فهرست کتاب


جنگ و جهاد در نهج البلاغه

حسین شفائی

جهاد رمز عزت اسلام

آیین مقدس اسلام که برنامه هایش در جهت عظمت اسلام و عزت مسلمین است و می خواهد مسلمان ها در برابر بیگانگان با عزت و آبرومند باشند، به پیروانش دستور می دهد، که چنانچه مورد تهدید و یورش اجانب قرار گرفتید و حیثیت مکتب و یا خودتان به مخاطره افتاد، به جهاد که رمز عزت اسلام است، متوسل گردید.
امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
فرض الله الایمان... و الجهاد عز اللاسلام. (21)
خداوند واجب فرمود ایمان را برای... و جهاد را برای سربلندی اسلام.
و در مورد دیگر می فرماید:
فانه ذروه الاسلام. (22)
جهاد قله مرتفع اسلام است.
آری، به حق، اسلام در مدت کوتاه به وسیله جهاد به قله عظمت و مسلمین به سبب برخوردار بودن از روحیه مبارزه، به اوج شکوه و عزت رسیدند و بر دیگران سروری نمودند، ولی با کمال تأسف به مرور زمان این اصل اسلامی را فراموش کردند و این ویژگی را از دست دادند، و رفته رفته علاوه بر از دست رفتن سیادت شان، به ظلم پذیری تن دادند و به ستم کشی خو کردند و در نتیجه با از دست دادن اراده و شخصیت خویش، به اسارت جسمی، فکری و فرهنگی بیگانگان درآمدند و عقب مانده و بی سواد نگه داشته شدند.
و در خطبه ای که به تفصیل از جهاد سخن می گوید، خودداری از آن را مایه ذلت و بدبختی مسلمان ها می خواند:
فمن ترکه رغبه البسه الله ثوب الدل، و شلمه البلاء، و دیث بالصغار و القماءه و ضرب علی قلبه بالاشهاب و ادیل الحق منه بتضییع الجهاد و سیم الخسف و منع النصف (23)
مردمی که از جهاد روی برگردانند خداوند لباس بر تن آنها می پوشاند و بلا به آنان هجوم می آورد، حقیر و ذلیل می شوند، عقل و فهم شان تباه می گردد، و به خاطر تضییع جهاد، حق آنها پایمال می شود و نشانه های ذلت در آنها آشکار می گردد، و از عدالت محروم می شوند.
و در خطبه ای که امام علیه السلام هنگام بسیج مردم به سوی لشکریان معاویه ایرد نموده است، خطاب به کسانی که ترسو و زبون بودند و از رفتن به میدان رزم و جهاد هراس داشتند، می فرماید:
اف لکم! لقد سمئت عتابکم! ارضیتم بالحیاه الدنیا من الاخره عوضاً؟ و بالذل من العز خلفا؟ اذا دعوتکم الی جهاد عدوکم دارت اعینکم (24)
نفرین بر شما! از بس شما را سرزنش کردم خسته شدم! ایا به جای زندگی (لذت بخش) آخرت به زندگی موقت دنیا راضی گشته اید؟ و به جای عزت و سر بلندی، بد بختی و ذلت را برگزیده اید؟ هر گاه شما را به جهاد با دشمن دعوت می کنم چشم تان از ترس در جام دیده دور می زند. یعنی، شما که به سخنان و نصایح من که خواهان سربلندی و سعادت شما و عظمت اسلام هستم گوش نمی دهید، و از رفتن به میدان رزم و جهاد که ضامن عزت و شرف شما است، به خاطر بزدلی و غرق در زندگی، سرپیچی می نمائید، و در نتیجه ذلت و خواری دامن گیرتان خواهد گشت، سزاوارنفرین می باشید.

جهاد وسیله تقرب به خدا

بدون تردید همانگونه که انجام بسیاری از اعمال عبادی از روی اخلاص مانند نماز، روزه و حج و... روح انسان را به سوی رشد و تکامل سوق می دهد و انسان را تزکیه می کند و به خدا نزدیک می نماید، جهاد نیز مبارزانی را که با میل و رغبت و عشق و علاقه از متعلقات، شکوفه ها، جلوه ها و مظاهر درخشان دنیوی دست می کشند و خانه و کاشانه و زن و فرزند را جهت هدفی الهی و بزرگ ترک می کنند، به مقام پروردگار و عالی ترین مرتبه انسانی بالا می برد.
زیرا مجاهدان و رزمندگانی که برای دریدن تارهای شرک و زدودن زنگارهای کفر و برپا داشتن کلمه توحید و پاسداری از اسلام و قرآن، و یا به جهت سر کوبی ستم گران و متجاوزین و نجات از قید اسارت می جنگند، عمل کنندگان به سخت ترین فرمان پروردگار هستند.
پیامبر بزرگ اسلام صلی الله علیه و آله فرموده:
افضل الاعمال احمزها (25)
بهترین عمل دشوارترین آن می باشد.
و امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
افضل الاعمال ما اکرهت نفسک علیه (26)
برترین اعمال آن است که در عین عدم تمایل، خویشتن را بر انجام آن وادار کنی.
لذا یکی از راه های تقرب به پروردگار، مبارزه در راه خدا و جهاد فی سبیل الله است، علی علیه السلام می فرماید:
ان افضل ما توسل به المتوسلین الی الله (سبحانه و تعالی) الایمان به برسوله و الجهاد فی سبیله (27)
برترین وسیله ای که متوسلان می توانند با آن به سوی خداوند تقرب جویند: ایمان به او پیامبر او است و همچنین جهاد در راه او.
یعنی بهترین وسیله و راهی که می تواند انسان دلباخته به مقام قرب الله را به او نزدیک نماید. پس از ایمان به پروردگار، و بعد از تمسک و توسل به رسول خدا صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیه السلام جهاد و مبارزه در راه خدا می باشد.
مجاهد و پیکارگری که با جهاد و از خود گذری خود، سعی و تلاش می کند دستورات الهی را پیاده کند، یا از آن پاسداری نماید، و در این راه از همه چیز و همه کس صرف نظر می کند، و تمام همش انجام مسوولیت شرعی اش است، بدون تردید پیشگاه باری تعالی مقام و منزلت عالی دارد.
و در خطبه دیگر می فرماید:
ایها الناس.... استعدو للمسیر الی عدو، فی جهاده القربه الی الله و درک الوسیله عنده (28)
ای مردم! برای رویارویی با دشمن آماده شوید، چه جهاد با آنها راهی است برای نزدیکی به پروردگار و منزلت یافتن در نزد وی.

مقام مجاهد

رزمندگان و مجاهدانی که با تجاوز گران می جنگند و آنها را در هم می کوبند، یا برای باز گرفتن حقوق از دست رفته خود و ملتش فداکاری می کنند، یا به جهت قطع زنجیر بردگی، رهائی از قید اسارت و رسیدن به استقلال و آزادی دست به اسلحه می برند و جان بر کف جهاد و مبارزه می نمایند، از دیدگاه اسلام دارای مقام ارجمند و عالی می باشند:
و من یقاتل فی سبیل الله فیقتل او یغلب فسوف نوثیه اجراً عظیماً (29)
و آن کس که در راه خدا پیکار کند و کشته شود یا پیروز گردد پاداش بزرگی به او خواهیم داد.
سرنوشت مجاهدانی که عاشقانه و آگاهانه به میدان رزم شتافته اند، و در راه خدا مبارزه می نمایند از دو حال خارج نیست، یا شهید می شوند و یا با در هم کوبیدن دشمن، بر او پیروز می گردند، و در هر صورت از پاداش بزرگ الهی بهرمند می شوند.
در آیه دیگر می فرماید:
لا یستوی القاعدون من المومنین غیر اولی الضرر و المجاهدون فی سبیل الله باموالهم و انفسهم، فضل الله المجاهدین باموالهم و انفسهم علی القاعدین درجه (30)
افراد با ایمانی که بدون بیماری و ناراحتی از جهاد بازداشتند با مجاهدانی که در راه خدا با مال و جان خود جهاد کردند یکسان نیستند، خداوند مجاهدانی را که با مال و جان خود جهاد نمودند بر قاعدان برتری بخشیده...
آیه دیگر از مقام ارجمند مبارز در راه خدا چنین دفاع می کند:
اجعلتم سقایة الحاج و عمارة المسجد الحرام کمن امن بالله و الیوم الاخر و جاهد فی سبیل الله لا یستون عند الله 99 (31)
ایا سیراب کردن حاجیان خانه خدا و آیباد ساختن مسجد الحرام را همانند (کار) کسی قرار دادید که ایمان به خدا و روز قیامت آورده و در راه خدا جهاد کرده است (این هر دو) هرگز نزد خدا مساوی نیستند.
در شان نزول این آیه آمده که: شیبه و عباس هر کدام بر دیگری افتخار می کردند و مشغول گفتگو بودند که علی (علیه السلام) نزدشان رسید، و پرسید به چه چیز افتخار می کنید؟
عباس گفت: امتیاز من مسأله آب دادن به حجاج خانه خدا است.
شیبه گفت: تعمیر کننده مسجدالحرام (و کلید دارخانه کعبه) هستم.
علی علیه السلام فرمود: با اینکه از شما حیا می کنم، باید بگویم: افتخار من که جهاد در راه خدا است و باعث ایمان آوردن شما شد بر افتخار شما ترجیح دارد.
عباس خشمناک برخاست و خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله شتافت (بالحن شکایت) گفت: یارسول الله! من حقیقتی را بیان کرده ام و چه باک دارد اگر از سخن حق ناراحت گردد.
جبرئیل بر پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نازل شد و این آیه را آورد تا برای آنها بخواند.
اجعهلتم سقایة الحاج... (32)
در بیان مقام و منزلت رزمندگان اسلام ایات بسیاری وجود دارد که ما به آوردن همین چند آیه بسنده می نمائیم و برای اینکه مطلب جامع تر باشد چند حدیث و روایتی ردر این موضوع نیز می آوریم:
پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید:
اخبرنی جبرئیل بامر قرت به عینی و فرح به قلبی، قال: یا محمد من غزی من امتک فی سبیل الله فاصابه قطره من السما اوصداع، کتب الله له شهاده یوم القیامه (33)
به من خبر داد جبرئیل به امری که چشمم روشن و دلم شاد شد، که ای محمد! هر کس از امت تو در راه خدا جهاد کند، و در این مبارزه و پیکارتنها قطره آبی از آسمان بر او اصابت کند، یا سر درد شود، خداوند متعال در روز رستاخیز مقام شهید نصیب او می گرداند.
اینکه به خاطر برخورد قطره آبی و یا مبتلا شدن به درد سر، به جهاد گران فی سبیل الله مقام شهید اعطا می شود، پیدا است که مقام جانبازان و معلولین میدان رزم و یا به خون خفتگان معرکه جهاد، چه اندازه عالی است.
و امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید:
و من انکره بالسیف لتکون کلمه الله هی العلیا و کلمه الظالمین هی السفی فذلک الذی اصاب سبیل الهدی و قام علی الطریق و نور فی قلبه الیقین (34)
و آنکس که با شمشیر برای بزرگداشت نام خدا و سرکگونی ظالمان به مبارزه برخیزد او به راه هدایت راه یافته و بر جاده حقیقی گام گذارده و نور یقین در قلبش تابیده است.
آری، چه کسی از آن رزمنده سلاح به دوش فداکار، که به جهت اعتلای کلمه الله و نابودی زورگویان با آنها در ستیز است. و جز برای پیاده نمودن دستورات الهی نمی اندیشیدند و غیر از نجات ستمدیدگان از زیر سلطه ستمگران هدفی ندارد، به راه راست و صراط مستقیم هدایت یافته و قلبش از نور حق روشن شده است؟
و امام صادق علیه السلام می فرماید:
ثلاثه دعوتهم مستجابه احدهم الغازی فی سبیل الله فانظروا کیف تخلفونه (35)
سه طائفه اند که دعای شان مستجاب می گردد، یکی از آن سه دسته، مجاهد در راه خدا است، پس بینید چگونه پشت سرش با او رفتار می کنید.
یعنی بنگرید، به رزمنده ای که پیشگاه پروردگار این قدر مقام و منزلت دارد که خواسته اش رد نمی شود، هنگامی که او در جبهه است، شما پشت سر و در غیابش با وی و بستگانش چگونه عمل می نمائید، ایا با نوازش و سرکشی از خانواده و بستگانش روحیه اش را در معرکه نبرد تقویت می کنید، یا با اذیت و آزار فامیل و دودمانش سبب شکستن روحیه اش می گردید. آیا از او به نیکی یاد می نمائید، یا تهمت و بر چسب و حرف می زنید.