فهرست کتاب


به سوی آفریدگار

لطف اللَّه صافی گلُپایگانی‏

پرسش ششم

آیا غیر از قانون ترمودینامیک (حرارت) دلیل دیگر بر حدوث ماده هست؟

پاسخ :

دلایل دیگری نیز اقامه می شود که در عین حال که دلیل بر حدوث ماده است، برهان بر وجود خداوند متعال نیز می باشد و از جمله، برهان ذیل است:
کسانی که قایل به قدم ماده هستند و ماده را ازلی می دانند، به سه چیز قایلند:
1- ماده و حرکت یا ماده و نیرو (هر تعبیری بنمایند) قدیم وازلی است و ماده و حرکت متلازم و غیر قابل انفکاک از یکدیگرند.
2- هر نوع زنده ای حادث است؛ چون علم زمین شناسی ثابت کرده است که همه انواع گیاهان و جانوران زمین، حادث می باشند و آخرین طبقه ای که به آن رسیده اند خالی از اجسام زنده است و نوزادترین تمام این انواع، «انسان» است.
و بالأخره می گویند: به واسطه ماده ونیرو عناصر اصلی پیدا شده و در اثر نمازج آنها به نسبتهای مخصوص، اجسام زنده وجود یافته اند واول چیزی که از اجسام زنده پیدا شده، ماده ای زلال است که دارای قوّه تغذی و انقسام است که آن را بیولوژیستها «پرتوپلاسما» نامیده اند که از پیدایش آن، ساده ترین گیاه و حیوان زنده به وجود آمد...
3- تمام تنوّعات و گوناگونیها به واسطه حرکت اجزای ماده، حادث شده و این حرکت از ازل بوده و ماده و حرکت، اختیاری در آن نداشته و قصد و اراده ای در ایجاد چیزی ندارند؛ یعنی: تمام این تنوعات و حدوث انواع از ماده و حرکت یا نیرو، به طور صدور معلول از علّت است.
بنا بر این، می گوییم : عقل حاکم است که هیچ معلولی از علت خود منفک نمی شود و انفصال معلول ازعلت مساوی است با انکار معلولیّت و عدم علیّت، مثل اینکه با وجود تمام شرایط و عدم تمام موانع، آتش نسوزاند.
علّت اگر حادث باشد به مجرد حدوث آن، معلول هم حادث می شود و اگر علت، قدیم باشد معلول نیز قدیم خواهد بود والاّ و جود علت بدون معلول لازم می آید که این عقلاً محال است.
پس اگر قایل به قِدَم و ازلیّت ماده و حرکت که علت این تنوّعات و تبدّلات است باشید، باید به قِدَم این تنوعات نیز قایل باشید در حالی که نمی توانید قایل باشید و قایل نیز نیستید. شما باید یا بر خلاف اکتشافات خودتان قایل به قدم این تنوّعات بشوید و این طبقات و درجاتی را که کشف کرده اید و حتی به طور تخمین مدت فاصله بین آنها را نیز معیّن کرده اید، منکر شوید.
و یا اینکه بگویید: ماده و حرکت، اراده و اختیار دارند واز روی قصد و شعور، این گوناگونیها وگردهم آمدنها و آمیخته شدنها از آنها صادر شده و هر وقت بخواهند، چیزی را احداث می کنند و هروقت نخواهند، احداث نمی کنند. و یا اینکه قایل به حدوث ماده و حرکت شوید.
و چون نمی توانید فرض اوّل و دوم را بپذیرید، ناچار باید فرض سوم (حدوث ماده و حرکت) را قبول کنید؛ زیرا فرض چهارمی در اینجا نداریم. و لذا باید به وجود خدا اعتراف کنید؛ چون حدوث ماده خود به خود محال و محتاج به خالق و آفریننده ای است که او حادث نباشد والاّ «دور» یا «تسلسل» لازم شود که هردو عقلاً محال می باشند.

برهانی دیگر بر حدوث ماده و وجود خدا

معقول نیست که ماده بدون صورت وجود داشته باشد و لذا مادی می گوید: هیچگاه بدون صورتی نبوده است؛ زیرا ماده و حرکت آن، از ازل متلازم بوده اند و از هم انفکاک نداشته اند.
از طرفی هم عقل حکم می کند به اینکه هر صورتی که ماده پیدا می کند هراندازه هم بسیط باشد، حادث و تغییر پذیر است و عوض می شود و از بین می رود به دلیل اینکه صورتهای بسیط، تغییر یافته و از بین می رود. و به جای آن صورتهای انواع زنده که در زمین شناسی حدوث آنها ثابت است پیدا شده اند و پرواضح است که هرچیزی که عدم بر آن وارد شود، ازلیّت ندارد.
پس مادامی که صورتِ لازمه ماده، حادث باشد و ازلی نباشد - به دلیل اینکه هر صورتی از صور ماده قبول عدم می نماید - پس ماده چگونه خواهد بود و پیش از حدوث صورت، چگونه بوده است؟
اگر بگویید بدون صورت بوده این محال است و اگر بگویید ماده با صورت حادث شده پس حادث می شود و قدیم نیست.
و به عبارت دیگر: ماده بر حسب آنچه مادی می گوید و به حکم عقل سلیم، ملزوم صورت است و صورت، لازم ماده است و از هم انفکاک ناپذیرند.
پس اگر مادّه قدیم باشد صورت هم باید قدیم باشد -به جهت عدم جواز انفکاک لازم از ملزوم لیکن صورت، قدیم نیست و حادث است به دلیل آنکه قبول عدم می کند، پس ماده نیز قدیم نیست.
وقتی ثابت شد که ماده حادث است و قدیم نیست، پس ناچار باید آفریننده ای داشته باشد که آن را به وجود آورده باشد و آن کس، همان خدای یگانه عالم و مرید است.