مبانی تربیتی - عرفانی

نویسنده : سیّد محمّد شفیعی مازندرانی

پیشگفتار:

جهان، در ساعت 10 و 25 دقیقه شبانگاه 13 (1) خرداد 1368 (شوال 1409 ه-. ق)،شاهد عروج ملکوتی ابر و مردی از تبار نور و بت شکنی از سلاله ابراهیم بود،چنانکه بیستم جمادی الاولی،سنه 132 ه. -ق.همزمان با سالروز میلاد صدیقه طاهره، فاطمه زهرا - سلام الله علیها - گیتی شاهد طلوع (و تولد) آن امام نور بوده است.
در تاریخ فوق،مردی از جهان رخت بر بست که علامه امینی صاحب کتاب پر ارج الغدیر،درباره او گفته بود:الخمینی ذخیرة الله للعشیة (2)یعنی:خمینی،ذخیره خدا برای شیعه است.
چنانکه در روزهای آغازین نهضت تاریخ ساز او ،هنگامی که آن حضرت به ترکیه تبعید کشته بود، مرجع تقلید بزرگ جهان اسلام، حضرت آیت الله العظمی میلانی، در تلگرامی به او (امام - سلام الله علیه -) نوشت:
همگی) از امت اسلامی) برای تأیید شما که لسان ناطق همه مجامع روحانی و دینی هستید و گفته شما کلام حق و حقیقت است، دعا می نمایند . (3)
اینک در پرتو رهنمودها و سخنان حکیمانه این لسان ناطق قرار گرفته، برآنیم تا از میان نوشته ها، گفتارها و احکام صادره از آن امام عزیز، مبانی تربیتی ای که صبغه عرفانی و اخلاقی بیشتری دارند را استخراج و پس از تبویب و نظم منطقی مناسب، در اختیار علاقه مندان به مسأله خود سازی ، قرار دهیم.
تردیدی نیست که این مسأله کار آسانی نخواهد بود چنانکه اهمیت آن بر کسی پوشیده نمی باشد.
ناگفته نماند که ما در این کتاب از دو روش بهره برده ایم:
1- در غالب موارد به اقتباس مطالب اکتفا شده هر چه از کلمات امام - سلام الله علیه - نیز بهره برده ایم.
2- در پاره ای از موارد، عین کلمات و جملات آن حضرت را از منابع مربوط استخراج کرده و ذکر نموده ایم.
یزکیهم و یعلهم الکتاب و الحکمه
به نام خدا لوح و قلم - که نور وجود آفرید از عدم
خداوند حکم و کتاب مبین - خداوند تعلیم و تهذیب و دین
خداوند بیداری و زندگی - خداوند علم و برازندگی
دلا عرصه روشنایی بجوی - ره رستگاری کماهی بپوی
خوشا! محضر علم و استاد و یار - خوشا! سنگر بحث و تحقیق و کار
خوشا! دانشی،خلق را زنده کرد - جهان روشن و جان برازنده کرد
زدانشوران، پارسایی خوش است - زنیک اختران، نیک رأیی خوش است حکیمی که زنگار جانش زدود - در روشنایی به گیتی گشود
گل دانش تربیت، شاد باد - سرای سعادت سراباد، باد
بود بر علوم جهان شهریار - علومی که انسان، بیارد به بار
به گیتی، همی گوی سبقت برد - فروغی که جهان پرورد
چو تعلیم و تهذیب، گردند زوج - دو بال حیاتند و معراج و اوج
همی دانش،و دین امان جهان - به اقرأ نگر باسم ربک بخوان همه انبیای عظام حکیم - جلودار این کاروان عظیم
زیزدان بر پییشگامان درود - خمینی که این باب را بر گشود
سلام خدا رحمت بیکران - به خامنه ای رهبر راستان
در خاتمه پیشنهاد می شود: چنانکه هنگام ذکر نام حضرت امام خمینی - سلام الله علیه - کلمه امام به عنوان پیشوند در گفتار و نوشتار ما به چشم می خورد - که بسیار بجاست - لازم است تا پسوند نام آن حضرت نیز به منظور بزرگداشت یاد او، به جای رضوان الله تعالی علیه که عرفاً بر اساس یاد پیشوایان بزرگ دینی، صورت می پذیرد - جمله سلام الله علیه،یا:صلوات الله علیه به کار گرفته شود تا گویای برجستگی این فقیه،فیلسوف و سیاستمدار فرزانه بر سایرین باشد چنانکه بزرگان ما هم هنگام یاد رجال و شخصیتهای ممتاز دینی - اجتماعی،همین شیوه را رعایت می کردند، از جمله صاحب ریاض العلماء می نویسد: خواجه نصیرالدین طوسی، هر گاه نام سید مرتضی علم الهدی را بر زبان می آورد، حتی در اثنای درس خود نیز می فرمود: صلوات الله علیه
سید محمد شفیعی
حوزه علمیه قم
24/ 10 / 1275
فصل اول:
زندگینامه امام خمینی (س)
در بیستم جمادی الثانی 1320 ه. - ق همزمان با میلاد خجسته بانوی بزرگ اسلام،فاطمه زهرا - سلام الله علیها - در یک خانواده مذهبی - روحانی در شهر ((خمین)) فرزندی به دنیا آمد که او را ((سید روح الله)) نام نهادند. پدر او ((آیت الله سید مصطفی خمینی)) یکی از علمای مبارز منطقه و مادر او ((هاجر انصاری)) از خانواده آیت الله شیخ محمد خوانساری، صاحب کتاب ((زبدة التصانیف)) است.
سید روح الله، در کودکی پدر خود را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و عمه خود را قرار گرفت. این دو نیز در حدود پانزده سالگی وی، بدرود حیات گفتند.
او دروس مقدماتی را در خمین فرا گرفت. و در سال 1339 به اراک - که
حوزه درسی با شکوهی داشت - عزیمت نمود پس از سالها به قم قدم نهاد، او در آغاز در مدرسه دارلشفا حجره ای گرفت و در درس آیت الله العظمی حائری شرکت می جست. وی همچنین دروس اخلاق و عرفان را در محضر عارف معروف عارف شیخ محمد علی شاه آبادی و ملکی تبریزی (صاحب کتاب المراقبات) فرا گرفت. و فلسفه و حکمت را از علامه معروف، رفیعی قزوینی و علی اکبر یزدی آموخت. و نیز در فقه اصول از محضر اساتیدی چون بزرگ (محمد تقی) و یثربی کاشانی و شیخ ابولقاسم کبیر، بهره ها جست و از بسیاری از رجال برجسته عصر خود،در علم حدیث نیز اجازه نقل حدیث دریافت داشت. (4)
او در سال 1347 ه. - ق به تدریس فلسفه پرداخت و نیز درسهای اخلاقی اسلامی وی از گرمی خاصی برخوردار بود. در سال 1364 ه. ق همزمان با ورود حضرت آیت الله العظمی بروجردی به قم،دروس خارج فقه اصول را آغاز نمود. و دیدگاه فقهی خود را در کتاب حاشیه ای بر عروة الوثقی تألیف سید محمد کاظم یزدی و در کتاب حاشیه ای بر وسیله النجاة تألیف سید ابوالحسن اصفهانی، مطرح کرد. و سپس آن را به عنوان رسأله علمیه انتشار داد.
امام خمینی - سلام الله علیه - پس از عمری جهاد با نفس، اجتهاد علمی و مبارزه سرسختانه با استکبار جهانی و رژیم طاغوتی،به عنوان رهبر و امام این امت با براندازی رژیم 2500 ساله شاهنشاهی و ارائه نظریه نوین نظام حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی ایران را بنیان نهاد. و در چهاردهم خرداد ماه سال 1368 به ملکوت اعلا پیوست.

تألیفات امام (س)

از امام - سلام الله - علیه - وسائل و کتب فراوانی در زمینه فقه اصول، حدیث، فلسفه، عرفان، اخلاق، تفسیر و سیاست به یادگار مانده است که برخی منتشر شده و بعضی دیگر در آستانه انتشار است.
برخی از آثار حضرت امام - سلام الله علیه - عبارتند از:
1- کتاب الطهاره (در سه جلد)
2- الرسائل (در دو جلد)
3- اسرار الصلوة (سر الصلوة)
4- آداب الصلوة.
5- چهل حدیث.
6- طلب و اراده.
7- البیع (در پنج جلد)
8- المکاسب المحرمه (در دو جلد)
9- تحریر الوسیله (در دو جلد)
10- شرح دعای سحر.
11- کشف الاسرار.
12- شرح حدیث رأس الجالوت.
13- رساله اجتهاد و تقلید.
14- تفسیر سوره حمد.
15- حاشیه ای بر مفاتیح الغیب.
17- حاشیه بر اسفار.
18- تعلیقات بر کتاب ارث ملا هاشم خراسانی.
19- شرح حدیث جنود عقل و جهل.
20- نیل الاوطار فی بیان قاعده لاضرر و لا ضرار.
21- حکومت اسلامی (ولایت فقیه)
22- دیوان شعر
23- رساله علمیه (و نیز مناسک حج)
24- مبارزه با نفس (تقریر به وسیله سید حمید روحانی)
25- استفتاآت (در دو جلد)
26- همچنین کتاب تحریر الوسیله حضرت امام - سلام الله علیه - تحت عنوان: تفضیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله،توسط آیت الله العظمی فاضل لنکرانی در چهل جلد انتشار یافته است.
27- تهذیب الاصول (تقریات دروس خارج اصول ایشان، توسط آیت الله حاج شیخ جعفر سبحانی تبریزی)
- البته صحیفه نور که حاوی بسیاری از نامه ها، اطاعیه ها و سخنان آن پیشوا است، در 22 جلد انتشار یافته است.
فصل دوم:
دیدگاه سیاسی - اجتماعی امام خمینی (س)
دیدگاه سیاسی امام راحل - سلام الله علیه - نشأت یافته از عقاید و اندیشه های دینی - اسلامی اوست. طبق اندیشه دینی - اسلامی، حکومت از آن خداست (5) که بر عهده رهبر معصوم (پیامبران و امامان) نهاده شده است، و در عصر غیبت،رهبری جامعه بر عهده فقها جامع الشرایط یعنی نایبان حضرت ولیعصر (عج) می باشد.(6)البته حقیقت این است که به معنی هدایت صحیح جامعه است به انبیا و ائمه (علیه السلام) اختصاص دارد(7) امام امت - سلام الله علیه - در نظام سیاسی جامعه، فقط به حکومت اسلامی و نظام جمهوری اسلامی می اندیشد.(8)
نکته قابل ملاحظه آنکه چون از اندیشه های ژرف سیاسی امام - سلام الله علیه - نمی توان به آسانی پرده بر گرفت، به ناچار برخی از نکات برجسته موضوع مورد بحث را از نظر می گذرانیم.

1- ولایت فقیه

ولایت فقیه به نوبه خود چند اصل را به همراه دارد که امام - صلوات الله علیه - بر آنها تأکید فراوان داشت، آن اصول عبارتند از:
الف - اجرای قانون خدا و تعالیم اسلام در جامعه (9)
ب - اعتقاد به مساله غیبت و نیابت:
انتظار ظهور موعود اسلام و امام غایب، یکی از اصول اساسی ولایت فقیه است؛ زیرا تصدی امور جامعه و اجرای دستورهای الهی پس از شهادت امام یازدهم (امام حسن عسکری) بر عهده او (امام زمان عج ) است (10)او بنا به مصالح الهی در پس پرده غیبت، بسر می برد.
وی ذخیره خدا برای هدایت بشر است و روزی ظهور خواهند کرد (11) و چون غایب هستند، سیاستگذاری جامعه در دوران غیبت کبری با ولایت فقیه است (12) زیرا: ولایتی که رسول الله علیه السلام در اداره جامعه داشت،بدون تردید برای ولی فقیه نیز در دوران غیبت ثابت است (13) تا اینکه او ظهور کند. (14)