فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای پنجاه و دوم از دعاهای امام علیه السّلام است در اصرار به (درخواست از) خدای تعالی

(و آن مستحبّ و پسندیده است چنانکه اصرار در سؤال از مردم مکروه و ناپسندیده است، حضرت صادق علیه السّلام فرموده: خدا نمی پسندد مردم در مسئلت و درخواست بیکدیگر اصرار نمایند، و آن را برای خود دوست دارد، خدای عزّ و جلّ دوست دارد آنچه را نزد او است بخواهند، و حضرت باقر علیه السّلام فرموده: بنده مؤمنی که در حاجت و خواسته خود بخدای عزّ و جلّ اصرار نماید خدا حاجت او را روا میگرداند):
ای خدائیکه چیزی در زمین و آسمان بر او پوشیده نمیباشد (این جمله از قرآن کریم اقتباس شده «س 3 ی 5):انَّ اللَّهَ لا یَخْفی عَلَیْهِ شَیْ ءٌ فِی الْأَرْضِ وَ لا فِی السَّماءِ 3: 5یعنی چیزی در زمین و آسمان «در آنها باشد یا جزء آنها» بر خدا پنهان نیست. و مراد از زمین و آسمان دائره امکان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 389
و وجود است، و تعبیر از آن بزمین و آسمان برای آنست که بیشتر مردم ممکنی جز آن دو نمیشناسند) و چگونه بر تو پنهان باشد - ای خدای من - آنچه تو خود آن را آفریده ای، و چگونه ندانی و احاطه نداشته باشی آنچه را تو خود محکم و استوار انجام داده ای، یا چگونه از تو پنهان شود آنچه تو آن را تدبیر مینمائی (باقتضای حکمت خویش روبراه میگردانی) یا چگونه میتواند از تو بگریزد کسیکه جز بوسیله روزی تو حیات و زندگی برای او نیست، یا چگونه از تو رهائی یابد کسیکه در جز مملکت تو راهی برای او نمیباشد؟ - منزّه و پاکی (از آنچه لائق و سزاوار تو نیست) ترسنده ترین آفریده شدگانت مر تو را داناترین آنها بتو است (در قرآن مجید «س 35 ی 28) فرموده:انَّما یَخْشَی اللَّهُ مِنْ عِبادِهِ الْعُلَمؤا 35: 28یعنی جز این نیست که از خدا میترسند علماء و دانشمندان از بندگان او. مراد از علماء در اینجا آنانند که گفتار و کردارشان یکسان باشد، پس عالم گناهکار در حقیقت عالم نمیباشد، و پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: انا اخشکم للّه و اتقیکم للّه یعنی ترس و پرهیزکاری من برای خدا از شما بیشتر است.
زیرا آن حضرت داناترین خلق است بخداوند سبحان) و افتاده ترین آنان در درگاهت عمل کننده ترین ایشان است بفرمان تو، و خوارترین آنها نزد تو کسی است که تو او را روزی میدهی و او جز تو را میپرستد (زیرا انسان برای عبادت و بندگی آفریده شده، چنانکه در قرآن کریم «س 51 ی 56) فرموده:
وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الإِنْسَ الا لِیَعْبُدُونَ 51: 56یعنی پریان و آدمیان را نیافریدم جز برای اینکه «خدای یکتای خود را» بپرستند. پس هر گاه بنده ای روزی خدای تعالی خورد و دیگری را بپرستد نزد او از هر کس و از چهار پایان هم خوارتر است، زیرا چهارپایان قوای خود را در آنچه برای آن آفریده شده بکار میبرند، و از این رو است که در قرآن مجید «س 25 ی 77) فرموده:قُلْ ما یَعْبَؤُا بِکُمْ رَبّی لَوْ لا دُعاؤُکُمْ 25: 77؟یعنی «ای پیغمبر ما ببندگان من» بگو: اگر عبادت و پرستش شما نبود پروردگار من بشما چه اعتنائی داشت؟) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 390
منزّه و پاکی تو (از صفات پادشاهان دنیا) کسیکه بتو شرک آورد (به یگانگیت نگردد) و پیغمبرانت را بدروغ نسبت دهد از پادشاهیت نمیکاهد (زیرا قدرت و تسلّط او ذاتی است بخلاف پادشاهان که قدرت و توانائیشان بر اثر بسیاری لشگر و پیروان است، پس هر گاه ایشان را مخالفت نمایند از پادشاهیشان کاسته میشود) و کسیکه حکم تو را نپسندد توانائی ندارد که فرمانت را باز گرداند، و کسیکه توانائیت را تکذیب نماید نتواند خود را از تو باز دارد، و کسیکه جز تو را بپرستد از (تصرّف) تو در نمیگذرد، و کسیکه دیدار (جزای) تو را (یا بازگشت بسویت را) نپسندد، در دنیا طول عمر نمییابد (نمیتواند هر مدّتی را که میخواهد زیست نماید) - منزّه و پاکی تو (از اینکه اوهام و اندیشه ها کنه صفات تو را دریابند) چه بزرگست مرتبه تو، و چه غالب است پادشاهی تو، و چه سخت است توانائی تو، و چه جاری و روان است فرمان تو - منزّه و پاکی تو (از اینکه عقول و خردها درک کند قدرت و توانائیت را که از آثار آن اینست که) مرگ را بر همه آفریدگانت: آنکه تو را یگانه دانست و آنکه بتو کافر شد مقدّر کرده ای، و همه (تلخی) مرگ را چشنده هستند (مشقّت و رنج آن را دریابند) و یکسره بسوی تو باز گردند (روز قیامت برای پاداش یا کیفر بر انگیخته شده گرد آیند، اشاره بقول خدای تعالی «س 29 ی 57):کُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ ثُمَّ الَیْنا تُرْجَعُونَ 29: 57یعنی هر کسی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 391
مرگ را چشنده است و پس از مرگ بسوی ما باز میگردید) پس تو جاوید و برتری (از اینکه در ذات و صفات و افعال مانندی داشته باشی) جز تو خدائی نیست یگانه ای که برای تو شریکی نمیباشد - به (وحدانیّت و یگانگی) تو ایمان آوردم، و پیغمبرانت را تصدیق نمودم (ب آنچه ایشان از جانب تو آورده اند اعتقاد دارم) و کتابت (قرآن کریم را که برای ارشاد و راهنمائی خلق فرستاده ای) پذیرفتم، و بهر معبود و پرستنده شده ای جز تو کافر گشتم (او را از جهت معبود بودن که موجب کفر گردد انکار کردم) و از هر که جز تو را پرستید بیزار شدم - بار خدایا من (همیشه از شب) داخل در صبح و (از روز) داخل در شب میشوم در حالیکه عمل و کردارم (طاعت و بندگیم) را اندک می بینم، و بگناهم اعتراف و بخطاها و کارهای ناروایم اقرار دارم، من بسبب افراط و تجاوز از حدّ بر خود (در درگاه تو) ذلیل و خوارم، کردارم مرا هلاک ساخته (برای من موجب عذاب و کیفر گشته) و هوای نفس و خواهشم (در آنچه جائز و روا نیست) تباهم گردانیده، و شهوات و پذیرفتن خواهشهای نفسم مرا (از خیر و نیکی که برای نیکوکاران است) بی بهره نموده - پس از تو درخواست میکنم - ای مولی و مهتر من - درخواست کسیکه بر اثر آرزوی درازش بکار بیهوده مشغول (و از آخرت دوری گزیده) و تن او از جهت آرمیدن رگهایش (نگران نبودنش از عذاب و کیفر) غافل و بیخبر، و دلش بسبب بسیاری نعمت و بخشش بر او گرفتار و پیرو هوا و خواهش، و اندیشه اش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 392
برای آنچه بسوی آن باز میگردد (آخرت) اندک است - درخواست کسیکه آرزو بر او چیره گشته، و خواهش نفس گرفتارش کرده، و دنیا (خوشیهای نفس در این جهان فانی) بر او تسلّط یافته، و مرگ بر او سایه انداخته (نزدیک شده) درخواست کسیکه گناهانش را بسیار دانسته، و بخطا و کار بیجای خود اقرار کرده، درخواست کسیکه پروردگاری و دوستی برای او جز تو نیست، و رهاننده ای برای او از تو، و پناهگاهی برای او از تو جز بسوی تو نمیباشد - ای خدای من بحقّ خودت (قسم ب آنچه اختصاص بتو دارد) که (تعظیم و بزرگ داشت آن) بر همه آفریدگانت واجب و لازم است، و بنام بزرگت (نام خاصّ است نه هر نامی از نامهای او، زیرا همه نامهای خداوند متعال عظیم و بزرگست) که پیغمبرت را فرمان دادی تا تو را ب آن نام تسبیح کند (اشاره بقول خدای تعالی «س 56 ی 96):
فَسَبِّح بِاسْمِ رَبِّکَ الْعَظیمِ 56: 74یعنی «ای پیغمبر ما» پروردگارت را بنام بزرگ تسبیح کن «او را بذکر نام بزرگش از آنچه لائق و سزاوار نیست منزّه و پاک بدان)» و بحقّ بزرگی ذات بزرگوارت که کهنه و دگرگون نمیشود، و تغییر حال نمییابد و فناء و نیستی نمیپذیرد، که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی، و مرا بوسیله
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 393
عبادت و بندگیت از هر چیز بی نیاز گردانی، و بترس از خود دوستی دنیا را از من زایل نمائی (چون ترس از خدای تعالی هوا و خواهش نفس را از میان میبرد، و بر اثر آن انسان از دنیا و کالای آن دوری میگزیند) و برحمت و مهربانیت مرا ببسیاری کرامت و بخشش خود باز گردانی - پس از این رو بسوی تو میگریزم، و از تو میترسم، و از تو فریاد رسی میطلبم، و بتو امیدوارم، و تو را میخوانم، و بسوی تو پناه میبرم، و بتو اطمینان دارم، و از تو یاری درخواست مینمایم، (و به وحدانیّت و یگانگی) تو ایمان می آورم، و بر تو و بر جود و بخشش تو توکّل و اعتماد مینمایم. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 394

دعای پنجاه و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است در خضوع و فروتنی برای خدای توانا و بزرگ

(و آن بدل و اندام و زبان است، بدل مانند اعتقاد باینکه کمترین و نیازمندترین بندگان است، و باندام مانند رخسار بر زمین نهادن، و بزبان مانند اقرار ب آنچه اعتقاد دارد و درخواست آمرزش از گناهان):
ای پروردگار من گناهانم (بر اثر بسیاری و بزرگی) مرا خاموش کرده، و گفتارم گسیخته شده (نمیتوانم سخنی بگویم) از این رو برای من (درباره کردارم) حجّت و برهانی (یا عذر و بهانه ای) نیست، پس من برنج و سختی خود گرفتار، بسبب کردارم در گرو، در گناهم حیران، از بیرون رفتن از راه راستم سرگردان و در راه خویش مانده ام -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 395
نفس خود را در جایگاه خواران گناهکاران وا داشته ام، در جایگاه بدبختانی که بر (نافرمانی از) تو جرأت نموده اند، آنانکه وعده (پاداش و کیفر) تو را سبک شمرده اند - منزّه و پاکی (شگفتا) بکدام جرأت و دلیری بر تو جرأت کردم، و بکدام هلاک و تباهی خود را هلاک ساختم؟ - ای مولی و آقای من بر افتادن من با تمام رخسارم و بر لغزیدن پایم (در گناهان) رحم و مهربانی فرما، و بحلم و بردباریت بر نادانیم، و باحسان و نیکیت بر بد کرداریم ببخش، زیرا من بگناه خود اقرار کننده، و بخطای خویش اعتراف کننده ام، و این دست من و این موی جلو سر من است (من در دست تو و تحت حکم و فرمان توام) زاری میکنم و خود را برای قصاص و کیفر کردارم تسلیم نموده ام، بر پیریم و بپایان رسیدن روزهایم و نزدیک شدن مرگم و ناتوانیم و نیازمندیم (برحمتت) و بیچارگیم (توانا نبودنم بر بدست آوردن سود و جلوگیری از زیان) رحم و مهربانی کن -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 396
ای مولای من و مرا رحم نما چون نشان من از دنیا بریده (نیست) شود، و یادم در میان آفریدگان زایل گردد، و مانند کسیکه فراموش شده در زمره و گروه فراموش شدگان باشم - ای مولای من و مرا رحم فرما هنگام دگرگون شدن پیکرم (یا رخسارم) و حال و چگونگی که بر آن هستم آنگاه که تنم کهنه و پوسیده گردد، و اندامم از هم بپاشد، و مفاصل و پیوندهایم پاره شود (مضمون این فصل از دعاء ب آنچه حضرت امیر المؤمنین - علیه السّلام - از پیغمبر اکرم - صلّی اللّه علیه و آله - نقل فرموده باینکه بدن آل محمّد - علیهم السّلام - پس از مردن نمیپوسد، و ما آن را در کتاب ترجمه و شرح نهج البلاغه صفحه دویست و هفتم شرح نمودیم منافات ندارد، زیرا غرض امام - علیه السّلام - در اینجا مانند یکی از افراد مردم خضوع و فروتنی است، نه بیان آنچه بخود اختصاص دارد) ای وای از غفلت و بیخبری من از آنچه (مرگ و سؤال در قبر و تنهائی و تنگی و فشار و تاریکی آن و زنده شدن روز رستاخیز و حساب و بازپرسی در آن که) در باره ام خواسته میشود (و سختی آن را نمیتوان وصف نمود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 397
ای مولای من و مرا در (روز) بر انگیختن و زنده شدنم (برای حساب و بازپرسی) رحم کن، و ایستگاهم را در آن روز با دوستانت، و بازگشتم را (بسرای جزاء) در میان یارانت، و منزل و جایم را در همسایگی (رحمت) خود قرار ده، ای پروردگار جهانیان (ای خدائیکه ایشان را بکمال شایسته خودشان میرسانی). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 398

دعای پنجاه و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است در درخواست (از خدای تعالی) دور گردانیدن اندوه ها

(ی دنیوی را که بر هر کس واجب است از آن دوری گزیده و دور ساختن آن را از خداوند سبحان بخواهد، زیرا همّ و اندوهی که برای دنیا و کالای آن باشد بنده را از راه حقّ جدا و تباه سازد، بخلاف اندوه اخروی که واجب است انسان همیشه اندوهناک بوده و از آن دوری ننماید، زیرا اندوهی که برای آخرت باشد بنده را از گمراهی رهانیده و براه حقّ میبرد، حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: کسیکه داخل در صبح و شب شود و بزرگترین اندوهش دنیا باشد خداوند فقر و نیازمندی را جلو او قرار میدهد و کارش را پراکنده میگرداند، و در دنیا ب آنچه خواهد دست نمییابد جز چیزی را که برای او مقدّر شده، و کسیکه داخل در صبح و شب گردد و بزرگترین اندوهش آخرت باشد خداوند غنی و بی نیازی را در دل او قرار میدهد و کارش را منظّم مینماید):
ای بردارنده غم و دور کننده اندوه، ای بی اندازه بخشاینده در دنیا و آخرت و بسیار مهربان در آن دو سرا، بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و غم مرا بردار، و اندوهم را دور ساز -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 399
ای یگانه ای یکتا ای مقصود در حوائج و خواسته ها ای آنکه نزائیده (مانندی نداری که برای او مبدأ باشی) و زائیده نشده (مانندی نداری که متأخّر از او باشی) و کسی همتای او نبوده (مانندی نداری که با هم باشید) مرا (از هر پیشامدی) نگاهدار، و (از گناهان) پاک گردان، و غم و اندوهم را دور کن و آیة الکرسی و معوّذتین (سوره 113:قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ الْفَلَقِ 113: 1و سوره 114قُلْ اعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ 114: 1)و (سوره 112:)قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ 112: 1را بخوان (برخی از مترجمین گفته اند: جمله و اقرا آیة الکرسیّ و المعوّذتین و قل هو اللّه احد گفتار راوی صحیفه است، ولی ظاهر آنست که امام علیه السّلام هنگام املاء دعاء چنین دستور داده، و گواه بر این آنکه اسمعیل ابن جابر از حضرت صادق علیه السّلام درباره همّ و اندوه نقل میکند که آن حضرت فرمود: غسل میکنی و دو رکعت نماز میخوانی و میگوئی: یا فارج الهمّ، و یا کاشف الغمّ، یا رحمن الدّنیا و الاخرة و رحیمهما فرّج همّی و اکشف غمّی یا اللّه الواحد الاحد الصّمد الّذی لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا احد اعصمنی و طهّرنی، و اذهب ببلیّتی و آیة الکرسیّ و معوّذتین را میخوانی. و آیة الکرسیّ:
اللَّهُ لا الهَ الا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ 2: 255تاوَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ 2: 255است، چنانکه پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: هر که چهار آیه از اوّل سوره بقره و آیة الکرسیّ و دو آیه بعد از آن و سه آیه از آخر آن را بخواند در جان و مال خود چیزی را که نمی پسندد نبیند و شیطان باو نزدیک نشود، و قرآن را فراموش ننماید. فرمایش آن حضرت ظاهر در اینست که آیة الکرسی تاوَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظیمُ 2: 255است و دو آیه پس از آن ازلا اکْراهَ فِی الدِّینِ 2: 256تاهُمْ فیها خالِدُونَ 2: 257میباشد) و بگو:
بار خدایا من از تو درخواست مینمایم درخواست کسیکه نیازمندیش سخت، و توانائیش سست،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 400
و گناهانش بسیار است، درخواست کسیکه برای نیازمندیش فریادرسی، و برای ناتوانیش توانائی دهنده ای، و برای گناهانش آمرزنده ای جز تو نمییابد، ای دارای عظمت و بزرگی و احسان و نیکی از تو درخواست میکنم (توفیق) عمل و کرداری را که بسبب آن دوست داری (مشمول رحمتت میگردانی) هر که را که آن را انجام دهد (نه عملی را که آن را دوست داشته و انجام دهنده اش را دشمن، حضرت رسول - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: خداوند بنده ای را دوست و کردارش را دشمن و کردار را دوست و تنش را دشمن دارد) و یقین و باوری که بوسیله آن سود (پاداش) میدهی کسی را که در جریان امر (اراده و خواست) تو حقیقت یقین (بالاترین مراتب آن که تعبیر بحقّ الیقین میشود) را بدست آورد (نه یقینی را که سودی ندارد مانند یقین و باور فرعونیان بمعجزات موسی - علیه السّلام -، در قرآن کریم «س 27 ی 13) فرموده:فَلَمَّا جاءَتْهُمْ ایاتُنا مُبْصِرَةً قالُوا هذا سِحْرٌ مُبینٌ «ی 14) وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَیْقَنَتْها انْفُسُهُمْ ظُلْمًا وَ عُلُوًّا 27: 13 - 14یعنی چون آیات و نشانه های هویدای «قدرت و توانائی» ما نزد فرعونیان آمد «حضرت موسی آنها را بایشان نشان داد» گفتند این جادوئی است آشکار، و با اینکه پیش خود آن آیات را یقین و باور داشتند «که از جانب خدا است» از روی ظلم و ستم «بخویش» و سرکشی «از ایمان بموسی - علیه السّلام» آنها را انکار و تکذیب نمودند. - بار خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و مرا بر راستی (در قصد و گفتار و کردار) بمیران، و حاجت و نیازمندیم را از دنیا جدا ساز، و رغبت و خواسته ام را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 401
در آنچه (پاداش اخروی که) نزد تو است شوق و دوستی دیدار (رحمت) خویش قرار ده، و راستی توکّل و اعتماد بر خود را بمن عطا فرما (مرا چنان کن که در حوائج و خواسته ها بغیر تو رو نیاورم) - از تو میخواهم نیکی آنچه (در باره من) نوشته شده و گذشته، و بتو پناه میبرم از بدی آنچه نوشته شده و گذشته (مقدّر گشته) از تو میخواهم ترس عبادت کنندگان و پرستش فروتنان مر تو را و یقین و باور اعتماد کنندگان بر تو را، و توکّل و اعتمادی را که مؤمنین بر تو دارند (میخواهم توفیقم دهی تا رفتارم در درگاهت مانند عبادت کنندگان و فروتنان و اعتماد کنندگان و مؤمنین باشد، حضرت امام محمّد باقر - علیه السّلام - فرموده: رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - را در یکی از سفرهایش سوارانی ملاقات نمودند و گفتند: السّلام علیک یا رسول اللّه «درود بر تو ای رسول خدا» حضرت فرمود: شما کیستید؟ گفتند: یا رسول اللّه ما ایمان آورندگانیم، حضرت فرمود: حقیقت «اصل و پایه» ایمانتان چیست؟ گفتند: رضاء و خوشنودی بقضاء و حکم خدا، و تفویض و باز گذاشتن «کارها را» بخدا، و فرمانبری از امر و فرمان خدا، رسولخدا فرمود: دانایان با حکمت «که حقیقت هر چیز را دانسته و درستکارند» نزدیک است که بر اثر حکمت پیغمبران باشند «اگر چه پیغمبر نیستند» اگر شما راستگویانید نسازید چیزی «ساختمانی» را که در آن نمیمانید، و گرد نیاورید چیزی را که نمیخورید، و از خدائیکه بسوی او باز میگردید بترسید) - بار خدایا رغبت و اراده مرا در مطلب و خواسته ام مانند رغبت دوستانت درخواسته هاشان،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 402
و ترسم را مانند ترس دوستانت قرار ده (زیرا بزرگترین رغبت ایشان در شهود و دیدن حقّ و ترسشان از حجاب و پنهان بودن او است، و رغبت سائر مردم در ثواب و پاداش و ترسشان از عقاب و کیفر است) و مرا در رضا و خوشنودیت بعمل و کاری وادار (یقین و باوری بمن عطا کن) که با آن چیزی از (احکام) دین تو را بر اثر ترس (از غلبه یا آزار) کسی از آفریدگانت رها نکنم (زیرا کسیکه یقین و باور داشت که سود و زیان بدست خدای تعالی است بکسی جز او توجّه نداشته و از کسی جز او نمیهراسد) - بار خدایا این (آنچه درخواست شد) حاجت و خواسته من است پس رغبت و خواهشم را در آن (در برابر قبول و پذیرفتن) بزرگ گردان، و سرزنش ننمودنم را در آن آشکار ساز (مرا در طلب آن بر اثر آنکه شایسته آن نیستم سرزنش مفرما، چون کسیکه طلب کند چیزی را که شایسته آن نیست سرزنش میشود) و حجّت و برهانم را در آن (آنچه برای درخواست آن عذر و بهانه آورم) بمن بیاموز (الهام کن) و تنم را در آن عافیت ده (مرا ببلاء و دردی گرفتار مکن که ب آن برای شایستگی آنچه درخواست نموده ام آزمایشم فرمائی) - بار خدایا هر که داخل در صبح شود در حالیکه اعتماد یا امید او بجز تو باشد پس من (مانند او نیستم، بلکه) داخل در صبح شدم در حالیکه اعتماد و امیدم در همه کارها توئی، از این رو عاقبت و انجام بهترین آن کارها را برایم حکم و مقدّر فرما، و مرا بوسیله رحمت و مهربانیت از فتنه ها و آزمایشهای گمراه کننده (از راه حقّ) نجات و رهائی ده، ای مهربانترین مهربانان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 403
و خدا بر سیّد و بزرگ ما محمّد فرستاده خدا که بر گزیده (از آفریدگان) است و بر آل (خویشان) او (حضرت زهراء و ائمّه معصومین علیهم السّلام) که (از هر عیب و نقصی) پاکیزه اند درود فرستد.
بیاری پروردگار توانا پایان یافت کتاب ترجمه و شرح صحیفه کامله سجّادیّه (علی منشئها الاف السّلام و التّحیّة) در پسین روز شنبه پنجم ماه مبارک رمضان سال هزار و سیصد و هفتاد و شش هجری در قلهک تهران بقلم علیّ النّقی فیض الإسلام آل محمّد الدّیباج و الحمد للّه اوّلا و اخرا، و صلّی اللّه علی محمّد و آله المعصومین.
نویسنده کتاب ترجمه و شرح صحیفه کامله سجّادیّه: اقلّ الحاجّ طاهر خوشنویس (تبریزی) ابن حاجّ عبد الرّحمن (علیه الرّحمة) خداوند متعال را بانجام این خدمت بزرگ سپاسگزار و آرزومندم که رنج مرا در نوشتن کتاب ترجمه و شرح نهج البلاغة و این کتاب وسیله سعادت و نیکبختی دنیا و آخرتم قرار دهد، اوّل شوّال 1376.
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 404
کتاب صحیفه کامله سجّادیّة:
حضرت سیّد السّاجدین، زین العابدین، علیّ ابن الحسین فرزند ارجمند حضرت سیّد الشّهداء (حسین ابن علیّ ابن ابی طالب علیهم السّلام) و علیا مخدّره شاه زنان (دختر یزدجرد ابن شهریار ابن پرویز ابن هرمز ابن انوشیروان پادشاه نامی ایران) که شیخ حرّ عاملی (علیه الرّحمة) در وصفش سروده:
و امّه ذات العلی و المجد شاه زنان بنت یزدجرد
و هو ابن شهریار ابن کسری ذو سودد لیس یخاف کسری و بزرگترین افتخار ایرانیان آنست که مادر آن بزرگوار از این نژاد بوده، کتاب صحیفه را انشاء فرموده، و باقر العلوم حضرت محمّد ابن علی، امام پنجم (علیه السّلام) آن را نوشته، و أبو عبد اللّه حضرت جعفر ابن محمّد الصّادق امام ششم (علیه السّلام) میشنیده، پدر و مادر من و همه جهانیان بفدای این بزرگواران گردد که روزگار یاد ندارد، گوینده و نویسنده و شنونده ای اینسان گرد آمده باشند علمای دین مقدّس اسلام و پیشوایان مذهب شریف جعفری (علیهم الرّحمة) این کتاب را به اخت القرآن (خواهر قرآن) وصف نموده اند، و نهج البلاغه را اخ القرآن (برادر قرآن) گفته اند یعنی همانطور که قرآن کریم را خدای تعالی بزبان حضرت خاتم الأنبیاء بیان فرموده، نهج البلاغه و صحیفه را هم که سخنان آن از منبع علم الهی تراوش کرده بزبان دو علیّ (علیهما السّلام) جاری گردانیده.
این کتاب بسیاری از حقائق و علوم و معارف را از راه دعا و درخواست بمردم جهان گوشزد میفرماید، این کتاب خدا و رسول و امام را با برهانیکه روی دو پایه عقل و علم استوار است بهمگان میشناساند، این کتاب خفتگان راه حقّ و حقیقت را بیدار مینماید، این کتاب اوصاف حسنه و خوهای نیکوئی را که سزاوار خردمندان است می آموزد، این کتاب چگونگی حاجت خواستن از
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 405
خدای تعالی و دعا نمودن درباره یکدیگر را یاد میدهد، این کتاب مادّیّین و طبیعیّین و بی دینان را بصراط مستقیم خداشناسی راهنمائی میکند، این کتاب گبر و یهود و نصاری را از راه باطل و نادرستشان باز میدارد، این کتاب گمراه کنندگان و گمراه شدگان را براه راست میبرد، این کتاب گردانندگان مذاهب مجعوله را در اضلال و گمراه کردن رسوا مینماید، این کتاب علماء و دانشمندان و ادبا و فصحای هر زبانی را بشگفت می آورد، این کتاب بزرگان و امراء و زمامداران هر مملکتی را (اگر بخود آمده اندیشه کنند) درباره زیر دستان خود فروتن و مهربان میسازد، این کتاب هنگام جنگ راه کمک خواستن از خداوند متعال را برای غلبه بر دشمن نشان میدهد، به به این چه کتابی است که پس از قرآن مجید و نهج البلاغه هر با انصاف و بی غرضی آن را مطالعه نماید بهمه حقائق و علوم و معارف راه مییابد و از آنها بهره مند میگردد؟ خدای تعالی را سپاسگزارم که مرا توفیق عطاء فرموده این کتاب مقدّس را با بهترین ترجمه، شرح، خطّ طاهر خوشنویس، کاغذ، چاپ و جلد (که خواصّ و عوام از آن استفاده مینمایند) در دسترس گذارم، و مطالب و نکاتی را که بزرگان علماء مانند شیخ بهاء الدّین، میرداماد، سیّد علیخان، سیّد جزائری و دیگران (علیهم الرّحمة) در شرحهای خود بیان فرموده اند با زیاده بر آنها از کتب تاریخ، اخبار، فقه، لغت، حکمت و کلام که در خور آنست بطور اختصار و ساده و روان در آن بگنجانم، و میتوان گفت:
از زمان امام (علیه السّلام) تاکنون کسی کتاب صحیفه کامله را از هر جهت باین زیبائی منتشر نکرده و چنین خدمتی را انجام نداده است، پس بایستی هم میهنان محترم برای بدست آوردن حقائق و اصول و معارف دین مقدّس اسلام و مذهب شریف جعفری از خرید و مطالعه آن خودداری نفرمایند تا (بخواست خداوند متعال) بتوانم کتاب ترجمه و تفسیر قرآن مجید (که ترجمه و تفسیر سوره حمد برای نمونه طبع شده و نوشتن و نشر باقی آن بجهاتی بتأخیر افتاده) و کتابهای دیگر خود را در دسترسشان بگذارم، و بر ایشان لازم است که وقت و دارائیشان را برای خرید و خواندن افسانه ها و رمانها و مجلّه های کفر آمیز که فسّاق و مردمی که پای بند بدینی از ادیان و قانونی از قوانین نیستند و کتبی که بعضی از منافقین و بی خردان و نادانان در این عصر بنام ترجمه و تفسیر قرآن کریم و شرح اخبار و ادعیه نشر میدهند صرف ننمایند، و السّلام علی من شکر النّعمة و عمل برجاء العاقبة، اوّل ربیع الاوّل سنة 1377 ه، قلهک، تهران - حاج سیّد علینقی فیض الإسلام.