فهرست کتاب


عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه

نصرت الله جمالی

علت سقوط فرانسه

در جنگ دوم جهانی، فرانسه با تمام تجهیزات و امکاناتی که برای مقابله با دشمن داشت از ارتش آلمان شکست خورد و نتوانست از خود دفاع کند در بررسی علت این شکست دانشمندان حقایق شگرفی را بیان کرده اند آقای محمد قطب نویسنده توانای مصری می نویسد: فرانسه ای که در نخستین حمله ارتش آلمان پیشانیش بخاک مالیده شد و بسختی شکست خورد به این خاطر نبود که کمبود ساز و برگ نظامی داشت بلکه برای این بود که فرانسه ارزش انسانی خود را از دست داده و یک پارچه در مسیر غرائز حیوانی و شهوی قرار گرفته بودند.آنها تمام نیروهای خود را در به کار بردن تمایلات شهوی به کار می بردند و حفظ و حراست از کاباره ها کاخهای زیبای پاریس که مرکز عیاشی و خوشگذرانی بود را از این مراکز برای دفاع از مملکت ریخته شود. این بود که ناچار شکست و ذلت عمومی را پذیرفتند.(335) عجیب اینجاست که می نویسد در آن موقع که هواپیماهای بمب افکن دشمن، شهرهای ما را زیر بمب های آتش زا و مخرب بصورت جهنمی درآورده بود نخست وزیر وقت می خواست بوسیله تلفن از ستاد مشترک هوائی متفقین برای مبارزه با دشمن، چند فروند هواپیما در خواست کند ولی با هر یک از سه تلفن روی میزش که تماس می گرفت صدای محبوبه اش بلند بود!(336)

5 - برخورد امام علیه السلام با تمایل به اشرافیت

داستان رفتن عثمان بن حنیف به یک مهمانی اشرافی و اینکه امام علی علیه السلام او را نکوهش کرد، همه می دانیم. درجایی که شرکت یک استاندار در یک مهمانی اشرافی، از طرف امیر المؤمنین علیه السلام محکوم شود بطریق اولی معلوم است که اگر بالاتر از استاندار چنین روشی پیش گیرد که بدتر است و باز بطریق اولی روشن است که اگر مسؤولان برتر گرایش به رفاه، دنیا و اشرافیت داشته باشند بیشتر مورد مذمت اند و عامل بدبینی مردم به خود می شوند. ألا و ان امامکم قد اکتفی من دنیاه بطمریه و من طعمه بقرصیه(337) توجه داشته باشید که پیشوای شما از دنیا به دو پیراهن مندرس (برای پوشش) و دو قرص نان (برای خورش) بسنده کرده است. ألا و انه لا یضرکم تضییع شی ء من دنیاکم بعد حفظکم قائمة دینکم ألا و انه لا ینفعکم بعد تضییع دینکم شی ء حافظتم علیه من امر دنیاکم(338): توجه نمایید که تباه شدن و از دست رفتن چیزی از این دنیای شما، اگر پایه دینتان را محکم مگه دارید شما را زیانی نرساند و نیز متوجه باشید که پس از تباه ساختن دین خودش آنچه را از دنیایتان برای خویش نگه داشته اید برای شما سودی ندارد. این بیان مولی می رساند که توجه به دنیا مساوی است با ضایع کردن دین خود و از دست دادن آنچه در کف داریم. واعلموا عبادالله أنکم و ما أنتم فیه من هذه الدنیا علی سبیل من قد مضی قبلکم ممن کان منکم أطول منکم أعماراً و أعمر دیاراً و أبعد آثاراً(339): ای بندگان اعتقاد بدانید که شما و آنچه از این دنیا در آن هستید، در همان راهی قرار دارید که گذشتگان شما بودند آنانکه عمرشان از شما درازتر و سرزمینشان آبادتر و آثارشان از شما بیشتر بود. و انما یؤتی خراب الارض... لاشراف انفس الولاة علی الجمع(340) توجه داشته باشید بدون هیچ شکی ویرانی کشور، از فقر و تنگدستی مردم است و فقر و ناداری مردم، از هم و غم حاکمان جامعه در ثروت اندوزی است. در دنباله همین بیان امام علیه السلام این عمل زمامداران را ناشی از دو نکته می داند:
الف - و سوء ظنهم بالبقاء : سوء ظن آنان نسبت به بقای - حکومت - خود.
ب - و قلة انتفاعهم بالعبر(341) بهره گیری کم از تجربه های تاریخی - نسبت به عواقب شوم حاکمان قبل از خود - (در نهج البلاغه مطالب زیادی پیرامون این بحث وجود دارد که با اندازه یادآوری از آن استفاده شد.) پایان این بحث را به سخنان حضرت امیر علیه السلام درباره وجود مقدس حضرت محمدبن عبدالله صلی الله علیه و آله که نمونه بارزی از تارک دنیا می باشد، نورانی می کنیم تا آنانی که خود را پیرو آن سرور همام می دانند ملاحظه فرمایند چقدر زندگی خصوصی و اجتماعی شان را با سنت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وفق داده اند: این سخنان را امام علیه السلام در زمانی بیان می کند که گرایش به ثروت اندوزی در جامعه آن روز اسلام دامنگیر بسیاری از صحابه پیامبر بود و حتی نسبت به احیای سنت پیامبر اسلام دامنگیر بسیاری از صحابه پیامبر بود و حتی نسبت به احیای سنت اسلام برای توزیع عادلانه بیت المال توسط وصی رسول الله اعتراض داشتند و دنیاگرایی را بر خداگرایی و آخرت گزینی، شیوه خود کرده بودند.

6 - رسول الله

و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله کاف لک فی الاسوة، و دلیل لک علی ذم الدنیا و عیبها، و کثرة مخازینها و مساویها، اذ قبضت عنه اطرافها، و وطئت لغیره اکنافها و فطهم عن رضاعها، وزوی عن زخارفها...
فتأس بنبیک الاطیب طهر صلی الله علیه و آله فان اسوة لمن تاسی...: رسول الله اعتقاد بس است که از پیروی کنی، و برای تو در نکوهش و زشتی دنیا و بسیاری پستی و ننگ بودن آن راهنمای خوبی هست، زیرا وابستگی های دنیا از او گرفته شد و برای غیر او آماده گشت، و از نوشیدن شیر دنیا ممنوع و از زیورهای آن دوری جست...
پس از پیامبر نیکو و پاکت پیروی کن. زیرا در او برای پیروی کنندگان وسیله پیروی و برای دلبستگان وسیله وجود دارد. و محبوب ترین بندگان نزد خدا آنکس است که از پیامبرش پیروی و نشانه ی او را دنبال کند. پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله دنیا را آنگونه خورد که با نوک دندان بخورد و دنیا را به گوشه چشمی نگاه نکرد.
گرسنه ترین مردم دنیا و شکم تهی ترین آنان بود، دنیا به او پیشنهاد شد، ولی از پذیرفتن آن خودداری کرد، آنگاه که دانست خداوند به چیزی خشمگین است او نیز خشمگین شد، یا خداوند پست و کوچک شمرد او نیز آن را پست و کوچک انگاشت و اگر در ما جز دوستی آنچه را که خدا و رسولش کوچک انگاشته اند نبود، همین مقدار دشمنی با خداوند و سرپیچی از فرمان او کافی بود. او صلی الله علیه و آله بر روی زمین می نشست و غذا می خورد، و همانند بندگان می نشست،و کفشش را با دست خود وصله می زد ،و پوشاکش را با دست خود پینه می کرد، بر الاغ برهنه و بی پالان سوار می شد و کسی را نیز به دنبال سوار می کرد، پرده ای بر در خانه اش بود که نقش هایی در آن بود، به یکی از زنانش فرمود: ای فلانی! آن را از دیدگاه من به دور انداز زیرا آنگاه که من به سوی آن نظر افکنم به یاد دنیا و زیورهای آن می فتم.
پس از دنیا دل دوری جست و یاد آن را در جان کشت، و دوست داشت زیبایی های آن از دیدگانش پنهان باشد، تا هرگز از دنیا لباس فاخر نگیرد، و آن را جای آرام نپندارد و تا در آن امید و آرامش نداشته باشد، پس دنیا را از جان خود بیرون افکنده و از دل به دور انداخت، و از دیدگان پنهان کرد. مانند کسی که چیزی را دشمن داشته باشد او نیز دشمن می داشت که به دنیا نگاه افکند، و یا نزد او دنیا را به یاد آورد. و لقد کان فی رسول الله صلی الله علیه و آله ما یدک علی مساوی ء الدنیا و عیوبها: اذ جاع فیها مع خاصته و زویت عنه زخارفها مع عظیم زلفته، - فلینظر ناظر بعقله: اکرم الله محمداً بذلک ام اهانه! فان قال: اهانه، فقد کذب - و الله العظیم - و أتی بالافک العظیم و ان قال: اکرمه... در پایان خطبه اندکی از روش خود می فرماید: والله لقد رقعت مدرعتی هذه حتی استحییت من راقعها .
لقد قال لی قائل: ألا تنبذها عنک؟
فقلت: اغرب عنی، فعند الصباح یحمد القوم السری!(342)
و در وجود پیامبر صلی الله علیه و آله آنچه که تو را دربدی ها و زشتی های دنیا راهنما باشد وجود دارد، زیرا او با آنکه نزد خدا برتر بود در دنیا گرسنه ماند و با آنکه مقام وی نزد خدا بالاترین مقام بود دنیا از وی دور شد. پس بیننده باید در خود اندیشه کند: که آیا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را با این روش گرامی داشته است یا آنکه وی را پست گردانده است؟
پس اگر بگوید: وی را پست گردانده است - به خدای بزرگ سوگند - با بهتان بزرگ دروغ گفته است، و اگر بگوید: محمد صلی الله علیه و آله را گرامی داشته است، پس باید بداند که خداوند جز او را خوار گردانیده است، که دنیا را برای او گشاده کرده و آن را از نزدیکترین مردم به خود دور گردانیده است. پس پیرو باید از پیامبرش پیروی کند و پیرو نشانه او باشد، و داخل شود آنجا که پیامبرانش داخل می شود. و گرنه از نابودی ایمن نخواهد بود، زیرا خداوند محمد صلی الله علیه و آله را نشانه ی نزدیک شدن روز واپسین و نویددهنده بهشت و بیم دهنده ی کیفر قرار داده است.
از دنیای بهره مندی بیرون رفت و به سرای دیگر با سلامت اندرون شد. سنگی را بر روی سنگ نگذاشت تا آنکه راه خود را سپری کرد، و ندای پروردگارش را پاسخ گفت. وه که احسان خداوند بر ما چه بسیار بزرگ است که با نعمتی چون محمد صلی الله علیه و آله پیشینه ای برای ما قرار داده است که از او پیروی کنیم و پیشوایی قرار داده است تا با گامهای او گام برداریم!(343) والله بر این لباس پشمینه ام اینقدر وصله دوخته ام که از خیاطش خجالت می کشم. گوینده ای گفت: آیا این را دور نمی اندازی؟ گفتم: اینطور نگو - بقول معروف - صبح هنگام کاروان شب رو را تمجید می کنند.
آخرین کلام، سفارش امام سجاد علیه السلام به ما:
فاتقوا الله. و اعلموا ان الله تعالی لم یحب زهرة الدنیا لأحد من اولیائه و لم یرغبهم فیها و فی عاجل زهرتها و ظاهر بهجتها فانما خلق الدنیا و خلق أهلاها لیبلوهم فیها أیهم أیهم أحسن عملاً لآخرة، و أیم الله لقد ضربت لکم فیه الامثال و صرفت الایات لقوم یعقلون، فکونوا أیها المؤمنون من القوم الذین یعقلون و لا الا بالله:
بپرهیزید و بدانید که خدای تعالی شکوفائی دنیا را برای احدی از دوستانش دوست ندارد و آنها را بدان و بشکوفائی نقد و خرمی آن تشویق نکرده، و همانا دنیا را و خلق آن را آفریده تا آنها را بیازماید که کدام خوش کردار ترند برای آخرت و بخدا سوگند من در این باره برای شماها مثلها زدم و آیاتی برای خردمندان آوردم - پس ای مؤمنان از آن مردمی باشید که خردمندند و لا قوة الا بالله(344)
جهان ای برادر نماند به کس - دل اندر جهان آفرین بند و بس
مکن تکیه بر ملک دنیا و پشت - که بسیار کس چون تو پروردوکشت
چو آهنگ رفتن کند جان پاک - چه بر تخت مردن چه بر روی خاک
سعدی(345)