فهرست کتاب


عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه

نصرت الله جمالی

1- استبداد از چه ناشی می شود؟

دو عامل در مستبد شدن انسان نقش دارد:
- عجب - کبر و خودبینی -.
- چابلوسی دیگران.
به عبارت دیکر می توان یکی از عواملی که کبر را در انسان بر می انگیزد ،چابلوسی و مدح و ثنای دیکران است که گمان برتری را در آدمی زنده می کند. امام علی علیه السلام می فرماید: کثرة الثناء ملق یحدث الزهو و یدنی من العزة:(222) مدح و ثنای زیاد کبر و خود نمایی به وجود می آورد و از عزت دور می کند. امام علی علیه السلام حد و مرز چاپلوسی و عکس آن: کوتاهی در تمجید از کسی راکه مورد ستایش قرار گیرد، مشخص فرموده است: الثناء باکثر من الاستحقاق ملق و التقصیر عن الاستحقاق عی او حسد:(223) مدح و ثنای کسی بیش آنچه در اوست چاپلوسی و کوتاهی کردن در آنچه شایسته ذکر است یا از روی ناتوانی یا از روی حسد می باشد.
چاپلوسان و متملقان، همانند دشمنانی می مانند که انسان را بلند می کند و بالا می برند تا دیگران او را به زمین بکوبند.
دشمن دانا بلندت می کند - بر زمینت می زند نادان دوست.
زیرا واقعاً اینگونه افراد از روی صداقت صحبت نمی کنند.
امام علی علیه السلام: انما یحبک من لا یتملقک...:(224) کسی به انسان علاقه دارد که تملق گویی نمی کند.
اخوک من صدق، لا من صدقک : برادرت کسی است که به تو راست گوید نه کسی که با تملق تأییدت کند.(225)
امام علی علیه السلام در بیان فردی را که از سخنان متملق، دچار فریب شود نه تنها عاقل نمی داند بلکه او را نادان ترین مردم قلمداد می فرماید: اجهل الناس المغتر بقول مادح متملق بقول مادح متملق یحسن له القبیح و یبغض الیه النصیح:(226) جاهل ترین انسان کسی است که فریب سخن ثناگوی چاپلوسی رابخورد که زشت را برایش زیبا و انسان نصیحتگر را دشمن معرفی می کند.
بنابراین انسان خردمند و فرهیخته، باید مواظب باشد که چاپلوسان و ثناگویان او را از سریر عزت، به حضیض ذلت و از اوج اقتدار به جایگاه کشتار نکشانند
. امام علی علیه السلام جان کلام را فرموده است: من مدحک فقد ذبحک :(227) ستایش کننده ات بطور حتم کشنده ات می باشد.
حتی اگر خود را بستاید خود، عامل نابودی اش شده است. امام علی علیه السلام: من مدح نفسه فقد ذبحها.(228)
مدح خود گفتی بکشتی خویش را - رو نکوهش کن تو نفس خویش را.
امام علی علیه السلام: در جبهه صفین بود، روزی رزمندگان قهرمان اسلام در محضرش اجتماع کردند، امام برای آنها سخنرانی کرد. در این سخنرانی بعد از حمد و ثنای الهی درباره حقوق زمامدار اسلام بر پیروانش سخن پر ارزش و مهمی را بیان داشت.
در این هنگام دیدند، مردی از اصحابش بپاخاست و سخنرانی کرد و در این سخنرانی، آن حضرت را ستود، از مقام علی علیه السلام تعریف کرد و اطاعت و پیروی خود را از فرمان امام، در همه حال اعلام داشت.(229)
امام علیه السلام نپسندید که او، آن حضرت را بستاید (با اینکه مقام و ارزش امام بسیار بیشتر از این حرفها و ستایشها بود) بنابراین فرمود:
سزاوار است آن کس که عظمت و شکوه خدا، در نظرش بزرگ است، همه چیز جز خداوند در نظرش کوچک باشد...و سپس فرمود: بدترین حالات رهبران در پیشگاه صالحان این است که گمان برده آنها مرعوب و فریفته تفاخر شده اند، و جلوه برتری جویی، آنها را فرا گرفته است...
و قد کرهت ان یکون جال فی ظنکم انی احب الاطراء، و استماع الثناء، و لست - بحمد الله - کذلک،و لو کنت احب ان یقال ذلک لترکته انحطاطاً لله سبحانه ان تناول ما هو احق به من العظمة و الکبریاء...: من این را نمی پسندم که حتی در ذهن شما این موضوع راه یابد که من مدح و ستایش را دوست دارم و از شنیدن آن لذت می برم، من بحمدالله این گونه نیستم، و فرضاً اگر دوست می داشتم که مرا بستایند، ولی ترک آن را انتخاب می کردم، بخاطر اظهار حقارت و کوچکی در برابر خدای سبحان و بزرگ که از همه کس به مدح و ثنا، سزاوارتر است... و در پایان فرمود: انا و انتم عبید مملوکون لرب لا رب غیره یملک منا ما لا نملک من انفسنا و اخرجنا مما کنا فیه الی ما صلحنا علیه...: همانا من و شما بندگان و مملوک خداوند یکتا هستیم. خداوند آنچنان بر ما مسلط است که ما خودمان بر خود، آنگونه تسلط نداریم خداوند ما را از آنچه بودیم خارج ساخت و به سوی رستگاری روانه کرد. به جای گمراهی، هدایت بخشید، و پس از تیره دلی و کور ذهنی ،به ما بصیرت و شناخت داد(230)
به این ترتیب می بینیم امام علی علیه السلام از مدح رخ به رخ، نهی کرد و آن را ناپسند شمرد.(231)
همانطور که دیدیم عامل مهم پدیدار شدن کبر، مدح و ثنای دیگران است که باید آنرا چاپلوسی و تملق نامید.
کبر درخت پوک و سستی است بی ریشه، که ظاهری جالب و دیدنی دارد باطنی تو خالی و لانه حشراتی است همچون موریانه که کم کم درخت کبر و عجب را از پای در می آورد. امام صادق می فرماید:
هیچ جهلی از عجب بیشتر باعث ضرر نمی شود: لا جهل اضر من العجب.(232)
لذا کبر باعث تک بینی و تک نظری و خود را از همه برتر دیدن و استحقاق همه چیز داشتن، حتی الوهیت می شود و بالاخره فرعونی که باید در دریا غرق شود، جسدش آینه تمام کبریت گردد، تا دیگران پند گیرند، خود را با منیت نیالایند و ننمایانند: فانتقمنا منهم فأغرقناهم فی الیم...(233) فالیوم ننجیک ببدنک لتکون لمن خلفک آیة و ان کثیراً من الناس عن آیاتنا غافلون:(234) از آنان انتقام گرفتیم پس در دریا غرقشان کردیم...،امروز بدنت را نجات می دهیم تا الگو و نشانه ای برای افرادی باشد که بعد از تو می آیند. - و با همه این نشانه ها - اکثر مردم از نشانه های ما غافلند
از زبان علی علیه السلام در این باره روایاتی بیاوریم:
من استبد برأیه هلک:(235) کسی که به رأی و نظر خود بسنده کند، زمینه هلاکت خود را فراهم آورده است.
من استبد برأیه فقد خاطر و غرر:(236) هر کس استبداد رأی را پیشه خود سازد، به تحقیق خود را به مخاطره و خطر انداخته است.
من استبد برأیه زل:(237) هر کس به رأی خود اکتفا کرد دچار لغزش شده است.
من قنع برأیه هلک:(238) هر کس به رأی خود قانع باشد، خود را در ورطه هلاک انداخته است.
استبداد رأی نتیجه کبر و کبر هم گویای جهل و ناآگاهی انسان است که باعث خوشنودی فرد از خود راضی شد جاهل بودنش کفایت می کند.
ولی انسان عاقل، اندیشه و نظر خود را صائب نمی داند بلکه با خود می گوید ممکن است اشتباه کنم. لذا به رأی خود بسنده نمی کند. امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:
العاقل من اتهم رأیه و لم یثق بکل ما تسول له نفسه:(239) عاقل کسی است که رأی خود را متهم نماید و به آنچه نفسش برای او می آراید اعتماد نکند
افزون بر این باید از نظر دیگران استفاده نماید و بر عقل و اندیشه خود بیفزاید:... من شاور الرجال شارکها فی عقولها:(240) هر کس با مردم مشورت کند در عقل آنان شریک شده است.
مشورت و شور پشتیبان محکمی هستند که انسان را از سقوط حفظ می کند:... لا مظاهرة اوثق من المشاورة:(241) هیچ پشتیبانی محکمتر از مشاوره نیست.
مشورت با دیگران عاملی است که را در مسیر درست و هدایت قرار می دهد و تک رأی بودن و خود رأی شدن عامل به صدا در آمدن زنگ خطر نابودی برای بشریت است:
والاستشارة عین الهدایة و قد خاطر من استغنی برأیه:(242) مشورت عین هدایت است و کسی که فقط به نظر خود بسنده کرد حتماً در خطر افتاده است.
اگر انسان در وادی مشورت گام برندارد، دچار سراب جهل و کبر است و آدم متکبر قابل آموزش نیست. دارای روحیه ای است که هر چه بر او بخوانند، اثری از پذیرش در او پدیدار نمی شود چون اگر پندپذیر و دارای روحیه فراگیری دانش در زمینه هایی که لازم است، می بود حضرت امیر علیه السلام نمی فرمود: لایتعلم من یتکبر:(243) انسانی که تکبر می ورزد چیزی یاد نمی گیرد.
با توجه به روایات آورده شده اهمیت شور و مشورت و مشاوره روشن شد و نقش مؤثر آن بقای نظام یک جامعه می باشد.
حال که استبداد عامل براندازی و مشاورت باعث سر افرازی و برقراری است، باید توجه داشته باشیم که مشاوران در حقیقت برنامه ریزان و طراحان اصلی نظام حاکم بر جامعه می باشند. لذا گزینش و چینش آنان در هر امری با نهایت، تأمل و دقت صورت گیرد. در غیر این صورت به عدالت عمل نکرده ایم و افراد لایق و کارا و آگاه برای مشورت و حتی مدیریت برنگزیده ایم نه تنها در گزینش و چینش خود اشتباه کرده ایم که بدتراز آن تیشه به ریشه خود زده ایمو یکی بر سر شاخه بن می بریدگشته ایم به نظر امام علی علیه السلام اگر قدرت در دست سفلگان و نابخردان بیفتد، دولتها در معرض نابودی قرار می گیرند: زوال الدول باصطناع السفل.(244) در بیان دیگری از مولا روی گردانی مردم از دولتها یا به عبارت دیگر حرکت به طرف سقوط حکومتها را 4 عامل می داند: یستدل علی ادبار الدول باربع، تضییع الاصول و التمسک بالفروع و تقدیم الاراذل و تأخیر الافاضل:(245)
1 - نکات اساسی را رها کردن.
2- به نکات فرعی اهمیت دادن.
3 - ناآگاهان را بر مصدر امور گماردن.
4 - برتران را از قدرت پس زدن و حذف کردن.

2- مستشاران ناهماهنگ با اهداف نظام

اگر یک جامعه، برنامه ریزان حکومتی اش افرادی باشند که در نظام سابق، در همان پست ها و از کارگزاران آن بوده اند، همانطور که خود عاملی برای فروپاشی رژیم سابق شده اند، نمی توانند کارآیی لازم را برای حفظ رژیم فعلی داشته باشند و همچنان با آن طرز تفکرات، روحیه و روش های ملکه شده در وجودشان ضربه های مهلکی را، مقطع های خاصی بر پیکر نظام و جامعه فرود می آورند. در جایی که امام علیه السلام راجع به وزرا و کارگزاران رژیم پیشین به مالک اشتر هشدار می دهد، به طریق أولی برنامه ریزان سابق که عملاً برتر از کارگزاران نظام پیشین، و خط دهنده به آنان هستند، جایی برای ادامه حیات سیاسی ندارند. باید آنان را از رأس هرم طراحان و برنامه نویسان کنار گذاشت.
ان شر وزرائک من کان للأشرار قبلک وزیراً و من شرشکهم فی الاثام: بدترین دستیارانت کسانی اند که برای اشرار پیش از تو وزیر بوده و هر که در جرائم آنان مشارکت داشته است.
فلا یکونن لک بطانة، فأنهم أعوان الاثمة و اخوان الظلمة:(246) مبادا این افراد - که در دولت جنایتکاران و در جرائم آنان مشارکت داشته اند - همراز و محرم اسرارت شوند، زیرا اینان یاوران گنهکاران و برادران ستمکارانند.
علاوه بر مطلب فوق، مستشاران و اهل مشورت باید 15 خصوصیت داشته باشند که در این بحث آورده می شود:

3- مستشاران باید چه کسانی باشند؟

دین مبین اسلام برای طرف مشورت انسان خصوصیت های لازمه ای را ارائه داده که در روایات معصومین علیهم السلام آمده است.
مشاور باید:
الف - خشیت الهی داشته باشد.
1 - امام صادق علیه السلام: شاور فی امرک الذین یخشون الله عزوجل:(247) درکار خود با کسانی مشورت کن که خشیت خدا را داشته باشند. (خشیت: بیم و هراس.)
2 - امام علی علیه السلام: شاور فی امورک الذین یخشون الله ترشد:(248) در کارهایت با افرادی که خشیت خدا دارند، مشورت کن تا راه رشد را بیابی.
3 - امام علی علیه السلام: شاور فی حدیثک الذین یخافون الله:(249) در گفتارت با کسانیکه خوف خدا را در دل دارند مشورت کن.
ب - عاقل باشد.
1 - امام علی علیه السلام: شاور ذوی العقول، تأمن من الزلل و الندم: با عقلا مشورت کن تا از لغزش ها و پشیمانی ها در امان باشی.
2 - امام علی علیه السلام: من شاور ذوی الالباب علی الصواب :(250) هر کس با خردمندان مشورت کند به راه راست هدایت شده است. شاور فی أمورک مما یقتضی الدین ،من فیه خمس خصال: عقل،...(251)
در کارهایت آنچه را که در اقتضا می کند مشورت کن، هر کس پنج خصوصیت دارد - دارای چنین اقتضایی است :- و یکی از آن پنج خصلت عقل است...
4 - امام صادق علیه السلام... تجنب ارتجال الکلام...:(252) در مشورت از افرادی که بدون اندیشه و مطالعه، سخن می گویند دوری گزین...
5 - امام علی علیه السلام: مشاورة الجاهل المشفق خطر:(253) باندانم کاردلسوز و دل نازک، مشورت کردن خطرناک است.
ج - بردبار و حلیم باشد.
1 - امام صادق علیه السلام: شاور فی امورک مما یقتضی الدین من فیه خمس خصال: عقل و حلم...:...(254) با کسی که یکی از خصلتهای پنجگانه اش حلیم بودن است مشورت نما...
د- مجرب باشد.
1 - امام صادق علیه السلام:... من فیه خمس خصال: عقل و حلم و تجربة...:(255) با کسی مشورت کن که پنج داشته باشد... و یکی از آن خصلت ها تجربه داشتن است...
2 - امام صادق علیه السلام: ایاک و الرأی الفطیر...:...،(256) از پذیرفتن نظر ناپخته بر حذر باش...
3 - امام علی علیه السلام: أفضل من شاورت ذوی التجارب...:(257) برترین افرادی که با آنان مشورت می کنی تجربه داران می باشند.
ه-ناصح باشد.
1 - امام صادق علیه السلام: من فیه خمس خصال... و نصح...(258): ...با کسی مشورت کن که دارای پنج خصلت باشد... و یکی از آن خصلت ها ناصح بودن است... .
2 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: مشاورة العاقل رشد و یمن و توفیق من الله(259): مشورت با انسان عاقل نصیحت گر، رشد، مبارک و توفیقی از جانب خدا است
و - اهل تقوا باشد.
1 - امام صادق علیه السلام:... من خمس خصال... و تقوی(260) باکسی مشورت کن که دارای پنج خصلت باشد... و یکی از آنها تقوی داشتن است .
ز - شجاع باشد.
1 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: یا علی لا تشاورن جباناً فانه یضق علیک المخرج(261) ای علی با انسان ترسو مشورت نکن که او راه خروج را بر تو باریک می کند.
2 - امام علی علیه السلام: لا تدخلن فی مشورتک... جباناً یضعف علیک الأمور(262) انسان ترسو را مشورت نگیر که امور را بر تو سست می کند - از عدم کارایی امور بر تو سخن می گوید -.
ح - سخاوتمند و کریم باشد.
1 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: و لا تشاورن البخیل یقصر بک عن غایتک(263): با بخیل مشورت مکن که تو را از مقصد باز می دارد.
2 - امام علی علیه السلام: لا تدخلن فی مشورتک بخیلاً یخذلک عن الفضل و یعدک الفقر(264): حتماً انسان بخیل را به مشورت نگیر که تو را از فضل و بخشش باز می دارد و وعده فقر و بیچارگی به تو می دهد.
ط- حریص نباشد.
1 - پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله: لا تشاورن حریصاً فانه یزین لک شرهاً(265): باانسان حریص مشورت مکن که پرخوری و شکم پرستی را بر تو جلوه می دهد.
2 - امام علی علیه السلام:... و لا حریصاً یزین لک الشره بالجور(266): ... انسان حریص را در مشورتت شرکت نده که او پرخوری و شکم پرستی با ظلم و ستم را بر تو جلوه می دهد.
ی - سبک مغز و احمق نباشد.
1 - امام صادق علیه السلام: لا تشاور أحمق...(267): با احمق و سبک مغز مشورت نکن.
2 - امام علی علیه السلام:... و لا علی وغد(268): با انسان پست، فرومایه و دیوانه مشورت نکن.
ک - دروغگو نباشد.
1 - امام علی علیه السلام: لا تستشر الکذاب فانه کالسراب یقرب الیک البعید و یبعد علیک القریب(269): با دروغگو مشورت نکن که مانند سراب است، دور را به تو نزدیک و نزدیک را برایت دور می نمایاند.
ل - استبداد رأی نداشته باشد.
1 - امام علی علیه السلام:... لا تشر علی مستبد برأیه (270) با انسان مستبد مشورت نکن.
2 - امام صادق علیه السلام: لا تشاور من لا یصدقه عقلک و ان کان مشهوراً بالعقل و الورع(271) با انسانی که عقلت او را تصدیق نمی کند مشورت نکن اگر چه به عاقل بودن و زهد داشتن شهرت داشته باشد.
م - بوقلمون صفت نباشد.
1 - امام علی علیه السلام:... و لا علی المتلون (272) با انسان بوقلمون صفت که هر لحظه به رنگی در می آید مشورت نکن.
ن - لجوج نباشد.
1 - امام علی علیه السلام:... ولا علی لجوج(273) با انسان خیره سر و ستیزه جو مشورت نکن.
س - زن عاقلی باشد.
امام علی علیه السلام: ایاک و مشاورة النساء الا من جربت بکمال عقل (274) از مشورت بانوان به پرهیز مگر طرف مشورت، زنی باشد که کمال عقلی او را به تجربه سنجیده باشی.