فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهل و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامی که (شب اوّل یا روز اوّل) ماه رمضان میرسید

(از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - رسیده: رمضان نامیده شده برای آنکه «یرمض الذّنوب» گناهان را میسوزاند «می آمرزد» سعید ابن سالم گفته: نزد حضرت باقر - علیه السّلام - بودیم و از رمضان سخن میگفتیم، حضرت فرمود: نگوئید این رمضان، و نگوئید رمضان رفت و رمضان آمد، زیرا رمضان نامی از نامهای خدای تعالی است نمی آید و نمیرود، آنکه می آید و میرود زایل و نیست شونده است، بلکه بگوئید شهر رمضان «ماه رمضان» و علماء - رحمهم اللّه - نهی در اینجا را حمل بر کراهت نموده اند، و بیان شدن لفظ رمضان در بعض احادیث بدون شهر زیانی باین گفتار نمیرساند، زیرا ممکن است مقصود از آن بیان مباح و جائز بودن آن بوده و این با کراهت منافات ندارد):
سپاس خدایی را سزا است که ما را برای سپاسگزاری خود راهنمائی نمود (توفیق داد) و از اهل سپاس (کسانیکه بسپاسگزاری شناخته شده اند) قرار داد (یا و از اهل و دوستان خویش گردانید) تا برای احسان و نیکیش از سپاسگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزاری پاداش نیکوکاران دهد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 283
و سپاس خدائی را سزا است که (راهنمائی به) دین خود (آنچه که ب آن عبادت و پرستش میشود) را بما عطا نمود، و ما را (نه امّتهای گذشته را) بملّت خویش (اسلام) اختصاص داد، و در راههای احسان و نیکیش در آورد تا بوسیله نعمتش در آن راهها رفته بسوی رضا و خوشنودیش دست یابیم، سپاسی که آن را از ما بپذیرد، و بوسیله آن از ما خوشنود گردد (رحمتش را بر ما ارزانی دهد) - و سپاس خدائی را سزا است که ماه خود ماه رمضان (مستفاد از این جمله آنست که رمضان یکی از نامهای خدای تعالی است) ماه صیام و روزه (امساک و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه) و ماه اسلام (ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی، یا ماه دین اسلام برای اینکه واجب شدن روزه آن از مختصّات این امّت است، چنانکه حفص ابن غیاث نخعی گفته:
شنیدم حضرت صادق - علیه السّلام - میفرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیک از امّتهای پیش از ما واجب نکرده است، پس ب آن حضرت گفتم: معنی قول خدای تعالی «س 2 ی 183):یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ 2: 183(ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنانکه بر آنانکه پیش از شما بودند واجب گردید» چیست؟ فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امّتها، پس این امّترا بماه رمضان «بر امّتهای گذشته» برتری داد، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امّت آن حضرت قرار داد) و ماه پاکیزگی، و ماه تصفیه و پاک کردن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 284
(از گناهان، یا ماه تخلیص و رهائی از آنها) و ماه قیام و ایستادن (برای نماز در شبها) را یکی از آن راههای احسان قرار داد (و اینکه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آنست که نماز مستحبّی در شبهای آن بسیار خوانده میشود، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبّی که در هر شب باید خواند چنانکه بسیاری از علماء فرموده اند: خواندن هزار رکعت نماز در شبهای آن مستحب است، و کیفیّت آن آنست که هر شبی تا بیست شب بیست رکعت: هشت رکعت پس از نماز مغرب و دوازده رکعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم بغیر از بیست رکعت صد رکعت دیگر خوانده شود، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی رکعت: هشت رکعت پس از نماز مغرب و بیست و دو رکعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یکم و بیست و سوم بغیر از سی رکعت صد رکعت دیگر که مجموع آنها هزار رکعت است، و اگر ماه رمضان از سی روز کمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و بجای آن خواندن درست نیست) آنچنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد (خدای تعالی آن را در شب قدر ب آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدّت بیست و سه سال بتدریج بر پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - نازل گردانید) در حالیکه برای مردم راهنما (ی از گمراهی) و نشانه های آشکار رهبری (حلال و حرام) و جدا کننده میان حقّ و باطل است (جمله الَّذی انْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ 2: 185از قرآن شریف «س 2 ی 185) اقتباس شده) - پس برتری آن را بر ماههای دیگر بسبب حرمتها و گرامی داشتنهای بسیار و فضائل و برتریهای آشکار که برای آن قرار داده هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت بزرگ داشتن، آنچه را که در ماههای دیگر حلال کرده حرام نمود، و از جهت گرامی داشتن، خوردنیها و آشامیدنی ها را در (روزهای) آن منع کرد، و برای آن وقت آشکاری (معیّنی) قرار داد که خدای بزرگ و توانا جائز و روا نمیداند که پیش انداخته شود و نمی پذیرد که از آن وقت بتأخیر افتد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 285
پس از آن (عبادت و بندگی در) شبی (شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوّم) از شبهای آن را بر (عبادت در) شبهای هزار ماه برتری داد (چون خیرات و برکات و نیکیها و سودهای دینی و دنیوی در آن است) و آن را شب قدر نامید (شبی که خدای تعالی اجلها و روزیها و هر امری که حادث میشود را مقدّر میفرماید) در آن شب (بسیاری از) فرشتگان و روح (القدس: جبرئیل یا وحی یا مخلوقی است بزرگتر از فرشتگان) بفرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش بخواهد با قضا و قدری که محکم و استوار کرده (تغییر و تبدیلی در آن نیست) برای هر کاری (که خدا مقدّر فرموده) فرود می آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانکه برای نماز بپا ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتی و رهائی از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنی صبح و دائم و همیشه است - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و شناسائی برتری آن را (بر ماههای دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقّش را (که قیام و ایستادگی بر آن واجب است) و دوری گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده ای بما الهام نما، و ما را بر روزه داشتن آن بوسیله بازداشتن اندام از گناهان و بکار بردن آن اندام در آن ماه ب آنچه تو را خوشنود میگرداند (خواسته تو در آن است) یاری فرما، تا با گوشهامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشمهامان بسوی بازی (کارهائی که انسان را از مقصود باز دارد) نشتابیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 286
و تا دست هامان را به (طلب یا فرا گرفتن) حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان بسوی آنچه منع و حرام گشته نرویم، و تا شکمهامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنی و آشامیدنی) که تو حلال و روا گردانیده ای، و زبانهامان گویا نشود جز ب آنچه (قرآن مجید و گفتار پیغمبر اکرم و أئمّه معصومین - علیهم السّلام - که) تو خبر داده و بیان فرموده ای (این چند جمله اشاره ب آداب و نیکو رفتاری روزه دار است که در این باره اخبار بسیار رسیده، روایت شده: زن روزه دار بکنیز خود دشنام داد، رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - شنید، فرمود: طعام و خوراک آوردند و ب آنزن امر کرد که بخور، گفت: من روزه هستم حضرت فرمود: چگونه روزه هستی و بکنیز خود دشنام دادی؟ تنها روزه از خوردن و آشامیدن نیست. طعام خواستن حضرت برای آن زن روزه دار و امر بخوردن او شاهد از جهت این بوده که میدانسته روزه او روزه مستحبّی بوده، و احتمال میرود که روزه واجب بوده و امر حضرت بخوردن از روی تأدیب است یعنی مانند این روزه را پاداشی نیست و گرفتن و نگرفتن آن یکسان است اگر چه گرفتن آن واجب باشد) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خالق و خدمت بخلق که) بپاداش تو نزدیک گرداند، و بجا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد، سپس همه آن کردارها را از رئاء و خودنمائی خود نمایان و از سمعه و شنواندن شنوانندگان خالص و پاکیزه گردان که در آن کسی را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته ای نطلبیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 287
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در آن بر اوقات نمازهای پنجگانه با حدود و احکامش که مقرّر نموده ای و واجباتش که واجب کرده ای و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده ای آگاه فرما (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: برای نماز چهار هزار حدّ «حکم شرعی» است) - و ما را در نماز همچون کسانی قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته ارکان و جوانب آن را نگاهدارندگانند (ارکان نماز نیّت، تکبیر، قیام، رکوع و دو سجده است که بترک و افزونی و کاستن آنها از روی عمد و سهو نماز باطل میشود) آن را در اوقات خود بهمان طریقی که بنده و فرستاده تو - درودهایت بر او و بر آل او باد - در رکوع و سجود و همه فضیلتها و درجات رفیعه اش قرار داده با کاملترین طهارت و پاکی و رساترین خشوع و فروتنی بجا آورنده اند (خشوع در نماز چنانکه امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده آنست که نمازگزار بسمت راست و چپ التفات نداشته و کسی را که در سمت راست و چپ او است نشناسد، روایت شده: پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - مردی را در نماز دید با ریشش بازی میکند فرمود: اگر دلش خاشع و فروتن بود جوارح و اندامش هم فروتن میبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 288
و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکی فراوان و بخشش، بخویشان خود نیکی کنیم، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم، و دارائیهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم بدست آمده خالص و آراسته نمائیم (اموالیکه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا کرده بصاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست کیستند یا کجایند بحاکم شرع باز گردانیم) و آنها را با بیرون کردن زکوتها (زکوة شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و مویز، از چرکی و عذاب و کیفر بر منع آن) پاک کنیم (رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
ملعون کلّ مال لا یزکّی «از خیر و نیکی دور است هر مال و دارائی که زکوة آن داده نشود» و ناگفته نماند:
درخواست پاک کردن اموال به بیرون کردن زکوة در ماه رمضان در صورتیست که بیرون کردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد، ولی اگر وقت وجوب بیرون کردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده و بتأخیر افتد، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا بتأخیر انداختن آن بماه رمضان مستحبّ نیست، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول بجواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحبّ بودن) و بکسی که از ما دوری گزیده باز گردیم (باو بپیوندیم) و بکسی که بما ظلم و ستم نموده از روی (آنچه مقتضی) انصاف و عدل (است) رفتار کنیم (نه آنکه از جهت فرو نشاندن خشم از عدل تجاوز نمائیم) و با کسیکه بما دشمنی کرده آشتی نمائیم (نه آنکه ما هم در صدد دشمنی با او برآئیم) جز کسیکه در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد، زیرا او دشمنی است که او را دوست نمیگیریم، و حزب و گروهی است که با او از روی دل دوستی نمیکنیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 289
و ما را توفیق ده که در آن بسوی تو تقرّب جسته نزدیک شویم (طلب کنیم آنچه را که موجب بدست آوردن رحمت تو است) بوسیله کردارهای پاکیزه و آراسته که ما را ب آن از گناهان پاک کنی (بیامرزی) و در آن ما را حفظ کرده نگاهداری از اینکه بخواهیم عیوب و زشتیها (کردارهای ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچیک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگی برای تو، و انواع تقرّب بسوی تو که ما بجا آوردیم - بار خدایا از تو درخواست مینمایم بحقّ (بفضیلت و برتری) این ماه و بحقّ کسیکه در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگی برای تو کوشیده: از فرشته ای که او را مقرّب ساخته ای، یا پیغمبری که فرستاده ای، یا بنده شایسته ای که برگزیده ای، که بر محمّد و آل او درود فرستی و ما را در آن برای کرامت و ارجمندی که بدوستانت وعده داده ای سزاوار گردان، و آنچه که برای کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده ای برای ما لازم نما، و برحمت و مهربانیت ما را در صفّ کسانی (انبیاء و اوصیاء ایشان علیهم السّلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 290
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهی، و در دینت (اسلام) از شکّ و دو دلی، و از راهت (بدست آوردن رضا و خوشنودیت) از کوری (گمراهی) و برای حرمتت (آنچه قیام ب آن واجب است) از سهل انگاری، و از دشمنت: شیطان رانده شده (از خیرات و نیکیها) از فریب خوردن، دور گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هر گاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مینماید، یا گذشتت ایشان را میبخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان، و ما را برای ماه ما از بهترین شایستگان و یاران (برگزیدگان) قرار ده (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده:
در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز کسیکه بمسکر (آنچه مستی آورد) افطار کند «بخورد و بیاشامد» و در شب آخر مانند آنچه که در همه آن ماه آزاد کرده آزاد مینماید) - بار خدایا
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 291
بر محمّد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با بپایان رسیدن روزهایش بدیها و گرفتاریهای ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالیکه ما را از خطاها (گناهان کوچک) پاکیزه گردانیده، و از بدیها (گناهان بزرگ) خالص و آراسته ساخته باشی - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و اگر در آن از حقّ برگردیم ما را (بر آن) باز گردان، و اگر در آن عدول نموده براه کج رفتیم ما را براه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فراگیرد از او رهائیمان ده - بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملوّ و پر گردان، و اوقات آن را بطاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما، و ما را در روزش بر روزه داشتن و در شبش بنماز و زاری بسوی (درگاه) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو، یاری فرما تا روزش بر ما بغفلت و بیخبری و شبش بتقصیر و کوتاهی (در عمل) گواهی ندهد (گواهی دادن شب و روز بزبان حال است و گفتار و کردار انسان در آن در علم خدای تعالی بمنزله گواهی دادن نزد او است) - بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانیکه زنده داری همچنین (بطوریکه برای ماه رمضان درخواست شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان که (الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 292
هُمْ فیها خالِدُونَ 23: 11(س 23 ی 11) یعنی) آنان بهشت را بمیراث میبرند در حالیکه در آن جاوید هستند (گفته اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم - علی نبیّنا و اله و علیه السّلام - بوده پس هر گاه بفرزندان او داده شود مانند آنست که از او ب آنها ارث رسیده) و آنانکه آنچه (صدقات) را میدهند در حالی میدهند که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت بسوی پروردگارشان ترسان است، و از آنانکه در نیکیها میشتابند و ایشان برای آن نیکیها (بر دیگران) پیشی گیرنده اند (علیّ ابن إبراهیم - رحمه اللّه - فرموده: ایشان امیر المؤمنین و ائمّه طاهرین - علیهم السّلام - هستند که بعد از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - کسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است، و جمله وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ انَّهُمْ الی رَبِّهِمْ راجِعُونَ 23: 60،وَ مِنَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ 23: 61که در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن کریم «س 23 ی 60 و 61) اقتباس شده، و فرمایش امام - علیه السّلام -وَ مِنَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ اقتباس از قول خدای تعالی:اولئِکَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ 23: 61است، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یکم گفتیم: اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلکه کلامی است مانند آن، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جائز نبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 293
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال بشماره درودی که فرستاده ای، بر هر که درود فرستاده ای، و چندان برابر همه آنها بچندان برابری که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهی بجا آورنده ای (انجام کار تو را ناتوان نمیگرداند، و مانع و جلوگیری تو را از آن باز نمیدارد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 294

دعای چهل و پنجم از دعاهای امام علیه السّلام است در باره وداع و بدرود ماه رمضان

(بزبان حال یعنی اگر ماه رمضان که ماه خیر و برکت است شخصی میبود هنگام فراق و جدائی با او چنین گفته میشد، و سخن گفتن با شهرها و منازل و اوقات روش عقلاء و خردمندان بوده و هست، و در قرآن شریف و سخنان ائمّه - علیهم السّلام - بسیار است، و خواندن دعای وداع مستحب میباشد، و شایسته است در روز جمعه آخر و هم در شب آخر خوانده شود، و خواندن آن هنگام سحر و نزدیک سپیده صبح بهتر است، و اگر کسی بکمی ماه گمان برد در دو شب یعنی شب بیست و نهم و شب سی ام آن را بخواند، و اگر در شب آخر خوانده نشد در اواخر روز آخر بخواند):
بار خدایا ای آنکه (برای نعمتهائیکه بخلقش داده) پاداش نمیخواهد (زیرا او غنیّ بالذّات است و بدیگری نیازمند نیست، پس آفریدن او ایشان را و تکلیف کردن بعبادت و بندگی و سپاسگزاری برای آنست که ایشان سود ببرند) - و ای آنکه بر عطا و بخشش (ببندگانش) پیشمان نمیشود (زیرا پشیمانی بر اثر جهل و نادانی بعواقب امور و پایان کارها است و جهل بر خدای تعالی محال است) - و ای آنکه جزای (کردار) بنده خود را یکسان و برابر نمیدهد (بلکه اگر نیک باشد چندان برابر میدهد، و اگر بد باشد می آمرزد، چنانکه در قرآن کریم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 295
«س 6 ی 160) فرموده:مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها 6: 160یعنی هر که کار نیکو بجا آورد او را ده برابر خواهد بود، و «س 13 ی 6) فرموده:وَ انَّ رَبَّکَ لَذُو مَغْفِرَةٍ لِلنَّاسِ عَلی ظُلْمِهِمْ 13: 6یعنی پروردگار تو برای مردم بر ظلم و ستمی که میکنند دارای مغفرت و آمرزش است) - نعمت و بخشش تو در آغاز است (در برابر کردار نیست که شخص ب آن مستحقّ و سزاوار گردد، بلکه بی سابقه استحقاق است) و عفو و گذشتت (از گناهان) احسان و نیکی کردن بدون علّت و سبب است (نه آنکه واجب باشد) و عقوبت و کیفرت (گناهکاران را) عدل و داد است (چون ظلم از خدای تعالی محال است، چنانکه در قرآن مجید «س 18 ی 49) فرموده:وَ لا یَظْلِمُ رَبُّکَ احَدًا 18: 49یعنی و پروردگار تو کسی را ستم نخواهد کرد) و حکم و فرمانت خیر و نیکو است (اگر چه مصلحت آن بر ما پنهان باشد) - اگر عطاء و بخشش نموده ای عطایت را بمنّت (بیان کردن نیکی بطوریکه دل را میشکند مانند گفتن چنین بتو عطا کردم یا چنین برای تو بجا آوردم) نیامیخته ای، و اگر منع کرده باز داشته ای منعت از روی ستم نبوده (زیرا عطاء و منع خداوند سبحان از روی حکمت و عدل است پس منع او ستم نیست) - پاداش میدهی هر که تو را سپاس گزارد و حال آنکه تو سپاسگزاری را باو الهام کرده ای - و جزا میدهی هر که تو را بستاید و حال آنکه تو ستودن را باو آموخته ای (توفیق سپاس و ستودن باو داده ای) - میپوشانی (گناه را)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 296
بر کسی (گنه کاری) که اگر میخواستی او را رسوا میکردی، و بخشش میکنی بر کسیکه اگر میخواستی او را (از بخششت) منع مینمودی در حالیکه هر دو سزاوار رسوائی و منع هستند، لیکن تو کارهایت را بر پایه تفضّل و احسان قرار داده ای، و قدرت و توانائیت را بر گذشت روان نموده ای (و این از جهت سعه و گشایش رحمت تو است) - و کسیکه معصیت و نافرمانی تو کرده با او بحلم و بردباری (شتاب نکردن در کیفر او) رفتار نموده ای، و کسی را که (بر اثر گناهانی که مرتکب شده) بخود قصد ستم نموده مهلت داده ای، تو ایشان را بمدارای خود مهلت میدهی تا هنگام رجوع و بازگشتن، و در مؤاخذه و کیفر ایشان شتاب نمیکنی تا هنگام توبه برای اینکه هلاک شونده ایشان بر خلاف رضای تو هلاک نشود، و بدبختشان بوسیله نعمت تو بدبخت نگردد (مستوجب عذاب نشود) مگر پس از بسیاری عذر داشتن و پس از پی در پی حجّت و برهان بر او (چنانکه در قرآن کریم «س 4 ی 165) فرموده:
رُسُلا مُبَشِّرینَ وَ مُنْذِرینَ لِئَلا یَکُونَ لِلنَّاسِ عَلی اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ وَ کانَ اللَّهُ عَزیزًا حَکیمًا 4: 165یعنی پیغمبران را فرستادیم که «نیکان را» مژده دهند و «بدکاران را» بترسانند تا پس از فرستادن پیغمبران مردم را بر خدا حجّت و برهانی نباشد «باینکه کسی ما را براه حقّ دعوت نکرد و ما هم نمیدانستیم» و خدا توانای درستکار است.) و این اتمام حجّت از روی کرم و بخششی است از عفو و گذشت تو ای بخشنده بزرگوار، و سودی است از مهربانی تو ای بردبار (کسیکه در کیفر شتاب نمیکنی) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 297
توئی آنکه برای بندگانت دری بسوی عفوت گشوده ای، و آن را توبه و بازگشت نامیده ای، و بر آن در از وحی و پیغام خود راهنمائی قرار داده ای تا از آن گمراه نشوند، پس تو خود که نامت جاوید (یا دارای برکت و احسان) است فرموده ای (قرآن کریم «س 66 ی 8)تُوبُوا الَی اللَّهِ تَوْبَةً نَصُوحًا عَسی رَبُّکُمْ انْ یُکَفِّرَ عَنْکُمْ سَیِّئاتِکُمْ وَ یُدْخِلَکُمْ جَنَّاتٍ تَجْری مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ، یَوْمَ لا یُخْزِی اللَّهُ النَّبِیَّ وَ الَّذینَ امَنُوا مَعَهُ نُورُهُمْ یَسْعی بَیْنَ ایْدیهِمْ وَ بِایْمانِهِمْ یَقُولُونَ: رَبَّنا اتْمِمْ لَنا نُورَنا، وَ اغْفِرْ لَنا، انَّکَ عَلی کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ 66: 8): بسوی خدا توبه کنید توبه خالص و پاکیزه (بس برای خدا، از گناهان پشیمان شوید از جهت اینکه بر خلاف رضای خدای تعالی بوده، نه از جهت ترس از آتش که آن توبه نیست، چنانکه خواجه نصیر الدّین طوسی «رحمه اللّه» در تجرید فرموده) امیدوار باشید که پروردگارتان گناهانتان را از شما بپوشاند (بیامرزد) و شما را ببهشتها و باغهائی که جویها از زیر (درختان) آن روان است در آورد - (و آن) روزی (هنگامی است) که خدا پیغمبر و آنان را که باو ایمان آورده اند خوار نمیگرداند (شفاعت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 298
آن حضرت را در باره امّت و درخواست مؤمنین را در باره یارانشان میپذیرد) نور ایشان پیش روی آنها و از سمت راستشان میرود (بر اثر طاعت و بندگیشان در دنیا در جلو و سمت راست روشنائی برای آنان میتابد که در آن روشنائی بسوی بهشت میروند، یا «چنانکه از حضرت صادق - علیه السّلام - روایت شده:» پیشوایان مؤمنین روز قیامت در جلو و سمت راست آنها میروند تا ایشان را ببهشت در آورند) میگویند: پروردگار ما نور ما را کامل گردان (این در خواست نسبت بتفاوت نورهای آنها است بر حسب اعمالشان در دنیا) و ما را بیامرز (از آنچه باعث کامل نشدن نور ما است در گذر) زیرا تو بر هر چیز توانائی. پس بعد از گشودن در و بپا داشتن راهنما عذر و بهانه کسیکه از آمدن ب آن منزل و جایگاه (بهشت جاوید، با جور بودن وسائل) غافل و بیخبر باشد چیست؟ - و توئی آنکه در داد و ستد با بندگان و پیشنهاد کالا در بهای آن بر خود افزوده ای (بیش از آنچه که سزاوارند میدهی) میخواهی در تجارت کردنشان با تو سود برند، و در کوچ کردن بسوی تو و افزونی یافتن از جانب تو رستگار شوند، پس (از این رو) - تو خود که نامت با برکت و احسان است و (از مانند بودن ب آفریده شدگان) برتر و منزّه و پاکی - فرموده ای (در قرآن کریم «س 6 ی 160)مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها، وَ مَنْ جاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلا یُجْزی الا مِثْلَها) 6: 160:هر که کار نیکو بجا آورد مزد او ده برابر خواهد بود، و هر که کار بد کند جز مانند کار بدش کیفر داده نمیشود - و فرموده ای (قرآن مجید
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 299
«س 2 ی 261)مَثَلُ الَّذینَ یُنْفِقُونَ امْوالَهُمْ فی سَبیلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ انْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ فی کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ، وَ اللَّهُ یُضاعِفُ لِمَنْ یَشاءُ) 2: 261:داستان کسانی که دارائیهاشان را در راه خدا صرف مینمایند مانند داستان دانه ایست که هفت خوشه رویانیده که در هر خوشه صد دانه باشد (یکدانه هفتصد دانه بشود) و خدا برای هر که بخواهد چندین برابر (از این مقدار) میگرداند، و فرموده ای (قرآن شریف «س 2 ی 245)مَنْ ذَا الَّذی یُقْرِضُ اللَّهَ قَرْضًا حَسَنًا فَیُضاعِفَهُ لَهُ اضْعافًا کَثیرَةً 2: 245):
کیست آنکه به (بندگان درمانده) خدا وام نیکو دهد (وامیکه در گرفتن آن شتاب ننماید، یا منّت ننهد، یا عوض و بجای آن را نخواهد) که خدا آن را برایش چندین برابر گرداند. و نظائر و مانندهای آنها (آیاتیکه) از افزایش های حسنات و نیکوئیها که در قرآن فرستاده ای (مانند «س 27 ی 89):مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ خَیْرٌ مِنْها 27: 89یعنی هر که «روز رستاخیز» با حسنه و نیکوئی آید پس پاداش بهتر از آن برای او است) - و توئی آنکه بسخن خود از (عالم) غیب و نهان خویش (که دیده ها و خردها ب آن راه ندارد، و بوسیله وحی بپیغمبران و خبر دادن ایشان دانسته میشود) و بترغیب و خواهان نمودن خود که بهره آنان را در بر دارد هدایت و راهنمائیشان نمودی بر چیزی (حقائقی) که اگر آن را از آنها میپوشاندی چشمهاشان آن را در نمییافت، و گوشهاشان آن را حفظ نکرده فرا نمیگرفت، و اندیشه هاشان ب آن نمیرسید،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 300
پس فرمودی (قرآن کریم «س 2 ی 152)اذْکُروُنی اذْکُرْکُمْ، وَ اشْکُروُا لی وَ لا تَکْفُرُونِ 2: 152):
مرا (بدعا و درخواست، یا در دنیا) یاد کنید تا شما را (باجابت و روا شدن، یا در آخرت) یاد کنم، و مرا سپاسگزارید و ناسپاسی ننمائید، و فرمودی (قرآن مجید «س 14 ی 7)لَئِنْ شَکَرْتُمْ لأَزیدَنَّکُمْ، وَ لَئِنْ کَفَرْتُمْ انَّ عَذابی لَشَدیدٌ 14: 7): هر آینه اگر (مرا بر نعمتی که بشما داده ام) سپاسگزارید شما را فزونی دهم، و اگر ناسپاسی کنید همانا کیفر من سخت است (شما را بکیفر سخت خواهم رسانید) - و فرمودی (قرآن شریف «س 40 ی 60)ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ، انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60): مرا بخوانید تا (دعا و درخواست را) برای شما روا سازم، کسانیکه از عبادت و بندگی (دعاء و خواندن) من کبر و سرکشی مینمایند زود است که با ذلّت و خواری بدوزخ در آیند.
پس دعاء (درخواست از) خود را عبادت و بندگی و بجا نیاوردن آن را سرکشی نامیده، و بر ترک و بجا نیاوردن آن ب آمدن در دوزخ با ذلّت و خواری تهدید نموده و ترسانده ای - پس (از این رو بندگانت) تو را بنعمت و بخششت یاد کردند، و بفضل و احسانت تو را سپاس گزاردند، و بسبب امر و فرمانت تو را خواندند، و از جهت درخواست افزودن نعمتت برای (بدست آوردن رضای) تو (نه از روی رئاء و خودنمائی، بفقراء و درویشان) صدقه و بخشش دادند، و در آن یادآوری و سپاسگزاری و خواندن آنها تو را و صدقه دادن برای تو نجات و رهائی ایشان است از خشمت (دوری از رحمتت) و فیروزی و دست یافتن آنان است برضا و خوشنودیت -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 301
و اگر آفریده ای از پیش خود آفریده ای را بمانند آنچه تو ب آن بندگانت را از جانب خود راهنمائی کرده ای راهنمائی مینمود باحسان و نعمت دادن وصف گشته و بهر زبانی ستایش شده میبود، پس (تو که آفریننده و راهنمائی حقیقی هستی بستودن شایسته تر میباشی، از این رو) پس تو را است سپاس تا آنجا که راهی در سپاس تو یافت شود، و برای سپاس سخنی که ب آن ستوده شوی و معنی و مقصودی که بسپاس باز گردد باقی باشد (تا آنجا که بتوانیم تو را سپاس گزاریم) - ای آنکه ببندگانش نیکی و افزونی را نعمت داده، و آنها را بنعمت و بخشش فرا گرفته، چه آشکار است در ما نعمت تو، و چه فراوان است بر ما بخشش تو، و چه بسیار است مخصوص بودن ما به نیکی سرشار تو - ما را ب آئینت (اسلام) که آن را برگزیدی، و بطریقه ات (پیروی از ائمّة معصومین علیهم السّلام) که آن را پسندیدی، و براهت (احکام) که آن را آسان گردانیدی راهنمائی نموده ای، و بتقرّب نزد (رحمت) خود، و رسیدن بکرامت و سود رساندن خویش (بهشت) بینا ساخته ای -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 302
بار خدایا و تو از کارهای بر گزیده و واجبات مخصوصه، ماه رمضان را قرار داده ای همان ماهی که آن را از همه ماهها اختصاص داده، و از همه زمانها و روزگارها برتری داده، و بر همه وقتهای سال بر گزیده ای بسبب قرآن و نوریکه (قرآنی که نور و روشنائی از ضلالت و گمراهی است) در آن فرو فرستادی، و بسبب آنکه ایمان را در آن ماه چندین برابر نمودی (از بسیاری عبادت و بندگی در آن آن را کامل گردانیدی) و روزه را در آن واجب، و برپا شدن (برای عبادت) را در آن ترغیب نمودی، و شب قدر را که از هزار ماه بهتر است در آن بزرگ گردانیدی - سپس ما را بوسیله آن ماه بر همه امّتها بر گزیدی، و بفضل و برتری آن ما را نه اهل ملّتها و کیشها برتری دادی (این بیان صریح و آشکار است در اینکه ماه رمضان از خصائص پیروان دین اسلام است، چنانکه در شرح جمله سوّم از

دعای چهل و چهارم

ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 303
ب آن اشاره شد) پس بفرمان تو روزش را روزه داشتیم، و بیاری تو شبش را (برای بندگی) برخاستیم در حالیکه بروزه داشتن و برخاستن آن خود را برای رحمتت که ما را بر آن خواسته ای در آوردیم، و آن را وسیله پاداش تو گردانیدیم، و تو ب آنچه از درگاهت خواسته شود توانائی، ب آنچه از فضل و احسانت درخواست گردد بخشنده ای، بکسی که قصد تقرّب به (رحمت) تو کند نزدیکی - و این ماه در میان ما پسندیده زیست نمود، و با ما مصاحب و یار نیکو بود (چون در آن ثواب و پاداش و برکات و نیکیها و وسائل رحمت و آمرزش بسیار بود) و ببهترین سودهای جهانیان ما را سودمند نمود، سپس هنگام پایان یافتن وقتش و بسر رسیدن زمانش و تمام شدن شماره اش (روزهایش) از ما جدا شد - از این رو ما آن را وداع و بدرود مینمائیم مانند وداع کسیکه جدائیش بر ما بزرگ و دشوار است، و رفتنش از میان ما، ما را اندوهگین ساخته و بوحشت و ترس افکنده، و مانند وداع کسیکه او را بر ما عهد و پیمان نگاهداشتنی و احترام رعایت کردنی و حقّ اداء و پرداخت شدنی ثابت و پابر جا است، پس ما میگوئیم: درود بر تو ای بزرگترین ماه خدا، و ای عید (روز جشن و شادی) دوستان خدا - درود بر تو ای گرامیترین وقتهائی که (با ما) مصاحب و یار بودی، و ای بهترین ماه در روزها و ساعتها -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 304
درود بر تو ماهی که آرزوها در آن نزدیک است (حاجتها در آن روا میشود، زیرا برای اجابت و روا شدن خواسته ها بزرگترین اوقات است) و کردار (شایسته) در آن پراکنده (فراوان) است - درود بر تو همنشینی که احترام و گرامی داشتنش بزرگست هنگامیکه بوده باشد، و نبودنش بدرد آورد هنگامی که پنهان گردد، و مرجع امیدی که جدائیش رنج رساند - درود بر تو همدمی که انس و خو گرفت هنگامی که رو آورد و شاد گردانید، و وحشت و ترس افزود هنگامی که رفت و دردناک نمود - درود بر تو همسایه ای که دلها (بر اثر عبادت و بندگی) در آن نرم و فروتن گردید، و گناهان (بر اثر آمرزش و عفو خدای تعالی) در آن کم شد - درود بر تو یاری دهنده ای که (ما را) بر مغلوب ساختن شیطان یاری کرد، و مصاحب و یاری که راههای نیکی را آسان نمود - درود بر تو چه بسیار است آزاد شدگان خدا در تو، و چه نیکبخت است کسی که بسبب تو احترام و گرامی داشتنت را حفظ نماید - درود بر تو چه محو کننده بودی گناهان را (سبب آمرزش آنها بودی) و چه پوشنده بودی اقسام عیبها و زشتیها را (سبب بجا نیاوردن آنها بودی) - درود بر تو چه طولانی بودی بر گنهکاران (چون گنهکاران از آن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 305
در رنجند، از این رو روزهایش را طولانی ترین روزها می پندارند) و چه با هیبت و ترس (یا چه با عظمت و بزرگی) بودی در دلهای اهل ایمان (ترس ایشان از جهت تقصیر و کوتاهی در حقّ آنست) - درود بر تو ماهی که روزها (ی ماهها در فضل و برتری) با آن فخر و سرافرازی نکنند (چون آن ماه سیّد و مهتر و برترین ماهها است) - درود بر تو ماهی که از هر چیز (شیاطین، پیشامد بد، گرفتاری و مانند آن) سلامت و بی گزند است - درود بر تو که مصاحبت و همراهیش ناپسند و معاشرت و آمیزشش نکوهیده نیست - درود بر تو برای آنکه با برکات و نیکیها (پاداشها) بر ما وارد شدی، و چرکی گناهان را از ما شستی (سبب آمرزش آنها گردیدی) - درود بر تو نه آنکه وداع و بدرود با او از روی دلتنگی باشد، و نه آنکه روزه آن ترک شده از جهت بستوه آمدن است - درود بر تو که پیش از آمدنش (از جهت دوست داشتن آن) خواسته شده بود، و پیش از رفتنش (از جهت فراق و جدائیش) بر آن اندوهناکیم - درود بر تو چه بسیار بدی که بسبب تو از ما باز گردیده، و چه بسیار خیر و نیکی که بوسیله تو بر ما روان گشته - درود بر تو و بر شب قدر که بهتر از هزار ماه است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 306
درود بر تو دیروز (روزهای گذشته) چه بسیار بر تو حریص و آزمند بودیم، و فردا چه بسیار بسوی تو شوق داشته از دل آرزومندیم - درود بر تو و بر فضل و برتریت که (بگذشتن تو) از آن محروم و باز داشته شدیم، و بر برکات و نیکیهای گذشته ات که (ناچار) از آن ربوده شدیم - بار خدایا ما اهل این ماه هستیم (ب آن اختصاص داده شده ایم) که بوسیله آن ما را مقام و منزلت ارجمند دادی، و ما را برای (عبادت و بندگی در) آن بوسیله احسان و نیکیت توفیق عطا نمودی، هنگامی که بدبختان وقت (آمدن و رفتن) آن را نشناختند (از آنچه در آن واجب شده دوری گزیدند و آن موجب بدبختیشان گردید) و بر اثر بدبختیشان از فضل و احسان (پاداش) آن محروم و بی بهره شدند - توئی صاحب اختیار و کارگزار که ما را بمعرفت و شناسائی آن برگزیدی، و بطریقه آن (آنچه در آن واجب، حرام، مستحبّ و مکروه است) راه نمودی، و ما با تقصیر و کوتاهی (نه از روی کمال و آنچه شایسته مقام ربوبیّت تو است) بتوفیق و جوری اسباب کار از جانب تو روزه و بپا خاستن (برای عبادت در) آن را کارگزار شدیم، و (چون عبادتی را که شایسته تو است از طاقت و توانائی ما بیرون است) اندکی از بسیار را در آن بجا آوردیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 307
بار خدایا پس (بسبب عمل در آن) تو را است سپاس در حالیکه ببدکرداری اقرار کننده و بتباه ساختن (تقصیر در اعمال) اعتراف کننده ایم، و پشیمانی حقیقی دلها و عذر خواستن زبانهامان که از روی راستی است برای تو است، پس ما را بر (اعتراف بکوتاهی در اعمال و پشیمانی از) تقصیر که در آن ماه بما رسیده اجر و پاداش ده (کسیکه تقصیر و نقص خود را بشناسد، در صدد خضوع و فروتنی و ذلّت و خواری بر آید و چون عبادتی بالاتر از آن نیست، از این رو درخواست پاداش برای آن مینماید، حضرت امام محمّد باقر - علیه السّلام - بیکی از اصحاب خود فرمود: لا اخْرَجَکَ اللَّهُ مِنَ النَّقْصِ وَ التَّقْصیرِ یعنی خدا تو را از نقص و تقصیر «از اینکه طاعتت را اندک و خود را کوتاهی کننده در اعمال بدانی» خارج نسازد) پاداشی که بوسیله آن خیر و نیکی خواسته شده را در یابیم، و اندوخته های گوناگون را که بر آن حریص و آزمندیم عوض بستانیم - و ما را در تقصیر از (ادای) حقّ خود ملامت و سرزنش مکن، و عمرهای ما را که در پیش است بماه رمضان آینده برسان، و چون ما را ب آنماه رساندی بر انجام عبادت و بندگی که شایسته تو است یاریمان فرما، و بر رعایت فرمانبری که سزاوار آن ماه است برسانمان، و عمل شایسته ای را که سبب بدست آوردن حقّ تو است
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 308
در دو ماه (ماه رمضان کنونی و ماه رمضان آینده) از ماههای روزگار برای ما روان ساز (ما را برای بجا آوردن آن توفیق ده) - بار خدایا گناه کوچک یا گناه بزرگی که در این ماه ب آن نزدیک شدیم، یا گناهی که در آن بجا آوردیم، و گناه بزرگی که زیر بار آن رفتیم از روی عمد و قصد از ما، یا فراموشی (که منشأ آن تقصیر و بی باکی است مانند کسیکه بکاری مشغول شود تا اینکه نماز را فراموش نماید که او معذور نیست بخلاف روزه داری که از روی فراموشی بخورد یا بیاشامد) که در آن بخود ستم کرده، یا ب آن احترام دیگری را هتک و پرده دری نموده باشیم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را بپرده (آمرزش) خود (از کیفر و رسوائی آن) بپوشان، و بگذشت خود از ما در گذر، و ما را در آن گناه در جلو چشم شماتت کنندگان (آنانکه بمصیبت و اندوه دیگری شاد شوند) قرار مده، و زبان طعنه زنندگان (نکوهش کنندگان) را بر ما مگشا، و ما را بمهربانیت که بریده نمیشود (همیشگی است) و باحسان و نیکیت که کم نمیگردد بچیزی (عبادت و انجام کار نیکی) بگمار که سبب فرو نهادن (از میان بردن) و پوشاندن (آمرزیدن) چیزی (گناهی) شود که در آن ماه بر ما نهی نموده ای - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مصیبت و اندوهمان را برفتن ماه ما (خیر و نیکی)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 309
عوض ده، و برای ما در روز عید و روز روزه گشودنمان مبارک و نیکو گردان، و آن را از بهترین روزهائیکه بر ما گذشته است قرار ده که جالب ترین و بدست آورنده ترین روزها برای عفو و گذشت، و نابود کننده ترین روزها برای گناه باشد، و برای ما آنچه از گناهانمان که پنهان و آنچه که آشکار است را بیامرز - بار خدایا با گذشتن این ماه از گناهان ما بگذر، و با بیرون رفتن آن ما را از بدیهامان بیرون بر (خطاها و گناهان ما را بیامرز) و بوسیله آن ما را از نیکبختترین اهل آن ماه (کسانیکه در آن بعبادت و بندگی اشتغال داشتند) و از با نصیبترین ایشان در آن و از بهره مندترین آنان از آن قرار ده - بار خدایا کسیکه این ماه را بطوریکه سزاوار رعایت است رعایت کرده (آنچه باو واجب بوده بجا آورده) و احترامش را بطوریکه شایسته حفظ و نگهداری است حفظ نموده (آنچه از او نهی شده مرتکب نگشته) و باحکامش بطوریکه سزاوار کوشش در آنها است کوشش و ایستادگی داشته، و از گناهان خویش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 310
بطوریکه شایسته پرهیزکاری است پرهیز نموده، یا بوسیله عملی که تقرّب آور است بسوی تو تقرّب جسته (مقام و منزلتی خواسته) که رضا و خوشنودی تو را برای او لازم گردانیده، و رحمت و مهربانیت بر او متوجّه نموده، پس از توانگری خود مانند (پاداش) او بما ببخش، و از فضل و احسانت چندین برابر آن را بما عطا فرما، زیرا فضل تو نقصان پذیر نیست، و گنجینه های تو کم نمیشود بلکه افزون میگردد، و کانهای احسان و نیکیت نابود نمیشود، و عطاء و بخشش تو بخشش گوارائی است (مشقّت و رنجی در آن نیست) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و برای ما مانند پاداشهای کسی را بنویس (واجب و لازم گردان) که تا روز قیامت در آن ماه روزه گرفته، یا در عبادت برای تو کوشش داشته است (در این جمله از دعا آگاه ساختن بسعه و گشایش فضل و احسان خدای تعالی است، زیرا اگر روا نبود که خداوند سبحان مانند پاداش کسی را که عمل کرده بکسیکه عمل نکرده ببخشد دعا و درخواست آن درست نبود) - بار خدایا ما در روز فطر و روزه گشودنمان که آن را برای اهل ایمان (روز) عید و شادی و برای اهل دین خود (اسلام) روز اجتماع و گرد آمدن و روز تعاون و کمک کردن بیکدیگر قرار دادی، از هر گناهی که آن را بجا آورده ایم، یا کار بدی که پیش از این کرده ایم، یا اندیشه بدی که در دل داشته ایم، بسوی تو، توبه و بازگشت مینمائیم، توبه کسیکه رجوع بگناهی را در دل نمیگذارند،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 311
و پس از توبه در گناهی باز نمیگردد، توبه خالصی که از شکّ و دو دلی پاکیزه باشد، پس آن را از ما قبول فرما، و از ما راضی و خوشنود شو، و ما را بر آن ثابت و پا بر جا گردان (سیّد جزائری - رحمه اللّه - در شرح خود بر صحیفه مینویسد جمله اللّهمّ انّا نتوب إلیک فی یوم فطرنا قول بمستحبّ بودن خواندن این دعاء را در روز عید فطر تأیید مینماید) - بار خدایا ترس کیفر ترسیده شده (دوزخ) و شوق و دوستی پاداش وعده داده شده (بهشت) را روزی ما گردان تا اینکه لذّت و خوشی آنچه (آمرزشی که) از تو میخواهیم، و اندوه آنچه (کیفر بر گناهانی که) از آن بتو پناه میبریم دریابیم - و ما را نزد خویش از توبه کنندگانی قرار ده که محبّت و دوستیت را برای آنها واجب و لازم نموده ای (اشاره بقول خدای تعالی «س 2 ی 222):انَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ 2: 222یعنی خدا توبه کنندگان را دوست دارد «آنها را از رحمت خود بهره مند گرداند)» و از ایشان بازگشت بطاعت و فرمانبریت را پذیرفته ای (اشاره بقول خدای تعالی «س 9 ی 104):انَّ اللَّهَ هُوَ یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه 9: 104یعنی خدا است که او توبه بندگانش را میپذیرد) ای عادلترین عدالت دارندگان (همه اقوال و افعال و احکام خداوند متعال بر وفق نظام کلّ و حکمت و مصلحت است و افراط و تفریط در آنها راه ندارد و جز او هر چند در عدل و دادگری کوشش نماید محال است که همه اقوال و افعال و احکامش طبق نظام کلّ و خارج از افراط و تفریط باشد، از این رو خداوند سبحان عادلترین عدالت دارندگان است، و مناسبت بیان این جمله در اینجا برای آنست که چون خداوند محبّت و دوستیش را برای توبه کنندگان واجب و لازم نموده و بازگشت کسی که بطاعت و فرمانبری او باز گردد را پذیرفته و همه بندگان در عبودیّت و بندگی و رو آوردن بسوی او یکسان اند
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 312
و درخواست کننده یکی از آنان است، پس خدای عزّ و جلّ عادلتر از آنست که گروهی را ب آن اختصاص دهد و برخی را از آن بی بهره گرداند) - بار خدایا از پدران و مادران و همه همکیشان ما هر که از ایشان در گذشته و هر که در نگذشته (موجود باشد یا پس از این بیاید) تا روز رستاخیز در گذر (آنان را ببخش) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست همچنانکه بر فرشتگانی که از خواصّ و نزدیکان درگاهت هستند درود فرستادی (این تشبیه از جهت اصل صلوة و درود است نه از جهت کسیکه درود بر او فرستاده شده، زیرا پیغمبر ما - صلّی اللّه علیه و آله - افضل و برتر از همه مخلوقات است پس معنی این جمله اینست:
بار خدایا بر محمّد و آل او بمقدار فضل و شرف ایشان نزد تو درود فرست، همچنانکه بر فرشتگانت بمقدار فضل و شرف آنان نزد تو درود فرستادی، و تشبیه چیزی بچیزی ممکن است از یک جهت باشد مانند اینکه گفته شود فلانکس مانند شیر است یعنی در دلاوری) و بر او و بر آلش درود فرست همچنانکه بر پیغمبران فرستاده شده ات درود فرستادی، و بر او و آلش درود فرست همچنانکه بر بندگان شایسته ات درود فرستادی، و بهتر از آن ای پروردگار جهانیان، چنان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 313
درودی که برکت و نیکیش بما برسد، و سودش ما را دریابد، و از جهت آن درخواست ما روا شود، زیرا تو کریمتر کسی هستی که باو رو آورده شده، و بی نیاز کننده تر کسی هستی که بر او اعتماد شده، و بخشنده تر کسی هستی که از فضل و احسانش درخواست شده، و تو بر هر چیز توانائی (بکمکی نیازمند نیستی، و جلوگیری تو را باز نمیدارد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 314