فهرست کتاب


شرح مناجات شعبانیه

محمد محمدی گیلانی‏

شرح مناجات شعبانیه

این دعا به جهت مضامین عالی و بلندی که دارد، برای همه کس قابل فهم درست نیست، نکات و ظرائف آن نیاز به شرح و تبیین دارد از این رو امام قدّس سرّه در چند مورد از سخنان گهربارش آرزو فرمود که این گونه ادعیه تفسیر و شرح گردد و از آن جمله فرمودند:
«مفسرانی که اهل این معانی هستند ادعیه ائمه را تفسیر کنند... آنهایی که اهل نظر هستند، اهل معرفت هستند آنها را شرح کنند آنها را به مردم ارائه بدهند، اگر چه هیچ کس نمی تواند آن چیزی که به حسب واقع هست شرح کند».«» و بدین منظور، فقیه عالیقدر، عارف واصل، ظهیر انقلاب و ولیّ امر مسلمین، حضرت آیة اللّه حاج شیخ محمد محمدی گیلانی که از برجسته ترین شاگردان امام و از فقهای صاحب نام دنیای اسلام که هم مرد قال است و هم مرد حال، هم اهل بیان است و هم
شرح مناجات شعبانیه ص : 16
اهل بنان، هم اهل عرفان است و هم اهل فتوا، هم از رهبان شب است و هم از شیران روز، هم استاد فلسفه و عرفان است و هم مدرس فقه و اصول و تفسیر، اقدام به شرح این مناجات فرمود که حقا می توان آن را راهگشای سلوک در این راستا دانست چرا که معظم له همان گونه که امام قدّس سرّه بدان تأکید دارند، از معدود بزرگانی است که این گونه مسائل بلند عرفانی را «ذوق» کرده و چشیده است، به امید آن روز که با سپردن مسئولیتهای حکومتی به شاگردانش، فراغت بیشتری در حل مشکلات اعتقادی و عرفانی و فقهی نصیبش گردد، تا دنیای اسلام و حوزه های علمیه از وجودش بهره مندتر گردد.

چگونگی چاپ این کتاب؟

مدتی پیش، جناب آقای مهندس طاهائی استاندار محترم گیلان از اینجانب درخواست کرده بود که «مناجات شعبانیه» را شرح کنم تا وسیله استانداری گیلان چاپ و منتشر نماید.
بنده عرض کردم: مفخر گیلان، حضرت آیة اللّه گیلانی این کار را انجام داده چه بهتر که از معظم له درخواست و در چاپ نوشته ایشان اقدام گردد.
جناب آقای طاهائی طبق خصیصه علم دوستی و تلاشگری که دارد، این موضوع را پیگیری و نوشته مورد نظر را به انضمام یک نامه خطاب به بنده از معظم له دریافت و به این جانب سپرد.
شرح مناجات شعبانیه ص : 17
حضرت استاد در آن نامه روی عنایتی که به بنده داشتند و دارند، اجازه فرمودند: اگر نوشته نیازی به اصلاح و یا پاورقی داشته باشد، مجاز در این کار باشم و لذا برای خالی نبودن عریضه مقدمه حاضر را فراهم و جاهایی که به نظر قاصرم نیاز به توضیح داشته پاورقیهایی تهیه و ارائه نموده ام و البته پاورقیهای بیشتر فرصت بیشتری را می طلبید که با تعجیلی که در چاپ و نشر آن وجود داشته چنین کاری میسور نبود و طبق اصل «المیسور لا یسقط بالمعسور» به کم آن بسنده گردید.
و نیز وعده فرمودند: شرح زیارت «امین اله» را که آماده فرموده اند، متعاقبا مرحمت خواهند فرمود تا بعد از این، به چاپ آن، اقدام گردد.
به امید روزی که معظم له موفق شود باقیمانده کتاب «شوارق الالهام» حکیم متأله ملا عبد اللّه الرزاق فیاض لاهیجی را که از بحث «کلام الهی» باقیمانده تکمیل، تا از این رهگذر هم «حوادث ناملایم» روزگار که به قول علامه شعرانی: منجر به عدم تکمیل آن گردیده بود [1]در این روزگار فرخنده جمهوری اسلامی، جبران و هم از باقیات الصالحات کنگره آن حکیم که در 23 - 24 تیر ماه 1372 شمسی در
__________________________________________________
[1]مرحوم علامه شعرانی در شرح و ترجمه فارسی «تجرید الاعتقاد» وقتی که به «کلام الهی» می رسد در پاورقی متذکر می شود: و از حوادث ناملایم روزگار و مصائب وی آنکه ملا عبد الرزاق لاهیجی - قدس سره - کتاب «شوارق» را به همین جا ختم کرد و موفق به شرح بقیه کتاب تجرید نشده است و علما از فیض بزرگی محروم ماندند رحمه اله و جزاه خیر الجزاء عما عمل (شرح و ترجمه کشف المراد شرح تجرید الاعتقاد، ص 402).
شرح مناجات شعبانیه ص : 18
زادگاهش «لاهیجان» به ریاست حضرت استاد، برقرار گردیده و این پیشنهاد در آن کنگره وسیله این جانب، مطرح و از ناحیه معظم له تلقی به قبول شده بود، به شمار آید. آمین یا رب العالمین. لاهیجان: دوم ربیع الثانی یکهزار و چهار صد و پانزده برابر 18 شهریور 1373 زین العابدین قربانی لاهیجی
شرح مناجات شعبانیه ص : 19
اللّهمّ صلّ علی محمّد و آل محمّد و اسمع دعائی اذا دعوتک و اسمع ندائی اذا نادیتک و اقبل علیّ اذا ناجیتک فقد هربت إلیک و وقفت بین یدیک مستکینا لک متضرّعا إلیک راجیا لما لدیک ثوابی و تعلم ما فی نفسی و تخبر حاجتی و تعرف ضمیری و لا یخفی علیک امر منقلبی و مثوای و ما ارید ان أبدئ به من منطقی و أتفوّه به من طلبتی و ارجوه لعاقبتی و قد جرت مقادیرک علیّ یا سیّدی فیما یکون منّی إلی آخر عمری من سریرتی و علانیتی و بیدک لا بید غیرک زیادتی و نقصی و نفعی و ضرّی الهی ان حرمتنی فمن ذا الّذی یرزقنی و ان خذلتنی فمن ذا الّذی ینصرنی الهی أعوذ بک من غضبک و حلول سخطک، إلهی ان کنت غیر مستأهل لرحمتک فأنت أهل أن تجود علیّ بفضل سعتک الهی کانّی بنفسی واقفة بین یدیک و قد اظلّها حسن توکلّی علیک، فقلت ما أنت اهله و تغمّدتنی بعفوک. الهی ان عفوت فمن اولی منک بذلک و ان کان قد دنا اجلی و لم یدننی منک عملی فقد جعلت الإقرار
شرح مناجات شعبانیه ص : 20
بالذّنب إلیک وسیلتی الهی قد جرت علی نفسی فی النّظر لها فلها الویل ان لم تغفر لها الهی لم یزل برّک علیّ أیّام حیوتی فلا تقطع برّک عنّی فی مماتی الهی کیف ایس من حسن نظرک لی بعد مماتی و أنت لم توّلنی الا الجمیل فی حیوتی الهی تولّ من امری ما أنت اهله وعد علیّ بفضلک علی مذنب قد غمره جهله إلهی قد سترت علیّ ذنوبا فی الدّنیا و انا احوج إلی سترها علیّ منک فی الاخری، الهی قد احسنت إلیّ اذ لم تظهرها لاحد من عبادک الصّالحین فلا تفضحنی یوم القیمة علی رؤس الاشهاد الهی جودک بسط املی و عفوک افضل من عملی الهی فسرّنی بلقائک یوم تقضی فیه بین عبادک الهی اعتذاری إلیک اعتذار من لم یستغن عن قبول عذره فاقبل عذری یا اکرم من اعتذر إلیه المسیئون الهی لا تردّ حاجتی و لا تخیّب طمعی و لا تقطع منک رجائی و املی الهی لو اردت هوانی لم تهدنی و لو اردت فضیحتی لم تعافنی الهی ما اظنّک تردّنی فی حاجة قد افنیت عمری فی طلبها منک الهی فلک الحمد ابدا ابدا دائما سرمدا یزید و لا یبید کما تحبّ و ترضی الهی ان اخذتنی بجرمی اخذتک بعفوک و ان اخذتنی بذنوبی اخذتک بمغفرتک و ان ادخلتنی النّار اعلمت اهلها انّی احبّک الهی ان کان صغر فی جنب طاعتک عملی فقد کبر فی جنب رجائک املی الهی کیف انقلب من عندک بالخیبة محروما و قد
شرح مناجات شعبانیه ص : 21
کان حسن ظنّی بجودک ان تقلبنی بالنّجاة مرحوما الهی و قد افنیت عمری فی شرّة السّهو عنک و ابلیت شبابی فی سکرة التّباعد منک الهی فلم استیقظ ایّام اغتراری بک و رکونی إلی سبیل سخطک الهی و انا عبدک و ابن عبدک قائم بین یدیک متوسّل بکرمک إلیک الهی انا عبد اتنصّل إلیک ممّا کنت اواجهک به من قلّة استحیائی من نظرک و اطلب العفو منک اذ العفو نعت لکرمک الهی لم یکن لی حول فانتقل به عن معصیتک الا فی وقت ایقظتنی لمحبّتک و کما اردت ان اکون کنت فشکرتک بادخالی فی کرمک و لتطهیر قلبی من أوساخ الغفلة عنک الهی انظر إلیّ نظر من نادیته فاجابک و استعملته بمعونتک فاطاعک یا قریبا لا یبعد عن المغترّ به و یا جواد لا یبخل عمّن رجا ثوابه الهی هب لی قلبا یدنیه منک شوقه و لسانا یرفع إلیک صدقه و نظرا یقربه منک حقّه الهی انّ من تعرّف بک غیر مجهول و من لاذ بک غیر مخذول و من اقبلت علیه مملوک الهی انّ من انتهج بک لمستنیر و انّ من اعتصم بک لمستجیر و قد لذت بک یا الهی فلا تخیّب ظنّی من رحمتک و لا تحجبنی عن رأفتک الهی اقمنی فی اهل ولایتک مقام من رجا الزّیادة من محبّتک الهی و الهمنی و لها بذکرک الی ذکرک و همّتی فی روح نجاح اسمائک و محلّ قدسک الهی بک علیک الا الحقتنی بمحلّ اهل طاعتک و المثوی
شرح مناجات شعبانیه ص : 22
الصّالح من مرضاتک فانّی لا اقدر لنفسی دفعا و لا املک لها نفعا الهی انا عبدک الضّعیف المذنب و مملوکک المنیب فلا تجعلنی ممّن صرفت عنه وجهک و حجبه سهوه عن عفوک الهی هب لی کمال الانقطاع إلیک و انر ابصار قلوبنا بضیاء نظرها إلیک حتّی تخرق ابصار القلوب حجب النّور فتصل إلی معدن العظمة و تصیر ارواحنا معلقة بعزّ قدسک الهی و اجعلنی ممّن نادیته فاجابک و لا حظته فصعق لجلالک فناجیته سرّا و عمل لک جهرا الهی لم اسلّط علی حسن ظنّی قنوط الایاس و لا انقطع رجائی من جمیل کرمک الهی ان کانت الخطایا قد اسقطتنی لدیک فاصفح عنّی بحسن توکّلی علیک الهی ان حطّتنی الذّنوب من مکارم لطفک فقد نبهّنی الیقین إلی کرم عطفک الهی ان انا متنی الغفلة عن الاستعداد للقائک فقد نبّهتنی المعرفة بکرم الائک الهی ان دعانی إلی النّار عظیم عقابک فقد دعانی إلی الجنّة جزیل ثوابک الهی فلک اسئل و إلیک أبتهل و ارغب و اسئلک ان تصلّی علی محمّد و ال محمّد و ان تجعلنی ممّن یدیم ذکرک و لا ینقض عهدک و لا یغفل عن شکرک و لا یستخفّ بامرک الهی و الحقنی بنور عزّک الابهج فاکون لک عارفا و عن سواک منحرفا و منک خائفا مراقبا یا ذا الجلال و الاکرام و صلّی اللَّه علی محمّد رسوله و اله الطّاهرین و سلّم تسلیما کثیرا.
شرح مناجات شعبانیه ص : 23
بسم اللَّه الرّحمن الرّحیم الحمد للّه رب العالمین القریب المجیب لدعاء الداعین و الصلوة و السلام علی سیدنا خاتم الانبیاء و المرسلین و علی آله الهداة المهدّیین و بعد آنچه که ملاحظه می فرمایید شرحی است وجیز، بر دعای مشهور به مناجات شعبانیه که به تدریج در ماهنامه وزین پاسدار اسلام منتشر گردید و اکنون به صورت کتاب حاضر تقدیم علاقه مندان می شود.

تجلی عرفان از مناجات ماه شعبان

بیشتر پیروان آل بیت رسول اللَّه صلّی اللَّه علیه و آله با مناجات شعبانیه که امیر المؤمنین و ائمه معصومین بر تلاوت آن مداومت داشتند، آشنائی دارند.
شرح مناجات شعبانیه ص : 24
این مناجات و راز و نیاز دلباختگان جمال احدیت را، جمال العارفین و سید المراقبین رضی الدین «علی بن طاووس» قدّس سرّه در کتاب «اقبال» از ثقه جلیل القدر «حسین بن خالویه»، علیه الرحمه، نقل می فرماید، و جناب ابن خالویه علاوه بر اینکه از نوابغ علوم عربیت است و مقام استادی را در فنون عربی حائز بوده چه آنکه اساتیدی مانند «ابن درید» و «ابن مجاهد» و «ابن انباری» و «ابن نفطویه» و «سیرافی» را ادراک کرده بود و این علوم را در نزد آنان با اتقان فرا گرفته بود، وی از پیروان مکتب آل البیت علیهم السّلام و مورد اعتماد رؤسا مذهب تشیّع است، و دارای تألیفاتی است مانند کتاب «لیس» و کتاب «اشتقاق» و کتاب «قراآت» و غیر این ها که از آن جمله است کتاب «آل» که ابن خلّکان درباره آن می گوید:
«کتابی است لطیف و در آغاز آن یادآور شده که آل به بیست و پنج قسم منقسم می گردد و در این کتاب، ائمه دوازده گانه و تاریخ موالید و وفیات ائمه دوازده گانه و مادرانشان را متذکّر شده است».
و قریب به این عبارت ابن خلّکان در وفیات الاعیان، عبارت «یاقوت» است در «معجم الادباء» و در «شذرات الذهب» نیز اجمالی از حالات وی را ذکر نموده و مرحوم علامه مامقانی - قدّس روحه - در تنقیح المقالشان کلام اعلام شیعه را در احوال وی آورده است.
باری این مناجات عشق انگیز را که نوای پر محتوای دلپذیرش، جذبه و شور آفرین و نجات بخش از زندان پیچاپیچ طبیعت است. این بزرگوار از آل عصمت علیهم السّلام روایت نموده و گفته است که آنان علیهم السّلام بر
شرح مناجات شعبانیه ص : 25
زمزمه به این راز و نیاز مداومت داشته اند.
مقصودم از این کلام، ذکر خیری از این شیعه با اخلاص بوده که در آن عصر تاریک، عصری که عقربه زندگی امام المحدثین «کلینی» قدّس سرّه میزان تاریکی آن را نشان می دهد، این بزرگوار یعنی «ابن خالویه» چون نجم فروزانی در سرزمین حلب نور افشان بوده و منظورم از تذکره ایشان تصحیح سند مناجات مورد بحث نبوده است چه صحیحترین سند و عالی ترین مدرک، صدور این مناجات از خاندان رسالت علیهم السّلام همانا علو مضامین نفس این مناجات است. [1]که آهنگ موزونش، فطرتهای خفته را با آرامی و خشنودی بیدار می کند، و از رنجهای شوم دلبستگی به جاه و مقام و مال و منال موهوم و رؤیایی، رهایی می بخشد و نفوس را از گنده نمایی و مشام جانها را از گندبویی خلاص می کند، و شوق و شیفتگی فسخ ناپذیری در اتصال به حق را پدید می آورد، و سرّ و ضمیر را با سرعتی اعجاب انگیز، به جنبش و حرکت در می آورد که هر چه زودتر، أنانیّت نزاع انگیزش را در بحر
__________________________________________________
[1]چنانکه در «علم حدیث» توضیح دادیم: نه هر حدیث صحیحی قابل عمل است و نه هر خبر ضعیفی متروک، چه بسا خبر صحیح، به جهت معرض عنه بودن اصحاب و یا مخالف با کتاب و عقل بودن قابل عمل نیست و بر عکس، چه بسا خبر ضعیفی به جهت قرائن خارجیة از قبیل موافقت با شهرت و کتاب و سنت و عقل و یا داشتن محتوایی بس بلند که القاء آن از افراد معمولی متصور نیست مانند خطب، کتب و حکم نهج البلاغه و یا دعای کمیل و یا صحیفه سجادیه و نظایر این ها قابل عمل است (علم حدیث نوشته اینجانب، ص 287) علیهذا همان گونه که حضرت استاد متذکر شده اند: اگر در صحت سند این مناجات، کسی شبهه ای داشته باشد، هیچ گاه در محتوای بلند آن نمی تواند شبهه کند از این رو از قبیل قضایائی است که «قیاساتها معها».
شرح مناجات شعبانیه ص : 26
نامتناهی عزّ قدس حضرت کبریایی، فنا و مستهلک گرداند، و رائحه دلپذیری که از تارهای پیچ اندر پیچش که به دست مسهّل الامور الصعاب، عطر آمیزی شده چون استشمام می شود، همه مشکلات را آسان می کند. و ریاضتهای توان فرسا را، قدرت افزا می کند و با امدادی که از غیب می گیرد، همه شواغل غفلت آور و موانع صراط مستقیم را شناخته و پاکسازی می نماید و قوای چموش نفسانی را رام و آرام می سازد، و جملگی اسلام می آورند... و همین است عرفان حقیقی و لبّ معرفة اللّه تعالی که از اقشار اصطلاحات و رموز، عریان است. موضوع عرفان فنی حقتعالی و مبادی آن اسماء اللّه الحسنی و براهین آن، کشف صریح و ذوق صحیح دانسته شده البته با مساعدت عقل نظری در همه این امور چنانکه در کتب مربوطه مسطور است.
این مناجات همه این ها را بدون پیرایه اصطلاحات و الغاز و رموز قوم در بر دارد و مکاشفات مورد دعوای قوم بدون معیار صحت در نزد خود آنان نیز معتبر نیست و معیار صحت کشف یا عامّ است یا خاصّ. معیار عامّ محکمات قرآن کریم و آثار صادره از معصوم علیه السّلام است، و بنا بر این مناجات مزبوره از این نظر از قبیل قضایایی است که «قیاساتها معها» است و اما معیار خاص را در محلش مطالبه کنید.
و در حوزه ادیان آسمانی از واضحات است که غایت آفرینش آدمی معرفت خداوند متعال است، و مدلول آیه کریمه:«علّم
شرح مناجات شعبانیه ص : 27
آدم الاسماء کلّها»یادآور همین غایت است [1]و شکوفایی این غایت و فعلیّت یافتنش برای انسان سالک إلی اللّه تعالی، متوقف بر مداومت بر مناجات و راز و نیاز است که قرآن کریم بدان امر می فرماید:
«و اصبر نفسک مع الذین یدعون ربّهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه و لا تعد عیناک عنهم»«»:«نفس خویش را به تحمل و صبر وادار کن در مصاحبت کسانی که صبح و شام و در سپیدی
__________________________________________________
[1]در مورد فلسفه آفرینش انسان، سخن بسیار است ولی قرآن مجید گاهی آن را آزمایش آدمی در نیکوتر عمل انجام دادن وی معرفی می کند:«الذی خلق الموت و الحیات لیبلوکم ایکم احسن عملا (ملک 2)و گاهی دیگر آن را عبادت پروردگار اعلام می دارد:«و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون (ذاریات - 56)و در موردی دیگر آن را رحمت الهی می شمرد:«و لو شاء ربک لجعل الناس امة واحدة و لا یزالون مختلفین الا من رحم ربک و لذلک خلقهم (هود - 119)و در جایی هم آن را علم و آگاهی از قدرت و علم پروردگار معرفی می فرماید:«اللّه الذی خلق سبع سموات و من الارض مثلهن یتنزل الامر بینهن لتعلموا ان اللّه علی کل شی ء قدیر و ان اللّه احاط بکل شی ء علما (طلاق - 12)و در بعضی از روایات نیز فلسفه آفرینش انسان، معرفت او نسبت به پروردگار، ذکر شده است: «امام حسین علیه السّلام فرمود:ان اللّه عز و جل ما خلق العباد الا لیعرفوه فاذا عرفوه عبدوه فاذا عبدوه استغنوا بعبادته عن عبادة من سواه (تفسیر صافی، ج 2، ص 611)
ظاهرا این امور با هم مخالف نیستند بلکه هر کدام در جایگاه خاص خود قرار دارند به این توضیح که آدمی برای رسیدن به کمال آفریده شده و در این راه آزمایش، عبادت، علم، و معرفت او را مدد می کند تا در رحمت واسعه جود الهی قرار گیرد، علیهذا اینکه حضرت استاد معرفت پروردگار را غایت آفرینش شمرده به همین معنی است که گفته شد و استدلال به آیه«علم آدم الاسماء کلها»اگر چه در جهت بیان امتیاز آدم بر فرشتگان صریح است ولی در دلالت بر غایت آفرینش او نیاز به تأویل دارد و اما آیه ای که ما نقل کردیم در دلالت بر این امر بسیار روشن می باشد.
و در هر صورت در این باره لازم است مراجعه شود به کتابهای: فلسفه آفرینش انسان - بسوی جهان ابدی - تفسیر نمونه، ج 22، ص 384 - 398 و...
شرح مناجات شعبانیه ص : 28
صبح و تیرگی شب خدا را می خوانند و اراده وصل جمال او را نموده اند و بسوی او طیّ منازل می کنند دیدگانت را از آنان بر مگیر».
و حقیقت سیر و منازل السائرین إلی اللّه و مقامات العارفین و احوال آنان همین است که در این آیه شریفه اجمالا مورد امر واقع شده است و «مقام» که در اصطلاح اهل اللّه هر صفتی است که رسوخ و تمکن در آن برای سالک لازم است و قبل از رسوخ در آن، حق انتقال از آن ندارد، مانند توبه و توکل. و «حال» هر صفتی است موقت مانند محو و غیب و این دو طائفه یعنی «مقام» و «حال» را بر اقسامی تقسیم فرموده اند و گفته اند، برخی از مقامات در دنیا و آخرت، سالک بدان متّصف است مانند مشاهده جمال و جلال و انس و هیبت و بسط و بعضی از آنها تا هنگام مردن، وصف سالک است و بعد از مرگ زائل می شود مانند زهد و توبه و ورع و مجاهدت و ریاضت و در احوال گفته اند از مواهب غیبیّه است ولی مقامات از دستاوردهای کسبیّه است، جملگی در«یدعون ربّهم بالغداوة و العشیّ»مندمج است و چنانکه ملاحظه می کنید مداومت بر خواندن پروردگار و استمرار مناجات و راز و نیاز همراه با اراده وجه اللّه تعالی، مدلول آیه کریمه است که درباره فقرای اصحاب رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله نازل گردیده است.
طبرسی - علیه الرحمه - می گوید: «گروهی از مشرکان خدمت رسول اللّه صلّی اللّه علیه و آله رسیدند و عرض کردند: اگر صدر نشینی کنی و این بینوایان نظیر سلمان و ابو ذر و صهیب و خبّاب چرک آلودگان را از
شرح مناجات شعبانیه ص : 29
خود دور سازی ما همنشین شما خواهیم شد، فقط مانع همنشینی ما با شما وجود این هاست، پس این آیه نازل گردید و بعد از نزول آیه بی درنگ رسول اللّه به جستجوی این سالکان راه حق پرداخت و آنان را در آخر مسجد یافت که به ذکر و مناجات و زمزمه با حقتعالی مشغول بوده اند، فرمودند: «سپاسگوی خداوندی هستم که نمرده مرا امر فرموده که با مردانی از امتم، هماهنگ در سیر إلی اللّه شوم، زندگی و مرگم هماهنگ و همراه زندگی و مرگ شماست» گنج معرفة اللّه تعالی در همه اعصار در بن دیوار آثار و مواریث پیمبران علیهم السّلام دفین است و خضر هر وقتی گماشته الهی است که حافظ دیوار است و چون رو به انهدام و ویرانی نهد، آن را تعمیر می کند تا کنز معرفت اللّه به ایتام مدینه حقیقت که وارثان به حقند، رسیده و متنعّم گردند و مردم هر عصری در بینش اهل بصیرت چنان با هم متناسبند که گویی اعضا یک پیکرند، بعضی به منزله چوب بست این پیکر یعنی اسکلت عمران و آبادی و نگهدار اوتار و اعصاب و رگهای این پیکرند و برخی دماغ و عقل و لباب را تشکیل داده و جمعی همچون موهای زائد و چرک و آلودگی این بدن بوده که محکوم به ازاله اند و شماری جانورهای بدنند که منشأ بیماریهای گوناگونند و تعدادی همانند کنه و شپش در نظام این پیکرند که غذایشان خون این کالبد، و مفتخوارانند و تو خود حدیث مفصّل بخوان از این مجمل:«و لقد ذرأنا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها
شرح مناجات شعبانیه ص : 30
و لهم آذان لا یسمعون به أولئک کالانعام بل هم اضل أولئک هم الغافلون.»«»و اینکه گفته شده: «زمان، نظیر رودی است که فضولات را همراه می آورد و پس از عبور، مقداری آشغال متحجّر باقی می گذارد» تا حدّی قابل قبول است، و در ما نحن فیه، یعنی عرفان که مواریث پیمبران علیهم السّلام است، چنین سرنوشتی را می توان در آیینه تاریخ مشاهده نمود که چگونه با معرفة اللّه تعالی بازیگری انجام گرفته و مفتخوارانی آن حقایق درخشان را آشفته و تار ارائه داده اند، همانند آیینه کاذبی که اشعه را نامرتب می گیرد و به اقتضای طبیعت و گوهرش، تصاویر را نه فقط بیرنگ بلکه آشفته و نفرت انگیز نشان می دهد.