داستان غدیر

نویسنده : جمعی از دبیران

از استاد دانشمند جناب آقای دکتر علی اکبر فیاض

در این رساله زیبا که به همت جمعی از دبیران محترم مشهد به عرصه وجود آمده است، نظر مؤلفان بر آن بوده که گزارشی از واقعه غدیر خم، همراه با خلاصه ای از سیر تاریخی این بحث مهم مذهبی در عالم اسلام، در دسترس خوانندگان فارسی زبان گذشته شود.
در طی فصولی که برای تقسیمات رساله در نظر گرفته شده است، نویسندگان نخست واقعه غدیر را به شرح یاد می کنند، سپس به ذکر مؤلفان و مورخان اسلامی که در کتابهای خود این واقعه را ذکر کرده اند، یا کتاب خاصی در آن باب به قلم آورده اند می پردازند و فصل جداگانه ای را به ذکر آیاتی در قرآن کریم مربوط به این واقعه است اختصاص می دهند. آنگاه در باره اهمیت غدیر در دوران اسلام و اهتمامی که هم از روزگارهای قدیم در میان مسلمانان به اقامه مراسم این عید بوده است سخن می رود، و با فهرستی از عده ای از مؤلفان مورد نظر، این مبحث را تکمیل می کنند.
بخش اصلی و اساسی رساله، فصل نخستین آن است که در این فصل داستان غدیر با انشایی بلند و رنگین و در عین حال روان و بی تکلف، انشایی که شور ایمان و اخلاص، جانداری و گرمی خاصی به آن بخشیده است، شرح داده شده است، و با استعمال فعل نقلی (زمان حال به معنی ماضی) خاصی به انشای خود می دهند.
داستان از حجةالوداع یعنی از سفر پیغمبر از مدینه به مکه شروع می شود و حتی برای بیشتر روشن کردن صحنه، نظر جامعی به محیط داستان انداخته شده و دورنمایی از وضع اسلام در سال دهم هجری آورده شده است تا خواننده - به اصطلاح نویسندگان - بتواند در نقطه مرتفعتری بایستد، و از آنجا چشم انداز این تاریخ را با همه سعه و پهناوری آن بینند. سفر حج آغاز می شود؛ هجوم واردین به مدینه، جوش جمعیت، تشکیل کاروان، احرام پیغمبر، و بسیاری مناظر دیگر که در این پرده نقاشی تصویر شده است، زیبا و دیدنی است.
در فصول بعد، کار در زمینه تحقیق و تتبع است و البته انشا مناسب با آن زمینه است، مرجع مؤلفین در این بخش، کتاب الغدیر علامه امینی بوده است که بدون شک، جامعترین و وثیق ترین منابع موجود در این باب است. در مواردی هم به منابع دیگری نیز مراجعه داشته اند که نام آن ها در ذیل صفحات ثبت شده است. این تقید به ذکر مرجع در پای صفحه نیز از مزایای این نوشته است و کاری است که بسیاری از تاریخ نویسان. هنوز از اهمیت آن غفلت دارند و امید است که کم کم به این رسم پسندیده در نوشته های استنادی عادت کنند و با آن مأنوس بشوند.
خلاصه آنکه این قسمت از رساله، پرتو کوچکی است از فروغ عظیم کتاب الغدیر. به عبارت دیگر: قطره ای است از آن دریای موج خیز، و معلوم است که به قول مولانا:
آب دریا را اگر نتوان کشید - هم به قدر تشنگی باید چشید
و واقع این است که تا وقتی که کتاب الغدیر که شاهکار مؤلفات روحانی عصر ماست به زبان فارسی ترجمه نشده و در دسترس خوانندگان فارسی زبان قرار نگرفته است، بسیار بجاست که رساله هایی مانند این رساله بر مبنای التقاط از آن کتاب نوشته شود، تا مردم از آن بهره مند بشوند و مخصوصاً متصدیان کار تعلیم و تربیت از این منابع برای آموزش شاگردان خود استفاده کنند.
یقین است که خوانندگانی که از این رساله زیبا استفاده می کنند، از مساعی نویسندگان محترم آن سپاسگزار خواهند بود و مزید توفیق ایشان را در راه خدمت آرزو خواهند داشت.

پیشگفتار

داستان زندگی بشر مجموعه ای از حوادث و پیشامدهاست که قهرمانان صحنه های حساس آن، افرادی هستند که فکر نجات بخشی و اصلاح طلبی با جانشان درآمیخته است. در تاریکیهای قرون گذشته، چهره های تابناکی به چشم می خورند که با فروغ ملکوتی و شعاع معنویت خویش، روشن کننده افکار و رهنمای آیندگان در راه افتخارات و پیروزیها بوده اند.
اینان ره آموزانی هستند که به ارج واقعی انسان پی بردند و راضی نگشتند این موجود عالیقدر که روزی نیرومندترین عناصر طبیعت، مسخر دانش و آزمایش او خواهد شد، از شناخت گوهر والای خود غافل بماند و تا آنجا به پستی گراید که در برابر جمادی سرد یا گرم کرنش کند.
خواستند انسان به خاور تابناک علم ره یابد و به پایگاه عالی خودشناسی و خداپرستی عروج کند، تا نتیجه اصلی زندگانی پر رنج خود را بیابد.
صفحات درخشان کارنامه انسان، سرگذشت مجاهدات همین رادمردان است که با مشعل فروزان فضیلت و دانش، رهگذر ابهام آمیز زندگی را روشن ساخته جهانیان را به سرمنزل سعادت و کمال رهنمون گشته اند.
چهارده قرن پیش، در آن زمان که کرانه های افق آدمیت را غبارهای تیره انحراف و گناه و نادانی پوشانیده بود، در عصری که ابناء بشر از هر پدیده و موجودی به زیان خویش استفاده می کردند و گویی با کائنات و نظام شگفت انگیز تکوین در افتاده بودند، در محیطی که نور ایمان و حقیقت خاموش شده بود و ستارگان فضیلت افول کرده بودند، انسانی برگزیده و کامل به نام محمد صلی الله علیه و آله به عنوان آخرین فرستاده خدای بزرگ در سرزمینی خشک و دور از فضائل و تمدن قیام کرد.
او بیست و سه سال در سخت ترین شرایط، با شرک و جهل و ظلم و فساد مبارزه کرد و با روحی سرشار از محبت و عواطف انساندوستی، مردم را به برادری و برابری، دانش و دادگری، توحید و پرهیزگاری دعوت کرد. دین کامل اسلام را بنیان گذارد و بزرگ نامه آسمانی یعنی قرآن مجید را به جهانیان عرضه داشت و مجموعه ای از قوانین و سنن را که متضمن سعادت دو جهان و ترقیات مادی و معنوی بشر است، در بخش عظیمی از جهان گسترش داد و توده های زندگی را به آیین اسلام درآورد.
بدیهی است که پیامبر عالیقدر اسلام، پس از عمری کوشش و مجاهده در راه خدا و گشایش مکتب فضیلت و تقوی، خوب می دانست که حفظ این سازمان وسیع و نشر تعالیم مقدس آن را بعد از او پیشوایی چون خودش لازم است، پیشوایی که آیینه تمام نمای حق و نمودار کمالات انسانی و رهبری خردمند و گرداننده ای مدبر و دادگر باشد. بر مبنای این اصل مسلم، در آخرین روزهای زندگی پر افتخار خود صحنه حساس غدیر را در آن انجمن پهناور صحرایی به وجود آورد و بدین ترتیب مهمترین امر دینی و اجتماعی را انجام داد و شخصی را که از هر جهت شایسته برای رهبری و امارت بر مسلمانان بود، تعیین کرد.
لایق مردی که از خردی در پرتو تربیت مستقیم حضرتش قرار گرفته و به عالیترین درجه عظمت و حق شناسی ارتقا یافته بود. و هم او قرآن ناطق و سرچشمه فضایل و نمونه عملی دستورات اسلام بود.
اینک آن چه از نظر شما دانش پژوهان می گذرد، شرح و تفصیل واقعه دینی و تاریخی غدیر است که برجسته ترین حادثه معنوی و اجتماعی تاریخ اسلام به شمار می رود.
باری، پس از واقعه غدیر و آیاتی آسمانی که درباره آن واقعه نازل گشت، و سفارشهای بسیار مؤکد پیامبر اکرم، شماری از اصحاب آن حضرت، امامت علی ع را اصلی دینی شناختند، و اهمیت غدیر را به دست فراموشی نسپردند؛ مردان و زنانی مخلص و فداکار، از مهاجران (مردم مکه) و انصار (مردم مدینه)، شیعه و پیرو علی گشتند، و سپس گروههایی دیگر از عرب به آنان پیوستند، و همواره در راه امامت و حکومت آن امام فداکاری کردند، و شهیدانی بسیار دادند؛ چنانکه در تواریخ معتبر اسلامی آمده و مشهور است... بدینگونه مذهب تشیع و اعتقاد به امامت حضرت علی علیه السلام و فرزندان او، نخست از میان خود اصحاب، بر پایه مبانی دینی و قرآنی که یاد شد، شکل گرفت و رو به گسترش نهاد...
سپس نیاکان حقیقت جوی ما ایرانیان که از تعصبات قومی و نژادی بر کنار بودند، و حقانیت و شایستگی علی و فرزندانش را دریافته بودند، به دامان والای آنان درآویخته مذهب تشیع را پذیرفتند و در راه ترویج و نشر آن، مجاهدتهای گرانبها کردند.
ولی متأسفانه اغلب دانش آموزان و جوانان و نوجوانان از عظمت داستان غدیر بیخبرند و ارزشی را که این واقعه در تاریخ ملی و دینی ما دارد نمی توانند. لذا ما بر آن شدیم که این موضوع مهم تاریخی و دینی را از روی مدرکی موثق و جهانی به دست آورده در دسترس ایشان قرار دهیم و مقام امیرالمؤمنین علی(ع) و مذهب شیعه را از نظر دانشمندان غیر شیعی به آنان بنمایانیم.
باشد که از این رهگذر، بیشتر متوجه حقانیت و ارزش معنوی مذهبی که دارند گشته در حفظش بکوشند و در بکار بستن دستورات پیشوایانش بیش از پیش سعی کنند. امید است مجد و عظمت دنیوی را در سایه تعلیمات مکتب علوی به کف آورند و به سعادت دو جهان نایل گردند.

از آغاز شاهنامه

به نام خداوند جان و خرد - کزین برتر اندیشه بر نگذرد
خداوند کیهان و گردون سپهر - فروزنده ماه و ناهید و مهر
ز راه خرد درنگر اندکی - که معنی مردم چه باشد یکی؟
تو را از دو گیتی بر آورده اند - به چندین میانجی بپرورده اند
نخستین فطرت پسین شمار - تویی، خویشتن را به بازی مدار
تو را دین ددانش رهاند درست - ره رستگاری ببایدت جست
چو خواهی که یابیزهر بدرها - سر اندر نیاری به دام بلا
به گفتار پیغمبرت راه جوی - دل از تیرگیها بدین آب شوی
چه گفت آن خداوند تنزیل و وحی - خداوند امر و خداوند نهی
که من شهر علمم علیم درست - درست این سخن گفت پیغمبر است
گواهی دهم کاین سخن راز اوست - تو گویی دو گوشم بر آواز اوست
منم بنده اهل بیت نبی - ستاینده خاکپای وصی
حکیم این جهان را چو دریا نهاد - بر انگیخته موج از او تند باد
چو هفتاد کشتی بر او ساخته - همه بادبانها بر افراخته
یکی پهن کشتی بسان عروس - بیاراسته همچو چشم خروس
محمد بدو اندرون با علی - همان اهل بیت نبی و وصی
اگر چشم داری به دیگر سرای - به نزد نبی و وصی گیر جای
گرت زین بد آمد گناه من است - چنین است آیین و راه من است
بر این زادم و هم بر این بگذرم - چنان دان که خاک پی حیدرم
نباشد جز از بی پدر دشمنش - که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آن کس که در دلش بغض علیست - ازو زارتر در جهان زار کیست؟
نگر تا نداری به بازی جهان - نه برگردی از نیک پی همرهان
نکویی به هر جا چو آید به کار - نکویی گزین وز بدی شرم دار
دلت گر به راه خطا مایل است - ترا دشمن اندر جهان خوددل است
(فردوسی)