فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

روایاتی پیرامون یاران امام مهدی علیه السلام

در ستایش از این گروه وارسته و شایسته ای که خداوند اینان را برگزیده و به همراهی و یاری حضرت مهدی علیه السلام مفتخرشان ساخته، روایات بسیاری وارد شده است. در این روایات ضمن ترسیم شخصیت ارزشمند و نقش سازنده و اوصاف برجسته آنان، از چگونگی پیوستن آنان به امام عصر علیه السلام در مکه، سخن رفته و فراتر اینکه، آیاتی از قرآن شریف در مورد آنان تأویل شده است.
ما نخست برخی از روایات را در این مورد می آوریم و آنگاه به شرح و توضیح آنها می پردازیم:
1- از دو امام گرانمایه حضرت باقر و حضرت صادق علیهماالسلام در تأویل این آیه شریفه:
و لئن اخرنا عنهما العذاب الی امة معدوده.(536) آمده است که:
ان الامة المعدودة، هم أصحاب المهدی فی آخر الزمان، ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً، کعدة أهل بدر، یجتمعون فی ساعة واحدة، کما یجتمع قزع الخریف.(537)
یعنی:
امت (538) مورد اشاره در آیه شریفه، یاران حضرت مهدی در واپسین حرکت تاریخ و آخرالزمان هستند. آنان به شمار یاران پیامبر صلی الله علیه و آله در جنگ بدر، 313 نفرند و بسان ابرهای پراکنده پاییزی - که بناگاه برای نزول باران رحمت، به خواست خدا متراکم و منسجم می گردند - ظرف یک ساعت از سراسر جهان در مکه، برگرد وجود آن خورشید جهان افروز، گرد می آیند.
2- از امام صادق علیه السلام در مورد آیه شریفه:
فاستبقوا الخیرات اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً.(539) آورده اند که فرمود:
یعنی اصحاب القائم، الثلاثمائة و بضع عشرة و هم - الله - الامة المعدودة، یجتمعون فی ساعة واحدة کقزع الخریف.(540)
یعنی:
این آیه شریفه اشاره به 313 نفر یاران اصلی حضرت مهدی علیه السلام دارد. بخدای سوگند! که آنان در شمار، اندک هستند. اما در کارآیی و ایمان و شکوه معنوی، بسیار. و بسان ابر پراکنده پاییزی - که بناگاه به فرمان خدا به هم می پیوندد و متراکم می گردد - آنان نیز ظرف یک ساعت از سراسر گیتی در مکه حاضر می گردند.
3- از امیرمؤمنان علیه السلام آورده اند:
یجتمعون قزعاً کقزع الخریف من القبائل، ما بین الواحد والاثنین والثلاثة والاربعة والخمسة والستة والسبعة والثمانیة والثمانیة والتسعة والعشرة.(541)
یعنی:
یاران او، بسان ابرهای پراکنده پاییزی - که بناگاه برای نزول باران رحمت، به خواست خدا متراکم می گردند - از نقاط و قبایل و نژادهای گوناگون، بصورت یک نفر، دو نفر، سه نفر، چهار نفر، پنج نفر، شش نفر، هفت نفر، هشت نفر، نه نفر و ده نفر، در مکه به گرد آن خورشید جهان افروز گرد می آیند.
4- از امام باقر علیه السلام آورده اند که فرمود:
اصحاب القائم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً، أولاد العجم، بعضهم یحمل فی السحاب نهاراً، یعرف باسمه و اسم ابیه و نسبه و حلیته، و بعضهم نائم علی فراشه، فیوافیه فی مکة علی غیر میعاد.(542)
یعنی :
هسته مرکزی یاران قائم، 313 نفر هستند برخی از آنان در روز روشن با نام و نشان و حسب و نسب شناخته شده و بطور آشکار، بوسیله ابرها بسوی آن حضرت می شتابند و برخی همانگونه که شبانگاه بر بستر خویش خفته اند، بدون وعده و آگاهی پیشین - در مکه - به خدمت سالار خویش مفتخر می گردند.
5 - از امیرمؤمنان علیه السلام آورده اند که فرمود:
ان اصحاب القائم شباب، لا کهول فیهم الا کالکحل فی العین، او کالملح فی الزاد و أقل الزاد، الملح.(543)
یعنی :
یاران اصلی قائم علیه السلام همگی جوان هستند و سالخورده در میان آنان اندک است، بسان سرمه در چشم یا نمک در طعام، باز هم کمتر...
6- و نیز ضمن پاسخ به فردی که از وجود گرانمایه حضرت مهدی علیه السلام می پرسد، فرمود:
...فیجمع الله تعالی له قوماً، قزع کقزع السحاب، یؤلف الله بین قلوبهم، لا یستوحشون من أحد و لا یفرحون بأحد یدخل فیهم، علی عدة أصحاب بدر، لم یسبقهم الأولون و لا یدرکهم الآخرون... .(544)
یعنی :
...آنگاه خداوند گروهی را بر گرد او می آورد - که بسان ابرهای پراکنده و پاییزی به هم پیوسته و متراکم می گردند - میان دلهای آنان پیوندی از مهر و ایمان بوجود می آورد که نه از قدرتی می هراسند و نه بخاطر پیوستن فرد یا قدرتی به گروهشان دچار شادمانی و غرور می گردند، شمارشان شمار یاران پیامبر در بدر است واز نظر مقام و منزلت، نه گذشتگان از آنان سبقت جسته اند و نه آیندگان به آنان می رسند.
7- و نیز از امام صادق علیه السلام آورده اند که فرمود:
فیصیر الیه أنصاره من أطراف الأرض، تطوی لهم طیاً، حتی یبایعوه. (545)
یعنی: یاران حضرت مهدی علیه السلام از کران تا کران گیتی بسوی او می شتابند و زمین زیر پای آنان بسان طوماری، در هم پیچیده می شود تا هر چه سریعتر به مکه برسند و با آن گرامی بیعت نمایند.
8- و نیز فرمود:
اذا اذن الامام دعا الله باسمه العبرانی، فاتیحت له صحابته الثملاثمائة و ثلاثة عشر قزع کقزع الخریف، فهم اصحاب الألویة، منهم من یفقد من فراشه لیلاً، فیصبح بمکة و منهم من یری یسیر فی السحاب نهاراً، یعرف باسمه و اسم أبیه و حلیته و نسبه... (546)
یعنی: هنگامی که خداوند به حضرت مهدی علیه السلام فرمان قیام برای اصلاح زمین و زمان می دهد او خدای را به نام خاصی می خواند و روی نیاز به بارگاه آن بی نیاز می برد، آنگاه است که یاران اصلی او که 313 نفر هستند بسان ابرهای پراکنده پاییزی از سراسر جهان به لطف خدا بر گرد او حاضر می گردند، اینان پرچمداران لشکر عظیم و پرشکوه او هستند، برخی از آنان شامگاه - همانگونه که در خانه و در بسترش خفته است - ناپدید و در مکه حاضر می گردد و برخی دیگر از نظر نام و نشان و دیگر ویژگیها شناخته شده و در روز روشن بوسیله ابرها، بسوی هدف می شتابند.
راوی پرسید: فدایت گردم! کدامیک از این دو گروه از نظر ایمان و دیگر ویژگیها برجسته ترند؟
فرمود: آن کسانی که به وسیله ابر در روز روشن بسوی هدف، سیر داده می شوند... آنان ناپدید شدگانند و این آیه در مورد آنان آمده است:
اینما تکونوا یأت بکم الله جمیعاً (547)
یعنی: هر کجا باشید خداوند شما را گرد می آورد.
9- امام صادق علیه السلام فرمود:
... و رجال کأن قلوبهم زبر الحدید، لا یشوبها شک فی ذات الله، أشد من الحجر، لو حملوا علی الجبال لا زالوها... کأن علی خیولهم العقبان یتمسحون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکة و یحفون به، یقونه بأنفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید.
رجال لا ینامون اللیل، لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل، یبیتون قیاماً علی اطرافهم، ویصبحون علی خیولهم، رهبان باللیل، لیوث بالنهار. هم أطوع له من الأمة لسیدها کالمصابیح... کأنّ قلوبهم القنادیل و هم من خشیة الله مشفقون، یدعون بالشهادة و یتمنّون أن یقتلوا فی سبیل الله، شعارهم: یا لثارات الحسین!
اذا ساروا یسیر الرعب امامهم مسیرة شهر، یمشون الی المولی ارسالاً، بهم ینصرالله امام الحق... (548)
یعنی :
یاران مهدی و هسته مرکزی آنان بزرگ مردانی هستند که دلهایشان بسان پاره آهن است.
در ایمانشان به خدا و وعده او، ذره ای تردید ندارند و ایمانشان از کوه سخت تر است. اگر بر کوهها یورش برند، آنها را نابود می سازند. چابک و چالاک بسان عقاب، بر مرکبهای خویش سوارند و در عشق به حضرت مهدی علیه السلام چنانند که زین مرکب او را برای تبرک جستن مسح می کنند و بر گرد یار حلقه می زنند و در فراز و نشیبها و پیکارها او را بسان جان شیرین با همه وجود محافظت می کنند و هر دستوری دهد او را بسنده اند و به انجام رساننده.
بزرگ مردانی هستند که شبها را نمی خوابند و بسان انبوه زنبوران کندوی عسل تا صبحگاهان زمزمه نیایش و مناجاتشان گوشها را می نوازد. شبها را شب زنده داری می کنند و گاه آن را سوار بر مرکبهای خویش به بامداد می رسانند. راهبان شب هستند و شیران روز و در فرمانبرداری و اطاعت از سالار خویش هیچ تردید و چون و چرایی ندارند، آنان بسان چراغهای روشنگرند... دلهایشان بسان مشعلهای پرنور است و از ترس و خشوع در برابر خدا هراسانند. از خدای خویش طلب شهادت می کنند و آرزوی مرگ در راه خدا را می کشند و شعارشان: یا لثارات الحسین است.
هنگامی که به حرکت در می آیند، امواج رعب و وحشت از برابر آنها می گریزد، بسوی سالارشان بسرعت می شتابند و خداوند بوسیله اینان، آن پیشوایان راستین بشریت و آن اصلاحگر بزرگ جهانی را، یاری می نماید.
10- و از امام باقر علیه السلام آورده اند که فرمود:
... فمن کان ابتلی بالمسیر، وافی فی تلک الساعة و من لم یبتل بالمسیر فقد من فراشه و هو قول امیرالمؤمنین علی علیه السلام المفقودون من فراشهم... .(549)
یعنی: هر کس از یاران مهدی علیه السلام حرکت کرد، همان ساعت به مکه و به حضور او مفتخر می گردد و هر کس در خواب مانده و به راه نیافتاده باشد در بسترش ناپدید می گردد و همانگونه در قرارگاه یار، حاضر می شود و او از همانهایی است که امیرمؤمنان علیه السلام آنان را ناپدید شدگان در بستر خود خواند.
11- امام صادق علیه السلام فرمود:
بینا شباب الشیعة علی ظهور سطوحهم نیام، اذ وافوا الی صاحبهم فی لیلة واحدة علی غیر میعاد، فیصبحون بمکة. (550)
یعنی: به هنگام ظهور مهدی علیه السلام، جوانان و جوانمردان شیعه همانگونه که بر پشت بام خانه های خویش در خوابند، همگی یک شب بدون وعده قبلی، بامداد را در مکه حاضر و به دیدار امام عصر علیه السلام مفتخر می گردند.
12- و از امیرمؤمنان علیه السلام آورده اند که فرمود:
...ألا و ان المهدی أحسن الناس خلقاً و خلقاً، ثم اذا قام، یجتمع الیه أصحابه، علی عدّة أهل بدر و هم ثلاثمائة و ثلاثة عشر رجلاً، کأنّهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم، مثل زبر الحدید، لو أنّهم همّوا بازالة الجبال الرواسی لا زالوها عن مواضعها فهم الذین وحدوا الله حق توحیده، لهم باللیل أصوات کأصوات الثواکل، خوفاً و خشیة من الله تعالی قوام اللیل، صوام النهار، کأنّما ربّاهم أب واحد وامّ واحدة، قلوبهم مجتمعة بالمحبة والنصیحة... ألا و انّی أعرف أسماءهم و امصارهم... . (551)
یعنی: بهوش باشید که مهدی علیه السلام زیباترین انسانها در سیما و کاملترینها در اخلاق و ارزشهای معنوی و انسانی است. هنگامی که قیام کند یاران اصلی او که شمارشان 313 نفر و به شمار یاران پیامبر در جنگ بدر است، همگی بسان شیرانی از قرارگاه خویش خارج گشته و برگرد آن گرامی حلقه می زنند. آنان براستی بسان پاره آهنی هستند که بر متلاشی نمودن کوهها تصمیم بگیرند آنها را نابود می سازند.
آنان خدای را آنگونه که شایسته است به یکتایی و یگانگی می پرستند، شبانگاهان ندای دلنواز نیایش و گریه های آنان از خوف خدا، بسان مادران جوان مرده، طنین افکن است. شب زنده دارانند و روزه گیران و از نظر معنوی و اخلاقی همه بسان هم هستند، گویی یک پدر و مادر آنان را پرورانده اند و دلهایشان لبریز از مهر و خیرخواهی... است، بهوش باشید که نام بلند آنان را می دانم و از شهرهایشان نیز آگاهم... .
13- امام باقر علیه السلام فرمود:
یبایع القائم - بین الرکن و المقام - ثلاثمائة و نیف، عدّة .أهل بدر، فیهم النجباء من أهل مصر و الأبدال (552) من أهل الشام و الأخیار من اهل العراق. (553)
یعنی: با قائم آل محمد(ص) میان رکن و مقام، 313 شخصیت بزرگ به شمار یاران پیامبر در بدر، بیعت می نمایند در میان اینان چهره های برجسته ای از مصر و شایستگانی از شام و خوبانی از عراق هستند.
14- و نیز حذیفه از پیامبر گرامی(ص) آورده است که:
اذا کان عند خروج القائم، ینادی مناد من السماء: أیّها الناس، انّ الله قطع عنکم مدّة الجبّارین و ولّی الأمر خیر امّة محمد(ص) فالحقوا بمکّة، فیخرج النجباء من مصر و الأبدال من الشام و عصائب العراق، رهبان باللیل، لیوث بالنهار، کأنّ قلوبهم زبر الحدید فیبایعونه بین الرکن و المقام. (554)
یعنی: هنگامی که زمان ظهور قائم فرا رسد ندا کننده ای از آسمان ندا می دهد که: هان ای مردم! خداوند سلطه خودکامگان را از سر شما برداشت و سررشته کارها و تدابیر امور گیتی را، شایسته ترین و والاترین امت محمد(ص) به کف با کفایت خویش گرفت، اینک خود را به مکه برسانید و آنگاه است که چهره های پرفضیلتی از مصر، شایستگانی از شام و گروههایی از عراق، بسوی مکه می شتابند.
انسانهای شایسته و وارسته ای که عبادت کنندگان شبهایند و شیران بیشه شجاعت و شهامت روزها و قلبهایشان بسان قطعه آهن است. اینان میان رکن و مقام با سالار شایستگان گیتی و اصلاحگر بزرگ عصرها و نسلها دست بیعت می دهند.

تفسیری بر روایات گذشته:

از روایاتی که در صفحات گذشته ترسیم گردید نکات متعددی دریافت می گردد که بجاست به مهمترین آنها اشاره شود:
1- یاران بلند آوازه امام مهدی علیه السلام
شما خواننده گرامی! در روایات گذشته ملاحظه کردید که هر کدام از یاران خاص آن حضرت از نظر نام، نشان، حسب، نسب، پدر، مادر، ریشه خانوادگی و کنیه کاملاً شناخته شده اند.
برخی از نویسندگان در تأویل و تفسیر واژه حلیه (555) بر این عقیده اند که اشاره به گذرنامه آنهاست که همواره به همراه آنهاست، اما ما بر این تفسیر و تأویل پافشاری نداریم چرا که اگر منظور این بود که عبارت می بایستی اینگونه باشد:
و معه کتاب فیه اسمه و اسم ابیه...
بنظر ما عبارت بیانگر این نکته است که: هر کدام از یاران خاص امام عصر علیه السلام شناخته شده و بلند آوازه خواهند بود و نه گمنام و ناشناخته.
امیرمؤمنان علیه السلام در اشاره بدین نکته است که می فرماید:
أسماؤهم فی السماء معروفة و فی الأرض مجهولة... (556)
یعنی: نام یاران مهدی علیه السلام در آسمان شناخته شد است و در زمین (تا آمدن آن گرامی) ناشناخته.
2- امتیازات آنان
خداوند این شمار از شخصیتها را، تنها بدان جهت به افتخار بزرگ یاری و یاوری آن حضرت مفتخر می سازد که همگی دارای امتیازات و شایستگیها و صلاحیتهای بی شمارند، به گونه ای که نه در روزگاران و نسلهای گذشته نظیری داشته اند و نه در میان نسلهای آینده نظیری خواهند داشت.
امیرمؤمنان علیه السلام در اشاره به شخصیت و امتیازات آنان می فرماید:
لم یسبقهم الأوّلون و لا یدرکهم الآخرون. (557)
یعنی: آنان در شایستگیها و امتیازات بر اوج رفیعی هستند، نه از نسلهای گذشته کسی از آنان پیشی گرفته است و نه از آیندگان کسی به مقام والای آنان می رسد.
برخی از آنان به کرامت و مقامی می رسند که زمین زیر پای آنان بسان طوماری درهم پیچیده و نزدیک می شود و مسافت طولانی را بصورت اعجازآمیزی در مدتی کوتاه می پیمایند که امام صادق علیه السلام در مورد آنان می فرماید:
فیصیر الیه أنصاره من أطراف الأرض، تطوی لهم الأرض طیّاً. (558)
یعنی: یاران مهدی علیه السلام از نقاط مختلف زمین بسوی او حرکت می کنند و زمین زیر پای آنان در هم پیچیده و دور، نزدیک می گردد.
یک واقعیت ناشناخته
گرچه ما بطور دقیق، چگونگی طی الارض را نمی دانیم اما این را می دانیم که این کار شگفت برای برخی از بندگان خدا میسر است.
قرآن شریف در داستان حضرت سلیمان علیه السلام و تخت ملکه سبا بدان تصریح می کند و می فرماید:
قال یا ایها الملاء أیّکم یأتینی بعرشها قل ان یأتونی مسلمین 38 قال عفریت من الجنّ: انا آتیک به قبل ان تقوم من مقامک و انّی علیه لقوی امین 39 قال الّذی عنده علم من الکتاب انا آتیک به قبل ان یرتدّ الیک طرفک، فلمّا رآه مستقراً عنده قال: هذا من فضل ربّی 40... . (559)
یعنی: سلیمان گفت: هان ای بزرگان! کدامیک از شما تخت او را پیش از آنکه فرمانبردارانه نزد من بیایند، برایم می آورد؟
عفریتی از جنّها گفت: من پیش از آنکه از جایت برخیزی آن را نزد تو حاضر می کنم، چرا که من بر این کار هم توانا هستم و هم امین.
و آن کس که از دانش کتاب، بهره ای داشت گفت: من پیش از آنکه چشم بر هم نهی آن را نزد تو می آورم.
و آنگاه هنگامی که آن تخت را نزد خویش دید گفت: این از فزون بخشی پروردگار من است...
این آیه شریفه به صراحت بیانگر امکان طی الارض و تحقق آن است، نشانگر آن است که تخت ملکه سبا در ظرف کمتر از یک لحظه در برابر سلیمان علیه السلام حاضر گردید، آن هم از فاصله ای بسیار دور، همچون فاصله یمن در جزیرة العرب تا اردن.
راستی چگونه می توان سریعتر از سرعت صوت تخت ملکه سبا را از یمن به اردن انتقال داد؟
روشن است که معیارهای مادی و طبیعی در پاسخگویی به این حقایق ماورای طبیعی، ناتوان و نارسایند.
3- ایمان استوار و کامل
یاران خاصّ حضرت مهدی علیه السلام از نظر معنویت و ایمان کامل و استوار نداشتن ذره ای تردید در دلها و جانها نیز، بی نظیرند. آنان در اوج یقین و اخلاصند و بخاطر قوت و استواری و کمال ایمان به خدا، ذره ای ترس و دلهره در کران تا کران وجودشان نیست چرا که انسان به هر اندازه که ایمانش به خدا افزون گردد، به همان اندازه توان و تلاش و شهامت و شجاعتش افزون می گردد. به همین دلیل است که یاران آن حضرت به هنگامی که به میدان کارزار گام می سپارند نه کسی توان ایستادن در برابر آنان را دارد و نه پدیده ای می تواند مانع اجرای برنامه های نجات بخش و دستورات صادر شده از سوی فرماندهی بلند مرتبه آنان گردد. آنها بر هر نیرویی که میان خود و هدفهای بلندشان بخواهد مانع ایجاد کند پیروز می گردند و آن را با قدرت و صلابت عادلانه، از سر راه عدالت جهانی او، بر می دارند.
4- ویژگی تواضع و فروتنی
آنان قهرمانانی فروتن، متواضع و برخوردار از ارزش اخلاقی و انسانی اند و هرگز مغرور و مست قدرت نمی شوند.
آنها به مقام والای حضرت مهدی علیه السلام آنگونه که شایسته و بایسته است آگاهی و اعتقاد دارند. به همین جهت است که نه تنها از وجود گرانمایه آن حضرت که از زین مرکب او نیز مفتخرانه تبرک می جویند و آن را مسح می کنند. چرا که حضرت مهدی علیه السلام سرچشمه تمامی خوبیها و شایستگی هاست و همه خیرات و برکات از چشمه سار وجود گرانمایه او جاری می گردد.
آنان بسان فداکارانی هوشیار، بر گرد آن سرچشمه برکات و والاییها و ارزشها، حلقه می زنند و جان خویش را در همه فراز و نشیبها و میدانهای جهاد و پیکار عادلانه او، سپر بلای جان گرامی او می سازند و دستورات و خواسته هایش را به سرعت برق، لبیک می گویند.
5- شب زنده داران و نیایشگران
یاران آن گرامی عبادت کنندگان خاضع و خاشعند، شبانگاهان را با نماز و نیایش و سوز و گداز عارفانه و عاشقانه به بارگاه خدا، به سحر می آورند، در نمازهای خویش زمزمه هایی بسان زمزمه زنبوران عسل دارند، در رکوع و سجود و قیام و قعودند و روزها در اوج آمادگی و شهامت بر مرکبهای خویش، برای انجام دستورات حضرت مهدی علیه السلام ایستاده اند و بی هیچ درنگ و تأمل و توقف در سریعترین فرصت ممکن دستورات آن حضرت را، اجرا می کنند.
6- در اوج عرفان و آگاهی
از ویژگیهای آنان، اوج آگاهی و عمق دانایی و درایت آنهاست، دلهایشان به نور معرفت درخشنده و نورباران است و از نادانی و بی فرهنگی و قشریگری و سطحی نگری بدورند، چرا که واقعیتها را به شایستگی می فهمند و در اوج شناخت، درایت عرفان و اندیشه اند.
7- اتّحاد و برادری
در روایاتی که گذشت به این نکته تصریح شده است که بیشتر یاران خاص آن حضرت، در اوج جوانی و نشاط و اقتدار و طراوتند و در میان آنان چهره های سالخورده اندک است، از دیگر ویژگیهای آنان، این است که اندیشه هایشان متحد و یگانه، دیدگاهشان همانند، دلهایشان به هم پیوسته و به هم گره خورده است، نه اختلافی در اندیشه و رأی و گفتار آنان خواهی دید و نه در رفتارشان و همگی بسان یک دل، یک قلب، یک مغز و یک زبان هستند.
8- نه غرور و مستی و نه احساس ضعف
آنان نه به آفت غرور و مستی گرفتار می شوند و نه از شمار اندک همراهان و پیشتازان در نخستین مراحل قیام و ظهور آن حضرت، احساس وحشت و تنهایی می کنند. زیرا انسانی که دارای ارتباط عمیق و خالصانه با آفریدگار توانای هستی است، با داشتن آن ارتباط و پیوند احساس وحشت نمی کند و نیز از پیوستن دیگران به راه و رسم نجات بخش و افتخارآفرین خویش و بسیاری همراهان، شادمان و مغرور نمی گردد.
9- در آرزوی انجام وظیفه و شهادت
آرزوی بزرگ یاران خاص امام مهدی علیه السلام به دوش کشیدن بار مسئولیت و به انجام رساندن وظایف و جهاد و شهادت در راه خداست. چرا که معنا و مفهوم حقیقی شهادت را به شایستگی دریافته و ارزش آن در بارگاه خدا را، آنگونه که باید، شناخته اند.
10- نام مقدّس حسین علیه السلام بر لب
آنان نام بلند آوازه حسین علیه السلام را بر لب دارند و شعار ویژه آنان، یالثارات الحسین! (560) است.
آری! فاجعه خونبار کربلا و شهادت حسین علیه السلام بازگشت قرنها و نسلها، نه تنها به بوته فراموشی سپرده نمی شود، بلکه همواره زنده و پرحرارت می ماند و هر چه روزگاران بر آن بگذرد حرارت و شور و سوزش خویش را حفظ می کند چنانکه گویی همین دیروز آری! دیروز! رخ داده است.
آری! کسانی که در روز عاشورا، آن جنایات دهشتناک را ببار آوردند همگی در خور سخت ترین کیفرها هستند، همانگونه که از نسلهای پس از آنان نیز کسانی که بدان جنایات دمنشانه راضی باشند در خور شدیدترین کیفرهایند. چرا که رضایت دهندگان به آن جنایات، خود شریک جنایت و در خور کیفر و نابودی اند.
آخر، انسان نمایی که وجدانش راضی شود که حرمتهای خدا هتک گردد و خون بزرگترین دوستان خدا، بدست پلیدترین مخلوق او به زمین ریخته شود، چنین انسانی زیبنده زندگی و ادامه حیات نیست، او موجود پلید و پست و متعفنی است که از پلیدی او جامعه انسانی آلوده می گردد و وانهادن چنین موجودی، جنایتی نابخشودنی در حق بشریت است و ناگزیر باید چنین جرثومه های کثیفی که از روز شهادت پیشوای شهیدان حضرت حسین علیه السلام تا امروز و تا روز قیامت آن اصلاحگر بزرگ جهانی تولید مثل و افزون گشته اند نابود گردند.
در سالهای اخیر، متأسفانه از سوی همین عناصر نگون بخت، هر ساله بیش از یک کتاب در تقدیر یزید همان عنصر پست و بی مقدار و پلیدی که سالار جوانان بهشت را به خاک و خون کشید و فاجعه بارترین جنایت تاریخ را در مورد خاندان وحی و رسالت مرتکب شد، نوشته شده است، رسواتر اینکه، یکی از همین قماش تیره بختان، ورق پاره های خویش را، حقایق عن امیرالمؤمنین یزید بن معاویه نام نهاده است.
شما را بخدا! این نویسنده سیاهکار که با این کار زشت خویش، ارزشهای انسانی را مسخ نموده و از شرافت و دیانت، بکلی بیگانه گشته و تا پست ترین مراحل بی وجدانی و پستی و شقاوت نزول می کند، در پی چیست؟ و چه می گوید؟!
راستی چنین موجود پلیدی چه ارزش و کرامتی دارد؟!
بجاست در این مورد روایتی را از هشتمین امام نور حضرت رضا علیه السلام بیاوریم:
سئل الامام الرضا علیه السلام: یابن رسول الله!... ما تقول فی حدیث روی عن الصادق علیه السلام أنّه قال: اذا قام القائم قتل ذراری قتلة الحسین بفعال آبائها؟
فقال علیه السلام: هو کذلک.
فقال السائل: قول الله عزوجل: و لا تزر وازرة وزر اخری ما معناه؟
قال علیه السلام: صدق الله فی جمیع اقواله، لکنّ ذراری قتلة الحسین یرضون أفعال آبائهم و یفتخرون بها و من رضی شیئاً کان کمن أتاه و لو أن رجلاً قتل فی المشرق فرضی بقتله رجل بالمغرب، لکان الراضی عندالله شریک القاتل و انما یقتلهم القائم - اذا خرج - لرضاهم بفعال آبائهم... . (561)
یعنی: از امام رضا علیه السلام سؤال شده که: ای پسر پیامبر! در مورد این روایت چه می فرمایید که از امام صادق علیه السلام آورده اند که: به هنگامی که قائم آل محمد(ص) قیام کند، نسل کشندگان حسین علیه السلام را به کیفر جنایت پدرانشان به قتل می رساند.؟
آن حضرت فرمود: آری! روایت درست است و امام مهدی علیه السلام چنین می کند.
پرسیده شد: بنابراین، آیه شریفه چه می شود که می فرماید:
و لا تزر وازرة أخری. (562)
یعنی: هیچ کس بار گناه دیگری را به دوش نمی کشد؟
فرمود: سخن خدا و آیه شریفه کاملاً صحیح است، اما بحث این است که نسل کشندگان حسین به جنایات وحشتناک پدران خویش دل خوش می دارند و بدان می بالند و کسی که به کاری رضایت دهد همانند عامل آن کار است. از این رو اگر مردی در مشرق بناحق کشته شود و دیگری در مغرب بر آن رضایت دهد، در پیشگاه خدا شریک قتل است و قائم آل محمد(ص) هنگامی که قیام می کند آنان را بخاطر رضایتشان به جنایات پدرانشان و افتخار بر آن جنایات به کیفر می رساند.
آری! یاران حضرت مهدی علیه السلام بخاطر اعلام عظمت فاجعه عاشورا که با گذشت زمان، تجدید می شود و نشانه ها و آثار و ابعاد آن، با رشد فکری و آگاهی و افزون گشتن شناخت و بینش بشریت در مورد رخدادها آشکار می گردد، بنام حسین علیه السلام و عاشورای او شعار می دهند و ندای یالثارت الحسین! را همه جا طنین افکن می سازند. چرا که این شعار، هشداری است به همه پلیدان و جنایتکارانی که بدان فاجعه دلخراش رضایت داده و خاندان وحی و رسالت را بخاطر آن فداکاری بی نظیر و دفاع از حق و عدالت و ستم ستیزی، به باد نکوهش گرفتند و در طول تاریخ از پلیدان حق ستیز و ستمکار، جانبداری نموده و جنایات آنان را توجیه کردند.
آری! خواننده گرامی! از روایاتی که در مورد یاران مهدی علیه السلام ترسیم گردید این نکته استفاده می شود که برخی از آنان بوسیله ابرها در روز روشن جابجا شده و به مکه و قرارگاه آن گرامی مرد عصرها و نسلها می رسند.
در این مورد برخی از نویسندگان معاصر اظهار نظر نموده و گفته اند که منظور از ابر در اینجا هواپیما می باشد، اما ما نمی توانیم بدین تأویل بسنده کنیم. چرا که ممکن است منظور از ابرها همان معنای حقیقی واژه سحاب باشد، زیرا ابری که میلیونها تن آب را با خود جابجا می کند، جابجا ساختن انسانها برای آن چه مشکلی ایجاد می کند؟ بویژه هنگامی که بصورت فشرده و توده های متراکم و باران زا، از زمین اوج می گیرد و با فاصله بسیار از زمین، اثر جاذبه زمین نیز ضعیف می شود.
به هر حال زیبنده است که ما در روایت از واژه یحمل که دلالت بر جابجا شدن بوسیله ابر است غفلت نورزیم و این جلمه، نشانگر آن است که برخی از یاران امام مهدی علیه السلام کسانی هستند که ابر، آنان را جابجا می کند.
و نیز از روایات، این واقعیت دریافت می گردد که برخی از یاران آن حضرت نیز به هنگامه ظهور و قیام حضرت مهدی علیه السلام در مکه هستند و برخی در شهرها و کشورهای دیگر پراکنده اند که به هنگام ظهور امام و تصمیم بر قیام برای اصلاح جهان، آنان نیز از شرق و غرب زمین به مکه روی می آورند.
برخی از آنان بوسیله ابرها به قرارگاه آن پیشوای بزرگ و نجات بخش می رسند، برخی با طیّ الارض و پیچیده شدن زمین بر زیر پای آنان و نزدیک شدن راه دور بصورت اعجازآمیز که از آن سخن رفت.

چگونگی ظهور

پس از ترسیم نکاتی در مورد یاران خاص امام مهدی علیه السلام و برخی صفات و امتیازات آنان، اینک به بحث از چگونگی ظهور آن گرامی باز می گردیم... .
واقعیت این است که برخی از یاران امام عصر علیه السلام در فرا رسیدن هنگامه ظهور و قیام آن گرامی، خود وارد مکه می گردند و به جستجوی یاران می پردازند. در اوج جستجوی آنان از آن گرامی است که مردی از طرف امام عصر علیه السلام نزد آنان می آید و از شمار آنان جویا می شود که آنان می گویند: ما حدود 40 نفر هستیم.
فرستاده ویژه امام مهدی علیه السلام از آنان می پرسد: اگر شما آن حضرت را ببینید چگونه خواهید بود؟
پاسخ می دهند: بخدای سوگند! اگر به ما فرمان دهد بر ضد کوهها پیکار نماییم، به همراه او چنین خواهیم نمود.
و با این سخن عمیق، اعتقادشان به امام مهدی علیه السلام و آمادگی کامل خویش برای فداکاری در راه اجرای دستورات او را به نمایش می نهند.
آنگاه فرستاده ویژه امام، شب آینده بسوی همان گروه می شتابد و می گوید: ده نفر از شایستگان خویش را برگزینید.
آنان بر می گزینند و او آنان را برای دیدار آن گرامی می برد و در شب دیگر به بقیه فرصت می دهد تا بصورت آشکار با آن حضرت دیدار کنند.(563)
و سرانجام آن 313 نفر برگرد وجود مبارک آن خورشید جهان افروز، در مکه یا اطراف آن، گرد می آیند و آنگاه که روز 25 ماه ذیحجه از راه می رسد امام مهدی علیه السلام بزرگمردی بنام نفس زکیه را - که در بخش علائم ظهور از او سخن رفت - بسوی مردم مکه می فرستد و آنان او را میان رکن و مقام، سر می برند و سرش را بسوی سفیانی در شام، گسیل می دارند.
پس از این رخداد است که حضرت مهدی علیه السلام در روز عاشورا در مسجدالحرام حاضر می شود و در مقام ابراهیم نماز می گذارد و در حالیکه یارانش پروانه وار برگرد او می چرخند، نخستین خطابه جهانی و جاودانه خویش را آغاز می کند.