فهرست کتاب


به سوی آفریدگار

لطف اللَّه صافی گلُپایگانی‏

پاسخ :

این پرسش به نظر، نامعقول می رسد؛ زیرا در بین نیستی و عدمها فرض تقدم و تأخر و نیستی اوّل صحیح نیست و از این نا معقول تر این پرسش است که کدام نیستی قبل از نیستی اول بوده، زیرا به فرض اینکه در نیستی هم تقدیم و تأخیر فرض شود، فرض نیستی قبل از نیستی اول دیگر غلط و بی معناست مگر آن اول، اول نباشد حتی در وجود و هستی نیز پرسشی بدینگونه که کدام وجود پیش از وجود اوّل بوده، صحیح نیست مثل اینکه بگوییم: «پیش از عدد یک، کدام عدد بوده است؟».
همچنین این سؤال که: «کدام هیچ قبل از هیچ کلی بوده است»، معنا ندارد؛ زیرا هیچ قبل از هیچ کلی تصور نمی شود.
این سؤال هم که: «چگونه ممکن است وقتی هیچ چیز نبوده، هیچ چیز واقع شده باشد»، مجمل است؛ چون هیچ چیز به وصف هیچ چیزی واقع نمی شود و علّتی هم که ذکر شده به جمله: «چگونه ممکن است وقتی هیچ چیز نبوده، هیچ چیز واقع شده باشد»، ارتباط پیدا نمی کند؛ زیرا آنچه را شما هیچ می دانید بالأخره یک وقت چیزی بوده است. به علاوه آنچه را هیچ می دانیم لازم نیست یک وقت چیزی باشد، بلکه ممکن است همیشه هیچ باشد؛ مثلاً اجتماع نقیضین، مثل بود و نبود یک چیز، در هیچ وقت، هیچ چیز نبوده است.
این پرسشها معقول و منطقی به نظر نمی رسد. و اگر فرضاً طرح کننده آن، نظر صحیحی داشته و عبارتش رسا نباشد یا درست ترجمه نشده باشد، باید مقصدش را دریافت و سپس پاسخ داد.
به هرحال، اینگونه پرسشها با فرض اینکه معقول طرح شود، اگر هم مجهول بماند، در جایی خللی ایجاد نکرده و به مسایل دینی و عقاید اسلامی، خدشه ای وارد نمی سازد، هرکدام را که توانستیم از عقل مستقیم و قرآن مجید و اخبار معتبر، پاسخ بگیریم، آن پاسخ را می پذیریم و روی چشم می گذاریم، هرکدام هم که بلا جواب ماند، ضمیمه مجهولات بی شمار خواهد شد.

پرسش ششم

آیا غیر از قانون ترمودینامیک (حرارت) دلیل دیگر بر حدوث ماده هست؟

پاسخ :

دلایل دیگری نیز اقامه می شود که در عین حال که دلیل بر حدوث ماده است، برهان بر وجود خداوند متعال نیز می باشد و از جمله، برهان ذیل است:
کسانی که قایل به قدم ماده هستند و ماده را ازلی می دانند، به سه چیز قایلند:
1- ماده و حرکت یا ماده و نیرو (هر تعبیری بنمایند) قدیم وازلی است و ماده و حرکت متلازم و غیر قابل انفکاک از یکدیگرند.
2- هر نوع زنده ای حادث است؛ چون علم زمین شناسی ثابت کرده است که همه انواع گیاهان و جانوران زمین، حادث می باشند و آخرین طبقه ای که به آن رسیده اند خالی از اجسام زنده است و نوزادترین تمام این انواع، «انسان» است.
و بالأخره می گویند: به واسطه ماده ونیرو عناصر اصلی پیدا شده و در اثر نمازج آنها به نسبتهای مخصوص، اجسام زنده وجود یافته اند واول چیزی که از اجسام زنده پیدا شده، ماده ای زلال است که دارای قوّه تغذی و انقسام است که آن را بیولوژیستها «پرتوپلاسما» نامیده اند که از پیدایش آن، ساده ترین گیاه و حیوان زنده به وجود آمد...
3- تمام تنوّعات و گوناگونیها به واسطه حرکت اجزای ماده، حادث شده و این حرکت از ازل بوده و ماده و حرکت، اختیاری در آن نداشته و قصد و اراده ای در ایجاد چیزی ندارند؛ یعنی: تمام این تنوعات و حدوث انواع از ماده و حرکت یا نیرو، به طور صدور معلول از علّت است.
بنا بر این، می گوییم : عقل حاکم است که هیچ معلولی از علت خود منفک نمی شود و انفصال معلول ازعلت مساوی است با انکار معلولیّت و عدم علیّت، مثل اینکه با وجود تمام شرایط و عدم تمام موانع، آتش نسوزاند.
علّت اگر حادث باشد به مجرد حدوث آن، معلول هم حادث می شود و اگر علت، قدیم باشد معلول نیز قدیم خواهد بود والاّ و جود علت بدون معلول لازم می آید که این عقلاً محال است.
پس اگر قایل به قِدَم و ازلیّت ماده و حرکت که علت این تنوّعات و تبدّلات است باشید، باید به قِدَم این تنوعات نیز قایل باشید در حالی که نمی توانید قایل باشید و قایل نیز نیستید. شما باید یا بر خلاف اکتشافات خودتان قایل به قدم این تنوّعات بشوید و این طبقات و درجاتی را که کشف کرده اید و حتی به طور تخمین مدت فاصله بین آنها را نیز معیّن کرده اید، منکر شوید.
و یا اینکه بگویید: ماده و حرکت، اراده و اختیار دارند واز روی قصد و شعور، این گوناگونیها وگردهم آمدنها و آمیخته شدنها از آنها صادر شده و هر وقت بخواهند، چیزی را احداث می کنند و هروقت نخواهند، احداث نمی کنند. و یا اینکه قایل به حدوث ماده و حرکت شوید.
و چون نمی توانید فرض اوّل و دوم را بپذیرید، ناچار باید فرض سوم (حدوث ماده و حرکت) را قبول کنید؛ زیرا فرض چهارمی در اینجا نداریم. و لذا باید به وجود خدا اعتراف کنید؛ چون حدوث ماده خود به خود محال و محتاج به خالق و آفریننده ای است که او حادث نباشد والاّ «دور» یا «تسلسل» لازم شود که هردو عقلاً محال می باشند.