شرح دعای صباح

نویسنده : شارح:محمد هادی خوئی یزدی

مقدمه مصحّح

نخست سپاس بی قیاس معبودی را سزاست که جام «الست» در عالم «ذر» به دست نوع بشر نهاد و ازو عهد «بلی» ستاند. سپس بی قرعه بهترین تصویر خلقت را با قلم وجود در گل آدم به تصویر کشید. از روح خود در او دمید. آفرین گفت و بر این آفرینش بالید. خود را احسن الخالقین نامید و انسان را خلیفه گردانید و بدو گفت: «عبدی اطعنی حتّی اجعلک مثلی»، بنده من، بپرست مرا تا مثل و مثال من شوی. و اگر آن عهدی را که در آن عالم به تو سپردم، نیک وفا کنی، مرارت فراق عهد الست را به حلاوت بهشت وصال خود بدل کنم.
خدایا پاکترین سلامها و خالصترین درودها را نثار کن بر خاتم انبیا، محمد مصطفی - صلّی اللّه علیه و آله - و پاره تن او، فاطمه امّ ابیها - علیها السّلام - و اولین مؤمن به او، یار و یاور و پیشمرگ او، وصیّ و خلیفه بر حقّ او، اولین مولود کعبه و نخستین شهید محراب، فاتح خیبر، باب مدینه علم، سالار بیان، امیر مؤمنان علی - علیه السّلام - و ائمّه اطهار - علیهم السّلام.
خدایا ایمانی روزیم کن که دل جای اوست و یقینی که بدانم آنچه بدان دچارم، مکتوب من و معیشتی که از من است مقسوم برای من است«».
خدایا همان گونه که با روی و دل سپید مرا بدین جهان پر بلا آوردی، ختام حیاتم را به مشک رحمت و مغفرت خود معطّر ساز و غبار معصیتم را از دل و روی تیره ام برانداز، آغوش شفاعت خود را بر دیده بی سوی منتظر من بگشای که خود گفتی: «ناامیدان رحمتم از گمراهانند»
خدایا آنچه از ما خواستی و به ما گفتی، قصور و تقصیر از ما لا یعدّ و لا یحصی، بی حدّ و حصر است، تو سریع الحسابی، حساب ما در کنار رحمت بی پایان و کرم بی منتهایت، نادیدنی است. از ما درگذر، چه از تو گزیری و گریزی نیست و به غیر تو راهی و پناهی نه.
خدایا به چه زبانی، با چه بنانی و چگونه بیانی، سپاست گویم، ستایشت کنم و قدر نعمتهایت را تقدیر کنم.
خدایا هر چه به این آیه می اندیشم:وَ إِنْ تَعُدُّوا نِعْمَةَ اللّهِ لا تُحْصُوها 16: 18()(که هر چه بشمارید نعمتهای خدا را، نتوانید شماره کردن» بیشتر می سوزم که با این همه نعمت چه سازم؟ خدایا از اینکه نعمت قلم را، که بدان سوگند یاد کردی، و خواندن را، که بدان امر فرمودی، ارزانیم داشتی، تو را شکر گزارم. بر این راه استوارم دار و بر دفتر سیاه عمرم که اندکش سیاهه قلم است، قلم عفو بنواز.
خدایا مرا از اهل قلم و علم و عمل قرار ده، قلمی که جز برای تقرّب به تو ننویسد و علمی که جز از تو از روی خشیت نترسد و عملی که جز برای احیای کتاب و دین و کمک به خلق تو انجام نشود.
خدایا تو را به گوینده به حق ناطق این دعای کریمه و به حقّ عظمت و قداست الفاظ و معانی بلند آن، ما را با معارف عالیه و مضامین شافیه قرآن آشنا و در آخرت، همراه آن محشور گردان.
خدایا ختم سخن را سپاس بی قیاس دیگر تو راست بر اینکه توفیق تصحیح و احیای این اثر گرانقدر نصیبم کردی، روح شارح آن را ملا مصطفی خوئی قرین رحمت
__________________________________________________
وَ مَنْ یَقْنَطُ مِنْ رَحْمَةِ رَبِّهِ إِلا الضّالّونَ 15: 56،حجر: 56.
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 13
بی کران خود ساز و ما و خوانندگان امیدوار آن را در ثواب انجام، انتشار و مطالعه آن شریک ساز. برحمتک یا ارحم الراحمین.

ادب و حکمت دعا

بر ارباب یقین و آشنایان علم و دین، دیده وران تیز بین و حقجویان روشن بین، این حقیقت چون صبح صادق، آشکار و مبین است که به مقتضای کریمه ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ 40: 60()و نیزقُلْ مَا یَعْبَؤُا بِکُمْ لَوْ لا دُعائُکُمْ 25: 77()طلب و دعا از حضرت حق تعالی برای وصول به آرزوها و خواسته های دنیوی و نیل به مقاصد و آمال معنوی و اخروی، تضرّع و زاری در بارگاه حضرت احدیّت و نجات از آفات و بلایا و عقوبات، کلید رستگاری«» و چراغ شب درماندگی و بیچارگی است.
دعا، خالصترین، پاکترین، مقبولترین، نزدیکترین و عاطفی ترین رابطه بنده با معبود خویش است. گفت و گویی صریح و بی ریا، ساده و صادقانه است. اظهار و بیان تذکر و توجه قلبی داشتن عبد است به معبود. دعا، سخن گفتن، گاه با زبان است و گاه با دل. با زبان ذکر گفتن و با دل متذکر او بودن و در محضر و منظر او زیستن است. وقتی تقوا به درجه ای رسد که انسان در هر حال، خود را در بارگاه او داند، این نهایت درجه تذکر قلبی و ارتباط باطنی بنده با معبود خویش است. اظهار ذلیلترین مرتبه عجز و فقر و نیازمندی عبد است در برابر معبود غنی و بی نیاز. چه، طغیان انسان در اثر همین احساس بی نیازی اوست دعا کلید رستگاری بنده بیچاره و نیازمندی است«» که مدام به عجز و ناتوانی و پستی نفس خود اعتراف می کند. از این رو، خدا جلیس و همنشین کسی است که دایم متذکّر حق باشد مؤمن این صداقت و رفاقت را از دعا و گفتمان با معبود خویش
__________________________________________________
إِنَّ الانسانَ لَیَطغی أَنْ رَءاهُ اسْتغنی 96: 6 - 7علق: 6 و 7
انا جلیس من ذکرنی»
(حدیث قدسی)
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 14
تحصیل می کند و به سلاح ایمان مجهّز و به سنگر تقوا ایمن می گردد و مستجاب الدعوه می شود. چون بر عهدی که خدا با او بسته، وفادار مانده است. چنانکه فرموده:
اوفُوا بِعَهدی اوفِ بِعَهدِکُم 2: 40()عهد الست را در آن عالم شنید و در این عالم به جان خرید. با دلی پاک و زبانی راست با او گفت و گو کرد 3و چون در شرایط آسایش، یا سختی و گرفتاری به یاد اوست، خدا نیز در دشواریها و بلایا، او را معین و یاور است 4
خداوند سبحان به حضرت داود نبی - علی نبیّنا و علی آله و علیه السلام - می فرماید: ای داود در روزهای راحتی و آرامش به یاد من باش تا در ایّام سختی و شداید به یاد تو باشم«».
بنابراین، بنده غافلی که تنها در شداید و سختیها به یاد خدا می افتد، چگونه توقّع دارد که خدا به دعای او توجّه کند؟ در فرهنگ دعایی شیعه، حکمت چنین است که هرگاه خدا بخواهد خواسته ای از بنده خود را اجابت کند به او اذن دعا می دهد 5و همین توفیق رفیق شدن قلب برای دعا کردن، از رحمت اوست 6و بخشی از اجابت دعای او.
اجابت یا مصلحت
این ارتباط نورانی و صادقانه، آثار و برکات فراوانی دارد. درمان هر دردی با دوای
__________________________________________________
الدعاء سلاح المؤمن»کافی، ج 2، ص 468
همان:«الدعاء ترس المؤمن»
3یا موسی ادعنی بالقلب النقی و اللسان الصادق»بحار الانوار، ج 93، ص 341
4اذا ذکر العبد ربّه فی الرّخاء انجاه اللّه من البلاء»کنز العمال، خ 5899.
5إذا اراد اللّه ان یستجیب لعبد اذن له فی الدعاء»کنز العمال، خ 3156.
6اغتنموا الدعاء عند الرّقة فانها رحمة»بحار الانوار، ج 93، ص 313.
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 15
مخصوص آن است ولی شفای آن درد با حکمت دعا تحقّق می یابد خدا با دعا مقدّرات انسان را تغییر می دهد و او را از بلایی حتمی نجات می بخشد
آیا اجابت هر دعا به صلاح انسان است؟ مؤمن دل آگاه هرگز مطلوب و خواسته خود را بر خدا تحمیل نمی کند. اجابت دعا را قرین به مصلحت خود می خواهد. طالب اجابتی که نقض حکمت حق تعالی در آن است، نمی باشد. همواره در اینکه دعایش پذیرفته خواهد شد، به خدا حسن ظن دارد«». در درک آنچه به مصلحت اوست عاجز است، از این رو هیچ گاه مصلحت خویش را به خداوند - عزّ و جلّ - گوشزد نمی کند«».
در فرهنگ و ادب دعایی شیعه، استعجال و اجابت زود و سریع دعا مطلوب نیست، آنچه که به صلاح داعی است در زمان مخصوص، پسندیده است. دعا کننده، عاقل و صبور است. بیش از آنکه به سرعت اجابت بیاندیشد، به رفع موانع اجابت همچون کم کردن معاصی، کسب مال حلال 3ردّ مظالم و نیکی و احسان به خلق و... می کوشد تا آنچه مقدّر و مصلحت اوست در پرونده حیاتش درج شود 4
از آنجا که سائل و داعی از باطن و حقایق اشیاء بی خبر است، گاه چیزی را طلب می کند که کاملا به ضرر و زیان اوست، پس خیر و صلاح او در عدم اجابت است«». لذا او نباید در خواسته خود از روی جهل اصرار ورزد، همواره از خدا بخواهد آنچه خیر و صلاح اوست به او عطا کند. چنانکه قرآن کریم می فرماید:وَ یَدْعُ الانْسانُ بِالشَّرِّ دُعاءَهُ بِالخَیْرِ وَ کانَ الانْسانُ عَجُولا 17: 11()به همین دلیل در ادب دعایی، دستور است که راههای نجات و هلاک خود را بشناسید تا خدا را به چیزی که هلاک انسان است دعا نکنید و
__________________________________________________
علیک بالدعاء فانّ فیه شفاء من کل داء»بحار الانوار، ج 93، ص 295، کافی، ج 2، ص 470.
لا یردّ القضاء الا الدعاء»بحار الانوار، ج 93، ص 296.
3أطب کسبک تستجاب دعوتک»همان ج 93، ص 358.
4من اصعد إلی اللّه خالص عبادته اهبط اللّه - عزّ و جلّ - افضل مصلحته»نبه ص 350.
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 16
گمان داشته باشید که همین صلاحتان بوده است«». آنچه مهم است این مسئله است که هیچ دعایی بی جواب و بی اثر نخواهد بود. اگر تمام حالات و شرایط مذکور مراعات شود، اجابت دعا به نوعی حتمی است. و چنانکه در احادیث آمده: «یا دعای سائل و داعی بزودی مستجاب می شود، یا با آن دعا مطلوب و خواسته مهمتر او در آخرت تحصیل می شود (یا آنجا از مهلکه ای نجات می یابد) یا به جای اجابت آن دعا، بلا و مقدّر دیگری از او برداشته می شود»«»، یا در همین دنیا عطیّه دیگر یکه فعلا مصلحت اوست به او داده می شود و بر توفیقات او به شکل دیگری افزوده می شود. پس بندگی با ریاکاری و معصیت پیشگی سازگار نیست. ستم به خلق روا داشتن و در مال دیگران دست بردن و... از موانع این ارتباط و اجابت دعاست. مهم توفیق دعا کردن، متوجه حق بودن و گفت و گوی راست و نزدیک و عاطفی داشتن با خداست.
سعدی شیرین سخن در این باره می گوید:
یا رب از ما چه فلاح آید اگر تو نپذیری به خداوندی و فضلت که نظر باز نگیری
دست در دامن عفوت زنم و باک ندارم که کریمی و حکیمی و علیمی و قدیری
خالق خلق و نگارنده ایوان رفیعی خالق صبح و برآرنده خورشید منیری
بحثی درباره سند و مدرک این دعا
دعای صباح از آن جهت که مدرک و سندی معتبر نداشته در اصطلاح علم روایت و درایت ظنّی الصدور است، لیکن از آن روی که بلندترین مضامین حکمی، عرفانی و کلامی را در قالب الفاظ و عبارات ادبی بیان کرده و انواع صنایع لفظی و معنوی و فنون بلاغی، نظیر تشبیهات، کنایات، استعاره تخییلیه ترشیحیه، صنعت تجرید و غیره را با بیانی معجز نظام و جمله هایی شیوا و رسا به همراه دارد، قطعی الصدور می نماید، اما از
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 17
لحاظ محتوا عموما مضامین این دعا اشاراتی است بر اثبات وجود خالق واجب الوجود که قادر و عالم و حکیم و مختار و حیّ و سمیع و بصیر و متکلّم و باقی است. هر انسان عاقل و فهیمی درک می کند که این خورشید عالمتاب با این عظمت به خودی خود به وجود نیامده و این طلوع آفتاب و گردش زمین را محرّکی تواناست و نیز دلالت بر این دارد که پیدایش نقش صبح بر لوح وجود، پرتوی از نور ظهور صانع حقیقی است.
مقدمه مستوفای مؤلّف درباره شأن و منزلت این دعا شایان توجه است. لیکن آنچه بیش از هر چیز مورد اهتمام بنده بوده، تحقیق درباره منابعی است که درباره دعای صباح گفته اند.
1. قدیمی ترین کتاب دعایی که دعای صباح در آن دیده شده، کتاب اختیار المصباح تألیف سال 653 از سید علی بن الحسین بن حسّان بن الباقی القرشی از معاصرین محقّق حلّی و سیّد بن طاووس است«». در کتب ادعیه پیشتر از آن نظیر مصباح المتهجد شیخ طوسی از آن یادی نشده است. هر چند فعلا کتاب اختیار المصباح در دسترس نیست ولی قبلا نسخه ای از آن نزد افندی صاحب ریاض العلما موجود بوده است«». خوانساری صاحب روضات الجنات نیز آن را دیده است«».
2. مرحوم مجلسی سند دیگری را نقل می کند که این دعا را شریف یحیی بن قاسم العلوی العباسی الیمنی (در گذشته حدود 753 ه. ق.) مکتوب روی پوستی بلند دیده است و در کتاب خود در سال 734 ه. ق. از روی خط کوفی نقل کرده است«».
3. مشهور است که دعای صباح به خط کوفی بر روی پوستی بلند که به امضای حضرت امیر المؤمنان علی - علیه السّلام - رسیده، مکتوب و در دسترس بوده است. مرحوم مجلسی می فرماید: نسخه ای از آن را مولانا درویش محمد اصفهانی جدّ والدم بر
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 18
نور الدین علی بن عبد العالی کرکی در سال 939 ه. ق. خوانده و به او اجازه روایت داده است«». شارح این دعا، ملا مصطفی خوئی نیز از قول یکی از بزرگان گروس نقل می کند که وی همین مکتوب را در خانه عموی خود نجفقلی خان گروس دیده است. محمد مهدی قزوینی نیز که احتجاج النجاح فی شرح دعاء الصباح را نوشته، می گوید وی در سال 1123 از میرزا قوام الدین محمد شنیده که نامبرده این دعا را در دار السلطنه اصفهان مکتوب بر پوست آهویی رؤیت کرده است و از روی آن کتابت کرده و همان را به بنده داد«».
محمد قطب الدین نیریزی حسینی (1173 ه. ق) در کتاب انهار جاریه«» می نویسد:
این دعا را در سال 1130 در شهر قزوین از روی خط کوفی مکتوب میرزا إبراهیم قزوینی نوشتم و او هم گفته از روی خط امیر مؤمنان علی - علیه السّلام - نوشته است. قطب الدین می گوید: این جمله حضرت علی بن موسی الرضا - علیه السّلام - که«الا ادلّکم علی الذّخیرة العظمی و الکنز الأوفی»
دلالت بر دعای صباح دارد. همچنین وی از قول امیر مؤمنان درباره این دعا چنین می آورد«»:
«من داوم علی قرائة هذا الدعاء و العالم مملوّ من البلاء ما یضرّه ابدا و یصیر فی نظر الخلائق معزّزا مکرّما و لا یظفر به عدوّ و کلّ من قصد إلی عداوته، رجعت العداوة إلی صاحبه و یؤمن من موت المفاجاة و یوسّع علیه الرزق و یأتیه من موضع لا یکون فی ظنّه و فی وقت الموت یکون الایمان معه و اذا بعث فی قبره، قام ملک مع براق عند رأس القبر یرکبه و یدخله الجنّة».
به هر حال، تمام کسانی که چنین مکتوبی را به خط کوفی منسوب به حضرت، رؤیت کرده اند، گفته اند که بعد از بسم اللّه الرّحمن الرّحیم نوشته شده: هذا دعاء علّمنی«»
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 19
رسول اللّه - صلّی اللّه علیه و آله - و کان یدعو به فی کل صباح، و آخر آن نوشته شده: کتبه علی بن ابی طالب فی آخر نهار الخمیس حادی عشر شهر ذی الحجّة خمس و عشرین من الهجرة.
4. فیض کاشانی (1090 ه. ق.) این دعا را در آخر کتاب ذریعة الضراعة آورده است«».
5. عبد اللّه بن صالح السماهیجی (1076 - 1135 ه. ق.) در کتاب الصحیفة العلویة المبارکة از عبارت: «یا من دلّ... تا... یا خیر من دعی و صلّی اللّه..» آورده است«».
گزارشی از شروح چاپی و خطی
شروح چاپی
1. شرح دعاء الصباح، ملا محمد باقر مجلسی، بیروت، دار العلم، 1410 ه. ق.
2. مفتاح الفلاح و مصباح النجاح فی شرح دعاء الصباح، محمد اسماعیل بن حسن خواجوی مازندرانی (1173 ه. ق.) تحقیق سید مهدی رجائی، مجمع البحوث الاسلامیة، مشهد، 1414 ه. ق. و قبلا یک بار در هامش زاد المعاد قطع رحلی چاپ شده است.
3. مفتاح النجاح فی شرح دعاء الصباح، ملا عبد الرسول مدنی کاشانی، علمیه قم، 1408 ه. ق.
4. شرح دعای صباح، زین العابدین شریف صفوی بن فتحعلی خوئی، سنگی، 1317 ه. ق.
5. شرح دعای صباح، حاج سیّد جواد بنان مدنی، با خط نستعلیق شکسته، چاپ 1378 ه. ق.
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 20
6. نور المصباح فی ترجمة دعاء الصباح، شیخ عزیز اللّه محقّق خراسانی (حدود 1370 ه. ق.).
7. شرح دعای صباح، شیخ محمد امامی نجفی خوانساری، سنگی، 1394 ه. ق 8. شرح دعای صباح، ملا هادی سبزواری (1289 ه. ق.)، تحقیق نجفقلی حبیبی، دانشگاه تهران، چاپ دوم، 1375 ه. ش.

بخشی از شروح خطی

1. شرح دعاء صباح، حسین استرآبادی مرعشی، شماره 3920.
2. شرح دعاء صباح، احمد بن حسن یزدی (حدود 1297 ه. ق.) مرعشی، شماره 2407.
3. شرح دعاء صباح، علی رضا بن محمد باقر کرمانی مشهور به کوهبنانی در زمان ناصر الدین شاه نوشته شده مرعشی 1976.
4. احتجاج النجاح فی شرح دعاء الصباح، محمد مهدی قزوینی (تألیف 1123 ه. ق).
مرعشی 609.
5. شرح دعاء صباح، حیدر قلی خان مشهور به سردار کابلی (1373 ه. ق.).
6. شرح دعاء صباح، میرزا عبد الکریم ارومی معاصر صاحب طاقه ریحان، الذریعة، ج 13، ص 254 7. شرح دعاء صباح، میرزا جعفر بن حسین علی لواسانی مشهور به حکیم الهی (1298 ه. ق.)، همان.
8. شرح دعاء صباح، مولی أبی الوفاء، الذریعه، ج 13، ص 252.
9. شرح دعاء صباح، (نظم فارسی)، مولی احمد بن سیف الدین استرآبادی، همان.
10. شرح دعاء صباح، احمد بن محمد معروف به نشانچی زاده (986 ه. ق.)، کشف الظنون، ج 1، ص 431.
11. شرح دعاء صباح، میر محمد اشرف مؤلف فضائل السادات.
شرح دعای صباح(خوئی) ص : 21
12. شرح دعاء صباح، محمد جعفر شیرازی، (بعد از 1150 ه. ق.) مرعشی، شماره 3508.
معرفی مؤلف و آثار او
از ملا مصطفی بن محمد هادی خوئی (در گذشته بعد از سال 1252 ه. ق.) شارح کتاب حاضر اطلاع چندانی در دست نیست. از آثار او می توان پی برد که وی پس از گذراندن تحصیلات عالی علوم حوزه از خوی به یزد مسافرت کرده و در آنجا به تدریس و تألیف مشغول شده است. بیشترین آثار دستنویس او در کتابخانه مرحوم وزیری یزد نگهداری می شود. از جمله این بنده در سفری که سال 1373 به آنجا داشتم به نسخه خطی این شرح به خط مؤلف برخورد کردم و پس از مروری اجمالی تصمیم به تحقیق آن گرفتم و با نسخه ای که از کتابخانه مرحوم آیة اللّه مرعشی نجفی دریافت کردم مقابله نمودم و برخی کاستیهای متن نسخه اساس را مرتفع ساختم.