فاطمة الزهرا علیهاالسلام

نویسنده : علامه امینی

حبیبه خدامنم

منم که عصمت له و، به ساق عرش زیورم - حبیبه خدامنم، حباب نور داورم
رضای من رضای او، ولای من ولای او - که من ولیةاله و، زهر بدی مطهرم
علی است نفس احمد و حقیقت محمدی - منم که بضعة النبی و، با علی برابرم
به تخت اقتدارشان، نشسته ام کنارشان - به تاج افتخارشان، یگانه است گوهرم
بجز محمد و علی، که نور ما بود یکی - ز انبیاء و اولیاء، خدا نموده برترم
نبی چو گفت بر ملا: اگر نبود مرتضی - ز اولین و آخرین، هر کسی نبود همسرم
علی، شهاب ثاقب و منم فروغ زُهر وی - با اوج عصمت و حیا، به هر زمان منورم
نهال عشق ایزدی، بهار حسن سرمدی - شکوفه محمدی، عطای رب و کوثرم
حسین با حسن مرا، دو گوشوار زینتند - علی است طوق گردنم، محمد است افسرم
محمد و علی و من، چو اصل و ام خلقتیم - منم که باب خویش را، درین مقام مادرم فدک چه جلوه ای کند، به پیشگاه دولتم - که مالکیت جنان، به کف بود چو حیدرم
علیه غاصب فدک، از آن قیام کرده ام - که راه پر جهاد حق، نشان دهم به دخترم
(حسان) بود مودت رسول و آل مصطفی - امید برزخ من و، پناه روز محشرم
بسم الله الرحمن الرحیم
هذا من فضل ربی

مقدمه:

فاطمةالزهراء(ع): بانوی بانوان دو جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر پربهای قرآن، کفو و همتای امیرمومنان(ع)، و یکی از علل آفرینش عالم امکان.
فاطمةالزهراء(ع): در آل کسا محور، عزیز قلب پیغمبر(ص)، شفیعه محشر، ولیةالله اطهر، و از یازده فرزند معصومش برتر...
فاطمةالزهراء(ع): خانه اش، منزل هل اتی، پدرش: محمد مصطفی(ص): همسرش: علی مرتضی(ع)، پسرانش: امام حسن مجتبی(ع) و امام حسین سیدالشهداء(ع)، دخترانش: ام کلثوم(ع) و زینب کبری(ع)، دستش بوسه گاه رسول خدا(ص) مهرش: صفابخش قلوب اولیاء مودتش: اجر رسالت خاتم الانبیاء(ص) و والاترین مدحش: ام ابیها...
این کتاب: از مناقب بی شمار آن حضرت شمه ای است، و از دریای بی کران فضایلش قطره ای، و از روایات موثق و متواتر و آیات رحمت قرآن بهره ای...
گفتاری است از عالم کم نظیر، آیت الله کبیر، دانشمند روشن ضمیر صاحب کتاب الغدیر علامه امینی رحمةالله علیه.
در آن زمان که علامه امینی ساکن نجف اشرف بود و یا در تابستان هر سال که به تهران می آمد، عارفی نکته دان، استاد ولایت و عرفان، عاشق دلباخته عترت و قرآن، دوست بزرگوارم: آقای حاج کریم رومینا (دستمالچی)، در انجام امور مربوط به ایشان و کتابخانه حضرت امیرالمؤمنین(ع) شبانه روز کوشا بود، و در راه خدمت علامه امینی و اهداف مقدس او، آنچه در توان داشت صمیمانه ایثار می کرد.
در یکی از این سفرها، آن دوست ارجمند، با همتی عارفانه و با اصرار و پیگیری مداوم و عاشقانه، علامه امینی را مهیا ساخت تا مطالبی بسیار جالب درباره مقام ولایت کبرای حضرت صدیقه زهراءسلام الله علیها بیان فرماید، در حالی که آن عارف ربانی تنها مخاطب گفتار علامه امینی بود، آن مطالب بسیار ارزنده در نوارهای منحصر بفرد ضبط گردید، که بیش از پانزده سال با دقت علاقه ای کم نظیر توسط ایشان نگهداری شده است در طی این مدت، آنان که از وجود این نوارها مطلع بودند، بی صبرانه تکثیر نوارها و یا پیاده کردن آن گفتار را در خواست می کردند، تا به صورت کتابی در دسترس همه و مورد استفاده عموم قرار گیرد، و چون مطالب عالمانه مذکور بطور خصوصی خطاب به کی نفر ایراد شده بود، بدون اینکه در این مورد به مراعات نظم و دقت کامل در جمله بندی و ادای کلمات (چنان که در سخنرانیهای رسمی و عمومی معمول است) نیازی باشد؛ لذا بنظر رسید که بهتر از تکثیر نوارها، همان پیاده کردن نوارهاست به تنظیم جملات و بازنویسی کامل آن گفتار، بدون اینکه در مفهوم آن مطالب سنگین عالمانه و پربار کوچکترین تغییری حاصل شود.
در همان ایام که دوست بزرگوارم تصمیم به پیاده کردن نوارها گرفت، و مرا برای این کار مهم انتخاب کرد و در تسریع انجام آن تأکید و اصرار داشت، شبی در یک رؤیای صادقه علامه امینی را دیدم که بر فراز تختی نشسته است و جمعی از علاقه مندان و عاشقان مقام والای حضرت زهرا سلام الله علیها برگرد او ازدحام نموده و بی تابانه در خواست انتشار آن فرمایشان را داشتند. همان گنه که علامه امینی در زمان حیاتش، با لحنی گیرا و دلنشین، دستور می داد در مجالس علمی و آموزنده اش به قرائت اشعارم مفتخر شوم، در آن رؤیای صادقه نیز، در حالی که با دست به سوی من اشاره می کرد، فرمود: حسان) مأمور انجام این کار است.
من که از این تأیید غیبی و مأموریت افتخار آفرین معنوی سر از پا نمی شناختم با اشتیاق تمام به سوی مشهد مقدس محل سکونت دوست بزرگوارم (صاحب نوارها) شتافتم. من به فضل و یاری خداوند مستعان، و با توجهات امام زمان(ع)، آنچه در توان داشتم در انجام این مأموریت مقدس و معنوی بکار بردم، و گاهی برای نگارش عبارات تا مفهوم، سرعت و تسلط کم نظیری ادا فرموده است حتی بیش از ده بار به نوار آن گفتار گوش فرا دادم، با وجود این، هر سهو و نارسائی و اشتباهی در این کتاب گرانبها به نظر خوانندگان عزیز برسد از من ناچیز است.
من اقرار می کنم که شایسته بود این گفتار سنگین، عالمانه و پر بار و جاودانه با شرح و تفسیر و حواشی مفصلی پیاده شود، تا بهتر حق مطلب ادا گردد، ولی با توجه به اینکه حتی قرآن کریم که کلام خدا و ولاترین سخنهاست اگر فقط به صورت تفاسیر بسیار مفصل چاپ و منتشر می شد، عده کثیری که حوصله و مجال کمتری برای مطالعه دارند همواره از فیوضات بی پایان آن بی بهره می ماندند، و به همین جهت است که در تمام قرون و اعصار، کلام خدا، بطور ساده - با ترجمه - و با تفاسیر مفصل (به هر سه صورت) چاپ و در دسترس و مورد استفاده عموم قرار داده شده است، من نیز با پیاده کردن متن این گفتار گرانبار فقط قدم اولیه را در نشر آن برداشته ام و به نظر من، صلاحیت شرح و تفسیر و حاشیه نویسی مطالب ای کتاب را، بیش از هر کس، دو استاد محقق و دانشمند حجت الاسلام حاج آقا رضا امینی و حجت الاسلام حاج آقا هادی امینی فرزندان ارجمند علامه امینی دارا می باشند، که امید است در آینده به این امر مهم اقدام فرمایند.
ام ابیها(ع)
دنیاست چو قطره ای و، دریا، زهرا - کی فرصت جلوه دارد اینجا، زهرا
قدرش بود امروز نهان چون دیروز - هنگامه کند و لیک فردا، زهرا
خالق چو کتاب خلقت انشا فرمود - عالم جو الفبا شد و معنی، زهرا
احمد که خدا گفت به مدحش: لولاک - کی میشدی آفریده، لولا، زهرا
طاها و علی دو پیکران دریایند - و آن برزخ مابین دو دریا، زهرا
او سر خدا و لیلةالقدر نبی است - خیر دو سرا، درخت طوبی، زهرا
بر تخت جلال، از همه والاتر - بر مسند افتخار، یکتا، زهرا
در آل کسا محور شخصیتهاست - مابین آب و بعل و بنیها زهرا
سر سلسله نسل پیمبر کوثر - سرچشمه نور چشم طاها، زهرا
تنها نه همین مادر سبطین است او - فرمود نبی: ام ابیهازهرا
آن پایه که دیروز پیمبر بنهاد - امروز نگهداشته برپا، زهرا
از احمد و مرتضی چه باقی ماند - از مجمعشان، شود چو منها، زهرا
حرمت بنگر که در صفوف محشر- یک زن نبود سواره الا زهرا
هنگام شفاعت چو رسد روز جزا - کافی است برای شیعه، تنها، زهرا
حیف است (حسانا) که در آتش بسوزد - آن شیعه که ورد اوست: زهرا، زهرا

پیشگفتار:

اعتقاد اکثر مردم بر این است، و معمولاً چنین می پندارند که مناقب و فضائل حضرت صدیقه زهرا سلام الله علیها فقط به این جهت است که دختر حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله بوده است، و این مطلب، موضوع بسیار مهم و گرانبهائی است که شایسته است درباره آن مفصلاً بحث و گفتگو بعمل آید، و باید معتقد بود که حضرت فاطمه علیهاسلام صاحب ولایت کبری است، یعنی همانطور که باید به ولایت رسول اکرم امیرالمؤمنین و حسنین علیهم السلام ایمان داشت، می بایست به ولایت حضرت صدیقه زهراء سلام الله علیها نیز همانگونه اعتراف کرد و معتقد بود.
برای اثبات این موضوع، می توان مطالب را از دو نظر تحقیق و بررسی کرد و در دو بخش آنها را خلاصه نمود:
1 - بخش اول: فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه قرآن، و بررسی آیاتی که مربوط به آن حضرت است.
2 - بخش دوم: فاطمه سلام الله علیها از دیدگاه روایات، و بررسی احادیثی که در مناقب و فضائل آن حضرت وارد شده است و همردیف مناقبی است که درشان پیامبر اکرم و امیرالمؤمنین سلام الله علیها و اولاد معصوم اوست.