فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای سی و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است در استخاره و درخواست خیر و نیکی

(در کارها از خدای تعالی، استخاره نزد سنّی و شیعه مستحبّ و اخبار بسیار در باره آن رسیده است، از آن جمله حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: دو رکعت نماز بجا آور و از خدا طلب خیر کن، سوگند بخدا مسلمانیکه از خدا طلب خیر کند قطعا خدا برای او خیر و نیکی قرار میدهد، و هم از آن حضرت - علیه السّلام - رسیده: خدای عزّ و جلّ فرموده: از شقاوت و بد بختی بنده من است که کارها را انجام دهد و از من درخواست خیر ننماید، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده: هر گاه استخاره نمودم باکی ندارم که «کار من» بهر یک از دو طرف واقع شود «چون اگر بطرف خیر هم واقع نگردد قطعا در پایان کار خیر خواهد بود» و پدرم استخاره را بمن می آموخت، چنانکه سوره ای از قرآن را می آموخت، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده:
هر که در کاری بی استخاره وارد شود و سپس گرفتار گردد اجر و پاداشی نخواهد برد، و حضرت امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: هنگامیکه پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - مرا والی و حاکم یمن گردانید، در حالیکه بمن وصیّت و سفارش مینمود فرمود: یا علی کسیکه استخاره کند سرگردان نمیشود، و کسیکه مشورت نماید پشیمان نگردد. شیخ مفید - علیه الرّحمة - فرموده:
شایسته نیست کسیکه از خدای تعالی استخاره مینماید در چیزی باشد که او را از آن نهی کرده یا در بجا آوردن واجبی باشد، استخاره در امر مباح و چیزی است که روا باشد مانند رفتن بیکی از دو مجلس
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 229
که جمع بین هر دو ممکن نباشد. از جمله آداب کسیکه استخاره میکند آنست که ظاهر و باطن یعنی آشکار و نهان او پاک و پاکیزه باشد: ظاهر او از بول و غایط و جنابت، و باطن او از شکّ و دو دلی حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پدرم هر گاه در کاری میخواست استخاره کند وضو میگرفت و دو رکعت نماز میخواند، و اگر خادمه ای با آن حضرت سخن میگفت آن بزرگوار میفرمود: سبحان اللَّه و تکلّم نمیفرمود تا اینکه فراغت میافت. استخاره چهار جور است: نخست استخاره بدعاء، جابر ابن عبد اللّه گفته: رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - استخاره را بما می آموخت چنانکه سوره ای از قرآن را می آموخت، و میفرمود: هرگاه یکی از شما قصد کاری کند دو رکعت نماز غیر از نماز واجب بجا آورد و سپس بگوید: اللّهمّ انّی استخیرک بعلمک، و استقدرک بقدرک، و اسالک من فضلک العظیم، فانّک تقدر و لا اقدر، و تعلم و لا اعلم، و أنت علام الغیوب، اللّهمّ ان کنت تعلم هذا الامر و تسمیّه خیرا لی فی دینی و معاشی و عاقبة امری فاقدره لی، و یسّره لی، و بارک لی فیه، و ان کنت تعلم انّه شرّ لی فی دینی و معاشی و عاقبة امری فاصرفه عنّی، و اصرفنی عنه، و اقدر لی الخیر حیث ما کان، و رضّنی به یعنی بار خدایا من از تو بدانائیت خیر و نیکی درخواست میکنم، و بتوانائیت میخواهم که خیر را بهره من گردانی، و احسان بزرگ تو را میطلبم، زیرا تو توانائی و من توانا نیستم، و تو میدانی و من نمیدانم، و تو بنهانیها دانائی، بار خدایا اگر میدانی و نامیده ای این کار را در دین و زندگی و پایان کارم برای من خیر و نیکی است پس آن را برایم مقدّر و آسان و مبارک و نیکو گردان، و اگر میدانی آن در کیش و زندگی و پایان کارم برای من شرّ و بدی است پس آن را از من و مرا از آن دور فرما، و آنچه که خیر من است برایم مقدّر کن و مرا ب آن خوشنود نما. دوّم استخاره بمصحف «قرآن کریم» حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه خواستی از کتاب عزیز «قرآن مجید» استخاره کنی پس از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بگو: اللّهم إن کان فی قضائِکَ و قَدَرِکَ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 230
ان تمنّ علی شیعة ال محمّد صلّی اللّه علیه و آله بفرج ولیّک و حجّتک علی خلقک فاخرج إلینا آیة من کتابک نستدلّ بها علی ذلک یعنی بار خدایا اگر در قضاء و قدر تو است که بر پیروان آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله بفرج و گشایش ولیّ خود «امام زمان» و حجّت تو بر خلقت، منّت گزارده خیر و نیکی بخشی پس آیه ای از کتاب خود برای ما بیرون آور که آن را بر منّت نهادن تو دلیل آوریم. پس از آن قرآن را میگشائی و شش ورق میشماری و از ورق هفتم شش سطر و آنچه را در آن است میاندیشی. سوّم استخاره به رقاع «تکّه کاغذهائیکه روی آنها مینویسند» در کافی است: از یکی از ائمّه - علیهم السّلام - رسیده که آن حضرت بیکی از اصحاب خود که پرسید از کاریکه میخواهد انجام دهد و کسی را نمییابد که مشورت نماید چه کند فرمود: از پروردگارت مشورت کن، گفت چگونه مشورت کنم؟ فرمود: حاجت و خواسته خود را قصد کن پس دو رقعه در یکی لا «نه» و در یکی نعم «آری» بنویس و آنها را در دو گلوله از گل نهاده سپس دو رکعت نماز بجا آور و زیر دامنت بگذار و بگو: یا اللّه انّی اشاورک فی امری هذا و أنت خیر مستشار و مشیر، فاشر علیّ بما فیه صلاح و حسن عاقبة یعنی خدایا من در این کار خود از تو مشورت میکنم و تو بهتر کسی هستی که از او مشورت و کنکاش میشود و بهتر راهنمائی پس مرا ب آنچه که در آن شایستگی و پایان نیکو است راهنمائی نما. پس دستت را زیر دامنت ببر «و یکی را بردار» اگر در آن نعم بود بجا آور، و اگر لا بود بجا نیاور، اینچنین با پروردگارت مشورت میکنی. چهارم استخاره به سبحه «مهره هائی که بیک رشته پیوسته و ب آنها تسبیح شمارند» حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده:
سوره حمد یکبار و سوره اخلاص «قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ» سه بار میخوانی و بر محمّد و آل او پانزده بار درود میفرستی «میگوئی: اللّهم صلّ علی محمّد و آله» سپس میگوئی:
اللّهمّ انّی اسالک بحقّ الحسین و جدّه و أبیه و امّه و اخیه و الائمّة
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 231
من ذرّیّته ان تصلّی علی محمّد و آل محمد و ان تجعل لی الخیرة فی هذه السّبحة و ان ترانی ما هو الاصلح لی فی الدّین و الدّنیا، اللّهمّ ان کان الاصلح لی فی دینی و دنیای و عاجل امری و اجله فعل ما انا عازم علیه فامرنی و الا فانهنی انّک علی کلّ شی ء قدیر یعنی بار خدایا بحقّ و سزاواری حسین و پدر مادری و پدر و مادر و برادر و پیشوایان از فرزندان او من از تو میخواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و برای من در این سبحه خیر و نیکی قرار دهی و آنچه را که در دین و دنیا برای من شایسته تر است به بینی «مقدّر فرمائی» بار خدایا اگر کاری را که تصمیم دارم در دین و دنیایم و هم اکنون پس از این برای من شایسته تر است مرا ب آن امر کن و اگر نه پس نهی فرما، زیرا تو بر هر چیز توانائی. سپس یک قبضه «مشت» از سبحه میگیری و میشماری و میگوئی: سُبحانَ اللَّهِ وَ الْحُمْدُ لِلَّهِ، وَ لا الهَ الا اللَّهُ، تا آخر قبضه پس اگر دانه آخر سُبحانَ اللَّهِ بود در بجا آوردن و بجا نیاوردن اختیار داری، و اگر الْحُمْدُ لِلَّهِ، بود آن امر است «بجا آور» و اگر لا الهَ الا اللَّهُ، بود آن نهی است «بجا نیاور)»: بار خدایا من بدانائیت (بخیر و شرّم) از تو خیر و نیکی درخواست مینمایم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و خیر و نیکی را برایم مقدّر فرما - و شناسائی اختیار و برگزیدن را بما الهام نما
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 232
(ما را بحکمت و مصلحت آنچه در باره ما اختیار کرده ای آشنا ساز) و آن را وسیله خوشنودی ب آنچه برای ما مقدّر کرده ای و وسیله سر فرود آوردن ب آنچه حکم نموده ای قرار ده، و نگرانی شکّ و دو دلی را از ما دور کن، و ما را بیقین و باور اخلاص دارندگان (آنانکه از روی حقیقت عبادت و بندگی کرده و هیچگاه بتو شریک نیاورده و برضای تو تن داده اند) تأیید و کمک فرما - و ما را بناتوانی شناسائی آنچه اختیار کرده ای گرفتار مفرما (ما را بخود وا مگذار که از آنچه اختیار نموده ای باز مانیم) تا تقدیر تو را (آنچه مقدّر کرده ای، یا عظمت و بزرگیت را) سبک شماریم، و جای رضا و خوشنودیت را ناپسندیده دانیم، و براهی که از نیکی انجام و پایان کار دورتر و بخلاف عافیت و رهائی یافتن (از بدی) نزدیکتر است برگردیم - آنچه را از تقدیر تو که نمی پسندیم پیش ما محبوب گردان، و آنچه را از قضای تو که دشوار میداریم بر ما آسان فرما - و فرمانبری برای مشیّت و خواسته ات را که بر ما وارد نموده ای بما الهام گردان تا پس انداختن آنچه را جلو انداخته ای و جلو انداختن آنچه را پس انداخته ای دوست نداشته باشیم، و آنچه را دوست داری (خواسته ای) ناپسند نشماریم، و آنچه را ناپسند داری برنگزینیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 233
و کار ما را براهی که پایانش پسندیده تر و مرجع و بازگشتش گرامیتر است بپایان رسان، زیرا تو چیز نیکو عطا میکنی، و نعمت بزرگ میبخشی، و آنچه میخواهی بجا می آوری، و تو بهر چیز توانائی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 234

دعای سی و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه گرفتار میشد یا گرفتار شده برسوائی گناهی را میدید:

بار خدایا تو راست سپاس (نه جز تو را) بر پوشاندنت (گناهان را) پس از دانائیت، و بر عافیت بخشیدنت (از گرفتاریها) پس از آگاهیت، پس هر که هست از ما کار زشت کرده و تو او را (ب آن کار) معروف نکرده ای، و کار بسیار بدی بجا آورده و تو او را (نزد دیگران) رسوا ننموده ای، و خود را بزشتیها پوشانده و تو کسی را بر (زشتیهای) او راهنمائی نکردی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 235
بسا نهی تو را که بجا آوردیم، و بسا امر و فرمانی را که ما را بر آن آگاه ساختی از آن تجاوز کردیم، و بسا بدی که بدست آوردیم، و گناهی که مرتکب شدیم، در حالیکه تو بر آن آگاه بودی نه نگاه کنندگان، و بر هویدا کردن آن توانا بودی بیشتر از توانایان، عافیت و رهائی دادن تو برای ما پیش چشم ایشان پرده و در برابر گوشهاشان سدّ و مانع بود - پس آنچه از آن شرم آید را که پوشاندی و زشتی را که پنهان نمودی برای ما پند دهنده و باز دارنده از بدخوئی و بجا آوردن گناه و کوشش بتوبه نابود کننده (گناه) و راه ستوده (بکردار و گفتار نیک) قرار ده - و وقت در سعی و کوشش برای توبه را نزدیک گردان، و ما را از جانب خود بغفلت و نادانی گرفتار مکن (بخود وامگذار) چون ما بسوی تو خواهان (امیدوار بعفو و گذشت تو) و از گناهان توبه کننده ایم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 236
و بار خدایا درود فرست بر برگزیده ات از خلق خود: محمّد (صلّی اللّه علیه و آله) و اهل بیت او (فرزندانش و امیر المؤمنین و فرزندان آن حضرت علیهم السّلام) که از آفریدگانت برگزیده و پاکانند، و چنانکه (در قرآن مجید) امر فرموده ای ما را در برابر آنان شنوندگان (سخنانشان) و فرمان برداران (دستورهاشان) گردان (اشاره بقول خدای تعالی «س 4 ی 59):یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اطیعُوا اللَّهَ وَ اطیعُوا الرَّسُولَ وَ اولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ 4: 59یعنی ای کسانیکه ایمان آوردید خدا و رسول و فرمانداران «از جانب خدا و رسول: امیر المؤمنین و یازده فرزند آن حضرت علیهم السّلام» را اطاعت کنید. حضرت باقر علیه السّلام فرموده: «خدای تعالی در این آیه» تنها ما را قصد نموده و خواسته، همه مؤمنین را تا روز قیامت بطاعت و فرمانبری از ما امر فرموده است. شیخ بهاء الدّین أبو الحسن علیّ ابن عیسی ابن ابی الفتح اربلی «اربل نام شهری است نزدیک موصل از سمت شرق» که از بزرگان علمای امامیّه - قدّس اللّه ارواحهم - و مورد اعتماد همه است در کتاب خود: کشف الغمّة فی معرفة الائمّة از جابر ابن یزید جعفی نقل میکند که او گفته از جابر ابن عبد اللّه شنیدم که میگفت: چون خدای تعالی یا ایُّهَا الَّذینَ امَنُوا اطیعُوا اللَّهَ وَ اطیعُوا الرَّسُولَ وَ اولِی الْامْرِ مِنْکُمْ 4: 59را بر پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرستاد گفتم: یا رسول اللّه خدا و رسول او را شناختیم، اولی الأمر و فرمانداران را که خدا طاعت ایشان را بطاعت تو پیوسته کدامند؟ حضرت فرمود: ایشان جانشینان و پیشوایان هدایت و رستگاری پس از من هستند، اوّل آنان علیّ ابن ابی طالب است، پس از او حسن، پس از او حسین، پس از او علیّ ابن الحسین، پس از او محمّد ابن علیّ که در توریة مشهور بباقر «شکافنده علم» است، و بزودی ای جابر تو او را خواهی دریافت، چون او را دیدار نمودی از جانب من باو سلام برسان، پس از او صادق جعفر ابن محمّد، پس
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 237
از او موسی ابن جعفر، پس از او علیّ ابن موسی، پس از او محمّد ابن علیّ، پس از او علیّ ابن محمّد، پس از او حسن ابن علیّ، پس از او هم نام و هم کنیه من حجّت و دلیل خدا در زمین و بازمانده او در بین بندگانش: محمّد ابن حسن ابن علیّ، او است که خدای عزّ و جلّ بر دستهای او مشارق و مغارب زمین «هر کجا که خورشید طلوع و غروب نماید یعنی همه جهان» را میگشاید، و او است که از پیروان و دوستان خود غیبت نموده پنهان میگردد و چنان پنهانی که در آن بر قول بامامت او ثابت و پابرجا نمیماند جز کسیکه خدا دل او را برای ایمان آزمایش نموده «ایمانش محکم و استوار» است، جابر گفت گفتم: یا رسول اللّه آیا شیعه آن بزرگوار از او در زمان غیبتش سود میبرد؟ فرمود: آری قسم ب آن کسیکه مرا بحقّ و درستی بر انگیخت از نور و روشنائی «وجود مقدّس» او روشنائی میطلبد و از ولایت و دوستی او در غیبتش بهره مند میگردند مانند بهره بردن مردم از خورشید هر چند ابر در جلو آن بر آید، ای جابر این «گفتار» از راز و علم خدا است که «از دیگران» پنهان میباشد، پس تو آن را پنهان کن جز از کسیکه شایسته آن است). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 238

دعای سی و پنجم از دعاهای امام علیه السّلام است در رضا و خوشنودی (ب آنچه داشت) هنگامیکه بدنیا داران (ثروتمندان) نگاه میکرد:

سپاس خدا را است برای رضا و خوشنودی بقضا و قدر خدا (در آنچه خواسته) گواهی میدهم که خدا معیشتها و چیزهائی که زندگی بندگانش ب آنها وابسته است را بعدل و درستی (بی افراط و تفریط) قسمت نموده (هر که را بفراخور او روزی داده، اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 43 ی 32):نَحْنُ قَسَمْنا بَیْنَهُمْ مَعیشَتَهُمْ فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا 43: 32یعنی ما معیشت ایشان را در زندگانی دنیا میانشان تقسیم کرده ایم. در حدیث قدسی است: و برخی از بندگان من کسی است که جز فقر و بی چیزی صلاح او نیست، اگر او را غنی و توانگر کنم توانگری تباهش میسازد، و برخی از بندگانم کسی است که جز توانگری صلاح او نمیباشد، اگر او را فقیر نمایم فقر تباهش گرداند. بنا بر این توانگر کردن کسی را که جز بی چیزی صلاح نیست افراط و بی چیز نمودن آن را که جز توانگری صلاح نمیباشد تفریط خواهد بود، و عدل آنست که اصلاح هر یک از آنها ب آن باشد) و با همه آفریدگانش با فضل و احسان (بر ایشان) رفتار نموده - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بر اثر آنچه (دارائی که) بایشان (ثروتمندان) داده ای پریشان مگردان که بر آفریدگانت رشگ برده و قضا و قدر تو را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 239
خوار شمارم، و آنان را بر اثر آنچه (کالای دنیا که) از من باز داشته ای گرفتار مکن (باینکه کبر و سرفرازی نموده مرا پست بینند و از این راه گناهکار شوند) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بقضا و قدر خود دلخوش گردان، و سینه ام را در چیزهائیکه مقدّر نموده ای فراخ کن (مرا از آنها شاد و خوشنود فرما) و اعتماد و تکیه گاهی بمن ببخش تا با آن اقرار کنم که قضاء و قدر تو جز بنیکی روان نگشته، و شکر و سپاس مرا برای خود بر آنچه از من باز داشته ای از شکرم تو را بر آنچه بمن بخشیده ای کاملتر قرار ده (زیرا آنچه که از او باز داشته صلاحش در آن بوده و اگر باز نمیداشت باو زیان رسیده و تباه میگشت، چنانکه در حدیث قدسی بیان شد، و دفع ضرر و زیان مهمّتر از جلب نفع و سود است، بنابر این لازم است که شکر بر مهمّتر کاملتر باشد) - و مرا نگهدار از اینکه بفقیری، پستی و بصاحب ثروتی، برتری گمان برم، زیرا شریف و بزرگوار کسی است که طاعت و پیروی تو او را شریف گردانیده، و عزیز و گرامی کسی است که عبادت و بندگیت او را عزیز نموده است - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و بما ببخش ثروت و دارائی (احسان و نیکیت) را که فانی و نیست نمیگردد، و ما را بعزّت و بزرگی که از دست نمیرود (توفیق عبادت و بندگی) تایید و کمک فرما، و در پادشاهی جاودان (بهشت) روانه ساز، زیرا تو یگانه یکتای همیشه ای که فرزند نداری و فرزند کسی نمیباشی و هیچکس مانند و همتای تو نبوده است. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 240