فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهل و دوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام ختم (پس از خواندن همه) قرآن

(دعاء هنگام خواندن قرآن و ختم آن مستحبّ است و از ائمّه معصومین - علیهم السّلام - در این باره روایاتی نقل شده و مشهورترین دعاها هنگام ختم قرآن همین دعاء است):
بار خدایا تو مرا بر ختم (خواندن از آغاز تا انجام) کتاب خود یاری نمودی (توفیق دادی) همان کتابی که آن را نور و روشنائی فرستادی (که بوسیله آن گمراهی و رستگاری و حلال و حرام آشکار گردیده، اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 4 ی 174):وَ انْزَلْنا الَیْکُمْ نُورا مُبینًا 4: 174یعنی و بسوی شما نوری آشکار و تا بان «قرآن» فرستادیم) و بر هر کتابیکه (بپیغمبران گذشته) نازل کردی گواه گردانیدی (تا بدرستی آن گواهی دهد، اشاره بقول خدای تعالی «س 5 ی 48):وَ انْزَلْنا الَیْکَ الْکِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقًا لِما بَیْنَ یَدَیْهِ مِنَ الْکِتابِ وَ مُهَیْمِنًا عَلَیْهِ 5: 48یعنی ما بر تو کتاب «قرآن شریف» را بحقّ و راستی فرستادیم که کتابهائی را که در برابر آنست تصدیق نموده و بر «راستی و درستی» آنها گواه است) و بر هر حدیث و سخنی که فرموده ای برتری داده ای (چون در آن اخبار امّتهای گذشته و اخبار آینده
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 265
و آنچه را که بندگان تا روز قیامت ب آن نیازمندند بپاکیزه ترین لفظ در نیکوترین نظم و ترتیب بیان شده است، اشاره بقول خدای تعالی «س 39 ی 23):اللَّهُ نَزَّلَ احْسَنَ الْحَدیثِ کِتابا مُتَشابِهًا 39: 23یعنی خدا نیکوترین حدیث و سخن را فرستاد که آن کتابی است که «آیاتش در کمال فصاحت و اعجاز» شبیه و مانند یکدیگر است) - و آن را فرقان و جدا کننده (بین حقّ و باطل) گردانیده ای که بوسیله آن حلال و حرام خود را از هم جدا کرده ای، و قرآن و خوانده شده ای که ب آن راههای احکامت را هویدا ساخته ای، و کتاب و نوشته شده ای که آن را برای بندگانت تفصیل و شرح داده ای (: بعضی در واجبات، محرّمات، مستحبّات، مکروهات و مباحات، و برخی در عقوبات، اخلاق، آداب و مواعظ، و پاره ای در اخبار گذشته و آینده و در باره بهشت و بهشتیان و دوزخ و دوزخیان و مانند آن) و وحیی که آن را بر پیغمبرت محمّد - رحمتها و درودهای تو بر او و بر آل او باد - فرو فرستاده ای - و آن را نور روشنائی گردانیدی که ما بپیروی از آن از تاریکیهای گمراهی (شرک، کفر، شکّ و نفاق) و نادانی (معاصی و شبهات) راه مییابیم، و شفاء و بهبودی (بیماریها مانند نادانی بحقّ و نگرویدن بخدا و رسول و دوروئی) برای کسیکه فهمیدن آن را از روی تصدیق و باور نمودن (نه از روی تکذیب و انکار) خواسته، و برای شنیدنش خاموش گشته، و ترازوی عدل که زبانه اش (آنچه میان شاهین ترازو است) از حقّ و درستی بر نمیگردد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 266
و نور هدایت و راهنمائی که حجّت و دلیل آن از گواهان (برای خدا بتوحید و یگانگی او و برای انبیاء بتصدیق آنها) خاموش نمیشود (زیرا قرآن بزرگترین برهان و دلیل ایشان است بر آن) و نشانه نجات و رهائی (از بدبختیها) که هر کس قصد طریقه و روش آن کند گمراه نمیگردد، و بهر که خود را بدستاویز عصمت و نگهداری آن بیاویزد مهالک و تباهیها (بدبختیها و گرفتاریهای دنیا و آخرت) دست نیابد - بار خدایا چون ما را بر خواندن قرآن کمک عطا کردی، و سختی (فصیح نبودن) زبانهای ما را بنیکوئی عبارت و بیان آن آسان گردانیدی، پس ما را از کسانی قرار ده که آن را چنانکه شایسته حفظ و نگهداری آنست نگاه میدارند (بدستورهای آن عمل میکنند) و تو را اطاعت مینمایند باعتقاد و باور داشتن تسلیم و گردن نهادن در برابر آیات محکمه آن (آیاتیکه معنی آن بی احتمال آشکار است) و باعتراف بمتشابه (آیاتیکه معنی آن آشکار نیست) و دلیلهای روشن آن پناه میبرند (ایمان می آورند) - بار خدایا تو قرآن را بر پیغمبرت محمّد - خدا بر او و آل او درود فرست - بطور اجمال (بی تفصیل و شرح) فرستادی، و دانش بشگفتیها (رازها) ی آن را بطور کامل ب آنحضرت الهام نمودی، و علم و دانش به آن را با تفسیر و توضیح بما (آل محمّد علیهم السّلام) میراث دادی (انتقال نمودی) و ما را بر کسی (همه امّت) که بعلم آن نادان است برتری بخشیدی، و بر (فهم ظاهر و باطن و اطّلاع باسرار و عجائب و اصطلاح و عمل بمقتضای) آن توانائی دادی تا بر کسیکه طاقت زیر بار رفتن آن را نداشت (نمیتوانست معنی آن را دریابد) شرافت و بزرگی دهی (سیّد جلیل علیّ ابن طاووس - رحمه اللّه -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 267
فرموده: شایسته است فرمایش امام علیه السّلام: و ورّثتنا علمه و فضّلتنا و مانند آن بالفاظی که مناسب حال خواننده دعاء است عوض شود، مرحوم سیّد علیخان در شرح صحیفه پس از نقل کلام سیّد فرموده: شایسته تر عوض کردن ضمیر است و بس، پس گفته میشود: و ورّثت اوصیاءه علمه مفسّرا، و فضّلتهم علی من جهل علمه، و قوّیتهم علیه لترفعهم فوق) - بار خدایا همچنانکه دلهای ما را نگاهدارندگان قرآن قرار دادی، و برحمت خود بزرگی و برتری آن را بما شناساندی، پس بر محمّد که ب آن خطبه خواند و (مردم را) پند داد، و بر آل او گنجینه داران (نگهداران) آن درود فرست، و ما را از کسانی قرار ده که اعتراف دارند آن از جانب تو است تا در تصدیق و باور نمودن آن شکّ و دو دلی بما روی نیاورد، و لغزشی ما را از راه راستش باز نداشته و جدا نسازد - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را از کسانی قرار ده که بریسمان (یا عهد و پیمان) قرآن چنگ میزنند، و از چیزهائیکه مانند یکدیگرند و بهم اشتباه میشوند (که حقّ در آنها از باطل شناخته نگردد) بپناهگاه محکم و استوارش پناه میبرند، و در سایه بال (حمایت و نگهداری) آن آرام گیرند، و بروشنی بامدادش راه مییابند، چنانکه بروشنی صبح چیزهای پوشیده بتاریکی شب آشکار میشود همچنین از راهنمائی قرآن بحقائق پنهان شده
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 268
در تاریکی جهل و نادانی دست مییابند) و بدرخشیدن روشنائی آن اقتدا میکنند (از احکام و دستورهای آن پیروی مینمایند) و از چراغ آن چراغ میافروزند (بوسیله آن بحقائق و علوم پی میبرند) و هدایت و رستگاری را در غیر آن (بگمان اینکه حقّ و درست آنست) نمیطلبند (زیرا طلب هدایت در غیر قرآن کفر و گمراهی است، رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: کسیکه هدایت را در غیر قرآن بطلبد خداوند او را گمراه گرداند) - بار خدایا و همچنانکه بوسیله قرآن (که بزرگترین معجزات است) محمّد (صلّی اللّه علیه و آله) را برای دلالت و راهنمائی بر (شناسائی و بی همتائی) خویش نشانه برپا داشتی، و ب آل او (اوصیاء آن حضرت) راههای رضا و خوشنودی بسوی خود را آشکار ساختی، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و قرآن را برای ما دستاویز رسیدن بگرامیترین منزلهای ارجمند قرار ده، و نردبانیکه برای رسیدن بجایگاه سلامت و بی گزند (بهشت) بر آن بالا رویم، و سببی که ب آن رهائی (از عذاب و کیفر) در عرصه و فراخی قیامت را پاداش یابیم، و وسیله ای که ب آن بر نعمت فراوان سرای اقامت و ماندن (بهشت) در آئیم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 269
و بوسیله قرآن بار سنگین گناهان را از ما بیانداز، و خوهای نیکوی نیکوکاران را بما ببخش، و ما را پیرو نشانه ها (راهها) ی کسانی بگردان که در ساعات شب و بامداد و شام قرآن را برای تو بپا داشتند (در خواندن و عمل ب آن کوشش مینمودند) تا بسبب پاک کردن (رفتار طبق اوامر و نواهی و سائر دستورهای) آن ما را از هر چرکی (گناهان) پاک نمائی (بیامرزی) و پیرو نشانه های کسانی گردانی که بروشنائی (راهنمائی) قرآن روشنی (راه رستگاری) جستند، و آرزو (ی طول عمر و جمع مال و مانند آن) آنها را از کار (بندگی) باز نداشته که بفریبها (جورو وا جورها) ی فریبش آنان را فرا گرفته تباه (بدبخت) گرداند - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و قرآن را برای ما در تاریکیهای شب (که در آن وحشت و ترس پیش آید) مونس و آشنا، و از تباهکاریهای شیطان (برانگیختن او انسان را بر آنچه سزاوار نیست) و از در دل گذراندن اندیشه های بد حافظ و نگاهدارنده، و برای گامهای ما از بردنشان ما را بسوی گناهان، باز دارنده، و برای زبانهامان از فرو رفتن در باطل و نادرستی (دروغ، بیهوده و بیجا سخن گفتن) بی آنکه از مرض و بیماری باشد گنگ کننده، و برای انداممان از بجا آوردن گناهان منع کننده، و برای تأمّل و اندیشه در عبرت و پند گرفتن (از گرفتاران باعمال و کردار خویش) که غفلت و فراموشی ما آن را درهم پیچیده گشاینده گردان تا فهم و دانستن شگفتیها (علوم و مواعظ و حکم) و مثلها و داستانهای منع کننده (از گناهان) آن را، که کوههای استوار با سختی آنها از زیر بار
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 270
رفتن آن ناتوانند، بدلهای ما برسانی (اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 59 ی 21):لَوْ انْزَلْنا هذَا الْقُرْانَ عَلی جَبَلٍ لَرَایْتَهُ خاشِعا مُتَصَدِّعًا مِنْ خَشْیَةِ اللَّهِ وَ تِلْکَ الأمْثالُ نَضْرِبُها لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَفَکَّرُونَ 59: 21یعنی اگر این قرآن را بر کوهی میفرستادیم میدیدی که کوه «با بزرگی و سختی» از ترس خدا فروتن و شکافته و از هم ریخته میگشت، و این مثلها را برای مردم میزنیم امیدوار باش که ایشان تفکّر و اندیشه نمایند «در این بیان توبیخ و سرزنش است بر سختدلی انسان و فروتنی نکردن او هنگام خواندن قرآن و اندیشه نکردنش برای آنچه در آنست)» - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و بوسیله قرآن خیر و نیکی و آراستگی برون ما را ثابت و پا برجا گردان، و در دل گذراندن اندیشه های بد را از سلامتی درونهای ما باز دار، و چرکی دلهامان (غفلت، نادانی، سختی و مانند آنها) و علاقه ها و وابستگی گناهانمان را بشوی (از میان ببر) و کارهای پراکنده شده ما را فراهم آور، و در جای صف بستن و بیک رشته در آمدن در پیشگاهت (روز رستاخیز) تشنگی ما را در جاهای بسیار گرم سیراب نما، و در روز ترس بزرگ (روز قیامت) هنگام زنده شدنمان ما را بجامه های امان و زنهار (از آتش دوزخ) بپوشان - بار خدایا بر محمّد و آل او
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 271
درود فرست، و بوسیله قرآن فقر و بی چیزی ما را بنداشتن احتیاج و نیازمندی اصلاح فرما، و گشایش زندگانی و بسیاری فراخی روزیها را بسوی ما روان گردان، و ما را از خوهای نکوهیده و اخلاق پست دور نما، و از درّه گود کفر و چیزهائی که نفاق و دو روئی را پیش آورد نگاهدار، تا در روز رستاخیز قرآن ما را بسوی خوشنودی و بهشت تو کشاننده، و در دنیا از خشم (دوری رحمت) تو و تجاوز و گذشتن از احکام تو باز دارنده، و برای آنچه در حکم تو است بحلال دانستن حلال آن و حرام شمردن حرام آن گواهی دهنده باشد - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و بوسیله قرآن هنگام (رسیدن) مرگ اندوه جان کندن و سختی ناله کردن و پی در پی بودن ناله های وقت جان کندن (یا پی در پی بودن غرغره ها و بشمار افتادن نفسهای در وقت جان سپردن) را بر ما آسان فرما آنگاه که جانها بچنبرهای گردن رسد (گفته اند: از لطف و توفیق خداوند متعال است ببندگان که فرشته مرگ را در گرفتن جانها امر فرموده از انگشت های پا شروع نماید آنگاه تدریجا و کم کم ببالا آید یا بسینه و گلو رسد برای اینکه بنده در این مدّت بتواند از روی دل بخدا رو آورد و وصیّت و توبه نماید پیش از آنکه عالم دیگر را بچشم ببیند و روحش از بدن بیرون شود که از این راه امید به نیکوئی پایان کار او میباشد) و گفته شود کیست افسونگر؟ (یاران و خویشان محتضر و مرگ رسیده گویند: کیست دعا خواند که این بیمار بهبودی یابد؟ یا کیست
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 272
که بتواند این انسان را که نزدیک مردن است بافسون بهبودی دهد؟ کسی نیست و نمیتواند یا برخی از فرشتگان گویند: کدام یک از شما فرشتگان روح این محتضر را بالا میبرید، فرشتگان رحمت یا فرشتگان عذاب؟ این جمله از دعا اقتباس از قول خدایتعالی است «س 75 ی 26):کَلا اذا بَلَغَتِ التَّراقِیَ «ی 27) وَ قیلَ مَنْ راقٍ 75: 26 - 27یعنی چنین نیست «که دنیا خواهان دل بر دنیا توانند نهاد و از آخرت غفلت نمایند» چون جانشان بچنبر گردن رسد و گفته شود: کیست افسونگر «بدعاء یا طبیب و بهبودی دهنده بدواء)» و فرشته مرگ برای گرفتن آن جانها از پرده های پنهانیها (ی از عقل و علم بشر) آشکار گردد، و آنها را بتیرهای ترس فراق و جدائی (از دنیا) از کمان مرگها بزند، و برای آن جانها جامی را که زهر آلوده است چشیدن از آن از زهر مرگ آمیخته سازد، و کوچ کردن و روان شدن ما (از دنیا) بسوی آخرت نزدیک شود، و اعمال و کردارها (مانند) گردن بندهای در گردنها گردد (اشاره بقول خدایتعالی «س 17 ی 13):وَ کُلَّ انْسانٍ الْزَمْناهُ طائِرَهُ فی عُنُقِه 17: 13یعنی و عمل هر انسانی را «هر که باشد» در گردن او واجب و لازم گردانیدیم «عملش با او است و مانند گردن بند هرگز از او جدا نمیشود)» و تا وعده گاه روز بهمرسیدن (روز قیامت که جانها با بدنها، یا اهل آسمان با اهل زمین، یا ستمگر با ستمکشیده یا غیر آنها که خدا میداند بهم رسند) گورها آرامگاه باشد - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و فرود آمدن بخانه کهنه (از هم ریخته: قبر) و بسیار ماندن در میان طبقه های خاک را برای ما مبارک و نیکو ساز، و قبرها را پس از مفارقت و جدائی از دنیا برای ما (تا رسیدن ببهشت) بهترین منزلها قرار ده (رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: قبر نخست منزل از منزلهای آخرت است اگر کسی از آن نجات و رهائی یافت پس از آن آسانتر از آنست، و اگر نجات نیافت پس از آن سختتر از آنست) و تنگی لحدهامان (شکافتگیهای قبر) را بوسیله رحمت و مهربانیت گشاده گردان، و ما را در میان گروه بسیاری که در قیامت حاضر میشوند بگناههای تباه سازنده مان رسوا مکن -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 273
و بوسیله قرآن در جای صف بستن و بیک رشته در آمدن در برابر تو بر خواری مقام و مرتبه ما رحم فرما، و هنگام لرزیدن پل دوزخ در روز گذشتن از آن لغزش گامهای ما را ثابت و پا برجا بدار (اخبار بسیار از ائمّه معصومین - علیهم السّلام - رسیده: روز قیامت پلی بر روی دوزخ کشیده میشود که اوّل آن موقف و جای ایستادن برای حساب و وارسی است و آخر آن بر در بهشت است، هر که خدا را اطاعت کرده از آن میگذرد و ببهشت میرود و هر که او را معصیت نموده از دو سمت آن ب آتش میافتد، و در وصف آن رسیده:
که از مو باریکتر و از شمشیر برنده تر است، و مؤمن مانند برق تندرو از آن میگذرد، و در بعض اخبار رسیده:
صراط و پل دوزخ میلرزد و اهلش را میلرزاند بطوریکه مفاصل و پیوندهای اندام ایشان بهم زده میشود، و مردم مانند مورچه های ریز در آتش میافتند، و جز کسی را که خدا رحم میکند از آن رهائی نمییابند) و پیش از بر انگیختن (زنده شدن در قیامت) تاریکی قبرهای ما را روشن فرما، و ما را روز رستاخیز از هر اندوهی و از ترسهای سخت روز قیامت (که مصیبت و سختی آن بالاترین مصائب و سختیها است) نجات ده - و روهای ما را سفید (شادمانمان) گردان روزیکه روهای ستمگران سیاه میشود (افسرده میگردند) در روز افسوس و پشیمانی (گمراهان، اشاره بقول خدای تعالی «س 19 ی 39):وَ انْذِرْهُمْ یَوْمَ الْحَسْرَةِ 19: 39یعنی ایشان را از روز پشیمانی «روز قیامت» بترسان) و برای ما در دلهای اهل ایمان محبّت و دوستی قرار ده (اشاره بقول خدای تعالی «س 19 ی 96):انَّ الَّذینَ امَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدّا 19: 96یعنی همانا آنانکه ایمان آوردند و کارهای
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 274
شایسته انجام دادند بزودی خداوند بخشاینده برای ایشان «در دلهای مؤمنین» محبّت و دوستی قرار میدهد «چنانکه در دلهای دشمنانشان رعب و ترس میافکند)» و زندگی را بر ما سخت و دشوار مگردان - بار خدایا بر محمّد (صلّی اللّه علیه و آله) بنده و فرستاده خود درود فرست، همچنانکه پیام تو را رسانید، و فرمانت را بصدای بلند و آشکارا بیان کرد (اشاره بقول خدای تعالی «س 15 ی 94):فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ اعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِکینَ 15: 94یعنی پس بصدای بلند و آشکارا آنچه را که ب آن مأموری برسان و از کفّار رو بگردان) و بندگانت را پند داد (که براه حقّ در آیند) - بار خدایا پیغمبر ما را - درودهای تو بر او و بر آل او باد - روز رستاخیز از جهت مرتبه و مقام نزدیکترین پیغمبران بخود، و از جهت شفاعت و میانجیگری (از گناهکاران امّت) برترین ایشان، و از جهت قدر و منزلت بزرگترین آنها، و از جهت جاه و جلال آبرومندترین آنان نزد خود قرار ده - بار خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و بناء و ساختمان او را بلند کن (دین مقدّسش را بر همه ادیان برتری ده) و دلیل او (قرآن کریم) را بزرگ گردان (بر همه آشکار ساز) و ترازوی (حسنات) او را سنگین نما، و شفاعتش را (در باره گنهکاران) بپذیر، و منزلتش را (نزد خود) نزدیک، و رو سفیدش (شادمانش) فرما، و نورش را کامل (و دینش را در همه جای جهان منتشر) ساز، و درجه و مرتبه اش را بالا بر - و ما را بر طریقه و روش او زنده بدار، و بر دین او بمیران، و در
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 275
راه آشکارش سیر ده، و براه و طریقه اش ببر، و از فرمانبران او قرار ده، و در گروه او گرد آور، و بحوض او (نهری که خدای تعالی در بهشت ب آنحضرت عطا فرموده و بر گزیدگان امّت روز قیامت در آن وارد میشوند) وارد ساز، و از جام آن حوض سیراب گردان - و درود فرست - بار خدایا - بر محمّد و آل او درودی که بوسیله آن او را ببهترین نیکی و بخشش و بزرگواریت که امیدوار است برسانی، زیرا تو دارای رحمت گشاده و بخشش بزرگی (که فنا و نیستی و کم شدن در آن راه ندارد) - بار خدایا او را در برابر اینکه پیغامهای تو را رسانید، و آیات (قرآن مجید، یا نشانه های پروردگاری و یگانگی) تو را اداء نمود (مردم را ب آن راهنمائی کرد) و بندگانت را پند و اندرز داد، و در راه تو (بدست و زبان) کوشش و کار زار کرد پاداش ده، ببهترین پاداشی که بیکی از فرشتگانیکه از خواصّ و نزدیکان درگاه تو هستند، و پیغمبران فرستاده شده برگزیده خود داده ای، و درود و مهربانی و نیکیهای بسیار خدا بر او و بر آل او که (از چرکی جهل و نادانی) پاکیزه و (بعلم و ایمان آراسته و از پلیدی میلاد و آلودگی معاصی و فساد) پاک اند. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 276

دعای چهل و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامی که بهلال و ماه نو نگاه میکرد

(گفته اند: هلال غرّه و اوّل قمر یا تا دو یا سه یا هفت شب و شب بیست و ششم و بیست و هفتم را گویند و در سائر شبها قمر نامیده میشود، و وقت خواندن دعا هنگامی است که آن را هلال مینامند، و سزاوارتر آنست که خواندن دعاء از شب اوّل بتأخیر نیفتد چون اهل لغت و اصطلاح بر آن اتّفاق دارند، و اگر خوانده نشد از شب دوّم نگذرد، زیرا بیشتر اهل لغت تا شب دوّم را هلال میدانند، و اگر در شب دوّم هم خوانده نشد از شب سوّم تأخیر نشود، چون بسیاری از اهل لغت شب سوّم را آخر شبهای هلال دانسته اند، و اطلاق هلال بر ماه تا شب هفتم از قبیل اطلاق آن بشب بیست و ششم و بیست و هفتم است که اطلاق حقیقی نیست، و اینکه آن را هلال نامیده اند برای آنست که هنگام دیدن آن مردم صداها بلند مینمایند و هلال از اهلال گرفته شده و آن بمعنی بلند نمودن صدا است، و اینکه پس از هلال را قمر مینامند برای سفیدی آنست، و اقمر بمعنی ابیض و سفید است، و اینکه در شب چهاردهم آن را بدر میگویند از جهت آنست که گوئیا برای پنهان شدن خورشید و طلوع و ظاهر شدن خود مبادرت و شتاب مینماید، و در صدد بر آمدن برای دیدن هلال در شب سی ام ماه شعبان و شب سی ام ماه رمضان مستحبّ عینی «بر همه مستحبّ» و واجب کفائی است «چند نفر که دیدند از دیگران کفایت میکند» و خواندن دعا هنگام دیدن هلال باجماع علماء مستحبّ است، و دعاهائیکه هنگام دیدن هلال
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 277
خوانده میشود بسیار است، و بعضی از آنها برای دیدن هلال هر ماهی است، و برخی اختصاص بدیدن هلال ماه رمضان دارد، و از جمله دعاهائیکه هنگام دیدن هلال هر ماهی خوانده میشود دعائی است که امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: هر گاه هلال را دیدی بجای خود باش و بگو: اللّهمّ انّی اسالک خیر هذا الشّهر و فتحه و نوره و نصرته و برکته و طهوره و رزقه، و اسالک خیر ما فیه و خیر ما بعده، و اعوذ بک من شرّ ما فیه و شرّ ما بعده، اللّهم ادخله علینا بالامن و الایمان و السّلامة و الاسلام و البرکة و التّوفیق لما تحبّ و ترضی یعنی بار خدایا من از تو نیکوئی این ماه و فیروزی و روشنائی و یاری و برکت و فزونی و پاکی و روزی آن را درخواست مینمایم، و از تو نیکوئی آنچه در آنست و آنچه پس از آنست را میطلبم، و از بدی آنچه در آن است و بدی آنچه پس از آن است بتو پناه میبرم، بار خدایا آن را بایمنی و ایمان و تندرستی و اسلام و برکت و فزونی و جوری اسباب کار برای آنچه تو دوست میداری و خوشنود میشوی بر ما وارد ساز. و از جمله دعاءهائیکه هنگام دیدن ماه رمضان خوانده میشود دعائی است که امام جعفر صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه هلال ماه رمضان را دیدی ب آن اشاره مکن و رو بقبله دو دستت بسوی خدای عزّ و جلّ بلند نما و بهلال خطاب کرده بگو: ربّی و ربّک اللّه ربّ العالمین، اللّهمّ اهّله علینا بالامن و الایمان و السّلامة و الاسلام و المسارعة إلی ما تحبّ و ترضی، اللّهمّ بارک لنا فی شهرنا هذا، و ارزقنا عونه و خیره، و اصرف عنّا ضرّه و شرّه و بلاءه و فتنته یعنی پروردگار من و پروردگار تو خدا است که پروردگار جهانیان است، بار خدایا آن را بایمنی و ایمان و تندرستی و اسلام و شتاب نمودن بسوی آنچه دوست میداری و راضی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 278
میشوی بر ما آشکار ساز، بار خدایا در این ماه ما برای ما برکت و نیکی قرار ده، و یاری و نیکوئی آن را روزی ما فرما، و زیان و بدی و گرفتاری و عذاب و سختی در آن را از ما دور نما. و بین خطاب و رو بقبله بودن در شهرهائیکه قبله آنها سمت مشرق است منافات ندارد، زیرا خطاب همان سخن گفتن با دیگری است اگر چه روبرو نباشند، چون گاهی میشود انسان خطاب میکند و سخن میگوید با کسیکه در پشت سر او است، و ممکن است بگوئیم در چنین شهرها جمله هائی که خطاب بهلال را در بر دارد و بهلال بخوانند و جمله های دیگر را رو بقبله، و مقصود از خطاب و سخن گفتن بهلال خطاب بالفاظی است که ب آن ربط دارد مانند ربّی و ربّک اللّه در دعای بالا و مانند بیشتر الفاظ همین دعا که اکنون بیاری خدای تعالی بترجمه و شرح آن شروع مینمائیم): - ای آفریده شده فرمانبردار، ای همیشه در رفتار شتاب کننده (چون ماه در بیست و هشت شبانه روز بدور فلک میگردد و سائر کواکب که تندروترین آنها زهره و عطارد و خورشید است نزدیک بیک سال میگردند) ای آمد و شد کننده در منزلها و جاهائی که (برای آن بمقدار مخصوص و راه مخصوص که حکمت اقتضاء میکند) قرار داده شده (اشاره بقول خدای تعالی «س 36 ی 39):وَ الْقَمَرَ قَدَّرْناهُ مَنازِلَ حَتَّی عادَ کَالْعُرْجُونِ الْقَدیمِ 36: 39یعنی و گردش ماه را در منزلهائی قرار دادیم تا اینکه مانند شاخه خرمای خشک شده کج گشته دیرینه «زرد و لاغر، بمنزل اوّل» باز گردد) ای تصرّف کننده در فلک و چرخی که جای تدبیر و نظم (امور) است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 279
ایمان آوردم بکسی (خدائی) که بوسیله تو تاریکیها را روشن کرد، و بسبب تو مشکلات امور را آشکار ساخت، و تو را نشانه ای از نشانه های پادشاهی (استیلاء و غلبه) خود و نشانه ای از نشانه های قدرت و توانائیش (بر همه چیز) قرار داد، و تو را خدمتگزار و فرمانبردار کرد با فزونی (نور و روشنائی مانند شب چهاردهم ماه) و بکاستن (آن مانند شب یکم ماه) و بطلوع و هویدا شدن (در بالای افق) و بغروب و پنهان گشتن (در زیر کرانه آسمان) و بروشن گردیدن (از خورشید، یا روشن نمودن) و تیرگی (بر اثر حائل شدن زمین میان ماه و خورشید، یا تیره ساختن که آن بر اثر حائل شدن جرم ماه است میان ما و جرم خورشید، ولی درستتر آنست که گفته شود: و بروشن شدن و تیرگی) در همه آن حالات و چگونگیها تو او را فرمانبردار و بسوی اراده و خواسته اش شتاب کننده ای - منزّه و پاک (از نقائص) است او (شگفتا) چه شگفت است آنچه (بر حسب اراده اش) در آفرینش تو مقدّر نموده و چه دقیق و باریک است آنچه در باره تو انجام داده ترا کلید ماهی نو برای کاری نو (که چگونگی آن برای ما هویدا نیست) قرار داده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 280
از خدائی که پروردگار من و پروردگار تو و آفریننده من و آفریننده تو و تقدیر کننده من و تقدیر کننده تو و صورت بخشنده من و صورت بخشنده تو است درخواست مینمایم که بر محمّد و آل او رحمت و درود فرستد، و تو را ماه برکت و نیکی گرداند که روزها آن برکت را از میان نبرد (بلکه هر روزی بر اثر بجا آوردن کارهای شایسته از روز دیگر نیکوتر باشد) و ماه با طهارت و پاکی که گناهان، آن را چرکین نسازد (چنان ماهی که از اعضاء و اندام کارهای ناشایسته سر نزند) - ماه ایمنی از آفت ها و تباهیها و سلامتی و بی گزندی از بدیها (کبر، حسد، حرص، غرور، حبّ مال و مانند آنها): ماه سعادت و نیکبختی که نحوست و بد اختری در آن راه نیابد، و ماه برکت که سختی در زندگی با آن نباشد، و ماه آسانی که دشواری با آن ممزوج و درهم نشود، و ماه خیر و نیکی که بدی با آن آمیخته نگردد، ماه ایمنی (از شیطان و هوای نفس) و ایمان (گرویدن بخدا و رسول و اوصیاء آن حضرت - علیهم السّلام -) و نعمت و احسان و سلامتی و اسلام (فرمانبری از آنچه دستور داده اند) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 281
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را از خوشنودترین کسانیکه هلال بر آنها طلوع نموده قرار ده، و از پاکیزه ترین کسانی (از اوصاف نکوهیده) که بسوی آن نگاه کرده اند، و از نیکبختترین کسانیکه تو را در آن ماه پرستش میکنند، و ما را در آن برای توبه و بازگشت (از گفتار و کردار ناشایسته) توفیق ده، و از گناه حفظ فرما، و از بجا آوردن معصیت و نافرمانیت نگاهدار - و سپاسگزاری از نعمت و بخشش خود را در آن در دل ما انداز، و پوشش های عافیت (آنچه که مانع و جلوگیر از زیان و بدی است) را بما بپوشان، و بوسیله کامل کردن طاعت و فرمانبریت در آن، نعمت (خود) را بر ما کامل ساز (بیش از پیش گردان) زیرا تو بسیار نعمت دهنده و ستوده شده ای و خدا درود فرستد بر محمّد و آل او که (از هر گناهی) پاکیزه و (از اوصاف ناپسندیده) پاک هستند. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 282

دعای چهل و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامی که (شب اوّل یا روز اوّل) ماه رمضان میرسید

(از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - رسیده: رمضان نامیده شده برای آنکه «یرمض الذّنوب» گناهان را میسوزاند «می آمرزد» سعید ابن سالم گفته: نزد حضرت باقر - علیه السّلام - بودیم و از رمضان سخن میگفتیم، حضرت فرمود: نگوئید این رمضان، و نگوئید رمضان رفت و رمضان آمد، زیرا رمضان نامی از نامهای خدای تعالی است نمی آید و نمیرود، آنکه می آید و میرود زایل و نیست شونده است، بلکه بگوئید شهر رمضان «ماه رمضان» و علماء - رحمهم اللّه - نهی در اینجا را حمل بر کراهت نموده اند، و بیان شدن لفظ رمضان در بعض احادیث بدون شهر زیانی باین گفتار نمیرساند، زیرا ممکن است مقصود از آن بیان مباح و جائز بودن آن بوده و این با کراهت منافات ندارد):
سپاس خدایی را سزا است که ما را برای سپاسگزاری خود راهنمائی نمود (توفیق داد) و از اهل سپاس (کسانیکه بسپاسگزاری شناخته شده اند) قرار داد (یا و از اهل و دوستان خویش گردانید) تا برای احسان و نیکیش از سپاسگزاران باشیم، و ما را بر آن سپاسگزاری پاداش نیکوکاران دهد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 283
و سپاس خدائی را سزا است که (راهنمائی به) دین خود (آنچه که ب آن عبادت و پرستش میشود) را بما عطا نمود، و ما را (نه امّتهای گذشته را) بملّت خویش (اسلام) اختصاص داد، و در راههای احسان و نیکیش در آورد تا بوسیله نعمتش در آن راهها رفته بسوی رضا و خوشنودیش دست یابیم، سپاسی که آن را از ما بپذیرد، و بوسیله آن از ما خوشنود گردد (رحمتش را بر ما ارزانی دهد) - و سپاس خدائی را سزا است که ماه خود ماه رمضان (مستفاد از این جمله آنست که رمضان یکی از نامهای خدای تعالی است) ماه صیام و روزه (امساک و خودداری از خوردن و آشامیدن در اوقات معلومه) و ماه اسلام (ماه طاعت و فرمانبری از جهت بسیاری طاعت و بندگی، یا ماه دین اسلام برای اینکه واجب شدن روزه آن از مختصّات این امّت است، چنانکه حفص ابن غیاث نخعی گفته:
شنیدم حضرت صادق - علیه السّلام - میفرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر هیچیک از امّتهای پیش از ما واجب نکرده است، پس ب آن حضرت گفتم: معنی قول خدای تعالی «س 2 ی 183):یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا کُتِبَ عَلَیْکُمُ الصِّیامُ کَما کُتِبَ عَلَی الَّذینَ مِنْ قَبْلِکُمْ 2: 183(ای اهل ایمان روزه بر شما واجب شد چنانکه بر آنانکه پیش از شما بودند واجب گردید» چیست؟ فرمود: خداوند روزه ماه رمضان را بر پیغمبران واجب گردانید نه بر امّتها، پس این امّترا بماه رمضان «بر امّتهای گذشته» برتری داد، و وجوب روزه آن را بر رسول خدا و بر امّت آن حضرت قرار داد) و ماه پاکیزگی، و ماه تصفیه و پاک کردن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 284
(از گناهان، یا ماه تخلیص و رهائی از آنها) و ماه قیام و ایستادن (برای نماز در شبها) را یکی از آن راههای احسان قرار داد (و اینکه ماه رمضان را ماه قیام گفتند برای آنست که نماز مستحبّی در شبهای آن بسیار خوانده میشود، و مشهور در روایات علاوه از نمازهای مستحبّی که در هر شب باید خواند چنانکه بسیاری از علماء فرموده اند: خواندن هزار رکعت نماز در شبهای آن مستحب است، و کیفیّت آن آنست که هر شبی تا بیست شب بیست رکعت: هشت رکعت پس از نماز مغرب و دوازده رکعت پس از نماز عشاء و در شب نوزدهم بغیر از بیست رکعت صد رکعت دیگر خوانده شود، و در ده شب پس از بیست شب هر شبی سی رکعت: هشت رکعت پس از نماز مغرب و بیست و دو رکعت پس از نماز عشاء و در هر شب از بیست و یکم و بیست و سوم بغیر از سی رکعت صد رکعت دیگر که مجموع آنها هزار رکعت است، و اگر ماه رمضان از سی روز کمتر باشد نماز شب سی ام ساقط است و بجای آن خواندن درست نیست) آنچنان ماهی که قرآن در آن فرو فرستاده شد (خدای تعالی آن را در شب قدر ب آسمان دنیا فرستاد و از آنجا در مدّت بیست و سه سال بتدریج بر پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - نازل گردانید) در حالیکه برای مردم راهنما (ی از گمراهی) و نشانه های آشکار رهبری (حلال و حرام) و جدا کننده میان حقّ و باطل است (جمله الَّذی انْزِلَ فیهِ الْقُرْآنُ هُدیً لِلنَّاسِ وَ بَیِّناتٍ مِنَ الْهُدی وَ الْفُرْقانِ 2: 185از قرآن شریف «س 2 ی 185) اقتباس شده) - پس برتری آن را بر ماههای دیگر بسبب حرمتها و گرامی داشتنهای بسیار و فضائل و برتریهای آشکار که برای آن قرار داده هویدا گردانید، و در آن ماه از جهت بزرگ داشتن، آنچه را که در ماههای دیگر حلال کرده حرام نمود، و از جهت گرامی داشتن، خوردنیها و آشامیدنی ها را در (روزهای) آن منع کرد، و برای آن وقت آشکاری (معیّنی) قرار داد که خدای بزرگ و توانا جائز و روا نمیداند که پیش انداخته شود و نمی پذیرد که از آن وقت بتأخیر افتد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 285
پس از آن (عبادت و بندگی در) شبی (شب نوزدهم یا بیست و یکم یا بیست و سوّم) از شبهای آن را بر (عبادت در) شبهای هزار ماه برتری داد (چون خیرات و برکات و نیکیها و سودهای دینی و دنیوی در آن است) و آن را شب قدر نامید (شبی که خدای تعالی اجلها و روزیها و هر امری که حادث میشود را مقدّر میفرماید) در آن شب (بسیاری از) فرشتگان و روح (القدس: جبرئیل یا وحی یا مخلوقی است بزرگتر از فرشتگان) بفرمان پروردگارشان بر هر که از بندگانش بخواهد با قضا و قدری که محکم و استوار کرده (تغییر و تبدیلی در آن نیست) برای هر کاری (که خدا مقدّر فرموده) فرود می آیند، آن شب سلام و درود (فرشتگان) است (بر آنانکه برای نماز بپا ایستاده یا در حال رکوع و سجودند، یا آنکه شب سلامتی و رهائی از ضرر و زیان شیاطین است) که برکت و خیر آن تا آشکار شدن روشنی صبح و دائم و همیشه است - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و شناسائی برتری آن را (بر ماههای دیگر) و بزرگ داشتن حرمت و حقّش را (که قیام و ایستادگی بر آن واجب است) و دوری گزیدن از آنچه را که منع و حرام کرده ای بما الهام نما، و ما را بر روزه داشتن آن بوسیله بازداشتن اندام از گناهان و بکار بردن آن اندام در آن ماه ب آنچه تو را خوشنود میگرداند (خواسته تو در آن است) یاری فرما، تا با گوشهامان سخن بیهوده گوش ندهیم، و با چشمهامان بسوی بازی (کارهائی که انسان را از مقصود باز دارد) نشتابیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 286
و تا دست هامان را به (طلب یا فرا گرفتن) حرام دراز ننمائیم، و با پاهامان بسوی آنچه منع و حرام گشته نرویم، و تا شکمهامان نگاه ندارد و گرد نیاورد جز آنچه (خوردنی و آشامیدنی) که تو حلال و روا گردانیده ای، و زبانهامان گویا نشود جز ب آنچه (قرآن مجید و گفتار پیغمبر اکرم و أئمّه معصومین - علیهم السّلام - که) تو خبر داده و بیان فرموده ای (این چند جمله اشاره ب آداب و نیکو رفتاری روزه دار است که در این باره اخبار بسیار رسیده، روایت شده: زن روزه دار بکنیز خود دشنام داد، رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - شنید، فرمود: طعام و خوراک آوردند و ب آنزن امر کرد که بخور، گفت: من روزه هستم حضرت فرمود: چگونه روزه هستی و بکنیز خود دشنام دادی؟ تنها روزه از خوردن و آشامیدن نیست. طعام خواستن حضرت برای آن زن روزه دار و امر بخوردن او شاهد از جهت این بوده که میدانسته روزه او روزه مستحبّی بوده، و احتمال میرود که روزه واجب بوده و امر حضرت بخوردن از روی تأدیب است یعنی مانند این روزه را پاداشی نیست و گرفتن و نگرفتن آن یکسان است اگر چه گرفتن آن واجب باشد) و رنج نکشیم جز در آنچه (عبادت خالق و خدمت بخلق که) بپاداش تو نزدیک گرداند، و بجا نیاوریم جز آنچه که از کیفر تو نگاه دارد، سپس همه آن کردارها را از رئاء و خودنمائی خود نمایان و از سمعه و شنواندن شنوانندگان خالص و پاکیزه گردان که در آن کسی را با تو شریک نگردانیم، و جز تو در آن مقصود و خواسته ای نطلبیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 287
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در آن بر اوقات نمازهای پنجگانه با حدود و احکامش که مقرّر نموده ای و واجباتش که واجب کرده ای و شروط و اوقاتش که شرط و تعیین گردانیده ای آگاه فرما (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: برای نماز چهار هزار حدّ «حکم شرعی» است) - و ما را در نماز همچون کسانی قرار ده که مراتب شایسته آن را دریافته ارکان و جوانب آن را نگاهدارندگانند (ارکان نماز نیّت، تکبیر، قیام، رکوع و دو سجده است که بترک و افزونی و کاستن آنها از روی عمد و سهو نماز باطل میشود) آن را در اوقات خود بهمان طریقی که بنده و فرستاده تو - درودهایت بر او و بر آل او باد - در رکوع و سجود و همه فضیلتها و درجات رفیعه اش قرار داده با کاملترین طهارت و پاکی و رساترین خشوع و فروتنی بجا آورنده اند (خشوع در نماز چنانکه امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده آنست که نمازگزار بسمت راست و چپ التفات نداشته و کسی را که در سمت راست و چپ او است نشناسد، روایت شده: پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - مردی را در نماز دید با ریشش بازی میکند فرمود: اگر دلش خاشع و فروتن بود جوارح و اندامش هم فروتن میبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 288
و ما را در آن ماه توفیق ده که با نیکی فراوان و بخشش، بخویشان خود نیکی کنیم، و با احسان و عطا از همسایگانمان جویا شویم، و دارائیهامان را از مظالم و آنچه از راه ظلم و ستم بدست آمده خالص و آراسته نمائیم (اموالیکه از راه ظلم گرفته شده از آنها جدا کرده بصاحبانش یا اگر نیستند و یا معلوم نیست کیستند یا کجایند بحاکم شرع باز گردانیم) و آنها را با بیرون کردن زکوتها (زکوة شتر، گاو، گوسفند، طلا، نقره، گندم، جو، خرما و مویز، از چرکی و عذاب و کیفر بر منع آن) پاک کنیم (رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
ملعون کلّ مال لا یزکّی «از خیر و نیکی دور است هر مال و دارائی که زکوة آن داده نشود» و ناگفته نماند:
درخواست پاک کردن اموال به بیرون کردن زکوة در ماه رمضان در صورتیست که بیرون کردن آن در آن ماه واجب شده یا پیش از آن واجب گشته و بیرون نشده باشد، ولی اگر وقت وجوب بیرون کردن آن نرسیده یا پیش از آن واجب گردیده و بتأخیر افتد، پس پیش انداختن آن در ماه رمضان یا بتأخیر انداختن آن بماه رمضان مستحبّ نیست، زیرا هر واجبی را باید در وقت خود بجا آورد و وجوب آن فوری است، و تقدیم و تأخیر آن بنابر قول بجواز آن از جهت رخصت و آسانی است نه از جهت مستحبّ بودن) و بکسی که از ما دوری گزیده باز گردیم (باو بپیوندیم) و بکسی که بما ظلم و ستم نموده از روی (آنچه مقتضی) انصاف و عدل (است) رفتار کنیم (نه آنکه از جهت فرو نشاندن خشم از عدل تجاوز نمائیم) و با کسیکه بما دشمنی کرده آشتی نمائیم (نه آنکه ما هم در صدد دشمنی با او برآئیم) جز کسیکه در راه تو و برای تو با او دشمنی شده باشد، زیرا او دشمنی است که او را دوست نمیگیریم، و حزب و گروهی است که با او از روی دل دوستی نمیکنیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 289
و ما را توفیق ده که در آن بسوی تو تقرّب جسته نزدیک شویم (طلب کنیم آنچه را که موجب بدست آوردن رحمت تو است) بوسیله کردارهای پاکیزه و آراسته که ما را ب آن از گناهان پاک کنی (بیامرزی) و در آن ما را حفظ کرده نگاهداری از اینکه بخواهیم عیوب و زشتیها (کردارهای ناشایسته) را از سر گیریم، تا هیچیک از فرشتگانت (که نویسندگان اعمال هستند گناهان ما را) بر تو پیشنهاد ننمایند جز آنکه کمتر باشد از اقسام طاعت و بندگی برای تو، و انواع تقرّب بسوی تو که ما بجا آوردیم - بار خدایا از تو درخواست مینمایم بحقّ (بفضیلت و برتری) این ماه و بحقّ کسیکه در آن از آغاز تا انجامش در عبادت و بندگی برای تو کوشیده: از فرشته ای که او را مقرّب ساخته ای، یا پیغمبری که فرستاده ای، یا بنده شایسته ای که برگزیده ای، که بر محمّد و آل او درود فرستی و ما را در آن برای کرامت و ارجمندی که بدوستانت وعده داده ای سزاوار گردان، و آنچه که برای کوشش کنندگان در طاعت و فرمانبریت واجب و لازم کرده ای برای ما لازم نما، و برحمت و مهربانیت ما را در صفّ کسانی (انبیاء و اوصیاء ایشان علیهم السّلام) که سزاوار بالاترین مرتبه (بهشت) هستند قرار ده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 290
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را در توحید و یگانگیت از عدول و بازگشتن (شرک آوردن آشکار و نهان) و در بزرگ داشتنت از تقصیر و کوتاهی، و در دینت (اسلام) از شکّ و دو دلی، و از راهت (بدست آوردن رضا و خوشنودیت) از کوری (گمراهی) و برای حرمتت (آنچه قیام ب آن واجب است) از سهل انگاری، و از دشمنت: شیطان رانده شده (از خیرات و نیکیها) از فریب خوردن، دور گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هر گاه در هر شب از شبهای این ماه ما برای تو بندگانی باشد که عفو و بخشیدنت آنها را آزاد مینماید، یا گذشتت ایشان را میبخشد پس ما بندگان را از آن بندگان بگردان، و ما را برای ماه ما از بهترین شایستگان و یاران (برگزیدگان) قرار ده (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده:
در هر شب از ماه رمضان برای خدا آزاد شده و رها شدگانی از آتش است جز کسیکه بمسکر (آنچه مستی آورد) افطار کند «بخورد و بیاشامد» و در شب آخر مانند آنچه که در همه آن ماه آزاد کرده آزاد مینماید) - بار خدایا
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 291
بر محمّد و آل او درود فرست، و با کاسته شدن ماه آن گناهان ما را بکاه، و با بپایان رسیدن روزهایش بدیها و گرفتاریهای ما را از ما بکن تا اینکه این ماه از ما بگذرد در حالیکه ما را از خطاها (گناهان کوچک) پاکیزه گردانیده، و از بدیها (گناهان بزرگ) خالص و آراسته ساخته باشی - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و اگر در آن از حقّ برگردیم ما را (بر آن) باز گردان، و اگر در آن عدول نموده براه کج رفتیم ما را براه راست آور، و اگر دشمن تو شیطان ما را احاطه کرده فراگیرد از او رهائیمان ده - بار خدایا ماه رمضان را از عبادت و پرستش ما تو را مملوّ و پر گردان، و اوقات آن را بطاعت و فرمانبری ما برای تو آراسته نما، و ما را در روزش بر روزه داشتن و در شبش بنماز و زاری بسوی (درگاه) تو و فروتنی برای تو و خواری در برابر تو، یاری فرما تا روزش بر ما بغفلت و بیخبری و شبش بتقصیر و کوتاهی (در عمل) گواهی ندهد (گواهی دادن شب و روز بزبان حال است و گفتار و کردار انسان در آن در علم خدای تعالی بمنزله گواهی دادن نزد او است) - بار خدایا و ما را در باقی ماهها و روزها تا زمانیکه زنده داری همچنین (بطوریکه برای ماه رمضان درخواست شد) قرار ده، و ما را از بندگان شایسته ات بگردان که (الَّذینَ یَرِثُونَ الْفِرْدَوْسَ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 292
هُمْ فیها خالِدُونَ 23: 11(س 23 ی 11) یعنی) آنان بهشت را بمیراث میبرند در حالیکه در آن جاوید هستند (گفته اند: بهشت مسکن و جایگاه پدر ما حضرت آدم - علی نبیّنا و اله و علیه السّلام - بوده پس هر گاه بفرزندان او داده شود مانند آنست که از او ب آنها ارث رسیده) و آنانکه آنچه (صدقات) را میدهند در حالی میدهند که دلهاشان از (اندیشه) بازگشت بسوی پروردگارشان ترسان است، و از آنانکه در نیکیها میشتابند و ایشان برای آن نیکیها (بر دیگران) پیشی گیرنده اند (علیّ ابن إبراهیم - رحمه اللّه - فرموده: ایشان امیر المؤمنین و ائمّه طاهرین - علیهم السّلام - هستند که بعد از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - کسی از ایشان در علم و عمل پیشی نگرفته است، و جمله وَ الَّذینَ یُؤْتُونَ ما اتَوْا وَ قُلُوبُهُمْ وَجِلَةٌ انَّهُمْ الی رَبِّهِمْ راجِعُونَ 23: 60،وَ مِنَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ وَ هُمْ لَها سابِقُونَ 23: 61که در بالا ترجمه و شرح شد از قرآن کریم «س 23 ی 60 و 61) اقتباس شده، و فرمایش امام - علیه السّلام -وَ مِنَ الَّذینَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ اقتباس از قول خدای تعالی:اولئِکَ یُسارِعُونَ فِی الْخَیْراتِ 23: 61است، و در شرح جمله دوازدهم از دعای یکم گفتیم: اقتباس از قرآن مجید در حقیقت قرآن نیست بلکه کلامی است مانند آن، چون اگر قرآن بود تغییر در آن جائز نبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 293
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، در هر هنگام و هر زمان و بر هر حال بشماره درودی که فرستاده ای، بر هر که درود فرستاده ای، و چندان برابر همه آنها بچندان برابری که جز تو آنها را نتواند شمرد، زیرا تو هر چه را بخواهی بجا آورنده ای (انجام کار تو را ناتوان نمیگرداند، و مانع و جلوگیری تو را از آن باز نمیدارد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 294