شناخت صهیونیسم بین الملل

نویسنده : سید جواد علم الهدی

قسمتی از پیام امام خمینی در رابطه با حج سال 66

بسم اللَّه الرحمن الرحیم
قسمتی از فرمایشات رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی (مدظله) در هشدار به مسلمانان جهان خصوصاً شرکت کنندگان در مراسم حج سال 1366 ه ش.
ملت های مسلمان باید به فکر نجات فلسطین باشند و مراتب انزجار و تنفّر خویش را از سازشکاری و مصالحه رهبران ننگین و خود فروخته ای که بنام فلسطین، آرمان سرزمین های غصب شده و مسلمانان این خطه را به تباهی کشیده اند به دنیا اعلام و نگذارند این خائنان بر سر میز مذاکره ها و رفت و آمدها حیثیت و اعتبار و شرافت ملت قهرمان فلسطین را خدشه دار کنند که این انقلابی نماهای کم شخصیت و خود فروخته به اسم آزادی قدس به آمریکا و اسرائیل متوسل شده اند، عجبا که هر روز از فاجعه خونبار غصب فلسطین می گذرد و سکوت و سازش سران کشورهای اسلامی و طرح مماشات با اسرائیل غاصب بیشتر و حتّی از تبلیغ و شعار رهایی بیت المقدس هم خبری به گوش نمی رسد و اگر دولت و مردم کشوری همانند ایران که خود در حالت دفع تجاوز و جنگ و محاصره است به پشتیبانی از مردم فلسطین برخاسته و فریاد می زنند او را محکوم می کنند و حتّی این که یک روز هم به نام قدس برگذار شده وحشت نموده اند. نکند که اینان تصور کرده اند که گذشت زمان سیرت و صورت خباثت های اسرائیل و صهیونیسم را دگرگون ساخته است و گرگ های خون آشام صهیونیزم از فکر تجاوز و غصب سرزمین های از نیل تا فرات دست برداشته اند. مسؤولین محترم کشور ایران و مردم ما و ملت های اسلامی از مبارزه با این شجره خبیثه، و ریشه کن کردن آن دست نخواهند کشید. و به یاری خداوند از قطرات پراکنده پیروان اسلام و توان معنوی امت محمّد (صلی اللَّه علیه و آله و سلم) و امکانات کشورهای اسلامی باید استفاده کرده و با تشکیل هسته های مقاومت حزب اللَّه در سراسر جهان اسرائیل از گذشته جنایت بار خود پشیمان، و سرزمین های غصب شده، مسلمانان را از چنگال آنان خارج کرده، من همانگونه که بارها و در سال های گذشته قبل و بعد از انقلاب، هشدار داده ام مجدداً خطر فراگیری غده چرکین و سرطانی صهیونیزم را در کالبد کشورهای اسلامی گوشزد می کنم و حمایت بی دریغ خود، و ملت و دولت و مسؤولین ایران را از تمامی مبارزات اسلامی ملت ها و جوانان غیور و مسلمانان در راه آزادی قدس اعلام می نمایم.
و از جوانان عزیز لبنان که موجب سرفرازی امت اسلام و خواری و ذلّت جهان خواران گردیده اند، تشکر می کنم و برای موفقیت همه عزیزانی که در داخل سرزمین های اشغالی و یا در کنار این کشور غصب شده با تکیه بر سلاح ایمان و جهاد، به اسرائیل و منافع آن ضربه می زنند دعا می کنم، و اطمینان می دهم که ملت ایران شما را تنها نخواهد گذاشت به خدا توکّل کنید، و از قدرت معنوی مسلمانان بهره به جوئید. و با سلاح تقوی و جهاد و صبر و مقاومت بر دشمنان حمله برید که ان تنصروا اللَّه ینصرکم و یثبت اقدامکم. (1)
خبرنامه - ویژه پیام امام خمینی
به حجاج بیت اللَّه الحرام سال 1407 ق 1366 ش مطابق با 1987 م

پیشگفتار

قال اللَّه الحکیم: فیما نقضهم میثاقهم لعناهم و جعلنا قلوبهم قاسیة یحرفون الکلم عن مواضعه و نوسا حظاً مما ذکروا و لا تزال علی خائنة منهم الا قلیلاً منهم. (2)
به علت پیمان شکنی، آنان را لعنت کردیم. و دل هایشان را تاریک و سخت نمودیم، آنان کلام خدا را تحریف می کنند، و از آنچه به آنان (توسط پیامبران) گفته شد بهره نبردند. (ای رسول گرامی!) و همیشه به توطئه هایشان آگاه می شوی مگر جمعیت قلیلی از آنها (که به اسلام وفادارند).
در این کتاب سیر مذهب و تطورات سیاسی و اجتماعی یهود از نظر خوانندگان محترم می گذرد.
در این کتاب بیشتر مطالب را از کتاب های یهود اخذ نمودیم و قسمتی از مدارک آن در پاورقی قید شده است.
ناگفته نماند که غرض از تألیف کتاب توهین و تحقیر اقلیت مذهبی از پیروان حضرت موسی (علیهم السلام) نیست، چه آنکه مذاهب آسمانی مادامی که در ذمّه حکومت اسلام متعهد زندگی کنند از نظر مسلمانان محترمند؛ (3) ولی پیروان صهیونیسم در میان اقلیت های مذهبی داخل کشورهای اسلامی عامل استعمار غرب و برای جوامع اسلامی سخت خطرناک می باشند.
قرآن کریم در آیاتی چند خطر یهودیان را برای اسلام و مسلمین گوشزد فرموده است.
این کتاب مواضع سیاسی و اجتماعی، حزب (صهیونیسم) امروز را نسبت به اسلام و حتّی نسبت به کشورهای مسیحی غربی که خود پرورش دهنده و محرک اصلی یهود علیه کشورهای اسلامی هستند آشکارا معرفی می کند.
ملت یهود اکنون بطور پراکنده در سراسر جهان و احیاناً به صورت اقلیت های مذهبی به نام کلیمی یافت می شوند و گروه های سیاسی آنها با الهام گرفتن از مرکز حزب صهیونیسم بین الملل فعالیت هایی علیه کشورهای مسیحی و اسلامی - از جمله کشورمان - داشته اند که با کمک استعمارگران، قریب دو میلیون نفر صهیونیستی که از شصت و دو کشور جهان بودند در سرزمین اسلامی فلسطین گردهم آمده و حدود بیست هزار کیلومتر مربع از این خاک مقدس را با آواره نمودن اهالی مسلمان آن، غصب و اشغال نموده اند.(4)
استعمارگران یهودیان صهیونیست را برای برهم زدن صلح خاورمیانه و ایجاد ناامنی و فساد در کشورهای اسلامی همیشه تقویت و آماده می نمایند.
از آنجا که برای بهتر شناختن یک ملت و یک قوم لازم است به دو عامل اساسی مذهب و سیاست آنان توجه شود؛ لذا در این کتاب فهرست کاملی از پیدایش و سیر مذهب و سیاست یهود را آورده ایم. ناگفته پیدا است که مسلمانان از تبلیغات و فعالیت های مذهبی یهودیان در داخل و خارج جامعه اسلامی ابداً وحشتی ندارند؛ زیرا آئین منحرف و خرافات و افسانه های آنها توان اینکه حتّی یک مسلمان آگاه را به خود جلب نماید نداشته و ندارد.
اصولاً کلیمی های مطّلع و کنجکاو و از لحاظ دینی به معارف و مبادی رسمی یهودیت موجود اعتقاد ندارند. آنچه مایه ترس و وحشت آنان گشته ماهیت سیاسی خرابکارانه و خطرناک صهیونیسم است؛ زیرا صهیونیست ها به شهادت برنامه های مختلف و اهداف سیاسی کشف شده از آنها، بطور کلی از قید و بند مذهب و پرستش خدای متعال و وجدان و شرافت انسانی آزادند و هر نوع فعالیت خلافی را در راه رسیدن به اهداف شوم خویش مجاوز می دانند، و به هر خیانت و جنایتی که موانع سر راه آنان را رفع کند دست می زنند - پرونده های قطور اعمال خیانت بار، و شرم آور این جمعیت در هر کجا که بوده شاهد ادعای ماست.
مسلمانان با توجه به اعلان خطر قرآن در خصوص کافران به حضرت موسی (علیهم السلام) و خطرناک بودن این جمعیت تردید ندارند! علمای اسلام و دانشمندان روحانی که از آیات و روایات محکم و صریح غالباً به خطر این جمعیت پی برده اند و در طول تاریخ اسلام سعی داشته اند که جامعه اسلامی و به خصوص زمامداران اسلام را به خطر یهود آشنا سازید.
با توجه به آنچه که نوشتیم بر هر فرد مسلمان لازم است که امکانات خود را برای کوتاه نمودن دست صهیونیست ها بکار اندازد و عامل استعمار را از صحنه خارج نموده و قرآن و اسلام را از خطر اسرائیل نجات دهد.
خوانندگان محترم، کتابی که بخش های آن از نظر شما می گذرد بخش های اولیه آن به صورت تاریخ عبرت انگیز یهود است؛ ولی نتیجه بخش های آن در بخش آخر خلاصه و جمع بندی می گردد تا بهتر معلوم شود که مسلمانان جهان که نزدیک به یک چهارم سکنه روی زمین را تشکیل می دهند گرفتار چه نوع غده سرطانی هستند اگر مسلمانان بپا نخیزند و قیام نکنند، در آینده نزدیک ریشه های صهیونیسم بین الملل، همه پیکر اسلام را فرا می گیرد و خون مسلمانان را فاسد می کند و در حالت استضعاف و ناتوانی باقی نگاه می دارد.
اسرائیل پایگاه جاسوسی امپریالیسم جهانی است و به خاطر آن در خاورمیانه تأسیس شده که اسلام را در شکست دهد و یا انتقام کفر و عناد خود را از قرآن و محمّد (صلی اللَّه علیه و آله) بگیرد.
اینک تنها ایران است که با شعار اللَّه اکبر به پا خاسته و می رود که با اتکاء به خدا و قرآن و با رهبری امام خمینی (مد ظله العالی)، امپریالیسم و صهیونیسم جهان را به زباله دان تاریخ بیندازد.
تاریخ ورق می خورد و همانطور که پیامبر گرامی اسلام با نزول آیات پیاپی آیین یهودیت را به جهان معرفی کرد و توطئه های آنان را در زمان های گذشته آشکار نمود، امروز هم ملت مسلمان که از قرآن الهام می گیرد امیدوار است انحصارطلبی صهیونیسم را به جهان معرفی نماید و با اتحاد و قیام همه جانبه ملل مسلمان، رژیم اشغالگر قدس را از منطقه خارج کند و اراضی اشغال شده را آزاد سازد.
کتابی که تقدیم می شود ابعاد نژادی یهود را از جهت اخلاق و فرهنگ و مذهب و روش اقتصادی روشن می سازد؛ بعلاوه بینش و برداشت ملل اروپایی را نسبت به وضع آنان بررسی می کند.
این کتاب برخورد اقوام با حضرت محمّد (صلی اللَّه علیه و آله) و قرآن و احکام اسلام را تدریجاً بر حسب زمان توضیح می دهد، تا در نتیجه به آنجا می رساند که جهانخواران ضد اسلام دانستند زهر خود را کجا بریزند تا بتوانند پیکر اسلام را مسموم کنند و مسجد قدس را به آتش بکشند زیرا آنها مارهایی هستند که سابقه دشمنی آنها از همه اقوام نسبت به اسلام بیشتر است و کینه آنها دیرینه تر می باشد.
ابرقدرت های سرمایه دار خوب می دانند که با ساختن پایگاه صهیونیستی می توانند بلوک مسلمان نشین را سرگرم جنگ فرسایشی کنند و بازار رایجی برای فروش اسلحه خود باز نموده و در مقابل، نفت کشورهای اسلامی را خام و داغ ببرند.
قبل از این شناخت، قرآن به پیامبر هشدار داد که: لتجدن أشد الناس عداوة للذین آمنوا الیهود. (5)
ای رسول گرامی! دشمنی سرسخت تر از یهود علیه مردم با ایمان نخواهید یافت.
پیشرفت تمدن غرب موجب سریع تر شدن ارتباطات یهودیان جهان گردیده است تا سیاستمداران آنها توانسته اند زنجیره بین المللی بوجود آورند که در رأس آن سرمایه داران صهیونیست قرار دارند. یکی از این سرمایه داران معروف راکفلر است. این شخص یهودی صهیونیست آمریکایی و شهردار نیویورک، صاحب بانک چیس مالهاتان است این بانک مرکز اجتماع مشترکین صهیونیست است و بسیاری از بانک های جهان به این بانک وابسته اند؛ حتّی این بانک قادر است به کشورهای بزرگ هم وام کلان پرداخت کند، بعد از پیروزی انقلاب اسلامی معلوم گردید که اکثر وام هایی که رژیم پهلوی در ایران می گرفت، از این بانک ها بوده که با فاصله زمانی به نام خاندان سلطنتی به بانک های سوئیس واریز می شده که در بخش آخر، قسمتی را در این خصوص می خواند.
بعد از قتل عام یهودیان توسط آلمان نازی که تا پایان جنگ جهان دوم ادامه داشت؛ کشورهای دیگر اروپایی هم سعی کردند برای پاک سازی اقتصاد خود، یهودیان را از کشورهایشان خارج کنند و با تشکیل یک کشور مستقل به نام اسرائیل که در واقع دژ امپریالیستی بین المللی است؛ توانستند فلسطین را پایگاه خود قرار دهند. البته این سیاست تنها بعد اقتصادی نداشت؛ بلکه کوشیدند تا پایگاه استعماری در قلب کشورهای مسلمان ایجاد کنند. و سر حلقه زنجیر صهیونیستی سرمایه دار جهان و کلیه لژهای فراماسونی بلوک شرق را میان کشورهای اسلامی عرب زبان قرار دهند و برای تحقق این امر، صهیونیست ها به وسیله قدرت نظامی آمریکا حمایت می شوند و به طور کلی، سیاست اسرائیل بوسیله صهیونیست های آمریکایی برنامه ریزی می شود و عمده سهام بانک ها و شرکت های نفتی، کارخانجات اسلحه سازی و شرکت های چند ملیتی و مشاغل پول ساز در آمریکا اکثراً در انحصار یهودیان می باشد.
وانگهی مسئله راسیسم نژادپرستی صهیونی، یک خصوصیت عارضی نیست و نیز در حیات اسرائیل جنبه موقت ندارد؛ بلکه نژادپرستی این حکومت استعماری، اساسی و دائمی است، و به یک دولت استعماری صهیونیستی وابسته می باشد.
در دنیای قدرت طلبی امپریالیستی آمریکا، انگلیس و فرانسه مسئله نژادپرستی مطرح است؛ با این فرق که در آفریقا و آسیا مستعمره نشینان نژادپرست اروپا، تفوق خود را بر دیگران تحمیل کرده اند - این تفوق در قالب نوعی همزیستی نژادی بوده است و این همزیستی جنبه سلسله مراتب داشته است - بدین معنی که مستعمره نشینان اروپایی و بومی ها در درجات و مراتب مختلف زندگی می کنند، و حضور بومی ها را مفید تلقی می نمایند تا مشاغل پست و ناقابل را در جامعه تحت سلطه خود به آنها واگذار کنند.
و در بخش دیگر این کتاب می خوانیم که چگونه خداوند متعال با قدرت لایزال خود ملت اسلامی ایران را قدرت داد تا با رهبری بنیانگذار جمهوری اسلامی آیت اللَّه العظمی امام خمینی (مدظله) ایادی رژیم صهیونیستی را از ایران قطع کند امام در خاتمه باید گفت: مسلمانان جهان نباید بی تفاوت باشند، مسجد الأقصی را در دست اشغالگران صهیونیستی ببینند
در این کتاب مطالعه می کنید که از پایان جنگ جهانی اول تا اعلام رسمی و موجودیت اسرائیل، بیش از یک میلیون خانواده مسلمان آواره شده اند که تاکنون به خانه های خود باز نگشته اند.
ابرقدرت های ضد اسلام، سعی دارند بلاد اسلام را صد پاره کنند. به عنوان نمونه می توان به تجاوز اسرائیل به خاک اسلامی فلسطین در سال 1948 م و علاوه بر آن کرانه های باختری رود اردن، دشت سینا و بلندی های جولان، و قسمتی از جنوب لبنان اشاره کرد. - حتّی هنگامی که در سال 1970. م آوارگان فلسطینی به کشور همجوار خود اردن پناهنده شدند، بسیاری از آنان توسط ایادی آمریکا کشته شده، و مابقی اخراج گردیدند - هنوز هم مسلمانان دنیا شاهدند که در جنوب لبنان چه می گذرد. و چگونه مردم محروم آنجا زیر بمب باران وحشیانه اسرائیل جان می سپارند از سال 1982 م تا امروز، جنگ های مسلحانه بین تجاوزگران صهیونیستی و مردم بی دفاع جنوب لبنان ادامه دارد و با مطالعه اسنادی که از لانه جاسوسی آمریکا (سفارت سابق آمریکا در ایران) بدست آمده و نیز این حقیقت آشکار می شود که رژیم اشغالگر قدس ممکن نیست بدون حمایت آمریکا و متحدان غربی به زندگی خود ادامه دهد و تحت عنوان حافظ منافع آمریکا در خاورمیانه، وام های بلاعوض می گیرد، یک نمونه آن از سال 1970 م تا سال 1976 م حدود هشتصد میلیون دلار کمک نظامی، اقتصادی بلاعوض از آمریکا گرفته؛ و در بولتن های خبری، این حدود کمک را هر ساله بلاعوض اعلام نموده است. حتّی در سال 1983 م. تا هفتصد و پنجاه میلیون دلار خبر داده است و اکنون اسرار حمایت آمریکا از اشغالگران قدس بر همگان افشا شده است و حتّی روزنامه صهیونیستی به نام هاارتز نوشت که مالیات دهندگان آمریکایی می خواهند بدانند. تا چه حد باید سطح بالای زندگی غیر طبیعی اسرائیل را از نظر مالی تأمین کنند؟
این نمونه های بسیار، حاکی از این است که (صهیونیست ها) محکوم به فنا هستند. و اسلام در سایه اتحاد و همبستگی و توکل به خدای متعال حاکم و باقی است.
رهبر کبیر انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 20/8/1357 شمسی به خبرنگاران روزنامه لبنانی النهار فرمود:
ما از سالهای بسیار قبل، همیشه راجع به اسرائیل و غاصب بودن آن صحبت کرده ایم، همیشه بنای ما این است که در کنار برادران فلسطینی خود به ایستیم و هر وقت قدرت پیدا بکنیم همانطوری که آنها از حقشان دفاع می کنند و ما هم مثل برادر با آنها همدوش و همرزم خواهیم بود.
بیت المقدس باید به مسلمین برگردد، اسرائیلی ها غاصبند.
دین اسلام دین پذیرش است نه سازش این دین با ملتی که حق شناس است اگر چه مسلمان نباشند؛ رؤوف و مهربان است، و با استعمارگران کافر که با نیرنگ های سیاسی و با زور، حق ملت های ضعیف مسلمان را به یغما می برند می جنگد.
والسلام
سید جواد علم الهدی

بخش اوّل : ریشه تاریخی بنی اسرائیل

از دیر زمان بنی اسرائیل در میان سایر ملل دارای تحول تاریخی بوده و این تحول موجب دگرگونی هایی می شد و وضع مذهب را در بنی اسرائیل، روی یک پایه نمی گذاشت. برای شناسایی کامل به وضع سیاست و مذهب در یهود باید مختصری از تاریخ پیدایش این ملت را از نظر خوانندگان بگذرانیم.
بنی اسرائیل خود را منسوب به حضرت یعقوب (علیه السلام) که نام دیگرش اسرائیل است می دانند و این قوم از فرزندان دوازده گانه حضرت یعقوب به وجود آمده اند که نام آنها عبارت است از: 1. لاوی 2. یهودا 3. رؤیین 4. شمعون 5. عیبی خار 6. زبولون 7. دان 8. نفتالی 9. یساکاد 10. اشیر 11. بنیامین 12. و حضرت یوسف (علیه السلام).(6)
در میان فرزندان حضرت یعقوب (علیه السلام) تنها حضرت یوسف (علیه السلام) بود که در کشور مصر به مقام سلطنت و نبوت رسید، و در سایه آن حضرت بنی اسرائیل موقعیت فوق العاده ای بدست آوردند.
اقتدار و موقعیت حضرت یوسف (علیه السلام) اقتضا می کرد که برادران و قوم او منقاد و مطیع دین آسمانی پدران خود باشند و در اثر عفو یوسف (علیه السلام) جنایات برادرانش فراموش شد؛ ولی چون سرگذشت اعمال و کیفیت اخلاقی آنها از نظر خانوادگی مهم بود، در قرآن سوره ای به نام یوسف و تاریخ حالات او و برادرانش اختصاص داده شده و مطالعه تمام سوره یوسف و سوره انعام، آیه 84 و سوره غافر، آیه 34 از قرآن مجید، و نیز سفر پیدایش، از عهد عتیق، خواننده را به وضع خانوادگی آل یعقوب آگاه می سازد. و تاریخ زندگی آنان از سال 1522 ق. م، در دسترس تاریخ نویسان اسلامی است.
حضرت یوسف (علیه السلام) در سال 1411 ق. م، رحلت فرمود و بر حسب معمول جسد آن حضرت را مومیایی نموده در صندوق محفوظ نگهداشتند موقعی که بنی اسرائیل از مصر هجرت کردند، صندوق معهود را همراه خود به کنعان بردند و در شکیم در کنار چاه یعقوب دفن نمودند - و به روایتی دیگر، می گویند که: جسد وی را از آنجا به حبرون بردند و در غار مکفیله کنار قبرهای اجدادش دفن نمودند. (7) و یا شاید محل دفن آن حضرت شهر قدس باشد که قبر اسحاق و یعقوب و ابراهیم (علیهم السلام) نیز همانجاست.
بنی اسرائیل پس از فوت حضرت یوسف (علیه السلام) از موقعیت خود سوء استفاده کردند و در عصر ببرزین لاوی قریب هفتاد نفر ادعای وصایت و جانشینی در سلطنت آن حضرت را می کردند. همین اختلاف، اولین مرحله نفاق را در فامیل اسرائیل بوجود آورد. اوصیاء یوسف (علیه السلام) که عبارت بودند از ببرزین لاوی و احربن ببرز و میثاح ابن احرب و عاق و خیام و ماروم هیچکدام اقتدار کاملی نداشتند تا بتوانند سرکشان قوم خود را کنترل کنند. از این جهت بنی اسرائیل عنان گسیخته با قبطی های مصر آمیزش کردند تا آنکه کم کم از دین اجداد خود دست کشیدند.
حضرت یوسف (علیه السلام) هنگام وفات به 80 نفر از سران قوم خود به عنوان پیش بینی آینده چنین فرمودند:
پس از من به علت انحراف از دین گرفتار زجر و شکنجه فراعنه مصر خواهید شد و نجات شما به ظهور فرستاده خدا - موشه پسر آمران (- موسی بن عمران) است وی هلاک کننده: رامیس سوّم - فرعون خروج - و آورنده کتاب آسمانی تورات است....
با این وصف بنی اسرائیل در غیاب یوسف (علیه السلام) از هیچ گونه جنایتی خودداری نکردند. ابتدا با دختران قبطی آمیخته، و پس از این آمیزش خون پاک نسل های بعدی را آلوده به خون اقوام بت پرست نمودند.
قبائل قبط که اکثریت ملت مصر را تشکیل می داد به پرستش بت ها مشغول و سرگرم بودند بتی که مردم مصر سجده می کردند مجسمه گوساله ای به نام آپیس معروف بود و امور بتخانه و پرستش تحت نظر فراعنه و پادشاهان آن کشور اداره می شد. بنی اسرائیل کم کم از سبک بت پرستان مصر پیروی نموده، روش قبطی ها را به خود گرفتند.
ستاره شناسان و پیشگویان دستگاه فرعون رامسس دوم به او گفتند: در میان اسباط اسرائیل فرزندی برومند به وجود خواهد آمد که به شوکت خدایان مصر خاتمه می دهد و به قوم خود، یعنی بنی اسرائیل آزادی و برتری خواهد بخشید. وی به خدای آسمان سجده می کند و دارای کتاب آسمانی است. از این خبر فرعون به فکر محدودیت و تسخیر بنی اسرائیل افتاد و فرمان زجر و شکنجه آنها را صادر نمود.
اگر اسباط اسرائیل ادعای دروغ نمی کردند و خودسرانه به اعمال خلاف دست نمی زدند! معلوم نبود سرنوشت آنها به جایی برسد که مردان آنها را به ارابه ببندند و زن های باردار را به اعمال شاقه مجبور کنند و نوزادهای پسر را بدون استثناء بکشند و به بدترین وضع آنها را شکنجه دهند! خداوند متعال از کیفر کردار آنان در قرآن کریم خبر داده.(8)
مجموعاً، این گرفتاری، 147 سال طول کشید و بنی اسرائیل از این عذاب به ستوه آمدند؛ از کرده های خود پشیمان شده و به درگاه الهی دعا نموده و خدای مهربان را با تضرع خواندند.
روزگاری که موسی بن عمران (علیه السلام) در دامن عزّت فرعون پروریده می شد وضع دلخراش قوم خود را از نزدیک مشاهده می کرد و اشک حسرت از چشم های مبارکش جاری بود ولی چون مأموریت نداشت خود را معرفی نمی کرد.
از آنجا که ظلم و بی دادگری دوام ندارد؛ عدل خدای متعال اقتضا می کرد که هرگاه مصلحت باشد کاخ ظلم و ستم را سرنگون سازد و قوم ستمگر را هلاک نماید تا طاغوت ها نابود شوند و ندای توحید و دعوت فرستادگان الهی آشکار گردد.(9)
با خواست خداوند متعال موسی بن عمران (علیه السلام) فرزند خوانده - فرعون، قریب ده سال از انظار غایب شده و یک روز وارد دربار - فرعون شده فرعون خیره سر، نگاه تندی به شخص تازه وارد کرد که چگونه بدون اجازه بر بساط او پا نهاده و برای سلطنت و خدایی وی تعظیم نمی کند.
حضرت موسی (علیه السلام) با ید بیضاء و عصای خود که دو نشانه پیامبری او بودند، فرعون را به توحید و یگانه پرستی دعوت فرمود. هنگامی که فرعون دلیل پیامبری از وی خواست موسی (علیه السلام) دست روشن و عصا را به او نشان داد، ابتدا فرعون دعوت موسی (علیه السلام) و برادرش هارون را ساده تلقی کرد و آنها را شیّاد و ساحر خواند؛ (10) ولی چون دید در میدان مبارزه ساحران مغلوب شدند و همه به خدای موسی ایمان آوردند در فکر فرو رفت و به امید آنکه موسی دست از دعوی خود بردارد قوم بنی اسرائیل را به شدت شکنجه داد؛ لکن او غافل از خواست خدای متعال بود که، هیچ نیرویی تاب مقاومت با وی را ندارد.
رشته مبارزات آن حضرت طولانی گشت و هرچه فرعون به ظلم و ستم ادامه ادامه می داد بلاهای آسمانی، یکی پس از دیگری، به او می رسید و او را ناتوان و بی چاره می کرد؛ (11) ولی باز هم حاضر نبود به عجز خود اقرار کند و دست از خدایی خود بردارد؛ لیکن چاره ای ندید جز اینکه، بنی اسرائیل را آزاد کند. لذا دست از آنان برداشت و شرط کرد موسی (علیه السلام) و قومش از مصر بیرون روند. آل اسرائیل به فرمان موسی (علیه السلام) از مصر خارج شدند و کثرت جمعیت آنها منظره جالبی را پیش آورده بود که از ضعف و مغلوبیت فرعون حکایت می کرد.
این منظره، بر کبر و غرور فرعون افزود و آتش کینه را در قلبش مشتعل کرد و بار دیگر به فکر تسخیر بنی اسرائیل افتاد و با عجله فرمان آماده باش داد. قوم حضرت موسی (علیه السلام) مقداری از مسیر راه را طی کرده و به سواحل بحر احمر رسیده بودند که فرعون با ارتش قوی خود، راه بیابان را پیش گرفت و همه فرعونیان در این راه با وی حرکت کردند. ولی موقعی که فرعون کنار دریا رسید بنی اسرائیل از دریا گذشته بودند. و راهی که به قدرت خداوند در میان دریا پدید آمده بود فرعون و یارانش را هلاک گردانید.
قرآن مجید در آیات بسیار سرگذشت فرعونیان را از سال های 1312 ق. م.، بیان می کند. عهد عتیق هم که مورد قبول یهود امروز است خالی از شرح نیست و با کمی اختلاف از این جریان حکایت می کند. (12) و بیشتر شرح حال گذشتگان و قصص تاریخی از نظر قرآن، جنبه اخلاقی، موعظه و تذکر دارد به امید آن که روی افکار جنایتکاران اثر بگذارد.
قرآن مجید از هلاکت استعمارگر قدیم چنین حکایت می کند:
فاخذناه و جنوده فنبذناهم فی الیم فانظر کیف کان عاقبة الظالمین.
فرعون و سپاهش را باز گرفتیم، پس به دریاشان فکندیم، بنگر که عاقبت ستمگران چگونه است.(13)
شاید فراعنه مصر از زعمای سیاسی امروز جهان سفاک تر نبودند؛ ولی کیفر کردارشان موجب شد که در دل امواج خروشان بحر احمر (14) هلاک شوند. خوب است زمامداران استعماری توجه کنند که به اراده خدا، کیفر حتمی در انتظار آنهاست و وعده او تخلف پذیر نیست.