فهرست کتاب


عوامل سقوط حکومتها در قرآن و نهج البلاغه

نصرت الله جمالی

نتیجه

با توجه به تمام معانی ذکر شده توسط کتب لغت به نظر می رسد: این واژه یک معنای اصلی بیشتر ندارد و آن بنیان و اصل است که در ذات خود دارای هدف و مقصدی است زیرا هیچ اصل و بنیانی بی هدف نیست.
اگر به معنای جامعه گرفته شود، جامعه بی اصل و بی هدف نمی تواند باشد. اگر به معنای مرجع گرفته شود هم اصل را می رساند و هم هدف و قصد را.
اگر به معنای جماعت، گروه و دسته ای از مردم باشد همان جامعه است در شکل کم و اندک آن.
اگر به معنی دین باشد، دین دارای اصل و هدفی است.
اگر به معنای حین باشد، می توان گفت امتی در این دوره از زمان از لحظه ای شروع به زندگی و به برهه ای از زمان ختم شده اند؛ دوران یا دوره، بی اصل و بی هدف نمی شود. و حتی اگر به معنای قد و قامت انسان هم باشد دارای اصل و هدفی است، لذا معنای اصلی امت: بنیان هدفدار است. معانی دیگر منبعث از معنای اصلی می باشد.
به نظر ما امت - به مفهوم اصطلاح اجتماعی آن - یعنی: دسته و گروه یا جمعی از مردم که افکار و اندیشه مشترک، هدف و قصد مشخصی - البته بطور نسبی - در یک یا چند زمینه نزدیک به هم دارند که می شود آنان را همانند یکدیگر دانست و به یکی از مشخصه های نسبی، زمانی و مکانی، اعتقادی و اجتماعی نسبت داد. لذا نظر راغب را بطور نسبی می پذیریم و الا همه جا یک امت، یک دین نداشته است.

امت در قرآن

در قرآن از مجموع آیاتی که واژه امت در آنها به کار رفته است، با توجه به معنای اصلی امت در می یابیم که کاربردهای مختلف دارد:
- برای تمام افراد بشر: کان الناس امة واحدة فبعث الله النبیین... (18)
- برای افراد یک جامعه شهری یا منطقه ای و سرزمینی: کذلک ارسلناک فی امة قد خلت من قبلها امم... (19)
- برای گروهی از افراد یک جامعه یا امت: و لتکن منکم امة یدعون الی الخیر... (20)، و لما ورد ماء مدین وجد علیه امة من الناس یسقون... (21)
- برای قبایلی در یک منطقه یا در دل یک امت یا به عبارتی امت هایی در یک امت بزرگتر: قیل یا نوح اهبط بسلام منا و برکات علیک و علی امم ممن معک... (22)
- برای فردی از افراد یک جامعه: ان ابراهیم کان امة قانتاً لله حنیفا... (23)
- جامعه جنبندگان و جانداران: و ما من دابه فی الارض و لاطائر یطیر بجناحیه الا امم أمثالکم... (24)
- برای نشان دادن یک روش اعتقادی یا دین و شریعت به معنای عام آن: انا وجدنا آباءنا علی امة و انا علی آثار هم مفتدون. (25)
- برای ارائه محدوده ای از زمان، دوران، حین:

و قال الذی نجا منهما و ادکر بعد امعة... (26)
لئن اخرنا عنهم العذاب الی امة معدودة... (27)
در قرآن آیه ای نداریم که امت را فقط از لحاظ دینی و اعتقاد توحیدی ملاک قرار داده باشد(28) بلکه امت هم برای مؤمنان بکار رفته و هم برای مخالفان پیامبران: و همت کل امة برسولهم لیاخذوه و جادلوا بالباطل... (29)، و حتی به جنبندگان و جانداران دیگر نیز أمت گفته شده است.

نتیجه

بنابراین تا اینجا برداشت می شود، اگر امت برای انسانها یا مجموعه از افراد بشر و حتی غیر انسان به کار می رود این نیست که جمعیتی از لحاظ مشخصه زمانی و مکانی و اعتقادی در یک جهت و یک سو حرکت کنند به عبارت دیگر همه مردم که به آنها امت می گویند، لازم نیست همه موحد باشند، یا همه آنها در یک سرزمین ساکن باشند و همه آنها نیز در یک برهه از زمان باشند بلکه یک مشخصه برای کاربرد امت کفایت می کند. احتمال دارد یک امت شامل چند نسل باشد و از زمان ظهور یک پیامبر تا پیامبر بعدی چند نسل از اینها را در برگیرد و شاید در یک نقطه ای از زمین ساکن نباشند در مناطق مختلف بر اثر عواملی مسکن گزینند. امت یهود یا قوم موسی از زمان حضرت موسی (ع) تا زمان پیامبر بعدی و بعد از آن ادامه داشته اند و در یک سرزمین هم ساکن نبوده اند. از یک نگاه همه یک امت اند و از جهت دیگر که به قبایل کوچکتر تقسیم شده اند. امت هایی می باشند. همانند آیه 48 هود که همراهان نوح، را امتها شمرده است. قرآن درباره قوم موسی نیز می فرماید: و قطعنا هم اثنتا عشرة اسباطا امما...: (30) ما آنها را به دوازده طایفه از فرزندان یعقوب تقسیم کردیم که هر یک امتی بودند. یعنی تقسیم امتی به امت های کوچکتر که همه نیز در یک زمان می زیسته اند. چند آیه بعد در همین سوره: و قطعنا هم فی الارض امما منهم الصالحون و منهم دون ذلک...(31) و آنان را - یعنی همانهایی که از نسلهای همین فرزندان بنی اسرائیل بودند - در زمین پخش کردیم که امت هایی شدند. از آن تعدادی صالحان، درستکارانی شدند و تعدادی نیز غیر از آن - یعنی صالح نشدند.
لذا ملاحظه می شود یک امت بزرگ بنی اسرائیل به امت های دوازده گانه قطعه قطعه شد و سپس به امت های بعدی تقسیم شدند. هم امت صالح بودند و هم غیر صالح. همین نکته را از آیه: و من قوم موسی امة یهدون بالحق...: (32) از قوم موسی امتی بودند که به حق هدایت می کردند، برداشت می کنیم.
لذا لفظ امت فراگیر است، فوق زمان و فوق مکان کاربرد دارد، هم چنین شامل افراد و جمعیتی در یک مقطع زمانی و مکانی نیز می شود، قصد و هدف در این نوع کاربرد بطور مشترک نیز تا حدودی منظور شده است (همانطور که قبلا گفته شد نسبی است): مثلا امت یهود از این جهت که موسی پیامبرشان است، از آغاز تاکنون یک امت هستند، از این جهت که در سرزمین های مختلف زندگی می کنند، امت ها محسوب می شوند و از جهت زمانی نیز در طول تاریخ به جامعه هایی تقسیم شده اند که آنها نیز هر کدام یک امت به حساب آمده اند.
جوامع اسلامی از این جهت که همه مسلمانند یک امت اسلامی به حساب می آیند و از این جهت که به نژادهای مختلف تقسیم می شوند دیگر یک امت نیستند، با جهت اشتراکی دیگر یا با مشخصه دیگری به آنها امت می گویند، مثلا امت عرب، امت فارس، و...
می شود گفت: درباره کاربرد قرآنی امت غیر از معنای اصلی به عنوان یک جامعه فقط آنچه ملاک قرار می گیرد، یک مشخصه خواهد بود تا بتوان افرادی را به عنوان امت به حساب آورد حتی اگر یک خانواده یا یک دسته از مردم باشد. حال، یا مشخصه مشترک افراد، نسبی و قبیلگی، زمانی، مکانی، عقیدتی، و یا شغلی است و لازم نیست همه این مشخصه ها یکجا جمع شوند، گر چه اگر جمع هم شدند، باز بیرون از واژه امت نخواهند بود و قرآن برای هر یک از آنها این واژه را اصطلاح کرده است. اما آنجایی که لفظ امت به زمان محدودی برمی گردد - که در آیه 45 سوره یوسف و 8 هود آمد - یعنی به عنوان وسیله سنجش زمان بکار رفته است. چیزی مانند مقدار زمانی که نسلی از مردم زندگی کنند. البته به اندازه یک دوره از حیات یک امت نبوده است. به آیات قبل از آیه مذکور عنایت فرمایید:
یوسف به همبندش که گمان برد آزاد می شود، فرمود؛ نزد صاحبت مرا بیاد آور. شیطان هم کاری کرد که او سفارش یوسف را فراموش کند. لذا چند سالی یوسف - بعد از آزادی رفیقش - در زندان ماند. قرآن اصطلاح بضع سنین: چند سال یعنی زیر چند ده سال را بکار می برد و در آیه 45 که می گوید: بعد امة یعنی چند سال بعد: بضع سنین. منظور این است که امت اصطلاح دیگری برای آن شد. لذا به اندازه دوران حیات یک امت نیست و احتمال دیگر این که بضع سنین هم برای حضرت یوسف یک عمر طول کشیده و هم برای رفیق او، که شاید به ذهنش آمده؛آه! چند سال است که یوسف گفته مرا فراموش نکن... زمان طولانی، بطور ذهنی و خیالی به اندازه عمر یک امت به حساب آمده است. البته نکته اول قانع کننده تر می باشد، در آیه 8 سوره هود که امت بمعنای حین یا محدوده ای از زمان بکار رفته آنهم بطور شمارش شده یعنی تعداد زمانی؛ به عبارت دیگر اوقاتی چند؛ باز مشاهده می کنیم در اینجا به اندازه عمر یک امت محسوب نشده است.
آیه 23 سوره زخرف که یک روش اعتقادی یا دین و شریعت را می رساند قابل توجیه به معنای امت بعنوان گروهی از مردم نیست.
اما آیه 120 سوره نخل که حضرت ابراهیم را امت قلمداد کرده، به نظر ما معنای اصلی امت یعنی بنیان هدفدار لحاظ شده است. چون آن پیامبر مبارزه ای با بت پرستی را آغاز کرد که تا قبل از آن سابقه نداشته و در حقیقت پایه گذار مکتب توحید است و بنای جامعه ای را ایجاد کرد که در حقیقت خود بنیان آن بود. به همین جهت در آیه 123 همین سوره تأکید بر پیروی از روش - ملة - ابراهیم است. فقط یک نکته درباره آیه 45 سوره 0یوسف و 8 سوره هود و آیه 23 سوره زخرف می ماند که وجه اشتراک را برای پیوند با معنای امت بعنوان مجموعه ای از افراد یا گروهی از مردم را پیدا کنیم و آن عبارت است از اینکه بگوییم بر اساس دلالت تضمینی یا تسمیه جزء به کل است. بدین علت به دوره ای از زمان و روش و دین امت گفته می شود که هیچ گروه و دسته ای از مردم به عنوان امت بیرون از زمان نیستند و هیچ جامعه ای بدون شریعت و عقیده نمی شود تصور کرد. لذا به دوره ای از زمان و روش و عقیده نیز امت می گوییم.
برداشتی که تاکنون از بیان مطالب فوق می توان داشت این است؛ بیش از چهار معنا برای واژه امت در قرآن پیدا نکردیم:
1- بنیان هدفدار.
2- جامعه و جماعتی از مردم یا جانداران - با توضیحی که داده شد -.
3- دوران و دوره ای از زمان
4- دین و شریعت به معنای عام آن .(33)
به نظر ما چون امت از لفظ أم گرفته شده که معنای اصلی اش بنیان هدفدار است، دیگر معانی از جهتی با آن وجه مشترکی دارد و آن عبارت است از این که هر کدام به نوبه خود یک نوع اساس و بنیان می باشد. لذا با بنیان هدفدار از لحاظ لفظ مشترک است و می توان گفت شاید به طور مجاز برای آن سه معنای دیگر در قرآن بکار رفته است.