فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای سی و هشتم از دعاهای امام علیه السّلام است در عذرخواهی از دادخواهیهای مردم

بر اثر ظلم و ستمی که ب آنها رسیده، و از کوتاهی در حقوق و بهره ایشان، و در آزادی از آتش (بوسیله توبه، عذر و پوزش خواستن سه قسم است: (1) کسی بدیگری میگوید: من فلان کار را بجا نیاوردم (2) میگوید: بر اثر فلان بجا آوردم (3) میگوید: بجا آوردم و دیگر بجا نخواهم آورد، و معنی توبه قسم سوّم است):
بار خدایا من بدرگاه تو عذر میخواهم از ستمکشیده ای که در برابر من باو ستم رسیده و من او را یاری نکرده ام (زیرا یاری کردن مؤمن حقّ واجبی است بر مؤمن دیگر که اگر او را یاری نکند مؤاخذه و بازپرس میشود، حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: مؤمنی که برادر «هم کیش» خود را یاری کند و بر یاری او توانائی داشته باشد خداوند او را در آخرت یاری خواهد کرد «از گرفتاریها و شکنجه های
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 251
آن سرا رهائیش میدهد» و مؤمنی که برادرش را خوار گرداند و بر یاری او توانا باشد خدا او را در دنیا و آخرت خوار نماید «در دنیا بدبخت و در آخرت از رحمتش دور سازد)» و از احسان و نیکی که بمن شده و سپاس آن را بجا نیاورده ام (حضرت رسول - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: هر که باو احسان شود باید جزای آن را بدهد، اگر نتوانست باید آن را بستاید، و اگر چنین نکرد کفران آن نعمت نموده، حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: خدا لعنت کند «از رحمتش دور گرداند» کسانی را که راه احسان و نیکی را بریده و جلوگیری مینمایند، گفتند: چه کسانی از راه احسان جلوگیری میکنند؟ فرمود: مردی که باو احسان شود و آن را کفران نماید) و از بدکرداری که از من عذر خواسته و من عذرش را نپذیرفته ام (پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: کسیکه بیزاری جستن بد کرداری را از بدی که کرده راست گوید یا دروغ نپذیرد و بر سر حوض «نهری که خدای تعالی در بهشت بمن عطا کرده» نزد من نخواهد آمد) و از نیازمندی که از من درخواست نموده و من او را نبخشیده و بر خود برتری نداده ام (حضرت صادق - علیه السّلام - به ابان بن تغلب فرمود: هر گاه نصف دارائیت را بمؤمنی تقسیم نمودی او را بر خود مقدّم نداشته و برتری نداده ای و تو و او یکسان هستید، او را بر خود برتری میدهی اگر از نصف دیگر باو ببخشی) و از حقّ صاحب حقّ مؤمنی که بر من لازم است و آن را نداده ام (معلّی ابن خنیس گفته: بحضرت صادق - علیه السّلام - گفتم: حقّ مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: هفت حقّ واجب است، حقّی از آنها نیست جز آنکه بر او واجب میباشد، اگر حقّی از آنها را ضایع سازد از دوستی خدا و طاعت او بیرون رفته، و خدا را در او نصیب و بهره ای نیست «خدا را بندگی نکرده» ب آنحضرت گفتم: فدایت شوم آن هفت حقّ چیست؟ فرمود:
ای معلّی من بر تو مهربانم میترسم آنها را ضایع و تباه سازی و حفظ نکنی و بدانی و عمل ننمائی، گفتم: قوّت و توانائی جز از جانب خدا نیست «امید است خدای تعالی توانائی و توفیق عمل ب آنها را عطاء فرماید» فرمود: کمتر حقّ از آنها آنست که برای او دوست داری آنچه را که برای خود دوست میداری، و نپسندی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 252
برای او آنچه را که برای خود نمی پسندی، و حقّ دوّم آنست که از خشم او دوری گزینی «کاری نکنی که او را خشمناک سازی» و رضا و خوشنودی او را پیروی نمائی، و فرمان او را انجام دهی، و حقّ سوّم آنست که او را بجان و مال و زبان دوست و پا یاری کنی، و حقّ چهارم آنست که تو دیدبان و راهنما و آیینه او باشی، و حقّ پنجم آنست که تو سیر نباشی و او گرسنه و تو سیر آب و او تشنه، و تو جامه نپوشی و او برهنه باشد، و حقّ ششم آنست که برای تو خدمتگزار باشد و برای برادر «هم کیش» تو خدمتگزاری نباشد لازم است که خدمتگزارت را بفرستی تا جامه او را بشوید و خوراکش را پخته سازد و بسترش را بگستراند، و حقّ هفتم آنست که سوگندش را تصدیق نموده راست بدانی، و دعوت او را اجابت کنی، و بیمارش را دیدن نمائی، و بجنازه اش حاضر شوی، و چون دانستی او را حاجت و خواسته ای است برای برآوردن آن بسوی او بشتابی و او را ناچار نسازی که خواسته اشرار از تو درخواست نماید آنگاه بسوی او بشتابی، پس هر گاه آنها را بجا آوردی دوستی خود را بدوستی او و دوستی او را بدوستی خود پیوند نموده ای) و از عیب و نقص مؤمنی که برای من آشکار گشته و آن را نپوشانده ام (حضرت علیّ - علیه السّلام - فرموده:
کسیکه درباره مؤمنی بگوید چیزی را که بدو چشمش دیده و بدو گوشش شنیده و آن از چیزهائی است که آن مؤمن را عیب میکند و جوانمردیش را ویران میسازد او از کسانی است که خدای عزّ و جلّ فرموده «س 24 ی 19):انَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ انْ تَشیعَ الْفاحِشَةُ فِی الَّذینَ امَنُوا لَهُمْ عَذابٌ الیمٌ فِی الدُّنْیا وَ الآخِرَةِ 24: 19یعنی آنانکه دوست دارند در بین کسانی که ایمان آورده اند زشتی فاش گردد، در دنیا و آخرت برای آنها عذاب دردناک است) و از هر گناهی که برای من پیش آمده و از آن دوری نکرده ام - بار خدایا از آنها (گناهان نامبرده) و مانند آنها از تو عذر میخواهم عذر خواستن از روی پشیمانی که برای مانند آنها که مرا پیش آید واعظ و پند دهنده (مانع و جلوگیر) باشد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 253
پس بر محمّد و آل او درود فرست، و پشیمانیم را از لغزشهائی که ب آن گرفتار شدم و قصدم را بر بجا نیاوردن گناهانیکه بمن رو می آورد توبه ای قرار ده که برای من موجب دوستی تو شود، ای دوستدار توبه کنندگان (اشاره بقول خدای تعالی «س 2 ی 222):انَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ 2: 222یعنی همانا خدا آنان را که «از گناهان» پیوسته توبه میکنند و آنان را که «از نجاست و پلیدی» پاک و پاکیزه اند دوست میدارد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 254

دعای سی و نهم از دعاهای امام علیه السّلام است در درخواست عفو و گذشت و رحمت و مهربانی (از خدای تعالی):

بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و شهوت و خواهش مرا از هر حرام و منع شده ای (از جانب خود) بشکن (جدا ساز) و حرص و آزم را از هر گناهی دور گردان، و مرا از آزار رساندن بهر مرد و زن با ایمان و بهر مرد و زن مسلمان باز دار - بار خدایا هر بنده ای که در باره من آنچه را بر او حرام کرده ای بجا آورده، و پرده آنچه را بر او منع نموده ای دریده، و حقّ مرا برده و مرده، یا زنده است و حقّ من نزد او بجا مانده باشد پس او را در ستمی که بمن کرده بیامرز، و در حقّی که از من برده در گذر، و از آنچه درباره من بجا آورده آگاه مساز (یا سرزنش مکن) و بر اثر آنچه (آزاری که) بمن خواسته روا داشته
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 255
رسوایش مکن، و عفو و گذشت از ایشان را که بکار بردم و صدقه و بخششی را که بر ایشان بخشیدم پاکیزه ترین بخششهای بخشندگان و بالاترین عطاهای تقرّب جویان (بدرگاه خود) قرار ده - و مرا از عفو و گذشتم از ایشان بعفوت، و از دعا و درخواستم (درباره آمرزش) برای آنان برحمتت عوض (پاداش) عطا فرما تا هر یک از ما بوسیله احسان تو (در دنیا و آخرت) نیکبخت شود، و هر کدام از ما بسبب نعمتت (پاداش بمن و آمرزش آنان، از بدبختی) رهائی یابد - بار خدایا هر بنده ای از بندگانت که از من عقوبت و شکنجه ای یافته، یا از جانب من آزاری باو رسیده، یا از من یا بوسیله من ستمی باو رخ داده و حقّ او را از دست داده و دادخواهی از حقّش را از میان برده باشم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و او را از توانگری خود از من خوشنود ساز، و از جانب خویش حقّ او را بی کم و کاست عطا فرما -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 256
سپس مرا از چیزی (کیفری) که فرمان تو موجب آن میشود نگهدار، و از آنچه عدل تو ب آن حکم میکند رهائی ده، زیرا توانائی من از تحمّل انتقام و کیفر تو بر نمی آید، و نیروی من با خشم تو برابری نتواند کرد، پس اگر تو مرا بحقّ جزا دهی (بکیفر رسانی) هلاکم مینمائی، و اگر برحمتت نپوشانی تباهم میسازی (در حدیث است: کسی بوسیله عمل خود ببهشت نمیرود، گفتند: یا رسول اللّه و نه تو؟ فرمود: و نه من جز آنکه خدا مرا برحمتش بپوشاند) - بار خدایا از تو درخواست میکنم که بمن ببخشی - ای خدای من - چیزی را که بخشیدن آن از تو چیزی نمیکاهد، و برداشتن باری (عفو از گناهان) را از تو میخواهم که برداشتن آن تو را گرانبار نمیگرداند (بر تو آسان است) - از تو درخواست میکنم که بمن ببخشی - ای خدای من - نفس مرا که آن را نیافریدی تا از بدی و زیانی بوسیله آن خود را بازداری، یا بسبب آن بسودی راه جوئی، ولی آن را آفریدی برای ثابت کردن (بندگان) قدرت و توانائیت (را) بر آفریدن مانند آن، و برای حجّت و دلیل آوردن بر آفریدن شبیه آن (غرض از آفرینش آنست که بندگان بقدرت و عظمت او پی برده او را بپرستند تا رضا و خوشنودی و رحمت و مهربانیش را بدست آورده رستگار شوند، نه آنکه آفریننده خواسته سودی برد که آن نقص است و او از نقائص منزّه و پاک میباشد) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 257
و از تو میخواهم که گناهم را از من برگیری (بیامرزی) که زیر بار رفتن آن مرا سنگین بار کرده، و از تو یاری میطلبم بر آنچه (گناهانیکه) سنگینی (کیفر) آن مرا گرانبار (وامانده و بیچاره) نموده - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و نفس مرا با اینکه بخود ستم کرده ببخش، و رحمتت را ببرداشتن بار گرانم بگمار (برای آمرزش گناهانم مرا مشمول رحمت خودگردان) زیرا چه بسا رحمت تو ببدکاران رسیده و چه بسا عفو تو ستمکاران را فرا گرفته - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا پیشوای کسانی گردان که بگذشت خود آنها را از افتادنگاههای خطا کاران بپا داشته (نگهداری کرده) ای، و بتوفیق خویش آنان را از مهلکه ها و گرفتاریها (کیفرها) ی گنهکاران رهائی داده (آمرزیده) ای، پس از گیر خشمت رها شده عفوت گردیده و از بند عدلت آزاد شده احسانت گشته اند -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 258
تو اگر چنین کنی (مرا پیشوای آنها گردانی) - ای خدای من - آن را درباره کسی بجا می آوری که شایستگی کیفر تو را (برای خود) انکار نمیکند، و نفس خود را از سزاوار بودن عقاب تو منزّه و پاک نمیداند - آن رفتار را بکسی میکنی - ای خدای من - که ترسش از تو از طمع و آزش در (رحمت) تو بیشتر است، و بکسی که نومیدیش از نجات (عذاب) از امیدواریش برای رهائی (از آن) استوارتر میباشد (و این گفتار) نه بجهت آنست که نومیدیش نومیدی از رحمت، یا طمعش از روی فریب خوردن (از رحمت تو) باشد بلکه برای آنست که نیکیهایش میان بدیهایش اندک (که بحساب نمی آید) و دلیلهایش در همه دادخواهیها و گناهان او سست است - و امّا تو - ای خدای من - شایسته ای که صدّیقین و بسیار راستگویان (پیغمبران) به (رحمت) تو مغرور نشده فریب نمیخورند (در قرآن کریم «س 7 ی 99) میفرماید:فَلا یَامَنُ مَکْرَ اللَّهِ الا الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ 7: 99یعنی از مکر و عذاب خدا ایمن نیستند مگر گروهیکه زیانکاران اند) و گناهکاران از (عفو و گذشت) تو نومید نگردند (در قرآن شریف «س 12 ی 87)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 259
میفرماید:انَّهُ لا یَیْاسُ مِنْ رَوْحِ اللَّهِ الا الْقَوْمُ الْکافِرُونَ 12: 87یعنی جز کسانیکه کافراند از رحمت خدا نومید نمیشوند) زیرا تو پروردگار بزرگی میباشی که کسی را از فضل و احسان خود باز نمیدارد، و همه حقّ خویش را از کسی نمیگیرد - ذکر و یاد تو (تسبیح: سبحان اللّه، تحمید: الحمد للّه، تهلیل: لا اله الا اللّه و مانند آنها) برتر است از یادشدگان (بمحاسن و نیکوئیها) و نامهایت (اسماء الحسنی) پاک و پاکیزه است از اینکه حسب و نسب داران ب آن نامیده شوند، و نعمت در همه آفریدگان پراکنده است، پس تو را است سپاس بر آن عطا و بخشش ای پروردگار جهانیان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 260

دعای چهلم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه خبر مرگ کسی باو میرسید، یا یاد مردن مینمود:

بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را از آرزوی دراز باز دار (چون آرزوی دراز آخرت را از یاد میبرد و بر اثر آن انسان بدبخت میگردد، در نهج البلاغه است حضرت امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده:
ایّها النّاس انّ اخوف ما اخاف علیکم اثنان: اتّباع الهوی و طول الامل، فامّا اتّباع الهوی فیصدّ عن الحقّ، و امّا طول الامل فینسی الاخرة یعنی ای مردم ترسناکترین چیزیکه از ابتلای شما ب آن میترسم دو چیز است: اوّل پیروی از هوای نفس، دوّم آرزوی بیشمار، امّا پیروی از هوای نفس شخص را از راه حقّ باز میدارد، و آرزوی بیحساب آخرت را از یاد میبرد) و با کردار راست و درست (بطوریکه واجب است) آرزو را از ما دور گردان تا اینکه تمام کردن ساعتی را پس از ساعتی دور یافتن روزی را پس از روزی و پیوستگی نفسی را بنفسی و در پی آمدن گامی را در پی گامی آرزو نکنیم - و ما را از فریب آرزو سلامت و بی گزند و از بدیهایش ایمن فرما، و مرگ را در جلو ما بر پا دار (آنی آن را از یاد ما مبر) و یاد کردن ما آن را روزی پس از روزی (یا روزی پس از روزهائی) قرار مده (ما را توفیق ده تا همیشه بیاد آن باشیم، و روزی آن را از یاد مبریم که مستلزم کوتاهی آرزو و کوشش در عبادت و بندگی و چشم پوشی از دنیا و کالای آن درد آوردن ب آخرت است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 261
و از اعمال شایسته عملی برای ما قرار ده (توفیق بجا آوردن عمل شایسته ای بما عطا فرما) که با آن بازگشت بسوی (پاداش) تو را دیر شماریم (در انجام آن عمل بکوشیم) و بر زود رسیدن به (رحمت) تو حرص داشته باشیم تا مرگ برای ما جای انس و آرامش باشد که ب آن انس گیریم، و جای الفت و دوستی باشد که بسوی آن شوق داشته باشیم، و خویشاوند نزدیکی (مانند زن و فرزند) باشد که نزدیک شدن باو را دوست بداریم - پس هرگاه آن را بر ما حاضر نمودی و بما واقع ساختی ما را ب آن نیکبخت گردان در حالیکه زیارت و دیدار کننده (آمدنش از روی مهربانی) باشد، و ما را ب آن انس ده در حالیکه از راه رسد، و ما را بمهمانی آن بدبخت مکن، و از دیدارش خوار و رسوا و سر بزیر مفرما، و آن را دری از درهای آمرزش خود و کلیدی از کلیدها (وسیله ای از وسیله ها) ی رحمت خویش گردان - ما را بمیران هدایت شدگان (براه حقّ) که گمراهان نباشیم، فرمانبران (احکام و دستورها) که کراهت نداشته باشیم، توبه کنندگان که گناه نکنیم و اصرار و ایستادگی (بر آن) نورزیم، ای ضامن پاداش نیکوکاران (اشاره بقول خدای تعالی «س 9 ی 120):انَّ اللَّهَ لا یُضیعُ اجْرَ الْمُحْسِنینَ 9: 120یعنی خدا پاداش نیکوکاران را تباه نمیگرداند) و ای اصلاح کننده کردار تباهکاران (ای خواهان صلاح کردار تباهکاران باینکه فساد و تباهکاری را بصلاح و درستی تبدیل کنند، این جمله با قول خدای تعالی «س 10 ی 81):انَّ اللَّهَ لا یُصْلِحُ عَمَلَ الْمُفْسِدینَ 10: 81(خدا کردار تباهکاران را اصلاح نمیکند» منافات ندارد، زیرا مراد از آیه اینست که خدا کردار کسی را که میخواهد در دین فساد نماید تباه میگرداند تا حقّ از باطل و نادرستی آشکار گردد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 262