زندگانی امام علی الهادی علیه السلام

نویسنده : باقر شریف قرشی

پیشگفتار

پرداختن به زندگی ائمه کاری است بزرگ و دشوار و تاب و توانی دیگر می طلبد زیرا آنان در چهارچوب اندیشه تنگ و حقیر ما نمی گنجند بلکه هستی خود را در راه اعلای کلمه توحید و برافراشتن پرچم اسلام فدا کردند و همچنان در برابر خدای متعال به قصور و عجز خویش اعتراف می کردند، امامانی که در زندگی سراسر جهاد و حماسه خود، کمترین غبار گرایش های مادی و زودگذر را به خود نگرفتند و همیشه افق دیدشان به فراسوی دنیا گسترش یافته بود. آنان پروانه وار به گرد معبود عالم می چرخیدند، روزها را در میدان نبرد و شب ها را با راز و نیاز سپری می کردند. گاهی مصدر ظاهری حکومت بودند و زمانی در بند زندان های خلافت، گاهی به ظاهر آزاد بودند و زمانی نیز تحت مراقبت های شدید امویان یا عباسیان، لیکن آنان را هیچ مانعی از انجام رسالت و ابلاغ پیام الهی باز نمی داشت. حیات آنان یکسره وقف خدا بود و دلشان مالامال از ایمان به حق، از مراحل علم الیقین و عین الیقین گذشته و در اوج حق الیقین سیر می کردند و دیگر خودی نمی شناختند بلکه همه حق بودند و حقیقت. لذا می بینیم قلب و اندیشه آنان سرچشمه جوشان معارف و علوم می گردد و نیایش ها می تواند چنین سخنانی به زبان آورد و این چنین منظومه عشق را بسراید؟ با حیرت و شگفتی باید بگوییم آری اینانند پیشاهنگان توحید و عدالت بر پهنه گیتی و بشریت همیشه از آبشخور اندیشه شان بهره ور بوده است.
تلاش، اعتقاد، صمیمیت و پایداری ائمه بی پاداش نبود، بلکه خداوند متعال به آنها علم، دانش، فرزانگی و حکمتی عطا نمود که برای انسان بی سابقه بود و هیچ کس دیگر این چنین برخوردار از الطاف حق نگشت. در این مورد سن و سال معیار نبود و کوچک و بزرگ آنان همسنگ بودند. امام جواد، نهمین اختر تابناک امامت در سن کم یعنی هفت سال و چند ماهگی زعامت دین و ریاست عامه مسلمانان را به دست گرفت و در برابر پرسش های فقهی، فلسفی و اعتقادی همانند یک متخصص پاسخ هایی مناسب و متین داد، تنها بیان مورد قبول درباره این پدیده عجیب همانست که شیعه بدان اعتقاد دارد و آن این که: علم و دانش ائمه کسبی نیست بلکه خداوند به آنان همان دانشی ارزانی داشته که پیامبران و رسولان اولوالعزم را از آن برخوردار کرده است.
امام هادی - علیه السلام - نیز مانند پدر بزرگوارش از دریای بیکران دانش الهی بهره مند بود و معاصران خود را از وسعت علمی خویش متحیر می ساخت. ایشان در سنین نوسالی با فاجعه وفات پدر مواجه شدند و فقها و علمای شیعه که امر امامت را از اصول دین می دانستند و در این کار نهایت دقت و کنکاش را لازم می دیدند و تنها با اتکا به دلایل و براهین قطعی، امامت شخصی را می پذیرفتند و برای احساسات و عواطف در این مجال، نقشی قائل نبودند و خود را در پیشگاه خداوند مسؤول می شناختند، به امام هادی - علیه السلام - به عنوان دهمین پیشوای خود رجوع کردند.
بهر حال علمای امامیه از حضرت که سن کمی داشت سؤالات متعددی در زمینه های گوناگون پرسیدند و ایشان کارشناسانه تمامی آنها را پاسخ گفت و آنان به امامت حضرت اعتراف نمودند و اعتقاد قلبیشان استوارتر شد که امام باید از همه معاصران خود داناتر باشد و در این مورد فرقی میان کوچک و بزرگ نیست بلکه منصب امامت چنین شأن و موقعیتی دارد. فضل و دانش حضرت و تبحّر ایشان در علوم قرآنی و سنت، اندیشه ها را سرگشته کرد و توان علمی امام هادی زبانزد محافل علمی در اقصی نقاط جهان اسلام گشت و همه جا گفتگو از فضایل امام بود.
بخش بزرگی از مسلمانان امامت حضرت را پذیرفته و رشته دوستی او را به گردن افکندند و حقوق واجب شرعی مانند سهم امام و هدایای گرانقیمت و اموال بسیاری را به ایشان تقدیم می کردند. خبرچینان و گزارش گران حکومت و نیروهای امنیتی، اخبار اقبال مردم به حضرت را به تفصیل برای متوکل عباسی که از سرسخت ترین دشمنان اهل بیت و شیعیان ایشان بود فرستادند و او سخت خشمگین شد و رگ های گردنش متورم گشت! و دستور داد امام را از مدینه به سامرّا که پایتخت حکومتش بشمار می رفت منتقل کنند و ایشان را به اقامت در آن شهر مجبور ساخته، حرکات و رفت آمدهایش را تحت نظر بگیرند و یارانش را بشناسند و مانع رسیدن اموال و حقوق شرعیه به حضرت گردند، همچنین از بهره مندی علما از دریای معارف و علوم ایشان جلوگیری کند.
امام در آن شهر دوران سختی را پشت سر گذاشت و انواع مصائب و رنج ها را متحمل گشت. هر چند وقت یکبار متوکل به شرطه فرمان می داد که به خانه حضرت ریخته آنجا را بازرسی کنند و ایشان را در هر حالتی که هست به کاخ سلطنتی بیاورند، یکبار که حضرت را شبانه و بی خبر به نزد متوکل آوردند، جام های شراب، آلات خنیاگری، ابزار موسیقی، گروه های خوانندگان و عیاشان، خلیفه عباسی را احاطه کرده بودند و او لبریز از باده و مستی و بی خبر از ملک و هستی به لهو و لعب مشغول بود، امام از قدرت و سنگدلی او هراسی به خود راه نداد بلکه به نصیحت و پندگویی پرداخت و قیامت را به او یادآور شد و شهوترانی و هواپرستی او را محکوم ساخت که در این کتاب تفصیل آن خواهد آمد.
امام هادی - علیه السلام - تنها نماینده و سخنگوی جبهه مخالف حکومت عباسی و یکی از رهبران پیشقدم این امت در روش پیکارگرانه اش علیه طغیانگری و ستم بشمار می رفت و موضعی مخالف و انعطاف ناپذیر در برابر پادشاهان و حکام عصرش اتخاذ کرده بود و با هیچیک از آنان از در دوستی وارد نشد بلکه دور بودن و اجتناب از آنان را در سرلوحه کار خود قرار داده بود و همین مسأله آنان را به کینه توزی و دشمنی با امام و ایجاد هر نوع تضییق و فشاری علیه ایشان وادار می کرد. اگر امام - علیه السلام - با آنان همراهی و همگامی می کرد هرگز مجبور به اقامت در سامرّا نمی گشت، و او را محاصره اقتصادی نمی کردند و در تنگنای سختی معیشت و درآمد قرارش نمی دادند و مانع ملاقات حضرت با شیعیانش نمی شدند، امّا حضرت برای رضای خدا و حفظ مصالح اسلام همه اینها را به جان خرید و از پادشاهانی که سلطنت و قدرتشان برپایه زور و سلاح بود دوری جست - این کتاب با استفاده از موثق ترین منابعی که در دست است است تصویری از سیاست و روش حکام عصر امام را ارائه خواهد کرد - گزند عباسیان تنها امام را ناراحت نساخت بلکه همه مسلمانان آن دوران در معرض آسیب و تجاوز بنی عباس قرار گرفتند و در ایام حکومتشان اثری از اسلام واقعی نماند، آنان اقتصاد مردم را در راه ارضای شهوات خود به کار گرفتند و سخاوتمندانه خرج خوانندگان و دلقک ها کردند و شب های آلوده به گناه خود را با اموال مسلمانان مجلل و پر کبکبه ساختند و در بغداد و سامرّا جشن های خود را با تمام محرمات الهی آراستند و تا نهایت انحراف از اصول و موازین اسلامی پیش رفتند؛ اسلامی که همه اصول و آرمان خود را بر نجات انسان از پلیدی و تعالی او بنیان گذاشته بود.
برای بررسی زندگی فرد بایستی زندگی جامعه و ویژگی های آن، مورد بررسی قرار گرفته شود زیرا بدین گونه جنبه های مهمی از زندگی شخصی آشکار می گردد و در پیوند میان فرد و جامعه است که نکات حساسی کشف می شود لذا ما نیز به عصر و دوران امام می پردازیم و مختصات آن را بیان می کنیم تا آنکه بدین ترتیب ابعاد و جوانب زندگی علمی و فکری امام بهتر روشن گردد.
دوران حضرت شاهد حوادث حیرت انگیزی بود که از مهمترین آنها تسلّط ترکان بر تمامی ارکان حکومت را می توان نام برد. آنان بر اقتصاد عمومی چیره شده بودند و کمترین نفوذی برای خلفای بنی عباس نگذاشتند و آنان را تبدیل به عروسک های خیمه شب بازی کردند تا آنجا که هیچ نقشی در امور داخلی و خارجی حکومت نداشتند و ترکان هر خلیفه ای می خواستند تثبیت می کردند و از هر کسی که ناخشنود می شدند برکنارش می ساختند و یا می کشتند. جامعه اسلامی دچار بحران هایی سخت و ناگوار شده بود زیرا ترکان نه آیین حکومت بلد بودند و نه در سیاست سررشته ای داشتند و اساساً بیابانگردانی به دور از تمدن بودند. و ما در این کتاب به تفصیل این حادثه و حوادث دیگر آن دوران را بررسی خواهیم نمود.
در این کتاب به زندگی اصحاب امام هادی - علیه السلام - و راویان و حاملان علم ایشان خواهیم پرداخت و تا آنجا که می دانیم در این زمینه کس دیگری چنین نکرده و تنها ماییم که در بررسی زندگانی ائمه اطهار به زندگی یارانشان نیز توجه کرده ایم زیرا آن را مکمل بحث از هر شخصیت می دانیم و با شناخت یاران و اصحاب اوست که می توان عمق نفوذ اندیشه و تلاش های فکری او را دانست لیکن بررسی های تازه، این مهم را به دست فراموشی سپرده و کمترین توجهی بدان نشان نمی دهد و حال آنکه از این طریق می توان اطلاعات مهمی درباره شخصیت مورد نظر که در کتب مربوطه ثبت نشده به دست آورد و پیوند مردم با او و رابطه او را با آنان دانست.
درباره زندگی امام هادی - علیه السلام - این نخستین اثر بشمار نمی رود بلکه قبلاً کارهای صورت گرفته و تألیفاتی به زیور طبع آراسته شده است که می توان برای مثال کتب زیر را نام برد:
1 - مآثر الکبراء فی تاریخ سامرّا دائرةالمعارفی درباره شهر سامرّاء و تاریخ آنست که به وسیله علامه محققّ شیخ ذبیح اللَّه نگارش شده و جلد سوم آن اختصاص به زندگانی امام هادی - علیه السلام - یافته است.
2 - سیرة الامام العاشر علی الهادی نوشته استاد سید عبدالرزاق شاکر البدری، لیکن به اعتقاد من آنچه تاکنون درباره امام نوشته شده است - از جمله همین کتاب - بطور جامع و فراگیر، تمام جنبه های زندگی حضرت را مورد بررسی قرار نداده است بلکه تنها بر گوشه هایی از شخصیت این بزرگوار پرتو افکنده و موارد خاصی را به بحث گذاشته است و ما هنوز فاقد اثری هستیم که زندگی این اسطوره ایمان را که دنباله حیات فکری پدران و اجداد خویش است به طور کامل بررسی کرده باشد.
در خاتمه این پیشگفتار، بر خود لازم می دانم که از برادر عزیز و ارجمندم حضرت حجةالاسلام، علامه بزرگ شیخ هادی شریف القرشی - حفظه اللَّه - که در دستیابی به منابع و مراجعه به دائرةالمعارف های فقهی مانند وسائل الشیعه، مرا یاری کرد و اطلاعات سودمندی از زندگانی امام هادی - علیه السلام - در اختیارم گذاشت تشکر و سپاسگزاری کنم و از خداوند می خواهم به او جزای خیر عطا کند که حق برادری را نیک انجام داد.
نجف اشرف
باقر شریف القرشی
تولد و شکوفایی امام (ع)
در این کتاب به بررسی زندگانی یکی دیگر از ائمه هدی و خاندان نبوّت می پردازیم، شخصیت دهمین امام شیعه حضرت علی هادی - که کمتر بدان پرداخته شده است - موضوع اصلی بحث ماست و پیش از ورود به مطلب به خانواده آن حضرت اشاره ای می کنیم:

پدر

پدر امام هادی امام محمّد جواد فرزند علی بن موسی الرضا فرزند و وارث امامت موسی بن جعفر بن محمّد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، اصیل ترین و ریشه دارترین خاندان عرب در اسلام می باشد و بشریت هرگز خاندانی بدین عظمت و بزرگواری را جز همین خاندان به خود ندیده است. این خاندان معلم انسانیت در پیمودن مسیر کمال بوده اند و خداوند به وسیله آنان و با خون شهیدانشان شجره طیّبه توحید را آبیاری نموده است.
پدر امام هادی، حضرت جواد از نوابغ و اعجوبه های روزگار بود و پس از وفات پدر (حضرت رضا) در سن هشت سالگی (حدود هفت سال و چند ماه) ریاست عامه مسلمین و مرجعیّت دینی را به عهده گرفت. حکومت بنی عباس که فرصت را برای امتحان حضرت و در نتیجه درهم پیچیدن طومار امامت که از عناصر اساسی تفکر شیعی بشمار می رفت مناسب دیده بود، یحیی بن اکثم را که از علمای عصر بود فرا خواند تا امام را در معرض امتحان درآورد. یحیی نیز در برابر جمع کثیری از وزرا، علما، و دیگر وابستگان حکومت بنی عباس از امام جواد سؤالی فقهی کرد امام در پاسخ، آنچنان فروع و شقوق مسأله را یکایک بیان کرد که یحیی سرگشته شد و به سرمایه کم خود و توانایی علمی امام اعتراف کرد. این قدرت علمی بی نظیر امام به اضافه دیگر موارد به سرعت در میان مردم منتشر گشت و نقل مجالس و محافل شد و از شهری به شهری، دهان به دهان انتقال یافت، ما بحمداللَّه توفیق آن را یافتیم که در کتاب دیگرمان از زندگی این امام عظیم - علیه السلام - بحث کنیم لذا در اینجا به طرح مجدد آن مسائل را نداریم.

مادر

همانطور که بارها گفته ایم اسلام تمام تلاش خود را بر وحدت جامعه و اتفاق کلمه گذاشت و صدای: یا ایها الناس انا خلقناکم من ذکر و انثی... (1) در داد و با دستورات خود ریشه تفرقه و تفاخر نژادی را خشکاند. امامان ما در تک تک حرکات و سکنات خود بیانگر نظر قرآن و اسلام درباره وحدت نژادی و تساوی مردم بودند و عملاً در این راه گام بر می داشتند و فرقی میان سفید و سیاه (جز به تقوا) نمی گذاشتند و برای از بین بردن اختلافات ویرانگر، پیش قدم شده با کنیزان ازدواج می کردند، امام سجاد با کنیزی ازدواج کرد و زید بن علی - شهید همیشه جاوید - از این پیوند مبارک به دنیا آمد.
امام جواد نیز با کنیزی که به وسیله محمّد بن الفرج برای آن حضرت به هفتاد دینار خریده شده (2) بود ازدواج نمود و امام علی هادی ثمره این ازدواج بود. امام جواد برای تربیت و تهذیب همسر خود که با مفاهیم اسلامی آشنا نبود وی را در کنار دختران پیامبر - صلی اللَّه علیه و آله - این اسوه های عفت و طهارت قرار داد و خود عهده دار تعلیم وی گشت. سلوک روحی و جاذبه امام و زنان حرم آنچنان نیرومند بود که بتدریج از این کنیز، پارسایی شب زنده دار و صالحه ای قاری قرآن و تالی آیات الهی به وجود آورد که این مطلب به وسیله راویان آثار نقل شده است. (3) این زن شایسته، نتیجه تهجد و تلاوت شبانه خود را دید و به بالاترین مرتبه افتخار دست یافت و رشک برین گشت زیرا افتخار مادری امامی از امامان شیعه و سروری از سروران مسلمین را کسب کرده بود. او عضوی از خاندانی گشته بود که خداوند آنان را پناهگاه بندگان و کشتی نجات قرار داده بود. امام مورخین در نامه مادر حضرت اختلاف کرده اند و ما برخی از این اقوال را ذکر می کنیم:
1 - سمانه مغربیه (4) معروف به بانو امّ الفضل. (5)
2 - ماریه قبطیه. (6)
3 - یدیش. (7)
4 - حویت. (8)
البته اقوال دیگری هم نقل شده است که ما به دلیل بی فایده بودن نتیجه آنها را ترک می کنیم و چون دانستن نام ایشان کمترین سودی ندارد لذا از این مطلب می گذریم.