فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

ارتش و سپاه

حفظ و پاسداری از میهن و حراست از خاک، ناموس، شرف و استقلال، یکی از وظایف سنگین و مهم دولت و ملت است که این رسالت خطیر و کار عظیم نیاز مبرم به سازماندهی و تشکیلات نیرومند، و ارتش قوی و آموزش دیده فنون و تاکتیک های جنگی و دفاعی دارد، تا این سپاه منظم و تعلیم یافته با تخصص رزمی در سایه تعهد و تعبد به مکتب اسلام، بتوانند در مواقع لازم و هنگام هجوم لشکر بیگانه و یورش ارتش اجانب، حملات و خطرات دشمن را دفع و از تهاجم و پیشروی آنها جلوگیری و شرشان را از سر مردم کوتاه نماید و حافظ حدود و مرز میهن و کشور باشد. لذا امام (علیه السلام) در تعریف سربازان می فرماید:
«فالجنود باذن الله حصون الرعیة، و زین الولاة، و عز الدین و سبل الامن، و لیس تقوم الرعیة الا بهم، ثم لا قوام للجنود الا بما یخرج الله لهم من الخراج الذی یقوون به علی جهاد عدوهم، و یعتمدون علیه فیما یصلحهم و یکون من وراء حاجتهم».(48)
پس سپاهیان به فرمان خدا برای رعایت دژها و قلعه ها و زینت و آراستگی حکمرانان و عزت دین و راههای امن و آسایش برای سپاهیان نیست مگر به خراج که خدا برای ایشان، و نظام آسایشی برای به جنگ با دشمنان شان توانا می گردند ، و به آن در اصطلاح کار خود اعتماد می نمایند و آن هنگام حاجت و نیازمندی ایشان به کار می رود.
در تمام کشورها و در همه جنگ ها که در جهان به وقوع پیوسته ثابت شده که: اگر چه حسن تدبیر مقامات عالی رتبه مملکتی و ایستادگی، کمک، پشتیبانی و روحیه کلت در سرنوشت جنگ نقش چشم گیر دارد، ولی توان رزمی، ایثار، مقاومت، تلاش و فداکاری ارتش و سپاه است که دخالت مستقیم و تعیین کننده در سرنوشت جنگ دارد و جنگ را به نفع یک طرف درگیر خاتمه می بخشد.

هدف جنگ

چیزی که مشکلات را بر طرف، موانع را رفع، راه را برای روند حرکت هموار، دور را نزدیک و روی باور نمی شود و نمی توان و نشدنی خط بطلان می کشد هدف است.
هدف را چنین تعریف نموده اند:
هدف عبارت است از آن حقیقت مطلوب که اشتیاق وصول به آن، محرک انسان به انجام دادن کارها و انتخاب وسیله هایی است که آن حقیقت را قابل وصول می نماید. (49)
آری هدف موتور حرکت به سوی مقصدها، انگیزه رسیدن به خواسته ها، حل کننده ناگواری های ناشی از پیچ و خم راه و فراز و نشیب مسیر است.
هدف است که برایش مال ها تقدیم و نثار، جان ها قربانی و فدا می شود.
در برابر عظمت هدف است که همه چیز کوچک و ارزش و قیمت هر شیئی کاسته می گردد.
در راه هدف است که نه تنها از مال، ثروت، زندگی و مقام، که از خود، جوانان و عزیزان نیز می گذرند، زیرا رسیدن به هدف در گرو میزان اهمیت قائل بودن به هدف است.
جنگ هم نیاز مبرم، و احتیاج شدید به هدف دارد که در سایه داشتن هدف می توان مشکلات، ناملایمات ها، رنج و پیش آمدهای ناشی از جنگ و در راه جنگ را حل، تحکل و آسان نمود و امت را بسیج ساخت و در جنگ پیروز گردید.
در سایه داشتن هدف است که مانند جوانان رزمندهه مسلمان چه: ایرانی، افغانی، عراقی و لبنانی و... تربیت می شوند که برای روی مین رفتن و برای شرکت در خط مقدم جبهه از همدیگر سبقت می گیرند، که اگر هدف نداشته باشند باید با زور و فشار به جنگ فرستاد و به جنگیدن واداشت، چنانچه می نویسد: در ویتنام جنوبی سربازان را داخل تانک می کردند و درب آن راقفل می نمودند که فرا نکنند.
لذا امیرالمومنین علی علیه السلام موضوع اهمیت هدف جنگ را در چند خطبه بیان فرموده:
فلا بقرن الباطل حتی یخرج الحق من جنبه، مالی و لقریش؟ و الله لقد قاتلهم کافرین و لا قاتلنهم مفقونین و انی لصاحبهم بالامس کما انا صاحبهم الیوم (50)
به یقین باطل را می شکافم تا حق از پهلوی آن بیرون بیاید، قریش از من چه می خواهند، سوگند به خدا، من با آنان در آن زمان که کافر بودند، جنگیده ام و اکنون که فریب خورده و فساد به راه انداخته اند خواهم جنگید و من همان مقاومت کننده دیروز در برابر شان هستم چنانکه امروز رویارویشان ایستاده ام.
یعنی من که با قریش مبارزه و پیکار می نمایم هدفم زنده نمودن حق و نابود ساختن باطل است، من که با قریش دیروز جنگیدم و امروز مبارذزه می نمایم هدفی جز بقای حق و جلوگیری از لغزش و انحراف آنها نداشته و نزاع و اختلاف شخصی با آنها ندارم.
در خطبه دیگر می فرماید: همانگونه که جنگ هدف دارد، در تاخیر و مهلت دادن به دشمن نیز هدفی را دنبال می نماید و انتظار گرایش دشمن را به راه راست و صراط مستقیم و دست برداشتن از عقیده باطل می کشد:
فوالله ما دفعت الحرب یوماً الا و انا اطمع ان تلحق بی طائفه فتهتدی بی و نعشوا الی ضوئی و ذلک احب الی من اقتلها علی ضلالها و ان کانت تبوه باثامها (51)
سوگند به خدا هیچ روزی جنگ را به تاخیر نینداختم مگر به امید اینکه گروهی از مردم (فریب خورده) به من ملحق و به وسیله من هدایت شوند و با آن بینائی ضعیفی که دارند از روشنائی من بهره ور گردند این (تاخیر در شروع جنگ که چنین نتیجه ای را در بر داشته باشد) برای من محبوب تر از آن است که آن فریب خوردگان را در ضلالتی که غوطه ورند نابود بسازم اگر چه در سرنوشت و مقصد نهائی با گناهان خود دمساز شوند.
در خطبه دیگر نقش هدف جنگ را چنین بیان می دارد که بر اثر داشتن هدف، پدران، فرزندان، برادران و عموهای خویش را که از نظر هدف و عقیده فرسنگ ها با هم فاصله داشتیم و اعتقاد و کفر به الله میان ما دوری و جدائی انداخته بود، می کشتیم و از بین می بردیم و این عمل بر عقیده، ایمان و باورما می افزود، و مقاومت، تلاش و حرکت ما را بیشتر و اضافه می کرد:
و لقد کنا مع رسول الله صلی الله علیه و آله: نقتل آبائنا و اخو اننا و اعمامنا: ما یزدیدنا ذلک الا ایمانا و تسلیماً و مضیاً علی القم و صبراً علی مضض الالک وجدانی فی جهاد العدو، و لقد کان الرجل منا و الاخرین عدونا یتصاولان تصاول الفحلین یتخالسان انفسهما ایهما یسقی صاحبه کاس المنون (52)
ما در حضور رسول خدا صلی الله علیه و آله بودیم پدران، فرزندان برادران و عموهای خود را می کشتیم و این جنگ و کشتار با نزدیکترین اشخاص، برای ما جز ایمان و تسلیم و حرکت در راه روشن و بردباری در برابر نیش های درد آگین و کوشش در جهاد با دشمن نمی افزود، در آن زمان مردی از ما و مردی از دشمن ما، مانند دو نر (جنگی) سخت با یکدیگر گلاویز می گشتند در حالی که از خود بیخود شده بودند تا کدام یک از آن دو، کاسه مرگ را بر دیگری بچشاند.
امام علیه السلام هنگام رفتن به جنگ جمل سخنانی ایراد فرمود و بیان داشت که مانند گذشته که در خدمت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله با کفار مبازره می نمد و هدفش تعالی حق یود، در این جنگ نیز هدفش اظهار حق، ریشه کن ساختن باطل، پاسداری از اساس مکتب و حراست از نظام اسلامی است:
و الم لا بقرن الباطل حتی اخرج الحق من خاصرته (53)
سوگند به خدا (در این جنگ مهم) باطل را می شکافم تا حق را از پهلوی آن بیرون آورم. در بخش دیگر از سخنان آن حضرت مشاهده می نمائیم که ضمن عرض حال به پیشگاه باری تعالی، انگیزه و هدفش از جنگ و مبارزه را، زنده نمودئن دین اصلاح جامعه، رفع ستم از سر مظلوم اجرای حدود و پیاده کردن احکام الهی بیان می دارد:
اللهم انک تعلم انه لم یکن الذی کان منا، منافسه فی سلطان، و لا التماس شی من فضول الحطام، و لکن لنرد المعالم من دینک و نظهر الاصلاح فی بلادک فیامن المظلومون من عبادک و تقام المعطله من حدودک (54)
بار خدایا تو آگاهی آنچه از ما صادر شده (جنگ) نه برای میل و رغبت در حکومت، سلطنت و خلافت بوده، نه برای به دست آوردن چیزی از متاع دنیا (غنیمت) بلکه برای این بود و هدفی جز این نیست که: آثار دین تو را که تغییر یافته بود باز گردانیم، و در شهرهای تو اصلاح، آسایش و ارامش را برقرار نمائیم (ظلم، ستم و اختلافات فاحش طبقاتی را که حاکم نموده اند ریشه کن نمائیم) تا بندگان ستم کشیده ات در امن، آسودگی و فارغ از هر گونه تشویق به سر برند و احکام و حدود تو که معطل مانده جاری گردد و برنامه ات پیاده شود.
در فرازهای دیگر از سخنانش که می خوانید، ضمن بیان فلسفه ارسال پیامبر اکرم و شمردن صفات پسندیده آن حضرت و نیاز مبرم و شدید ملت به آن بزرگوار، انگیزه و هدف رسول اکرم صلی الله علیه و آله از جهاد و جنگ را این گونه باز گو می دارد:
ارسله: علی حین فتره من الرسل و تنازع من الالسس فقفی به الرسل و ختم به الوحی فجاهد فی الله المد برین عنه و العادلین به (55)
خداوند پیامبر را زمانی فرستاد که هیچ پیامبری باقی نمانده و نزاع، زد و خورد و مجادله زبانی (اندیشه های گوناگون و اختلاف کلمه) بر قرار بود. پس آن حضرت (پیامبر) در راه خدا و برای خدا جهاد کرد با کسانی که از خدا اعراض و دوری نموده و مثل و مانند (شریک) برایش برقرار می داد.
در قسمت دیگر می بینیم حضرت پیروانش را امر به دقت، بصیرت و بینش و به صداقت، درستی و خلوص در هدف و نیت سفارش و تأکید می نماید و از مشوه کرده خلوص را به امیال شخصی یا اغراض سیاسی دور از رضای الله شدیداً نهی می فرماید:
فانفذوا علی بصائرکم و لتصدیق نیاتکم فی جهاد عدوکم (56)
شنا کنید از روی بینائی، آگاهی و بصیرت و باید در جنگ با دشمن نیست و هدف شما راست و درست باشد و از روی اخلاص جنگ نمائید.
با توجه و دقت به این سخنان امام علیه السلام در این زمنیه، آشکار می گردد که شرط اساسی جنگ، داشتن انگیزه و هدف الهی، انسانی و مقدس می باشد، و نیز تعیین کننده میزان ایستادگی و مقاومت در جنگ هدف جنگ است.

بررسی ثمرات جنگ

هر کاری اگر نسنجیده انجام گیرد و بدون مطالعه دقیق و حساب نشده صورت پذیرد، غیر عاقلانه، لغو و فاقد ارزش و ندامت بار است.
جنگ هم از این اصل و قانون کلی مستثنی نیست، که بایست پیش از آغاز جنگ و قبل از شروع درگیری، تمام جوانب قضیه و به خصوص اثرات مثبت و منفی، پیامدهای سودمند و زیان بخش و مشکلات ناشی از جنگ را مورد بررسی و مطالعه قرار داد، زیرا روی همان تصمیم گیری، کارها طرح ریزی می گردد، که اگر اساسی، سنجیده و دقیق بود، طرح و نقشه حسابی خواهد بود و ناراحتی و مشکلات به بار نخواهد آورد و اگر سطحی و بدون مطالعه و دقت انجام پذیرد، احساساتی، نامنظم و خطرناک خواهد بود و پشیمانی در بر خواهد داشت و چه بسا که ضررش بیش از نفع و یا ضربه اش جبران ناپذیر باشد.
لذا امیر المومنین علی علیه السلام که مانند سایر رشته ها و موضوعات، با شرکت و فرماندهی ده ها نبرد، مبارزه و جنگ، در مسائل نظامی صاحب نظر، دارای تجربه کافی و آموزگار فنون جنگی و نظامی است، این مطلب را بیان می دارد که پیش از آغاز جنگ به قدر لازم روی آن مطالعه می داشته اند. که بعد از آنکه تصمیم جنگ با معاویه می گیرد، می فرماید:
و لقد ضربت انف هذا الامر و عنیه و قلبت ظهره و بطنه فلم ارلی الا القتال او الکفر بما جاء محمد (ص) (57)
من بینی و چشم این رویا روئی با ستمکار را بررسی نموده و ظاهر و باطن آن را مطالعه کردم، راهی برای خود جز نبرد با کفار ندیدم، من در شناخت این مسائل به حد لازم و کافی اندیشیده ام، نتیجه ای جز این نمی بینم که یا باید در برابر ستمکار مفسد، ساکت بنشینم که این سکوت تایید ستمکار و مبارزه با خدا است که خود کفری واضح است، و یا باید به جنگ و پیکار بر خیزم که مجاهدت در راه خدا است، من راه دوم را انتخاب کرده ام.
و در خطبه دیگر نیز همین مطلب را که روی مسأله انتخاب جنگ بسیار فکر نمودم، تکرار می فرماید:
و قد قلبت هذا الامر بطنه و ظهره حتی منعنی النوم، فما وجدتنی یسعنی الا قتالهم او الجحود... (58)
سپس برنامه و کار خود را زیر و رو کردم، همه جهاتش را سنجیدم و به حدی اندیشیدم که خوابم نمی برد، دیدم چاره ای نیست جز اینکه یکی از دو راهه را انتخاب کنم یا به مبارزه برخیزم یا...
این جملاات امام علیه السلام می آموزد که در مقام تصمیم گیری برای جنگ هیچگاه نباید تحت تأثیر احساسات قرار گرفت و عجولانه اقدام نمود، بلکه با تانی، فکر و اندیشه، عمق مسائل را بررسی و ارزیابی و جوانب قضیه را سنجیده و دست به عمل زد.