فهرست کتاب


فرهنگ عاشورا

جواد محدثی‏

عامربن مسلم عبدی

از شهدای کربلا بود. عامر که اهل بصره بود، همراه غلامش «سالم» از بصره به مکّه آمد و به سیدالشهداعلیه السلام پیوست و از آنجا همراه امام تا کربلا آمد و روز عاشورا در حمله اوّل به شهادت رسید.(824) شرافت دیگر او آن است که در زیارت ناحیه مقدّسه نام او آمده است و سلام به او داده شده است.(825)

عبّاس بن علی علیهما السلام

فرزند امیرالمؤمنین، برادر سیدالشهدا، فرمانده و پرچمدار سپاه امام حسین علیه السلام در روز عاشورا. عبّاس در لغت، به معنای شیر بیشه، شیری که شیران از او بگریزند است.(826)
مادرش «فاطمه کلابیّه» بود که بعدها با کنیه «ام البنین» شهرت یافت. علی علیه السلام پس از شهادت فاطمه زهرا با امّ البنین ازدواج کرد. عباس، ثمره این ازدواج بود. ولادتش را در 4 شعبان سال 26 هجری در مدینه نوشته اند و بزرگترین فرزند امّ البنین بود و این چهار فرزند رشید، همه در کربلا در رکاب امام حسین علیه السلام به شهادت رسیدند. وقتی امیرالمؤمنین شهید شد، عباس چهارده ساله بود و در کربلا 34 سال داشت. کنیه اش «ابوالفضل» و «ابوفاضل» بود و از معروفترین لقبهایش، قمربنی هاشم، سقّاء، صاحب لواء الحسین، علمدار، ابوالقِربه، عبدصالح، باب الحوایج و... است.
عباس با لبابه، دختر عبیداللَّه بن عباس (پسرعموی پدرش) ازدواج کرد و از این ازدواج، دو پسر به نامهای عبیداللَّه و فضل یافت. بعضی دو پسر دیگر برای او به نامهای محمّد و قاسم ذکر کرده اند.
آن حضرت، قامتی رشید، چهره ای زیبا و شجاعتی کم نظیر داشت و به خاطر سیمای جذّابش او را «قمربنی هاشم» می گفتند. در حادثه کربلا، سمت پرچمداری سپاه حسین علیه السلام و سقّایی خیمه های اطفال و اهل بیت امام را داشت و در رکاب برادر، غیر از تهیّه آب، نگهبانی خیمه ها و امور مربوط به آسایش و امنیّت خاندان حسین علیه السلام نیر بر عهده او بود و تا زنده بود، دودمان امامت، آسایش و امنیّت داشتند.(827) روز تاسوعا که امام، او را برای مهلت گرفتن نزد سپاه کوفه فرستاد، تعبیر والا و بالای «بِنَفسی اَنتَ یا اَخی »(828) (جانم فدایت ای برادر) به کار برد.
روز عاشورا، سه برادر دیگر عباس پیش از او به شهادت رسیدند. وقتی علمدار کربلا از امام حسین علیه السلام اذن میدان طلبید حضرت از او خواست که برای کودکان تشنه و خیمه های بی آب، آب تهیّه کند. ابوالفضل علیه السلام به فرات رفت و مشک آب را پر کرد و در بازگشت به خیمه ها با سپاه دشمن که فرات را در محاصره داشتند درگیر شد و دستهایش قطع گردید و به شهادت رسید. البته پیش از آن نیز چندین نوبت. همرکاب با سیدالشهدا به میدان رفته و با سپاه یزید جنگیده بود. عباس، مظهر ایثار و وفاداری و گذشت بود. وقتی وارد فرات شد، با آنکه تشنه بود، امّا بخاطر تشنگی برادرش حسین علیه السلام آب نخورد و خطاب به خویش چنین گفت:
یا نَفسُ مِن بَعدِ الحُسَینِ هُونی
وَبعدَهُ لاکُنتِ اَنْ تَکُونی
هذَا الحُسَینُ وارِدُ المَنُونِ
وَتَشرَبینَ بارِدَ المَعینِ
تَاللَّهِ ما هذا فِعالُ دینی
و سوگند یاد کرد که آب ننوشد.(829) وقتی دست راستش قطع شد، این رجز را می خواند:
وَاللَّهِ اِنْ قَطَعتُمُوا یَمینی
اِنّی اُحامی اَبَداً عَن دینی
و عَن اِمامٍ صادقِ الیقین
نجل النّبیِّ الطّاهِرِ الأمینِ
و چون دست چپش قطع شد، چنین گفت:
یا نَفسُ لاتَخْشَیْ مِنَ الکُفَّارِ
وَ اَبْشِری بِرَحْمَةِ الجَبَّارِ
مَعَ النَّبِیِّ السَّیِّدِ المُختارِ
قَد قَطَعُوا بِبَغْیِهِم یَساری
فَاَصْلِهِم یا رَبِّ حَرَّ النَّارِ
شهادت عباس، برای امام حسین بسیار ناگوار و شکننده بود. جمله پر سوز امام، وقتی که به بالین عباس رسید، این بود: «الآنَ إنکَسَرَ ظَهری وَ قَلَّتْ حیلَتی وَ شَمِتَ بی عَدُوّی».(830)و پیکرش، کنار «نهر علقمه» ماند و سیدالشهدا به سوی خیمه آمد و شهادت او را به اهل بیت خبر داد. هنگام دفن شهدای کربلا نیز، در همان محلّ دفن شد. از این رو امروز حرم اباالفضل علیه السلام با حرم سیدالشهدا فاصله دارد.
مقام والای عباس بن علی علیهما السلام بسیار است. تعابیر بلندی که در زیارتنامه اوست، گویای آن است. این زیارت که از قول حضرت صادق علیه السلام روایت شده، از جمله چنین دارد: «السَّلامُ عَلَیکَ اَیُّهَا العَبدُ الصَّالِحُ المُطیعُ للَّهِ وَلِرَسُولِهِ وَلِأمیرِالمُؤمِنین وَالحَسَنِ وَالحُسَینِ... اُشْهِدُاللَّهَ اَنّکَ مَضَیتَ عَلی مامَضی بِهِ البَدْرِیُّونَ وَالمُجاهِدُونَ فی سَبیلِ اللَّهِ المُناصِحُونَ فی جِهادِ أعدائِهِ المُبالِغونَ فی نُصْرَةِ أولِیائِهِ الذَّابُّونَ عَن اَحِبَّائِهِ...»(831) که تأیید و تأکیدی بر مقام عبودیت و صلاح و طاعت او و نیز تداوم خطّ مجاهدان بدر و مبارزان با دشمن و یاوران اولیاء خدا و مدافعان از دوستان خداست. امام سجادعلیه السلام نیز سیمای درخشان عباس بن علی را اینگونه ترسیم فرموده است: «رَحِمَ اللَّهُ عَمِّیَ العَبَّاسَ فَلَقَد آثَرَ وَاَبْلی وَفَدا اَخاهُ بِنَفسِهِ حَتّی قُطِعَتْ یَداهُ فَاَبْدَلَهُ اللَّهُ عَزَّوَجَلَّ بِهِما جَناحَیْنِ یَطیرُ بِهِما مَعَ المَلائِکَةِ فِی الجَنَّةِ کَما جَعَلَ لِجَعفَرَبنِ اَبی طالِب وَاَنَّ لِلعبَّاسَ عِندَاللَّهِ تَبارکَ وَتَعالی مَنزِلَةً یَغْبِطُهُ بِها جَمیعُ الشُّهَداءِ یَومَ القِیامَةِ».(832) که در آن نیز مقام ایثار، گذشت، فداکاری، جانبازی، قطع شدن دستانش و یافتن بال پرواز در بهشت، همبال با جعفر طیّار و فرشتگان مطرح است و اینکه: عمویم عباس، نزد خدای متعال، مقامی دارد که روز قیامت، همه شهیدان به آن غبطه می خورند و رشک می برند.
عباس یعنی تا شهادت یکّه تازی
عباس یعنی عشق، یعنی پاکبازی
عباس یعنی با شهیدان همنوازی
عباس یعنی یک نیستان تکنوازی
عباس یعنی رنگ سرخ پرچم عشق
یعنی مسیر سبز پر پیچ و خم عشق
جوشیدن بحر وفا، معنای عباس
لب تشنه رفتن تا خدا، معنای عباس(833)
در زیارت ناحیه مقدسه نیز از زبان حضرت مهدی علیه السلام به او اینگونه سلام داده شده است: «السَّلامُ عَلی اَبِی الفَضلِ العَبَّاسِ بنِ اَمیرِالمُؤمِنین، المُواسی اَخاهُ بِنَفْسِهِ، الآخِذُ لِغَدِهِ مِنْ اَمْسِهِ، الفادی لَهُ، الواقِی السَّاعِی اِلیهِ بِمائِهِ، المَقطُوعَةِ یَداهُ...».(834) سلام بر عباس، که با جانش در راه برادر مواسات و ایثار کرد، آنکه از امروزش برای فردایش بهره گرفت، خود را فدای برادر کرد و با آبرو برای او تلاش کرد...
کربلا کعبه عشق است و من اندر احرام
شد در این قبله عشاق، دو تا تقصیرم
دست من خورد به آبی که نصیب تو نشد
چشم من داد از آن آبِ روان تصویرم
باید این دیده و این دست دهم قربانی
تا که تکمیل شود حجّ من و تقدیرم(835)

فرات، مشک، وفا، سقّایی، دستهای قلم شده، نهر علقمه