فهرست کتاب


به سوی آفریدگار

لطف اللَّه صافی گلُپایگانی‏

پیشگفتار

خداشناسی

ریشه معرفت و خدا شناسی در نهاد هرکس وجود دارد؛ زیرا ایمان به خدا از فطرت و سرشت انسان مایه می گیرد. هویّت هر پدیده ای در ارتباط با او و حیثیّت واقعی ذاتش متعلق به اوست و غیر از این، نام و نشان و هویتی ندارد.
اگر فطرت انسان محجوب نشود و آدمی خود را گم نکند و این حیثیت ذاتی و هویت واقعی خویش را فراموش ننماید، هرگز خدا را فراموش نمی کند. به عکس، هرچه بیشتر از جنبه ارتباط ذاتی، غافل شود و به جهات مجازی و عرضی خود، توجه نماید و خویشتن را مستقل، بی تعلق و بی ارتباط به خدای جهان ببیند و خود را صاحب و مالک خویش بشمارد، هم در خودشناسی گمراه می گردد و هم خداشناسی فطری اش در پرده واقع می شود.

در مَثَل مناقشه نیست

اگر ما به نور خورشید بنگریم و آن را موجودی مستقل و جدا از خورشید بدانیم و آثار و خواص خود نور را بررسی کنیم، هرچند که به چیزهایی شناخت پیدا می کنیم و مجهولاتی را معلوم می سازیم، اما نه نور را شناخته ایم و نه خورشید نورافشان را و نه ارتباط نور را با خورشید.
ولی اگر نور را با همان جنبه و هویت واقعی اش که ارتباط با خورشید است بشناسیم، هم نور را شناخته ایم و هم خورشید را. اگر معلول را به هویّت معلولیتش بشناسیم، هم معلول را شناخته ایم و هم به علت پی می بریم.
بدیهی ترین و واقعی ترین جلوه یک نوشته، یک تابلوی نقاشی و یک صنعت، نوشته بودن، نقاشی بودن و ساخته بودن است که در همان نظر اول می فهمیم که این یک نوشته است؛ یعنی به وسیله نویسنده نوشته شده، یا نقاشی شده است؛ یعنی نقاش دارد ویا این دستگاه ساخته شده و مصنوع است؛ یعنی سازنده و صانع دارد. اما اگر مطالب کتاب، خصوصیات تابلو، فواید دستگاه و کارخانه و فرق آن با کتابها، تابلوها و کارخانه های دیگر ما را به خود مشغول کرد، از نوشته نویسنده، نقاشیِ نقاش و صنعتِ صنعتگر، غافل می شویم؛ چون فکر و اندیشه ما به مسایل دیگر متوجه شده و شئ را به نشانه و نام و حیثیت واقعی اش نمی بینیم، مثل گرسنه ای که بر سر سفره ای پر از غذاهای لذیذ و خوش طعم بنشیند و چنان مشغول خوردن و شکم چرانی شود که هرگز متوجه میزبانی که آن سفره را تهیّه دیده و طبّاخی که آن غذاها را طبخ نموده، نگردد.
پس هرکس که خودیت خود رافراموش نکند، هرگز خدا آن ذات مستقل، یگانه، بی نیاز، دانا و توانا را که بودن خود او و هرکس دیگری عین تعلق و ربط و وابستگی به اوست فراموش نخواهد کرد.
این کهکشانها، منظومه ها، نجوم و کواکب و هزاران میلیارد بلکه میلیاردها میلیارد موجودات کوچک و بزرگ و ریز و درشت، و هرپدیده مادی و مجرّد، و این همه سیر و حرکت در عالم را اگر به همان رنگ واقعی خودشان که رنگ ارتباط و وابستگی و تعلق است ببینیم، هم خودشان را دیده ایم و هم با صاحبشان آشناشده ایم. اما اگر در شناخت رنگ و حقیقت آنها اشتباه کنیم و همه را پراکنده و جدا از هم و مستقل و بی ارتباط به مبدأ و حقیقت اصلی بنگریم، نه رنگ آنهارا شناخته ایم و نه به آن کسی که بر آنها رنگ زیبای وجود را زده، معرفت یافته ایم.