فهرست کتاب


به سوی آفریدگار

لطف اللَّه صافی گلُپایگانی‏

چشم واقع بین

از این گونه آیات که حکمتهای خدا و علم و تقدیر او را در مخلوقات و ربط و تعلق آنها را به او بیان می کند و بشر را دعوت به تعقل، تفکر و آگاهی می نماید، در قرآن مجید بسیار است.
اگر روح انسان بهانه جو نبوده و حقیقت طلب باشد، هریک از آیات بی شماری که در هردقیقه و ثانیه جلو چشم او قرار می گیرد، برای راهنمایی او به سوی شناخت خدای یگانه و قدرت نامحدود و علم غیر متناهی او کافی است.
برخی از مردم در حالی که در امور زندگی و مسایل مهمّ اجتماعی و اخلاقی، بنیاد کارشان بر کاوش زیاد و محکم کاری و بررسی و جستجو نیست بلکه به آسانی اطمینان و باور برایشان حاصل می شود؛ در مورد عقاید و ایمان به عالم غیب و خداشناسی و پیغمبر و امام شناسی، دیرباور هستند و ادلّه قانع کننده و خردپسند، آنان را مطمئن نمی سازد مثل این که می خواهند در این موارد غیر از روشهای عقلایی، روشهای دیگر و ادلّه دیگری بر آنان عرضه شود.
افراد مستقیم و با انصاف، با یک دلیل و یک نشانه قانع می شوند و با مختصر اندیشه ای، زبان به گفتن کلمه توحید می گشایند.
به عکس، اشخاص نا مستقیم و شیطان صفت، هرچه آیات خدا را ببینند، هدایت نمی شوند و از وادی ضلالت و تردید و شک، به سرمنزل ایمان و یقین نمی رسند:«فی قُلوُبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً ...».(20)
اگر این افراد، خود را از بیماریهای عناد و لجاجت، تقلید، تعصبهای جاهلانه، خودبینی واظهارهای فیلسوف مآبانه معالجه کنند، آیات و نشانه های خدا را در آسمان، زمین، دریا، جهان نباتات، حیوانات و انسان، بقدری بی حد و شمار خواهند دید که در برابر این حقیقت قرآنی که «وَلَوْ اَنَّ ما فِی الْاَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ اَقْلامٌ وَالْبَحْرُ یمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ اَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ کَلِماتُ اللَّهِ...»(21)، سر تسلیم و قبول فرود آورده، به وجود آفریننده جهان و یکتایی او شهادت خواهند داد که «اَشْهَدُ اَنَّ السَّمواتِ والارضَ آیاتٌ تَدلُّ عَلی وَحدانِیَّتِک».
«گواهی می دهم که آسمانها و زمین، نشانه هایی است که بر یگانگی تو دلالت می کند».

کتابخانه واشنگتن

در واشنگتن، کتابخانه ای است که 38 میلیون کتاب چاپی و خطی دارد. مساحت این کتابخانه سیزده فدان(22) و طول قفسه های کتابهای آن چهارصد کیلو متر است.(23)
آیا کسی می تواند احتمال دهد که ساختمان این کتابخانه و قفسه بندی و نظم و ترتیبی که در گذاردن کتابها در هر قسمت به کار رفته، تهیّه کاغذ، تجلید، صحافی، فهرستی که برای آن در صدها جلد نوشته شده، شماره صفحات و شماره گذاری کتابها و فیشهایی که در اختیار مراجعه کنندگان در رشته های مختلف گذارده شده به طور تصادف فراهم شده باشد؟!
اگر فرض کنیم که کتابهای این کتابخانه هریک پانصد صفحه، هر صفحه ای بیست سطر، هر سطری پانزده کلمه و هر کلمه ای چهار حرف باشد، مجموع حروف این کتابها بالغ بر 000/000/000/800/22 می شود!
آیا می توانید احتمال دهید که این همه حروف و کلمات و جملات، بدون نویسنده و مؤلف، خود به خود به هم پیوسته و مرتبط شده باشند و 38 میلیون کتاب در رشته های مختلف علمی فراهم شده باشد؟! یقیناً احتمال نمی دهید.

زلزله در چاپخانه

اگر در چاپخانه ای که دارای یک میلیون حرف است و تمام آنها را در محلهای مشخص گذارده اند (تا هنگام حروفچینی برای چاپ، حروفچین به آسانی هر حرفی را از جای خود بردارد) ناگهان در اثر زلزله ای تمام این حروف در هم بریزد به طوری که پیدا کردن یک حرف به اشکال و زحمت امکان پذیر باشد، در چنین حالی اگر حروفچین چاپخانه به شما خبر دهد که در اثر در هم ریختن و اختلاط حروف با یکدیگر، ده کلمه که ارتباطی به یکدیگر ندارند، فراهم آمده است، شاید آن را احتمال داده و بپذیرید!
ولی اگر بگوید که: از این ده کلمه جمله ای بیرون آمده که یک معنایی را افاده می کند؛ مثلاً یک شعر کامل از اشعار فردوسی یا سعدی از آن بیرون آمده است، آیا بازهم احتمال می دهید؟
ممکن است بگویید بالأخره این را محال نمی دانیم، می گوییم: اگر بگوید از این یک میلیون حرف، یک کتاب علمی یا ریاضی بسیار دقیق یا یک قصیده طولانی یا کتاب شاهنامه یا مثنوی یا دیوان حافظ و سعدی ونظامی، تمام و کمال، حروفچینی شده است آیا بازهم احتمال می دهید و آن را محال نمی دانید؟ حتماً احتمال نمی دهید و آن را مانند یک امر محال بدیهی می شمارید.
چرا نمی پذیرید و آن را محال بدیهی می شمارید؟
چون تصادف، گاهی در نظر انسان ممکن است و گاهی محال و آنجا که محال به نظر می آید، فقط به خاطر تجربیاتی نیست که برای هر انسانی حاصل شده است و تصادف را بسیار نادر دیده، و در امور متعاقبه و پی در پی نادرتر و یا اصلاً ندیده بلکه این امر در اعمال عقل و باطن شعور و ضمیر و درک انسان متکی بر قانونی عقلی و ریاضی است که با وجود آن قانون، عقل نمی تواند تصادف را (به خصوص در امور متعاقبه کثیره مثل این چند مثالی که بیان شد) تصدیق نماید.
این قانون را قانون تصادف (قاعده حساب احتمالات) می گویند، بر طبق این قانون ریاضی، هرچه عدد اشیائی که به هم مرتبط هستند کمتر باشد، احتمال تصادف با احتمال وجود قصد و اراده به هم نزدیکتر می شوند. و هرچه عدد اشیا زیادتر شود، احتمال وجود قصد، قویتر می شود و احتمال تصادف که از آغاز به نسبت یک بر دو بود، به نسبت یک بر ده و یک بر صد و هزار و میلیون و میلیونها و میلیاردها و بیشتر، و بیشتر از آنچه در وَهم و تصور آید، خواهد بود تا آنجایی که احتمال تصادف در حکم محال خواهد شد.