فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

رسالت مردم در جنگ

دولت اسلامی، نظامی مبتنی بر آراء مردم، خواست مردم (پیاده شدن برنامه اسلام) حکومت مردم، اداره مردم، مدیریت مردم، مسوولیت مردم، فکر و اندیشه مردم، همکاری و همدردی مردم و حرکت و تلاش مردم است. مردم است که دولت را در فراز و نشیب یاری، در مشکلات جهت رفع آن تلاش و در زمان جنگ، حمله بیگانه و هجوم دشمن حراست، پاسداری و دفاع می نمایند، زیرا مسأله جنگ دو کشور چیزی نیست که بشود توسط برخی، گروهی و قشری به پیروزی رسید یا عده ای بتوانند حمله دشمن را دفع کنند.
لذا صحنه نبرد و میدان مبارزه نیازمبرم به پشتوانه عظیم و همه جانبه ملت و احتیاج شدید به حضور سیل آساسی مردم دارد، که اگر خدای نکرده ملت این رسالتش را ایفا نکنند و این مسوولیت را انجام ندهند و از شرکت در میدان جنگ و جهاد و اجتناب و از کوشش و تلاش در دفع آن دیغ ورزند، چه کسانی می توانند و قدرت و توانائی آن را دارند که تهاجم ارتش اجانب و دشمن را متوقف و جلوگیری نمایند؟ صفوف منسجم مهاجم را درهم کوبند؟ نیروشان را تار و مار و به زانو در آوردند؟ کشور را از خطرات، حوادث و پیش آمده های ناگوار، بیمه کنند و نگرانی عمومی را از بین ببرند؟
آری، دخالت حضور و ایستادگی ملت آنقدر سرنوشت ساز است که حضرت امام خمینی (روحی فداه) به سفیر شوروی می فهماند که اگر چه از نظر ظاهر ابر قدرت هستید و سلاح مدرن در اختیار دارید و از ارتش زیاد و تجهیزات نظامی پیشرفته برخوردار، لکن در برابر یک ملت (مردم افغانستان) با اراده و مقاوم نمی توانید مقاومت نمائید و تاب بیاورید، چنانچه می فرماید:
روزی سفیر شوروی آمد پیش من و گفت افغانستان از ما کمک خواسته است و ما می خواهیم وارد افغانستان شویم، من گفتم: البته می شود افغانستان را گرفت ولی بدانید که نمی توانید دوام بیاورید، تا ملت چیزی را نخواهد نمی شود کاری کرد، حالا فهمیده اند ولی پاشان گیر کرده است. (62)
با در نظر داشت نقش ملت و اثر حضور مردم، روشن می گردد که باید مردم در این امر خطیر و سرنوشت ساز که: مکتب، استقلال ، حیثیت، شرف و سیادت ما به آن بستگی دارد، شرکت نمایند، اهمیت قائل باشند و احساس مسوولیت کنند. و لذا امام علیه السلام می فرماید:
انفروا - رحمتکم الله - الی قتال عدوکم و لا تثا قلوا الی الارض فتقروا باالخسف و تبووا بالذل، و یکون نصیبکم الاخس و ان اخا الحرب الارق، و من نام لم ینم عنع (63)
خدا شما را بیامرزد، به جنگ با دشمن خود بروید و خود را به زمین گران مسازید که به خواری تن دهید، و به بیچارگی و ذلت بر گردید و پست ترین چیز بهره شما شود، برادر جنگ (مجاهد، مبارزه و رزمنده) بیدار و هوشیار است و هر که خطر دشمن را به فراموشی سپرد و بخوابد دشمن او به خواب نرفته در کمین است و از فرصت استفاده خواهند نمود.
به راستی اگر ملت در این امر مهم و سرنوشت ساز (جنگ) بی اعتنائی کنند یا چنانچه باید از خود همکاری نشان ندهند یا از شرکت در جبهه های نبرد سر باز زنند و روحیه جهاد، مبارزه و سلحشوری در آنها نباشد، عواقب وخیم و خطرناک را به دنبال خواهد داشت، زیرا تجربه نشان داده که در جنگی که مردم در آن دخالت و نقش نداشته باشند و جنگ را انحصاری به ارتش واگذار کنند، نمی توان صد در صد به پیروزی و رسیدن به اهداف جنگ امیدوار بود.

اراده آهنین

یکی از مسائل که در سرعت بخشیدن انجام کاری نقش دارد و در به ثمر رساندن عملی مؤثر می باشد، تصمیم قاطع و اراده پولادین است، زیرا اراده و تصمیم به انسان حرکت می بخشد و حرکت آغاز رسیدن به هدف و مراد است، که رسیدن به مقصد ثمره حرکت و تلاش است و کار و کوشش نتیجه تصمیم و اراده آهنین است.
جنگ و جهاد نیز از این اصل کلی و قاعده همه شمول مستتنی نمی باشد، آنکه از دودلی و تردید گذشت و به وادی تصمیم گام نهاد، و به صحرای اراده قدم گذاشت، زودتر و سریعتر به قله پیروزی می رسد و سیادت، سربلندی و افتخار را به ارمغان می آورد، و گرنه سرگردان و حیران در جای می ماند.
شاهد بر گفتار و دلیل بر مدعای ما، سفارش و تاکیدی های امام علیه السلام، به لزوم داشتن اراده قوی در جنگ است:
تزول الجبال، و لاتزل عض علی ناجدک، اعرالله جمجمتک، تدفی الارض قدمک ارم ببصرک اقصی القوم و غص بصرک، و اعلم ان النصر من عند الله سبحانه (64)
فرزندم! (خطاب به فرزندش محمد ابن حنیفه در جنگ جمل) اگر کوه ها از جای کنده شوند تو پا بر جا باش، دندان ها روی هم بفشار جمجمه ات را به خدا بسپار (احتمال می رود مراد حضرت این باشد که فکر و اندیشه ات الهی باشد، و احتمال هم می رود که خود را به خدا بسپارد و با توکل به او به جنگ و به هیچ چیز دیگر میاندیش)، قدمت را روی زمین چونان میخ فرو رفته ثابت بدار، چشم به آخرین صفوف دشمن بدوز، و دیده از نیروها و بارقه های شمشیر آنان بپوش، و خیره مباش و بدان که پیروزی از نزد خداوند سبحان است.
در خطبه دیگر قبل از حرکت و رفتن به سوی جنگ نهروان به یاران و لشکریانش نخست به تهیه ابزار جنگی سفارش و سپس گوشزد می فرماید که پیروزی مرهون صبر و مقاومت که زاده تصمیم قاطع است می باشد:
فخذوا للحرب اهبتها و اعدوا لها عدتها فقد شب لظاها و علا سناها و استشعروا الصبر فانه ادعی الی النضر (65)
(ای یاران من!) وسایل و ساز و برگ جنگ را آماده بسازید و هر گونه نیازمندی های پیکار با دشمن را تهیه نمائید زیرا شعله های جنگ سر بر کشیده، صبر وبردباری برای استقبال رویدادهای کارزار را در یابید و صدمات آن را متحمل شوید زیرا صبر، شکیبائی و تحمل، بهترین انگیزه و عامل برای پیروزی است.
و در فرازی دیگر از سخنانش که یاران و اصحابش را تشویق و ترغیب به جهاد و مبارزه می نماید، آنها را سفارش به بستن کمر که معنایش گرفتن تصمیم قوی است، می فرماید:
و الله مستا دیکم شکره، و مورثکم امره و ممهلکم فی مضمار ممدود لتتنازعوا سبقه فشدوا عقد المازر و اطووا فضول الخواصر (66)
خداوند از شما ادای شکر و سپاس خویش را می طلبد و فرمان خویش را به دست شما می سپارد و در این سرای آزمایش و تمرین به شما فرصت می دهد تا کوشش کنید و برنده جایزه او شوید، بنابراین کمربندها را محکم ببندید و آماده شوید، و دامن ها را به کمر زنید.
روشن است که اگر در کاری اراده قوی حاکم نباشد پس از مدتی در اثر خستگی دست از کار می کشد، در میدان جنگ و صحنه درگیری که با انواع خطرات مواجه است و به فعالیت و تلاش زیاد دارد، اگر اراده پولادین، عزم راسخ و تصمیم قاطع وجود نداشته باشد نمی تواند در برابر پیشامدها و مشکلات، گام شان استوار و محکم باشد.

انتخاب افراد رزمی

در مسأله جنگ و مبارزه رویاروی با دشمنی که عزت و ذلت، پیروزی و شکست یک ملت مرهون آن و سرنوشت یک جامعه به آن بستگی دارد، به افراد آشنا به مسائل رزمی، ورزیده و کار آزموده، لااقل به اشخاص آموزش نظامی دیده، شجاع، مقاوم و جنگ دیده نیاز دارد، تا بتواند در سایه نیروی ایمان، تعهد به مکتب، علاقه ای به جهاد و عشق به پیروزی یا شهادت، به هدف و آرمان برسند.
شاهد بر مدعا و دلیل بر این مطلب، عمل علی علیه السلام است که هنگامی عازم جنگ با معاویه بود، عمر ابن ابی سلمه را که فردی رزمی، جنگ دیده و شجاع بود با اینکه والی، استاندار و حاکم بحرین بود، به جایش نعمان ابن عجلان، را نصب نمود و او را برای رفتن و شرکت در جنگ فرا خواند:
فلقد اردت المسیر الی ظلمه اهل الشام و اببت ان تشهد معی، فانک ممن استظهر به علی جهاد العدو، و اقامه عمود الدین انشاء الله (67)
من تصمیم گرفته ام به سوی ستمگران اهل شام حرکت کنم، و دوست دارم تو با من باشی، چرا که تو از کسانی هستی که من در جهاد با دشمن و بر پاداشتن ستون های دین از آنها استعانت می جویم ان شاء الله.
همچنین می بینیم پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در جنگ احد نوجوانان داوطلب کمتر از پانزده ساله را (شاید چون نیاز احساس نمی فرمود) با خود به جهاد نمی برد، ولی دو جوان به نام های سمره و رافع را با اینکه سن آنها از پانزده سال تجاوز نمی کرد به جهت مهارت شان در تیر اندازی با خود می برد. (68)
در جنگ ها، چه در صدر اسلام در جنگ های: بدر، احد، صفین، با روم، با ایران و جمل و... و چه در جنگ هایی که در قرن های اخیر به وقوع پیوسته یا اکنون شاهد آنیم، ثابت شده که در میدان جنگ آنچه مهم است و سرنوشت جنگ را تعیین می کند، کیفیت نیروهای رزمنده، مهارت و میزان تعهد و دلگرمی شان به جنگ است، نه کمیت لشکر.