فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهل و هشتم از دعاهای امام علیه السلام است روز اضحی و روز جمعه

(دهم ذی الحجة که روز عید و شادی است، و اینکه آن روز اضحی نامیده شده برای آنست که حاجیان در آن روز گوسفندان را ذبح مینمایند، و اضحی جمع اضحاة است و آن گوسفندی است که در بامداد آن روز پس از برآمدگی آفتاب سرش را میبرند) و روز جمعه (آدینه، و اینکه آن روز را جمعه نامیدند برای اجتماع و گرد آمدن مردم است در آن):
بار خدایا این روز (بر اثر بسیاری ثواب و پاداش و روا شدن خواسته ها روز) ی است با برکت و نیکوئی و با یمن و شگون، و مسلمانان در اطراف زمین تو در آن (برای عبادت و بندگی) اجتماع نموده اند، درخواست کننده (آمرزش) و طلب کننده (نعمت) و خواهنده (پاداش) و ترسنده ایشان (از عذاب، در مساجد و معابد و جایگاههای پرستش تو) حاضر میشوند، و بینای در حاجتها و خواسته های آنان توئی، پس بسبب بخشش و نیکیت و آسان بودن بر تو آنچه را که میخواهم، از تو درخواست میکنم که بر
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 361
محمد و آل او درود فرستی - و بار خدایا پروردگار ما تو را است تسلط و پادشاهی (حقیقی، چون مبدء و پدید آورنده هر چیز توئی، و پادشاهی دیگری از جانب تو است) و مر تو را است حمد و سپاس (زیرا هر نعمتی را تو عطا فرموده ای، و حمد دیگری از جهت آنست که نعمت تو بر دست او روان گشته) خدائی جز تو نیست، خدای بردبار (در کیفر گناهکاران شتاب نمیکنی) بزرگوار مهربان بسیار نعمت دهنده دارای عظمت و احسان، پدید آورنده آسمان ها و زمین، از تو درخواست مینمایم که هر گاه میان بندگان خود که با ایمانند خیر و نیکی یا تندرستی یا برکت و فراوانی یا هدایت و رستگاری یا عمل بطاعت و فرمانبری از خویش، یا خیری را که بسبب آن بر ایشان منت مینهی و آنان را بسویت راهنمائی میکنی، یا برای آنها در درگاهت درجه و پایه ای بلند میگردانی، یا بوسیله آن نیکی ای از نیکی دنیا و آخرت باینان عطاء مینمائی، قسمت کنی نصیب و بهره مرا از آن بسیار گردان (جمله آن توفر حظی و نصیبی منه در بیشتر نسخ خطی و چاپی نیست، بنا بر این از قرینه کلام و آنچه بیان دلالت بر آن دارد دانسته میشود که مضمون این جمله یا مانند آن در نظر گرفته شده است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 362
بار خدایا مر تو را است پادشاهی و سپاس، پرستش شده ای جز تو نیست، از تو درخواست میکنم که درود فرستی بر محمد بنده و فرستاده و دوست و اختیار شده و برگزیده خود از آفریدگانت، و بر آل محمد که نیکوکاران و (از گناهان) پاکان و (بپیروانشان) سود رسانند، درودی که کسی جز تو بر شمردن آن توانائی نداشته باشد، و اینکه ما را در دعا و درخواست شایسته هر که از بندگان با ایمانت که در این روز تو را میخواند شریک گردانی، ای پروردگار جهانیان، و ما و ایشان را بیامرزی، زیرا تو بر هر چیز توانائی (قدیر کسی است که هر چه را بخواهد انجام میدهد، از این رو جز خدایتعالی ب آن وصف نمیشود) - بار خدایا حاجت و خواسته ام را بسوی تو قصد نمودم (برای روا ساختن آن کسی را جز تو در نظر نگرفتم) و درویشی و نیازمندی و بی چیزیم را بدرگاهت فرود آوردم (چون میدانم جز تو مرا بی نیاز نمیگرداند)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 363
در حالیکه اطمینانم ب آمرزش و رحمت و مهربانیت از عمل و کردارم بیشتر است، و همانا آمرزش و رحمتت از گناهانم فراختر است، پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و روا کردن هر حاجت و درخواستی را که دارم بسبب توانائیت بر آن، و آسان بودنش بر تو، و نیازمندی من بتو، و بی نیازی تو از من، تو خود متکفل شو و بپذیر، زیرا من هرگز جز از جانب تو بخیر و نیکی نرسیده ام و هرگز جز تو کسی بدی را از من بر نگردانده است، و برای کار (رهائی از عذاب و کیفر در) آخرت و (اصلاح گرفتاریهای در) دنیایم جز تو را امیدوار نیستم - بار خدایا هر کس برای رفتن بسوی مخلوق و آفریده ای بامید صله و عطاها و درخواست احسان و بخشش او مهیا و آماده شود، پس ای مولی و آقای من مهیا و آماده شدن من امروز بامید عفو و گذشت و درخواست احسان و بخششت بسوی تو است - بار خدایا پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و امروز آن امید مرا نومید مگردان، ای کسیکه (درخواست) درخواست کننده ای او را برنج نمیاندازد، و عطا و بخششی (توانگری) او را کم نمیگرداند، زیرا من از روی اعتماد داشتنم بکردار شایسته ای که آن را پیش فرستاده (بجا آورده) و
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 364
بشفاعت و میانجیگری مخلوق و آفریده ای که باو امید داشته باشم جز شفاعت محمد و اهل بیت و خویشان او (حضرت زهراء و ائمه معصومین علیهم السلام) که بر او و ایشان درود تو باد، بسوی تو نیامده ام - بدرگاه تو آمده ام در حالیکه بگناه و بد کردن بخود اعتراف دارم، بدرگاه تو آمده ام در حالیکه آن عفو و گذشت بزرگت را امیدوارم که بسبب آن از گناهکاران گذشتی، سپس طول و بسیاری ایستادگیشان بر گناه بزرگ تو را باز نداشته از اینکه بر ایشان رحمت و آمرزش احسان نمائی - پس ای کسیکه رحمت و مهربانی او فراخ (مؤمن و کافر را فرا گیرد) و عفو و گذشتش بزرگ (بسیار) است، ای عظیم و بزرگوار (که عقول بکنه ذات مقدسه ات پی نبرد) ای کریم و بخشنده، بر محمد و آل محمد درود فرست، و برحمت و مهربانیت بر من احسان فرما، و بفضل و نیکیت بر من مهربان باش، و با آمرزشت بر من گشایش ده - بار خدایا این مقام و جایگاه (نماز عید و جمعه بجا آوردن، یا مقام امامت و خلافت) برای خلفاء و جانشینان و برگزیدگان تو (ائمه معصومین علیهم السلام) است، و (دشمنان دین مانند خلفای بنی امیه) جاهای امناء و درستکاران تو را در درجه و پایه بلندی که ایشان را ب آن اختصاص و برتری
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 365
داده ای ربودند (غصب کرده بظلم و ستم گرفتند، عبد الله بن دینار گفته: حضرت باقر - علیه السلام - فرمود: ای عبد الله در هر عید اضحی و فطر که مخصوص مسلمانان است حزن و اندوه آل محمد تازه میگردد، گفتم چرا چنین است؟ فرمود: برای آنکه می بینند حق خودشان «امامت و خلافت» در دست دیگران است) و (برای امتحان و آزمایش بندگانت) توئی تقدیر کننده برای آن (غصب خلافت) در حالیکه امر و فرمان تو مغلوب نمیشود (هر طور مقدر کرده ای واقع میگردد) و از تدبیر (قضاء و قدر) قطعی تو هر گونه خواسته باشی و هر زمان و روزگار که بخواهی در نمیگذرد، و توئی تقدیر کننده برای آنچه (حکمت اقتضاء میکند و) تو ب آن (از دیگران) داناتری، در آفرینش (یا در قضاء و قدر) و اراده و خواسته ات متهم نیستی (گمان ظلم و ستم و نادانی بتو برده نمیشود، نا گفته نماند: از جمله و أنت المقدر لذلک معنی جبر توهم نشود، زیرا مقصود از اینکه خدای تعالی آن را تقدیر نموده آنست که صفات و حدود و کیفیات و زمان و مکان و سائر خصوصیات آن را بطوریکه کم و زیاد نمیشود تعیین فرموده، نه آنکه آن را ایجاد نموده تا غصب خلافت بر اثر تقدیر او بوده و غصب کنندگان ناچار گشته نتوانند خلاف آن رفتار نمایند، و شاید گفتار امام علیه السلام و پس از آن: غیر متهم علی خلقک و لا لارادتک اشاره باین نکته باشد، و الله اعلم) تا اینکه (بر اثر غصب خلافت) بر گزیدگان و جانشینان تو شکست خوردند و حقشان از دست رفت، حکم تو را تبدیل گشته، و کتاب تو (قرآن مجید) را دور افتاده، و واجبات را از مقاصد راههای روشن تو تغییر یافته، و روشهای پیغمبرت (مستحبات) را ترک شده میبینند - بار خدایا دشمنان ایشان را از پیشینیان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 366
و آیندگان (تا روز قیامت) و هر که را باعمال و کردار آنان راضی و خوشنود میشود و دوستان و پیروانشان را لعنت کن (از رحمت خود نومید و عذاب و کیفر فرما. تصریح امام علیه السلام بلعن بر دشمنان جانشینان و برگزیدگان خدا بر مشروعیت و روا بودن لعن بر کسیکه سزاوار است، بلکه بر مستحب بودن آن و اینکه لعن کننده را ثواب و پاداش است دلالت دارد، زیرا اگر چنین نبود آن حضرت در این روز شریف تصریح ب آن نمینمود و آن را از جمله دعائی که بوسیله آن بدرگاه خداوند سبحان تقرب میجویند قرار نمیداد، و طریقه و روش ما امامیه «شیعه دوازده امامی» هم همین است، و گاهی لعن بکسیکه مستحق و سزاوار آن است عبادت است مانند صلوات و درود بر کسی که شایسته آن میباشد، و چنانکه درود گوینده را ثواب و پاداش است همچنین لعن کننده را پاداش میدهند هر گاه لعن او بجا و برای بدست آوردن خوشنودی خدا باشد، و لعن کردن خدای عز و جل در آیات بسیار از قرآن کریم و امر بلعن در بعض آنها بر این مطلب دلالت دارد «س 2 ی 159):
اولئِکَ یَلْعَنُهُمُ اللَّهُ وَ یَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ 2: 159(ی 161):اولئِکَ عَلَیْهِمْ لَعْنَةُ اللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ اجْمَعینَ 2: 161یعنی آنها را «که حق پنهان گردانند» خدا و لعنت کنندگان «از انس و جن و فرشتگان» لعنت میکنند «خدا آنان را از رحمت خود دور ساخته و بکیفر رساند و دیگران ایشان را نفرین مینمایند» آنانند که لعنت خدا و همه فرشتگان و مردم بر ایشان است. پس مراد از وَ یَلْعَنُهُمُ اللاعِنُونَ و از وَ الْمَلائِکَةِ وَ النَّاسِ اجْمَعینَ امر بفرشتگان و مردم است بلعن کسانیکه خدا آنها را لعن فرموده، و از پیغمبر - صلی الله علیه و آله - روایت شده که گروهی از معصیت کاران را لعن نموده مانند فرمایش آن حضرت: خدا لعنت کند کسی را که پدر و مادر خود را لعن مینماید، و فرمایش آن بزرگوار: خدا لعنت کند ربا خوار را. و گاهی لعن واجب و جزء ایمان است هر گاه قصد لعن کننده بیزاری جستن باشد، زیرا خداوند سبحان چنانکه دوست داشتن دوستانش را واجب کرده دشمن داشتن دشمنانش و بیزاری از آنان را هم واجب نموده، در قرآن مجید «س 58 ی 22) فرموده:لا تَجِدُ قَوْمًا یُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الاخِرِ یُوادُّونَ مَنْ حادَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَوْ کانُوا اباءَهُمْ اوْ ابْناءَهُمْ اوْ اخْوانَهُمْ اوْ عَشیرَتَهُمْ 58: 22یعنی «ای پیغمبر» مردمی را که بخدا و روز قیامت ایمان می آورند «چنین» نخواهی یافت که با دشمنان خدا و رسول او دوستی کنند و اگر چه آن دشمنان پدران یا فرزندان یا برادران یا خویشان ایشان باشند. و گفته اند: هر گفتار و کرداریکه موجب عقاب و کیفر
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 367
گردد جائز است گوینده و بجا آورنده را لعن نمود، زیرا لعن از خدای تعالی همان دور ساختن از رحمت و بکیفر رساندن است) - بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، زیرا تو (در همه افعال و کردارت) ستوده شده بزرگواری (دارای احسان و نیکی بسیاری، درودی) مانند رحمتها و نیکیها و درودهای تو ببرگزیدگانت:
إبراهیم و آل إبراهیم، و بگشایش و دور شدن غم و اندوه و آسایش و یاری کردن و تسلط دادن و کمک کردن ایشان تعجیل و شتاب فرما - بار خدایا و مرا از اهل توحید (کسانیکه بیکتائی و بی شریکی تو اقرار دارند) و از اهل ایمان و گروندگان بخود و از اهل تصدیق و اعتراف کنندگان بپیغمبرت و پیشوایانیکه طاعت و پیروی از ایشان را واجب کرده ای قرار ده، از کسانیکه آن توحید و ایمان و تصدیق بوسیله ایشان و بدستهای آنها واقع میگردد (از آنانکه مردم را براه حق راهنمایانند) دعایم را روا کن، ای پروردگار هر صنفی از اصناف آفریده شدگان - بار خدایا خشم (اراده انتقام) تو را جز بردباریت (شتاب نکردنت در کیفر) و سختی خشمت را جز
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 368
عفو و گذشتت باز نمیگرداند، و جز رحمت و مهربانیت از عذابت زنهار نمیدهد، و مرا از (عقاب) تو جز تضرع و زاری بدرگاهت و در برابرت نمیرهاند، پس بر محمد و آل محمد درود فرست، و ما (پیروان محمد و آل محمد علیهم السلام) را - ای خدای من - از جانب خود بوسیله قدرت و توانائی که با آن مردگان بندگانت را زنده میگردانی، و شهرهای مرده (بی گیاه و میوه) را زندگی میبخشی (انواع خوراک و پوشاک در آنها میرویانی) گشایشی ببخش (غم و اندوهمان را دور ساز) - و مرا - ای خدای من - اندوهناک نمیران (یا عذاب مکن) تا دعایم را مستجاب فرمائی (درخواست آمرزشم را بپذیری) و از اجابت و روا کردن دعایم آگاهم سازی، و مزه عافیت و تندرستی را تا پایان زندگیم بمن بچشان، و دشمنم را بر من شاد مگردان، و او را بر من مسلط و توانا منما - ای خدای من اگر تو مرا بلند مرتبه گردانی پس کیست آنکه مرا پست نماید، و اگر مرا پست کنی پس کیست آنکه بلندم گرداند، و اگر مرا گرامی داری پس کیست آنکه خوارم کند، و اگر مرا خوار کنی پس کیست آنکه گرامیم دارد، و اگر مرا عذاب و شکنجه نمائی پس کیست آنکه بر من
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 369
رحم و مهربانی داشته باشد، و اگر مرا هلاک و تباه سازی پس کیست آنکه در باره بنده ات برای تو مانع و جلوگیر شود، یا تو را از کار او (از روی منازعه و اعتراض) پرستش نماید؟؟ و من دانسته ام که در حکم و فرمانت ستمی و در انتقام و بکیفر رساندنت شتابی نیست، و جز این نیست که کسی شتاب میکند که از فوت شدن و وقت کار گذشتن بترسد، وضعیت و ناتوان بستم نیازمند است، و تو - ای خدای من - برتری از اینکه ستم یا شتاب کنی برتری بزرگ (بی پایان) - بار خدایا بر محمد و آل محمد درود فرست، و مرا هدف بلاء و گرفتاری و نشانه انتقام و بکیفر رساندنت مگردان (از هر جهت و هر سو قصد انتقام من مکن) و مرا مهلت ده، و اندوهم را ببر، و از لغزشم در گذر، و ببلائی در پی بلائی گرفتارم مساز، زیرا ناتوانی و بیچارگی و تضرع و زاریم را بسوی خود میبینی - بار خدایا امروز از خشمت بتو پناه میبرم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا پناه ده - و امروز از خشم سخت تو از تو زنهار میجویم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا زنهار ده - و ایمنی از عذاب و کیفرت را از تو درخواست مینمایم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا ایمن گردان - و از تو هدایت و راهنمائی میطلبم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا (براه حق) راهنمائی (ثابت و پا برجا) نما - و از تو (بر دشمن) یاری میخواهم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا یاری فرما -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 370
و از تو رحمت و مهربانی درخواست میکنم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و بر من رحم کن - و از تو بی نیازی میطلبم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا بی نیاز گردان - و از تو روزی (عطا و بخشش: خوردنی و غیر آن) میخواهم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا روزی ده - و از تو کمک طلب میکنم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا (در هر کاری) کمک نما - و از گناهان گذشته ام آمرزش میطلبم، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا بیامرز - و از تو میخواهم که مرا (از معصیت و نا فرمانی) باز داری، پس بر محمد و آل او درود فرست و مرا بازدار، زیرا اگر تو بخواهی (توفیقم دهی و زنده ام داری) من هرگز بچیزی که آن را از من نا پسندیده ای بر نمیگردم (پس از این گناهی بجا نمی آورم) - ای پروردگار من ای پروردگار من، ای بسیار مهربان ای بسیار بخشنده، ای دارای عظمت و احسان (پیغمبر اکرم - صلی الله علیه و آله - فرموده: الظوا بیا ذَا الْجَلالِ وَ الاکْرامِ یعنی بگفتن یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ مداومت داشته آن را همیشه و بسیار بگوئید، و روایت شده: آن حضرت بمردی گذشت که نماز میخواند و میگفت: یا ذَا الْجَلالِ وَ الْإِکْرامِ، فرمود: دعای تو مستجاب و پذیرفته شد) بر محمد و آل او درود فرست، و آنچه از تو طلبیده و خواسته ام و در آن بدرگاه تو تضرع و زاری نمودم برایم مستجاب فرما،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 371
و آن را بخواه و مقدر و حکم کن و بگذران، و در آنچه از خواسته هایم که حکم میکنی برای من خیر ده، و در آن برکت و نیکیت را در باره ام ثابت و پا بر جا گردان، و بوسیله آن بر من احسان نما، و مرا ب آنچه از آن عطا میکنی نیکبخت ساز، و از فضل و بخشش خود و فراخی آنچه (خیرات و نیکیها که) نزد تو است بمن بیافزا، زیرا تو توانگر بخشنده ای، و آن را بخیر و نیکی آخرت (بهشت) و نعمت فراوان آن سرا پیوسته فرما، ای مهربانترین مهربانان. - سپس دعا کن ب آنچه برایت آشکار گردد (پیش آید یعنی هر چه میخواهی از خدای تعالی بخواه) و بر محمد و آل محمد او هزار بار درود فرست (بگو: اللهم صل علی محمد و آل محمد) که امام علیه السلام اینچنین میکرده (ناگفته نماند: هر گاه ذکر و یاد خدا مانند یا ارحم الراحمین یا صلوات و درود بر محمد و آل او بعدد و شماره مخصوصی تعیین شده باشد سزاوار نیست خواننده بیشتر یا کمتر از آن را بخواند، زیرا هویدا است که ثواب و پاداش برای عدد معین است، و بیشتر یا کمتر آن را شامل نمیشود، و شایسته است عدد مخصوص را بی آنکه میان آن سخنی گوید بپایان رساند، و چنانکه سخنی گفت بهتر آنست که آن را اعاده نموده دو باره از سر گیرد).
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 372

دعای چهل و نهم از دعاهای امام علیه السلام است در (درخواست) دور ساختن مکر و فریب دشمنان،

و باز گردانیدن سختی و شکنجه ایشان:
ای خدای من (مرا بوسیله پیغمبرت و فرستادن آیات قرآن مجید براه حق که موجب رستگاری دنیا و آخرت است) راهنمائیم کردی پس غافل مانده و بکار بیهوده مشغول شدم، و پند دادی (در قرآن کریم بخیر و نیکی امر کردی و از شر و بدی باز داشتی) پس سختدل گشتم (در من تأثیر نکرد) و نعمت نیکو (بی رنج و سختی) عطا نمودی پس (ترا) نافرمانی کردم، سپس شناختم آنچه را (گناهانی که مرا از آن) برگردانده ای، هنگامی که آن را بمن شناساندی (توفیقم دادی از غفلت و بیخبری از آن آگاه شدم) پس آمرزش درخواست نمودم (از گناهم) در گذشتی، پس (بگناه) باز گشتم و تو پوشاندی (کسی را ب آن آگاه نساختی، یا مرا میان مردم رسوا نکردی، یا مهلتم دادی و در انتقام شتاب ننمودی) از این رو (بسبب این همه مهربانیها) - خدای من - ترا است سپاس (نه جز تو را) - (هنگام غفلت و نا فرمانی و سختدلی) خود را در دره های (انواع) فساد و تباهی افکندم، و در راههای سخت هلاک و نابودی فرود آمدم، در آن دره ها بغلبه ها و سخت گیریهایت و بفرود آمدن در آنها بعذابهایت روبرو شدم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 373
و دستاویزم بسویت توحید و یگانه دانستن تو است، و وسیله ام آنست که چیزی را با تو شریک و انباز نگردانیده ام، و با تو خدائی فرا نگرفته ام (اعتقاد و باور ندارم که خدائی با تو باشد) و با جانم (از روی دل از عذاب و کیفرت) بسوی (رحمت) تو گریخته ام، و گریزگاه بد کار و پناهگاه کسیکه بهره اش را تباه کرده و پناهنده گشته بسوی تو است - پس چه بسا دشمنی که بر من شمشیرش را از روی دشمنی از غلاف و نیام بیرون آورد، و دم کارد بزرگ خود را برای من تیز نمود، و طرف تیزی آن را برایم نازک گردانید، و زهرهای کشنده اش را برای من با آب درهم کرد، و مرا آماج تیرهایش که از هدف و نشانه نمیگذرد قرار داد، و چشم حراست و پاسبانیش از من نخفت، و در دل گذراند که شر و بدی بمن برساند، و از آب بسیار تلخ، تلخی آن شر و بدی که نمیشود آشامید آبم دهد (خواست زیانی بمن وارد سازد که بر اثر آن نابودم گرداند) - پس تو - ای خدای من - ناتوانیم را از زیر بار رفتن رنجهای گران، و از انتقام کشیدن از کسیکه در جنگیدنش قصد من کرده، و تنهائیم را در برابر بسیاری عدد و شماره (لشگر) کسیکه با من دشمنی نموده، و برای گرفتار ساختنم در آنچه فکر ننموده و از آن غافل مانده ام در کمین نشسته، دیدی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 374
پس (پیش از آنکه از تو یاری درخواست نمایم) بیاری کردنم آغاز نمودی، و پشتم را بتوانائیت محکم و استوار گردانیدی، آنگاه تیزی و برندگی او را شکستی (ضایع و تباهش ساختی) و پس از آنکه در گروهی (همراهان) بسیار بود او را تنها گذاشتی، و مرا بر او فیروز نمودی، و آنچه (تیر یا نیزه ای را که برای کشتن من) نشانه گیری کرده بود بر خودش برگرداندی، و در حالیکه خشمش را بهبودی نداده و کینه اش فرو ننشسته او را باز گرداندی (آنگاه از روی بسیاری خشم و پشیمانی) سر انگشتان خود را بد ندان گزید و رو برگردانید در حالیکه سپاهیانش (یاران و یاورانش) آنچه باو وعده داده بودند انجام ندادند - و چه بسیار ستمگری که با مکر و فریبهایش بمن ستم کرد، و دام شکارهایش را برایم بر پا نمود، و جستجوی مراقبت و نگهبانیش را بر من گماشت (مراقب بود ببیند چه میکنم و کجا هستم و بکجا میروم) و در کمین من نشست مانند در کمین نشستن درنده و چشم براه بودنش برای بدست آوردن فرصت و وقت مناسبی برای شکارش در حالیکه خوشروئی و چاپلوسی را برایم آشکار میساخت، و با خشم سخت بمن مینگریست - پس چون تو - ای خدای من که (از صفات مخلوق) منزه و برتری - فساد و تباهی قصد او و زشتی آنچه را پنهان داشته
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 375
دیدی او را با مغز سر در گودالیکه برای شکار کنده بود نگونسار کردی، و در پرتگاه گودالش باز گردانیدی تا پس از سرکشیش با ذلت و خواری در بند دامی که میاندیشید مرا در آن بیند در آمد، و اگر رحمت و مهربانی تو نبود نزدیک بود آنچه باو فرود آمد بر من فرود آید - و چه بسیار حسود و رشکبری (آنکه نابود شدن نعمتی را از دیگری آرزو دارد) که بسبب (آسایش و خوشی) من غصه و اندوه او (مانند آب، یا آب دهان) گلوگیرش شد، و سختی خشمش از من (مانند استخوان) در گلویش گرفت، و با نیش زبانش مرا آزار رسانید (سخنان ناشایسته بمن گفت) و بتهمت زدن عیوب و نواقصی که در خود داشت غضبش را بر من سخت گردانید (در کتب لغت جز وحر بکسر حاء یافت نمیشود، و در نسخ صحیفه بفتح حاء ضبط شده، و وحر فعل لازم است بر اثر نقل حرکت در اینجا متعدی گشته و نقل حرکت یکی از چیزهائیست که فعل لازم ب آن متعدی میگردد مانند اثم فهو اثم که بحرکت متعدی و گفته میشود اثم، اذا جعله اثما فهو ماثوم) و آبروی مرا نشانه تیرهای خود قرار داد (سخنان زشت و ناروا در باره من گفت) و صفات و خوهای پست را مانند گردن بند بر من بست که (من از آنها آراسته بودم و) همیشه در خود او بود، و بمکر خویش خشمش را بر من سخت نمود (یا با مکر خود بر من طعنه زد و عیب جوئی مینمود، اگر بجای وحرنی بکیده، وخزنی بخوانیم چنانکه در بعض نسخ صحیفه ضبط شده) و بافرینش آهنگ من کرد - پس (در چنین گیر و داری) - ای خدای من - ترا خواندم در حالیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 376
فریاد رسی و یاری کردنت را میطلبیدم، و بزودی اجابت و روا ساختن تو اعتماد داشتم، و میدانستم کسی که در سایه رحمت تو جا گرفت شکست نمیخورد، و کسیکه بپناهگاه انتقام تو پناهنده شد (از کسی) نمیترسد، پس تو مرا بتوانائیت از سختی او بازداشتی - و چه بسیار ابرهای شر و بدی که آنها را از من گشودی (دور ساختی) و ابرهای نعمتهائیکه آنها را بر من باراندی، و جویهای رحمت و مهربانی که آنها را پهن کردی، و عافیت و تندرستی که آن را بر من پوشاندی، و چشمهای مصائب و گرفتاریها که آنها را کور گردانیدی، و پرده های اندوه هاییکه آنها را برداشتی - و چه بسیار گمان نیکی را که تصدیق نموده و پذیرفتی (امیدوار برحمت و احسانت را نومید نکردی) و فقر و نیازمندی را که بجای آن بی نیازی بخشیدی، و در افتادنی را که برداشته ایستاندی (گرفتار سختیهائی را که رهاندی) و مسکنت و بی چیزی (یا ذلت و خواری) را که (بتوانگری، یا بعزت و بزرگی) تغییر دادی - همه آنها انعام و احسان از جانب تو است، و در همه آنها کوشش نمودن من در نافرمانیهایت بود، بد کرداری من تو را از کامل گردانیدن احسانت باز نداشت، و مرا آن همه احسان و نیکی از آنچه تو را بخشم می آورد منع و جلوگیری ننمود، تو از آنچه بجا می آوری مورد سؤال و پرسش واقع نمیشوی (که چرا بد کرداری بنده تو را از احسان باز نداشت، زیرا افعال تو از روی حکمت و مصلحت است) - و بعظمت و بزرگیت قسم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 377
چون از تو (نعمتی) درخواست شده بخشیده ای، و درخواست نشده، ببخشش آغاز نموده ای، و احسانت طلبیده شده اندک نداده ای، و تو - ای مولی و آقای من - امتناع نموده و نمیخواهی جز احسان و اکرام و نیکی کردن و نعمت بخشیدن را، و من امتناع کرده و نمیخواهم مگر افکندن خود را بی تأمل و اندیشه در محرماتت، و تجاوز از حدود و احکامت، و غفلت و بیخبری از تهدیدت، پس تو را است سپاس - ای خدای من - توانائی که مغلوب نمیشود، و مهلت دهنده ای که شتاب نمیکند - این جای کسی است که بفراوانی نعمتها (ی از جانب تو) اقرار نموده، و آنها را بتقصیر و کوتاهی (در شکر و سپاس) برابر گردانیده، و در باره خود بتضییع و تباه ساختن (پیروی نکردن از اوامر و نواهی تو) گواهی داده - بار خدایا پس من بوسیله منزلت بلند پایه محمد (صلی الله علیه و آله) و مقام گرامی علی (علیه السلام) بسوی تو تقرب میطلبم، و بسبب آنان بدرگاهت رو می آورم که مرا از شر و بدی آنچه از شر آن پناه میطلبند پناه دهی، زیرا پناه دادن تو مرا در برابر توانگریت بر تو دشوار نیست، و تو را در برابر توانائیت برنج نمیافکند، و تو بر هر چیز توانائی - پس - ای خدای من - از رحمت و مهربانی و همیشگی توفیق و راهنمائی خود بمن ببخش آنچه که آن را نردبان قرار دهم که بوسیله آن بسوی خوشنودیت بالا روم (آن را بدست آورم) و از عقاب و کیفرت ایمن گردم، ای مهربانترین مهربانان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 378

دعای پنجاهم از دعاهای امام علیه السّلام است در ترس (از خدای تعالی):

بار خدایا تو مرا درست اندام (بی عیب و نقص) آفریدی، و در کوچکی پروردی، و بی رنج و کوشش من روزیم دادی - بار خدایا من در کتاب تو (قرآن مجید) که فرو فرستادی، و بندگانت را ب آن مژده دادی یافتم که فرموده ای: («س 39 ی 53)یا عِبادِیَ الَّذینَ اسْرَفُوا عَلی انْفُسِهِمْ لا تَقْنَطُوا مِنْ رَحْمَةِ اللَّهِ، انَّ اللَّهَ یَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمیعًا 39: 53)یعنی ای بندگان من که بر نفسهای خود (بگناهان) اسراف کرده و از حدّ تجاوز نموده اند از رحمت و بخشش خدا نومید نشوید که خدا همه گناهان را (بشرط توبه) می آمرزد. و پیش از این از من سرزده آنچه (گناهانی که) تو دانسته ای، و آنچه تو، به (زشتی و کیفر) آن از من داناتری، پس وای برسوائی من از آنچه نامه (ثبت اعمال بامر و فرمان) تو در باره من شمرده (نوشته) است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 379
پس اگر نبود جاهائیکه امیدوارم از عفو و گذشتت که هر چیزی را فرا میگیرد خود را از دست میرهانیدم (هلاک و تباه میساختم) و اگر کسی میتوانست از پروردگارش (مالک خود) بگریزد هر آینه من بگریختن از تو (که مالک حقیقی هستی) سزاوارتر بودم، و توئی که رازی در زمین و آسمان بر تو پوشیده نیست و آن را (روز قیامت) حاضر و آشکار مینمائی، و از هر جزاء دهنده و حسابگری بی نیازی - بار خدایا تو جوینده منی اگر فرار کنم، و دریابنده منی اگر بگریزم، پس اینک منم در پیشگاهت فروتن، خوار، بینی بر خاک نهاده، اگر مرا عذاب و کیفر کنی پس من سزاوار آنم، و آن - ای پروردگارم - از جانب تو عدل و داد است، و اگر از من در گذری پس از قدیم و دیرینه گذشتت مرا فرا گرفته، و عافیت و تندرستیت را بر من پوشانده ای (مرا از هر سختی و گرفتاری نجات داده ای) - پس از تو درخواست مینمایم - بار خدایا - قسم بنامهای پنهان شده ات (نامهائیکه علم آن را بخود اختصاص داده ای، پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: خداوند را چهار هزار نام است، هزار نام را کسی جز خدا نمیداند، و هزار نام را کسی جز خدا و فرشتگان نمیداند، و هزار نام را کسی جز خدا و فرشتگان و پیغمبران
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 380
نمیداند، و چهارمین هزار را مؤمنین میدانند، پس سیصد نام از آن هزار نام در توریة است، و سیصد در انجیل، و سیصد در زبور، و یکصد در قرآن، نود و نه نام آشکار و «یکی اسم اعظم» از آنها پنهان است، هر که آنها را بشمارد «معانی آنها را بداند چنانکه از شیخ صدوق علیه الرّحمة نقل شده» داخل بهشت شود) و بجمال و نیکوئیت که پرده ها (انوار عزّت و جلال و عظمت و بزرگواریت) آن را (از نظر خلائق و آفریده شدگان) پوشیده است که رحم و مهربانی کنی این جان بی تاب و این استخوان ضعیف و ناتوان را که توانائی گرمی آفتابت را ندارد پس چگونه گرمی آتش (دوزخ) تو را توانائی دارد؟ و (شنیدن) آواز رعد و غرّش ابر تو را توانائی ندارد پس چگونه (تحمّل سختی) بانگ خشمت (دوری از رحمتت) را توانائی دارد؟ - پس بر من رحم کن - بار خدایا - زیرا من مردی ذلیل و خوارم، و قدر و منزلتم اندک است، و عذاب و کیفر من چیزی نیست که همسنگ ذرّه ای (مورچه کوچک، یا غبار و گرد منتشر در هوا) در پادشاهی تو بیافزاید، و اگر عذاب من چیزی بود که در پادشاهیت میافزود هر آینه (توفیق) شکیبائی بر آن را از تو درخواست مینمودم، و دوست داشتم که آن فزونی برای تو باشد، ولی سلطنت تو - بار خدایا - بزرگتر و پادشاهی تو جاویدتر از آنست که فرمانبری فرمانبران در آن بیافزاید، یا نافرمانی گنه کاران از آن بکاهد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 381
پس بر من رحم و مهربانی کن ای مهربانترین مهربانان، و از گناهان من در گذر ای دارای بزرگی و احسان و نیکی، و توبه و بازگشتم را بپذیر، زیرا توئی توبه پذیر مهربان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 382