فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

کشاورزی در عصر ظهور

همه می دانیم که زراعت و کشاورزی از منابع مهم ثروت ملی و از موارد اساسی پاسخگویی به نیازهای مادی جامعه و از وسایل تأمین مواد غذایی در جهان انسان و حیوان است و خداوند آب و خاک را در اختیار بشر نهاده است تا از امکانانت و برکات زمین بهره گیرد.
از این رو در سراسر کره زمین بویژه در رگه های خاصی از آن، آب بر سطح یا درون آن جریان دارد. و این انسان است که باید آب را استخراج نموده و زمین را زیر کشت بگیرد و نهال غرس کند و یا دانه های گوناگون در آن بیافشاند و آن را سیراب سازد. این مسئولیت انسان است و اثرگذاری و اثرپذیری متقابلی که میان خورشید و هوا و آب و خاک رخ می دهد از قلمرو قدرت انسان خارج است و آنها در قلمرو قدرت آفریدگار هستی است که این خواص را در این عناصر چهارگانه قرار داده است.
قرآن در این مورد می فرماید:
أفرأیتم ما تحرثون أنتم تزرعونه أم نحن الزارعون.(699)
اما با وجود برکات و نعمتهای بسیار و فواید سرشار که می توان از کشت و زراعت برای جامعه کسب کرد، باز هم میلیونها انسان از سوءتغذیه و کمبود مواد غذایی شکایت دارند و کودکان در بسیاری از کشورها بویژه آسیا و آفریقا، از گرسنگی جان می سپارند.
باید پرسید که: آیا زمین خدا گسترده نیست و وسعت زراعت و کشت و کار ندارد؟
پاسخ این است که: چرا، زمین خدا وسیع و پهناور است.
آیا آب این ماده حیاتی، در زمین کم است و توان پاسخگویی به نیازهای بشر و دیگر موجودات زنده را ندارد؟
پاسخ این است که: چرا، نه تنها چنین نیست بلکه میلیونها تن از این ماده حیاتی هر روز به هدر می رود و انسان از آن استفاده نمی کند.
پس: عامل گرسنگی و کمبود مواد غذایی و گرانی قیمتها و میوه ها چیست؟
پاسخ این است که: تنها عامل کمبود گرسنگی تورم، فقر، محرومیت و بینوایی توده ها، دولتها و حکومتهای بیدادگری هستند که میان انسان و منابع طبیعی و نعمتها و روزیهایی که آفریدگار هستی برای بهره وری بندگان آفریده است فاصله افکنده اند. و ثمره این بیدادگری، مصیبت و فقر، محرومیت و گرسنگی، گرانی و کاهش در ثروتها و نیروهای انسانی و میوه هاست که بشر همواره از آنها رنج می برد.
اما هنگامی که امام مهدی علیه السلام ظهور می نماید، سیستم زراعی و کشاورزی بطور کامل دگرگون می گردد و به بهترین و زیباترین شکل و محتوا و برنامه شکوفا می گردد.
اینک نمونه هایی از روایات در نشانگری آن شرایط شکوهبار را از نظر می گذرانیم:
1- امام باقر علیه السلام در روایتی طولانی در این مورد می فرماید: آن اصلاحگر بزرگ جهانی سپس دستور می دهد از کربلا و از پشت زیارتگاه امام حسین علیه السلام نهر عظیمی را حفر می کنند و بوسیله آن آب را به کوفه و اطراف آن می رساند و این نهر تا نجف ادامه می یابد و با استفاده از قدرت و نیروی برخاسته از این آب خروشان انواع دستگاهها را بکار می اندازند... (700)
از این روایت استفاده می شود که امام مهدی علیه السلام به حفر بنای پلها و سدها بر شطها و رودخانه ها بویژه میان کربلا و نجف فرمان می دهد و دستور می دهد که انواع دستگاهها از جمله آسیابها برای آسیاب نمودن حبوبات نصب گردد تا هر کس بتواند بطور رایگان از آنها بهره گیرد.
تا آنجایی که یک زن در کمال امنیت و آرامش هر گاه دلش خواست حبوبات و مواد غذایی مورد نیاز خویش و خانواده اش را بطور رایگان با بهره وری از آسیابها و دستگاههایی که در مسیر آب نصب شده است برطرف می سازد.
به نظر می رسد که امام مهدی علیه السلام دستور می دهد میان کربلا و نجف نهری عظیم برای احیای کشاورزی و تعدیل آب و هوای منطقه حفر نمایند. چرا که این منطقه به صحراها و بیابانها پیوسته است و هزاران کیلومتر از زمینهای شرق و غرب و جنوب آن منطقه همچون بیابانهای و مرزهای آن با عراق و اردن و صحرای نفود که حدود آن به کویت و حجاز می رسد و ربع خالی و حدود آن که مسقط و یمن است بصورت مطلوبی احیا و دگرگون می گردد.
این صحراها و بیابانهای پهناوری که جز اندکی از آنها بقیه خشک و خالی و بدون آب و علف است و از سکونت و کشت و زرع و آب و گیاه تهی است به زودی پس از ظهور امام عصر علیه السلام از آن نهر سیراب می گردد و شرایط آن بطور کامل دگرگون می شود.
روشن است که این نهر، از شط عریض و طویل و عمیق فرات منشعب می شود که میلیونها تن آب در هر دقیقه در آن جریان دارد و سرانجام به خلیج می ریزد و به هدر می رود.
با آن بیان و پس از اجرای این طرح عظیم آبرسانی و احیای زمینها و افشاندن انواع بذرها و دانه ها و غرس نهالها و درختان گوناگون و ساختن شهرها و مناطق مسکونی و زنده کردن و نشاط بخشیدن به منطقه آیا می توان گسترده خیرات و برکات و نعمت رفاه و آسایشی را که نصیب صدها میلیون انسان ساکن این منطقه پهناور می شود در ذهن ترسیم کرد؟
و آیا می توان تصور کرد که چقدر جو لطیف می گردد و آب و هوا دگرگون می شود و بیماریها کاهش می یابد و بیشتر مشکلات زندگی رخت بر می بندد و آمار جرایم و جنایات، قوس نزولی می پیماید؟ چگونه بیکاری به صفر می رسد و انواع مواهب و نعمتها و امکانات زندگی شایسته و در خور شأن انسان به صورت وصف ناپذیری که اینک اندیشه ها توان تصور آنها را ندارد گسترده و فراوان در دسترس مردم قرار می گیرد؟
اینها پرتویی از ثمرات و ره آوردهای این زندگی شکوفا و شکوهبار است. و تازه این یک نقطه از نقاط بی شمار گیتی است که روح حیات در آن جریان می یابد و از این گونه طرحها و برنامه های عمرانی در دیگر زمینهای موات و دیگر دشتها و بیابانها و کویرهای افتاده و خشک و سوزان در سراسر جهان اجرا می گردد.
روشن است که برنامه ریز و طراح این طرحها و برنامه های زندگی ساز امام مهدی علیه السلام است. و اوست که دستور اجرای طرحها را با تدبیر بی نظیر و بدست خویش می دهد این بدان معنا نیست که خود آن حضرت این طرحها را بدست توانای خویش پیاده می کند چرا که نیازی هم به این کار نیست بلکه کافی است که او دستورات لازم و آموزشهای ضروری را صادر و طرحها را بدون تشریفات و مانع تراشیهای موجود در وزارتخانه و دستگاههای اداری و اجرایی کنونی و نامه های متقابل تشریفاتی برای اجرا امضا می کند و کارها هرگز بخاطر امضای فلان کمیسیون و یا پشت گردنه ها و موانع در بند کندها و زنجیرها و سیستم کاغذ بازی حاکم بر سازمانهای اداری که هزاران مشکل در مسیر زندگی و رشد و ترقی مردم ایجاد می کند متوقف نمی شود.
و نیز لازم به یاد آوری است که احیای زمینها و رونق کشاورزی منحصر به آبیاری و سیراب شدن آنها از نهرها نیست بلکه خدای جهان آفرین درهای آسمان را بر روی زمینیان می گشاید و خیرات و برکات آسمان را بسوی زمین فرو می باراند.
با روایاتی که ترسیم خواهد شد این نکته روشنتر می شود:
1- ابوسعید خدری از پیامبر گرامیص آورده است که فرمود:
تتنعم امتی فی زمن المهدی - نعمة لم یتنعموا مثلها قط، ترسل السماء علیهم مدراراً و لاتدع الارض شیئاً من نباتها الا أخرجته.(701)
یعنی: امتم در روزگار ظهور مهدی علیه السلام از نعمتهایی بهره ور می گردد که همانندش سابقه ندارد آسمان برکات خویش را پیاپی بر آنان می فرستد. و زمین تمامی گیاهان و گلها و درختان خویش را برای آنان می رویاند.
2- و نیز فرمود:
یخرج فی آخر امتی المهدی یسقیه الله الغیث و تخرج الارض نباتها و یعطی المال صحاحاً و تکثر الماشیة و تعظم الامة. (702)
یعنی: در آخرالزمان در میان امتم مهدی، آن نجات بخش ملتها قیام می کند خدا کران تا کران قلمرو حکومت جهانی او را بوسیله باران سیراب می سازد و زمین، گیاه و نبات خویش را می رویاند آن گرامی اموال عمومی را بطور عادلانه به مردم اعطا می کند و به دامداری و دامپروری و رونق اقتصادی اهمیت می دهد و امت را تکریم نموده و عظمت می بخشد.
3- و نیز فرمود:
و تزید المیاه فی دولته و تمد الانهار و تضاعف الارض اکلها. (703)
یعنی... آبها در دولت او فراوان می گردد و زمین برکات خویش را چندین برابر می سازد.
4- امیرمؤمنان علیه السلام ضمن روایت طولانی در این مورد می فرماید:
و لو قد قام قائمنا لانزلت السماء قطرها و لاخرجت الارض نباتها... حتی تمشی المرأة بین العراق و الشام لاتضع قدمیها الا علی النبات... (704)
یعنی: هنگامی که قائم ما قیام نماید، آسمان باران رحمت خویش را فرو می ریزد و زمین، روییدنیهای خود را می رویاند تا آنجایی که زنی میان عراق تا شام می رود و پای خویش را جز بر گل و گیاه نمی گذارد.. چرا که جای پایی برای خود نمی یابد.
5- و نیز در روایتی از عصر حاکمیت امام مهدی علیه السلام می فرماید:
و یزرع الانسان مداً(705) یخرج له سبعمأئة مد کما قال الله تعالی: کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مأتة حبة والله یضاعف لمن یشاء. (706)
یعنی: انسان در عصر حاکمیت جهانی آن حضرت هر آنچه از انواع دانه های زراعی بر زمین بیافشاند، هفتصد برابر، برداشت می نماید همانگونه که خدا در قرآن می فرماید:
کمثل حبة انبتت سبع سنابل فی کل سنبله مأتة حبة والله یضاعف لمن یشاء. (707)
یعنی: مثل آنان که مالشان را در راه خدا انفاق کنند به مانند دانه های است که از یک دانه هفت خوشه بروید و در هر خوشه ای صد دانه باشد. و خداوند برای هر کس که بخواهد می افزاید.
از روایاتی که از نظرتان گذشت روشن شد که تمامی صحراها و دشتها و زمینهای خشک و سوزان و تهی از کشت زرع و نهال و درخت، پس از ظهور امام مهدی علیه السلام در اندک مدتی به مزارع سبز و خرم تبدیل می گردد. و بخاطر بارانهای مفید و پیاپی و حفر و جاری ساختن نهرهای پر آب کران تا کران زمین نشاط و طراوت بهاران به خود می گیرد.
ریزش بارانها بصورت مفید و ثمربخشی انجام می گیرد، نه چون بارانهای سیلاب خیزی که در برخی کشورها گاه به گونه ای فرو می ریزد که با سیلاب مهیب خود شهرها و روستاها را ویران می کند و مزارع را غرق و انسان و حیوان را نابود می سازد.
و روشن است که مردم در عصر ظهور در زراعت و غرس انواع درختان آزادند و در راه تلاش و سازندگی آنان موانع و خوانها و گردنهای بازدارنده ای همچون مالیاتهای ظالمانه و مقررات ضد انسانی و اسلامی قرار نمی دهند؛ چرا که اسلام به فرد و گروه تلاشگری که بخواهند زمینهای موات را احیا کنند و آنها را به مزارع سرسبز و باغات پرمیوه و شهر و روستاهای آباد و آزاد تبدیل سازند آزادی اعطا می کند و کار آنان را جهان عنوان می دهد، برای نمونه:
1- از پیامبر گرامیص آورده اند که فرمود:
من احیا ارضاً مواتاً فهی له. (708)
یعنی: هر کس زمین مرده ای را زنده کند از آن خود اوست
2- و نیز فرمود:
من غرس شجراً او حفر وادیاً لم یسبقه الیه أحد او أحیا أرضاً میتة فهی له قضاء من الله ورسوله.
یعنی: هر کس درختی را غرس کند یا نهری پیش از دیگران حفر نماید یا زمین مرده ای را زنده سازد، از آن اوست. این حکم و داوری خدا و پیامبر است.
3- و امام باقر علیه السلام فرمود:
ایما قوم احیوا شیئا من الارض و عمروها، فهم أحق بها و هی لهم. (709)
یعنی: هر گروهی قطعه ای از زمین را احیا و آن را آباد سازد، بدانها شایسته تر و زیبنده تر است و آن زمین از احیاگر آن است.
و روایات دیگری که تصریح می کند که هر انسانی، قطعه ای از زمین را احیا کند، ملک اوست، مشروط بر اینکه پیش از آن ملک کسی نباشد. و زراعت و نهالهایی را نیز که در آن کشت می کند از آن اوست نه فئودالها و یا دولتها، همانگونه که در کشورهای مارکسیستی و... اینگونه بود. و امروز نیز در نقاط مختلف جهان، میلیارها هکتار از زمینها همچنان در طی قرون و اعصار وا افتاده و بدون کشت و زرع و بهره برداری مانده است و یا اگر کشت گردد، محصول آن به جیب زمین داران، سرازیر می گردد.
همه این بیدادگریها و حق کشیها، محصول قوانین ضد اسلامی و وارداتی از کشورهای استعماری است.
اما هنگامی که امام مهدی علیه السلام قیام کند این مقررات ظالمانه و ساختگی و باطل را از بین می برد و انسان به آزادی، آن موهبت الهی خویش، دست می یابد. و در نتیجه، در زمین خدا برای خویشتن کشت می کند. و از برکات خاک انواع دانه ها و میوه ها و محصولات زارعی را، برای حیات سعادتمندانه و رونق و رفاه زندگی خویش برمی دارد و نهایت فراوانی و رونق و آسایشی را که انسانها بدان دست می یابند، تنها خدا آگاه.
بدین سان به سبب کشت و زرع بسیار و سرشار شدن پستانها از شیر، خیرات و برکات فراوان چند برابر می گردد. و نعمتها بصورت وصف ناپذیری افزایش می یابد و عمران و آبادانی چهره می گشاید. و دامداری و پرورش طیور و مرغداری، گسترش و رونق جدید و وصف ناپذیری می یابد.

حل مشکل مسکن در عصر ظهور

مشکل مسکن همواره از مشکلاتی است که جامعه انسانی در روزگاران گذشته از آن رنج برده و امروز نیز رنج می برد. چرا که اگر نگوییم بیشتر انسانها، می توان گفت بیشی از آنان به بحران مسکن گرفتارند. و عمر خویش را بناچار در خانه های محقر و یا اجاره ای سپری می کنند و پول و امکاناتی که بتوانند برای سکونت خود و خانواده خویش، خانه ای مناسب فراهم ساخته و با آسایش و آرامش و رفاه در آن زندگی کنند، ندارند.
این مشکل اساسی نیز بدبختانه از مشکلاتی است که ثمره شوم قوانین ظالمانه و ضد اسلامی حاکم بر جامعه ها و تمدنهاست. چرا که دولتها، آزادی این موهبت الهی را در مورد مسکن و محل زندگی، از انسانها سلب نموده و سرکوب می کنند. و به این انبوه عظیم از مردم اجازه نمی دهند جز با شرایط بی رحمانه و مالیات و عوارض سنگین و ظالمانه و غیر اسلامی حتی در خارج از شهرها نیز خانه ای برای خود و خانواده خویش بسازند.
بنظر می رسد ثمرات و شوم و تأسفبار و درد و رنجهایی که از این راه، دامنگیر خانواده ها و جامعه ها می شود، نیازی به پرسش و پاسخ ندارد.
بسیاری از جوانان به خاطر بحران مسکن، دوران طراوت و شادابی عمر خویش را بدون تشکیل نهاد مقدس و مسؤلیت آفرین خانواده می گذرانند که این شیوه زندگی، خود ره آورد شومی همچون: ضعف مبانی عقیدتی و اخلاقی، انحرافات جنسی و تنزلزل روانی و دیگر آفتها و کارها ناپسند را برای جامعه به بار می آورد. و آنگاه پس از سپری شدن دوران طلایی جوانی تازه ازدواج می کنند و ناگزیر می گردند عمر خویش را در یک خانه اجاره ای و یا یک طبقه محقر و کوچک با شرایط وخامت باری بگذارنند که این نیز عوارض ویرانگری در پی دارد.
از میوه های تلخ بحران مسکن و نداشتن محیط زندگی مناسب، انواع بیماریها است که بخاطر تنفس در یک فضای تنگ و نامناسب دامنگیر انسانها می گردد و نیز انواع درگیریهای خانوادگی و عقده های روانی از دیگر ره آوردهای نداشتن مسکن مناسب و زیستن انبوهی، در یک محیط کوچک و نامناسب است.
در این شرایط است که کودکان از بازی و سرگرمی و فوتبال در محیط زندگی محروم می گردند و به ناگزیر برای بازی به خیابانها و کوچه ها و پاکها و گردشگاهها روی می آورند. و چه بسا که همین اوقات فراغت و بازی در محیطی دور از چشم پدر و مادر، به انحرافات فکری و رفتاری آنان منجر می گردد. زیرا عوامل فساد و تباهی و عناصر وابسته به جریانهای گمراه کننده و احزاب و دستجاتی که در اندیشه شکار جوانان بیگناه و کم تجربه اند، بیشتر در همین محیطهای عمومی برای صید آنان انواع دامها را می گشایند تا بدینوسیله آنان را به راه دلخواه خویش سوق دهند. و نیز دهها مشکل اجتماعی و فردی و رنج و درد و جنایت دیگر که همه، ره آورد شوم بحران مسکن و نداشتن خانه مناسب است.
اما در عصر ظهور و حاکمیت امام عصر علیه السلام، این مشکل بزرگ اجتماعی و اقتصادی نیز بصورت کامل حل می گردد همانگونه که در روزگار درخشان حکومت عادلانه و انسان ساز علی علیه السلام با تدابیر ژرف و سازنده آن حضرت، در مدتی کوتاه خود به خود حل شد.
تاریخ، بیانگر این واقعیت که به برکت حکومت امیرمؤمنان علیه السلام و تدابیر و طرحهای او، هر انسانی برای خویش صاحب خانه ای مستقل گردید و مشکل مسکن بطور کامل حل شد.
یک پرسش: چگونه امام عصر علیه السلام در دوران حاکمیت خویش این معضل اجتماعی را حل می کند؟
پاسخ: از راه تطبیق و پیاده کردن دقیق مقررات و قوانین زندگی ساز و سعادت آفرین اسلام.
اسلام بر این اندیشه رهنمون است که:
الأرض لله و لمن عمرها.
یعنی: زمین از آن خداست و پس از آن، از آن کسی است که آن را آباد سازد.
از این رو هر زمین که ملک دیگری نباشد، هر انسانی می تواند آن را احیا و آباد سازد. و پس از آن مرحله به مالکیت او در می آید و هیچ قدرتی همچون دولت یا شهرداریها یا دیگران، حق جلوگیری و مزاحمت و یا دریافت مالیات و عوارض و پولهایی از این قبیل از او را ندارند، چرا که اسلام مالیاتی جز آنچه در آیات قرآن و روایات بدان تصریح شده است، ندارد.
اینک با یکی از روایات بیانگر حل بحران مسکن در حکومت امام مهدی علیه السلام است، بحث را به پایان می بریم:
امام صادق علیه السلام فرمود:
اذا قام ال محمد... اتصلت بیوت الکوفة بنهر کربلا. (710) یعنی: هنگامی که قائم آل محمد صلی الله علیه و آله قیام نماید، خانه های شهر کوفه به نهر کربلا متصل می شود و شهر بقدری گسترش می یابد که همه صاحب خانه می شود.
بدینسان، این روایت، بیانگر این مطلب است که مردم زمینهای خشک و سوزان و بیابانهای بی آب و علف را احیا و آباد می سازند و بصورت خانه های زیبا و پرشکوه و باغهای پرطراوات در می آورند که یک نمونه آن، گسترش شایسته خانه های کوفه تا نهر کربلا می باشد، آن هم با آن مسافت بسیاری که اینک میان آن دو شهر موجود است.

حل بحران بیکاری در عصر امام مهدی علیه السلام

مشکل بیکاری از بلاهای اجتماعی است و بطور آشکار و تأسف باری در سراسر جهان بصورت گوناگونی گسترش یافته است و از مشکلات پیچیده است که بسیاری از مردم از رنج می برند و آمار آن بصورت دهشتباری در حال افزایش است.
این مشکل اجتماعی آثار و ره آورد وخامت باری در جامعه بر جای می گذرد و در دامان خود هزاران ضد ارزش و رذایت اخلاقی و انحراف عقیدتی و عقده های روانی می پرورد و جنایاتی چون سرقت، غارت و تجاوز را به ارمغان می آورد.
بیکاری باعث می شود که بسیاری برای وقت گذرانی به کوچه و بازار و رستورانها روی آورند به ناموس مردم نگاه کنند و به یاوه گویی و متلک پرانی و... به دختران و زنان بپردازند و عمر خویش را در کارهای بی ثمره و زیانبار همچون: غیبت، تهمت تراشی، پرده دری و... تلف نمایند.
با اینکه اسلام، سستی و تن پروری و بیکارگی را سخت نکوهیده می داند و همگان را به کار و تلاش و نشاط و تحرک فرا می خواند، بدبختانه این آفت در کشورهای اسلامی نیز آشکار است. و عامل آن نیز چیزی جز مقررات ضد اسلامی حاکم بر این کشورها نیست. مقرراتی که آزادی مردم را در جلوه ها و ابعاد گوناگون سرکوب می کند و جز با شرایط سخت و مالیاتهای سنگین و قید و بندهای اسارتبار، اجازه کار و تجارت و... به مردم نمی دهد.
در برخی از کشورها و در قلمرو برخی دولتها به فرد تنها هنگامی اجازه کار داده می شود که از نظر نژاد و ملیت با آنان هماهنگ باشد چنانکه گویی فردی که از نظر نژاد و ملیت از آنان نیست، نه انسان است و نه از حق حیات و کار و معیشت برخوردار است.
در برخی کشورها، به فرد، تنها پس از پایان خدمت نظام و یا رسیدن به مرحله خاصی از عمر، اجازه کار می دهند... به هر حال عوامل بیکاری و اسباب آن بسیار است و ما در اینجا نمی خواهیم این بحث را بصورت گسترده بیاوریم.
...اما در عصر حاکمیت امام مهدی علیه السلام بحران بیکاری در همه چهره ها و میدانها حل می گردد. و این آفت ویرانگر، برای همیشه از جامعه رخت برمی بندد، چرا که آن اصلاحگر بزرگ و با کفایت، این آفت اجتماعی را از بیخ و بن ریشه کن می سازد و اسباب و عوامل آن را نابود می کند.
از این رو در عصر ظهور، آزادی در کار، مسافرت، تجارت، نوآوری، ابداع و امکانات، به همه مردم ارزانی می گردد. و میدان کار و تلاش و ابتکار برای همه استعدادها فراهم می شود، مالیاتها الغاء می گردد و ملاکها، معیارها و مقررات تبعیض نژادی بکلی باطل اعلان می شود، چرا که اسلام، گرایشهای نژادی و طبقاتی را به شدت همانگونه که امیرمؤمنان علیه السلام در حکومت عادلانه خویش در دستورالعمل جاودانه ای به مالک اشتر مرقوم داشت که:
الناس صنفان: اما أخ لک فی الدین او نظیر لک فی الخلق. (711)
یعنی: هان ای مالک! مردم دو گروهند: یا در دین با تو برادرند و یا در آفرینش با تو برابر.
و بر این اساس است که تمامی طبقات مردم در عصر ظهور در اوج نشاط و تلاش و رفاه و غنا زندگی می کنند. و به برکت حکومت امام مهدی علیه السلام بحران بیکاری و فقر محو می گردد و ره آورد شوم و ویرانگر آن نیز از جامعه زدوده می شود.