟ آیا می شود مسأله کشتن و به قتل رساندن افراد همنوع خود یا دوستان و بستگان، بدون انگیزه باشد؟ آیا قابل قبول است، مسأله جنگیدن و از جان گذشتن و ایثار را گفت انگیزه ندارد؟
پس حتماً دو لشکر یا دو نیرو که در مقابل هم صف آرائی نموده و رو در رویی هم قرار می گیرند و می جنگند و یکی دیگری را از پا در می آورند حق یا در جهت حق، باطل یا همسویی باطل اند که دارای دو انگیزه متفاوت و دو هدف متضاد می باشند.
حق طرف دارانش را حرکت می بخشد و به جهاد وا می دارد تا ریشه های ستم، بی عدالتی، فساد و تباهی را قطع نماید، و باطل هواداران و پیروانش را انسجام می دهد و به جنگ با پرچم داران حق تشویق و ترغیب می کند تا نور و پرتو حق را خاموش کند و از تاریکی ظلمت به نفع خویش بهره برداری نماید.
علی علیه السلام انگیزه لشکریان حق و باطل را چنین بیان می فرماید:
و اما استواونا فی الحرب و الرجال فلست بامضی علی الشک منی علی الیقین (69)
اما اینکه ادعای مساوی بودن ما در جنگ و نفرات (چنین نیست زیرا) تو در شک به درجه من در یقین نرسیده ای.
یعنی جنگ راه انداختن، توطئه نمودن و کوشش تو در جهت براندازی حکومت اسلامی برای ریاست، قدرت، کسب شهرت، عیش و نوش، به چنگ آوردن مادیات و نایل شدن به امیال شهوانی است، و سعی و تلاش من در جهت پاسداری از نظام به خاطر انجام رسالت به ارزش های مکتب حیات بخش اسلام و ریشه کن نمودن تبعیض، بی عدالتی و فساد می باشد، پس من و تو با دو انگیزه متفاوت حق و باطل جنگ می نمائیم.
لذا می بینیم طرفداران باطل در میدان های جنگ برای رسیدن به هدف به راه های غیر انسانی متوسل می گردند. چنانچه در جنگ احد سران و فرماندهان لشکر باطل برای تهییج لشکریان شان زنان خواننده زیادی را به همراه آورده بودند تا با خواندن اشعار و ترانه و با دف و دایره آنها را به خون ریزی و کینه جوئی دعوت کنند که یکی از اشعارشان این است:
نحن بنات طارق - نمشی علی النمارق
ان تقلبوا نعانق - اوتد بروا نفارق (70)
یعنی ما دختران طارقیم، روی فرش های گرانبها راه می رویم اگر رو به دشمن (و پیشروی) کنید با شما همبستر می شویم و اگر پشت به دشمن نمائید و فرار کنید از شما جدا می گردیم.
و این برنامه اختصاص به آنها و آن زمان ندارد، در عصر ما هم وقتی رزمندگان سلحشور جمهوری اسلامی ایران تانک های عراقی را محاصره می کردند و سالم می گرفتند در بعضی آنها سربازان را به همراه زنان بی بند و بار می یابیدند و در بعضی آنها شیشه های شراب و مجله های سکسی موجود بود...
و همچنین مبارزین قهرمان افغانستان هنگام چیره شدن بر مزدوران کاخ کرملین یا بر ارتش سرخ شوروی در درون تانک ها با این گونه قضایا روبرو می گردند.