فهرست کتاب


عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه

نصرت الله جمالی

2 - توزیع بیت المال بر اساس مساوات

..عمر و عثمان در طول مدت بیست و چند سال خلافت خود، در مورد تقسیم بیت المال ،تبعیضات فردی و طبقاتی دردناکی بوجود آورده بودند و این روش باطل در میان مردم، سنتی شده بود. علی علیه السلام وقتی که روی کار آمد، با دشواریهای سختی روبرو شد روش علی در تقسیم بیت المال بر اساس مساوات و استحقاق بود، روشن است که بر هم زدن، روش عمر و عثمان که سالها مردم با آن خو گرفته بودند آسان نبود، او هر گونه تبعیض و طبقه بندی در تقسیم بیت المال را روا نمی دانست. اینک ببینیم این مطلب از دیدگاه فقه چگونه است؟

تقسیم بیت المال بطور مساوی از دیدگاه فقه اسلامی

یکی از مسائلی که در بحث بیت المال عنوان می شود مسأله چگونگی تقسیم بیت المال است، این مسأله در کتب فقهی عنوان شده و در این باره فقهای مذاهب اسلامی اختلاف نظر دارند. اما از دیدگاه فقهای تشیع ،باید بیت المال بطور مساوی بین مستحقین تقسیم گردد.
عالم بزرگ و معروف شیعه شیخ طوسی در کتاب خلافخود ذیل باب کتاب الغین و قسمة الغنیمة پس از ذکر این مسأله از دیدگاه فقهای مذاهب مختلف اسلامی در مسأله 44 چنین گوید:
در مصرف بیت المال، بین مردم بخاطر شرافت یا سابقه بیشتر در اسلام و یا دانش و زهد، فرقی نباید گذاشت، و شیوه علی علیه السلام همین بود که بیت المال را بطور مساوی قسمت می کرد، ابوبکر نیز همین روش را داشت، حتی به افرادی که حاضر نمی شدند نیز به همان اندازه می داد، ولی عمر دسته ای را بر دسته دیگر برتری می بخشید. آنگاه اضافه می کند: دلیل بر تقسیم بیت المال بطور مساوی این است که اسم بیت المال مطلق است و شامل همه مردم می شود، و هر کسی از هر طبقه ای باشد، در این جهت هیچگونه امتیازی ندارد ،و برتری دادن بعضی بر بعضی دیگر جایز نیست، زیرا برتری دادن نیاز به دلیل دارد و در اینجا دلیلی برای برتری دادن اشخاص وجود ندارد.
محقق عالیقدر صاحب جواهر گوید:روایات صحیح و فراوان بر این معنی دلالت می کند که حضرت علی علیه السلام بیت المال را بطور مساوی بین مردم تقسیم کرد، و رعایت عدالت در این مورد از صفات خاص آنحضرت بشمار آمده بود. در اینجا در میان روایات فراوان به ذکر دو نمونه اکتفا می کنیم:
1- علی علیه السلام فرمود: در روز قیامت در مورد هفت چیز باز خواست می کنند که عبارتند از: انجام نماز، پرداخت زکات، امر به معروف و نهی از منکر و تقسیم بیت المال بطور مساوی و رعایت عدالت در میان مردم، و اجرای حدود الهی.
2 - عاصم بن کلیب از پدرش نقل می کند که گفت: من در حضور علی علیه السلام بودم که اموالی مربوط به بیت المال از یکی از نواحی ایران آورده بودند، حضرت بر خاست و تصمیم به تقسیم آن گرفت و ما نیز با او برخاستیم، مردم برای دریافت آن هجوم می آوردند، حضرت برای رعایت انضباط ،دستور فرمودند طنابی به عنوان حائل اطراف اموال کشیده، تا جمعیت در آن طرف طناب قرار گیرند و فرمود: اجازه نیست که کسی از این ریسمان عبور کند مردم آن طرف طناب نشستند و خود داخل طناب شد و فرمود: رؤسای هفتگانه کجایند؟ (آنروز در کوفه هفت قبیله از مسلمین زندی می کردند که هر کدام نماینده خاص داشتند) حضرت سهم هر یک از قبایل را به نماینده آن قبیله تحویل دادند تا آنها بطور مساوی آنرا در میان اعضاء قبیله خود تقسیم کنند در کنار اموال؛ داخل ظرفهای خالی شده یک قرص نان بدست آمد علی علیه السلام فرمود: این قرص نان را هفت قسمت کنید و برای هر قبیله ای از قبائل هفت گانه یک قسمت آنرا بگذارد سپس فرمود:
هذا جنای و خیاره فیه - اذ کل جان یده الی فیه
یعنی این چیده، بهترینش در میانش است، زیرا هر چیننده دستش به طرف دهان خودش بر می گردد، آنگاه همه آن اموال را تحویل نماینده ها داد، آنان در حضور آنحضرت ،افراد قبیله خود را می خواندند و اموال را در میان، آنها قسمت می کردند.
خلاصه اینکه: طبق مبانی شیعه بطور کلی، تقسیم بیت المال باید بطور مساوی بین افراد باشد، ولی در پاره ای از موارد بخاطر اموری در تقسیم به بعضی بیشتر داده می شود، مثلاً در تقسیم غنائم جنگی (که یکی از منابع بیت المال است) به جنگجویان پیاده یک سهم داده می شود اما به جنگجویانی که سواره اند اگر یک اسب دارند ،دو سهم می شود و اگر چند اسب دارند سه سهم تعلق می گیرد.
روشن است که این فرق بخاطر مخارج خوراکی و نگهداری اسبها است، و با توجه به این مطلب، می فهمیم که این موضوع حاکی از تبعیض در تقسیم بیت المال نیست.

4- شیوه علی علیه السلام در تقسیم بیت المال

ابن ابی الحدید صاحب شرح نهج البلاغه که از بزرگان اهل تسنن است داستان ذیل را از ابو جعفر اسکانی نقل می کند:
علی علیه السلام در دومین روز بیعت بالای منبر رفت و پس از حمد و ثنا چنین فرمود: هنگامی که رسول خدا صلی الله علیه و اله رحلت کرد، مردم ابوبکر را برای خلافت برگزیدند، و ابوبکر نیز عمر را خلیفه بعد از خود قرار داد، عمر به روش ابوبکر رفتار می کرد، و سپس در پایان عمر، شورای شش نفری تشکیل داد که میان آن شورا، خلافت به عثمان واگذار شد، او هر چه را که شما نمی خواستید انجام می داد، تا آنکه به کارهای او پی بردید ،آنگاه محصور گردید و کشته شد .پس از کشتن عثمان به سوی من آمدید، و من خلافت راپذیرفتم من مردی هستم از شما و دارائی و جان شما را از آن خود می دانم، و در نگهداری آنها می کوشم.
براستی خداوند درهای رحمت را به سوی شما و اهل قبله گشوده است و فتنه ها همچون شب تار رو آور شده است، که جز افراد صبور و بینا و آگاه بر رازها، تاب این حوادث را ندارند، من شما را به راه و رسم پیامبر اسلام صلی الله علیه و اله سوق خواهم داد، و آنچه را که به آن مأمور شدم در میان شما اجرا می کنم، در صورتی که از یاری من دست برندارید، و من از خداوند یاری می طلبم.
آگاه باشید، گمان مبرید که پس از در گذشت پیامبر خدا صلی الله علی و اله من دگرگون شده ام، بلکه من اکنون همان هستم که در زمان رسولخدا بودم، پس هر فرمانی از جانب من به شما رسید،و در آنجا که شما را پرهیز دهم گام بر ندارید و در کارها شتاب نکنید، تا آن را برای شما روشن سازم و در حقیقت هر دستوری را که نافرمانی کنید ما عذر شما را نمی پذیریم.
آگاه باشید، خداوند بیشتر از آسمان و عرش خود، داناتر است و می داند که من حکومت بر امت محمد صلی الله علیه و اله را خوش نداشتم، تا اینکه خواسته تمام شما بر این شد که من آن را بپذیرم ، برای اینکه من شنیدم پیامبر خدا می گفت:
هر حاکم که زمام امور بعد از مرا به عهده گیرد، بر میزان نگه داشته شود، و فرشتگان، صحیفه (آمار خیر و شر) وی را پخش می کنند، پس اگر دادگر باشد خدات او را نجات می دهد و اگر ستمگر باشد، میزان به گونه ای تکان می خورد که استخوانهایش می شکند، و سپس به سوی آتش سرازیر می شود...
آنگاه علی علیه السلام به راست و چپ نگاه کرد و گفت:
آگاه باشید، فردا که فرا رسد، کسانی را که در دنیا فرو رفته اند و گنجهای دنیا را ذخیره کرده اند و آنرا (بناحق) از خود می دانند، من آنها را از دستشان بیرون می کنم، در نتیجه آنان از رفتار من ناراحت می شوند و می گویند فرزند ابوطالب، حقوق ما را بر ما حرام نموده است.
هر گاه به خواست خدا فردا فرا رسد ، نزد من بیائید، تا مالی را که پیش ما وجود دارد در میان شما تقسیم کنیم، هیچیک از شما نباید با ما مخالفت کند خواه عرب باشد یا عجم، اهل بخشش باشد یا نباشد...
نخستین مخالفت عده ای با امام علیه السلام از اینجا شروع شد که او دستور تقسیم بیت المال را بطور مساوی صادر کرد - اینک دنباله ماجرا:
فردای آن روز، مردم طبق دستور امام، برای گرفتن سهم خود نزد امام حاضر شدند، علی علیه السلام به خزانه دارش عبیدالله بن ابی رافع فرمود:
از مهاجرین آغاز کن و آنان را به حضور بطلب و به هر یک سه دینار بده، سپس انصار را به حضور بطلب و به آنها نیز هر یک سه دینار بده، و پس از آنها هر یک از مردم که حاضر شدند، چه سرخ پوست باشند یا سیاه پوست به همین مقدار بده.
سهل بن حنیف (که به غلام سابقش همین مبلغ داده شده بود) به اعتراض برخاست و گفت: این شخص (غلام) دیروز غلام من بود، و امروز او را آزاد کرده ام، به او برابر من می دهی؟
علی علیه السلام فرمود: هر چه به دادیم به تو نیز می دهیم.
به همه افراد سه دینار داد بی آنکه بین آنها فرقی بگذارد.
افرادی چون طلحه و زبیر و عبدالله بن عمر و سعید بن عاص و مروان و عده ای از قریش و...با این روش مخالفت کردند و دنبال آن را گرفتند...امیر مؤمنان در پاسخ آنان در مورد مسأله اعتراض به تساوی در صرف بیت المال چنین فرمود: اتأمرونی ان اطلب النصر بالجور فیمن ولیت علیه، و الله لا أطور به، ما سمر سمیر و ما أم نجم فی السماء نجماً و لو کان المال لی لسویت بینهم فکیف و انما المال مال الله. الا و ان اعطا المال فی غیر حقه تبذیر و اسراف و هو یرفع صاحبه فی الدنیا و یعضه فی الاخرة و یکرمه فی الناس و یهینه عند الله و لم یضع امرء فی غیر حقه و عند غیر اهله الا حرمه الله شکرهم و کان لغیره ودهم فان زلت به النعل یوماً فاحتاج الی معونتهم فشر خلیل و ألام خدین: آیا به من دستور می دهید به کسانی که تحت فرمانروائی من هستند ستم کنم تا یارانی گرد آورم، به خدا سوگند تا دنیا وجود دارد و تا ستاره ای دنبال ستاره دیگر حرکت می کند این کار را نخواهم کرد، اگر مال از آن خودم بود آنرا بطور مساوی تقسیم می کردم، چه رسد به اینکه مال، مال خداست.
آگاه باشید که بخشیدن مال در جای ناروا بریز و بپاش و بیهوده مصرف نمودن آن است و اینگونه بخشش بخشنده را در دنیا بالا می برد، ولی در روز رستاخیز به پائین می کشاند و در پیش مردم او را محترم می کند ولی در پیش خدا خوار می گرداند، و کسی مال خود را در جای نادرست و نزد نا أهلان نگذاشت مگر آنکه خداوند شکر آن مال را بر او حرام کرد.
این بخشش نابجا و ناروا، در دل مردم دوستی می آفریند اما اگر روزی پیش آمدی بدی برای او رخ داد و به یاری آنها نیازمند شد، آنها بدترین و سرزنش کننده ترین یار و دوست خواهند بود (181)
در خطبه یتبرأ من الظلم داستان آهن گداخته ای که آن حضرت برای برادرش عقیل آماده کرد تا او را از درخواست بیش از سهمیه اش بترساند، به ما درس عدالت خواهی می دهد که خانواده خود را بر دیگران ترجیح ندهیم و بیش از دیگران برای آنان حقوقی منظور نکنیم. آن هم در حالی امام علیه السلام می فرماید:
اگر چه خانواده اش در حال فقر و نداری زندگی را سپری می کرد و غبار پریشان حالی بر چهره شان نشسته بود این داستان زبان زد خاص و عام است هر شیعه علی می داند.(182)
در کتابهای دیگر بعضی از نکات را که یاد آور خط فکری امام علی علیه السلام است و به افراد جامعه آنروزی، آموزشهای عدم تبعیض بین ابنای بشر را می فرموده، آورده اند و مطالب مذکور را توضیح بیشتری می دهد.(183)
حضرت علی علیه السلام در تقسیم بیت المال نیز با رعایت حقوق عامه مردم، همه را برابر می دانست، امام علیه السلام چند روز پس از قبول خلافت فرمود:
مردم!... از ابوالبشر فرزندی به عنوان غلام یا کنیز متولد نگردید، تمام فرزندان او از روز نخست آزاده بودند. لکن امروز به خاطر جهات و مقتضیاتی... جمعی بنده و مملوک شما قرار گرفته اند... قدری از اموال که مربوط به مسلمین است نزد من جمع شده، باید در میان شما از سیاه پوست و سفید پوست، بردگان و آزادگان، به طور مساوی تقسیم شود.
بعد علی علیه السلام از آن به هر نفر سه دینار داد مردی از انصار و غلامش که روز گذشته آزاد شده بود هر کدام سه دینار گرفتند. مرد اعتراض کرده گفت:
یا علی علیه السلام! این غلام را من دیروز آزاد نموده ام، آیا سهم مرا با او به یک اندازه می دهی؟ حضرت پاسخ داد:
من در کتاب خدا دقت کردم، تفاوتی بین فرزندان اسحاق که آزاد بودند ندیدم.
حضرت علی علیه السلام به خاطر اینکه در تقسیم بیت المال بین عرب و عجم، برده و آزاده، اشراف و فقرا و... تفاوتی نمی گذاشت، در ابتدا همیشه مورد اعتراض واقع می شد،ولی آنچه برای امام علیه السلام اهمیت داشت عمل به قانون (شرع) بود. امام علیه السلام هیچگاه به خاطر مصالح شخصی یا مصالح حکومت اسلامی از قانون تخطی نکرد، و هیچ وقت قانون را باب میل خود تقسیر نفرمود. روزی طلحه و زبیر به امام علیه السلام اعتراض کرده اند که:
عمر در تقسیم بیت المال با ما اینگونه رفتار نمی کرد! حضرت فرمود:
آیا پیامبر بیت المال را مساوی تقسیم نمی کرد؟
گفتند:
- بلی،
فرمود:
شیوه پیامبر سزاوارتر به پیروی است یا شیوه عمر
؟ گفتند
:شیوه رسول الله، ولی ما دارای سوابق درخشان هستیم و در راه اسلام رنج و مشقت فراوانی تحمل کرده ایم و از نزدیکان پیامبریم.
حضرت فرمود:
سابقه شما بیشتر است یا من؟
گفتند:
سابقه تو یا علی.
آیا نزدیکی شما به پیامبر بیشتر است یا نزدیکی من؟
گفتند:
نزدیکی تو یا علی.
آیا شما بیشتر در راه اسلام رنج بردید یا من؟
اظهار کردند:
تو یا علی
حضرت فرمود:
به خداقسم من و این اجیرم مساوی هستیم.(184)
حضرت علی علیه السلام طی بخشنامه ای به استانداران خود ابلاغ کرد که هیچ کس نباید بیش از حق خود از بیت المال دریافت کند و هر کسی در خواست کرد، از حق خود تعدی کرده و نباید به او پرداخت گردد گاهی افراد پیر و تهیدست درخواست کمک اضافی از بیت المال می کردند. امام علیه السلام یا سهم خود را به آنان می داد یا مردم را تشویق می کرد که به آنان کمک کنند ولی هیچگاه بیش از حقوقشان، از بیت المال به آنان نمی پرداخت، این بود، که خود امام علیه السلام بیش از همه به آنها پایبند بود.
علی علیه السلام هر جمعه بیت المال را جاروب کرده و دو رکعت نماز در آن می خواند، هلال بن مسلم نقل می کند:
نزدیک غروب مالی به بیت المال آوردند. فرمود:
این مال را قسمت کنید.
گفتند:
شب شده و فردا تقسیم می کنیم، فرمود:
آیا شما تعهد می کنید که من فردا زنده بمانم؟
گفتند:
ما نمی دانیم، فرمود:
تا شمعی آوردند آن مال را همان شب تقسیم کردند.
پس از جنگ جمل، علی علیه السلام اموالی را که در بیت المال بصره بود بین همه به تساوی تقسیم کرده و خود نیز سهمی برابر دیگران برداشت، در همان حال که سهم حضرت روی زمین باقی مانده بود، مردی آمد و گفت: ای امیر المؤمنین !نام من از قلم افتاده و من هم همان زحمتی را کشیده ام که تو کشیده ای، علی علیه السلام سهم خود را به او داد.(185)
آیا شگفت آور نیست ،- به اصطلاح مدیران امروزی - حضرت امیر مؤمنان از حق مدیریت خود، بحثی مطرح نکرده است.
ممکن است مدیران امروزی که علاوه بر حقوق ماهیانه خود، درآمدی بیشتر از زیر دستانشان دارند، نعوذ بالله فکرشان برتر از آن امام همام باشد؟ !و واقعاً آن درآمد حق است ؟به نظر الگوی اسلام عدالت اسلام یعنی امام علی، آن نه تنها حق نیست که باطل است، مگر اینکه بگوییم به غیر مدیرانظلم می کنیم و حقوق مدیران را بر اساس حق و عدالت می پردازیم.
بنابراین همین عمل هم ظلم مسلم است و به هر شکل ممکن باید راهی عادلانه برای آن پیدا کنیم تا تبعیض مذکور غولی برای نظام مقدس اسلامی نشود.(186)