فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهل و پنجم از دعاهای امام علیه السّلام است در باره وداع و بدرود ماه رمضان

(بزبان حال یعنی اگر ماه رمضان که ماه خیر و برکت است شخصی میبود هنگام فراق و جدائی با او چنین گفته میشد، و سخن گفتن با شهرها و منازل و اوقات روش عقلاء و خردمندان بوده و هست، و در قرآن شریف و سخنان ائمّه - علیهم السّلام - بسیار است، و خواندن دعای وداع مستحب میباشد، و شایسته است در روز جمعه آخر و هم در شب آخر خوانده شود، و خواندن آن هنگام سحر و نزدیک سپیده صبح بهتر است، و اگر کسی بکمی ماه گمان برد در دو شب یعنی شب بیست و نهم و شب سی ام آن را بخواند، و اگر در شب آخر خوانده نشد در اواخر روز آخر بخواند):
بار خدایا ای آنکه (برای نعمتهائیکه بخلقش داده) پاداش نمیخواهد (زیرا او غنیّ بالذّات است و بدیگری نیازمند نیست، پس آفریدن او ایشان را و تکلیف کردن بعبادت و بندگی و سپاسگزاری برای آنست که ایشان سود ببرند) - و ای آنکه بر عطا و بخشش (ببندگانش) پیشمان نمیشود (زیرا پشیمانی بر اثر جهل و نادانی بعواقب امور و پایان کارها است و جهل بر خدای تعالی محال است) - و ای آنکه جزای (کردار) بنده خود را یکسان و برابر نمیدهد (بلکه اگر نیک باشد چندان برابر میدهد، و اگر بد باشد می آمرزد، چنانکه در قرآن کریم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 295
«س 6 ی 160) فرموده:مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها 6: 160یعنی هر که کار نیکو بجا آورد او را ده برابر خواهد بود، و «س 13 ی 6) فرموده:وَ انَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ 13: 6یعنی پروردگار تو برای مردم بر ظلم و ستمی که میکنند دارای مغفرت و آمرزش است) - نعمت و بخشش تو در آغاز است (در برابر کردار نیست که شخص ب آن مستحقّ و سزاوار گردد، بلکه بی سابقه استحقاق است) و عفو و گذشتت (از گناهان) احسان و نیکی کردن بدون علّت و سبب است (نه آنکه واجب باشد) و عقوبت و کیفرت (گناهکاران را) عدل و داد است (چون ظلم از خدای تعالی محال است، چنانکه در قرآن مجید «س 18 ی 49) فرموده:وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ احَدًا 18: 49یعنی و پروردگار تو کسی را ستم نخواهد کرد) و حکم و فرمانت خیر و نیکو است (اگر چه مصلحت آن بر ما پنهان باشد) - اگر عطاء و بخشش نموده ای عطایت را بمنّت (بیان کردن نیکی بطوریکه دل را میشکند مانند گفتن چنین بتو عطا کردم یا چنین برای تو بجا آوردم) نیامیخته ای، و اگر منع کرده باز داشته ای منعت از روی ستم نبوده (زیرا عطاء و منع خداوند سبحان از روی حکمت و عدل است پس منع او ستم نیست) - پاداش میدهی هر که تو را سپاس گزارد و حال آنکه تو سپاسگزاری را باو الهام کرده ای - و جزا میدهی هر که تو را بستاید و حال آنکه تو ستودن را باو آموخته ای (توفیق سپاس و ستودن باو داده ای) - میپوشانی (گناه را)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 296
بر کسی (گنه کاری) که اگر میخواستی او را رسوا میکردی، و بخشش میکنی بر کسیکه اگر میخواستی او را (از بخششت) منع مینمودی در حالیکه هر دو سزاوار رسوائی و منع هستند، لیکن تو کارهایت را بر پایه تفضّل و احسان قرار داده ای، و قدرت و توانائیت را بر گذشت روان نموده ای (و این از جهت سعه و گشایش رحمت تو است) - و کسیکه معصیت و نافرمانی تو کرده با او بحلم و بردباری (شتاب نکردن در کیفر او) رفتار نموده ای، و کسی را که (بر اثر گناهانی که مرتکب شده) بخود قصد ستم نموده مهلت داده ای، تو ایشان را بمدارای خود مهلت میدهی تا هنگام رجوع و بازگشتن، و در مؤاخذه و کیفر ایشان شتاب نمیکنی تا هنگام توبه برای اینکه هلاک شونده ایشان بر خلاف رضای تو هلاک نشود، و بدبختشان بوسیله نعمت تو بدبخت نگردد (مستوجب عذاب نشود) مگر پس از بسیاری عذر داشتن و پس از پی در پی حجّت و برهان بر او (چنانکه در قرآن کریم «س 4 ی 165) فرموده:
رُسُلا مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزًا حَکیمًا 4: 165یعنی پیغمبران را فرستادیم که «نیکان را» مژده دهند و «بدکاران را» بترسانند تا پس از فرستادن پیغمبران مردم را بر خدا حجّت و برهانی نباشد «باینکه کسی ما را براه حقّ دعوت نکرد و ما هم نمیدانستیم» و خدا توانای درستکار است.) و این اتمام حجّت از روی کرم و بخششی است از عفو و گذشت تو ای بخشنده بزرگوار، و سودی است از مهربانی تو ای بردبار (کسیکه در کیفر شتاب نمیکنی) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 297
توئی آنکه برای بندگانت دری بسوی عفوت گشوده ای، و آن را توبه و بازگشت نامیده ای، و بر آن در از وحی و پیغام خود راهنمائی قرار داده ای تا از آن گمراه نشوند، پس تو خود که نامت جاوید (یا دارای برکت و احسان) است فرموده ای (قرآن کریم «س 66 ی 8)تُوبُوا الَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسی رَبُّکُمْ انْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ، یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذینَ امَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعی بَیْنَ ایْدیهِمْ وَ بِایْمانِهِمْ یَقُولُونَ: رَبَّنا اتْمِمْ لَنا نُورَنا، وَ اغْفِرْ لَنا، انَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ 66: 8): بسوی خدا توبه کنید توبه خالص و پاکیزه (بس برای خدا، از گناهان پشیمان شوید از جهت اینکه بر خلاف رضای خدای تعالی بوده، نه از جهت ترس از آتش که آن توبه نیست، چنانکه خواجه نصیر الدّین طوسی «رحمه اللّه» در تجرید فرموده) امیدوار باشید که پروردگارتان گناهانتان را از شما بپوشاند (بیامرزد) و شما را ببهشتها و باغهائی که جویها از زیر (درختان) آن روان است در آورد - (و آن) روزی (هنگامی است) که خدا پیغمبر و آنان را که باو ایمان آورده اند خوار نمیگرداند (شفاعت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 298
آن حضرت را در باره امّت و درخواست مؤمنین را در باره یارانشان میپذیرد) نور ایشان پیش روی آنها و از سمت راستشان میرود (بر اثر طاعت و بندگیشان در دنیا در جلو و سمت راست روشنائی برای آنان میتابد که در آن روشنائی بسوی بهشت میروند، یا «چنانکه از حضرت صادق - علیه السّلام - روایت شده:» پیشوایان مؤمنین روز قیامت در جلو و سمت راست آنها میروند تا ایشان را ببهشت در آورند) میگویند: پروردگار ما نور ما را کامل گردان (این در خواست نسبت بتفاوت نورهای آنها است بر حسب اعمالشان در دنیا) و ما را بیامرز (از آنچه باعث کامل نشدن نور ما است در گذر) زیرا تو بر هر چیز توانائی. پس بعد از گشودن در و بپا داشتن راهنما عذر و بهانه کسیکه از آمدن ب آن منزل و جایگاه (بهشت جاوید، با جور بودن وسائل) غافل و بیخبر باشد چیست؟ - و توئی آنکه در داد و ستد با بندگان و پیشنهاد کالا در بهای آن بر خود افزوده ای (بیش از آنچه که سزاوارند میدهی) میخواهی در تجارت کردنشان با تو سود برند، و در کوچ کردن بسوی تو و افزونی یافتن از جانب تو رستگار شوند، پس (از این رو) - تو خود که نامت با برکت و احسان است و (از مانند بودن ب آفریده شدگان) برتر و منزّه و پاکی - فرموده ای (در قرآن کریم «س 6 ی 160)مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها، وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی الا مِثْلَها) 6: 160:هر که کار نیکو بجا آورد مزد او ده برابر خواهد بود، و هر که کار بد کند جز مانند کار بدش کیفر داده نمیشود - و فرموده ای (قرآن مجید
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 299
«س 2 ی 261)مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ انْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ، وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ) 2: 261:داستان کسانی که دارائیهاشان را در راه خدا صرف مینمایند مانند داستان دانه ایست که هفت خوشه رویانیده که در هر خوشه صد دانه باشد (یکدانه هفتصد دانه بشود) و خدا برای هر که بخواهد چندین برابر (از این مقدار) میگرداند، و فرموده ای (قرآن شریف «س 2 ی 245)مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضاعِفَهُ لَهُ اضْعافًا کَثیرَةً 2: 245):
کیست آنکه به (بندگان درمانده) خدا وام نیکو دهد (وامیکه در گرفتن آن شتاب ننماید، یا منّت ننهد، یا عوض و بجای آن را نخواهد) که خدا آن را برایش چندین برابر گرداند. و نظائر و مانندهای آنها (آیاتیکه) از افزایش های حسنات و نیکوئیها که در قرآن فرستاده ای (مانند «س 27 ی 89):مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها 27: 89یعنی هر که «روز رستاخیز» با حسنه و نیکوئی آید پس پاداش بهتر از آن برای او است) - و توئی آنکه بسخن خود از (عالم) غیب و نهان خویش (که دیده ها و خردها ب آن راه ندارد، و بوسیله وحی بپیغمبران و خبر دادن ایشان دانسته میشود) و بترغیب و خواهان نمودن خود که بهره آنان را در بر دارد هدایت و راهنمائیشان نمودی بر چیزی (حقائقی) که اگر آن را از آنها میپوشاندی چشمهاشان آن را در نمییافت، و گوشهاشان آن را حفظ نکرده فرا نمیگرفت، و اندیشه هاشان ب آن نمیرسید،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 300
پس فرمودی (قرآن کریم «س 2 ی 152)اذْکُروُنی اذْکُرْکُمْ، وَ اشْکُروُا لی وَ لا تَکْفُرُونِ 2: 152):
مرا (بدعا و درخواست، یا در دنیا) یاد کنید تا شما را (باجابت و روا شدن، یا در آخرت) یاد کنم، و مرا سپاسگزارید و ناسپاسی ننمائید، و فرمودی (قرآن مجید «س 14 ی 7)لَئِنْ شَکَرْتُمْ لأَزیدَنَّکُمْ، وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ انَّ عَذابی لَشَدیدٌ 14: 7): هر آینه اگر (مرا بر نعمتی که بشما داده ام) سپاسگزارید شما را فزونی دهم، و اگر ناسپاسی کنید همانا کیفر من سخت است (شما را بکیفر سخت خواهم رسانید) - و فرمودی (قرآن شریف «س 40 ی 60)ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ، انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60): مرا بخوانید تا (دعا و درخواست را) برای شما روا سازم، کسانیکه از عبادت و بندگی (دعاء و خواندن) من کبر و سرکشی مینمایند زود است که با ذلّت و خواری بدوزخ در آیند.
پس دعاء (درخواست از) خود را عبادت و بندگی و بجا نیاوردن آن را سرکشی نامیده، و بر ترک و بجا نیاوردن آن ب آمدن در دوزخ با ذلّت و خواری تهدید نموده و ترسانده ای - پس (از این رو بندگانت) تو را بنعمت و بخششت یاد کردند، و بفضل و احسانت تو را سپاس گزاردند، و بسبب امر و فرمانت تو را خواندند، و از جهت درخواست افزودن نعمتت برای (بدست آوردن رضای) تو (نه از روی رئاء و خودنمائی، بفقراء و درویشان) صدقه و بخشش دادند، و در آن یادآوری و سپاسگزاری و خواندن آنها تو را و صدقه دادن برای تو نجات و رهائی ایشان است از خشمت (دوری از رحمتت) و فیروزی و دست یافتن آنان است برضا و خوشنودیت -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 301
و اگر آفریده ای از پیش خود آفریده ای را بمانند آنچه تو ب آن بندگانت را از جانب خود راهنمائی کرده ای راهنمائی مینمود باحسان و نعمت دادن وصف گشته و بهر زبانی ستایش شده میبود، پس (تو که آفریننده و راهنمائی حقیقی هستی بستودن شایسته تر میباشی، از این رو) پس تو را است سپاس تا آنجا که راهی در سپاس تو یافت شود، و برای سپاس سخنی که ب آن ستوده شوی و معنی و مقصودی که بسپاس باز گردد باقی باشد (تا آنجا که بتوانیم تو را سپاس گزاریم) - ای آنکه ببندگانش نیکی و افزونی را نعمت داده، و آنها را بنعمت و بخشش فرا گرفته، چه آشکار است در ما نعمت تو، و چه فراوان است بر ما بخشش تو، و چه بسیار است مخصوص بودن ما به نیکی سرشار تو - ما را ب آئینت (اسلام) که آن را برگزیدی، و بطریقه ات (پیروی از ائمّة معصومین علیهم السّلام) که آن را پسندیدی، و براهت (احکام) که آن را آسان گردانیدی راهنمائی نموده ای، و بتقرّب نزد (رحمت) خود، و رسیدن بکرامت و سود رساندن خویش (بهشت) بینا ساخته ای -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 302
بار خدایا و تو از کارهای بر گزیده و واجبات مخصوصه، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی که آن را از همه ماهها اختصاص داده، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده، و بر همه وقتهای سال بر گزیده ای بسبب قرآن و نوریکه (قرآنی که نور و روشنائی از ضلالت و گمراهی است) در آن فرو فرستادی، و بسبب آنکه ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی (از بسیاری عبادت و بندگی در آن آن را کامل گردانیدی) و روزه را در آن واجب، و برپا شدن (برای عبادت) را در آن ترغیب نمودی، و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی - سپس ما را بوسیله آن ماه بر همه امّتها بر گزیدی، و بفضل و برتری آن ما را نه اهل ملّتها و کیشها برتری دادی (این بیان صریح و آشکار است در اینکه ماه رمضان از خصائص پیروان دین اسلام است، چنانکه در شرح جمله سوّم از

دعای چهل و چهارم

ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 303
ب آن اشاره شد) پس بفرمان تو روزش را روزه داشتیم، و بیاری تو شبش را (برای بندگی) برخاستیم در حالیکه بروزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت که ما را بر آن خواسته ای در آوردیم، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم، و تو ب آنچه از درگاهت خواسته شود توانائی، ب آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای، بکسی که قصد تقرّب به (رحمت) تو کند نزدیکی - و این ماه در میان ما پسندیده زیست نمود، و با ما مصاحب و یار نیکو بود (چون در آن ثواب و پاداش و برکات و نیکیها و وسائل رحمت و آمرزش بسیار بود) و ببهترین سودهای جهانیان ما را سودمند نمود، سپس هنگام پایان یافتن وقتش و بسر رسیدن زمانش و تمام شدن شماره اش (روزهایش) از ما جدا شد - از این رو ما آن را وداع و بدرود مینمائیم مانند وداع کسیکه جدائیش بر ما بزرگ و دشوار است، و رفتنش از میان ما، ما را اندوهگین ساخته و بوحشت و ترس افکنده، و مانند وداع کسیکه او را بر ما عهد و پیمان نگاهداشتنی و احترام رعایت کردنی و حقّ اداء و پرداخت شدنی ثابت و پابر جا است، پس ما میگوئیم: درود بر تو ای بزرگترین ماه خدا، و ای عید (روز جشن و شادی) دوستان خدا - درود بر تو ای گرامیترین وقتهائی که (با ما) مصاحب و یار بودی، و ای بهترین ماه در روزها و ساعتها -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 304
درود بر تو ماهی که آرزوها در آن نزدیک است (حاجتها در آن روا میشود، زیرا برای اجابت و روا شدن خواسته ها بزرگترین اوقات است) و کردار (شایسته) در آن پراکنده (فراوان) است - درود بر تو همنشینی که احترام و گرامی داشتنش بزرگست هنگامیکه بوده باشد، و نبودنش بدرد آورد هنگامی که پنهان گردد، و مرجع امیدی که جدائیش رنج رساند - درود بر تو همدمی که انس و خو گرفت هنگامی که رو آورد و شاد گردانید، و وحشت و ترس افزود هنگامی که رفت و دردناک نمود - درود بر تو همسایه ای که دلها (بر اثر عبادت و بندگی) در آن نرم و فروتن گردید، و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خدای تعالی) در آن کم شد - درود بر تو یاری دهنده ای که (ما را) بر مغلوب ساختن شیطان یاری کرد، و مصاحب و یاری که راههای نیکی را آسان نمود - درود بر تو چه بسیار است آزاد شدگان خدا در تو، و چه نیکبخت است کسی که بسبب تو احترام و گرامی داشتنت را حفظ نماید - درود بر تو چه محو کننده بودی گناهان را (سبب آمرزش آنها بودی) و چه پوشنده بودی اقسام عیبها و زشتیها را (سبب بجا نیاوردن آنها بودی) - درود بر تو چه طولانی بودی بر گنهکاران (چون گنهکاران از آن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 305
در رنجند، از این رو روزهایش را طولانی ترین روزها می پندارند) و چه با هیبت و ترس (یا چه با عظمت و بزرگی) بودی در دلهای اهل ایمان (ترس ایشان از جهت تقصیر و کوتاهی در حقّ آنست) - درود بر تو ماهی که روزها (ی ماهها در فضل و برتری) با آن فخر و سرافرازی نکنند (چون آن ماه سیّد و مهتر و برترین ماهها است) - درود بر تو ماهی که از هر چیز (شیاطین، پیشامد بد، گرفتاری و مانند آن) سلامت و بی گزند است - درود بر تو که مصاحبت و همراهیش ناپسند و معاشرت و آمیزشش نکوهیده نیست - درود بر تو برای آنکه با برکات و نیکیها (پاداشها) بر ما وارد شدی، و چرکی گناهان را از ما شستی (سبب آمرزش آنها گردیدی) - درود بر تو نه آنکه وداع و بدرود با او از روی دلتنگی باشد، و نه آنکه روزه آن ترک شده از جهت بستوه آمدن است - درود بر تو که پیش از آمدنش (از جهت دوست داشتن آن) خواسته شده بود، و پیش از رفتنش (از جهت فراق و جدائیش) بر آن اندوهناکیم - درود بر تو چه بسیار بدی که بسبب تو از ما باز گردیده، و چه بسیار خیر و نیکی که بوسیله تو بر ما روان گشته - درود بر تو و بر شب قدر که بهتر از هزار ماه است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 306
درود بر تو دیروز (روزهای گذشته) چه بسیار بر تو حریص و آزمند بودیم، و فردا چه بسیار بسوی تو شوق داشته از دل آرزومندیم - درود بر تو و بر فضل و برتریت که (بگذشتن تو) از آن محروم و باز داشته شدیم، و بر برکات و نیکیهای گذشته ات که (ناچار) از آن ربوده شدیم - بار خدایا ما اهل این ماه هستیم (ب آن اختصاص داده شده ایم) که بوسیله آن ما را مقام و منزلت ارجمند دادی، و ما را برای (عبادت و بندگی در) آن بوسیله احسان و نیکیت توفیق عطا نمودی، هنگامی که بدبختان وقت (آمدن و رفتن) آن را نشناختند (از آنچه در آن واجب شده دوری گزیدند و آن موجب بدبختیشان گردید) و بر اثر بدبختیشان از فضل و احسان (پاداش) آن محروم و بی بهره شدند - توئی صاحب اختیار و کارگزار که ما را بمعرفت و شناسائی آن برگزیدی، و بطریقه آن (آنچه در آن واجب، حرام، مستحبّ و مکروه است) راه نمودی، و ما با تقصیر و کوتاهی (نه از روی کمال و آنچه شایسته مقام ربوبیّت تو است) بتوفیق و جوری اسباب کار از جانب تو روزه و بپا خاستن (برای عبادت در) آن را کارگزار شدیم، و (چون عبادتی را که شایسته تو است از طاقت و توانائی ما بیرون است) اندکی از بسیار را در آن بجا آوردیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 307
بار خدایا پس (بسبب عمل در آن) تو را است سپاس در حالیکه ببدکرداری اقرار کننده و بتباه ساختن (تقصیر در اعمال) اعتراف کننده ایم، و پشیمانی حقیقی دلها و عذر خواستن زبانهامان که از روی راستی است برای تو است، پس ما را بر (اعتراف بکوتاهی در اعمال و پشیمانی از) تقصیر که در آن ماه بما رسیده اجر و پاداش ده (کسیکه تقصیر و نقص خود را بشناسد، در صدد خضوع و فروتنی و ذلّت و خواری بر آید و چون عبادتی بالاتر از آن نیست، از این رو درخواست پاداش برای آن مینماید، حضرت امام محمّد باقر - علیه السّلام - بیکی از اصحاب خود فرمود: لا اخْرَجَکَ اللَّهُ مِنَ النَّقْصِ وَ التَّقْصیرِ یعنی خدا تو را از نقص و تقصیر «از اینکه طاعتت را اندک و خود را کوتاهی کننده در اعمال بدانی» خارج نسازد) پاداشی که بوسیله آن خیر و نیکی خواسته شده را در یابیم، و اندوخته های گوناگون را که بر آن حریص و آزمندیم عوض بستانیم - و ما را در تقصیر از (ادای) حقّ خود ملامت و سرزنش مکن، و عمرهای ما را که در پیش است بماه رمضان آینده برسان، و چون ما را ب آنماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی که شایسته تو است یاریمان فرما، و بر رعایت فرمانبری که سزاوار آن ماه است برسانمان، و عمل شایسته ای را که سبب بدست آوردن حقّ تو است
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 308
در دو ماه (ماه رمضان کنونی و ماه رمضان آینده) از ماههای روزگار برای ما روان ساز (ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده) - بار خدایا گناه کوچک یا گناه بزرگی که در این ماه ب آن نزدیک شدیم، یا گناهی که در آن بجا آوردیم، و گناه بزرگی که زیر بار آن رفتیم از روی عمد و قصد از ما، یا فراموشی (که منشأ آن تقصیر و بی باکی است مانند کسیکه بکاری مشغول شود تا اینکه نماز را فراموش نماید که او معذور نیست بخلاف روزه داری که از روی فراموشی بخورد یا بیاشامد) که در آن بخود ستم کرده، یا ب آن احترام دیگری را هتک و پرده دری نموده باشیم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را بپرده (آمرزش) خود (از کیفر و رسوائی آن) بپوشان، و بگذشت خود از ما در گذر، و ما را در آن گناه در جلو چشم شماتت کنندگان (آنانکه بمصیبت و اندوه دیگری شاد شوند) قرار مده، و زبان طعنه زنندگان (نکوهش کنندگان) را بر ما مگشا، و ما را بمهربانیت که بریده نمیشود (همیشگی است) و باحسان و نیکیت که کم نمیگردد بچیزی (عبادت و انجام کار نیکی) بگمار که سبب فرو نهادن (از میان بردن) و پوشاندن (آمرزیدن) چیزی (گناهی) شود که در آن ماه بر ما نهی نموده ای - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مصیبت و اندوهمان را برفتن ماه ما (خیر و نیکی)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 309
عوض ده، و برای ما در روز عید و روز روزه گشودنمان مبارک و نیکو گردان، و آن را از بهترین روزهائیکه بر ما گذشته است قرار ده که جالب ترین و بدست آورنده ترین روزها برای عفو و گذشت، و نابود کننده ترین روزها برای گناه باشد، و برای ما آنچه از گناهانمان که پنهان و آنچه که آشکار است را بیامرز - بار خدایا با گذشتن این ماه از گناهان ما بگذر، و با بیرون رفتن آن ما را از بدیهامان بیرون بر (خطاها و گناهان ما را بیامرز) و بوسیله آن ما را از نیکبختترین اهل آن ماه (کسانیکه در آن بعبادت و بندگی اشتغال داشتند) و از با نصیبترین ایشان در آن و از بهره مندترین آنان از آن قرار ده - بار خدایا کسیکه این ماه را بطوریکه سزاوار رعایت است رعایت کرده (آنچه باو واجب بوده بجا آورده) و احترامش را بطوریکه شایسته حفظ و نگهداری است حفظ نموده (آنچه از او نهی شده مرتکب نگشته) و باحکامش بطوریکه سزاوار کوشش در آنها است کوشش و ایستادگی داشته، و از گناهان خویش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 310
بطوریکه شایسته پرهیزکاری است پرهیز نموده، یا بوسیله عملی که تقرّب آور است بسوی تو تقرّب جسته (مقام و منزلتی خواسته) که رضا و خوشنودی تو را برای او لازم گردانیده، و رحمت و مهربانیت بر او متوجّه نموده، پس از توانگری خود مانند (پاداش) او بما ببخش، و از فضل و احسانت چندین برابر آن را بما عطا فرما، زیرا فضل تو نقصان پذیر نیست، و گنجینه های تو کم نمیشود بلکه افزون میگردد، و کانهای احسان و نیکیت نابود نمیشود، و عطاء و بخشش تو بخشش گوارائی است (مشقّت و رنجی در آن نیست) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و برای ما مانند پاداشهای کسی را بنویس (واجب و لازم گردان) که تا روز قیامت در آن ماه روزه گرفته، یا در عبادت برای تو کوشش داشته است (در این جمله از دعا آگاه ساختن بسعه و گشایش فضل و احسان خدای تعالی است، زیرا اگر روا نبود که خداوند سبحان مانند پاداش کسی را که عمل کرده بکسیکه عمل نکرده ببخشد دعا و درخواست آن درست نبود) - بار خدایا ما در روز فطر و روزه گشودنمان که آن را برای اهل ایمان (روز) عید و شادی و برای اهل دین خود (اسلام) روز اجتماع و گرد آمدن و روز تعاون و کمک کردن بیکدیگر قرار دادی، از هر گناهی که آن را بجا آورده ایم، یا کار بدی که پیش از این کرده ایم، یا اندیشه بدی که در دل داشته ایم، بسوی تو، توبه و بازگشت مینمائیم، توبه کسیکه رجوع بگناهی را در دل نمیگذارند،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 311
و پس از توبه در گناهی باز نمیگردد، توبه خالصی که از شکّ و دو دلی پاکیزه باشد، پس آن را از ما قبول فرما، و از ما راضی و خوشنود شو، و ما را بر آن ثابت و پا بر جا گردان (سیّد جزائری - رحمه اللّه - در شرح خود بر صحیفه مینویسد جمله اللّهمّ انّا نتوب إلیک فی یوم فطرنا قول بمستحبّ بودن خواندن این دعاء را در روز عید فطر تأیید مینماید) - بار خدایا ترس کیفر ترسیده شده (دوزخ) و شوق و دوستی پاداش وعده داده شده (بهشت) را روزی ما گردان تا اینکه لذّت و خوشی آنچه (آمرزشی که) از تو میخواهیم، و اندوه آنچه (کیفر بر گناهانی که) از آن بتو پناه میبریم دریابیم - و ما را نزد خویش از توبه کنندگانی قرار ده که محبّت و دوستیت را برای آنها واجب و لازم نموده ای (اشاره بقول خدای تعالی «س 2 ی 222):انَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ 2: 222یعنی خدا توبه کنندگان را دوست دارد «آنها را از رحمت خود بهره مند گرداند)» و از ایشان بازگشت بطاعت و فرمانبریت را پذیرفته ای (اشاره بقول خدای تعالی «س 9 ی 104):انَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه 9: 104یعنی خدا است که او توبه بندگانش را میپذیرد) ای عادلترین عدالت دارندگان (همه اقوال و افعال و احکام خداوند متعال بر وفق نظام کلّ و حکمت و مصلحت است و افراط و تفریط در آنها راه ندارد و جز او هر چند در عدل و دادگری کوشش نماید محال است که همه اقوال و افعال و احکامش طبق نظام کلّ و خارج از افراط و تفریط باشد، از این رو خداوند سبحان عادلترین عدالت دارندگان است، و مناسبت بیان این جمله در اینجا برای آنست که چون خداوند محبّت و دوستیش را برای توبه کنندگان واجب و لازم نموده و بازگشت کسی که بطاعت و فرمانبری او باز گردد را پذیرفته و همه بندگان در عبودیّت و بندگی و رو آوردن بسوی او یکسان اند
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 312
و درخواست کننده یکی از آنان است، پس خدای عزّ و جلّ عادلتر از آنست که گروهی را ب آن اختصاص دهد و برخی را از آن بی بهره گرداند) - بار خدایا از پدران و مادران و همه همکیشان ما هر که از ایشان در گذشته و هر که در نگذشته (موجود باشد یا پس از این بیاید) تا روز رستاخیز در گذر (آنان را ببخش) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست همچنانکه بر فرشتگانی که از خواصّ و نزدیکان درگاهت هستند درود فرستادی (این تشبیه از جهت اصل صلوة و درود است نه از جهت کسیکه درود بر او فرستاده شده، زیرا پیغمبر ما - صلّی اللّه علیه و آله - افضل و برتر از همه مخلوقات است پس معنی این جمله اینست:
بار خدایا بر محمّد و آل او بمقدار فضل و شرف ایشان نزد تو درود فرست، همچنانکه بر فرشتگانت بمقدار فضل و شرف آنان نزد تو درود فرستادی، و تشبیه چیزی بچیزی ممکن است از یک جهت باشد مانند اینکه گفته شود فلانکس مانند شیر است یعنی در دلاوری) و بر او و بر آلش درود فرست همچنانکه بر پیغمبران فرستاده شده ات درود فرستادی، و بر او و آلش درود فرست همچنانکه بر بندگان شایسته ات درود فرستادی، و بهتر از آن ای پروردگار جهانیان، چنان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 313
درودی که برکت و نیکیش بما برسد، و سودش ما را دریابد، و از جهت آن درخواست ما روا شود، زیرا تو کریمتر کسی هستی که باو رو آورده شده، و بی نیاز کننده تر کسی هستی که بر او اعتماد شده، و بخشنده تر کسی هستی که از فضل و احسانش درخواست شده، و تو بر هر چیز توانائی (بکمکی نیازمند نیستی، و جلوگیری تو را باز نمیدارد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 314

دعای چهل و ششم از دعاهای امام علیه السّلام است در روز فطر (اوّل ماه شوّال) و در روز جمعه

هنگامیکه نماز آن را بجا می آورد رو بقبله میایستاد و میگفت:
ای آنکه رحم میکند کسی را که بندگان باو رحم نمیکنند (زیرا رحمت و مهربانی خداوند متعال از قبیل آفریدن، روزی دادن، سود رساندن و جلوگیری از ضرر و زیان بی علّت و غرضی همه موجودات را فرا خواهد گرفت، و رحمت بندگان یکدیگر را از روی علّت و غرضی است مانند پاداش خواستن و ستودن بر آن، پس هر گاه علّت و غرضی نباشد رحمت و مهربانی نخواهد بود، از این رو خداوند رحم میکند کسی را که بندگان باو رحم نمیکنند، و گفته اند: از جمله کمال رحمت او پوشاندن عیوب و زشتیهای تو است، و او عیوبی از تو میداند که اگر آن را پدرت میدانست از تو جدائی مینمود، و اگر همبسترت میدانست با تو زندگی نمیکرد، و اگر خدمتکارت میدانست میگریخت، و اگر همسایه ات میدانست در ویران ساختن خانه ات میکوشید، پس کدام رحمت و مهربانی کاملتر از رحمت خداوند سبحان است) - و ای آنکه میپذیرد کسی را که اهل شهرها او را نمیپذیرند - و ای آنکه نیازمندانش را خوار نمیگرداند - و ای آنکه اصرار کنندگان خود
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 315
(کسانیکه پیوسته از او حاجت میطلبند) را نومید نمیسازد - و ای آنکه دست ردّ و منع بر پیشانی کسانیکه بمحبّت و دوستی او اعتماد دارند و بر او افراط و تجاوز از حدّ مینمایند نمیزند - و ای آنکه چیز خردی را که باو ارمغان دهند (عمل کوچکی را که باو اختصاص دهند) میپذیرد، و اندک چیزی (کاری) را که برای او انجام دهند جزا میدهد - و ای آنکه عمل کم را میپذیرد و پاداش بزرگ میدهد - و ای آنکه نزدیک میشود (احسان و نیکی مینماید) بکسیکه باو نزدیک شود (عبادت و بندگی کند) - و ای آنکه بسوی خود میخواند (بتوبه و بازگشت امر میفرماید) کسی را که از او رو بر گرداند (معصیت و نافرمانی کند) - و ای آنکه نعمت و بخشش را (بزرگ باشد یا کوچک) تغییر نمیدهد (نیست و نابود نمیگرداند، و بعذاب و کیفر تبدیل نمینماید، اشاره بقول خدای تعالی «س 13 ی 11):انَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتیَّ یُغَیِّرُوا ما بِانْفُسِهِمْ 13: 11(خدا نعمت قوم و گروهی را دگرگون نمیسازد تا اینکه نیکیشان را ببدی تبدیل نماید» و در واقع تغییر نعمت ایشان از جانب خداوند سبحان نیست تا گفته شود بین عبارت دعاء: یا من لا یغیّر النّعمة و آیه شریفه منافات دارد، بلکه تغییر نعمت بسبب بدی آنان است پس گوئیا ایشان تغییر دهنده نعمت هستند) و بکیفر رساندن (گنهکاران) شتاب نمیکند (بلکه از راه لطف و احسان آنها را مهلت میدهد تا از معصیت و گناه توبه نمایند) - و ای آنکه نیکی را ببار می آورد تا آن را بیافزاید (دارای ثمره و سود گرداند) و از بدی در میگذرد تا آن را ناپدید کند (ببخشد) - آرزوها پیش از رسیدن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 316
بمنتهی و پایان جود و بخشش تو با (روا شدن) خواسته ها برگشتند (زیرا غایت و منتهی برای کرم و جود تو نیست) و جامهای حاجات و خواسته ها بجریان و روان شدن جود و بخشش تو پر شد، و اوصاف پیش از رسیدن به (کنه و حقیقت) وصف تو از هم گسیختند (ناتوان گشته مانده اند) زیرا بلندترین بلندی بر بالای هر بلندی، و بزرگترین بزرگی بر بالای هر بزرگی بس تو را است (نه غیر تو را) - هر بزرگی در برابر تو خرد، و هر ارجمندی در کنار ارجمندیت خوار است (هر چند نسبت بدیگری بزرگ و ارجمند باشد، زیرا هر موجودی در تحت قدرت و توانائی و مشیّت و خواست تو است) آنانکه بسوی غیر تو آمدند نومید گشتند، و آنانکه جز تو را درخواست نمودند زیان کردند، و آنانکه بدرگاه جز تو فرود آمدند تباه شدند، و نعمت خواهان جز کسیکه از فضل و احسان تو نعمت خواست دچار خشکسالی (بدبختی و گرفتاری) گردیدند - در (رحمت) تو بروی آنانکه خواهانند باز است، و بخشش تو برای درخواست کنندگان مباح و روا است (ممنوع و باز داشته نشده) و فریادرسیت بفریادرس خواهان نزدیک است - امیدواران از تو محروم نمیمانند، و درخواست کنندگان عطاء و بخششت نومید نمیگردند، و آمرزش خواهان بعذاب و کیفرت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 317
بدبخت نمیشوند (اشاره بقول خدای تعالی «س 8 ی 33):وَ ما کانَ اللَّهُ لِیُعَذِّبَهُمْ وَ انْتَ فیهِمْ، وَ ما کانَ اللَّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ 8: 33یعنی و خدا ایشان را عذاب نخواهد کرد در حالیکه تو در میان ایشان باشی، و هم آنان را بکیفر نمیرساند در حالیکه استغفار نموده آمرزش میطلبند) - روزی تو برای کسیکه معصیت و نافرمانیت کرده گسترده (از جهت اظهار کمال کرم و بخششت او را هم فرا گرفته) و حلم و بردباریت (شتاب نکردن در انتقام و بکیفر رساندن) برای آنکه با تو دشمنی نموده (فرمانت نبرده) رو آورنده است (زیرا) عادت و روش تو ببدکاران احسان و نیکی است، و طریقه (حکمت) تو بر تجاوز کنندگان از حدّ رحمت و مهربانی است (این سخن با قول خدای تعالی «س 2 ی 190):
انَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ 2: 190یعنی خدا تجاوز کنندگان از حدّ «ستمکاران» را دوست ندارد «رحمت او ایشان را فرا نخواهد گرفت» منافات ندارد، زیرا رحمت او بر ایشان از جهت اقتضاء ذات او است، و دوست نداشتنش آنها را از جهت اقتضاء از حدّ تجاوز نمودن آنان است) تا اینکه مهلت دادن تو ایشان را از بازگشت (از باطل بسوی حقّ) مغرور ساخته و فریب داده، و شتاب نکردن تو (در کیفر) آنها را از باز ایستادن (بجا نیاوردن گناه) باز داشته - و (ایشان غفلت دارند از) اینکه آنان را مهلت داده ای برای آنست که بفرمان تو باز گردند، و اینکه درباره (کیفر) آنها شتاب ننمودی از جهت اعتماد بدوام و همیشگی ملک و پادشاهی خود میباشد (چون کسی عجله و شتاب مینماید که از گذشتن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 318
وقت بترسد، ولی کسیکه بر قدرت و تسلّط خویش بر هر که بخواهد و هر وقت که بخواهد اعتماد داشته باشد سببی برای عجله و شتاب او نیست) پس هر که سزاوار نیکبختی بوده خاتمه و پایان کارش را نیکبخت گردانیدی، و هر که شایسته بدبختی بوده او را از جهت بدبختی خوار ساختی (کمک و یاری نکرده بخود وا گذاشتی) - همه ایشان (نیکبختان و بدبختان) بحکم تو میرسند، و گفتار و کردارشان بفرمان تو باز میگردد (بازگشت همه بسوی تو است، و تو درباره ایشان بپاداش و کیفر و گذشت حکم کرده فرمان خواهی داد، چنانکه در قرآن کریم «س 6 ی 60) فرموده:ثُمَّ الَیْهِ مَرْجِعُکُمْ ثُمَّ یُنَبِّئُکُمْ بِما کُنْتُمْ تَعْمَلُونَ 6: 60یعنی پس بازگشت شما «بعد از مرگ» بسوی او است، سپس «در روز قیامت» شما را ب آنچه بجا می آورید آگاه میسازد) و طول مدّت (مهلت دادن توبه) ایشان حجّت و دلیل تو را (در انتقام بر آنها) سست نساخته (چنانکه جز تو هر که را بر دیگری حجّتی باشد و بوسیله آن در گرفتن حق خود شتاب ننماید تا آنکه بطول انجامد حجّتش سست و از گرفتن حقّ خود ناتوان گردد) و از جهت شتاب نکردن در (باره باز خواست از) اینان دلیل آشکار تو (در باره عذاب آنان) باطل و نادرست نشده (باینکه گفته شود: اگر خدای تعالی را بر آنها حجّت و دلیلی بود مهلتشان نمیداد) - حجّت و دلیل تو پابر جا است که باطل نمیشود، و سلطنت و پادشاهیت ثابت و همیشگی است که نیست نمیگردد، پس عذاب همیشگی کسی را است که از تو برگشته، و نومیدی خوار کننده کسی را است که از تو نومید گردیده، و بدبختترین بدبختی برای کسی است که به (کرم و بخشش) تو مغرور و فریفته و (بر معصیت و نافرمانیت) جرات
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 319
نموده دلیر شود (زیرا کریم هر گاه بکسی بی عوض و غرضی نعمت داد و او را بچیزی امر نمود و او معصیت و نافرمانیش کرد و شکر نعمتش را بجا نیاورد لازمه کرمش چشم پوشی از گناه او نمیباشد) - چه بسیار است پی در پی بازگشت او (آن مغرور بکرمت) در شکنجه تو، و چه طولانی است سرگردانیش در کیفر تو، و چه دور است پایان غم و اندوهش، و چه نومید است از رهائی یافتن ب آسانی (همه این گرفتاریهای او) از روی عدل در حکم تو است که در آن ظلم نمیکنی، و از روی انصاف و دادگری در فرمان تو است که بر او ستم نمینمائی - برای آنکه حجّتها و دلیلهایت را پی در پی و بکمک یکدیگر گردانیده ای، و دلیلها را بیان کرده آشکار ساخته ای، و تهدید و ترساندن (از عذاب خود) را اعلام نموده ای، و در ترغیب و خواهان نمودن (بپاداش) لطف و نیکوئی بجا آورده ای، و (در قرآن کریم) مثلها زده و داستانها بیان فرموده ای، و مهلت دادن را طولانی کرده، و (کیفر را) بتأخیر انداخته ای در حالیکه تو بر شتاب کردن توانائی، و شتاب نکردی و تو بشتاب نمودن قادری - مکث و درنگ نمودن تو نه از روی ناتوانی است، و مهلت دادنت نه از روی سستی است، و خود داریت نه از روی بیخبری است و بتأخیر انداختنت نه از روی ملاطفت و خوشرفتاری است (که از ترس شرّ کسی که او را مهلت داده ای باشد) بلکه برای آنست که
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 320
حجّت تو رساتر و کرم و بخشش تو کاملتر و نیکی تو فراوانتر و نعمت تو تمامتر باشد، و همه آنچه گفته شد (جمله بیست و یکم تا اینجا) بوده و همیشه بوده و هست و همیشه خواهد بود - حجّت و دلیل تو بزرگتر از آنست که بهمه (وصف) آن وصف شود (حجّت تو منزّه است از اینکه مخلوق و آفریده ای بر احاطه بوصف آن توانائی داشته باشد) و بزرگی تو بالاتر از آنست که کنه و حقیقت آن بحدّی در آید (پایانی برای آن تعیین گردد) و نعمت تو افزونتر از آنست که همه آن شمرده شود، و نیکی تو بیشتر از آنست که بر کمتر آن سپاس گزارده شوی - و خاموشی مرا از سپاسگزاردن تو ناتوان ساخته، و خودداری مرا از بزرگ داشتن تو درمانده کرده (من از سپاسگزاردن و بزرگ داشتن تو ناتوان و درمانده ام از این رو خاموش گشته و خودداری مینمایم، پس گوئیا خاموشی و خودداری مرا ناتوان و درمانده نموده است) و نهایت کوشش من (در سپاسگزاری) اعتراف بدرماندگی است، نه از روی بی رغبتی و دوری گزیدن از سپاسگزاری - ای خدای من - بلکه از روی عجز و ناتوانی است - پس (چون حال چنین است) اینک منم که آمدن بدرگاه تو را قصد میکنم، و عطا و بخشش نیکو از تو میخواهم، پس بر محمّد و آل او درود فرست،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 321
و رازم را بشنو، و دعاء و درخواستم را روا ساز، و روزم را بنومیدی بپایان مرسان، و در خواهشم دست ردّ و منع بر پیشانیم مزن (مرا نومید مگردان) و رفتنم را از نزد خود و بازگشتنم را بسویت گرامی دار، زیرا تو ب آنچه بخواهی گرفتار سختی نمیشوی، و از آنچه از تو خواسته شود ناتوان نیستی، و تو بر هر چیز توانائی، و انتقال (از معاصی) و توانائی (بر طاعت برای ما) نیست جز بیاری خدای بلند مرتبه بزرگ (که خردها از درک حقیقت ذات او فرو میمانند). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 322