فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهل و نهم از دعاهای امام علیه السلام است در (درخواست) دور ساختن مکر و فریب دشمنان،

و باز گردانیدن سختی و شکنجه ایشان:
ای خدای من (مرا بوسیله پیغمبرت و فرستادن آیات قرآن مجید براه حق که موجب رستگاری دنیا و آخرت است) راهنمائیم کردی پس غافل مانده و بکار بیهوده مشغول شدم، و پند دادی (در قرآن کریم بخیر و نیکی امر کردی و از شر و بدی باز داشتی) پس سختدل گشتم (در من تأثیر نکرد) و نعمت نیکو (بی رنج و سختی) عطا نمودی پس (ترا) نافرمانی کردم، سپس شناختم آنچه را (گناهانی که مرا از آن) برگردانده ای، هنگامی که آن را بمن شناساندی (توفیقم دادی از غفلت و بیخبری از آن آگاه شدم) پس آمرزش درخواست نمودم (از گناهم) در گذشتی، پس (بگناه) باز گشتم و تو پوشاندی (کسی را ب آن آگاه نساختی، یا مرا میان مردم رسوا نکردی، یا مهلتم دادی و در انتقام شتاب ننمودی) از این رو (بسبب این همه مهربانیها) - خدای من - ترا است سپاس (نه جز تو را) - (هنگام غفلت و نا فرمانی و سختدلی) خود را در دره های (انواع) فساد و تباهی افکندم، و در راههای سخت هلاک و نابودی فرود آمدم، در آن دره ها بغلبه ها و سخت گیریهایت و بفرود آمدن در آنها بعذابهایت روبرو شدم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 373
و دستاویزم بسویت توحید و یگانه دانستن تو است، و وسیله ام آنست که چیزی را با تو شریک و انباز نگردانیده ام، و با تو خدائی فرا نگرفته ام (اعتقاد و باور ندارم که خدائی با تو باشد) و با جانم (از روی دل از عذاب و کیفرت) بسوی (رحمت) تو گریخته ام، و گریزگاه بد کار و پناهگاه کسیکه بهره اش را تباه کرده و پناهنده گشته بسوی تو است - پس چه بسا دشمنی که بر من شمشیرش را از روی دشمنی از غلاف و نیام بیرون آورد، و دم کارد بزرگ خود را برای من تیز نمود، و طرف تیزی آن را برایم نازک گردانید، و زهرهای کشنده اش را برای من با آب درهم کرد، و مرا آماج تیرهایش که از هدف و نشانه نمیگذرد قرار داد، و چشم حراست و پاسبانیش از من نخفت، و در دل گذراند که شر و بدی بمن برساند، و از آب بسیار تلخ، تلخی آن شر و بدی که نمیشود آشامید آبم دهد (خواست زیانی بمن وارد سازد که بر اثر آن نابودم گرداند) - پس تو - ای خدای من - ناتوانیم را از زیر بار رفتن رنجهای گران، و از انتقام کشیدن از کسیکه در جنگیدنش قصد من کرده، و تنهائیم را در برابر بسیاری عدد و شماره (لشگر) کسیکه با من دشمنی نموده، و برای گرفتار ساختنم در آنچه فکر ننموده و از آن غافل مانده ام در کمین نشسته، دیدی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 374
پس (پیش از آنکه از تو یاری درخواست نمایم) بیاری کردنم آغاز نمودی، و پشتم را بتوانائیت محکم و استوار گردانیدی، آنگاه تیزی و برندگی او را شکستی (ضایع و تباهش ساختی) و پس از آنکه در گروهی (همراهان) بسیار بود او را تنها گذاشتی، و مرا بر او فیروز نمودی، و آنچه (تیر یا نیزه ای را که برای کشتن من) نشانه گیری کرده بود بر خودش برگرداندی، و در حالیکه خشمش را بهبودی نداده و کینه اش فرو ننشسته او را باز گرداندی (آنگاه از روی بسیاری خشم و پشیمانی) سر انگشتان خود را بد ندان گزید و رو برگردانید در حالیکه سپاهیانش (یاران و یاورانش) آنچه باو وعده داده بودند انجام ندادند - و چه بسیار ستمگری که با مکر و فریبهایش بمن ستم کرد، و دام شکارهایش را برایم بر پا نمود، و جستجوی مراقبت و نگهبانیش را بر من گماشت (مراقب بود ببیند چه میکنم و کجا هستم و بکجا میروم) و در کمین من نشست مانند در کمین نشستن درنده و چشم براه بودنش برای بدست آوردن فرصت و وقت مناسبی برای شکارش در حالیکه خوشروئی و چاپلوسی را برایم آشکار میساخت، و با خشم سخت بمن مینگریست - پس چون تو - ای خدای من که (از صفات مخلوق) منزه و برتری - فساد و تباهی قصد او و زشتی آنچه را پنهان داشته
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 375
دیدی او را با مغز سر در گودالیکه برای شکار کنده بود نگونسار کردی، و در پرتگاه گودالش باز گردانیدی تا پس از سرکشیش با ذلت و خواری در بند دامی که میاندیشید مرا در آن بیند در آمد، و اگر رحمت و مهربانی تو نبود نزدیک بود آنچه باو فرود آمد بر من فرود آید - و چه بسیار حسود و رشکبری (آنکه نابود شدن نعمتی را از دیگری آرزو دارد) که بسبب (آسایش و خوشی) من غصه و اندوه او (مانند آب، یا آب دهان) گلوگیرش شد، و سختی خشمش از من (مانند استخوان) در گلویش گرفت، و با نیش زبانش مرا آزار رسانید (سخنان ناشایسته بمن گفت) و بتهمت زدن عیوب و نواقصی که در خود داشت غضبش را بر من سخت گردانید (در کتب لغت جز وحر بکسر حاء یافت نمیشود، و در نسخ صحیفه بفتح حاء ضبط شده، و وحر فعل لازم است بر اثر نقل حرکت در اینجا متعدی گشته و نقل حرکت یکی از چیزهائیست که فعل لازم ب آن متعدی میگردد مانند اثم فهو اثم که بحرکت متعدی و گفته میشود اثم، اذا جعله اثما فهو ماثوم) و آبروی مرا نشانه تیرهای خود قرار داد (سخنان زشت و ناروا در باره من گفت) و صفات و خوهای پست را مانند گردن بند بر من بست که (من از آنها آراسته بودم و) همیشه در خود او بود، و بمکر خویش خشمش را بر من سخت نمود (یا با مکر خود بر من طعنه زد و عیب جوئی مینمود، اگر بجای وحرنی بکیده، وخزنی بخوانیم چنانکه در بعض نسخ صحیفه ضبط شده) و بافرینش آهنگ من کرد - پس (در چنین گیر و داری) - ای خدای من - ترا خواندم در حالیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 376
فریاد رسی و یاری کردنت را میطلبیدم، و بزودی اجابت و روا ساختن تو اعتماد داشتم، و میدانستم کسی که در سایه رحمت تو جا گرفت شکست نمیخورد، و کسیکه بپناهگاه انتقام تو پناهنده شد (از کسی) نمیترسد، پس تو مرا بتوانائیت از سختی او بازداشتی - و چه بسیار ابرهای شر و بدی که آنها را از من گشودی (دور ساختی) و ابرهای نعمتهائیکه آنها را بر من باراندی، و جویهای رحمت و مهربانی که آنها را پهن کردی، و عافیت و تندرستی که آن را بر من پوشاندی، و چشمهای مصائب و گرفتاریها که آنها را کور گردانیدی، و پرده های اندوه هاییکه آنها را برداشتی - و چه بسیار گمان نیکی را که تصدیق نموده و پذیرفتی (امیدوار برحمت و احسانت را نومید نکردی) و فقر و نیازمندی را که بجای آن بی نیازی بخشیدی، و در افتادنی را که برداشته ایستاندی (گرفتار سختیهائی را که رهاندی) و مسکنت و بی چیزی (یا ذلت و خواری) را که (بتوانگری، یا بعزت و بزرگی) تغییر دادی - همه آنها انعام و احسان از جانب تو است، و در همه آنها کوشش نمودن من در نافرمانیهایت بود، بد کرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت باز نداشت، و مرا آن همه احسان و نیکی از آنچه تو را بخشم می آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه بجا می آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمیشوی (که چرا بد کرداری بنده تو را از احسان باز نداشت، زیرا افعال تو از روی حکمت و مصلحت است) - و بعظمت و بزرگیت قسم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 377
چون از تو (نعمتی) درخواست شده بخشیده ای، و درخواست نشده، ببخشش آغاز نموده ای، و احسانت طلبیده شده اندک نداده ای، و تو - ای مولی و آقای من - امتناع نموده و نمیخواهی جز احسان و اکرام و نیکی کردن و نعمت بخشیدن را، و من امتناع کرده و نمیخواهم مگر افکندن خود را بی تأمل و اندیشه در محرماتت، و تجاوز از حدود و احکامت، و غفلت و بیخبری از تهدیدت، پس تو را است سپاس - ای خدای من - توانائی که مغلوب نمیشود، و مهلت دهنده ای که شتاب نمیکند - این جای کسی است که بفراوانی نعمتها (ی از جانب تو) اقرار نموده، و آنها را بتقصیر و کوتاهی (در شکر و سپاس) برابر گردانیده، و در باره خود بتضییع و تباه ساختن (پیروی نکردن از اوامر و نواهی تو) گواهی داده - بار خدایا پس من بوسیله منزلت بلند پایه محمد (صلی الله علیه و آله) و مقام گرامی علی (علیه السلام) بسوی تو تقرب میطلبم، و بسبب آنان بدرگاهت رو می آورم که مرا از شر و بدی آنچه از شر آن پناه میطلبند پناه دهی، زیرا پناه دادن تو مرا در برابر توانگریت بر تو دشوار نیست، و تو را در برابر توانائیت برنج نمیافکند، و تو بر هر چیز توانائی - پس - ای خدای من - از رحمت و مهربانی و همیشگی توفیق و راهنمائی خود بمن ببخش آنچه که آن را نردبان قرار دهم که بوسیله آن بسوی خوشنودیت بالا روم (آن را بدست آورم) و از عقاب و کیفرت ایمن گردم، ای مهربانترین مهربانان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 378

دعای پنجاهم از دعاهای امام علیه السّلام است در ترس (از خدای تعالی):

بار خدایا تو مرا درست اندام (بی عیب و نقص) آفریدی، و در کوچکی پروردی، و بی رنج و کوشش من روزیم دادی - بار خدایا من در کتاب تو (قرآن مجید) که فرو فرستادی، و بندگانت را ب آن مژده دادی یافتم که فرموده ای: («س 39 ی 53)یا عِبادِیَ الَّذینَ اسْرَفُوا عَلی انْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، انَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا 39: 53)یعنی ای بندگان من که بر نفسهای خود (بگناهان) اسراف کرده و از حدّ تجاوز نموده اند از رحمت و بخشش خدا نومید نشوید که خدا همه گناهان را (بشرط توبه) می آمرزد. و پیش از این از من سرزده آنچه (گناهانی که) تو دانسته ای، و آنچه تو، به (زشتی و کیفر) آن از من داناتری، پس وای برسوائی من از آنچه نامه (ثبت اعمال بامر و فرمان) تو در باره من شمرده (نوشته) است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 379
پس اگر نبود جاهائیکه امیدوارم از عفو و گذشتت که هر چیزی را فرا میگیرد خود را از دست میرهانیدم (هلاک و تباه میساختم) و اگر کسی میتوانست از پروردگارش (مالک خود) بگریزد هر آینه من بگریختن از تو (که مالک حقیقی هستی) سزاوارتر بودم، و توئی که رازی در زمین و آسمان بر تو پوشیده نیست و آن را (روز قیامت) حاضر و آشکار مینمائی، و از هر جزاء دهنده و حسابگری بی نیازی - بار خدایا تو جوینده منی اگر فرار کنم، و دریابنده منی اگر بگریزم، پس اینک منم در پیشگاهت فروتن، خوار، بینی بر خاک نهاده، اگر مرا عذاب و کیفر کنی پس من سزاوار آنم، و آن - ای پروردگارم - از جانب تو عدل و داد است، و اگر از من در گذری پس از قدیم و دیرینه گذشتت مرا فرا گرفته، و عافیت و تندرستیت را بر من پوشانده ای (مرا از هر سختی و گرفتاری نجات داده ای) - پس از تو درخواست مینمایم - بار خدایا - قسم بنامهای پنهان شده ات (نامهائیکه علم آن را بخود اختصاص داده ای، پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: خداوند را چهار هزار نام است، هزار نام را کسی جز خدا نمیداند، و هزار نام را کسی جز خدا و فرشتگان نمیداند، و هزار نام را کسی جز خدا و فرشتگان و پیغمبران
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 380
نمیداند، و چهارمین هزار را مؤمنین میدانند، پس سیصد نام از آن هزار نام در توریة است، و سیصد در انجیل، و سیصد در زبور، و یکصد در قرآن، نود و نه نام آشکار و «یکی اسم اعظم» از آنها پنهان است، هر که آنها را بشمارد «معانی آنها را بداند چنانکه از شیخ صدوق علیه الرّحمة نقل شده» داخل بهشت شود) و بجمال و نیکوئیت که پرده ها (انوار عزّت و جلال و عظمت و بزرگواریت) آن را (از نظر خلائق و آفریده شدگان) پوشیده است که رحم و مهربانی کنی این جان بی تاب و این استخوان ضعیف و ناتوان را که توانائی گرمی آفتابت را ندارد پس چگونه گرمی آتش (دوزخ) تو را توانائی دارد؟ و (شنیدن) آواز رعد و غرّش ابر تو را توانائی ندارد پس چگونه (تحمّل سختی) بانگ خشمت (دوری از رحمتت) را توانائی دارد؟ - پس بر من رحم کن - بار خدایا - زیرا من مردی ذلیل و خوارم، و قدر و منزلتم اندک است، و عذاب و کیفر من چیزی نیست که همسنگ ذرّه ای (مورچه کوچک، یا غبار و گرد منتشر در هوا) در پادشاهی تو بیافزاید، و اگر عذاب من چیزی بود که در پادشاهیت میافزود هر آینه (توفیق) شکیبائی بر آن را از تو درخواست مینمودم، و دوست داشتم که آن فزونی برای تو باشد، ولی سلطنت تو - بار خدایا - بزرگتر و پادشاهی تو جاویدتر از آنست که فرمانبری فرمانبران در آن بیافزاید، یا نافرمانی گنه کاران از آن بکاهد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 381
پس بر من رحم و مهربانی کن ای مهربانترین مهربانان، و از گناهان من در گذر ای دارای بزرگی و احسان و نیکی، و توبه و بازگشتم را بپذیر، زیرا توئی توبه پذیر مهربان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 382

دعای پنجاه و یکم از دعاهای امام علیه السّلام است در تضرّع و زاری و خضوع و فروتنی:

ای خدای من تو را حمد و سپاس مینمایم - و توئی برای (هر) سپاس سزاوار - در برابر احسان نیکویت بمن، و فراوانی نعمتهایت بر من، و بسیاری بخششهایت در باره من، و بر رحمت و مهربانیت که مرا ب آن (بر دیگران) برتری داده ای، و بر نعمتت که بر من تمام گردانیدی، پس حقّا که درباره من احسان کرده ای آنچه که شکر و سپاس من از آن عاجز و ناتوان است - و اگر احسان و نیکی تو بمن و فراوانی نعمتهایت بر من نمیبود فراهم آوردن بهره ام و اصلاح و نیکو گردانیدن خود را نمییافتم، ولی تو درباره من باحسان و نیکی (پیش از آنکه آن را از تو درخواست نمایم) ابتدا و آغاز نمودی، و کفایت و بی نیازی (از دیگری) را در همه کارهایم روزیم ساختی،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 383
و رنج و بلاء و گرفتاری را از من بر گرداندی، و قضاء و قدر (حکم و فرمان) ترسناک (خود) را از من باز داشتی - ای خدای من پس چه بسا بلاء و گرفتاری رنج آوری را که از من برگرداندی، و چه بسا نعمت فراوانی که چشمم را ب آن روشن کردی، و چه بسا احسان بزرگ که مر تو را است نزد من است - توئی که هنگام بیچارگی دعا و درخواستم را پذیرفتی، و هنگام افتادن (در گناه) از لغزشم (گناهیکه مرتکب شدم) در گذشتی، و از دشمنان آنچه که از راه ظلم و ستم از من گرفتند باز ستاندی - ای خدای من هنگامی که از تو (چیزی) درخواست کردم تو را (از راه عقل) بخیل و نبخشنده ندیدم، و هنگامیکه آهنگ تو نمودم تو را گرفته نیافتم، بلکه تو را برای دعا و درخواستم شنونده، و برای خواسته هایم بخشنده یافتم، و در هر حال و چگونگی از حالم و هر زمان و روزگاری از زمانم نعمتهایت را درباره خود فراوان یافتم، از این رو تو نزد من ستوده، و احسانت پیش من نیکو است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 384
جسم و تن من (از راه عقل) و زبانم (از راه ستایش) و عقلم (از راه اعتقاد) تو را سپاس گزارند، سپاسی که تمام و کامل باشد و بکنه و اصل سپاس رسد (سپاسیکه محتاج بافزودن بر آن نباشد) سپاسی که منتهی و پایان خوشنودی تو از من باشد، پس از این رو مرا از خشم (عقاب و کیفر) خود رهائی ده - ای پناه من هنگامیکه راهها (ی گوناگون) مرا برنج انداخته (نمیدانم بکدام راهی روم که نجات و رهائیم در آنست) و ای در گذرنده از لغزش (گناه) من که اگر پرده پوشی تو درباره من از آنچه (گناهانم که) از آن شرم آید نمیبود هر آینه از رسوا شدگان میبودم، و ای توانائی دهنده بیاری کردن که اگر مرا یاری کردن تو نمیبود هر آینه از شکست خوردگان میبودم، و ای کسیکه پادشاهان برای او یوغ (چوبیکه بر گردن دو گاو گذارند و چوب گاو آهن را ب آن بندند و زمین را شیار کنند) ذلّت و خواری بر گردنهاشان نهاده اند، و از غلبه و اقتدارهای او ترسانند، و ای سزاوار پرهیزکاری (ای کسیکه شایسته است از عقاب و کیفرت بپرهیزند) و ای کسیکه مر او را است نامهای نیکو، از تو میخواهم که از من در گذری و مرا بیامرزی، زیرا من بی گناه نیستم که عذر آورم، و دارای توانائی نمیباشم که غالب و فیروز گردم، و مرا گریزگاهی نیست که بگریزم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 385
و از تو میخواهم که از لغزشهایم (گناهانم) در گذری، و بدرگاه تو عذر و پوزش (یا بیزاری) میجویم از آن گناهانم که مرا حبس و گرفتار کرده، و بر من احاطه نموده اند (راه نجات و رهائی را بر من بسته اند) پس هلاک و تباهم ساخته اند، از آنها بسوی تو گریخته ام - ای پروردگار من - در حالیکه توبه کننده ام پس از این رو توبه ام بپذیر، پناه آورنده ام پس پناهم ده، زینهار جوینده ام پس خوارم منما، درخواست کننده ام پس مرا منع مفرما، (برشته رحمت تو) چنگ زننده ام پس دست از من باز مدار، خواهانم پس نومیدم باز مگردان - (زیرا) تو را خواندم - ای پروردگار من - در حالیکه درویش، زاری کننده، ترسان، هراسان، بیمناک، بیچیز و بیچاره درگاه توام - بسوی تو شکایت و گله میکنم ناتوانیم را از شتاب ب آنچه (نعمتهائیکه در آخرت) بدوستانت (اطاعت کنندگان) وعده داده ای، و از دوری نمودن از آنچه (عذاب و کیفریکه) دشمنانت (گناهکاران) را ب آن بیم داده ای، و شکایت میکنم از بسیاری اندوه هایم، و از وسوسه و بد اندیشیدنم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 386
ای خدای من (پیش از این) بسبب (بدی) نیّت و قصدم مرا (میان مردم) رسوا نکردی، و بوسیله گناهانم هلاک و تباه ننمودی، تو را میخوانم پس (درخواست) مرا اجابت کرده میپذیری و اگر چه هنگامی که تو مرا میخوانی (امر میفرمائی) من (در فرمانبری) کندم، و هر حاجت و خواسته ای که میخواهم از تو درخواست مینمایم، و هر کجا که هستم راز خود را (که دوست ندارم دیگری بر آن آگاه شود) پیش تو میگذارم (آشکار میسازم) از این رو جز تو را نمیخوانم، و بجز تو امید ندارم - لبّیک لبّیک یعنی بر طاعت و فرمانبری از تو ایستادگی دارم (زیرا) میشنوی (شکایت و گله) کسی را که نزد تو شکایت کند، و رو می آوری (یا بی نیاز میگردانی، اگر بجای و تلقی من توکّل بخوانیم و تکفی من توکّل چنانکه از نسخه ابن ادریس نقل شده) بکسیکه بر تو اعتماد نماید، و میرهانی هر که را که به (رشته) تو دست آویزد، و غم و اندوه را دور میسازی از هر که بتو پناه آورد - ای خدای من پس (اکنون که با بندگانت چنین رفتار میکنی) مرا بسبب ناسپاسیم از خیر و نیکی آخرت و دنیا نومیدم مگردان (زیرا من بتو شکایت میکنم و اعتماد مینمایم و دست می آویزم و پناه میبرم) و گناهانم را که تو میدانی بیامرز -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 387
اگر عذاب کنی پس (از راه عدل است، زیرا) من (بسبب نافرمانی) ستمکار مقصّر تباه کننده گناهکار کوتاهی کننده واگذارنده اهمال کننده بهره خود هستم، و اگر بیامرزی پس (از راه فضل و احسان است، زیرا) تو مهربانترین مهربانانی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 388