فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

امام مهدی علیه السلام در سرزمین قدس

در بحث از جنبش سفیانی - گذشت که امام مهدی علیه السلام برای درهم کوبیدن بساط فریب و دجالگری و بیداد سفیانی - پس از استقرار حکومت عادلانه اش در جزیرةالعرب و عراق، از کوفه بسوی شام حرکت می کند و در آن روزگاران سفیانی در رمله در سرزمین فلسطین و شمال شرقی قدس خواهد بود.
امام مهدی علیه السلام با لشکر شکوهمند خویش به فلسطین می رسد و پیکاری سخت میان دو نیروی حق و باطل رخ می دهد که سرانجام با پیروزی نیروهای امام عصر علیه السلام و شکست و نابودی جنبش، سفیانی، جنگ به پایان می رسد.
روایات در این مورد، بیانگر این مطلب است که حضرت مهدی علیه السلام به دروازه شهر لد(636) در فلسطین می رسد و موضع رژیمهای حاکم بر فلسطین و اردن در آن روزگار روشن نیست جز اینکه بی تردید آن گرامی تمامی حکومتهای سیاهکار و ستم پیشه را در هم می کوبد و همه استبدادگران منحرف را نابود می سازد و مردم را از بند فریب و دجالگری و اسارت آنها رهایی می بخشد.
در دروازه همان شهر لد در فلسطین است که عیسی بن مریم علیه السلام برای بیعت با آن حضرت از آسمان به زمین فرود می آید که بحثهای آینده توضیح بیشتر آن را می خوانیم.

فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان

فرود آمدن عیسی بن مریم از آسمان به هنگام قیام امام مهدی علیه السلام، از دیدگاه همه مسلمانان با وجود اختلاف در مذهب، یک واقعیت ثابت و از اموری است که تردید در آن راه ندارد.
و شاید تنها حکمت فرود آمدن آن حضرت در قیام امام مهدی علیه السلام تقویت حرکت جهانی آن حضرت و اعتراف و تصدیق به حقانیت آن وجود گرانمایه و امامت اوست، بویژه که حضرت عیسی به امام مهدی علیه السلام اقتدا می کند و به امامت او نماز می گذارد و امامت جهانی و آسمانی او را تصدیق و تأیید می کند.
فرود آمدن عیسی علیه السلام از آسمان به زمین، از شگفت انگیزترین شگفتیهای تاریخ و از مهمترین رخدادها و بزرگترین نشانه ها و پرشکوه ترین دلایل بر حقانیت امام
آیا شگفت انگیز نیست که انسانی، مدتی در روی زمین زندگی کند، آنگاه به آسمانها عروج نماید و در آنجا هزارها سال زندگی کند، آنگاه همگام با قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام به خواست خدا و دستور او فرود آید و ضمن تصدیق و اقرار به امامت آن حضرت با او نماز بگذارد و حرکت نجات بخش و آسمانی آن حضرت را یاری کند؟
با آگاهی از اینکه این انسان والا و بزرگ از دیگر انسانها، به جهاتی ممتاز است:
1 - نخست اینکه او پیامبری از پیامبران بزرگ الهی است.
2 - او صاحب شریعت و کتاب آسمانی است، گرچه دست تحریف و خیانت پس از او به شریعت و مکتب او دراز شده و آن را با بافته های جاه طلبانه و... آمیخته است.
3 - او را خدای جهان آفرین بدون پدر و تنها از مادری پاک و پاکیزه و به عنوان نشانه، به دنیا آورده است.
4 - امت او اینک در سراسر جهان از هزار میلیون نفر می گذرد که در میان آنان از همه قشرها و طبقات، از انسانهای عادی گرفته تا شاهان، رؤسای جمهور و دیگر چهره های مشهور هستند و قدرت بزرگ و وزنه سنگینی را می سازند.
5 - میلیونها تمثال از آن حضرت و بنام او در معابد و کلیساها، مدارس، خانه ها و... نصب شده و بر سینه پیروانش آویخته است.
6 - علاوه بر آنچه رفت، عقاید انحرافی و شرک آلودی را نیز که برخی مسیحیان بدان دچار گشته و بر اساس آن او را پسر خدا یا خدا می پندارند، نیز باید در نظر گرفت که ذات اقدس ربوبی از گفتار باطل و بی اساس کافران و مشرکان، منزه است.
با دقت به همه این روش، روشن است که عیسی بن مریم علیه السلام نزد مسیحیان مقدسترین موجود است و طبیعی است که دیگر مکتبها و ادیان نیز در برابر شخصیت آن حضرت، سر تعظیم فرود می آورند و مسلمانان نیز به پیروی از قرآن کریم او را آن گونه که هست، بنده وارسته و شایسته خدا و پیامبر بزرگ او می شمارند و همانگونه که قرآن بارها او را به پاکی و طهارت و قداست و احترام یاد می کند، او را تجلیل می کند، و به نظر می رسد به خاطر اهمیت این موضوع و شکوه و شخصیت والای آن حضرت است که او به اراده خدا و برای تقویت حرکت جهانی و نجات بخش امام مهدی علیه السلام در عصر ظهور و قیام آن حضرت از آسمان فرود می آید.
و نیز بخاطر اهمیت بسیار موضوع است که روایات بسیاری در این مورد از پیامبر و خاندان وحی و رسالت علیهم السلام رسیده و در آن به فرود آمدن عیسی علیه السلام و اقتداری او به امام مهدی علیه السلام و تصدیق و تأیید آن اصلاحگر بزرگ عصرها و نسلها تصریح شده است.
برای نمونه: هنگامی که به مجموعه های روایی بنگریم در می یابیم که انبوهی از علمای اهل سنت، حافظان و امامان حدیث، آنان همگی بطور متواتر، جریان فرود آمدن حضرت عیسی علیه السلام از آسمان به هنگامه قیام امام مهدی علیه السلام را، با صراحت کامل آورده اند گرچه برخی از آنان نخواسته اند به این حقیقت حدیثی و اسلامی تصریح کنند و آنگونه که هست آن را ترسیم نمایند. به همین جهت است که برخی از آنان روایات را مخلوط می کنند و آغاز و پایان آنها را حذف می نمایند یا با واژه ها و الفاظ روایات، برای اهدافی که خدا می داند، بازی می کنند.
1- بخاری که از ائمه حدیث اهل سنت شناخته می شود و کتاب او در صدر کتب صحاح قرار دارد، حقیقت اقتدای عیسی علیه السلام به امام مهدی علیه السلام را می آورد اما با رعایت اجمال و ابهام.
او رویت را اینگونه نقل می کند:
قال رسول الله صلی الله علیه و آله: کیف انتم اذا نزل ابن مریم فیکم و امامکم منکم. (637)
یعنی: چگونه خواهید بود هنگامی که فرزند مریم، عیسی، در میان شما فرود آید، در حالی که امام شما نیز در جامعه شما حضور دارد.
2 - مسلم در صحیح خود (638) و دیلمی در کتاب فردوس الاخبار و احمد بن حنبل در مسند خویش داستان فرود آمدن عیسی علیه السلام و اقرار و اعتراف او به وجود گرانمایه حضرت مهدی علیه السلام و... را آورده اند، اما همانگونه کوشیده اند که نام آن حضرت را نیاورند.(639)
3 - نعیم بن حماد استاد بخاری داستان نزول حضرت عیسی علیه السلام را می آورد اما او نیز نمی خواهد نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام را به صراحت ترسیم کند و به همین جهت اینگونه روایت می کند:
یهبط المسیح عیسی بن مریم عند القنطرة البیضاء علی باب دمشق الشرقی، طرف السحر (أی: یکون نزوله فی وقت السحر) تحمله غمامة، واضعاً یدیه علی منکب ملکین، علیه ریطتان مؤتزاً باحدهما، مرتدیاً بالاخری، اذا أکب رأسه یقطر منه کالجمان، فیأتیه الیهود فیقولون: نحن أصحابک.
فیقول: کذبتم!
ثم تأتیه النصاری، فیقولون: نحن أصحابک.
فیقول: کذبتم! بل اصحابی المهاجرین، بقیة أصحاب الملحمة.
فیأتی مجمع المسلمین حیث هم، فیجد خلیفتهم یصلی بهم، فیتأخر المسیح حین یراه، فیقول: یا مسیح الله! صل بنا.
فیقول: بل أنت فصل بأصحابک، فقد رضی الله عنک، فانما بعثت وزیراً و لم أبعث أمیراً.
فیصلی بهم خلیفة المهاجرین رکعتین مرة واحدة و ابن مریم فیهم. (640)
یعنی: حضرت عیسی علیه السلام بر دروازه شرقی دمشق و کنار پل بیضاء به هنگامه سپیده سحر در حالی که برابر، سوار است و دستهایش بر شانه دو فرشته است و دو قطعه پارچه نفیس بر اندام اوست از آسمان به زمین فرود می آید. و هنگامی که سر خم می کند نور و درخشندگی خاصی از چهره اش پرتوافکن است، نخست یهودیان بسوی او می شتابند و می گویند: ای پیامبر خدا! ما یاران تو هستیم.
آن حضرت بدانان پاسخ می دهد: دروغ می گویید.
آنگاه مسیحیان به حضورش شتافته و می گویند: ما یاران تو هستیم.
به آنان نیز می گوید: شما نیز دروغ می گویید. یاران راستین من، مهاجران هستند، باقی مانده اصحاب حماسه.
آنگاه مسلمانان به حضورش شرفیاب می گردند در حالی که یهودیان و مسیحیان نیز آنجا هستند و عیسی علیه السلام، امام و خلیفه راستین مسلمین (حضرت مهدی علیه السلام) را در میان آنان می نگرد که مسلمانان به امامت او نماز می گذارند.
مسیح نیز با دیدن آن منظره برای اقتدای به امام مسلمین پشت سر آن حضرت قرار می گیرد که امام مهدی علیه السلام می گوید: ای پیامبر خدا! شما برای ما نماز جماعت بخوانید.
مسیح پاسخ می دهد: نه! هرگز! شما باید نماز را برای مردم بخوانید و همگی به شما اقتدا نمایند، چرا که شما بنده شایسته خدا و حجت او هستید و خدا از شما خشنود است و من به عنوان وزیر شما مبعوث شده ام و نه امیر.
آنگاه خلیفه مهاجرین، امام مهدی علیه السلام، نماز می خواند و همگی از جمله حضرت مسیح بدان حضرت اقتدا می کنند.
4 - و نیز نعیم بن حماد روایت دیگری را می آورد و آن را از حذیفه و او نیز از پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله نقل می کند، اما متأسفانه باز هم الفاظ و واژه های روایت بازی می کند، اینگونه:
فیهبط عیسی فیرحب به الناس و یفرحون بنزوله لتصدیق حدیث رسول الله صلی الله علیه و آله ثم یقول للمؤذن: اقم الصلاة!.
ثم یقول الناس: صل بنا.
فیقول: انطلقوا الی امامکم فلیصل بکم فانه نعم الامام.
فیصلی بهم امامهم فیصلی معهم عیسی. (641)
یعنی: سپس عیسی علیه السلام فرود می آید و مردم به او خوش آمد می گویند و از آمدنش که تصدیق حدیث پیامبر و پیشگویی اوست، شادمان می گردند سپس به مؤذن دستور می دهد که: اذان بگو تا نماز برپا گردد.
آنگاه مردم از او می خواهند به عنوان امام برای مردم نماز بخواند که می گوید: هان! ای مردم! شما بسوی امام خویش بروید تا او برای شما به عنوان امام نماز بخواند چرا که خوب امام و شایسته پیشوایی است.
آنجاست که امام مردم، نماز می خواند و همگی از جمله حضرت عیسی علیه السلام به او اقتدا می کنند و به امامت او (حضرت مهدی علیه السلام) نماز می گزارند.
آری! خواننده عزیز! به این روایت بنگر تا روشن شود که این گروه، چگونه با روایات پیامبر صلی الله علیه و آله بازی می کنند و بجای تصریح به نام مبارک حضرت مهدی علیه السلام گاهی از او به امامکم تعبیر میکنند و گاه به خلیفتهم و در برخی کتابهایشان نیز به امیرهم.
اما در همین حال، برخی از علمای اهل سنت و از انسانهایی که تعصبات و جهت گیریها و هواهای دلشان بر قلمشان چیره نشده است، همین روایت و نظیر آن را بدون خرابکاری و درستکاری و قلب حقایق، روایت می کنند که برای نمونه برخی از روایات در این موارد را می آوریم:
1 - از ابوسعید خدری آورده اند که: پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:
منا الذی یصلی ابن مریم، خلفه . (642)
یعنی: از خاندان ماست آن کسی که عیسی بن مریم به امامت او نماز می گذارد.
2 - از حذیفه آورده اند که: پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:
... یلتفت المهدی و قد نزل عیسی بن مریم... فیقول المهدی: تقدم و صل بالناس.
فیقول عیسی بن مریم: انما أقیمت الصلاة لک.
فیصلی عیسی خلف رجل من ولدی، فاذا صلیت قام عیسی حتی جلس فی المقام فیبایعه. (643)
یعنی: حضرت مهدی علیه السلام متوجه می شود که عیسی علیه السلام از آسمان فرود آمده است به همین جهت به او می گوید: شما پیش بایستید و برای مردم نماز بخوانید.
عیسی علیه السلام پاسخ می دهد: نماز، تنها، بوسیله و به امامت شما، برپا می گردد.
و خود آن پیامبر بزرگ به امام مهدی علیه السلام اقتدا می کند و نماز می خواند و آنگاه با آن حضرت بیعت می نماید.
3 - از ابن عباس آورده اند که پیامبر گرامی صلی الله علیه و آله فرمود:
والذی بعثنی بالحق بشیراً لو لم یبق من الدنیا الا یوم واحد لطول الله ذلک الیوم حتی یخرج فیه ولدی المهدی فینزل عیسی بن مریم فیصلی خلفه. (644)
یعنی: بخدایی که مرا به حق و مژده رسان برانگیخت اگر از دنیا تنها یک روز باقی بماند، خداوند آن روز را طولانی می سازد تا در آن روز فرزندم مهدی ظهور نماید و عیسی بن مریم از آسمان فرود می آید و به امامت او نماز می گذارد.
4 - امیرمؤمنان علیه السلام در داستان دجال فرمود:
و یدخل المهدی علیه السلام بیت المقدس و یصلی بالناس اماماً فاذا کان یوم الجمعة و قد أقیمت الصلاة، نزل عیسی بن مریم علیه السلام بثوبین مشرقین، أحمر، کانما یقطر من رأسه الدهن، رجل الشعر، صبیح الوجه، أشبه خلق الله بأبیکم ابراهیم خلیل الرحمن، فیری المهدی عیسی، فیقول لعیسی: یابن البتول! صل بالناس.
فیقول: لک أقیمت الصلاة.
فیتقدم المهدی علیه السلام فیصلی بالناس و یصلی عیسی خلفه و یبایعه.... (645)
یعنی: مهدی وارد بیت المقدس می گردد و به عنوان امام با مردم نماز می گذارد. آنگاه روز جمعه فرا می رسد و نماز برپا می شود و عیسی علیه السلام در حالی که دو پیراهن درخشنده بر تن دارد با چهره ای گندمگون و آراسته، با موهای شانه کرده، و منظم و قیافه ای درخشان که شبیه ترین انسانها به پدرتان خلیل است، از آسمانها فرود می آید.
حضرت مهدی علیه السلام او را می نگرد و به او می گوید: هان ای فرزند بتول! بیا و به امامت، بر ما نماز بگذار.
عیسی پاسخ می دهد: نماز به امامت تو بر پا می گردد.
و آنگاه مهدی علیه السلام پیش می آید و با مردم نماز می گذارد و حضرت عیسی به امامت او نماز می خواند و با او بیعت می نماید.
نزول عیسی از دیدگاه علمای اهل سنت
1 - آلوسی در مورد نزول عیسی علیه السلام می گوید:
مشهور این است که حضرت عیسی علیه السلام به هنگام قیام امام مهدی علیه السلام به هنگامه سپیده صبح در دروازه دمشق از آسمان فرود می آید، امام مهدی علیه السلام از او دعوت می کند که برای مردم نماز را به جماعت بخواند، اما او حضرت مهدی را پیش می اندازد و خود به آن گرامی اقتدا می کند و می فرماید: نماز تنها به امامت شما برپا می گردد. (646)
2 - سیوطی در پاسخ بر کسانی که اقتدای حضرت عیسی علیه السلام در نماز، به امام مهدی علیه السلام را انکار نموده اند می گوید: این از شگفتیهاست، چرا که نماز خواندن عیسی به امام حضرت مهدی علیه السلام در انبوه روایات صحیح از روایات رسیده از پیامبر صلی الله علیه و آله ثابت و تردیدناپذیر است. او راستگوی تصدیق شده ای است که اخبار و پیشگوییها و آینده نگریهایش تخلف پذیر نیست. از این رو، مسأله قطعی است و روایات رسیده، آن را تردیدناپذیر می سازد.
آنگاه برخی روایات رسیده در این مورد را می آورد. (647)
آری! خواننده عزیز! اینها برخی روایات و منابع آنها از کتابهای مهم و دست اول اهل سنت و دیدگاه علمای بزرگ آنان، پیرامون فرود آمدن عیسی علیه السلام به هنگام قیام جهانی حضرت مهدی علیه السلام بود که از نظرتان گذشت.
اما روایات رسیده که در کتابهای شیعه از پیامبر گرامی و امامان معصوم علیهم السلام موجود است، همه به صراحت، بیانگر اقتدای حضرت عیسی علیه السلام به امام مهدی علیه السلام است و اگر بگوییم که فرود آمدن عیسی و اقتدای او به امام مهدی علیه السلام در نظر شیعیان از امور مسلم و تردیدناپذیر، بلکه از مشهورترین مسائل می باشد، مبالغه نکرده و چیزی به گزاف نگفته ایم.
مسأله به صورتی است که در کتاب عیون المعجزات آمده است که:
پیامبر گرامی اسلام به امامان راستین، از قیام آخرین امام، حضرت مهدی علیه السلام برای اصلاح جهان خبر داد. از قیام کسی که زمین و زمان را سرشار از عدل و قسط می کند همانگونه که به هنگامه ظهورش لبریز از ستم و بیداد می گردد و عیسی علیه السلام به هنگام قیام او از آسمان فرود می آید و به امامت آن حضرت نماز می خواند. (648)
نگارنده در پایان روایت می نویسد:
این روایت واقعیتی است که به دلیل شهرت بسیار آن، همه شیعیان از علمای بزرگ گرفته تا افراد عادی، خواص و عوام و پیر و جوان... در مورد آن، اتفاق نظر دارند.
و ما نیز در این مورد، بحثی داریم که در بخش آینده خواهد آمد.

واژه دجال

این نام از واژه دجل مشتق شده و به مفهوم حق پوشی، نیرنگ بازی، دروغپردازی، دجالگری و قلب حقایق است.
دجال صفت مردی است که پیش از ظهور امام مهدی علیه السلام در صحنه جامعه پدیدار می گردد و با جنبش ارتجاعی خویش جنایت و تباهی بسیاری را مرتکب می گردد و آنگونه که برخی از نویسندگان معاصر پنداشته اند، دجال، تمدن جدید غرب نیست که دلها و قلبها را بسوی خود جلب کرده است.
دجال، در شرایط قحط و تورم اقتصادی و خشکسالی قیام می کند و پیروان او را، انبوهی از عناصر پست و فرومایه و آلوده به گناه و رذایل اخلاقی، همچون زنان ولگرد و نسل تبهکار آنها و نژاد پرستان یهود و... تشکیل می دهند.
از روایات این نکته دریافت می گردد که: او مردی یک چشم است و از جادوگری، شعبده بازی و چشم بندی آگاه است، به همین جهت به کارهای سحرانگیزی دست می یازد و به گونه ای عمل می کند که مردم کارهای او را واقعیت می پندارند و از این رو شگفت انگیز نیست که نخست ادعای نبوت کند و آنگاه ادعای خدایی و بگوید:
أنا ربکم الاعلی .
یعنی: هان ای مردم! من پروردگار بزرگ شما هستم.
ما در بخش نهم، در بحث از مدعیان دروغین نیابت خاص از جمله شلمغانی و امثال او، خاطر نشان ساختیم که برخی از آنها، دجالگری را به جایی رساندند که ادعای حلول و پروردگاری کردند.
روایات رسیده در مورد دجال و عملکرد تبهکارانه و دجالگرانه اش به گونه ای است که برای ما مفهوم نیست، شاید رموز و اشاراتی باشند که در روزگار ما نامفهوم اند و در آینده پرده اسرار از روی آنها برداشته شود.
به هر حال آنچه می توان دریافت این است که: زندگی نکبت بار این عنصر پلید در فلسطین به پایان خویش می رسد و امام عصر علیه السلام پس از قیام خویش و فرود آمدن عیسی علیه السلام به آن پیامبر بزرگ دستور می دهد که دجال را از صحنه بردارد و او نیز دستور اجرا می کند، و بشریت را از شرارت و دجالگری او رهایی می بخشد.
در این مورد، ما به همین اشاره بسنده می کنیم، توضیح بحث در مجموعه های روایی موجود است، علاقمندان می توانند مراجعه کنند.
--- پاورقی ---