فهرست کتاب


سلام بر مهدی

آیت اللَّه سید محمد کاظم قزوینی‏ ترجمه و تحقیق:علی کرمی و سید محمد حسینی‏

مقدمه

بنظر می رسد بهترین شیوه ورود به بحث در مورد امام مهدی علیه السلام ترسیم روایاتی است که از نیای گرانقدرش پیامبر، گاه به صورت سربسته و گاه مشروح! پیرامون شخصیت والا و پرشکوه او! وارد شده است، همانگونه که دیگر نویسندگان نیز بدینصورت وارد بحث شده اند.
در آغاز این بحث لازم به یاد آوری است که در این رابطه انبوه روایاتی که در منابع و کتابهای شیعه است ترسیم نمی گردد، چرا که، ایمان به امامت از نظر آنان از پایه های دین و مذهب شناخته شده و فردی که اصل امامت را معتقد بود، ناگزیر به امامت حضرت مهدی علیه السلام ایمان دارد و انبوه روایاتی که از اصل امامت و شمار امامان نور سخن دارد، تصریح می کند که دوازدهمین آنان حضرت مهدی علیه السلام است از این رو، ایمان به آن گرامی، از ایمان به اصل امامت، گسست ناپذیر از کل! و دوازدهمین آنان می باشد.

نمونه هایی از روایات وارده پیرامون امامان در منابع اهل سنت

انبوه روایاتی که در منابع و کتابهای اهل سنت پیرامون امامان دوازده گانه وارد شده است از نظر اجمال و تفصیل گوناگون است.
برخی از آنها تنها از شمار امامان نور، بدون بیان نام و نسب آنان سخن دارد
و برخی دیگر آنان را با نام و نسب و شمار معرفی می کند.
برخی سربسته از حضرت مهدی علیه السلام سخن می گویند.
و برخی صراحت دارند که آن حضرت، دوازدهمین امام نور است.
با این بیان برخی از روایات روشنگر برخی دیگر است.
سخن درست
سخن حق و درست در این مورد این است که به صراحت یادآوری کنیم که: این رویات، بسیار زیاد و فراتر از حد تواتر است و پیام آنها نیز صریح، روشن و غیر قابل خدشه است، بگونه ای که نه نقطه ابهامی باقی می گذارد و نه راهی برای بهانه جویی و ایراد و اشکال و اگر بخواهیم همه آنها را بیاوریم، هم سخن طولانی و خسته کننده می شود و هم از هدف اصلی کتابها باز می مانیم، به همین جهت تنها برای نمونه برخی از آنها - با بیان منابع و مصادر، به منظور آسان ساختن کار برای پژوهشگران حقیقت جو - در اینجا ترسیم می گردد.
الف: دسته اول:
دسته نخست روایاتی است که از امامان نور علیهم السلام بطور کلی و سربسته، پیام دارد، برای نمونه:
1- پیامبر گرامی می فرمود:
یکون لهذه الامة اثنا عشر خلیفة
یعنی: برای این امت دوازده امام و پیشوا خواهد بود.
این روایت را هم، امام احمد بن حنبل در مسند خویش از 34 طریق روایت کرده است و هم مسلم از علمای مورد قبول اهل سنت در صحیح خود آورده است.(44)
و نیز آورده اند که فرمود:
یکون اثنا عشر امیراً، فقال کلمة لم اسمعها فقال ابی: انه قال کلهم من قریش(45)
یعنی این امت دوازده امیر خواهد داشت... و همگی آنان از قریش اند
این روایت را منابع و مصادر ذیل آورده اند:
1- صحیح بخاری جلد 4، صفحه 146.
2- صحیح ترمذی جلد 2، ص 35.
3- مسند امام احمد بن حنبل جلد 5، ص 90.
4- تیسیر الوصول الی جامع الاصول جلد 2.
5- منتخب کنزالعمال.
6- تاریخ بغداد جلد 14، صفحه 353.
7- تاریخ الخلفاء صفحه 7.
8- ینابیع الموده صفحه 444.
9- المستدرک علی الصحیحین جلد 2، ص 2501.(46)
در منابع فوق، این روایت از امام حسن علیه السلام ، عبدالله بن مسعود، انس بن مالک، عمر و... روایت شده است و یاد آوری می گردد که نویسندگان این منابع همگی از ائمه و علمای مورد اعتماد اهل سنت هستند.
ب: دسته دوم:
دسته دوم از روایات بر خلاف دسته نخست که سربسته بیانگر این نکته بود که امامان پس از پیامبر دوازده نفرند و همگی از قریش، این دسته از روایات بطور روشن و گویا به بیان مشخصات امامان دوازده گانه پرداخته و آنان را با نام و نشان معرفی می کند.
1- قال رسول الله(ص): انا سید النبیین و علی بن ابی طالب سید الوصیین و ان اوصیائی بعدی اثنا عشر، اولهم علی بن ابی طالب و آخرهم المهدی.(47)
یعنی از پیامبر گرامی آورده اند که فرمود: من سالار پیامبرانم و علی سالار جانشینان پیامبران و جانشینان من دوازده نفر می باشند، نخستین آنان علی علیه السلام فرزند ابی طالب است و آخرینشان فرزندم مهدی علیه السلام.
2- و نیز فرمود:
ان خلفائی و اوصیائی و حجج الله علی الخلق بعدی اثنا عشر: اولهم علی و آخرهم ولدی المهدی، فینزل روح الله عیسی بن مریم، فیصلی خلف المهدی و تشرق الارض بنور ربها و یبلغ سلطانه المشرق و المغرب.(48)
یعنی جانشینان من و حجتهای خدا بر بندگان پس از من، دوازده نفرند. نخستین آنان علی بن ابی طالب است و آخرینشان پسرم مهدی است. (پس از ظهور او) عیسی بن مریم از آسمانها فرود آمده و به امامت او نماز می گذارد و زمین و زمان به نور پروردگارش روشن می گردد و حکومت مهر و عدل او، جهان را از شرق تا غرب زیر پوشش می گیرد.
3- و نیز از ابن عباس آورده اند که گفت: روزی مردی یهودی به نام نعثل آمد و به پیامبر گفت: ای پیام آور خدا! از اندیشه ای که در سینه دارم و در خاطرم خطور می کند می خواهم از شما بپرسم.
پیامبر(ص) فرمود: بپرس!
و او پرسید تا رسید به این مطلب که گفت: فاخبرنی عن وصیک من هو؟
یعنی: از جانشین خودت آگاهم ساز که او چه کسی است؟
چرا که پیامبری نیامده است جز اینکه جانشینی داشته است و جانشین پیامبر ما حضرت موسی یوشع بن نون است که خود موسی علیه السلام او را معرفی کرد.
پیامبر گرامی در پاسخ او فرمود: ان وصیی علی بن ابی طالب و بعده سبطای الحسن و الحسین تتلوه تسعة ائمة من صلب الحسین.
یعنی: حقیقت این است که جانشین بلافصل من علی بن ابی طالب است و پس از او فرزندانم حسن و حسین به ترتیب و پس از حسین علیه السلام امامان نهگانه از نسل حسین علیه السلام خواهند بود که از پی هم خواهند آمد.
مرد یهودی گفت: نام بلند و جاودانه آنان را برایم بیان فرما!
قال: یا محمد فسمهم لی!
آن حضرت فرمود: اذا مضی الحسین فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه محمد، فاذا مضی محمد فابنه جعفر، فاذا مضی جعفر فابنه موسی، فاذا مضی موسی فابنه علی فاذا مضی علی فابنه محمد، فاذا مضی محمد فابنه علی، فاذا مضی علی فابنه الحسین فاذا مضی الحسن فابنه الحجة محمد المهدی، فهؤلاء اثناعشر.(49)
یعنی: پس از شهادت حسین علیه السلام فرزندش علی و پس از او پسرش محمد و پس از او پسرش جعفر و پس از او پسرش موسی و پس از او پسرش علی و پس از او پسرش محمد و پس از او پسرش علی و پس از او پسرش حسن و پس از او فرزندش مهدی، اینان امامان دوازده گانه مردم و جانشینان بحق من می باشند.
آفت زدگان حق ستیز
اینها نمونه هایی از روایات صیح و روشن است که نه نقطه ابهامی می گذارد و نه جای بهانه جویی و تردید افکنی در مسأله امامت و شخصیت والای حضرت مهدی علیه السلام . مسلمانان نیک اندیش و ژرف نگری که از نظر اندیشه و عمل بر صراط مستقیم هستند و از نعمت اعتدال بهره ورند از این روایات در می یابند که منظور از امامان دوازدگانه در روایات پیامبر، همان امامان اهل بیت اند و نه دیگران، همانگونه که انبوه روایات بدان تصریح دارد، اما مبتلایان به بیماری عناد و کینه توزی و کسانی که راه و رسمشان حق کشی و باطل پروری است نه تنها در برابر حقیقت سر تسلیم فرود نمی آورند و شهامت و درایت حق پذیری را ندارند بلکه در همان حال که دلها و قلبهایشان آن حقیقت را باور داشته و بدان یقین دارد خود ظالمانه و برتری طلبانه حقیقت را انکار می نمایند.
به همین دلیل آنان را بسان غریقی خواهی دید که به هر خس و خاری چنگ انداخته و در این نقشه خائنانه اند که انبوه روایات صریح و روشن را از جهت و هدف و ظاهر و الفاظ خود، باز گردانیده و چنان بلایی بر سرشان بیاروند که از تطبیق به امامان اهل بیت باز دارند و به دیگران تطبیق دهند، با اینکه یقین دارند که شمار دوازده در این انبوه روایات، نه با سران بیدادگر و پلید اموی می سازد و نه با فریبکاران سیاهکار رژیم عباسی. اما چه باید کرد که بیماری مرگبار و گمراه کننده تعصب انسان را به هر جنایت و خیانتی وا می دارد و مبتلای به این آفت گمراه کننده کور و کر می گردد، نه از دروغ پردازی و تزویر روی گردان است و نه از فریبکاری و دجال گری.
چرا که تنها باز دارنده حقیقی انسان از انحراف و ارتجاع و خیانت دین صحیح و دینداری و دین باوری درست است، از این رو هنگامی که آن بازدارنده واقعی برداشته شد، انسان دیگر افسار گسیخته می شود و زبانش از هر قید و بند مسئولانه آزاد. آنچه هوای دل اوست انجام می دهد و بدون ذره ای شرم وحیا آنچه را دلخواه اوست می گوید. نه در برابر خدا احساس مسئولیت می کند و نه از سرانجام کار و کیفر خیانت خویش حساب می برد.
اگر ما بخواهیم این دیدگاه سخیف و ساختگی و این ادعای بی اساس و محتوا را آنگونه که می باید، میان تهی و ساختگی بودنش را انعکاس بخشیم، باید لیست سیاه و بلند بالایی از سردمداران جنایتکار و تباه پیشه دو رژیم بیدادگر اموی و عباسی تنظیم نمائیم. از عناصر پلید و تجاوزکار گرفته تا ملحد، خونریز، بدمست، شرابخوار، شناگر در حوض خمر، اهانت کننده به قرآن، بازدارنده از کارهای شایسته، مشوق و پیشتاز در زشتیها و پلیدیها و عناصر شهوت پرست در اسارت هوای نفس و...
آری! باید لیست سیاه اینها را بیاوریم، چرا که شما به هر کدام از این سردمداران پلید دست نهی، جز فاسق، فاجز، پرده حیا دریده، برده آزاد شده و بی اصل و نسب، نخواهی یافت. در این صورت است که کتاب از موضوع اصلی خود خارج و به پرونده های سیاه و تیره و تاری، از زندگی ننگبار عناصر ضد اسلام و ضد انسانیت که سوگمندانه عنوان خلاف اسلامی را نیز، یدک می کشند، تبدیل خواهد شد.
براستی آیا اینان، امامان دوادزده گانه ای هستند که پیامبر نوید آنان را به بشریت داد؟ باید هزاران بار گفت: هرگز؟ و میلیونها مرتبه پاسخ داد: نه!... هرگز امکان ندارد که پیامبر پاک و پاکیز پرشکوه و مقدسی چون محمد(ص) این پلیدان آلوده و زشت کردار را به نمایندگی خویش برگزیند و این جنایت کاران فاسق و بدکار را جانشین خویش سازد.
قداست منزلت و عظمت مقام او بسیار فراتر از این است که این عناصر ریاکار و آلوده، جانشین او باشند، چرا که پیامبر گرامی را جز پاکان و پاکیزگان نمی توانند نمایندگی کنند. تنها کسانی می توانند او را نمایندگی کنند که خداوند آنان را به لطف خویش از همه پلیدیها پاک و آنگونه که خود می پسندد پاکیزه ساخته باشد...
کسانی که پاکتر از آسمان صاف و نسیم لطیف و دل انگیز بهاری اند، بزرگ مردانی که شریف ترینهای روی زمین اند و شایستگان عصرها و نسلها کسانی که زندگی سراسر افتخار و شکوهشان لبریز از ارزشها و نور باران از قداست ها و فضیلتها بود به گونه ای که بر هیچ عیب جویی در سراسر زندگی آنان نقطه ای برای چون و چرا بود و نه برای استهزا کنندگان بهانه ای برای تمسخر و اشاره و...
انسانهای والایی که نسخه هایی مانند اصل بودند و پیامبر پرشکوه اسلام را در ابعاد گوناگون دانش و حکمت، ورع و تقوا پارسایی و بندگی خدا و دیگر صفات و ویژگیهای برجسته اش، براستی نمایندگی نمودند.
بزرگ مردانی که از سرچشمه دانش پیامبر سیراب گشته و از آب گوارا و زندگی بخش حکمت و بینش او نوشیدند و در شاهراه هدایت او از پی او گام سپردند. اینانند که سزاوارترین مردم به او و نزدیکترین و عزیزترین انسانها به پیامبرند. اینان خاندان پاک و اهل بیت گرامی اویند که قرآن در آیات بسیاری آنان را ستوده و پیامبر در موارد و موقعیتهای گوناگونی آنان را به عنوان جانشینان خویش به مردم معرفی کرد... اما با کسانی که به جمود فکری و تعصب کور گرفتارند، چه می توان کرد؟
با کسانی که نه به منطق استوار، اعتراف می کنند و نه دلایل محکم، سودشان می بخشد و نه براهین قانع کننده را، به دلیل مرگ وجدان و مسخ شخصیت، می پذیرند؟
و چنانند که اگر هر نشان حقانیت و معجزه ای بیاوری ایمان نمی آورند، با اینان چه باید کرد؟
حقگرایان
در برابر این گروه متعصب و گرفتار آفت جمود و افراطکاری، انبوه انبوه انسانها بوده و هستند که وجدان آنان آلوده نشده و اندیشه و فکرشان از باروری و بالندگی باز نیایستاده و احساساتشان را از دست نداده اند. در برابر حق و عدلت به هنگامی که آشکار گردد خضوع می کنند و خودپرستی و خود بزرگ بینی را دور می اندازند و از کسانی نیستند که مشمول این آیه قرآن گردند که می فرماید:
اخذته العزه بالاثم.(50)
یعنی: غرور و خودپرستی او را به گناه و بدکاری برانگیزد.
آری! انبوه مردم اینگونه اند، ولی فاجعه بزرگ فاجعه این گروه متعصب و افراطکار و حق ستیز است و این آفت هستی سوز و انحطاط آفرین است که از چهارده قرن پیش تاکنون جامعه اسلامی بدان گرفتار است.
بازگشت به بحث
... سخن در روایاتی بود که از پیامبر گرامی رسیده و بیانگر نام و نشان و شمار و نسب امامان اهل بیت علیهم السلام است و حق ستیزان در نقشه تأویل ناروای این روایات اند تا به امامان نور تطبیق نکند.
ما بر این باوریم که روایات مورد اشاره، هیچ نیازی به تأویل ندارد چرا که پیامبر گرامی با این روایات پرده های ابهام را کنار زده و حقیقت را آشکار ساخته و آنچه لازم و شایسته می نمود همه را به صراحت بیان فرموده است. هرگز از پیامبر فرزانه ای، عاقلانه و حکیمانه نیست که از امامان پس از خویش مبهم و نامشخص خبر دهد، چرا که اینگونه سخن گفتن با بلاغت و حکمت ناسازگار است.
و مطلب در این مورد شرح و تفصیل می طلبد، نه اجمال و ابهام. چرا که موضوع مورد بحث یک موضوع استراتژیک و در نهایت حساسیت و اهمیت است و با سرنوشت اسلام و جامعه اسلامی و رهبری آن مرتبط است.
نمونه ای از روایات
به هر حال اینک که بحث به اینجا رسید لازم است که برخی از روایاتی که از پیامبر گرامی پیرامون امام مهدی علیه السلام بصورت صریح و روشن آمده است و آنها را تحت عنوان دسته دوم از روایات قرار دادیم منعکس گردد. با آگاهی بر اینکه روایت مورد اشاره در کتابهای شیعه و اهل سنت بسیار است و به دلیل حجم آنها بررسی و انعکاس همه آن روایات امکان پذیر نیست و شمارش آنها نیز مشکل است.
علامه و پژوهشگر پرتلاش معاصر آیت الله صافی - دامت برکاته - بیش از 80 روایت از منابع شیعه و سنی از این دسته روایات آورده است و خاطرنشان ساخته است که اینها جز شماری ناچیز نیست. اینک نمونه های دیگری از روایات:
4- از سهیل بن سعد انصاری آورده اند که می گوید:
از فاطمه علیهاالسلام دخت گرانقدر پیامبر(ص) در مورد امامان نور پرسیدم، پاسخ داد: پیامبر خطاب به علی علیه السلام در این مورد فرمود:
علی جان! تو امام و پیشوای راستین پس از من هستی و نسبت به جامعه با ایمان و مسلمان از خودشان سزاوارتر،
پس از تو فرزندت حسن
و پس از او فرزندت حسین
و پس از او فرزندش علی بن الحسین
و پس از او فرزندش محمد باقر
و پس از او فرزندش جعفر صادق
و پس از و فرزندش موسی
و پس از او فرزندش علی بن موسی
و پس از او پسرش محمد
و پس از او پسرش علی
و پس از او پسرش حسن
که هر کدام نسبت به دین و دنیای جامعه، از خود ایمان آورندگان زیبنده ترند.
و آنگاه فرزندم مهدی است که امام جانشین من خواهد بود و نسبت به امور و شئون مؤمنان از خودشان سزاوارتر است. خداوند بوسیله او مشرقها و مغربهای زمین را فتح می کند.
آری علی جان! اینان امامان راستین و زبانها صداقت و درستی اند. هر کس اینان را یاری کند، پیروز و رستگار است و هر کس آنان را در نقش عظیمشان تنها گذارد در سخت ترین شرایط به حال خود واگذاشته می شود.(51)
5- و نیز از سلمان آورده اند که: پیامبر گرامی برای ما خطبه خواند و فرمود: هان ای مردم! من بزودی بسوی ملکوت پر می کشم و از میان شما می روم. اینک شما را در مورد خاندانم به نیکی سفارش می کنم.
مردم! از بدعت سازی و بدعت پذیری بر حذر باشید، چرا که هر بدعتی گمراهی است و هر گمراهی در آتش دوزخ.
مردم! هر کس از شمایان، خورشید را از دست داد به ماه تمسک جوید و هر کس ماه را از دست داد به خورشید و ماه روی آورد و هر کس آن دو را از دست داد به ستارگان فروزان پس از من.
این سفارش من بر شماست و از خدا بخشایشگر برای خود و همه شما آمرزش می طلبم.
سلمان افزود: هنگامی که پیامبر(ص) از منبر فرود آمد، من او را تا خانه بدرقه کردم و گفتم: ای پیامبر خدا! شما فرمودید: هنگامی که خورشید جهان افروز را از دست دادیم به ماه تمسک جوییم و هنگامی که ماه نورافشان را از دست دادیم به دو آفتاب و ماه و پس از آن دو به ستارگان فروزان. سؤال من این است که منظور از خورشید و ماه و دو آفتاب و ستارگان فروزان چیست؟
پیامبر(ص) فرمود: منظور از خورشید پیامبر شماست و منظور از ماه علی علیه السلام و منظور از دو آفتاب و ماه، حسن و حسین و منظور از ستارگان فروزان امامان نهگانه از نسل حسین اند.
بنابراین هنگامی که مرا از دست دادید به علی تمسک جویید و هنگامی که ماه را از دست دادید به دو خورشید و ماه، حسن و حسین و پس از آن دو، به امامان نهگانه از نسل حسین علیه السلام یکی پس از دیگری... که آخرین آنها فرزندم مهدی است.
آنگاه فرمود: اینان جانشینان من هستند، پیشوایان درست اندیش و نیک کرداری که شمار آنان به شمار فرزندان یعقوب و حواریون عیسی علیه السلام است.
سلمان می فزید: گفتم: در این فرصت، نام آنان را برای من بیان فرمایید.
که فرمود: نخستین آنان و سالارشان علی است و دو فرزندان او حسن و حسین و آنگاه زین العابدین، محمد باقر، جعفربن محمد و فرزندش کاظم همنام موسی بن عمران و فرزندش علی که در سرزمین خراسان به شهادت می رسد. آنگاه فرزندش محمد و دیگر علی و حسن و حجت خدا، همو که در پس پرده غیبت انتظار دریافت فرمان قیام می کشد....
اینان خاندان من هستند و از خون و گوشت من. دانش آنان دانش من است و فرمانشان فرمان من است. هر کس با اذیت و آزار آنان، مرا بیازارد، خداوند او را به شفاعت من نائل نخواهد ساخت. (52)
آری! خواننده گرامی، پس از این انبوه روایاتی که نه تنها ترسیم همه آنها امکان پذیر نیست؛ که شمارش آنها نیز مشکل می نماید، شما به پیام روشن آنها پی خواهید برد و در خواهید یافت که پیامبر گرامی بر این موضوع عقیدتی در مناسبتهای گوناگون پافشار می نمود تا حجت را برای مردم تمام کند و آنان در روز رستاخیز در پیشگاه خدا بهانه ای نداشته باشند.

نشانه های امام مهدی علیه السلام