فهرست کتاب


شرح مناجات شعبانیه

محمد محمدی گیلانی‏

انسان، مرزوق به همه ارزاق است

انسان در این سیاره زمینی که زندگی می کند، گرچه در مقابل مجموعه جهان طبیعت دارای کمیّتی بسیار ناچیز است ولی موجودی است فکور و در موجوداتی که پیرامون وی هستند، می اندیشد و می یابد که اصل وجود برای بقای آنها کافی نیست، بلکه در بقای خود، ناگزیر به استمداد از امور دیگری می باشند، مانند خوردنیها و آشامیدنی ها و پوشیدنیها و مسکونیها و تناسلها و توالدها و نظایر این ها که مایه بقا و استمرار وجود است و این مایه بقا همان رزق است که برحمت واسعه حقتعالی در گستره هستی گسترده است و ارزاق طبق مرزوقین، مختلف و گوناگون است و اینکه روزی دهنده در این آیه:انَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزاقُ ذُو القُوَّةِ المَتین 51: 58()با صیغه مبالغه و توصیف آن به «ذو القوة المتین» آمده به همین جهت است یعنی ارزاق الهی آمار ناپذیر است، زیرا مرزوقین از احصای ما بیرونند و برخی از ارزاق، معنوی و برخی حسّی است، چنانکه مرزوقین، گروهی معقول و گروهی محسوسند ولی انسان در میان همه آنها به اموری ممتاز است از آن جمله آنکه، ماعدای انسان، هر یک به حسب مرتبه خود، غذا و روزی مخصوصی به وجه خاصّی دارند که از آن تجاوز نمی کنند، اما انسان از آن رو که کون جامع و مفطور به فطرت «اللَّه» می باشد، به همه انواع اغذیه مرزوق
شرح مناجات شعبانیه ص : 89
است و قابل همه احکام و آثار اسماء اللَّه تعالی است:«و علّم آدم الاسماء کلّها» 2: 31.
و همان گونه که مزاج صوری نشأت گرفته از اغذیه چنانچه در حدّ اعتدال باشد، قوای بدنی، احکام خود را در حدّ اعتدال ابراز می نماید، همچنان مزاج روح نشأت گرفته از صفات حمیده و مکارم اخلاق چنانچه در حدّ اعتدال حقیقی یا قریب به آن باشد، از قوای چنین روحی ممکن است آیات و کراماتی ظاهر شود که خارق العاده باشد، بلکه ممکن است ارواح و نفوس کشوری یا قطری را مقهور خود سازد و به صبغه صفات خویش رنگ آمیزی کند و در جهت مراد خویش سوق دهد و حتّی غذای اندکی که برای فرد عادی، نیرویی نمی آورد، در مزاج روح موصوف، منشأ نیروی فوق العاده ای شود، مثلا غذایی که رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله تناول می فرموده برای شخص عادی آن مقدار از غذا منشأ نیرو و توان بر انجام عملی قابل ذکر نیست ولی روح توانمند و معتدل رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله همان غذای ناچیز را به قدرتی خارق العاده تبدیل می نموده، چنانکه از سیره آن حضرت در غزوات و عبادات مشهود می گردد، و بسیاری از اصحاب آن بزرگوار و تابعان و اهل بیت علیهم السّلام بدین منوال بوده اند و کثیری از اهل کمال و پارسایان و عبّاد و علمای گذشته و حال به این موهب کبری مفتخر بوده و هستند، یعنی با غذای قلیل به انجام عبادات شاقّه علمی و عملی قیام نموده و می نمایند.
شرح مناجات شعبانیه ص : 90

ارواح طیبه، فرودگاه فرشتگان

همه این برکات و خیرات، رزقی است که حضرت «الرّزاق» به نفوس طیبه و ارواح طاهره ارزانی می دارد، نفوسی که بنصّ قرآن، فرودگاه ملائکة اللَّه تعالی می باشند.انَّ الَّذینَ قالُوا ربُّنا اللَّه ثُمَّ استَقامُوا تَتَنزَّلُ عَلَیْهِم المَلائکةُ الا تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ ابْشِرُوا بِالجَنَّة الّتی کُنْتُم تُوعَدُونَ نَحْنُ اولیاؤکُمْ فِی الحَیوةِ الدُّنیا وَ فِی الآخِرَةِ... 41: 30 - 31()دعا کننده دل آگاه مسألت می کند که از این روزیهای معنوی، خداوند متعال محرومش ننماید زیرا احدی جز خدای تعالی، توان بر موهبت خردلی ندارد، و اگر او کسی را از رزقها بی نصیب کند چه کسی غیر از اوست که بر وی رحمت آرد؟ و اگر او به کسی توجهی فرماید، فرشتگان افتخار می کنند که اولیا چنین مؤمنی هستند. بلی یا اله العاصین «ما ذا وجد من فقدک؟ و ما الّذی فقد من وجدک؟» الهی چون با توأم از جمله تاج دارانم و تاج بر سر، و اگر بی توأم از جمله خاکسارانم و خاک بر سر.
نفوس خبیثه، فرودگاه شیاطین
و اما نفوس خبیثه ای که در اثر سبک شمردن حقوق الهی و کفران نعمتهای حضرتش و مؤانست با بطّالان و مجانبت از زنده دلان، به حرمان از روزی معنویات و بعد از آستان واهب العطایا
شرح مناجات شعبانیه ص : 91
مبتلا شده اند، محل نزول شیاطین و آشیانه وزرای خنّاسند.
هَلْ انَبِّئُکُمْ عَلی مَنْ تَنَزَّلُ الشّیاطین تَنَزَّلُ عَلی کُلِّ افّاک اثیمٍ یُلْقُونَ السَّمْعَ وَ اکْثَرُهُمْ کاذِبُونَ 26: 221 - 223.() آیا با خبر سازم شما را بر چه کسانی شیاطین نازل می شوند؟ بر هر کذّاب و تیره درون نازل می شوند، تیره درونانی که به هر ترّهات و اراجیف گوش فرا می دارند و بیشترشان در نقل همان اراجیف کاذبند.
در حدیث نبوی آمده است:
«الکلمة یخطفها الجنّی فیقرؤها فی اذن ولیّه فیزید فیها اکثر من مائة کذبة.»
یعنی کلمه ای را جاسوس جنّی می رباید و زیر گوش ولیّ خویش از آدمیزاد قرائت می کند و آن آدمیزاد، آن یک کلمه را بیشتر از صد دروغ می سازد و اشاعه می دهد.
این دشمن قسم خورده لازال با جنود خویش در تلاش است که جولانگاه خویش را گسترش دهد و به سراغ دلهای اهل ایمان می رود و دامهای ویژه خود را برای شکار این دلها می گستراند، چنانکه از رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله نقل گردیده که فرمودند:
یعقد الشّیطان علی قافیة رأس احدکم اذا هو نام ثلاث عقد یضرب علی کلّ عقدة مکانها، علیک لیل طویل فارقد، فان استیقظ و ذکر اللَّه تعالی انحلّت عقدة فان توضّأ انحلت عقدة فان صلّی انحلّت عقده کلّها فاصبح نشیطا طیّب النّفس و الا اصبح خبیث
شرح مناجات شعبانیه ص : 92
النّفس کسلان.
شیطان بر پشت گردن یکی از شما، اهل ایمان هنگامی که می خوابد، سه گره می زند و بر هر گرهی در جایش ضربه ای می زند و می گوید: بر تو شبی است طولانی، بخواب پس اگر در اثنا بیدار شود و ذکر خدایتعالی گوید، گرهی باز می شود و چنانچه وضو سازد، گرهی دیگر باز می شود و اگر نماز بجای آورد، تمام گره ها باز شده است، و با نشاط و روح پاک صبح می کند و گر نه با کسالت و رنجوری در صبح داخل می شود.
همانطور که گفتم: انسان های وارسته، که مزاج روحشان با امتزاج مکارم اخلاق در حدّ اعتدال حقیقی است، غذایشان متروّح می شود، و از این روست که شیطان با آنان همیشه در تنگنا و مضیقه است، زیرا منفذی برای جریان در فکر بلکه در پندارشان ندارد به خلاف وابستگان به دنیا، که با خوردن و آشامیدن، ارواحشان، متجسّد می گردد و روحشان جسمانیّت می یابد، و شیطان با آنان در وسعت و فراخی است و همچون امواج خونشان، در مراکز فکر و اراده و تصمیمشان، در جریان است.
ح مناجات شعبانیه ص : 93
قوله:الهی اعوذ بک من غضبک و حلول سخطک، إلهی ان کنت غیر مستأهل لرحمتک فأنت أهل أن تجود علیّ بفضل سعتک.
الهی از خشم و نزول انتقامت به خودت پناه می آورم، الهی اگر من شایسته رحمتت نیستم، امّا این تویی که شأنیّت جود و بخشایش بفضل رحمت گسترده ات را به من داری.

رحمت و غضب الهی

از میل فطری که هر موجود زنده ای در جهان طبیعت، به حفظ بقا و تأمین منافع و مصالح خویش دارد، حالت دفاع یا انتقام در مقابل متجاوز به حریم وجود و مصالح و منافعش از وی ظاهر می گردد، این حالت را خشم و غضب می نامند که در انسان، بروز چنین حالتی غالبا با برآمدگی رگهای پیشانی و گردن و جریان بیشتر خون در سطح بدن
شرح مناجات شعبانیه ص : 94
همراه می باشد، و از این رو، صورت انسان خشمگین بر افروخته و چشمانش سرخ و عادتا آوازش متشنّج و غلیظ و عضلاتش منقبض و سوراخهای بینی وی فراختر می شوند تا بتواند طوفان سوزان اندرون خویش را آسانتر خارج سازد. و از رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله روایت شده که فرمودند:
انّ الغضب جمرة توقد فی القلب أ لم تروا إلی انتفاخ اوداجه و حمرة عینیه...؟
غضب بی تردید اخگر سوزانی است که در قلب افروخته می شود، مگر رگهای گردن پر باد و سرخی چشمان انسان خشمگین را نمی بیند؟ و بدین جهت است که علمای اخلاق، غضب را به «غلیان دم القلب لطلب الانتقام» تعریف کرده اند.
در مبحث نفس که از اقسام مباحث فلسفه طبیعی است، فلاسفه بعد از اثبات نفس، در مقام اثبات آلات و قوای ادراکی و تحریکی نفس حیوانی بر می آیند، و در قسمت قوای محرّکه حیوانی می گویند.
تقسیم قوای محرکه حیوانی
قوای محرّکه حیوانی به دو رشته تقسیم می گردند: یک رشته به نام قوّه شوقیه که «باعثه» و «نزوعیّه» هم نامیده می شود و رشته دیگر به نام قوه عامله مباشر تحریک نامیده می شود و احیانا به آن «فاعله» نیز گفته می شود.
شرح مناجات شعبانیه ص : 95
قوه شوقیّه که همان باعثه و نزوعیه است، خاستگاه دو قوّه به نامهای قوّه شهویّه و قوّه غضبیّه است، زیرا صورتی که در قوّه درّاکه مرتسم می گردد، چنانچه مطلوب و نافع و ملایم با طبع ادراک کننده باشد، اعم از آنکه واقعا نافع باشد یا نه، پس از تمامیّت مبادی اراده به کمک قوّه شوقیّه در اشتداد و تأکید شوق و تصمیم عزم، همین قوّه باعثه، قوّه عامله را بر تحریک آلات حرکت از اوتار و رباطات بر می انگیزد تا صورت مطلوب در خارج از ظرف ادراک عینیّت یابد، و در این صورت این قوّه را قوّه شهویّه می خوانند.
و چنانچه صورت مترسم شده در ظرف ادراک، منافر با طبع ادراک کننده باشد، اعمّ از آنکه واقعا هم چنین باشد یا نه، پس از تمامیّت مبادی اراده چنانکه گفتیم، همان قوّه باعثه، قوّه عامله را بر تحریک آلات حرکت بدن در مقام دفاع و انتقام بر می انگیزد، و در این صورت، این قوّه را قوّه غضبیّه می نامند.
انسان از آن جهت که حیوان است، واجد این قوّه (شهوت و غضب) است و این دو قوّه از اساسی ترین نیروهای عمران و تمدّن است، و انسان از آن جهت که انسان است، دارای دو قوّه دیگری است که به نامهای قوّه نظری و قوّه عملی است و به تعبیر صحیحتر، عقل نظری و عقل عملی است که شناخت هر یک از آنها و معرفت حدود فعالیتشان و قرابت و خویشاوندیشان نسبت به یکدیگر، موکول به مراجعه کتاب اشارات و طبیعیات شفا و نظائر این ها است.
شرح مناجات شعبانیه ص : 96
باری موهبت، غضب است که حوزه حیات و شرافت و ناموس و مال - و به یک کلام - منافع و مصالح فردی و اجتماعی در پناه آن صیانت می شوند، و مادامی موهبت است که در چهارچوب عقل و شرع باشد و تمایلات عالیه انسانی مانند دفاع از عدالت و انصاف و مکارم اخلاق و منافع و مصالح مشروع و معقول را انجام دهد. و کسانی که از این موهبت کبری محرومند، طبعا مردمی بیچاره و زبونند و رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله از آن گروه از امّت خویش که در صیانت شریعت تند و تیزند، ستایش می کند و می فرماید:«خیر امّتی أحداؤها»
یعنی بهترین طایفه از امّتم، تند و تیزهای آنان است که بدون ملاحظه از هیچ کس، با اخگر افروخته خشم خدایی پر و بال متجاوز به حریم شریعت را می سوزانند.