فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

امام هادی علیه السلام و نوید از حضرت مهدی

امام هادی علیه السلام نیای گرانقدر امام عصر علیه السلام است اگر چه تقدیر الهی این بود که فرزندزاده گرانمایه خویش را نبیند چرا که ولادت حضرت مهدی علیه السلام اندکی پس از شهادت نیای بزرگوارش رخ داد(171) اما آن جناب بخاطر آگاهی از نزدیک شدن وعده خدا در مورد ولادت مهدی نجات بخش، جو فکری و فرهنگی و اجتماعی جامعه خویش را برای میلاد نور آماده و مقدمات را فراهم می ساخت.
به همین جهت است که می بینیم آن حضرت از حضورش در میان مردم به تدریج می کاهد و گویی بر این راه است که می خواهد مردم را رفته رفته برای دوران غیبت امام و زندگی در پس پرده غیبت آماده سازد تا آنان برای غیبت خورشید جهان افروز آمادگی پیدا کنند.
از این روست که در بغداد و مرکز کشور پهناور اسلامی برای خویش نمایندگانی بر می گزیند تا آنان نقطه پیوندی میان امام معصوم و جامعه دوستداران علاقمندان اهل بیت علیهم السلام باشند. امور مالی و مسایل دینی و حقوقی خویش و مشکلاتشان را با آنان در میان گذارند و آنان پاسخگو باشند... .
از خدای بزگ خاضعانه و خالصانه خواهانم که به نگارنده توفیق دهد تا در مورد زندگی پرافتخار امام هادی علیه السلام و دیگر پیشوایان معصوم علیه السلام دست به نگارش کتاب بزنم و همه نکات و حقایق را ترسیم کنم، اما در اینجا تنها به یک روایت از آن حضرت در مورد مهدی علیه السلام بسنده می شود و بقیه روایات او را به دیگر بخشهای کتاب وا می گذارم.
مرحوم صدوق از ابی دلف آورده است که گفت:
خود از حضرت هادی علیه السلام شنیدم که می فرمود:
ان الامام بعدی، الحسن ابنی و بعد الحسن ابنه القائم، الذی یملا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً.(172)
یعنی: امام بعد از من فرزندم حسن است و پس از او پسرش قائم، همو که زمین را از عدل و داد لبریز می سازد، همانگونه که در آستانه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.

امام حسن عسکری علیه السلام و نوید از حضرت مهدی

یازدهمین امام معصوم، حضرت عسکری علیه السلام پدر گرانقدر امام عصر علیه السلام است و طبیعی است که بیشتر نویدها در مورد طلوع آن خورشید جهان افروز، باید از آن حضرت و به دست و زبان او به مردم داده شود، چرا که آن گرامی از همه امامان به ولادت فرزندش نزدیکتر بود و زیبنده می نمود که مژده به طلوع خورشید جمال دل آرای او را در گسترده ترین شکل ممکن به همگان بدهد، اما آیا این کار با آن همه موانع، مشکلات، سختگیریها و فشارهایی که بر جامع و بویژه پیروان خاندان وحی و رسالت وارد می شود، ممکن بود؟
می دانیم که اعتقاد به اصل ظهور مهدی نجات بخش و اصلاحگر عصرها و نسلها که پیامبر گرامی و امامان معصوم علیهم السلام همگی بشارت آمدن او را داده بودند در میان همه قشرهای مسلمانان از همان روزگاران، یک اصل قطعی و معروف بود و در بخشهای آینده این کتاب خواهیم دید که مدعیان دروغین، مهدویت نیز، از همین باور عمومی و همین اصل اعتماد و انتظار برخاسته از نویدها در مورد مهدی اهل بیت، سوء استفاده کرده و به دروغ و فریب، روایات و بشارتها را به خود تطبیق و تفسیر می کردند.
با این بیان، اعتقاد به ظهور مهدی علیه السلام از امور تردید ناپذیر در آن روزگار بود که روایات هم بر این نکته حساس پافشاری می کنند که آن گرامی با ظهور خویش ستمکاران و خودکامگان را از میان برداشته و جهان را از عدالت و دادگری لبریز خواهد نمود.
و نیز این نکته هم روشن است که رژیم سیاهکار و حق ستیز بنی عباس در صدر دشمنان این اصلاحگر بزرگی باشد که روایات، بشارت آمدن او را می داد، چرا که عباسیان خوب می دانستند که حکومت ظالمانه آنان در صورت ظهور مهدی نجات بخش بدست او نابود گشته و خون پلیدشان نیز به کفر آن همه جنایت و استبدادگری، طعمه شمشیر عدالت او خواهد شد.
با توجه به این دو نکته آیا حضرت عسکری علیه السلام باز هم می توانست ولادت آن اصلاحگر بزرگ تاریخ را بطور گسترده اعلان کند و نوید طلوع خورشید جمال او را به شیفتگان و دوستداران بدهد؟
آیا چنین کاری از نظر عادی به خطر افکندن جان گرامی حضرت مهدی علیه السلام نبود؟ و در صورت اعلان ولادت، آیا دشمن پلید به خانه او یورش نمی برد و همه خاندانش را از دم شمشیر نمی گذراند و قتل عام نمی کرد؟
از نظر عادی چه چیزی می توانست مانع این شقاوت و جنایت رژیم حاکم گردد؟
با این شرایط مرگبار، باید دید حضرت عسکری علیه السلام چه تدبیری اندیشید؟
آیا در مورد ولادت حضرت مهدی علیه السلام بطور کلی سیاست سکوت در پیش گرفت و میلاد نور را از همگان حتی از دوستان و مؤمنان به امت او، مخفی داشت؟
اگر چنین بود شیعیان چگونه از ولادت نور آگاه شدند؟ بویژه که حضرت عسکری علیه السلام زندگی خویش را نیز در خطر جدی می دید و با علم و امامت می دانست که بزودی با سم خیانت در سن 28 سالگی به شهادت می رسد و فرمان خدا او را متعهد ساخته است که امام راستین پس از خویش را بخاطر نجات امت از تباهی معرفی نماید، چرا که تمامی مسلمانان بر این اصل پایبند هستند که پیامبر گرامی(ص) فرمودند:
من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة(173)
یعنی: هر کس از دنیا برود و امام راستین زمان خویش را نشناسد به مرگ جاهلیت مرده است.
راستی شرایط بسیار پیچیده و مشکل، سخت غیر قابل حل می نمود، جز اندیشه والا و درایت امام، اندیشه ای، توان حل آن را نداشت.
تنها اندیشه بلندی می توانست آن معمای پیچیده سیاسی و اجتماعی و عقیدتی را، حل کند که بینش و حکمت به زیباترین چهره در آن تجلی داشته و آگاهی و تجربه به بهترین شکل در آن آشکار گشته و واقعیت علم امام و تدبیر شگفت انگیز آن حضرت جلوه گر شده، تحقق هدف های بلند با رعایت همه جوانب و ابعاد را تضمین نماید.
راه حلی که امام عسکری علیه السلام برای آن معما برگزید این بود که با تدبیر بسیار ظریف و دقیقی، نه ولادت آن خورشید جهان افروز را آشکار ساخت تا خطر خیز باشد و نه آن گونه سیاست پوشیده داشتن بکار گرفت که از دوستداران و شایستگان نیز نهان کند و دستاویزی برای بهانه جویی در آینده باشد.
این تدبیر ظریف و حکیمانه در بخش آینده کتاب خواهد آمد، در اینجا تنها به ترسیم دو روایت از آن گرامی بسنده می کنیم:
1- از مرد درست اندیشی بنام عیسی بن صبیح(174) آورده اند که:
من در زندان بودم که حضرت عسکری علیه السلام را به زندان آوردند و من او را بخوبی می شناختم. حضرت در اولین برخورد به من فرمود:
عیسی! می دانی که اکنون چند سال از عمرت می گذرد؟ درست 65 سال و دو روز.
هنگامی که امام علیه السلام این خبر را داد به کتاب دعایی که همراهم بود و تاریخ ولادتم در آن ثبت شده بود نگاه کردم، شگفتا همان گونه است که حضرت عسکری علیه السلام فرموده، بدون یک روز کم و زیاد.
آنگاه: فرمود: آیا پسر داری؟
گفتم: نه سرورم!
فرمود: بارخدایا! به او فرزندی روزی سازی که پشتوانه و یار و یاور او باشد که فرزند، خوب پشتیبانی است.
و این شعر را خواند که:
شعر:
ممم من کان ذا ولد یدرک ظلامتة مممم
ببب ان الذلیل الذی لیست له عضد بببب
یعنی: کسی که دارای فرزندی قهرمان و نسل و تباری شایسته کردار باشد، حقوق بغارت رفته خویش را باز خواهد یافت.
و ذلت زده آن کسی است که برای او بازوی توانمند و دادخواه و مدافع دلیری نباشد.
به آن حضرت گفتم: سرورم! آیا شما پسر دارید؟
حضرت فرمود:
ای و الله! سیکون لی ولد یملا الارض قسطاً، فاما الان فلا.
یعنی: آری! بخدای سوگند بزودی صاحب پسری خواهم شد که زمین را از عدل و داد لبریز خواهد نمود، اما الان که با تو سخن می گویم، نه.
سپس این شعر را زمزمه کرد:
شعر:
ممم لعلک یوماً ان ترانی کانما مممم
ببب بنی حوالی الاسود اللوابد بببب
ممم فان تمیماً قبل ان یلد الحصا مممم
ببب اقام زماناً و هو فی الناس واحد (175)بببب
یعنی: روزی را ببینی که پسران من همانند شیربچگان بر گرد من آماده انجام فرمان من باشند چرا که تمیم پیش از آنکه فرزندش حصا دیده به جهان گشاید، روزگاری در میان مردم تنها زیست.
2- و نیز احمد بن اسحاق که از شایستگان است آورده است که:
خود شنیدم که حضرت عسکری علیه السلام می فرمود:
الحمدلله الذی لم یخرجنی من الدنیا حتی ارانی الخلف من بعدی، اشبه الناس برسول الله(ص) خلقاً و خلقاً، یحفظه الله تبارک و تعالی فی غیبته ثم یظهره فیملا الارض عدلاً و قسطاً کما ملئت جوراً و ظلماً.(176)
یعنی: خدای را سپاس که مرا از این جهان بیرون نبرد تا جانشین و امام پس از مرا به من نشان داد. پسرم در چهره خلق و خوی شبیه ترین مردم به پیامبر خداست.
خداوند او را در دوران غیبتش حفظ خواهد کرد و آنگاه او را فرمان ظهور خواهد داد و آن گرانمایه، زمین را لبریز از عدل و داد خواهد ساخت همانگونه که از ستم و بیداد لبریز است.

کتابهای آسمانی و نوید از امام مهدی

در کتابهای آسمانی نویدهای بسیاری از وجود گرانمایه آن حضرت داده شده است. و نیز دوراندیشان و پیشگویان در مورد آینده جامعه ها، تمدنها و نقشه اصلاحی و نجات بخش و در واپسین حرکت تاریخ، اخبار و روایات بسیاری آورده اند که بخشی از آنها را، علامه مجلسی در بحارالانوار و کامل سلیمان در کتاب یوم الخلاص و نویسنده کتاب انیس الاعلام که خود از رهبران کلیسا بود و بعد به اسلام و تشیع گرایش یافت و پس از تلاش و کوشش بسیار در ردیف علمای بزرگ اسلامی قرار گرفت، آورده است. ما نیز در آغاز کتاب و در تفسیر سومین آیه در نوید از حضرت مهدی علیه السلام برخی را آوردیم و در اینجا به دلیل پرهیز از گستردگی بحث، از آوردن نمونه های دیگر خودداری می کنیم.
علاقمنان می توانند به کتابهای یاد شده مراجعه نمایند.(177)