فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای سی و یکم از دعاهای امام علیه السّلام است در بیان توبه و بازگشت

(از معصیت بسوی طاعت) و درخواست (توفیق از خدای تعالی برای) آن (توبه از گناه واجب و فوری است یعنی نباید در آن درنگ نمود، زیرا گناه مانند زهری است که ببدن زیان میرساند و چنانکه بر نوشنده زهر واجب است برای رهیدن از آن بشتابد تا خود را از تباه شدن برهاند، همچنین بر گناهکار واجب است بترک گناه و توبه از آن بشتابد تا از تباهی بی دینی نجات یابد، و پس از توبه غسل برای آن مستحبّ است خواه توبه از کفر باشد و خواه از فسق و گناه):
بار خدایا ای کسیکه وصف وصف کنندگان او را نمیستاید (زیرا نمیشود کسی احاطه بکنه و حقیقت صفات خدای تعالی داشته باشد، چنانکه احاطه بکنه ذات او ندارد، پس وصف عقلاء او را باندازه فهم و توانائیشان است و او را میستایند بصفاتیکه در خود دیده و کمال میدانند - و ای کسیکه امید امیدواران از او نمیگذرد (پایان هر امیدی است و برتر از او کسی نیست که باو امیدواری باشد) - و ای کسیکه پاداش نیکوکاران نزد او تباه نمیگردد (زیرا تباه کردن پاداش یا از روی ناتوانی است یا از روی نادانی، یا از روی بخل و رفتی و خداوند متعال از این صفات منزّه و مبرّی است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 205
و ای کسیکه پایان ترس عبادت کنندگان او است - و ای کسیکه منتهی بیم پرهیزکاران او است (زیرا بنده با ایمان و پرهیزکار که بکمال معرفت بخدای تعالی برسد ترس و بیم او از هر چه هست پایان مییابد) - این جای کسی است که دستهای گناهان او را دست بدست داده اند، و مهارهای خطاها او را کشیده اند، و شیطان بر او غلبه و چیرگی نموده، پس از آنچه تو ب آن امر نموده ای از روی تجاوز از حدّ کوتاهی کرده، و آنچه نهی کرده ای از روی غرور و فریفتن انجام داده - مانند کسیکه بقدرت و توانائی تو بر خود نادان، یا بسیاری احسان تو را بخود انکار کرده باشد (چون جاهل و منکر در اوامر او کوتاهی کرده و نواهیش را انجام میدهد ولی عالم و دانای بحق او اگر چنین کند کار نادان و منکر کرده است) تا چون دیده هدایت و رستگاری برای او گشوده و ابرهای کوری (گمراهی) از پیش او باز شد، آنچه ب آن خود را ستم نموده شمرده، و در آنچه ب آن پروردگارش را مخالفت کرده اندیشیده، پس گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم دیده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 206
پس در حالیکه بتو امید دارد و از تو شرمنده است بسوی تو رو آورده، و با اعتماد بتو خواهشش را بتو متوجّه گردانیده، پس از روی یقین با طمع خود قصد تو کرده، و از روی پاکی با ترسش آهنگ تو نموده، در حالیکه بهر کس باو طمع دارند جز تو طمع نداشته و از هر چه از او میترسند جز تو نمیترسد - پس با زاری در برابر تو ایستاده، و با فروتنی دیده بزمین انداخته، و برای عزّت و بزرگواریت با خواری سر بزیر افکنده، و با خضوع از راز خود آنچه تو ب آن از او داناتری برایت آشکار نموده، و با فروتنی از گناهانش آنچه تو حساب آن را بهتر میدانی شمرده، و از بزرگی گناهانی که در علم تو او را تباه ساخته (و خود آگاه نیست) و زشتی گناهانیکه در حکم و فرمان تو او را رسوا گردانیده از تو استغاثه و فریادرسی خواسته، همان گناهانی که خوشیهای آن سپری گشته گرفتاریهایش بجا مانده است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 207
ای خدای من اگر او را کیفر نمائی عدل و داد تو را انکار نمینماید (زیرا از روی ظلم و ستم نیست) و اگر او را ببخشی و مهربانی کنی عفو تو را (نسبت به سعه رحمتت) بزرگ نشمارد، زیرا تو پروردگار کریم و بزرگواری هستی که آمرزش گناه بزرگ نزد او بزرگ نیست - بار خدایا پس اینک منم که بدرگاه تو آمده ام در حالیکه فرمانبرم فرمان تو را در دعائی که ب آن امر فرموده ای، و خواهانم وفای بوعده ات را در اجابتی که ب آن وعده داده ای، آنجا که میفرمائی (س 40 ی 60:ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ 40: 60یعنی) مرا بخوانید برای شما روا میسازم - بار خدایا پس بر محمّد و آل او درود فرست، و با آمرزش خود بمن رو آور (مرا مشمول رحمتت گردان و بیامرز) چنانکه من با اعتراف خویش به (در گاه) تو رو آوردم، و مرا از افتادنگاه ها (جاها) ی گناهان بردار (حفظ فرما) چنانکه خود را برای تو پست ساخته ام (با فروتنی به پیشگاهت بتو پناه برده ام) و مرا در پرده (رحمت) خود بپوشان (بیامرز) چنانکه در انتقام و بکیفر رساندن من درنگ نمودی - بار خدایا قصد مرا در فرمانبریت پا بر جا گردان (که همیشه در طاعت تو بکار رفته بغیر آن رو نیاورد) و بینائیم را در بندگیت استوار ساز، و مرا توفیق ده بکارهائی (عبادت از روی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 208
اخلاص) که بوسیله آن چرکی (آثار) گناهان را از من بشوئی (آنها را نابود کرده مرا بیامرزی) و هنگام مرگ مرا بر دین خود و آئین پیغمبرت محمّد - علیه السّلام - بمیران - بار خدایا من در اینجا بسوی تو، توبه و بازگشت مینمایم از گناهان بزرگ و کوچک خویش و از گناهان پوشیده و آشکارم و از لغزشهای گذشته و تازه ام، توبه و بازگشت کسیکه گناهی (از گناهان) را با خود نگوید و در دل نگذراند که بگناهی باز گردد (دو باره بجا آورد) - و تو ای خدای من در کتاب محکم و استوار خود (قرآن مجید که باطل و نادرستی در آن راه ندارد) فرموده ای که تو، توبه و بازگشت را از بندگانت میپذیری و از گناهان در میگذری (اشاره به س 42 ی 25:وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تفْعَلونَ 42: 25یعنی و او است خدائی که توبه را از بندگانش میپذیرد و از گناهان در میگذرد و میداند آنچه را که بجا می آورید) و آنان را که پیوسته توبه میکنند (از نظر کمیّت و اندازه یا کسانی را که پس از توبه گناهی بجا نمی آورند از نظر کیفیّت و چگونگی) دوست میداری (اشاره به س 2 ی 222:انَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ 2: 222یعنی همانا خداوند آنان را که پیوسته
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 209
توبه میکنند و پاکیزگان را دوست میدارد) پس چنانکه وعده فرموده ای توبه مرا بپذیر، و چنانکه ضمانت نموده ای از گناهانم در گذر، و چنانکه شرط کرده ای محبّت و دوستی خود را برای من لازم گردان (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه بنده از روی راستی توبه نماید خداوند او را دوست و در دنیا و آخرت گناهانش را پنهان مینماید «راوی میگوید:» گفتم: چگونه بر او پنهان مینماید؟ فرمود: گناهانی را که دو فرشته بر او مینویسند از یادشان میبرد و باندامش وحی میفرماید که گناهان او را بپوشانید، و بجاهائیکه گناه کرده وحی مینماید گناهانی را که بروی شما بجا آورده پنهان کنید، پس در پیشگاه خدا می آید هنگامیکه چیزی نیست که بگناهی از گناهان او گواهی دهد) - و شرط و قرار من با تو - ای پروردگارم - آنست که بناپسند تو باز نگردم، و ضمانتم آنست که در نکوهیده تو رجوع ننمایم (دوباره گناهی بجا نیاورم) و پیمانم آنست که از همه گناهان تو دوری نمایم - بار خدایا تو ب آنچه کرده ام داناتری پس بیامرز برای من آنچه را که میدانی، و بقدرت و توانائی خود مرا باز گردان ب آنچه (اطاعت و فرمانبری که) دوست داری - بار خدایا مرا گرفتاریهائی است که آنها را یاد دارم، و گرفتاریهائی که فراموش کرده ام، و همه آنها جلو چشم تو است که بخواب نمیرود، و در علم تو است که فراموش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 210
نمینماید (تو بهمه آنها آگاهی و چیزی از آنها نزد تو پوشیده نیست) پس در برابر آن گرفتاریها بصاحبانش (کسانیکه در باره آنها بدی کرده و نمیتوانم رضایتشان را بدست آورم، یا بدی درباره آنها را فراموش کرده ام) عوض ده، و گرانی آنها را از من بیافکن، و سنگینیش را از من سبک گردان، و مرا نگاهدار از اینکه نزدیک مانند آنها روم (مانند آنها را بجا آورم) - بار خدایا برای من وفای بتوبه و بسر رساندن آن نیست جز بنگهداری تو، و خود داری از گناهان نیست جز بتوانائی تو، پس مرا (برای وفای بتوبه و خودداری از گناهان) بتوانائی بی نیاز کننده توانا گردان، و بنگهداری باز دارنده (از گناهان) همراهی فرما - بار خدایا هر بنده ای که بدرگاه تو، توبه نموده باز گردد و او در علم غیب نزد تو (علم پنهانیها که مختصّ بتو است، و اخبار انبیاء و ائمّه - علیهم السّلام - از مغیبات و پنهانیها بوحی و الهام از جانب تو است) توبه شکننده و بگناه و خطای خویش باز گردنده باشد، پس من بتو پناه میبرم از اینکه چنین (مانند او) باشم، پس این توبه مرا توبه ای قرار ده که پس از آن (هنگام تذکّر و یاد آوردن گناه) بتوبه ای نیازمند نباشم (از این جمله استفاده میشود که هنگام تذکّر گناه تجدید توبه واجب نیست) توبه ای که باعث نابودن شدن (گذشت) آنچه (گناهان) گذشته و سلامتی (از معاصی) در آنچه (از زندگی) باقی و مانده است باشد - بار خدایا من از جهل و نادانی خود (بپایان کار از کیفر درباره گناهان) بدرگاه تو عذر میخواهم، و بخشش بدی کردارم را درخواست مینمایم، پس از روی احسان مرا
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 211
بپناه رحمت و مهربانیت در آور، و بفضل و بخشش بپرده عافیتت (به از بین بردن ناپسندیها) مرا بپوشان (گناهانم را در دنیا و آخرت آشکار مفرما) - بار خدایا از اندیشه های دل و نگاههای زیر چشمی (مانند نگاه بحرام و اشاره بکسی تا باو بخندند یا ستم روا دارند) و گفتگوهای (بیجای) زبانم که مخالف خواسته (رضا و خوشنودی) تو یا بیرون از دوستی (پاداش دادن) تو باشد بسوی تو، توبه میکنم، توبه ای که با آن هر اندامی جداگانه از کیفرهای تو سالم ماند، و از قهرها و سختگیریهای دردناکت که بیدادگران میترسند آسوده باشد - بار خدایا بتنهائیم در برابر تو و طپیدن دلم از ترس تو و لرزه اندامم از هیبت و بزرگواری تو رحم فرما، زیرا - ای پروردگار من - گناهانم در درگاه تو مرا در جای رسوائی بر پا داشته پس اگر خاموش گردم کسی در باره ام سخن نمیگوید، و اگر شفیع و میانجی بطلبم (که مرا شفاعت کند بر اثر معصیت و نافرمانی) سزاوار شفاعت نیستم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 212
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و کرم خود را در گناهانم شفیع و میانجی گردان، و بعفو و گذشت خود گناهانم را ببخش، و مرا (در برابر آنها) بجز اینکه (از روی عدل) سزاوارم و آن عذاب تو است جزا مده (بلکه بفضل و کرمت با من رفتار فرما) و احسان خود را بر من بگستر، و مرا بپرده (عفو و گذشت) خویش بپوشان، و با من رفتار کن رفتار نیرومندی که بنده خواری پیش او زاری کرده و آن نیرومند باو مهربانی نمود، یا رفتار توانگری که بنده بی چیز نزد او رفته و آن توانگر او را بی نیاز کرده - بار خدایا (بر اثر بسیاری گناه و شرمندگی) از تو برای من پناه دهنده ای نیست پس باید قدرت و توانائیت مرا پناه دهد، و شفیعی (که درخواست گذشت از گناه کند) برای من بسوی تو نیست پس باید احسان تو مرا شفاعت نماید، و گناهانم مرا ترسانیده (نمیدانم در برابر عذاب و کیفر آنها چکنم) پس باید گذشتت مرا ایمن گرداند - پس (هر گاه چگونگی ام چنین است) آنچه گفتم از روی نادانی ببدی کردار و از روی فراموشی کار ناپسندیده ام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 213
که گذشته نیست، بلکه برای آنست که آسمان تو و هر که در آن است و زمین تو و هر که بر روی آنست پشیمانی را که بتو آشکار ساختم و توبه ای را که در آن بتو پناه بردم بشنوند - تا شاید برخی از آنان برحمت و مهربانیت بر بدی جایگاهم بمن رحم نماید، یا برای بدی حالم بر من رقّت و مهربانی کند، پس از جانب او دعا و درخواستی بمن رسد (برای من آمرزش بخواهد) که از دعای من نزد تو شنیدنی تر باشد (زودتر از دعای من روا گردد) یا از او شفاعتی بمن رسد که نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد که رهائی از خشم تو و رستگاریم بخوشنودیت بوسیله آن باشد - بار خدایا اگر پشیمانی بسوی تو توبه است پس من پشیمانترین پشیمانهایم، و اگر بجا نیاوردن گناه تو توبه و بازگشت (بسوی تو) است پس من نخستین توبه کنندگانم، و اگر درخواست آمرزش سبب ریختن گناهان است پس من بدرگاه تو از درخواست کنندگان آمرزشم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 214
بار خدایا چنانکه بتوبه فرمان دادی و پذیرفتن (آن) را ضمانت کردی و بر دعا ترغیب نمودی و وعده روا ساختن دادی، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و توبه ام را بپذیر، و مرا بنومیدی از رحمتت باز مگردان، زیرا تو بر گنهکاران آمرزنده ای، و بر خطاکاران توبه کنندگان مهربانی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 215
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، چنانکه ما را بسبب او (براه حق) راه نمودی، و بر محمّد و آل او درود فرست، چنانکه ما را بوسیله آن حضرت (از جهل و نادانی) رهانیدی، و بر محمّد و آل او درود فرست، درودی که ما را روز رستاخیز و روز نیازمندی بتو (از عذاب و کیفر جاوید) شفاعت نماید، زیرا تو بر هر چیز توانائی (قدیر هر چه را بخواهد انجام میدهد از این رو جز خدای تعالی باین صفت وصف نمیشود) و آن (درخواست من) بر تو آسان است. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 216

دعای سی و دوم از دعاهای امام علیه السّلام است برای خود پس از بجا آوردن نماز شب درباره اقرار بگناه

توجیه اعتراف معصومین علیهم السّلام بگناهان در شرح دعای دوازدهم بیان شده، و نماز شب در اخبار ائمّه طاهرین - علیهم السّلام - گاهی بر هشت رکعت «چهار دو رکعت» اطلاق میشود و گاهی بر یازده رکعت «آن هشت رکعت بعلاوه دو رکعت و یکرکعت» و گاهی بر سیزده رکعت «آن یازده رکعت بعلاوه دو رکعت فجر» بنا بر این احتمال میرود خواندن این دعاء پس از هشت رکعت و پس از یازده رکعت و پس از سیزده رکعت باشد، پس اگر کسی نذر کند این دعاء یا دعای دیگر را بعد از نماز شب بخواند و تعیین نموده که پس از هشت یا یازده یا سیزده رکعت باشد، بعد از هر یک آن را قرائت نماید ادای تکلیف نموده است، و مرحوم علامه بزرگوار سیّد علیخان در شرح صحیفه بیان کرده که شیخ طوسی «رحمه اللّه» در مصباح فرموده: شایسته است پس از انجام نماز شب و آن سیزده رکعت است بخوانی آنچه را که سیّد العابدین - علیه السّلام - میخوانده و آن از دعاهای صحیفه میباشد، و کفعمی «علیه الرّحمة» این دعاء را نقل کرده و پس از یازده رکعت بیان فرموده، و همه علماء فرموده اند: اوّل وقت نماز شب از نیمه شب است و هر چه به فجر دوّم «روشنائی و سفیدی صبح» نزدیک باشد بهتر است، و اگر فجر طالع و آشکار شد و نمازگزار چهار رکعت آن را بجا آورده نه رکعت دیگر را بطور اختصار یعنی تنها سوره حمد را بخواند و آن را بقصد ادا انجام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 217
دهد، و مشهور آنست که جائز است کسیکه عذر و بهانه ای داشته باشد آن را پیش از نیمه شب بجا آورد و لیکن قضای آن «بجا آوردن بعد از نماز صبح» از خواندن پیش از نیمه شب بهتر است):
بار خدایا ای دارای پادشاهی ای که (پادشاهی تو) همیشه جاودان است (زیرا پادشاهی تو) همیشه جاودان است (زیرا پادشاهی او بعلم و قدرتش بر ممکنات آنها را آفریده یا نیافریده باشد که یکسان است) - و ای دارای سلطنت و توانائی که بی لشگرها و پشتیبانیها خود بتنهائی قویّ و توانا است (زیرا نیازمند بودن با لشگر و پشتیبان از لوازم عجز و ناتوانی است و آن از صفات آفریده شده گان است) - و ای دارای عزّت و چیرگی و رفعت و بزرگواری که با گردش روزگارها و سپری شدن سالها و گذشتن زمانها و روزها باقی و پاینده است (نابود نمیشود، زیرا غایت و پایانی از زمان برای او نمیباشد تا ب آن منتهی گردد چون آفریننده زمان و زمانیّات است) - سلطنت تو چنان غالب است که حدّ و مرزی برای آن باوّل بودن و منتهی و پایانی برای آن ب آخر بودن نمیباشد (اوّلی برای آن نیست که آن آغاز باشد و نه آخری که ب آن پایان پذیرد) - و پادشاهی تو چنان بلند پایه است که همه چیز پیش از رسیدن بپایان آن (که پایانی برای آن نیست) فرو مانده (نتوانسته آن را درک نماید) - و منتهای وصف وصف کنندگان بپائین ترین مرتبه ای از رفعت و بزرگواری که بخود اختصاص داده ای نمیرسد (نتوانسته اند او را بوصفی که لائق و سزاوار او است وصف نمایند، و پائین تر و بالاتر مرتبه از رفعت و بزرگواری حقّتعالی نسبت بنظر مخلوقین و تعقّل ایشان است و گر نه بزرگواری او عبارت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 218
از کمال قدرت او است و در آن تفاوت نیست) - اوصاف در باره تو گمراه شده، و صفتها نزد تو از هم گسیخته، و اندیشه های باریک در بزرگواریت سرگردان گشته اند (صفات ب آنچه لائق و سزاوار مراتب کمال او است راه نیافته، زیرا راه یافتن ب آن وابسته بتعقّل و درک آنها است و آن ممکن نیست) - همچنین (با آن اوصاف) توئی خدائیکه در اوّلیّت (ازلی و همیشه بودن) خود اوّلی (بر همه سابق و مسبوق بدیگری نیستی) و همچنین تو همیشه ای که جاودانی - و من بنده ای هستم که کردارش (کار نیک یا خلوص و پاکیزه گیش) اندک و آرزویش بزرگ است، وسائل پیوندها (طاعات و فرمانبریها که وسائل رسیدن بسعادت و نیکبختی هر دو سرا است بر اثر معصیت و نا فرمانی) از دست من بیرون رفته جز آنچه رحمت تو آن را پیوسته (زیرا رحمت تو از کسی فوت نمیشود اگر چه گناهکار باشد) و رشته های آرزوها از من بریده شده جز عفو و گذشت تو که من ب آن دست آویخته ام - طاعت و فرمانبری از تو که آن را بشمار آورم کم و معصیت و نافرمانی از تو که ب آن اقرار کنم بسیار دارم، و عفو از بنده ات بر تو هرگز دشوار نیست اگر چه بد کرده باشد، پس مرا ببخش -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 219
بار خدایا دانائی تو بر کارهای نهانی آگاه، و هر پوشیده ای پیش آگاهیت آشکار است، و کارهای اندک از نظر تو پنهان نیست، و رازهای نهانی از تو پوشیده نمیباشد (اشاره باحاطه علم او بجزئیّات و بهمه اشیاء پیش از آفرینش آنها) - و بر من غلبه نموده و دست یافته دشمن تو (شیطان) که برای گمراه شدنم از تو مهلت خواسته و تو او را مهلت دادی، و برای گمراه کردنم از تو تا روز جزاء (قیامت) مهلت طلبیده و تو مهلتش دادی (اشاره بقول خدای تعالی «س 7 ی 14):قالَ انْظِرْنی الی یَوْمِ یُبْعَثُونَ «ی 15) قالَ انَّکَ مِنَ الْمُنْظَرینَ 7: 14 - 15یعنی شیطان گفت:
مرا تا روزی که مردگان را برانگیخته شوند مهلت ده، خداوند فرمود: تو از مهلت داده شدگانی) - پس در حالیکه از گناهان خرد هلاک کننده و از کارهای (گناهان) بزرگ تباه سازنده بسوی تو میگریختم (رو می آوردم و از گناهان دوری میگزیدم) مرا بزمین زد (از رو آوردن بتو و دوری گزیدن از گناهان جلوگیری نمود) تا چون بنا فرمانی تو نزدیک (گنه کار) شدم، و ببدی کردارم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 220
خشم (دوری از رحمت) تو را سزاوار گشتم عنان حیله و فریب خود را از من برتافت (بکار نبرد، چون مقصود او گمراه ساختن من بود) و با سخن کفر با من روبرو شد و از من بیزاری جست و پشت بمن کرده برفت (اشاره بفرمایش خدایتعالی «س 59 ی 16):اذْ قالَ لِلانْسانِ اکْفُرْ فَلَمَّا کَفَرَ قالَ انّی بَری ءٌ مِنْکَ 59: 16یعنی آنگاه که شیطان بانسان گفت کافر شو پس چون «بخدای تعالی» کافر گشت گوید:
من از تو بیزارم) پس مرا در بیابان گمراهی برای خشم تو تنها گذاشت و بدرگاه انتقام و کیفر تو رانده شده (از رحمتت) در آورد - در حالیکه نه شفیعی است که نزد تو از من شفاعت نماید، و نه زینهار دهنده ای که مرا در برابر تو ایمن گرداند، و نه جای محکم و استواری است مرا که از تو جلوگیری کند، و نه پناهگاهی است که از تو ب آن پناه برم - پس این (جای من) جای پناه آورنده بتو و جای اقرار کننده (بگناه خویش) برای تو است، پس باید احسان تو از من تنگی نکند، و عفوت از من کوتاهی ننماید، و من بی بهره ترین بندگان توبه کنندگان تو و نومیدترین گروهی که نزد تو آیند و امیدوارند نباشم، و مرا بیامرز، زیرا تو بهترین آمرزندگانی (چون آمرزش او برای سود بدست آوردن یا جلوگیری از زیان نیست، بلکه تنها از روی فضل و کرم و بزرگواری است) - بار خدایا تو مرا (بکار نیک) فرمان دادی (فرمانت را) بجا نیاوردم، و مرا (از کار زشت) نهی کرده باز داشتی من (آن را) بجا آوردم، و اندیشه بد خطاء و نادرستی را برای من آراست پس
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 221
(در انجام فرمانت) تقصیر و کوتاهی کردم - و روزی را بروزه داشتنم گواه نمیگیرم (روزی را روزه را روزه پسندیده نگرفته ام تا آن را گواه خود گردانم) و از شبی بسبب شب زنده داشتنم پناه نمیطلبم (شبی برای عبادتی که پذیرفته شده باشد بیدار نبوده تا ب آن پناه برم) و مستحبّی (آنچه در شرع بجا آوردن آن رجحان و برتری داشته و گناهی در بجا نیاوردن آن نیست) بر اثر بجا آوردن آن مرا ثناء نگفته نمیستاید جز واجبات تو که هر که آن را ضائع کرده و بجا نیاورده هلاک گشته بکیفر خواهد رسید - و من بسبب شرافت و برتری مستحبّی بسوی تو توسّل نمیجویم با اینکه از بسیاری از شرائط واجبات تو غافل بوده آنها را بجا نیاورده ام، و از مواضع احکام تو تجاوز کرده پرده های نواهی تو را دریده (آنها را مرتکب شده) ام، و گناهان بزرگی را بجا آورده ام که سلامت داشتن (عفو و گذشت) تو از رسوائیهای آنها برای من پرده و پوششی است - و این (جای من) جای کسی است که در باره نفس خویش (بر اثر نافرمانی) از تو شرمنده گشته، و بر نفس خود خشم نموده، و از تو (بر اثر رحمت و مهربانیت) خوشنود گردیده، پس با تنی فروتن و گردنی افتاده و پشتی از گناهان گرانبار پیش تو آمده در حالیکه میان امید به (عفو) تو و ترس از (عذاب) تو بپا ایستاده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 222
و توئی سزاوارتر کسیکه باو امید داشته، و شایسته تر کسی که از او بترسد و بپرهیزد، پس ای پروردگارم آنچه را امیدوارم بر من ببخش، و از آنچه میترسم ایمنم گردان، و سود رحمت خود را بمن احسان فرما، زیرا تو کریم و بخشنده ترین کسانی هستی که از آنها درخواست مینمایند - بار خدایا چون (گناهان) مرا بعفو و گذشت و احسان و نیکی خود در سرای نیستی (دنیا) در حضور نظائر و مانندها (ی من) پوشاندی (رسوایم نکردی) پس از رسوائیهای سرای هستی (آخرت) در جایگاههای حاضرین از فرشتگان ارجمند و پیغمبران گرامی و آنانکه در راه خدا کشته شده اند و نیکوکاران پناهم ده از همسایه ای که بدیهایم را از او پنهان مینمودم، و از خویشاوندی که در کارهای پنهانی خود از او شرم میداشتم - پروردگارا من بایشان (همسایه و خویشاوند) در راز پوشی بر من اعتماد ننمودم، و بتو ای پروردگارم در آمرزش برای خود اعتماد نمودم، و توئی سزاوارتر کسیکه باو اعتماد گردد، و بخشنده تر کسیکه باو رو آورده شود، و مهربانتر کسیکه از او مهربانی خواسته شود، پس بمن رحم فرما -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 223
بار خدایا و تو مرا آبی پست و خوار از صلبی (پشت پدر) که استخوان هایش درهم رفته راههایش تنگ است برحم تنگ (بچه دان مادر) که آن را بپرده ها (آنچه در درون تن او است) پوشانده ای پائین آوردی (اشاره بقول خدای تعالی «س 32 ی 7):الَّذی احْسَنَ کُلَّ شَئٍ خَلَقَهُ، وَ بَدَا خَلْقَ الانْسانِ مِنْ طینٍ «ی 8) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ 32: 7 - 8یعنی آن خدائیکه هر چه را آفرید بیاراسته و نیکو گردانید، و آفرینش انسان «حضرت آدم علیه السّلام» را از گل آغاز نمود، آنگاه فرزندان او را از خلاصه آب پست و خوار «نطفه» بیافرید) در حالی که مرا از حالی بحالی دیگر میگرداندی تا اینکه بشکل کامل رساندی، و اندام را در (تن) من ثابت و پا بر جا گردانیدی، چنانکه در کتاب خود (قرآن مجید) وصف فرمودی: (نخست) منیّ پس از آن خون بسته شده و آنگاه پاره گوشتی سپس استخوان آفریدی بعد از آن استخوان ها را بگوشت پوشاندی سپس مرا چنانکه خواستی آفریده دیگری بیافریدی (اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 23 ی 12):وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانْسانَ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ طینٍ «ی 13) ثُمَّ جَعَلْناهُ نُطْفَةً فی قَرارٍ مَکینٍ «ی 14) ثُمَّ خَلَقْنَا النُّطْفَةَ عَلَقَةً فَخَلَقْنَا الْعَلَقَةَ مُضْغَةً فَخَلَقْنَا الْمُضْغَةَ عِظاما فَکَسَوْنَا الْعِظامَ لَحْما، ثُمَّ انْشَاناهُ خَلْقًا اخَرَ، فَتَبارَکَ اللَّهُ احْسَنُ الْخالِقینَ 23: 12 - 14یعنی انسان «حضرت آدم «علیه السّلام» را از گل پاکیزه آفریدیم آنگاه فرزندان او را منیّ و در جای استوار قرار دادیم سپس منیّ را پاره خون بسته شده پس از آن خون بسته شده را پاره گوشتی آفریدیم بعد از آن پاره گوشت را استخوان آفریدیم پس از آن استخوان را بگوشت پوشاندیم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 224
و آنگاه او را آفرینش دیگری آفریدیم «جانش دادیم» پس منزّه و پاک «از نقائص» است خدائیکه نیکوترین نگارندگان است) - تا چون بروزی تو نیازمند شدم، و از فریادرسی احسان تو بی نیاز نبودم، از زیادی خوردنی و آشامیدنی کنیزت (مادرم) که مرا در اندرون او جای دادی، و در ته بچّه دانش سپردی خوراک برایم قرار دادی - و اگر مرا - ای پروردگارم - در آن احوال بتوانائی خود وامیگذاشتی، و بنیرویم ناچار میگرداندی هر آینه قدرت از من بر کنار و توانائی از من دور بود - پس مرا باحسان خود مانند مهربان درستکار دانائی غذاء و خوراک دادی، آن مهربانیها را از روی احسان تا این پایه که هستم در باره من بجا می آوری، مهربانیت را گم نمیکنم، و نیکی احسانت در باره ام کندی نمینماید، و با این مهربانیها (در باره روزی دادن تو مرا) اعتمادم (بروزی دادن تو) استوار نیست تا برای آنچه (طاعت و بندگی) که برای من نزد تو بهره دهنده تر است کوشش نمایم - (و استوار نبودن اعتمادم بتو برای آنست که) شیطان مهار مرا در بدگمانی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 225
و سستی یقین و باور بدست گرفته است، از این رو من از بد همسایگی او برای خود و پیروی نفسم از او گله میکنم، و از تسلّط و توانائی او (بر من) بتو پناه برده حفظ و نگهداری میطلبم، و در برگرداندن مکر و فریب او از خویشتن بسوی تو زاری مینمایم - و از تو درخواست میکنم که برای (بدست آوردن) روزیم راهی آسان فراهم نمائی، پس تو را است سپاس بر آنکه نعمتهای بزرگ را آغاز نمودی و سپاس بر نیکی کردن و نعمت دادنت را الهام کرده در دل انداختی، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و روزیم را بر من آسان گردان، و اینکه مرا باندازه ای که برایم تعیین فرموده ای قانع و خشنود نمائی، و ببهره ام در آنچه (روزی) که بهره من گردانیده ای خوشنودم فرمائی، و آنچه از تن و عمرم بکار رفته در راه طاعت و فرمانبرداریت قرار دهی (بحساب آوری، و این از راه تبدیل سیّئات و بدیها بحسنات و نیکیها است، چنانکه در قرآن شریف «س 25 ی 70) میفرماید:الا مَنْ تابَ وَ امَنَ وَ عَمِلَ عَمَلا صالِحًا، فَاولئِکَ یُبَدِّلُ اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ، وَ کانَ اللَّهُ غَفُورا رَحیمًا 25: 70یعنی جز کسانیکه توبه کنند و ایمان آورند و کار شایسته بجا آورند، پس خداوند بدیهای آنها را به نیکیها تبدیل گرداند که خدا آمرزنده مهربان است) زیرا تو بهترین روزی دهندگانی (برای آنکه آفریننده روزیها توئی، و آنها را بی عوض میبخشی) - بار خدایا من بتو پناه میبرم از آتشی که ب آن بر هر که تو را نافرمانی کرد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 226
سخت گرفته ای، و ب آن هر که را از رضا و خشنودی تو دوری گزید وعده عذاب داده ای، و از آتشی که روشنی آن (بر اثر بسیاری درجه حرارت) تاریکی است، و آسان (اندک) آن دردناک، و دورش نزدیکست (از دور هم میسوزاند) و از آتشی که پاره ای از آن پاره دیگر را میخورد، و برخی از آن بر برخی حمله و یورش می آورد (رویهم میغلطد) - و از آتشی که استخوان ها را میپوساند، و بساکنین خود آب جوش میدهد که بیاشامند، و از آتشی که بهر که بسوی آن زاری کند مهربانی نمینماید، و بکسیکه از آن مهربانی طلبد رحم نمیکند، و بر سبک کردن از کسیکه برایش فروتنی نماید و آن را فرمانبردار شود توانا نیست، ساکنین خود را با گرمترین عذاب و کیفر دردناک و گرفتاری سخت دیدار میکند - و بتو پناه میبرم از کژدمهای آن که دهنهاشان گشوده اند، و از مارهای آن که با نیشهاشان میزنند، و از آشامیدن آن که روده ها و دلهای ساکنینش را پاره مینماید، و دل هاشان را میکند، و از تو راه میجویم (توفیق میخواهم) برای آنچه (طاعت و بندگی که مرا) از آن آتش دور سازد و پس گرداند - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 227
و مرا ببسیاری رحمت و مهربانی خود از آتش پناه ده، و بنیکوئی گذشت خویش از لغزشهایم در گذر، و مرا خوار مگردان، ای بهترین پناه دهندگان - بار خدایا تو (ما را) از مصیبت و سختی نگاه میداری، و نیکی میبخشی، و آنچه بخواهی انجام میدهی، و تو بر هر چیز توانائی - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، هنگامیکه نیکان یاد شوند، و بر محمّد و آل او درود فرست، مدّتی که شب و روز در پی هم در آیند، درودی که دنباله اش بریده نشود (همیشه باشد) و شماره اش بشمار در نیاید، درودی که هواء (میان آسمان و زمین) را فرا گیرد، و آسمان و زمین را پر کند، - خدا بر او درود فرستد تا آنجا که خوشنود گردد، و خدا بر او و آل او پس از خوشنود شدن درود فرستد، درودی که آخر و پایانی برای آن نیست، ای بخشنده ترین بخشندگان. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 228

دعای سی و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است در استخاره و درخواست خیر و نیکی

(در کارها از خدای تعالی، استخاره نزد سنّی و شیعه مستحبّ و اخبار بسیار در باره آن رسیده است، از آن جمله حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: دو رکعت نماز بجا آور و از خدا طلب خیر کن، سوگند بخدا مسلمانیکه از خدا طلب خیر کند قطعا خدا برای او خیر و نیکی قرار میدهد، و هم از آن حضرت - علیه السّلام - رسیده: خدای عزّ و جلّ فرموده: از شقاوت و بد بختی بنده من است که کارها را انجام دهد و از من درخواست خیر ننماید، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده: هر گاه استخاره نمودم باکی ندارم که «کار من» بهر یک از دو طرف واقع شود «چون اگر بطرف خیر هم واقع نگردد قطعا در پایان کار خیر خواهد بود» و پدرم استخاره را بمن می آموخت، چنانکه سوره ای از قرآن را می آموخت، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده:
هر که در کاری بی استخاره وارد شود و سپس گرفتار گردد اجر و پاداشی نخواهد برد، و حضرت امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: هنگامیکه پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - مرا والی و حاکم یمن گردانید، در حالیکه بمن وصیّت و سفارش مینمود فرمود: یا علی کسیکه استخاره کند سرگردان نمیشود، و کسیکه مشورت نماید پشیمان نگردد. شیخ مفید - علیه الرّحمة - فرموده:
شایسته نیست کسیکه از خدای تعالی استخاره مینماید در چیزی باشد که او را از آن نهی کرده یا در بجا آوردن واجبی باشد، استخاره در امر مباح و چیزی است که روا باشد مانند رفتن بیکی از دو مجلس
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 229
که جمع بین هر دو ممکن نباشد. از جمله آداب کسیکه استخاره میکند آنست که ظاهر و باطن یعنی آشکار و نهان او پاک و پاکیزه باشد: ظاهر او از بول و غایط و جنابت، و باطن او از شکّ و دو دلی حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پدرم هر گاه در کاری میخواست استخاره کند وضو میگرفت و دو رکعت نماز میخواند، و اگر خادمه ای با آن حضرت سخن میگفت آن بزرگوار میفرمود: سبحان اللَّه و تکلّم نمیفرمود تا اینکه فراغت میافت. استخاره چهار جور است: نخست استخاره بدعاء، جابر ابن عبد اللّه گفته: رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - استخاره را بما می آموخت چنانکه سوره ای از قرآن را می آموخت، و میفرمود: هرگاه یکی از شما قصد کاری کند دو رکعت نماز غیر از نماز واجب بجا آورد و سپس بگوید: اللّهمّ انّی استخیرک بعلمک، و استقدرک بقدرک، و اسالک من فضلک العظیم، فانّک تقدر و لا اقدر، و تعلم و لا اعلم، و أنت علام الغیوب، اللّهمّ ان کنت تعلم هذا الامر و تسمیّه خیرا لی فی دینی و معاشی و عاقبة امری فاقدره لی، و یسّره لی، و بارک لی فیه، و ان کنت تعلم انّه شرّ لی فی دینی و معاشی و عاقبة امری فاصرفه عنّی، و اصرفنی عنه، و اقدر لی الخیر حیث ما کان، و رضّنی به یعنی بار خدایا من از تو بدانائیت خیر و نیکی درخواست میکنم، و بتوانائیت میخواهم که خیر را بهره من گردانی، و احسان بزرگ تو را میطلبم، زیرا تو توانائی و من توانا نیستم، و تو میدانی و من نمیدانم، و تو بنهانیها دانائی، بار خدایا اگر میدانی و نامیده ای این کار را در دین و زندگی و پایان کارم برای من خیر و نیکی است پس آن را برایم مقدّر و آسان و مبارک و نیکو گردان، و اگر میدانی آن در کیش و زندگی و پایان کارم برای من شرّ و بدی است پس آن را از من و مرا از آن دور فرما، و آنچه که خیر من است برایم مقدّر کن و مرا ب آن خوشنود نما. دوّم استخاره بمصحف «قرآن کریم» حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه خواستی از کتاب عزیز «قرآن مجید» استخاره کنی پس از بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ بگو: اللّهم إن کان فی قضائِکَ و قَدَرِکَ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 230
ان تمنّ علی شیعة ال محمّد صلّی اللّه علیه و آله بفرج ولیّک و حجّتک علی خلقک فاخرج إلینا آیة من کتابک نستدلّ بها علی ذلک یعنی بار خدایا اگر در قضاء و قدر تو است که بر پیروان آل محمّد صلّی اللّه علیه و آله بفرج و گشایش ولیّ خود «امام زمان» و حجّت تو بر خلقت، منّت گزارده خیر و نیکی بخشی پس آیه ای از کتاب خود برای ما بیرون آور که آن را بر منّت نهادن تو دلیل آوریم. پس از آن قرآن را میگشائی و شش ورق میشماری و از ورق هفتم شش سطر و آنچه را در آن است میاندیشی. سوّم استخاره به رقاع «تکّه کاغذهائیکه روی آنها مینویسند» در کافی است: از یکی از ائمّه - علیهم السّلام - رسیده که آن حضرت بیکی از اصحاب خود که پرسید از کاریکه میخواهد انجام دهد و کسی را نمییابد که مشورت نماید چه کند فرمود: از پروردگارت مشورت کن، گفت چگونه مشورت کنم؟ فرمود: حاجت و خواسته خود را قصد کن پس دو رقعه در یکی لا «نه» و در یکی نعم «آری» بنویس و آنها را در دو گلوله از گل نهاده سپس دو رکعت نماز بجا آور و زیر دامنت بگذار و بگو: یا اللّه انّی اشاورک فی امری هذا و أنت خیر مستشار و مشیر، فاشر علیّ بما فیه صلاح و حسن عاقبة یعنی خدایا من در این کار خود از تو مشورت میکنم و تو بهتر کسی هستی که از او مشورت و کنکاش میشود و بهتر راهنمائی پس مرا ب آنچه که در آن شایستگی و پایان نیکو است راهنمائی نما. پس دستت را زیر دامنت ببر «و یکی را بردار» اگر در آن نعم بود بجا آور، و اگر لا بود بجا نیاور، اینچنین با پروردگارت مشورت میکنی. چهارم استخاره به سبحه «مهره هائی که بیک رشته پیوسته و ب آنها تسبیح شمارند» حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده:
سوره حمد یکبار و سوره اخلاص «قُلْ هُوَ اللَّهُ احَدٌ» سه بار میخوانی و بر محمّد و آل او پانزده بار درود میفرستی «میگوئی: اللّهم صلّ علی محمّد و آله» سپس میگوئی:
اللّهمّ انّی اسالک بحقّ الحسین و جدّه و أبیه و امّه و اخیه و الائمّة
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 231
من ذرّیّته ان تصلّی علی محمّد و آل محمد و ان تجعل لی الخیرة فی هذه السّبحة و ان ترانی ما هو الاصلح لی فی الدّین و الدّنیا، اللّهمّ ان کان الاصلح لی فی دینی و دنیای و عاجل امری و اجله فعل ما انا عازم علیه فامرنی و الا فانهنی انّک علی کلّ شی ء قدیر یعنی بار خدایا بحقّ و سزاواری حسین و پدر مادری و پدر و مادر و برادر و پیشوایان از فرزندان او من از تو میخواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و برای من در این سبحه خیر و نیکی قرار دهی و آنچه را که در دین و دنیا برای من شایسته تر است به بینی «مقدّر فرمائی» بار خدایا اگر کاری را که تصمیم دارم در دین و دنیایم و هم اکنون پس از این برای من شایسته تر است مرا ب آن امر کن و اگر نه پس نهی فرما، زیرا تو بر هر چیز توانائی. سپس یک قبضه «مشت» از سبحه میگیری و میشماری و میگوئی: سُبحانَ اللَّهِ وَ الْحُمْدُ لِلَّهِ، وَ لا الهَ الا اللَّهُ، تا آخر قبضه پس اگر دانه آخر سُبحانَ اللَّهِ بود در بجا آوردن و بجا نیاوردن اختیار داری، و اگر الْحُمْدُ لِلَّهِ، بود آن امر است «بجا آور» و اگر لا الهَ الا اللَّهُ، بود آن نهی است «بجا نیاور)»: بار خدایا من بدانائیت (بخیر و شرّم) از تو خیر و نیکی درخواست مینمایم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و خیر و نیکی را برایم مقدّر فرما - و شناسائی اختیار و برگزیدن را بما الهام نما
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 232
(ما را بحکمت و مصلحت آنچه در باره ما اختیار کرده ای آشنا ساز) و آن را وسیله خوشنودی ب آنچه برای ما مقدّر کرده ای و وسیله سر فرود آوردن ب آنچه حکم نموده ای قرار ده، و نگرانی شکّ و دو دلی را از ما دور کن، و ما را بیقین و باور اخلاص دارندگان (آنانکه از روی حقیقت عبادت و بندگی کرده و هیچگاه بتو شریک نیاورده و برضای تو تن داده اند) تأیید و کمک فرما - و ما را بناتوانی شناسائی آنچه اختیار کرده ای گرفتار مفرما (ما را بخود وا مگذار که از آنچه اختیار نموده ای باز مانیم) تا تقدیر تو را (آنچه مقدّر کرده ای، یا عظمت و بزرگیت را) سبک شماریم، و جای رضا و خوشنودیت را ناپسندیده دانیم، و براهی که از نیکی انجام و پایان کار دورتر و بخلاف عافیت و رهائی یافتن (از بدی) نزدیکتر است برگردیم - آنچه را از تقدیر تو که نمی پسندیم پیش ما محبوب گردان، و آنچه را از قضای تو که دشوار میداریم بر ما آسان فرما - و فرمانبری برای مشیّت و خواسته ات را که بر ما وارد نموده ای بما الهام گردان تا پس انداختن آنچه را جلو انداخته ای و جلو انداختن آنچه را پس انداخته ای دوست نداشته باشیم، و آنچه را دوست داری (خواسته ای) ناپسند نشماریم، و آنچه را ناپسند داری برنگزینیم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 233
و کار ما را براهی که پایانش پسندیده تر و مرجع و بازگشتش گرامیتر است بپایان رسان، زیرا تو چیز نیکو عطا میکنی، و نعمت بزرگ میبخشی، و آنچه میخواهی بجا می آوری، و تو بهر چیز توانائی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 234