فهرست کتاب


عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه

نصرت الله جمالی

عوامل دوری از رحمت خدا

تمام این گروه های مذکور از امت هایی هستند که به لحاظ فساد، تمرد، نافرمانی، عدم بازداری از دشمنی با حق یا ترک امر به معروف و نهی از منکر و ایذای پیامران و مخالفت با قوانین حق، سرانجامشان نابودی و نیستی بود که در بحثهای گذشته اشاره گردید لذا در مجموع می توان گفت:
عواملی که باعث می شود جامعه از رحمت الهی دور شود دو چیز است:
1 - فساد و گناه .
2 - ترک امر به معروف و نهی از منکر.
وقتی جامعه دچار گناه و فسق و فجور شد جایی برای ظهور حق نمی ماند، باطل جامعه را فرا می گیرد که بر می گردد به بحث گذشته، باید از عواملی پیشگیری نمود که باطل را در جامعه رواج و زمینه سقوط حق را فراهم می کند، نباید برنامه های ما حالت تدافعی داشته باشد.
امام علی علیه السلام: فمن أمر بالمعروف شد ظهور المؤمنین فمن نهی عن المنکر و أرغم أنوف المنافقین (526) هر که امر به معروف کند پشتیبانی از مؤمنان نموده و هر کس نهی از منکر کند، بین منافقان را به خاک مالیده است.
در صدد نیستیم تا درباره امر به معروف و نهی از منکر بحث کنیم بلکه فقط به اهمیت آن می پردازیم، زیرا درباره امر به معروف و نهی از منکر کتابهای گوناگونی نگاشته شده و در کتب فقهی هم شرایط آن آمده است.
در روایاتی امر به معروف خود یکی از انواع جهاد ذکر شده که دیدیم ترک جهاد یکی از عوامل سقوط حکومت و انقراض امت ها می باشد. امام علی علیه السلام درباره ارزش امر به معروف و نهی از منکر در خطبه ای پا را از این فراتر نهاده و می فرماید: و ما أعمال البر کلها و الجهاد فی سبیل الله عند الامر بالمعروف و النهی عن المنکر الا کنفثة فی بحر لجی (527) همه اعمال نیکو و جهاد در راه خدا روی هم در مقابل امر به معروف و نهی از منکر همچون انداختن یک تف - آب دهان - در دریای مواج است - دریای مواج همان اقیانوس است. -
این بیان مولی علیه السلام کارایی بالای امر به معروف را در طوفان به پا کردن، در مقابل باطل می رساند.
بنابراین جایی که ترک جهاد جامعه را به نابودی بکشاند معلوم است که ترک امر به معروف و نهی از منکر، جامعه بر پایه ایمان را به چه جایی خواهد کشاند. حال به دور شدن جامعه از رحمت الهی بپردازیم که حضرت امیر علیه السلام می فرماید:
1 - وقتی جامعه یا فرد از رحمت خدا دور شد، دیگر دعاهایش هم به اجابت نمی رسد: لا تترکو الامر بالمعروف و النهی عن المنکر فیولی علیکم شرار کم ثم تدعون فلا یستجاب لکم (528) امر به معروف و نهی از منکر را ترک نکنید که بدکارانتان بر شما تسلط پیدا می کنند - قدرت از دست مؤمنان خارج می شود - و آنگاه که دست به دعا بر می دارید- تا خدا شر آنان را از شما بردارد، - دعایتان به اجابت نمی رسد.
2 - ترک امر به معروف و نهی از منکر و گناهکاری عامل دوری از رحمت خدا می شود: فان الله سبحانه لم یلعن القرن الماضی بین أیدیک الالترکهم الأمر بالمعروف و النهی عن المنکر فلعن الله السفهاء لرکوب المعاصی و الحلماء لترک التناهی (529) خداوند که منزه و پاک است پیشینیان را از رحمت خود دور نکرد مگر به خاطر اینکه امر به معروف و نهی از منکر را ترک نمودند. پس خداوند سفیهان را به جهت اینکه بر مرکب گناهان سوار شدند و خردمندان را بدان سبب که نهی از منکر نکردند از رحمت خود دور گردانید.
بنابراین باید گناهکاران را با تبلیغات روز و روش های مدرن تبلیغاتی، روانی از نا آگاهی و توطئه های شیاطین بیرون آورد و خردمندان را به احساس مسؤولیت وا داشت. باید عواملی را که باعث می شود تا امر به معروف و نهی از منکر در جامعه صورت نگیرد از بین برد، آن عوامل عبارتند از:
1 - نا آگاهی عمومی نسبت به این وظیفه موج افکن در مقابل شیاطین.
2 - سلب مسؤولیت از طرف آگاهان به این وظیفه الهی.
3 -ترس از عواقب دنیایی امر به معروف و نهی از منکر، از قبیل: مرگ زودرس و کم شدن رزق و روزی.
در پایان بحث به بیان استاد مطهری ره بسنده می کنیم:
قرآن درباره ضرورت امر به معروف و نهی از منکر بسیار سخن گفته است، از یکی از این آیات صریحاً استنباط میشود که ترک این فریضه بزرگ در هلاکت و انهدام یک قوم مؤثر است و آن آیه 79 از سوره مائده است که یکی از علل دور افتادن کافران بنی اسرائیل از رحمت خدا را باز نداشتن یکدیگر از منکرات یعنی ترک نهی از منکر ذکر کرده است: کانو لا یتناهون عن منکر فعلوه لبئس ما کانوا یفعلون ، یکدیگر را از ارتکاب منکرات نهی نمی کردند و چه بد می کردند.(530)

در خاتمه امید است با بهره جستن از قرآن و نهج البلاغه بتوانیم جامعه ای بسازیم که مورد لطف و عنایت حضرت حجة ابن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشریف باشد و برقرار و سرزنده و شاداب با اجرای احکام خداوند متعال باقی بماند. حفظ و نگهداری نظام مقدس با انسجام همگانی، وحدت کلمه، اطاعت از ولی امر جامعه، پرهیز از تفرقه، دشمنی و عناد بین آحاد ملت و عوامل مذکور دیگر ممکن است.
با درود به روح پر فتوح شهدا و امام شهیدان خمینی بت شکن.
و آخر دعوانا: ان الحمد لله رب العالمین
و سلام علی المرسلین
و صلی الله علی محمد و آل محمد.


...................) Anotates (.................
1) دخان، 37. در این آیه ان علت و سبب را می رساند.
2) اعراف، 136. اصل در فاء عطف، ترتیب و تعقیب است ولی معنای سببی از آن منشعب شده است. (مبادی العربیه، ج 4 ص 365.) لذا معنای معلولیت و نتیجه را از آن در آیات استفاده کرده ایم. ترجمه الاتقان فی علوم القرآن ص 574 بحث فاء.
3) سوره سجده، 22.
4) سنت های تاریخ در قرآن ص 167و 166.
5) نهج البلاغه صبحی صالح و فیض الاسلام کتاب 76.
6) تیز کردن: سن السکین: چاقو را تیز کرد.
- گاز گرفتن: سن البعیر الناقة: شتر، ناقه را گاز گرفت.
- ریختن: سن الماء: آب را ریخت.
- نقاشی و تصویر کشی: سن الشی: به تصویر در آوردن.
- نصب کردن: سن الرمح: سنان را بر سر نیزه نصب کرد.
- آراستن: سن القول: سخن را آراست.
- مسواک زدن: سن الاسنان: دندانها را مسواک زد.
- پیمودن: سن الطریق: راه را پیمود، در آن راه می رفت.
- زمینی که گیاهان آن را خورده باشند: مسنونة.
- سرزمینی که رمل مرتفع و بلندی داشته باشد: سنینة، جمع آن سنائن.
- راندن به تندی: سن الابل: شتر را تیزد برد یا به تندی راند.
- تیز شده: مسنون.
- نرم و لطیف و صیقلی شده: مسنون.
- مرد چهره بلند و بینی کشیده: رجل مسنون الوجه.
- دندان: سن، جمع آن اسنان.
- عمر: سن، جمع آن اسنان.
- (اقرب الموارد، مفردات، راغب، مقائیس اللغه، المنجد. ماده س ن ن)
7) ج 3 ص 79.
8) المیزان ج 9 ص 75.
9) المیزان ج 4 ص 31.
10) تفسیر الکبیر، ج 9 ص 11
11) مفردات ماده سنن.

12) مجمع البحرین، ج 6، ماده سنن.
13) مقاییس اللغه، ج 3 ص 161.
14) اقرب الموارد، ج 1 ص 550.
15) چند کتاب درباره سنت های خداوند متعال به رشته تحریر در آمده که در زمینه خود قابل استفاده محققان می باشد: سنت هااز دیدگاه قرآن از مسیح مهاجری .- سنت های اجتماعی در قرآن از احمد حامد مقدم .- سنت های تاریخ در قرآن از شهید صدر، ترجمه دکتر سید جمال موسوی اصفهانی.
16) مفردات، ص 23.
17) مقاییس اللغة ا. م. م.
18) سوره بقره، آیه 213.
19) رعد، 30
20) آل عمران، 104.
21) قصص، 23.
22) هود، 48.
23) نحل، 120.
24) انعام، 38.
25) زخرف، 23.
26) یوسف، 45.
27) هود،8.
28) اشاره به یاداشت مرحوم دکتر علی شریعتی از امت است.
29) غافر، 5.
30) اعراف، 160.
31) اعراف، 168.
32) اعراف، 159.
33) بطور خلاصه ای از مجموع آیات مذکور و مانند آن امت را مفسران در معانی ذیل به کار برده اند:
- دین یا روش
- برهه ای از زمان.
- گروهی که در انجام کاری مشترک هستند یا در امری اتحاد دارند.
- جمعیت و گروه و جامعه چه انسانی و چه غیر انسانی.
همه نظرهایی که ما آورده ایم در این معانی مشترکند و در معانی ذیل فرق می کنند.
- اتفاق بر مذهب فطری.
- زمان طولانی.
- به تنهایی جماعتی بودن.
- گروهی از علما، اهل بیت پیامبر (ص)، بهترین دینداران.
- انسان بی بدیل و بی نظیر
با توجه به برداشت خود که قبلاً در بحث امت در قرآن آورده ایم نیازی به برخورد با آرای عنوان شده در این بخث نیست. فقط نظرهای آنان را در حاشیه بحث می آوریم تا برای محققان بهتر قابل دسترسی باشد و خود به برترین نظریه بنگرند.
علامه طباطبایی - المیزان -:
- 213 بقره در اولین اجتماع یک امت بوده است. (ج 2 ص 111)
- 38 انعام: جماعتی از مردم اند که قصد واحدی آنان را به هم پیوند می دهد مثل یک دین یا یک سنت یا زمان واحد، مکان واحد. اصل در معنای ام قصد است در اینجا یک قصد اظطراری یا اختیاری است که افراد آن جمع مقصد را قصد می کنند. (ج 7 ص 73 - 72)
- 160 اعراف: فرقه و جماعت، در آیه قبل آن من قوم امة یهدون الی الحق را می فرماید بعید نیست منظور پیامبران بعد از موسی دربنی اسرائیل باشند (ج 8 ص 285).
- 48 هود: امت ها منظور امم درستکاری می باشند که اصحاب سفینه بوجود می آیند و همچنین از امم سایر جانداران همراه نوح. (ج 10 ص 241- 240).
- 45 یوسف: در اصل به جماعتی گویند که هدفی را دنبال می کنند و بیشتر برای جماعت انسان کاربرد دارد ولی در این آیه برای مجموعه ای از سالها آمده که مدت نسیان را می رساند. (ج 11 ص 188).
- 120 نخل: فرد قائم مقام جماعت در عبادت اعتقادست - یعنی همان نظر راغب را برگزیده است. (ج 12 ص 368).
- 23 زخرف: مواد از امت، دین است. روشی که آهنگ آن می کنند. (ج 18 ص 93).
- درباره آیه 23 قصص نظری ارائه نفرموده است.
طبرسی - مجمع البیان -، - جوامع الجامع -:
- 213 بقره: در اینجا روش و دین معنا می دهد ج 1 -2 ص 543.
در جوامع الجامع بر فطرت متفق بوده از ج 1 ص 116).
- 38 انعام: امم را اصناف گرفته است.
- 160 اعراف: بنی اسرائیل را 12 فرقه که هر یک از اولاد یعقوب بوده اند (12پسر یعقوب). (ج 3- 4 ص 754).
(در جوامع الجامع 159 توبه کنندگان از از بنی اسرائیل گرفته و آیه 160 را جماعت زیاد گفته است. ج 1 ص 7 - 476).
- 48 هود: جماعت زیادی که بر روش واحد هستند. (ج 5 - 6 ص 255).
(در جوامع الجامع جمعیت ها ج 2 ص 149).
- 45 یوسف: دوره از زمان، زمان طولانی. (ج 5 ص 364).
(در جوامع الجامع همین نظر را آورده است).
- 120 نخل: معنای آن اختلاف است بالفظ قیل: (گفته شد) اقوال دیگران را آورده است.
- پیشوا و معلم برای خبر.
- چون قوام امت به ابراهیم است به او امت گفته شده.
- بر عمل امتش قیام کرده است.
- چون در زمان خودش تنها موحد بوده است. (ج 5-6 ص 603).
(در جوامع الجامع، به تنهایی امتی از امت هاست چون در صفات خیر به کمال رسیده بود و نقل قول از مجاهد که در عصر خود تنها موحد و مردم کافر بودند و قول قتاده، او پیشوا و هبری است که به او اقتدا می شود. ج 2 ص 312).
- 23 قصص: جماعت. (ج 7-8 ص 387).
در جوامع الجامع، جمعیت زیاد، ج 3 ص 214).
- 22 زخرف (و 23 زخرف): روش و طریقه. (ج 9 - 10 ص 68).
ابن کثیر - تفسیر القرآن العظیم -:
- 213 بقره: روش و شریعت با نقل قول از ابن جریر طبری و تفسیر مأثور. (ج 1 ص 257).
- 38 انعام: از قول مجاهد: اصناف معنا کرده است.
- 160 اعراف: با ارجاع به آیه 136 بقره جماعت گرفته است. (ج 1 ص 193).
- 48 هود: امم با نوح را، مؤمنین معنا کرده است. (ج 2 ص 464).
- 45 یوسف :مدت. (ج 2 ص 498).
- 120 نحل: امامی که به او اقتدا می شود. (ج 2 ص 612).
- 23 قصص: جماعتی. (ج 3 ص 395).
- 23 زخرف: دین. (ج 4 ص 136).
جامع البیان فی تفسیر القرآن طبری:
طبری درباره این واژه می گوید: امت در اصل به جماعتی گفته می شود که دارای دین واحد باشند. گاهی برای دلالت بر معنای دین و شریعت استفاده می کنیم این امر بخاطر آن است که واژه امت بر دین دلالت می نماید همچنانکه خداوند فرموده است: ولو شاء الله لجعلکم امة واحدة... که مقصود پیروان دین واحد می باشد. ابن عباس نیز در تاویل کلام خداوند کان الناس واحدة امة واحدة... مردم پیرو دین واحدی بودند تا اینکه فرقه فرقه شدند...
عده ای دیگر معتقدند که تأویل آیه چنین می باشد: آدم علیه السلام در راه حق بعنوان امام فرزند خود بود. سپس خداوند انبیا را از میان فرزندان او مبعوث کرد. بنابراین این معنای امت را به اطاعت از خداوند دعوت به یکتا پرستی و پیروی از امر خداوند توجیه کرده اند همانطور که در کلام خداوند: ان ابراهیم کان امة فانتا لله حنیفا، منظور از امت که به ابراهیم اطلاق شده است، به امامت و پیشوایی در خبر می باشد و دیگران به او اقتدا نمود، از او پیروی می کنند...
فلانی یک امت است...بخاطر آنکه شخص مذکور بدلیل مردم به سوی اخلاق خیر سبب اجتماع آنها شده است، به او امت گفته شده است، بنابراین چون آدم علیه السلام سبب اجتماع فرزندانش بر دین خویش تا زمان پراکنده شدن آنها بود به وی امت اطلاق شده است. (جامعه از دیدگاه نهج البلاغه ص 79- 78)
بحارالانوار علامه مجلسی قدس سره:
1- جماعت و گروه:
بحار در روایتی که از پیامبر اکرم آورده می فرماید: کل امة اربعماة امة هر امتی 400 امت است. به عبارت دیگر یک امت به چهار صد امت تقسیم می شود. یا رجوع و مأجوج که دو طایفه هستند در روایت هر کدام را یک امت بحساب آورده است. (بحارنوار، ج 6 ص 297).
2- دین:
درباره آیه زخرف: انا وجدنا اباءنا علی امة و انا علی آثار هم مقتدرن از نامه مأمون آورده است که امت در این آیه یعنی: دین. (بحارا الانوار، ج 49 ص 214).
3- رایت و پرچم در امور خیر:
درباره آیه 120 نحل: ان ابراهیم کان امة... از ابن عباس آورده است معنای امت در اینجا علم و پرچم در امور خیر است یعنی ویژگی ابراهیم انجام امور خیریه می باشد و این مطلب او را سر آمد قرار داده است به عبارت دیگر ویژگی برجسته حضرت ابراهیم که او را امت قرار داده امور خیری است که از او سر می زد. و درباره آیه 181 اعراف: ممن خلقنا امة یهدون بالحق... از آنکه امتی آفریدیم هدایت به حق می کنند. از ابو معاویه الضریر از اعمش از مجاهد، از ابن عباس آورده است. و ممن خلقنا امة «یعنی من امة محمد» یعنی علی بن ابی طالب یهدون بالحق یعنی بعد از توای پیامبر! علی به حق دعوت می کند و به یعدلون بعد از تو در خلاف، أمة در این آیه نیز بعنوان علم پرچم و نشانه در خیر استفاده شده است. مثل آنچه درباره ابراهیم گفته شد. (بحارانوار، ج 35 ص 400).
4- اهل بیت پیامبر اسلام:
کنتم خیر أمة...
از جابر، از امام محمد باقر علیه السلام: خیر امه یعنی اهل بیت النیی (ص) از ابو حمزه از امام محمد باقر علیه السلام نحن هم امة ما هستیم. ان هذه امتکم امة واحدة... از ابی جارود از امام محمد باقر علیه السلام قال آل محمد: امت شما امت واحده ای است منظور آل محمد صلی الله علیه و اله می باشد.
طبرسی گفته منظور از آیه مذکور. دین است. مجلسی می گوید: تأویل امت، ائمه علیهم السلام هستند. (بحار الانوار ج 24، ص 155.)
همانطور که در اول بحث درباره امت نظر خود را عرضه کردیم نیازی به بررسی مجدد نیست و با دقت در آن مطالب به این نتیجه می رسیم که بغضی از مفسران در بیان مطالب خود در مواردی متأسفانه بطور سطحی اظهار نظر کرده اند و بعلاوه اگر مطلبی از دیگری آورده اند منبع خود را ذکر نکرده اند ولی از عبارت معلوم است که نظر دیگران استفاده کرده است.

34) جامعه از دیدگاه نهج البلاغه، ص 88
35) منبع پیشین، ص 89.
36) همان منبع، ص 90.
37) گمان نمی رود اینجا تواضع یعنی فروتنی باشد بلکه پذیرش حالت دشمنی با شیاطین در اینجا صحیح به نظر می رسد یا خود را در وضعیت دشمنی با شیطان قرار دادن. ما به لحاظ امانت در نقل قول عین نوشته کتاب را آوردیم.
38) همان منبع، ص 93 و 94

39) نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه ج 3 ص 60 - 59، محمدباقر
محمودی، چاپ بیروت.
40) سوره حجرات آیه 11
41) مفردات راغب لغت قوم همین معانی را بسط داده است. نظر راغب که آن را برای گروهی از مردان آورده درست نیست بلکه قوم، زن و مرد را شامل می شود.
42) جامعه از دیدگان نهج البلاغه، ص 69 برای توضیح بیشتر به آن کتاب مراجعه شود.
43) سوره ص آیه 13 - 12.
44) جامعه از دیدگاه نهج البلاغه، ص 73 - 70
45) نهج البلاغه جامعه مدرسین نامه، ص 28، ص 123
46) کم اهلکنا من قریة...قتلک مسکنهم...چه بسا قریه ای را نابود کردیم اهل آن زندگی را کامرانی گرفته بود پس آن است مساکن آنان که پس از ایشان افراد اندکی آنجا ساکن شدند.
47) مفردات ماده ق، ر، ی.
48) زخرف، 31 تفسیر ابن کثیر ج 4 ص 137.
49) المیزان ج 16 ذیل آیه 59 قصص.

50) کهف، 59. مفردات راغب ماده ق، ر، ی.
51) یوسف، 82.
52) فرهنگ جامع غربی فارسی احمد سیاح و القرب الموارد ماده ق، ر، ن،
53) قاموس قرآن، ج 5 ماده ق، ر، ن.
54) تفسیر القرآن الکریم جلد 4 ص 172 -171.
55) ج 1، ص 367.
56) همان، ج 3، ص 73.
57) فرقان، 38.
58) نهج البلاغه، صبحی، ص 263، خطبه 182.
59) نهج البلاغه صبحی، ص 290.
60) قاموس قرآن ج 5 ماده ق، ر، ص. فرهنگ لغات قرآن بااندک تفاوت و ادامه آمده ؛ مقراض آلت بریدن است. مفردات راغب ماده فجو، قرض. صاحب قاموس می توانست معنای بهتری برای آیه بیاورد. فجو یعنی جای وسیع. در اینجا منظور: کف غار پهن و گسترده بود که برای خوابیدن و جا به جا شدن یاران غار مشکلی پیش نمی آمده است.
61) اقرب الموارد، المنجد و المعجم الوسیط و...
62) مفردات راغب، ماده هلک

63) جاثیه، 24
64) قصص، 88.پ
65) غافر(مومن)،34.
66) فرهنگ لغات قرآن، ماده هلک.
67) قاموس قرآن. ماده هلک.
68) نهج البلاغه، صبحی صالح، ص 436.

69) مفردات راغب. ماده دمر.
70) ج 2 ص 321.
71) فرقان، 36.
72) مؤمنون، 48.
73) فرقان، 39.
74) مفردات ماده تبر، (ماده تبر، معنای هلاک و مردن را می دهد که در قرآن پنج بار بکار رفته است).
75) عظمت و انحطاط اروپا، ص 24 ، مؤلف: ای. جی. پی. تیلر، ترجمه هرمز عبداللهی. انتشارات و آموزش انقلاب اسلامی. تهران 1370.
76) الدیه علی موضوعات نهج البلاغه، (نهج البلاغه موضوعی) مولف: علی انصاریان، مترجم: اسماعیل تاجبخش ص 1967 - 1966. نهج صبحی ص 299 - 298.
77) اشاره به بیان امام علی علیه السلام که می فرماید: لابد للناس من أمیر بر أو فاجر - خ 40 ص 82 نهج البلاغه، صبحی صالح.
78) غرر الحکم.
79) شرح ابن ابی الحدید ج 9 ص 96.ابن ابی الحدید در شرح بیان حضرت می گوید: نخی که دانه های گرد نبند را جمع می کند نظامآن گویند و خرز دانه هایی است که وسط آنها سوراخ شده است.
80) اشاره به روایت دهم از باب فرض طاعة الائمة اصول کافی جلد 1 چاپ انتشارات اسوه وزارت اوقاف ص 209.

81) 1- سوره نساء آیه 80.
82) سوره آل عمران آیه 132.
83) 3- سوره آل عمران آیه 31-
84) سوره انفال آیه 46.

85) اشاره به آیه 52 سوره نور و 71 سوره احزاب می باشد.
86) آل عمران، 159.

87) سوره مجادله آیه 21، 20، 5 ،
88) سوره حشر آیه 7.
89) سوره نساء آیه 59.
90) روایات 16، 7، باب فرض طاعه الائمه اصول کافی جلد اول، انتشارات اسوه وزارت اوقاف چاپ 1376.
91) ولی اگر دستور خلاف شرع از طرف نمایندگان و جانشینان ائمه علیهم السلام صادر شد، از طرف مردم وزیر مجموعه آنان زمینه اطاعت و فرمانبرداری معنا ندارد. امام علی علیه السلام فرمود: هیچ فرمانبرداری و اطاعتی در معصیت اعتقاد برای هیچ مخلوقی وجود ندارد؛ لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخاتق. (نهج صبحی. ص 500 حکمت 165).
92) سوره احزاب آیه 71 - 69.

93) سوره مزمل آیه 16.
94) سوره اعراف آیه 137.

95) سوره قصص آیه 40.
96) کتاب موسی از دیدگاه قرآن، محسن بینا ص 84 - 80.
بحث تکمیلی مخالفت بنی اسرائیل با دستورهای حضرت موسی و اثراتی که از این نافرمانی نصیب آنها گردید کتاب با ارزش عقاید اسلام در قرآن کریم ج 2 صفحات 370 - 359، اثر حضرت علامه مرتضی عسکری دام ظله و کتاب موسی از دیدگاه قرآن صفحات 187- 170 آمده است.
97) آیه 61 بقره در این آیه بان علت و سبب را می رساند.
98) آیه 54 انفال.
99) نهج البلاغه انتشارات جامعه مدرسین ص 81 (خطبه 180).
100) ترجمه با بهره گیری از نهج البلاغه موضوعی ص 129. به فرمایش امام دقت شود که خشم و رنجش مردم از حاکم باعث تجمع ضدیت و مخالفت ها با او می شود.

101) نهج البلاغه انتشارات جامعه مدرسین ص 12 خطبه 25.
102) نهج البلاغه انتشارات جامعه مدرسین ص 82 خطبه 182.
103) همان منبع ص 75 خطبه 166.
104) سوره جن آیه 17-16.
105) سوره مائده آیه 66.
106) نهج البلاغه انتشارات جامعه مدرسین خطبه 192 ص 94.نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 234 ص 775.
107) نهج البلاغه موضوعی ص 602.
108) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 114 خطبه 34.
109) مفردات راغب، قاموس قرآن ماده نصح، تفسیر ابن کثیر در ذیل آیه 12 قصص.
110) آیه 62 سوره اعراف.

111) آیه 12 سوره قصص.
112) سوره تحریم آیه 8.
113) 1) خطبه 34 ص 114 نهج البلاغه فیض الاسلام.
114) خطبه 34 ص 114 نهج البلاغه فیض الاسلام.
115) نهج البلاغه موضوعی ص 616.
116) نهج لبلاغه موضوعی 618.

117) نهج البلاغه خطبه 35 (بعد از حکمت) ترجمه دکتر شهیدی.

118) مفردات راغب. مولوی هم می گوید:
عدل چیود؟ وضع اندر موضعش - ظلم چیود؟ وضع در ناموضعش

119) نهج البلاغه صبحی صالح ص 23 کلمات قصار 477.
120) سوره لقمان آیه 13.
121) سوره بقره آیه 229.

122) الجور مضاد العدل: جور و ظلم ضد عدالت است. امام علی علیه السلام غرر الحکم ص 13.

123) آیه 59 سوره قصص.
124) آیه 47 سوره انعام.
125) آیه 45 سوره انعام.
126) آیه 31 سوره عنکبوت.
127) آیه 40 سوره قصص.
128) تحف العقول با ترجمه، چاپ اسلامیه ص 256 و 255.

129) آیه 13 سوره یونس
130) آیه 52 سوره نمل و 67 هود.
131) آیه 58 سوره نمل، آیه 84 سوره اعراف.
132) آیه 19 -18سوره قمر.
133) آیه 78و91 سوره اعراف و37 عنکبوت.
134) آیه 94 سوره هود.
135) آیه 259 سوره بقره: در حالی که فرو افتاده بر پی های ساختمانهایش - سقفشان بر زمین افتاده
136) آیه 40 سوره عنکبوت.
137) اعراف آیه 136 - 130.
138) غررالحکم ص 678 حدیث 1078.
139) میزان الحکمه ج 5 ص 595 به نقل از غررالحکم.
140) غرر الحکم ص 36 حدیث 1110 .
141) میزان الحکمة ج 5 ص 597.
142) نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 224 ص 347.
143) غرر الحکم ص 651 حدیث 706.
144) نهج البلاغه صبحی صالح ص 336 خطبه 224، نهج البلاغه انتشارات جامعه مدرسین ص 109 خطبه 224، در نهج الباغه فیض الاسلام خ 215 ص 713. بعد از مشهداً و به جای أو می باشد.
145) نهج البلاغه جامعه مدرسین ص 60، نهج البلاغه صبحی ص 194.
146) نهج البلاغه صبحی صالح نامه 27 ص 383 در نامه 46 نیز اشاره به همین مطلب دارد ص 421.
147) میزان الحکمه ج 5 ماده ظلم (برگرفته از غررالحکم)
148) نهج البلاغه صبحی صالح 559.
149) نهج البلاغه صبحی صالح نامه به مالک اشتر ص 429.
150) نهج البلاغه موضوعی ص 75 انصاریان مترجم تاجبخش.
151) همان منبع ص 772.
152) همان منبع ص 869.
153) ترجمه مروج الذهب مسعودی ج 1 ص 677.
154) غررالحکم ص 368 حدیث 9.
155) نهج البلاغه موضوعی ص 871، نهج البلاغه فیض الاسلام ص 996 شرح ابن ابی الحدید ج 4 ص 121 چاپ احیاء التراث العربی بیروت.
156) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 996 و شرح ابن ابی الحدید 4 ص 121. نهج، صبحی، ص 429.
157) همان. نهج البلاغه صبحی صالح، ص 428.
158) گلستان سعدی باب در سیرت پادشاهانج اول ص 69 بکوشش دکتر خلیل خطیب رهبر.
159) غرر الحکم ص 211 حدیث 521. به نظر ما حکومت اسلامی باید سازمانی به نام مبارزه با ظلمایجاد کند در هر گوشه کشور ظلمی اتفاق می افتد، ریشه کن نماید.
160) تفسیر صافی ذیل آیه الرحمن ،ص 638 چاپ قدیم دو جلدی اثر فیض کاشانی (ره).
161) سوره شوری آیه 15
162) ایه 3 سوره نساء
163) ایه 58 سوره نساء
164) ایه 152 سوره انعام
165) سوره مائده 8.
166) ررالحکم ص 222 حدیث 88.
167) غررالحکم ص 376 حدیث 76.
168) صحیح بخاری ج 5 ص 152. چاپ عامره استانبول، دارالفکر. معارف اسلامی ج 2 ص 61.
169) بحارالانوار باب وفات النبی.
170) برگرفته از معارف اسلامی ح 2 جهاد دانشگاهی ص 62، 61.
171) روایاتی که تااینجا درباره عدالت بدون مرجع آورده شد از میزان الحکمه ج 6 بحث عدالت.
172) نهج البلاغه صبحی صالح ص 433.
173) شرح غررالحکم و دررالکلم آمدی، شرح جمال الدین محمد خوانساری (به نقل از توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی: علی اکبر علیخانی ص).
174) غررالحکم آمدی ترجمه انصاری ص 620 حدیث 302.
175) همان ص 625 حدیث 294.
176) همان ص 654 حدیث 751.
177) همان ص 368 حدیث 30.
178) همان ص 592 حدیث 43.
179) همان ص 677 حدیث 1060 و 1061.
180) همان 110 حدیث 62.
181) بیت المال در نهج البلاغه اثر آیة الله نوری همدانی از ص 42 الی 51 .
182) نهج البلاغه صبحی صالح خطبه 224 ص 346 قبلاً جمله های آغازین آنرا ذکر کردیم.
183) فروغ ولایتاستاد جعفر سبحانی ص 348 به بعد توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی علیه السلامعلی اکبر علیخانی، متن آورده شده از کتاب مذکور ص 83 الی 88
184) فوالله ما أنا و أجیری الا بمنزلة واحدة. (و أوما بیده الی الاجیر) جمعی از محققین کاوشی در نهج البلاغه،(تهران، بنیاد نهج البلاغه، 1364) ص 224.
185) مطالب نقل شده از کتاب مذکور از کتابهای: قضاوتها و حکومت عدالت خواهی علی بن ابی طالب علیه السلام، الغارات،الجملشیخ مفید و نهج البلاغه ترجمه دکتر سید جعفر شهیدیآورده شده است.
186) استاد مطهری نیز با اشاره به آیه استضعاف- 2 قصص - با توجه به تبعیض در جامعه فرعونی، بی عدالتی و اینگونه مظالم اجتماعی را عامل از بیخ و بن برکندن جامعه می داند. جامعه و تاریخص 206.
187) لا تقاتلوهم حتی یبدؤوکم: با آنان بجنگید تا ابتدا آنان شروع کنند. سفارش امام به نیروهایش قبل جنگ. نهج البلاغه صبحی 373.
188) انفال آیه 74و 72.
189) سوره آل عمران آیه 142.
190) نهج البلاغه خطبه 27.
191) فقط یکجا برای غیر مؤمنان کلمه جاهدت))داریم که باند مشرک بنی امیه به ظاهر مسلمانان با فرزند رسول اعتقاد جنگیدند و متأسفانه در زیارتنامه عاشورا بدون دقت بکار رفته است: اللهم العن العصابة التی جاهدت الحسین علیه السلام. این کلمه جاحدت))بوده است که منظور انکار و جحد دشمنان امام حسین را نسبت به آن حضرت می رساند نه مبارزه مسلحانه را اگر منظور قتال با آن حضرت بود باید بعد از شایعت و بایعت و تابعت)) می آمد. افزون بر آن انکار آن حضرت به مراتب بدتر از جنگیدن است. تأکید آن حضرت در روز عاشورا بر این بوده که خود را معرفی نماید. (موسوعه کلمات الامام الحسین ص 418 به بعد): أن رسول الله قال لی و لأخی: هذان سیدا شباب اهل الجنة... و ان کذبتمونی فان فیکم من سألتموه عن ذلک اخبرکم. سلوا جابربن عبدالله الانصاری او ابا سعید الخدری او سهل بن سعد الساعدی او زید بن ارقم او انس بن مالک یخبرو نکم انهم سمعوا هذه المقاله من رسول الله لی و لأخی، أفما فی هذا حاجز لکم عن سفک دمی؟... رسول الله درباره من و برادرم فرموده: این دو سروران جوانان بهشت هستند اگر مرا انکار می کنید از جابر بن عبد الله و... بپرسید آیا همین گفتار مانع از آن نیست که خونم را نریزید؟ به نقل از تاریخ طبری ج 3 ص 318. الکامل فی التاریخ ج 2 ص 561 و...
192) آیه 251 سوره بقره.
193) آیه 76 سوره نساء.
194) بلقیس نیز با گفتن:ملوک وقتی بر سرزمین وارد می شوند آن را به تباهی می کشند و سران آن را به ذلت می گشانند - و از قدرت برکنار می کنند - اشاره به همین نکته دارد. آیه 34 نمل.
195) نهج البلاغة فیض، خطبه 27. به نظر می رسد شمله البلاءباشد.
196) خطبه 27 نهج البلاغه.
197) خ 96 نهج البلاغه فیض الاسلام ص 285. خ 97 نهج صبحی.
198) ایادی سبا) همانطور که گفته شد به عنوان مثل از آن استفاده می شود، در اصل به معنی قدرتمندان و مردان کشور سبا می باشد که در قرآن داستانشان در طی آیات سوره سبا نقل شده است که:و مزقناهم کل ممزقاعتقادوند به عملکردشان نابودشان کرد و بزرگترین شاهکار تمدنشان که سد مأرب بود با سیل عرم ویران گردید و سلسله ملوک حمیر و سبا منقرض گشت، جز ویرانه هائی از این تمدن با شکوه که هم اکنون در اطراف صنعاء پایتخت یمن کشف شده است، اثری از آنها بر جای نماند. جهاد از دیدگاه...ص 82.
199) فروغ ولایت ص 689 - 687.
200) سوره انفال آیه 28.
201) سوره نساء آیه 95
202) سوره توبه آیه 111.
203) بیشترین علل اختلافها و تفرقه ها، به دنیاگرایی و لاشخوری کفتار صفتانه انسان ها برمی گردد که حق و یکدیگر می ستیزند.
204) سوره آل عمران آیه 103.
205) سوره آل عمران آیه 105.
206) سوره آل عمران آیه 200.
207) قاموس قرآن قرشی ماده (ربط).
208) سوره انعام آیه 153.
209) المیزان ج 4 ص 129 (به نقل از علل انحطاط تمدنها. عز آبادی. ص 208.
210) سوره انفال آیه 46 ((مفردات))((ریح))را استعارة به معنای غلبه و پیروزی و ((جوامع الجامع))آنرا دولة گرفته و گفته نفوذ امر دولت را به ((ریح))تشبیه کرده است. چون دولت دارای قدرت است و قدرت غلبه و پیروزی را در بردارد. ترجمه آیه استفاده کردیم.
211) سوره انعام آیه 65، با استفاده از ترجمه ایه در جامعه و تاریخاستاد شهید مطهری ص 207.
212) سوره روم آیه 32.
213) نهج البلاغه خطبه 27.
214) سوره شوری آیه 42.
215) نهج البلاغه موضوعی ص 1660 و 1738، نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 234 ص 802، نهج صبحی خ 192 ص 296.
216) نهج البلاغه موضوعی ص 1660 و 1738، نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 234 ص 802، نهج صبحی خ 192 ص 296.
217) همان منبع ص 1662 و 1740. نهج صبحی ص 297.
218) همان منبع ص 1662 و 1740. نهج صبحی ص 297.
219) نهج البلاغه فیض الاسلام خطتبه 25 ص 89. نهج صبحی ص 67.
220) فرهنگ جامع، قاموس اللغة، اقرب الموارد، تاج العروس، لسان العرب و مقاییس اللغة ابن فارس، بدرا ابن منظور صاحب لسان العرب به نقل از ابن درید فارسی معرب می داند که دراصل بت و صنم بوده که پرستش می شده است.
221) قصص آیه 38. در سوره غافر آیه 29: ما اریکم الا ما اری: به شما جز آنچه رامی بینیم نشان نمی دهیم. روحیه مستبدانه هیچ کاری راکه بر خلاف اندیشه اش باشد، اجازه انجام نمی دهد. عمل فرعون در برخورد با ساحران گرونده به موسی گویای این مطلب است: قال فرعون امنتم به قبل ان آذن لکم: آیا قبل ازاینکه به شما اجازه دهم به او ایمان آوردید؟ (23اعراف). قرآن از انسان مستبد به متکبر جبار: برتری جوی گردن فراز(35غافر).
222) غررالحکم باب کثرة.
223) نهج البلاغه حکم 347 جامعه مدرسین و صبحی صالح، نهج البلاغه فیض الاسلام حکم 339.
224) غرر الحکم ص 298 حدیث 17.
225) کلیله و دمنه ص 375 ابوالمعالی نصر الله منشی، قطع پالتویی، شرح لغات حسین حداد.
226) غرر الحکم ص 202 حدیث 436.
227) غرر الحکم ص 616 حدیث 124.
228) غررالحکم ص 713. شعر از نویسنده و مصرع دوم اشاره به: من ذم نفسه اصلحها: هر کس خود را نکوهش کند نفس را اصلاح کرده است.
229) نقل می کنند که او را تا آن روز در سپاه علی علیه السلام ندیده بودند، برخاست و با کمال فصاحت، به حمد و ثنا پرداخت و سپس امام علی علیه السلام: را چنین ستود:تو پیشوای ما هستی و ما رعیت و ملت تو. اعتقادوند بوسیله تو ما را از ذلت به عزت رهنمون ساخت و سایر بندگان را از زیر یوغ دریوزگی نجات بخشید ما در اختیار و تحت فرمان تو هستیم، تویی گوینده راستگو و حاکم موفق و مالک هوشمند، هیچگونه روا نیست که از تو اطاعت نشود ما علم و کمال تو را با علم هیچکس ،مقایسه نمی کنیم، عظمت و جلال تو در نزد ما بسیار بزرگ است، و فضائل تو در نزد ما فوق تصور است. در اینکه این شخص چه کسی بوده؟ روشن نیست، علامه مجلسی می گوید:ظاهر این است که این مرد، حضرت خضرعبوده که در موارد متعدد آشکار شده و با امام علی عگفتگو نموده، تا حجت بر مردم کامل گردد. (شرح نهج البلاغه خوئی ج 14 ص 160 و 154.
230) نگاه کنید به خطبه 216 نهج البلاغه - درکتاب روضه کافی، فوق بطور مفصلتر از امام باقر عنقل شده است، و در این روایت آمده که شخص مدح کننده، برای بار دوم برخاست و عرض کرد:ای امیر مؤمنان! تو بالاتر ازآن هستی که من گفتم...علی عباز گفتاری فرمود، او برای بار سوم نیز برخاست و مطالبی گفت، و امام نیز سخنانی فرمود، و آن شخص بعد از گفتار خود پس از سومین بار، دیگر دیده نشد (شرح نهج البلاغه خوئی ج 14 ص 159 تا 163).
231) داستانهای نهج البلاغه ص 210 - 208 محمد اشتهاری.
232) الحیاة ج 1 ص 157 استاد محمد رضا حکیمی.
233) اعراف آیه 136.
234) یونس آیه 92
235) نهج البلاغه صبحی صالح حکمت 161 ص 500 .
236) غررالحکم باب من.
237) غررالحکم ص 618.
238) غررالحکم ص 616.
239) الحیاة ج 1 ص 163
240) نهج البلاغه صبحی صالح ص 500.
241) الحیاة ج 1 ص 163 به نقل از نهج البلاغه. در نور الثقلین ج 1 ص 404 این حدیث از پیامبر اکرم نقل شده.
242) نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 202.
243) میزان الحکمة ماده کبر ج 316 .
244) بقا و زوال دولت در کلمات سیاسی امیر المومنین علیه السلام ص 40 عبدالکریم بن محمد یحیی قزوینی - به کوشش رسول جعفریان قم انتشارات کتابخانه آیةالله نجفی (ره) 1371 .
245) همان ص 67 (به نقل از توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی ص 31).
246) نهج البلاغه - نامه حضرت به مالک اشتر - نامه 53 ص 138 چاپ انتشارات جامعه مدرسین.
247) الحیاة ج 1 ص 168.
248) میزان الحکمة ج 5 ص 214.
249) همان.
250) میزان الحکمة ج 5 ص 215.
251) الحیاة ج 1 ص 167.
252) همان.
253) همان.
254) همان.
255) همان.
256) همان.
257) میزان الحکمة ج ص 215.
258) الحیاة1 ص 167 .
259) میزان الحکمة ج 5 ص 215.
260) الحیاة ج 1 ص 167.
261) الحیاة ج ص 167.
262) میزان الحکمة ج 5 ص 213.
263) الحیاة 1 ج ص 167.
264) میزان الحکمة ج 5 ص 213، در الحیاة ج 1 ص 167 این روایت به شکل دیگری نیز آمده است.
265) الحیاة ج ص 167.
266) الحیاة ج 1 ص 167 و میزان الحکمة ج 5 ص 213.
267) میزان الحکمة ج ص 213.
268) الحیاة ج 1 ص 167.
269) میزان الحکمة ج 5 ص 214.
270) الحیاة ج 1 ص 167.
271) میزان الحکمة ج 5 ص 214.
272) الحیاة ج 1 ص 168.
273) الحیاة ج 1 ص 168.
274) الحیاة ج 1 ص 168.
275) نهج البلاغه جامعه مدرسین ص 138.
276) نهج البلاغه فیض الاسلام نامه مالک اشتر ص 999 نهج صبحی ص 430. در اعراب گذاری متن صبحی برگزیده شد.
277) خطبه 216 نهج البلاغه جامعه مدرسین ص 105. نهج صبحی ص 335.
278) نهج صبحی ص 433.
279) همان ص 443. (همه متن عربی آورده نشده است).
280) یادنامه کنگره نهج البلاغه سال 1360 ص 153 مقاله استاد قربانی.
281) فروغ ولایت ص 491 به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 3 ص 186. در این دسته ربیع بن خثیم است او پرچمدار گروه بوده و اولین پرچمی است که حضرت از کوفیان آراست.
در همین باره دسته دیگری از شاگردان ابن مسعود - قاریان قرآن یا علمای علوم قرآنی آن زمان - در جنگ دو دل بودند و با حضرت به صفین آمدند، آنها (عبیده سلمانی و اصحابش) گفتند:ما در کار شما و شامیان می نگریم وقتی دیدیم هر طرف، پارا از حق بیرون گذاشت بر ضد او می شوریم.امام در پاسخ به آنان فرمود: مرحباً و أهلاً. هو الفقه فی الدین و العلم بالسنة، من لم یرض بهذا فهو خائن جبار: درود بر شما و... این آگاهی به دین و سنت است هر کس چنین نظری را نپذیرد دیکتاتور خیانت پیشه ای است. (امام علیه السلام نه تنها نظر آنها را رد نکرد بلکه به آنان آفرین گفت و داد و فریاد راه نینداخت که شما بی دین و ضد ولایت و نظام هستید. آن حضرت با این روش اعتقاد پسندانه در جذب آنان گام برداشت.) (شرح نهج ابی الحدید ج 3 ص 186).
282) فروغ ولایت ص 603 به نقل از تاریخ طبری ج 3 جزء 6، ص 34. کامل ابن اثیر ج 3 ص 164. وقعه صفین ص 530 - 529. درباره نظر استاد محترم آیةالله جعفر سبحانی راجع به بند الف نکته ای قابل ذکر است:
امام علی علیه السلام حتی با ناکثین که قبل از برخورد نظامی جنگ جمل، به شهر بصره حمله کرده و آن همه قتل و غارت را با مبارزه مسلحانه انجام داده و استاندار امام را به آن وضعیت درآورده بودند، جنگ را شروع نکرد بلکه چندین بار نماینده ای را نزد آنان فرستاد که تا می شود مشکل بدون خونریزی حل شود و اتمام حجت فرمودند نه جنگ. بعد از این که جملیان ناکث و عهد شکن نپذیرفتند و درگیری را شروع کردند امام علیه السلام مجبور به دفاع شدند.
لذا به نظر می رسد امام علیه السلام با سلاح بدستان مخالف خود تا می توانست تلاش می کرد بدون خونریزی مشکل را حل کند. حتی امام علیه السلام - کسر شأن خود ندید- با آنان وارد گفتگو شد تا آثار شومی پدید نیاید. حضرتش با مخالفان مسلح اینگونه برخورد نماید. روشن است با مخالفان غیر مسلح چگونه رفتاری داشته است.درود بر او روزی که در خانه اعتقاد به دنیا آمد و روزی که در محراب عبادت ترور شد. هیچ وقت به خانه مخالفان خود، حتی افرادی که با او معاشرت نکردند نه خودش حمله کرد و نه اجازه داد دیگران تعرض کنند.
283) مروج الذهب ترجمه ابوالقاسم پاینده ص 729، با استفاده از فروغ ولایت ص 440 و نهج البلاغه فیض الاسلام ص 78و77. درباره اشعث آورده شد.
284) شرح نهج البلاغه ج 2 ص 280 ذیل خطبه 36، فروغ ولایت ص 636.
285) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 76 خطبه 19.
286) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 929 نامه 31.
287) کامل ابن اثیر ج 3 ص 320 - مطلب در کتاب توسعه سیاسی از دیدگاه امام علی علیه السلام ص 219 آمده است.
288) مفردات راغب ماده ملأ.
289) سوره شعرا آیه 34.
290) سوره اعراف آیه 109. در دو آیه اول نوع گفتار را بنگرید اول فرعون گفت موسی ساحری زبردست و ماهر است بعد ملأ نیز همان سخن فرعون را بازگو کردند.

291) سوره انعام آیه 123.
292) سوره نمل آیه 32.
293) سوره نمل آیه 38.
294) سوره علق آیه 7 - 6. تفسیر نوین ص 259، مرحوم محمد تقی شریعتی .
295) آیة الله نوری همدانی گروه مترفین را عیاشان طغیانگر ترجمه کرده اند. بیت المال در نهج البلاغه ص 60.
296) سوره یونس آیه 88.
297) سوره مؤمنون آیه 33.
298) سوره سبأ آیه 35 - 34.
299) سوره هود آیه 116.
300) مفردات راغب. ماده ترف.
301) سوره مؤمنون آیه 41.
302) سوره اسراء آیه 16.
303) ج ص 2217 چاب دارالشروق بیروت.
304) همان ص 2218.
305) سوره اعراف آیه 78 - 75.
306) قصص ،آیه 58 با استفاده از مجمع البحرین و علل انحطاط تمدنها. قانع عزآبادی.
307) سوره قصص آیه 76.
308) سوره قصص آیه 78.
309) در قرآن باین موضع اشاره ای نشده بعضی از مفسرین با مختصر اختلافی (عصاها را در قبه ای گذارند) آنرا ذکر نموده و بشرح آن پرداخته اند.
310) ج ص 374.
311) سوره قصص آیه 79.
312) سورة قصص آیه 79.
313) سوره قصص آیه 80.
314) سوره قصص آیه 81.
315) سوره قصص آیه 78.
316) سوره قصص آیه 82.
317) سوره قصص آیه 77 و 76.
318) در پاورقی کتاب: در تواریخ نوشته اند که قارون هنگام مخالفت با موسی 250 تن از شیوخ و زعمای قوم بنی اسرائیل را با خود همراه کرده بود و هر یک از این 250 تن ریاست خانواده بزرگی را بر عهده داشتند که مجموعاً نیروی قابل توجهی را تشکیل می دادند، ولی دو نفر از آنها بنام داثان و ابیرام بقارون نزدیکتر بودند و ماجرای ستیر هم به راهنمایی این دو کس انجام شد.
319) ج 8 ص 488.
320) موسی از دیدگاه قرآن صفحات 220 - 215.
321) سوره قیامة آیه 14.
322) قصص، از این آیه بعد از داستان قارون در قرآن آمده که با داستان قارون ارتباط معنوی دارد.
323) سوره نساء آیه 60.
324) سوره صف آیه 8.
325) قصص آیه 76.
326) قصص آیه 76.
327) قصص آیه 79.
328) قصص آیه 76.
329) سوره حجر آیه 6.
330) قصص آیه 79.
331) صفحات 63 - 57.
332) نهج البلاغه صبحی، ص 452 نامه 62.
333) نهج البلاغه خطبه 3.
334) مقدمه ابن خلدون، ج 1 ص 268 - 267، ترجمه گنابادی.
335) ترجمه و اقتباس شبهات حول الاسلام ص 162.
336) برهان قرآن ص 200.
337) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 966
338) نهج البلاغه موضوعی ص 1276. نهج ص 249 خ 173.
339) همان ص 1282. نهج صبحی خ 226 ص 348.
340) همان ص 891. نهج البلاغه نامه 53.
341) همان و نهج البلاغه فیض الاسلام ص 1014.
342) نهج البلاغه صبحی صالح 224 خطبه 160، نهج البلاغه فیض الاسلام ص 502 خطبه 159. بعد از قسم والله العظیم در شرح ابن ابی الحدید ص 233 ج 9 نهج صبحی ص 229، اتی نیامده ولی در نهج فیض ص 512، درنهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه ص 427 ج دوم خ 158 اثر حاج شیخ محمد تقی شوشتری (التستری) آمده (البته در این شرح بدون قسم است).
343) متن و ترجمه از کتاب بیت المال در نهج البلاغه. ویراستاری آن بی اشکال نیست.
344) تحف العقول با ترجمه ص 256.
345) کلیات سعدی - گلستان ص 38.
346) نهج البلاغه موضوعی ص 1736.
347) ولن تجد لسنة الله تبدیلاً. احزاب، 62. فاطر، 43. فتح، 23.
348) با برداشت از کتاب های نقش عایشه در تاریخ اسلام حضرت استاد علامه عسکری ص 275 - 143، فروغ ولایت، تاریخ مسعودی (ترجمه مروج الذهب)، تاریخ یعقوبی بحث مربوط به خلیفه سوم.

349) نهج البلاغه موضوعی ص 1736.
350) سوره اعراف آیه 176 و 175.
351) سوره اعراف آیه 99،98،97،.
352) سوره اعراف آیه 176.
353) سوره نحل آیه 36.
354) سوره غافر آیه 21 و 44 (شبیه به همین آیه) سوره فاطر.
355) سوره آل عمران آیه 137.
356) سوره حشر آیه 2.
357) سوره یوسف آیه 111.
358) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 803.
359) نهج البلاغه موضوعی ص 1740.
360) همان ص 1738 نهج البلاغه فیض الاسلام ص 801.
361) نهج البلاغه موضوعی ص 1744.
362) نهج البلاغه موضوعی ص 1744.
363) نهج البلاغه موضوعی فیض الاسلام 801.
364) نهج البلاغه موضوعی ص 1746.
365) نهج البلاغه موضوعی ص 1748 .
366) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 803 - 801 خطبه قاصعه. نهج صبحی خ 192 ص 296.
367) نهج البلاغه فیض السلام ص 803 و 802 نهج صبحی صالح ص 297.
368) همان.
369) نهج البلاغه صبحی صالح ص 263 .
370) همان ص 263.
371) نوشته اند: یوشع وصی موسی فرزند حضرت یوسف است به این شرح، یوشع نون بن افرایم بن یوسف و کالب بن یوفنا شوهر خواهر موسی (مریم بنت عمران).
372) داستان مذکور و عمالقه از کتاب موسی از دیدگاه قرآن ص 187 و 172 و 171.
373) نهج البلاغه موضوعی ص 1752.
374) به نظر می رسد باید نهادی خاص یا سازمانی ویژه به مجلس یا نهاد ریاست جمهوری از نخبگان اجتماعی فرهنگی باشند تا برای این امر مهم اقدام نمایند.
375) نهج البلاغه موضوعی ص 1744.
376) کلیات سعدی، بوستان ص 380.
377) آیه 19 سوره سبأ. انسان وقتی دست به دعا برمی دارد که خود نتواند مشکل را مرتفع کند. ملاحظه می شود. این قوم چقدر از فقرای خود به تنگ آمده بودند که از اعتقاد می خواستند بین آنان و فقرا فاصله بیفتد. نکته دیگر ایمان این قوم به اعتقاد را می رساند که کافر نبوده اند ولی به خاطر این عمل ناشایسته گرفتار فنا شدند.
378) سوره هود آیه 27.
379) سوره قلم آیات 25 - 17.
380) حکمت 311 نهج البلاغه فیض الاسلام.
381) حکمت 154 همان.
382) نامه مالک اشتر ص 996 همان. در نهج صبحی ص 429 به جای عمود عماد آمده.
383) ص 1003 همان. صبحی، ص 432.
384) ص 1014 همان. نهج صبحی، ص 436.
385) خطبه 3 معروف به شقشقیه)) ص 52 همان. نهج صبحی، ص 50.
386) غررالحکم 202 حدیث 435.
387) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 1013. نهج صبحی، ص 429.
388) خطبه 3 همان ص 51 - 50 نهج صحبی، ص 49 به جای خضم...، خضمة دارد.
389) لسان العرب، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 1 طبع دار احیاء التراث بیروت ص 197، نهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه علامه محمد تقی شوشتری ج 5 ص 197.
390) شرح نهج البلاغه ج 1 ص 198، فروغ ولایت ص 325: در تاریخ یعقوبی ج 2 ص 150 آمده برای چند بیت شعر انتقادی، عثمان بر این صحابی خشم گرفت و او را به خیبر تبعید کرد در ضمن شعر دیگری از او آورده است:
و أعطیت مروان خمس الغنیمة - آثرته و حمیت الحمی
خمس غنایم را به مروان دادی و او را دیگران مقدم داشتی و از خوشاوند خود حمایت کردی.
391) فروغ ولایت ص 319.
392) عدل و دادگری و احقاق حقوق بینوایان، تنفس امیر المؤمنین در زندگی زمامداری اوست. مرحوم استاد محمد تقی جعفری در مقاله کنگره نهج البلاغه یادنامه کنگره هزاره نهج البلاغه. 136 ص 42 .
393) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 1019 نامه 53 برای بهره بری از فرمایش مولا علیه السلام در این باره به آن نامه مراجعه شود. از ثم الله الله فی طبقة السفلی...: اعتقاد را اعتقاد را درباره مردمی که از طبقه پایین - طبقه همکف - هستند در نظر داشته باشید.
394) نهج البلاغه موضوعی ص 1152.
395) حجرات آیه 10. یعنی عدم اختلاف و دشمنی، ایجاد صفا و دوستی، آیات دیگری نیز مثل آیه یک سوره انفال.
396) سوره توبه آیه 60.
397) حجر آیه 88.
398) در ذیل آیه 85 سوره حجر، تفسیر جوامع الجامع طبرسی. (اعراض نه روی گردانی کینه توزانه بلکه گذشت و اغماض بدون حقد و کینه.) روش امام صادق در برخورد با یک شرابخوار را ملاحظه فرمایید و بیاندیشید اگر ما بودیم با او چگونه رفتار می کردیم: فردی به نام شقرانی که به خاطر آزادی یکی از اجدادش توسط رسول اعتقاد به او مولای رسول الله می گفتند برای گرفتن هدایا در زمان منصور دوانیقی آمده بود. فرد سرشناسی را پیدا نمی کرد تا واسطه قرار دهد که وجهی دریافت نماید. ناگهان امام صادق را مشاهده کرد و گفت: فدایت شوم، من برده شمایم. امام با او گرم گرفت! او حاجت خود را ذکر کرد امام برای او دریافت کرد و هنگامی که به او می پرداخت فرمود: انجام عمل خیر از هر کسی خوب است و از شما بهتر و کار بد از هر کس که باشد زشت است و از شما به واسطه انتسابتان به خاندان رسالت بدتر)). (بحار 47 ص 350 - 349 مؤسسه الوفاء بیروت )
399) اشاره به آیه 73 توبه و 9 تحریم.
400) آیه 159 آل عمران.
401) به نقش ائمه علیهم السلام در احیاء دین ص 293 - 216 مجموعه جلد یک الی جهار حضرت علامه عسکری مراجعه فرمایید که نکات بسیارجالب و مستند وجود دارد.
402) به معالم المدرستین بالاخص 2 ص 50 (منع کتابت سنت رسول الله).
403) و سوره تحریم، آیه 5 - 3.
404) صحیح مسلم، ج 4 ص 187 بیروت، مکتب تجاری للطبع و التوزیع.
405) صحیح مسلم، ج 7 ص 4، معرف اسلامی ج 2 ص 60.
406) امتاع الاسماع مقریزی ج 1 ص 479.به نقل از همان ص 61.
407) اشاره به آیه 8 سوره منافقون.
408) امتاع الاسماع مقریزی ج 1 ص 396. به نقل از همان ص 61.
409) صحیح بخاری ج 5 ص 152. (در بحث ظلم و بی عدالتی نیز مطلب را آورده ایم).
410) سوره توبه آیه 61.
411) سیرت رسول الله (ترجمه سیرة النبی) مشهور به سیره ابن هشام) از محمد بن اسحاق متوفای نیمه قرن دوم هجری، ترجمه اسحاق بن محمد همدانی (قاضی ابر قوه) قرن هفتم هجری، ص 498 ج 1، انتشارات خوارزمی تهران سال 1361.
412) احزاب آیه 12.
413) آل عمران آیه 154.
414) همان صفحه 24.
415) نهج البلاغه حکمت 49 - نقل از فلسفه اخلاق ص 322.
416) آیه 114 توبه - در سوره هود آیه 75 نیز به حلیم بودند آن حضرت اشاره کرده است.
417) کلیله و دمنه ص 271، 270 فارسی از ابوالمعالی نصرالله منشی قطع پالتویی موسسه انتشارات قدیانی.
418) همان ص 369، 368.
419) آیه 4 سوره قلم.
420) المحجة البیضاء ج 5 ص 90 / بحار ج ص 71 ص 394 (الحکم الزاهره صابری یزدی) ص 196.
421) بحار ج 75 ص 150، لئالی الاخبار ج 2 ص 7 (همان باب ایذاء مؤمن).
422) داستانهای نهج البلاغه محمد محمدی اشتهاردی ص 196 به نقل از شرح نهج البلاغه خویی ج 13 ص 94
423) غرر الحکم ص 376 حدیث 9
424) همان ص 380 حدیث 63.
425) همان حدیث 380 63.
426) میزان الحکمه ج 2 ص 514.
427) میزان الحکمة ج 2 ص 514.
428) میزان الحکمة ج 2 ص 515.
429) میزان الحکمة ج 2 ص 520.
430) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 996 نامه مالک اشتر.
431) نامه 31 نهج البلاغه فیض الاسلام صفحات 921 به بعد تا 933 از صبحی صالح صفحات 397 الی 3. 403.
432) سوره مائده آیه 54.
433) نهج البلاغه فیض حکمت 325. نهج صبحی حکمت 333.
434) سوره توبه آیه 168.
435) شرح چهل حدیث ص 86 چاپ تنظیم و نشر آثار امام خمینی (س).
436) نهج البلاغه صبحی ص 427.
437) نهج البلاغه صبحی ص 428 و 427.
438) همان ص 433.
439) ترجمه متن از نهج البلاغه موضوعی ص 935
440) همانطور که جنایات پهلوی دوم در پانزدهم خرداد 42 و بعد از آن در کشتار مردم باعث بدبینی مردم شد و تأثیر این بدبینی را بر نسل بعد دیدیم که انقلاب اسلامی را پدید آوردند.
مرنجان دلم را که این مرغ وحشی - ز بامی که برخاست مشکل نشیند
441) نه از روش کانالیزه ای که دیگران با برنامه ریزی و از دید خود قصد شناساندن دارند
تو که ناخوانده ای علم سماوات - تو که نابرده ای ره در خرابات
تو که سود و زیان خود ندانی - به مقصد کی رسی هیهات هیهات

442) بقره 286
443) حج 78.
444) مائده 6.
445) بقره 286.
446) بقره 286.
447) مفردات، قاموس قرآن و تفسیر جوامع الجامع ج 1 ص 157 و 475.
448) اعراف 157
449) قمر 17 و چند آیه دیگر.
450) طه 2.
451) بقره 185.
452) میزان الحکمة ج 3 ص 386.
453) نهج البلاغه فیض الاسلام حکمت 472 ص 1305.
454) همان نامه مالک اشتر ص 1001 نهج صبحی ص 431 .
455) همان. لازم به ذکر است که زمامداران هر جامعه ای باید اصول زمامداری را در نامه امام علی به مالک اشتر هر از گاهی مطالعه نمایند و به تمام عوامل دولت نیز مطالعه آن را امر کنند همین امر باعث می شود بسیاری از هزینه های دولت خود به خود پایین بیاید.
456) همان ص 1006 ص 433.
457) همان
458) نهج البلاغه خطبه 208 ص 102 چاپ جامعه مدرسین نهج فیض خطبه 199 ص 661، نهج صبحی خ 208 ص 324.
459) شرح نهج ج 6 ص 104 و 103 ذیل خطبه 68. نهج صبحی خ 69 ص 98
460) در نامه 25 نهج البلاغه به طریقه اخذ مالیات و مسائل روانی آن توجه شده است
461) نهج فیض ص 1014، 1013.
462) ترجمه از نهج البلاغه موضوعی ص 948 و947
463) همان ص 922 نهج صبحی، 436.
464) نهج فیض ص صبحی ،559.
465) سوره لقمان آیه 30، آیه 62 حج در پایان... هو الباطل دارد.
466) سوره یونس آیه 81 .
467) سوره شوری آیه 24.
468) سوره انفال آیه 8.
469) سوره اسراء آیه 81.
470) سوره انبیاء آیه 18
471) غررالحکم ص 552 حدیث 49.
472) در خطبه 207 نهج البلاغه فیض الاسلام ص 681 و خطبه 216 نهج صبحی صالح ص 332 به تفصیل درباره حق آمده است.
473) خطبه 40 نهج البلاغه فیض ص 125. صبحی ص 82 کلمة حق یراد بها باطل در خطبه 127 برای پیشگیری از تفرقه در جنگ صفین و استفاده ازحق برای باطل فرمود: کسی که مردم را به این شعار دعوت کرد اگر زیر عمامه من هم مخفی شده بود بکشیدش. ص 392 نهج فیض.
474) مجادلة آیه 5
475) آیه 91-85 سوره اعراف.
476) آیه 64 اعراف.
477) آیه 116 سوره شعراء.
478) نهج فیض ص 1084. نهج صبحی صالح ص 466.
479) روایتی از پیامبر اکرم می فرماید: حبک للشی یعمی و یصم (میزان الحکمه ماده حبب) محبت به چیزی کر و کور می کند.
480) قصص آیه 50.
481) بقره آیه 86.
482) قاموس قرآن برگرفته از: مجمع البیان و اقرب الموارد.
483) طه آیه 81.
484) نجم آیه 53.
485) سوره نجم آیه 53 -50.
486) تفسیر ابن کثیر ج 4 ص 278.
487) مؤمنون آیه 71.
488) پس از آنکه علی علیه السلام زمام رهبری را بدست گرفت و رسماً خلیفه مسلمین شد، عده ای با او بیعت نکردند. از جمله سه نفر بودند که کنار کشیدند و علی علیه السلام را یاری ننمودند، با اینکه علی علیه السلام در دوران خلافت خود با حوادث سختی روبرو بود، آنها تماشا کردند ولی نه از حق حمایت کردند و نه باطل را خوار ساختند در یکی از سخنان امام علی علیه السلام (در نهج البلاغه) به این سه نفر تماشاچی اشاره شده است که عبارتند از:
1 سعد بن ابی وقاص (سعد بن مالک بن وهیب) که از شخصیتهای شجاع صدر اسلام بود، در جنگ بدر و احد شرکت فعال داشت و در زمان خلافت عمر بن خطاب، لشگر اسلام به فرماندهی اوقادسیهو مدائنرا فتح کرد و در سال 50 یا 55 هجری بوسیله زهری که معاویه به خوردش داد، از دنیا رفت. (اسد الغابه ج ص 290) سعد بن ابی وقاص از جمله کسانی است که با علی علیه السلام بیعت نکرد و در جنگهای آنحضرت با قاسطین و ناکثین و مارقین، شرکت ننمود. حتی امیر مؤمنان علی علیه السلام برای حاکم مدینه نوشت که سعدبن ابی وقاص و عبدالله بن عمر را از سهمیه بیت المال ممنوع کن و این دستور اجرا شد. وقتی که سعد و عبدالله به حضور علی علیه السلام آمده و مطالبه سهم خود را کردند، آخرین سخن امام به آنها این بود که: شما خلافکار هستید که امر به معروف و نهی از منکر ننمودید و بین ما و دشمنان ما، اصلاح ندادید و با گروه ستمگران نجنگیدید، بنابراین شما از بیت المال سهمی ندارید. (قاموس الرجال ج 4 ص 312 - بحار ط قدیم 10 ص 8.) سعد با اینکه به مقام علی علیه السلام آشنا بود، از روی جهل و ترس از خونریزی، کنار کشید و به عقیده بعضی ها خود خواهی و ریاست طلبی او را از این کار بازداشت (الغدیر ج 10 ص 257).
2 - عبدالله بن عمر، از فرزندان عمر بن خطاب خلیفه دوم، بود و طبعاً حال و هوای دیگر داشت، او نیز با علی علیه السلام بیعت نکرد و از دستگاه رهبری امام علی علیه السلام کنار کشید و در صف تماشاچیان بود.
محقق کاشانی نقل می کند، وقتی که حجاج بن یوسف ثقفی (دژخیم خونخوار رژیم عبدالملک بن مروان) وارد مکه شد و مصعب بن زبیر را به دار آویخت و اعدام کرد، عبدالله بن عمر نزد حجاج آمد و گفت: دستت را به من بده تا با تو بیعت کنم که واسطه بین من و خلیفه عبدالملک هستی. زیرا از پیامبر صلی الله علیه و آله شنیدم که فرمود: من مات ولم یعرف امام زمانه مات میتة الجاهلیة : هر آن کس که بمیرد و امام زمان خود را نشناسد، او همچون مرگ زمان جاهلیت مرده است. حجاج، پای خود را دراز کرد و گفت: پای مرا بگیر! و فعلاً دستم مشغول است.
عبدالله گفت: آیا مرا مسخره می کنی؟
حجاج گفت: ای ابله قبیله بنی عدی تو با علی علیه السلام بیعت نکردی و اینک آمده ای در اینجا و می گویی، پیامبر صلی الله علیه و آله چنین فرمود؟!
والله ما جئت الی لقول النبی صلی الله علیه و آله بل جئت مخافة تلک الشجرة التی صلب علیها ابن الزبیر: سوگند به خدا تو بخاطر فرموده پیامبر صلی الله علیه و آله به اینجا نیامده ای، بلکه از ترس این چوبه دار که مصعب بن زبیر روی آن، آویزان است به اینجا آمده ای؟!
سرانجام عبدالله بن عمر، در سال 73 هجری بعد از گذشتن سه ماه از قتل مصعب بن زبیر بوسیله شخصی که حجاج او را مأمور کرده بود، مسموم شد و از دنیا رفت به این ترتیب در اینجا تا حدودی به شخصیت ظاهری سعد بن ابی و قاص و عبدالله بن عمر، پی بردیم، و دریافتیم که این دو نفر با علی علیه السلام بیعت نکردند (سفینة البحار ج 2 ص 135 و 136).
3 - حارث بن حوط، سومین نفری است که از علی علیه السلام حمایت نکرد و کنار کشید، او به حضور علی علیه السلام آمد و عذر کنار کشیدن خود را چنین عنوان کرد:
تو گمان می کنی که من اصحاب جمل (طلحه و زبیر و...) را در طریق گمراهی می دانم؟ (به عبارت روشنتر من که از جنگ و حمایت از شما کنار کشیده ام از این رو است که جنگ با اصحاب جمل را روا نمی دانم، من چگونه با این کله گنده ها و رجال جنگ کنم؟!
امام علی علیه السلام به او فرمود: تو به زیرت نگاه می کنی و به بالای سرت نمی نگری (به امور مادی و داخل قفس محدود دنیا می نگری، نه به کمالات معنوی) از این رو گیج و حیران مانده ای. حارث گفت من همانند سعد بن ابی وقاص و عبدالله بن عمر (دو رجال معروف) کنار می کشم.
امام فرمود: ان سعداً و عبدالله بن عمر لم ینصرا الحق و لم یخذ لا الباطل (حکمت 262 نهج البلاغه) سعد و عبدالله بن عمر، نه حق را یاری کردند، و نه باطل را خوار نمودند. یعنی: آیا تو می خواهی این دو نفر را پیشوای خود قرار دهی؟! با اینکه این دو نفر تماشاچی هستند و تعهد اسلامی ندارند، معیار و ملاک پیروی از شخص این است که آن است، حامی و طرفدار حق و خوار کننده باطل باشد.
ناگفته نماند که در نهج البلاغه حکمت 18 آمده: امام علی علیه السلام در مورد کسانی که از نبرد کردن همراه او کنا کشیدند فرمود: خذلو الحق و لم ینصروا البالطل : اینها، حق را تنها گذاشتند و باطل را یاری نکردند.
به این ترتیب از تماشاچی که شانه از زیر بار مسؤلیت خالی می کنند و در صحنه ها حضور ندارند، انتقاد نمود هر چند که از افراد با سابقه و از رجال باشند، چرا که باید همیشه حق را یاری کرد و با باطل دشمنی و ستیز نمود.
ناگفته نماند که در نهج البلاغه صبحی صالح، سعد بن مالک (که همان سعد و قاص شد) سعید بن مالک آمده است، ولی در شرح نهج ابن ابی الحدید (ج 19 ص 147) و شرح خوئی (ج 21 ص 346) همان سعد آمده است. (برگرفته از داستانهای نهج البلاغه ص 330 - 326.)

489) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 6 خطبه 68 ص 102 (خطبه نهج صبحی).
490) نهج البلاغه فیض الاسلام خطبه 163 ص 526 و نهج البلاغه صبحی صالح ص 235.
491) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 9 ص 261 خطبه 165.
492) اشاره به روایتی امام آنرا یاد آوری فرمود که در همین خطبه 163 نهج البلاغه فیض و خطبه 165 ابن ابی الحدید آمده است.

493) وقتی عثمان سخنرانی می کرد و قدرت حامیان خود را به رخ مردم کشید، مروان در سخن او پرید و گفت اگر می خواهید شمشیر بین ما حاکم باشد، عثمان دراینجا به مروان نهیب زد و گفت مگر قبلاً نگفتم حرف نزن، الان جای حرف زدن تو نیست، مرا و اصحابم را رها کن ص 265 ج 9 شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید.
494) ما لا یدرک کله، لا یترک کله: هر چه را نتوان به همه اش رسید نباید همه اجزای آن را رها کرد.
495) غرر الحکم ص 13.
496) غرر الحکم ص 14.
497) غرر الحکم ص 37 حدیث 117، 116. در میزان الحکمه این دو حدیث یکی شمرده شده و وبین آندو آمده است.
498) نهج البلاغه موضوعی صی 876.
499) همان ص 1576. نهج صبحی ص 117، خطبه 86.
500) پشه های ریزی که روی صورت حمار می نشینند. همج: انسان های ناآگاه، افرادی که توسط فتنه گران تحریک می شوند. رعاع: افراد پست جامعه.
501) نهج البلاغه صبحی صالح حکمت 199 ص 504.
502) همان حکمت 200 ص 505 لامرحباً بوجوه: اجتماعشان دیده نشود شرح نهج البلاغه میثم بحرانی ج ص 345.
503) نهج البلاغه موضوعی ص 858. خصال صدوق (با ترجمه) ص 204 تصحیح و ترجمه سید احمد فهری زنجانی، انتشارات علمیه اسلامیه، تهران. نهج صبحی، ص 496.
504) لعن: طرد کردن و دور کردن از روی غضب را گویند: از جانب اعتقاد که لعن صورت گیرد یعنی عذاب دنیوی و اخروی است و رحمت اعتقادوند متعال شامل حال شخص یا امت ملعون نمی شود. بل لعنهم الله بکفرهم (88 بقره) بلکه اعتقادوند آنان را به خاطر کفرشان از رحمت خود دور کرد.
مفردات: لعنت اعتقاد را در آخرت عقوبت و در دنیا قطع شدن رحمت و توفیق اعتقاد گرفته ولی کاملاً روشن که عقوبت و عذابهایی نیز در شامل حال معلونان شده است، مثل امت هایی که با عذابهای آسمانی نابود شده اند. آیه 58 سوره اسراء مردم سرزمینی نیست مگر اینکه قبل از قیامت آنان را هلاک کردیم یا عذاب سختی به آنان دادیم...
ابن کثیر: لعن راطرد کردن و دور کردن از هر خیری می داند، طبرسی نیز: دور کردن از رحمت اعتقاد می داند. در ذیل آیه 88 بقره تفسیر ابن کثیر ج 1 ص 128، جوامع الجامع ج 1 ص 62 طیع دانشگاه تهران .
505) سوره ص آیه 74-78.
506) احزاب 64.
507) نساء 47.
508) نساء 46.
509) مائده 64.
510) 1 - بقره 61.
511) توبه 30.
512) احزاب 61، 60.
513) احزاب 58، 57.
514) فتح آیه 6.
515) هود 18، چه ستمگران کافر باشند یا مشرک یا اهل مشخصه آنان ستمگری و ظلم است فرق نمی کند بر بندگان اعتقادیا بر اعتقادوند متعال مثل شرک به اعتقاد که ظلم گرانی است: ان الشرک لظلم عظیم .
516) بقره آیه 159.
517) نور 23.
518) اسراء 60.
519) تفسیر ابن کثیر ج 3 ص 52 که به تفسیر آیه می پردازد از ابن جریر طبری نیز آورده است که شجره ملعونه درخت زقوم است و رویای پیامبر مربوط به شب معراج لیلة الاسراء)می باشد.
520) قاموس قرآن ج 3 ص 42، 41.
521) ج 2 ص 335.
522) بقره 27.
523) آل عمران 86.
524) همان 0
525) همان 87.
526) نهج البلاغه فیض الاسلام ص 1100 در نهج البلاغه صبحی صالح ص 473 حکمت 30 انوف الکافرین آمده است.
527) نهج البلاغه موضوعی ص 1026. نهج البلاغه صبحی صالح ص 542 حکمت 374.
528) وصیت 47 نهج البلاعه صبحی صالح ص 422 نهج البلاغه موضوعی 1032.
529) نهج البلاغه صبحی صالح ص 299 خطبه 191 و نهج البلاغه فیض الاسلام ص 809، 808 خطبه 234 حلماء آمده و در میزان الحکمه ج 6 ص 259 حکما آمده که نویسنده محترم آنرا از بحار ج ص 100 ص 190 آورده است.
530) جامعه و تاریخ 207.