فهرست کتاب


شرح مناجات شعبانیه

محمد محمدی گیلانی‏

بداء یا تغییر سرنوشت

هر پدیده ای در جهان طبیعت بدون استثنا مسبوق به ماده ای است که حامل استعداد آن پدیده است و مادّه مستعدّ هر اندازه دورتر از حادثه مفروض باشد، ابهام آن بیشتر، و هر چه نزدیکتر باشد ابهام آن کمتر است، مثلا یک فرد انسان را در نظر می گیریم، مادّه مستعدّ این فرد پیش از صورت انسانی، نطفه و پیش از آن غذا و پیش از غذا، عنصر بوده و عنصر، مادّه مستعدّ مبهمی است زیرا استعداد قبول هزاران صور نوعیّه را دارد، و هنگامی مادّه عنصری مفروض صورت نوعیّه گندمی را مثلا پذیرفت، استعداد صدها صور نوعیه از آن زائل می شود ولی به صدها صور نوعیّه دیگر نزدیک می گردد و چون مادّه غذایی برای انسان می شود و صورت نطفگی و علقگی و مضغگی را می پذیرد، استعداد صورتهای دیگر باطل گردیده از ابهام بیرون آمده و راه همه صور غیر انسان مسدود شده، و متعیّن به تعیّن فرد مفروض انسانی می گردد و غیر صورت انسانی ممتنع می شود پس ماده مستعدّ
شرح مناجات شعبانیه ص : 79
در جهان طبیعت همراه با تغیّر است و هیچ مانعی از تغیّر و دگرگونی ندارد مگر بعد از تمامیّت وجودش در طریق استکمال که به صورت نوعی محصّل پدید آید و در همه مراحل قبلی در معرض تغییر و دگرگونی است. این مثال اگر چه درباره آفرینش صور نوعیّه از طریق تغییر و حرکت بوده ولی عین این محاسبه در سعادت و شقاوت، و سرنوشت و تقدیرات همه افراد بشر نیز جاری است که می توانید در این حدیث که مروی از امام صادق علیه السّلام است ملاحظه نمایید، و بداء و تغییر سرنوشت را تا آخرین لحظه ممکن از عمر آدمی با رساترین تعبیر مشاهده کنید. امام علیه السّلام فرمودند.
یسلک بالسعید فی طریق الاشقیاء حتّی یقول الناس: ما اشبهه بهم بل هو منهم ثمّ یتدارکه السعادة و قد یسلک بالشّقی طریق السعداء حتّی یقول الناس: ما اشبه بهم بل هو منهم ثم یتدارکه الشقاء. انّ من کتبه اللَّه سعیدا و ان لم یبق من الدنیا الا فواق ناقة ختم له بالسعادة.«»
گاهی سعادتمند در طریق بد فرجامیها سیر داده می شود تا آنجا که مردم می گویند: چقدر شبیه به بد فرجامهاست بلکه از خود آنهاست سپس سعادت او را در می یابد و گاهی بد عاقبت و بدفرجام در طریق سعادتمندان سیر داده می شود تا آنجا که مردم می گویند چقدر شبیه به سعادتمندان است بلکه از خود آنهاست، سپس شقا و بدبختی او را در می یابد، حقا آن کسی را که خداوند سرنوشت خوب برایش
شرح مناجات شعبانیه ص : 80
رقم زده و گرچه از عمر دنیایش به قدر باز و بسته شدن دست دوشنده شتر در وقت دوشیدن مانده باشد، عمرش به سعادت مختوم می گردد.
امر به دعا و صدقه دادن
و از این رو است که امر به دعا و صدقه دادن شده است و تصریح فرموده اند که دعا، قضا مبرم را تغییر داده و ردّ میکند. در اصول کافی، ج 2، ص 469 از امام صادق علیه السّلام روایت می کند:
انّ الدعاء یردّ القضاء و قد نزل من السّماء و قد أبرم إبراما.
دعا قضا مبرم و نازل شده از آسمان را ردّ می کند.
و در بحار الانوار راجع به دفع بلا نازل به وسیله صدقه، حدیثی از امام صادق علیه السّلام نقل کرده که خلاصه ترجمه آن چنین است:
«عیسی روح اللَّه - علی نبینا و آله و علیه الصلوة و السلام - بر قومی گذشتند که در هلهله و غلغله شادی بودند، فرمودند: برای این ها چه پیش آمده؟ عرض کردند: دختر فلان برای پسر فلان در امشب به زفاف برده می شود و این هلهله جشن بر آن است فرمودند: امروز در غلغله شادی و فردا در گریه عزایند کسی عرض کرد، چرا یا رسول اللَّه؟ فرمودند: عروس امشب می میرد منافقان که حاضر بودند، گفتند فردا نزدیک است تحقیق می کنیم، و چون تحقیق کردند عروس زنده بود، به عرض عیسی علیه السّلام رساندند، فرمودند برویم در خانه داماد تا
شرح مناجات شعبانیه ص : 81
سرّ قضیّه روشن شود و چون آمدند بر در خانه و در را زدند، داماد آمد و دیده اش بر حضرت روح اللَّه علیه السّلام افتاد، حضرت فرمودند: اجازه می دهید سؤالی از همسرت بکنم؟ پس از استذان و ورود حضرت از نو عروس پرسید: شب گذشته چه کار خیری انجام دادید؟ عرض کرد: اهل و عشیره ام که به فکر تهیه فرستادنم به خانه شوهرم بودند، سائلی آمد تقاضای خیری کرد، کسی به او پاسخ نداد و من بطور ناشناس خیری به او دادم، حضرت فرمودند: از بستر خویش دورتر برو، او نیز برخاست فاصله گرفت، ناگهان چشم حضار به افعی بزرگی افتاد که دم خود را دندان گرفته بود حضرت علیه السّلام فرمودند:
صدقه ای که دادی خداوند متعال این بلا را از تو باز گردانید.«»
شرح مناجات شعبانیه ص : 82
قوله:الهی ان حرمتنی فمن ذا الّذی یرزقنی و ان خذلتنی فمن ذا الّذی ینصرنی.
ای قبله همه حاجاتم اگر از خیرات و برکات محرومم سازی، کیست آن کس که روزیم گرداند؟ و اگر خوار و بی یارم فرمایی کیست آن کس که یاریم نماید؟

معنای اله

تعبیر «الهی» بیش از چهل بار در سر فصلهای راز و نیاز و لابه و التماس در این مناجات شریف آمده است. لفظ «اله» که منادای مضاف به «یاء» متکلم است به معنای «معبود» یا «معبود بحق» غالبا تفسیر شده و گفته اند: لفظ جلاله «اللَّه» در اصل «اله» بوده، و به جهت کثرت استعمال، همزه حذف گردید، در عوض، الف و لام بر آن داخل شد و «اللَّه» گردید و علم بالغلبه برای ذات اقدس حضرت برای با اعتبار توصیف حضرتش به همه اسمای حسنی و افعال ناشی از این اسما، گردیده است.
در لسان العرب می گوید: «اللَّه اصلش اله بوده و اله اطلاق
شرح مناجات شعبانیه ص : 84
نمی شود مگر بر کسی که معبود است و آفریننده عابد خویش و روزی دهنده و مدبّرش باشد، و بر وی اقتدار دارد و بر غیر چنین کسی اله گفته نمی شود، و اصل إله «ولاه» بوده که واو به همزه منقلب گردیده است. و معنی ولاه، قبله گاه آفریدگان در حاجاتشان می باشد که بدو روی می آورند و پناهنده می شوند و در آستانش التماس و لابه سر می دهند همانگونه که کودک به پناه مادرش طبعا مجذوب است».
و قاضی بیضاوی و بسیاری از اهل تحقیق و دقّت نیز در تفسیر «اله» همین گونه سخن گفته اند و ظاهرا معنی این لفظ «اله» اوسع از معبود یا معبود بحق است، و خصوصا با امعان نظر در موارد استعمال این لفظ، روشن می شود که در معنی معبودیت بحق، معانی مفزع و ملجأ و قبله بودن همه حوائج نیز اشراب گردیده است، و از فرازی از خطبه امام رضا علیه السّلام که به استدعای مأمون عباسی بعد از انتصاب به خلافت قرائت فرمودند، همین معنی را می توان استظهار نمود و آن فراز مورد استشهاد ما این است:«له معنی الربوبیه اذ لا مربوب و حقیقة الالهیة اذ لا مألوه.»«»
برای او (خداوند متعال) معنی پروردگاری بوده هنگامی که در پرده ای وجود نداشت، و برای او حقیقت الهیت بوده هنگامی که مالوهی (مخلوقی که اظهار نیاز یا پناهندگی و تضرّع در آستانش نماید) وجود نداشت و چنانچه معنی اله، صرف معبود می بوده، بی تردید خداوند متعال مألوه بوده و بس، چنانکه در بعضی از
شرح مناجات شعبانیه ص : 85
عبارات آمده است. ولی همان طور که ملاحظه فرمودید امام علیه السّلام مالوهیت را در مستوای مربوبیت قرار داده است، چنانکه ربوبیت و الهیت را در مستوای عالیتری اعلام فرموده اند، و مربوب یعنی مخلوق نیازمند به حضرت رب تعالی که پرورده انعام و مواهب او است، و طبعا مالوه نیز یعنی مخلوق نیازمندی که قبله حوائج او مرتبه الوهیت است و هر موجودی بالطبع به آستانش منجذب می شود، و آن مرتبه علیای الوهیت نه فقط مغناطیس دلها است که مغناطیس هر طالب کمالی است، زیرا طالبان کمال طبعا به کمالشان مشتاق و به سوی آن مجذوبند و از نقصان ویژه بخود گریزانند و همه کمالات و خیرات که در مراحل سلب بهره طالب کمال و خیر می شود، بدون استثنا جملگی معبر و طریق به سوی کمال و خیر بالذّاتند که آن ذات اقدس الوهیت است چه صفات الهیه متمایز از ذات واجبی نیست و بنابر این خیر بالذّات و کمال مطلق، معشوق همه است چه عقول فعّاله، چه نفوس عالیه، چه قوای حیوانی و نباتی و غیر این ها که قبله حاجات همگان مرتبه الهیت است، و هر یک عبادتی به تناسب خود دارد، و راکع و ساجد و تقدیس خوان و تسبیح گوی اویند.

عبادت موجودات

چنانکه در این آیات می شنوید:
اوَ لَم یَرَوْا ما خَلَقَ اللَّه مِن شیْ ء یَتَفیَّؤا ظِلالُهُ عَنِ الیَمینِ وَ الشَّمائِل سُجَّدا للّهِ وَ هُمْ داخِرُونَ، و للّهِ یَسْجُدُ ما
شرح مناجات شعبانیه ص : 86
فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الأرضِ مِن دابَّةٍ وَ المَلائِکَةُ وَ هُمْ لا یَسْتَکْبِرُونَ یَخافُونَ رَبَّهُمْ مِنْ فَوْقِهِمْ وَ یَفْعِلُونَ ما یُؤْمَرُونَ. 16: 48 - 50()آیا به آفریدگانی که خدای متعال آفریده نمی نگرند؟ چگونه سایه های آنها از راست به چپ می گردند، و همگی رام و ذلیلانه برای خداوند ساجدند، و برای خداوند همه موجودات سماوی و هر جنبنده ای که در زمین است و فرشتگان، سجده و خاکساری می کنند، و هیچ گونه استکباری ندارند، و در عین سجود از سلطنت و استیلای پروردگارشان بیمناکند، و انجام می دهند آنچه را که به آن امر می شوند.
پس همه موجودات بدون استثنا، به سوی «اللَّه» و مرتبه الهیّت منجذبند و همگی در عبادت و سجده اند و رام و آرام برای حضرتش در التماس و تضرّعند، و تسبیح گوی او نه بنی آدمند و بس بلکه از سایه های بی جان گرفته تا ملائکة اللَّه علیها السّلام جملگی در سجده و تسبیح و تهلیلند«و عنت الوجوه للحیّ القیّوم» 20: 111.() بلی:
عشق در پرده می نوازد ساز عاشقی کو که بشنود آواز؟
هر نفس پرده ای دگر سازد هر زمان زخمه ای کند آغاز
همه عالم صدای نغمه اوست که شنیده چنین صدای دراز
راز او از جهان برون افتاد خود صدا کی نگاه دارد راز
سرّ او از زبان هر ذرّه خود تو بشنو که من نیم غمّاز
شرح مناجات شعبانیه ص : 87
باری، با توجه به آنچه درباره «اله» و الوهیت گفتیم، راز تکرار و استیناف تعبیر «الهی» در سر فصلها و آغاز فرازهای این مناجات روشن می شود، و در نخستین فرازی که پس از این منادی آمده تلقین توحید ذات واجب الوجود در الهیّت است، یعنی چنانکه در وجوب وجود، فرد و بی شریک است، همچنان در آفرینش و تدبیر امور آفریدگان از اعطای روزی و دیگر کمالات وجودی و ایصال نفع و ضرر و غیر این ها، فرد است و شریک ندارد، و«لا اله الا اللَّه»و دعا کننده با التماس و تضرّع عرض می کند:
الهی: ای قبله حاجاتم اگر از خیرات و عطایا محروم و بی نصیبم سازی، کیست آن کس که روزیم گرداند؟ و اگر خوار و بی یارم فرمایی، کیست آن کس که یاریم نماید؟ یعنی زمام همه امور از اعطا و امساک کلا در قبضه اقتدار تو است و همگی ملک تواند و تویی «مالک الملک تؤتی الملک من تشاء و تنزع الملک ممّن تشاء».
این التماس و پناهندگی به حضرت «اله» از سرشت گریز از ظلمت نقصان، نشأت گرفته است و دعا کننده خوف خویش را از حرمان رزق الهی فاش می سازد، و محرومیت از رزق ملازم با نقصان و کاستی و احیانا لحوق به عدم است و عالم امکان جملگی دچار این خوف به تناسب نشأه خویشند، زیرا اعیان همه ممکنات با وجود عاریتی ظاهر گشته اند وان یَشَأْ یُذْهِبْکُمْ وَ یَأْتِ بِخَلقٍ جَدیدٍ وَ ما ذلِکَ عَلی اللَّهِ بِعَزیزٍ 14: 19 - 20.()
شرح مناجات شعبانیه ص : 88