فهرست کتاب


چهل داستان از کرامات امام حسین علیه السلام

مصطفی محمدی اهوازی‏

(33) اثر زیارت عاشورا

فقیه زاهد عادل، مرحوم شیخ جواد عرب - که مرجع تقلید گروهی از شیعیان عراق بود - در شب 26 ماه صفر 1336 هق. در نجف اشرف در خواب حضرت عزرائیل را می بیند. پس از سلام از او می پرسید، از کجا می آیی؟
- از شیراز، و روح میزا ابراهیم محلاتی را قبض کردم.
- روح او در عالم برزخ در چه حالی است؟
- در بهترین حالات و در بهترین باغهای برزخ و خداوند هزار ملک موکل او کرده است که فرمان او را می برند.
- برای خواند زیارت عاشورا.
(مرحوم میزای محلاتی سی سال آخر عمرش، زیارت عاشورا را ترک نکرد و هر روز که به سبب بیماری یا امر دیگری نمی توانست بخواند، نایب می گرفت.)
آن مرحوم از خواب بیدار شد و فردای آن شب، به منزل آیة الله میزا محمد تقی شیرازی، میزای دوم، رفت و چون خواب خود را برای میرزا نقل کرد، ایشان گریست. سبب گریه را می پرسند.
می فرمایند: میرزای محلاتی از دنیا رفت و استوانه فقه بود.
گفتند: شیخ خوابی دیده و واقعیت آن معلوم نیست.
میرزا می فرماید: بلی، خواب است اما خواب شیخ مشکور است نه خواب افراد عادی.
فردای آن روز، تلگراف در گذشت میرزای محلاتی از شیراز به نجف مخابره شد و صدق رویای آشکار گشت. (41)

(34) قلوب مؤمنین و نام حسین علیه السلام

علامه نوری رحمة الله در کتاب دارالسلام خود می فرماید:
سید هاشم نجفی رحمة الله شبی در روضه مقدس و مرقد مطهر امام حسین علیه السلام مشغول به نماز و زیارت و دعا بود، تا اواخر شب که خدام شروع نمودند و به مرخص نمودن مردم، تا درهای حرم مطهر را ببندند؛ ولی به علت مقام و شأن و منزلت آن سید بزرگوار متعرض او نشدند.
سید می فرماید: وقتی که از نماز و دعا فارغ شدم و می خواستم از خدمت آقا مرخص شوم و وارد السدر شدم، در آنجا دو شخص نورانی را دیدم که ایستاده اند، و به من خطاب کرده، فرمودند: این شهر حداد دارد؟
گفتم: بلی.
گفتند: شغل حداد چیست؟
گفتم: آهن را در آتش می کند و به این وسیله آن را نرم می کند تا با آن آلات مختلف بسازد.
گفتند: چگونه آهن با مجاورت آتش نرم و مطیع می گردد، ولی قلوب این مردم با مجاورت در کنار این امام واجب الطاعة نرم و متأثر نمی شود.
آنگاه به یکدیگر گفتند: نماز عشا را باید در مدینه طیبه بخوانیم. این را گفتند و از نظر من غایت شدند. (42)

(35) حضرت نوح علیه السلام و مدد از امام حسین علیه السلام

در ژوئیه 1951 میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی، مشغول زمین کاوی بودند که ناگهان به تخته چوب هایی پوسیده برخوردند و پس از کاوش بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین، وجود داشته که گذشت زمان، آنها را کهنه و پوسیده ساخته است و از علایمی دریافتند که باید این چوبها غیر عادی و مشتمل بر راز نهفته ای باشد.
این بود که با دقت کامل، زمین را شکافتند و در نتیجه، تخته چوبهای پوسیده و چیزهای دیگری از آنجا در آوردند و در آن میان، تخته چوب مستطیلی یافتند که همه را به حیرت انداخت؛ زیرا در اثر گذشت زمان کهنگی و پوسیدگی به تمام چوبها راه یافته بود، جز این تخته که چهارده اینچ (43)طول و ده اینچ داشت و حرفی چند بر آن منقش بود.
دولت روس برای تحقیق و بررسی درباره این تخته چوب، در 27 فوریه 1935 م کمیته ای تشکیل داد که اعضای آن باستان شناسان و استادان شناخت زبانهای عتیق بودند و ما اکنون نام و عنوان آنان را در اینجا می آوریم:
1 - سولی نوف - استاد دانشگاه مسکو (بخش زبانها)؛
2 - ایفاهان خینو - استاد شناخت زبانها باستانی در دانشکده رچاینا؛
3 - یماثن - لوفارتگ - رئیس اداره باستان شناسی؛
4 - تانمول گورت - استاد زبانها در دانشکده کیفزو؛
5 - دی - راکن - عتیقه شناس و استاد دانشگاه لنین.
6 - ایم - احمد کولا - ناظم دفتر تحقیق زتکومن؛
7 - میجرکولتوف - ناظر دفتر تحقیقات دانشکده استالین.
بالاخره پس از هشت ماه تحقیق و کاوش، اسرار آن تخت چوب، برای کمیته کشف گردید و معلوم شد که این تخته چوب، از کشتی حضرت نوح علیه السلام است که برای تیمن و مدد خواهی چیزهایی بر آن نوسته و بر کشتی نصب کرده است. در وسط تخته یک تصویر پنجه نمایی وجود داشت که عبارتی چند به زبان سامانی بر آن نگاشته بود و ما اکنون آن تخته را در دیدگاه خوانندگان محترم محترم قرار می دهیم تا تصویر و نوشته ها را چنانکه در زمان حضرت نوح علیه السلام بوده مشاهده کنند:

ای خدا من! ای مددکار من!
به لطف و مرحمت خود و به طفیل ذوات مقدس
محمد، ایلیا، شبر، شبیر و فاطمه علیه السلام دست مرا بگیر. این پنج وجود مقدس از همه با عظمت تر و واجب الاحترام هستند و تمام دنیا برای آنان، برپا شده است.
پروردگارا به واسطه نامشان، مرا مدد فرمای. تو می توانی همه را به راه راست، هدایت نمایی.