فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

امام باقر علیه السلام و نوید از حضرت مهدی علیه السلام

عصر امام باقر علیه السلام نقطه تحول و دگرگونی در فرهنگ اسلامی
از محتوای کتابهای تاریخی، چنین دریافت می گردد که عصر امام باقر علیه السلام نقطه تحول و دگرگونی در فرهنگ اسلامی است.
در آن روزگار، در جامعه، آگاهی و شوق و کسب دانش پدیدار شد و بسیاری از دانش طلبان برای تحصیل دانش و کسب بینش، بویژه فقه، تفسیر و حدیث، بار سفر بسته و بسوی مراکز علمی می شتافتند. در مردم، اندکی رشد فکری و روحیه حقجویی پدید آمد. دیگر به شنیدن روایات بی آنکه در مورد آن تحقیق و تحلیل و پرس و جو شود، اکتفا نمی کردند.
بدین جهت است که مردم برای اندوختن دانش و بهروری از کسانی که یاران پیامبر را دیده بودند، به مدینه روی می آوردند و از آنان علم و دانش فرا می گرفتند.
چه بسیار فقهایی که از کوفه و دیگر شهرهای کشور پهناور اسلامی به مدینه هجرت نموده و به امام باقر علیه السلام می پیوستند. از سرچشمه چوشان بینش و دانش او بهره ها می گرفتند و عطش سوزان خویش را از دریای بی کرانه علم و چشمه سارهای بینش و حکمت آن حضرت برطرف می ساختند.
علوم معارف در ابعاد گوناگون از سوی امام باقر علیه السلام برای تشنگان دانش و کمال می جوشید و دلایل و براهین، در زمینه های شناخت خدا، عدل، پیامبرشناسی، معادشناسی و... بویژه اصل امامت برای آنان باریدن می کرد و حقیقت برای همه آشکار می شد.
با این بیان، طبیعی است که روایات رسیده از امام باقر علیه السلام پیرامون وجود مبارک حضرت مهدی علیه السلام از نظر محتوا و شمار، بسیار می باشد که دانشمندان و فقهایی که از محضر آن حضرت کسب فیض می نمودند و از شاگردان برجسته او بودند همه نگاشته اند و چون این کتاب توان ترسیم همه آنها را ندارد، از این رو به برخی از آنها بسنده می کنیم، و خاطرنشان می سازیم که در بخشهای آینده کتاب نیز نمونه های دیگری خواهیم آورد همانگونه که در بخشهای پیشین به مناسبتهایی گوناگون برخی را آورده ایم.
نمونه هایی از نوید امام باقر علیه السلام
1- ابوحمزه ثمالی آورده است که:
در یکی از روزها در محضر درس امام باقر علیه السلام بودم، هنگامی که حاضران رفتند امام باقر علیه السلام فرمود:
یا ابا حمزة! من المحتوم الذی حتمه الله قیام قائمنا، فمن شک فیما اقول لقی الله و هو به کافر.
ثم قال: بأبی و امی المسمی باسمی و المکنی بکنیتی السابع من بعدی، بابی من یملا الارض عدلا و قسطاً کما ملئت ظلماً و جوراً.
یا ابا حمزه! من ادرکه فیسلم له وسلم لمحمد و علی فقد وجبت له الجنة و من لم یسلم فقد حرم الله علیه الجنة و ماواه الناس و بئس مثوی الظالمین.(153)
یعنی: ابا حمزه! از رخدادهایی که خداوند وقوع آن را قطعی ساخته است قیام قائم است.
هر کس در آنچه می گویم تردید کند با حال کفر به خدا، او را ملاقات خواهد کرد.
آنگاه افزود: پدرم و مادرم فدای وجود گرانمایه او باد که همنام و هم کنیه من است و هفتمین امام پس از من.
پدرم فدای کسی باد که زمین را لبریز از عدل و داد می کند همانگونه که به هنگام ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.
ابا حمزه! هر کس سعادت دیدار او را داشت و همانگونه که به پیامبر و علی علیه السلام سلام و درود می گوید به آن حضرت درود گفت و فرمانبردار او گردید، بهشت بر او واجب می گردد و هر کس به آن وجود گرانمایه سلام نگفت، خداوند بهشت را بر او حرام ساخته و او را در آتش سوزان جای خواهد داد و چه بدجایی است جایگاه ستمکاران.
2- بانوی دانش پژوهی که به ام هانی شهرت داشت آورده است که بامدادی بر حضرت باقر وارد شدم و گفتم:
یا سیدی! آیة فی کتاب الله عزوجل عرضت بقلبی فاقلقتنی و اسهرتنی.
قال: فاسالی یا ام هانی ء!
قالت: قلت: قول الله عزوجل: فال اقسم بالخنس الجوار الکنس.(154)
قال: نعم المسالة سالتینی یا ام هانی ء! هذا مولود فی آخرالزمان، هو المهدی منهذه العترة، تکون له حیرة و غیبة یضل فیها اقوام و یهتدی فیها اقوام، فیاطوبی لک ان ادرکتیه، و یا طوبی لمن ادرکه.(155)
یعنی: سرورم! آیه ای از قرآن شریف ذهن و فکرم را بخود مشغول داشته و خوابم را ربوده است.
فرمود: کدام آیه ام هانی؟ بپرس!
گفتم سرورم! این آیه شریفه که می فرماید: فلا اقسم بالخنس الجوار الکنس. (156)
فرمود: به! به! چه مسأله خوبی پرسیدی. این مولود گرانمایه ای است در آخرالزمان. او مهدی این عترت پاک است. مهدی خاندان وحی و رسالت، برای او یبت و حیرتی است که گروهی در آن گمراه می گردند و گروههایی راه حق و هدایت را می یابند.
خوشا بحالت اگر او و زمان او را درک کنی... و خوشا بحال آنکه او را درک خواهند نمود.
3- و نیز ابوجارود از آن حضرت آورده است که روزی به من فرمود:
یا ابا الجارود! اذا دار الفلک و قال الناس: مات القائم او هلک. بای و اد سلک و قال الطالب: انی یکون ذلک و قد بلیت عظامه فعند ذلک فاجوه. فاذا سمعتم به فاتوه و لو حبواً علی الثلج.(157)
یعنی: ابو جارود! اگر روزگاری به گونه ای بود که مردم گفتند: قائم آل محمد(ص) از دنیا رفته یا به شهادت رسیده و یا سرنوشت او روشن نیست و دیگری گفت که: از کجا چنین چیزی خواهد بود... در همان اوج حیرت و ناامیدی و تردید مردم، شما به ظهور او امیدوار باش و هنگامی که خبر ظهور او را شنیدی به هر صورت ممکن حتی خزیدن بر روی برف و یخ بسوی او بشتاب!
در اینجا به همین مقدار از روایات رسیده از پنجمین امام نور علیه السلام پیرامون امام عصر علیه السلام بسنده می نماییم، بدان امید که در آینده بحث، برخی دیگر از روایات آن حضرت را در این مورد بیاوریم.

امام صادق علیه السلام و نوید از حضرت مهدی علیه السلام

سخن از امام صادق علیه السلام و نشر و شکوفایی دانش و فرهنگ در آن روزگار، نیازی به نوشتن کتاب جداگانه ای دارد چه بسا که اگر کسی بخواهد همه ابعاد شخصیت آن حضرت و وضعیت کامل عصر او را از نظر سیاسی و علمی و شرایط ویژه ای که در آن زمان به هم آمیخته بود، همه را ترسیم نماید، نیازی به نوشتن دائرة المعارف بزرگی خواهد داشت که ما در اینجا به گونه ای فشرده بدان شرایط اشاره می کنیم.
یک فرصت طلایی
درست اواسط حیات امام صادق علیه السلام بود که حکوت بیداد اموی به سرعت رو به اضمحلال و نابودی می رفت و رژیم عباسی در حال تأسیس و تشکیل بود. پیش از آنکه عباسیان پایه های رژیم فریبکارانه خویش را در شهرها، بویژه مدینه منوره استحکام بخشند، آن حضرت مجال و میدان بسیار مساعد و گسترده ای برای نشر علوم آل محمد(ص) یافت و توانست بر فراز منبر نیای بزرگش پیامبر(ص) برود. بر فراز منبری که میمونها و بوزینه های اموی بر روی آن جست و خیز می نمودند، همانگونه که پیامبر(ص) پیش از آن روزگار آن فاجعه را در خواب دیده و قرآن از آن سخن گفته بود.
و ما جعلنا الرویا التی اریناک الا فتنة للناس و الشجرة الملعونة فی القرآن.(158)
دانشگاه جعفری
این شجره ملعونه با انهدام رژیم پلید بنی امیه از هم پاشید و شجره طیبه خاندان وحی و رسالت فرصتی یافت تا میوه و بهره خویش را به بشریت ارزانی دارد.
امام صادق علیه السلام اندکی آزادی بیان و قلم بدست آورد و شرایط جاری او را یاری کرد تا بر فراز منبر پیامبر(ص) اوج گیرد و در همان مسجد و همان پایگاه توحید و تقوا، فقه، عقاید و دیگر رشته های علمی و فکری را به انبوه دانش دوستان، تدریس نماید؛ بگونه ای که رفته رفته هر روز مجلس درس آن حضرت با حضور چهار هزار نفر فقیه، محدث، مفسر و... تشکیل می گردید.
از کسانی که به افتخار کسب فیض و شاگردی آن حضرت نایل آمده و خود نیز بارها بدان اعتراف و افتخار هم نموده، ابو حنیفه، نعمان بن ثابت است.
او در اشاره به آن دو سال پر افتخار و پربرکت محضر امام صادق علیه السلام و بهره وری از دریای ژرف و گسترده دانش، بینش و معارف آل محمد(ص) از ششمین امام نور علیه السلام می گفت:
لو لا السنتان لهلک نعمان(159)
یعنی: اگر آن دو سال شاگردی امام صادق علیه السلام و فرا گرفتن علوم و معارف از آن حضرت بزرگوار نبود، نعمان، هلاک و گمراه شده بود.
و سرانجام از این دانشگاه پربرکت جعفری شخصیتهای بزرگ و شایسته کردار و درست اندیشی فارغ التحصیل شدند که جهان بشریت بوسیله آنان به شکوه و اقتدار رسید. شخصیتهایی چون: جابربن حیان نخستین شیمیدان جهان عرب و اسلام، هشام بن حکم و دیگر کسانی که با بر شمردن نام و نشان آنان بحث طولانی می شود.
و کار شکوه و عظمت علمی و فرهنگی دانشگاه جعفری به جایی رسید که تنها در مسجد جامع کوفه نهصد نفر اندیشمند و صاحبنظر در عقاید و مذاهب بحث و تدریس و سخنرانی می کردند و هر کدام هم گفتارشان به سرچشمه همیشه جوشان دانش حضرت امام صادق پیوند داشت.(160)
بدینسان امام صادق علیه السلام با این آمادگی اندیشه و فراهم بودن امکانات و زمینه مساعد فرصت مناسبی یافت تا انگشت روی آن نقطه حساس نهد و نقطه مورد نظر را بفشارد و از امام مهدی علیه السلام سخن گوید و از وجود گرانمایه او برای همه معتقدان و شیفتگانش، نویدها و بشارتها دهد و بصورتهای گوناگون از ابعاد مختلف شخصیت و قیام نقش عظیم او... بحث کند.
به همین دلیل هم هست که آن حضرت گاه از نام حضرت مهدی علیه السلام سخن می گوید و گاه از نسب بلند و پرافتخارش.
گاه از نشانه های ظهور او پیام داد و گاه از دوران حکومت سراسر عدل و مهرش و گاه در مورد دیگر مسایل و مطالبی که در این جهت دور می زند.
و اگر بگوییم که روایات رسیده از امام صادق علیه السلام در مورد حضرت مهدی علیه السلام از روایات سایر امامان معصوم علیهم السلام بیشتر است، سخن درست و سنجیده ای گفته ایم.
بعبارت دیگر: از هیچ یک از امامان اهل بیت علیهم السلام پیرامون امام عصر علیه السلام به مقدار روایات رسیده از امام صادق علیه السلام روایت دیده نشده است و دلیل آن، همان شرایط مساعد و جو آماده ای بود که برای آن حضرت فراهم شد.
روشن است که ما نمی توانیم همه روایات رسیده از آن جناب در مورد امام عصر علیه السلام را به دلیل محتوای غنی و شمار بسیار آنا در اینجا بیاوریم. این روایت را با رعایت تناسب در بخشهای مختلف کتاب خواهیم آورد و در این بخش بخاطر رعایت اسلوب بحث، تنها به ترسیم برخی از آنها بسنده می شود.
نمونه هایی از روایات
1- از آن حضرت آورده اند که می فرمود:
شعر:
ممم لکل اناس دولة یرقبونها مممم
ببب و دولتنا فی آخر الدهر تظهر(161)بببب
یعنی: برای هر گروهی، دولت و حکومتی است که انتظارش را می کشند و حکومت عادلانه و جهانی ما، در آخرالزمان پدیدار خواهد شد.
2- و نیز آورده اند که می فرمود:
من اقر بجمیع الائمة علیهم السلام و جحد المهدی کان کمن اقر بجمیع الانبیاء و جحد محمداً(ص) نبوته.
فقیل له: یابن رسول الله! فمن المهدی؟ من ولدک؟
قال علیه السلام : الخامس من ولد السابع، یغیب عنکم شخصه و لا یحل لکم تسمیته.(162)
یعنی: هر کس به همان امامان اهل بیت علیهم السلام ایمان آورد و مهدی آنان را نپذیرد، بسان کسی است که به همه پیامبران خدا ایمان آورده اما رسالت آخرین آنان محمد(ص) را انکار کرده باشد.
از او پرسیدند: ای پسر پیامبر! مهدی علیه السلام که از فرزندان شما خواهد بود کیست؟
فرمود: پنجمین امام از نسل پسرم موسی است. او از نظرها غایب می گردد و آوردن صریح نام مقدسش برای شما روا نیست.
3- ابو بصیر آورده است که خود شنیدم که امام صادق علیه السلام می فرمود:
ان سنن الانبیاء علیه السلام و ما وقع علیهم من الغیبات جاریة - و فی نسخة: حادثة - فی القائم منا اهل بیت حذو النعل، و القذة بالقذة.
فقلت له: یابن رسول الله! و من القائم منکم اهل البیت؟
فقال علیه السلام : یا ابا بصیر! هو الخامس من ولد ابنی موسی، ذلک ابن سیدة الاماء، یغیب غیبة یرتاب فیها المبطلون، ثم یظهره الله عزوجل، فیفتح علی یدیه مشارق الارض و مغاربها و ینزل روح الله عیسی بن مریم علیه السلام فیصلی خلفه و تشرق الارض بنور ربها و لا تبقی فی الارض بقعة عبد فیها غیر الله عزوجل الا عبدالله فیها و یکون الدین کله لله و لو کره المشرکون.(163)
یعنی: سنتهای جاری بر پیامبران خدا و در مسایل غیبی، بطور کامل و به همان صورت، در مورد قائم ما خاندان پیامبر، رخ خواهد داد.
گفتم: سرورم! قائم شما خاندان وحی و رسالت کیست؟
فرمود: او پنجمین امام از نسل پسرم موسی می باشد و فرزند سالار کنیزان عصر خویش است.
برای او غیبتی خواهد بود که باطل گرایان در موردش تردید می کنند. سپس خداوند او را ظاهر می سازد و به دست توانای او، شرق و غرب گیتی را می گشاید. روح خدا، عیسی بن مریم علیه السلام فرود آمده و به امامت او نماز می گذارد و زمین به نور پروردگارش نورباران می گردد.
در زمین هیچ نقطه ای نمی ماند که در آنجا غیر خدا پرستیده شود و دین همه اش از آن خدا می گردد و گرچه مشرکان را خوش نیاید، توحیدگرایی و دین حق، همه جا سایه گستر و حاکم می گردد.

امام کاظم علیه السلام و نوید از حضرت مهدی

شرایط حاکم بر زمان حضرت کاظم علیه السلام با شرایط سیاسی و اجتماعی عصر پدر گرانقدرش بسیار متفاوت بود؛ چرا که آن حضرت بخش مهمی از زندگی پربرکت خویش را در زندان استبداد و ارتجاع و به دور از مردم سپری کرد. و در حالی که رابطه او را با جامعه خویش قطع کرده بودند او در قعر زندانها و زیرزمینهای تاریک محبوس بود، در همانجا به عبادت خدا و راز و نیاز با محبوب و معشوق خویش، روزگار می گذرانید.
یکی، دو بار آن حضرت را از زندان آزاد کردند اما همواره تحت مراقتب شدید امنیتی قرار داشت تا باز هم به زندان بیداد باز گردانده شد و سرانجام بوسیله سم غدر و خیانت به شهادت نائل آمد.
با این بیان، روشن است که امکانات و آزادی آن حضرت، چه اندازه محدود بود و او تا کجا در فشار و تنگنا قرار داشت و طبیعی است که با این شرایط وحشتناک نمی تواند در مورد حضرت مهدی علیه السلام که رژیم عباسی از نام بلند او در هراس بود - بیان مشروح و روایات گوناگونی داشته باشد.
اما آن حضرت با همه محدودیتها، فشارها و فقدان فرصت و امکانات باز هم از حضرت مهدی علیه السلام نوید داد و فرهنگهای حدیثی و روایی از سخنان امام کاظم علیه السلام پیرامون محبوب دلها تهی نیست که ما برای نمونه، برخی از آنها را ترسیم می کنیم:
1- محمد بن زیا آورده است که :
از سالارم حضرت کاظم در مورد این آیه شریفه پرسیدم که می فرماید:
... و اسبغ علیکم نعمة ظاهرة و باطنة....(164)
یعنی:... و نعمتهای خویش را چه آشکار و چه پنهانی، به تمامی بر شما ارزانی داشته است...
امام کاظم علیه السلام فرمودند:
النعمة الظاهرة: الامام الظاهر و الباطنة: الامام الغائب.
فقلت: و یکون فی الائمة من یغیب؟
قال علیه السلام : نعم! یغیب عن ابصار الناس شخصه و لا یغیب عن قلوب المؤمنین ذکره و هو الثانی عشر منا.
یسهل الله له کل عسیر و یذلل له کل صعب و یظهر له کنوز الارض و یقرب له کل بعید و یبیر - ای یهلک - به کل جبار عنید و یهلک علی یده کل شیطان مرید.
ذلک ابن سیدة الاماء الذی تخفی علی الناس ولادته و لا یحل لهم تسمیته حتی یظهره الله عزوجل، فیلا الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت جوراً و ظلماً.(165)
یعنی: محمد! نعمت ظاهری، امام راستین است که آشکار است و نعمت باطنی و نهانی، امام غائب.
گفتم: سرورم! آیا از امامان دوازده گانه اهل بیت، کسی هم غائب می گردد؟
فرمود: آری! یکی از آنها که وجود گرانمایه اش از برابر دیدگان مردم نهان می شود، اما یاد و نام مقدسش از قلبهای مردم با ایمان غائب نمی گردد. او دوازدهمین ما می باشد.
خداوند هر کار مشکلی را برای او آسان و هر امر پیچیده و سختی را برای او رام می سازد.
گنجهای زمین را برای او آشکار و هر دوری را برایش نزدیک می کند. هر خودکامه کینه توزی را بوسیله آن حضرت نابود و هر شیطان سرکشی را بدست او به خاک هلاکت می افکند.
او فرزند سالار کنیزان عصر خویش است. ولادت او بر مردم مخفی می ماند و بردن نام گرامیش بطور علنی، ناپسند است تا خداوند او را فرمان ظهور و قیام دهد و آنگاه است که زمین و زمان را از عدل و داد پر می سازد، همانگونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است.
2- یونس بن عبدالرحمن آورده است که:
بر امام هفتم علیه السلام وارد شدم و گفتم:
یابن رسول الله! انت القائم بالحق؟
فقال علیه السلام : انا القائم بالحق و لکن القائم الذی یطهر الارض من اعداء الله و یملأها عدلا کما ملئت جوراً هو الخمس من ولدی، له غیبة یطول امدها خوفاً علی نفسه، یرتد فیها اقوام و یثبت فیها آخرون...
طوبی لیشعتنا المتمسکین بحبلنا - و فی نسخه: بحبنا - فی غیبة قائمنا، الثابتین علی موالاتنا و البراءة من اعدائنا. اولئک منا و نحن منهم، قد رضا بنا ائمة و رضینا بهم شیعة و طوبی لهم، هم - و الله - معنا فی درجتنا یوم القیامة.(166)
یعنی: سرورم! آیا شما قائم به حق هستید؟
فرمود: آری! من قائم به حق هستم اما آن قائمی که زمین را از دشمنان خدا پاک می سازد و آن را همانگونه که به هنگامه ظهورش از ستم و بیداد لبریز است از عدل و داد سرشار و مالامال می سازد، او پنجمین امام از نسل من است.
او به فرمان خدا و برای حفظ جان خویش، غیبتی طولانی خواهد داشت به گونه ای که گروههایی راه ارتداد در پیش می گیرند و گروهی در دین خدا و اعتقاد به امامت ثابت قدم می مانند.
آنگاه فرمود: خوشا به حال شیعیان ما! آنکه در عصر غیبت قائم ما به ریسمان ولایت و محبت اهل بیت چنگ زده و بر دوستی ما پایداری نموده و به بیزاری از دشمنان ما استوارند.
آنان از ما هستند و ما از آنان، آنان به امامت ما خشنودند و ما به پیروی آنان از اهل بیت پیامبر خویش.
راستی که خوشا به حال آنان! بخدای سوگند که آنان در روز رستاخیز با ما و در درجه ما خواهند بود.