فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و نهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه روزی بر آن حضرت تنگ میشد

خداوند سبحان پیغمبران و دوستان و بندگان شایسته خود را بتنگ روزی گرفتار مینماید برای حکم و مصالحی که از جمله آنها آنست که پاداش ایشان بر صبر و شکیبائی و قناعت و خوشنودی بقسمت و بهره خود بزرگ و بسیار گردد، زیرا هر چند محنت و گرفتاری سختتر باشد پاداش آن بیشتر است، و از جمله آنها آزمایش گردنکشان و دوستداران دنیا است، زیرا اگر خداوند تعالی در روزی انبیاء و اولیای خود توسعه و گشایش میداد گردنکشان و دوستداران دنیا زودتر از آنها اطاعت و پیروی مینمودند و آزمایش نمیشدند، و از جمله آنها آزمایش انبیاء و اولیاء است بگردنکشان و آنان که ایشان را تکذیب مینمودند، زیرا اگر در روزی ایشان توسعه داده میشد آزمایششان بصبر بر آزار تکذیب کنندگان بر اثر فقر و بی چیزی ساقط میگشت، و از جمله آنها برگزیدن خداوند سبحان است ایشان را بر اثر دعاء و تضرّع و زاری بحضور در درگاه مقدّس خود، چنانکه امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: خداوند بنده را گرفتار مینماید و دوست دارد که تضرّع و زاریش را بشنود، و از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - روایت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 197
شده که فرموده: پروردگارم بمن نمایاند که مسیل وسیع مکّه را برایم طلا کند، گفتم: پروردگارا نمیخواهم بلکه میخواهم روزی سیر باشم و روزی گرسنه، زیرا چون گرسنه باشم بسوی تو زاری نموده و تو را یاد مینمایم، و چون سیر باشم سپاس تو را بجا می آورم):
بار خدایا تو ما را در روزیهامان ببدگمانی (باور نداشتن باینکه روزیها از جانب خداوند سبحان است که نتیجه آن یأس و نومیدی از رحمت او است که آن را از گناهان بزرگ شمرده اند چنانکه امید برحمت او را از بزرگترین اعمال دانسته اند) و در مدّت عمرهامان ب آرزوی دراز (توقّع و چشمداشت بطول عمر یا بتأخیر افتادن پایان آن) آزمایش نموده ای (آزمایش خداوند متعال رفتار او است با بندگان مانند کسیکه دیگری را آزمایش مینماید تا حقیقت کار را بدست آورد، زیرا او جلّ شأنه ب آشکار و نهان دانا است) تا اینکه روزیهای تو را از روزی خواران (که تو ایشان را روزی میدهی و از تو میخواهند) طلب کردیم، و بسبب آرزوهامان در عمرهای آنانکه عمر دراز نمودند (مانند حضرت لقمان - علیه السّلام - که گفته اند: سه هزار و پانصد سال عمر نموده و حضرت نوح - علیه السّلام - که هزار و پنجاه یا هزار و چهار صد سال در این دنیا زیسته، و سلمان - علیه السّلام - که سیصد و پنجاه سال یا بیشتر زندگانی کرده) طمع و آز نمودیم (ب آرزوهای دراز طمع کردیم که همچون عمرهای آنها عمر نمائیم و این باعث شد که در طلب روزی و گرد آوردن آن کوشش نمائیم) - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را یقین و باور راستی (یقینی که راسخ و استوار در دل است) ببخش که بوسیله آن از دشواری درخواست (از غیر تو) برهانیمان، و اطمینان خالص و پاک (از روآوردن بغیر تو) در دل ما افکن که ب آن از سختی رنج (در طلب روزی) نگاهداریمان (هر گاه انسان بخدا و یگانگی و علم و قدرت و حکمت او یقین داشته باشد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 198
میداند که کسیکه چنین است برساندن روزی او تواناست پس باسباب و وسائط دل نبسته از رنج روزی آسوده است، و همچنین کسیکه در همه کارها بخدا اطمینان خالص داشته باشد بحول و قوّه و توفیق و اعانت و یاری او اعتماد دارد نه بقدرت و علم خود و نه باسباب و وسائط، و معنی توکل و اعتماد بخدا همین است، و تمسّک باسباب منافات با توکّل بخدا ندارد، زیرا معنی توکل چشم پوشیدن از اسباب نیست بلکه اعتماد نداشتن ب آن است پس اگر کسی روزی بطلبد خداوند او را از اسباب مشروعه مانند تجارت و زراعت روزی میدهد ولی اعتماد تاجر و زارع بعمل خودشان نیست بلکه اعتمادشان بخدا است و باینکه رزق و روزی با خداست اگر بخواهد روزی تاجر و زارع را از تجارت و زراعت میدهد و اگر بخواهد از غیر این دو راه میرساند پس تمسّک بتجارت و زراعت از حدّ و مرز توکل و اعتماد بخدا بیرون نمیباشد، خلاصه قلب مؤمن با توکّل متوجّه بخدای تعالی است و توجّه او باسباب و وسائط از روی آنست که جهان عالم اسباب است و خداوند متعال نخواسته که کارهای بی اسباب انجام گیرد) - و وعده و نویدی را که در وحی خود (آنچه به پیغمبرت فرستاده ای) تصریح و بیان کرده ای و در کتاب خویش (قرآن کریم) بدنبالش قسم و سوگند خود را آورده ای وسیله جدا ساختن کوشش ما و مشغول شدن بروزی که تو آن را تکفّل و ضمانت نموده ای قرار ده - پس گفته ای و گفتار تو حقّ و درست و راستترین (گفته ها) است (که دروغ در آن راه ندارد) و قسم یاد کرده ای و قسم تو (از هر قسمی) راستتر وفاء کننده تر است (س 51 ی 22):وَ فی السَّماءِ رِزقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ 51: 22یعنی (اسباب)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 199
روزی شما و آنچه ب آن وعده داده میشوید (بهشت، دوزخ، پاداش و کیفر) در آسمان است - آنگاه فرموده ای (ی 23)فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْارْضِ انَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما انَّکُمْ تَنْطِقُونَ 51: 23یعنی پس بپروردگار آسمان و زمین سوگند که هر آینه آن حقّ و درست است مانند آنکه شما سخن میگوئید (چنانکه شک ندارید در اینکه سخن میگوئید باید شکّ نداشته باشید در اینکه روزی شما در آسمان است، و این مانند آنست که مردم بیکدیگر میگویند: این مطلب حقّ و درست است چنانکه می بینی و میشنوی). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 200

دعای سی ام از دعاهای امام علیه السّلام است در کمک خواستن (از خدای تعالی) بر پرداختن وام

(رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: دردی جز درد چشم و اندوهی جز اندوه قرض و وام نیست، و هم آن حضرت - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: دین حلقه خدا است در زمین، چون بخواهد بنده ای را خوار گرداند آن را در گردن او میاندازد، و حضرت صادق علیه السّلام فرموده: از تسلّط و چیرگی دین و از غلبه ستمگران و از زنان بی شوهریکه کسی باو رغبت ننماید «بخدای تعالی» پناه برید، و حضرت باقر - علیه السّلام - فرموده:
کشته شدن در راه خدا هر گناهی را میپوشاند جز دین که آن را پوشاننده ای جز اداء و پرداختن آن نیست، یا آنکه صاحب «وارث و ولیّ» او آن را اداء نماید یا بستانکار بوامدار ببخشد، و حضرت - امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: بر حذر باشید و بپرهیزید از وام گرفتن، زیرا وام در روز شرمندگی و خواری است و در شب غم و اندوه و در دنیا و آخرت اداء است «باید آن را پرداخت». و از این رو است که علماء و مجتهدین «رحمهم اللّه» فرموده اند:
وام گرفتن در هنگام نیازمند نبودن مکروه و ناپسند است، و برخی فرموده اند: حرام میباشد، و گفته اند: هر گاه کسی را داشته باشد که آن را اداء نماید، یا مال و دارائی که از آن مال آن را اداء نمایند جائز و رواست اگر چه بهتر وام نگرفتن و درخواست از خدای تعالی است، بله هر گاه حاجت ب آن داشته باشد کراهت تخفیف مییابد و اگر بسیار نیازمند باشد کراهت از بین میرود و اگر خوف تلف داشته باشد و راهی جز وام گرفتن ندارد واجب است که وام بستاند
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 201
و بر او واجب است که نیّت و قصد اداء و پرداختن آن را داشته باشد، چون حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر که وام بستاند و اداء آن را قصد نکند بمنزله دزد است، و هم آن حضرت فرموده: هر که بر او دینی باشد و ادای آن را نیّت نماید از جانب خدا دو نگهبان با او همراهند که او را بر اداء امانت و سپرده او یاری مینماید، پس هر گاه در نیّت ادای او کوتاهی روی دهد آن دو نگهبان از یاری کردن باندازه کوتاهی نیّت او کوتاهی خواهند نمود. و گفته اند واجب است که وامدار بادای دین بشتابد و با رسیدن مدّت و توانائی داشتن پرداخت و مطالبه بستانکار تأخیر انداختن جائز نیست، پس اگر در این هنگام تأخیر انداخت بر حاکم شرع واجب است که او را حبس نموده بزندان برد، زیرا حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: که علیّ علیه السّلام وامداری را که مال بستانکارها را تباه مینمود حبس میکرد و مالش را بین آنها هر کس را نسبت بحصّه و بهره اش قسمت مینمود، و پدرم مالش را میفروخت و بین ایشان قسمت میکرد.
بنابر این اگر وامداری اصرار بر تباه کردن مال بستانکار داشته باشد فاسق و گناهکار است و شهادت او پذیرفته نیست و نمازش در اوّل وقت بلکه در ضیق وقت صحیح و درست نیست، و واجبی از واجبات موسّعه در اوّل وقت که با ادای دین منافات داشته باشد صحیح نمیباشد، و همچنین سائر حقوق واجبه مانند زکوة و خمس هر چند حاکم شرع آن را مطالبه ننماید، و گفته اند: هر گاه وامدار بمیرد و توانائی نداشته باشد که دین خود را اداء نماید و چیزی هم از او بجا نمانده تا از آن آن را اداء نمایند گناهکار نمیباشد اگر آن دین را در راه معصیت و گناه خرج نکرده باشد، ولی اگر در راه معصیت بکار برده یا قصد ادای آن را نداشته گناهکار است، و هر گاه وامدار معسر یعنی پریشان و تنگدست بوده و مرده مستحب است که بستانکار از او بگذرد که حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه وام را بر او حلال کند بجای هر درهمی ده درهم میدهند و هر گاه حلال ننماید بجای هر درهمی یک درهم خواهند داد):
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا برهان از وامی که بسبب آن آبرویم را ببری، و هوشم در آن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 202
پریشان شود، و اندیشه ام ب آن پراکنده گردد، و کارم در چاره آن طول کشد - و بتو پناه میبرم - ای پروردگارم - از اندوه قرض و اندیشه آن، و از کار وام و بیخوابیش، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از آن پناه ده، و از تو زنهار و پناه میجویم - ای پروردگارم - از ذلّت و خواری وام در زندگی و از وبال و سختی و گرفتاری آن پس از مرگ، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا بتوانگری بسیار یا روزی باندازه حاجت و نیازمندی بی کم و زیاد که همیشه باشد از آن برهان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از اسراف و زیاده روی (در صرف مال) باز دار، و ببخشیدن و میانه روی (در زندگی) مستقیم ساز (که اعوجاج و کجی در آن راه نداشته از حدّ تجاوز ننمایم) و روش نیکو در معیشت و زندگی (صرف مال باندازه توانائی) را بمن بیاموز (در دل من انداز طوریکه شایسته است رفتار نمایم، حضرت باقر علیه السّلام فرموده: علامت و نشانه مؤمن سه چیز است: حسن تقدیر و نیک اندازه گرفتن در معیشت، و شکیبائی بر مصیبت و سختی، و آموختن احکام دین) و مرا بلطف (پرورش) خود از بیجا خرج کردن باز دار - (گفته اند: اسراف زیاده روی در صرف مال است در آنچه شایسته است، و تبذیر زیاده روی در صرف مال است در آنچه پسندیده نیست) و روزیهای مرا از وسائل حلال روان گردان، و انفاق و خرج کردنم را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 203
در راههای خیر و نیکی بگردان (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: خیر و نیکی نیست در کسی که نخواهد گرد آوردن دارائی از حلال را که ب آن آبروی خود را از گدائی کردن نگاه دارد و وامش را بپردازد و بخویشانش ببخشد) و آن دارائی را که برای من گردنکشی و خود بینی آورد، یا بظلم و ستم بکشاند، یا در پی آن گرفتار طغیان و سرکشی گردم از من بگیر - بار خدایا همنشینی فقراء و درویشان را برایم محبوب گردان، و مرا بصبر و شکیبائی نیکو (صبری که نفس ب آن اطمینان و آرامش داشته اضطراب و نگرانی در آن راه نیابد) بر همنشینی ایشان یاری فرما - و آنچه از کالای دنیای نابود شدنی از من گرفتی (مرا بی بهره نمودی) پس (عوض و بجای) آن را در گنجینه های خود (در آخرت) که همیشگی است برایم اندوخته نما - و آنچه از مال و دارائی دنیا که بمن ارزانی داشته ای، و آنچه از کالای آن که برای من پیش اندوخته ای (در دنیا عطا فرموده ای) وسیله رسیدن بجوار (رحمت) خود و پیوستن بقرب (فضل و کرم) خویش و وسیله بسوی بهشت گردان، زیرا تو دارای احسان بزرگ و بسیار بخشنده بزرگواری. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 204

دعای سی و یکم از دعاهای امام علیه السّلام است در بیان توبه و بازگشت

(از معصیت بسوی طاعت) و درخواست (توفیق از خدای تعالی برای) آن (توبه از گناه واجب و فوری است یعنی نباید در آن درنگ نمود، زیرا گناه مانند زهری است که ببدن زیان میرساند و چنانکه بر نوشنده زهر واجب است برای رهیدن از آن بشتابد تا خود را از تباه شدن برهاند، همچنین بر گناهکار واجب است بترک گناه و توبه از آن بشتابد تا از تباهی بی دینی نجات یابد، و پس از توبه غسل برای آن مستحبّ است خواه توبه از کفر باشد و خواه از فسق و گناه):
بار خدایا ای کسیکه وصف وصف کنندگان او را نمیستاید (زیرا نمیشود کسی احاطه بکنه و حقیقت صفات خدای تعالی داشته باشد، چنانکه احاطه بکنه ذات او ندارد، پس وصف عقلاء او را باندازه فهم و توانائیشان است و او را میستایند بصفاتیکه در خود دیده و کمال میدانند - و ای کسیکه امید امیدواران از او نمیگذرد (پایان هر امیدی است و برتر از او کسی نیست که باو امیدواری باشد) - و ای کسیکه پاداش نیکوکاران نزد او تباه نمیگردد (زیرا تباه کردن پاداش یا از روی ناتوانی است یا از روی نادانی، یا از روی بخل و رفتی و خداوند متعال از این صفات منزّه و مبرّی است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 205
و ای کسیکه پایان ترس عبادت کنندگان او است - و ای کسیکه منتهی بیم پرهیزکاران او است (زیرا بنده با ایمان و پرهیزکار که بکمال معرفت بخدای تعالی برسد ترس و بیم او از هر چه هست پایان مییابد) - این جای کسی است که دستهای گناهان او را دست بدست داده اند، و مهارهای خطاها او را کشیده اند، و شیطان بر او غلبه و چیرگی نموده، پس از آنچه تو ب آن امر نموده ای از روی تجاوز از حدّ کوتاهی کرده، و آنچه نهی کرده ای از روی غرور و فریفتن انجام داده - مانند کسیکه بقدرت و توانائی تو بر خود نادان، یا بسیاری احسان تو را بخود انکار کرده باشد (چون جاهل و منکر در اوامر او کوتاهی کرده و نواهیش را انجام میدهد ولی عالم و دانای بحق او اگر چنین کند کار نادان و منکر کرده است) تا چون دیده هدایت و رستگاری برای او گشوده و ابرهای کوری (گمراهی) از پیش او باز شد، آنچه ب آن خود را ستم نموده شمرده، و در آنچه ب آن پروردگارش را مخالفت کرده اندیشیده، پس گناه بزرگش را بزرگ و مخالفت عظیمش را عظیم دیده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 206
پس در حالیکه بتو امید دارد و از تو شرمنده است بسوی تو رو آورده، و با اعتماد بتو خواهشش را بتو متوجّه گردانیده، پس از روی یقین با طمع خود قصد تو کرده، و از روی پاکی با ترسش آهنگ تو نموده، در حالیکه بهر کس باو طمع دارند جز تو طمع نداشته و از هر چه از او میترسند جز تو نمیترسد - پس با زاری در برابر تو ایستاده، و با فروتنی دیده بزمین انداخته، و برای عزّت و بزرگواریت با خواری سر بزیر افکنده، و با خضوع از راز خود آنچه تو ب آن از او داناتری برایت آشکار نموده، و با فروتنی از گناهانش آنچه تو حساب آن را بهتر میدانی شمرده، و از بزرگی گناهانی که در علم تو او را تباه ساخته (و خود آگاه نیست) و زشتی گناهانیکه در حکم و فرمان تو او را رسوا گردانیده از تو استغاثه و فریادرسی خواسته، همان گناهانی که خوشیهای آن سپری گشته گرفتاریهایش بجا مانده است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 207
ای خدای من اگر او را کیفر نمائی عدل و داد تو را انکار نمینماید (زیرا از روی ظلم و ستم نیست) و اگر او را ببخشی و مهربانی کنی عفو تو را (نسبت به سعه رحمتت) بزرگ نشمارد، زیرا تو پروردگار کریم و بزرگواری هستی که آمرزش گناه بزرگ نزد او بزرگ نیست - بار خدایا پس اینک منم که بدرگاه تو آمده ام در حالیکه فرمانبرم فرمان تو را در دعائی که ب آن امر فرموده ای، و خواهانم وفای بوعده ات را در اجابتی که ب آن وعده داده ای، آنجا که میفرمائی (س 40 ی 60:ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ 40: 60یعنی) مرا بخوانید برای شما روا میسازم - بار خدایا پس بر محمّد و آل او درود فرست، و با آمرزش خود بمن رو آور (مرا مشمول رحمتت گردان و بیامرز) چنانکه من با اعتراف خویش به (در گاه) تو رو آوردم، و مرا از افتادنگاه ها (جاها) ی گناهان بردار (حفظ فرما) چنانکه خود را برای تو پست ساخته ام (با فروتنی به پیشگاهت بتو پناه برده ام) و مرا در پرده (رحمت) خود بپوشان (بیامرز) چنانکه در انتقام و بکیفر رساندن من درنگ نمودی - بار خدایا قصد مرا در فرمانبریت پا بر جا گردان (که همیشه در طاعت تو بکار رفته بغیر آن رو نیاورد) و بینائیم را در بندگیت استوار ساز، و مرا توفیق ده بکارهائی (عبادت از روی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 208
اخلاص) که بوسیله آن چرکی (آثار) گناهان را از من بشوئی (آنها را نابود کرده مرا بیامرزی) و هنگام مرگ مرا بر دین خود و آئین پیغمبرت محمّد - علیه السّلام - بمیران - بار خدایا من در اینجا بسوی تو، توبه و بازگشت مینمایم از گناهان بزرگ و کوچک خویش و از گناهان پوشیده و آشکارم و از لغزشهای گذشته و تازه ام، توبه و بازگشت کسیکه گناهی (از گناهان) را با خود نگوید و در دل نگذراند که بگناهی باز گردد (دو باره بجا آورد) - و تو ای خدای من در کتاب محکم و استوار خود (قرآن مجید که باطل و نادرستی در آن راه ندارد) فرموده ای که تو، توبه و بازگشت را از بندگانت میپذیری و از گناهان در میگذری (اشاره به س 42 ی 25:وَ هُوَ الَّذی یَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَ یَعْفُوا عَنِ السَّیِّئاتِ وَ یَعْلَمُ ما تفْعَلونَ 42: 25یعنی و او است خدائی که توبه را از بندگانش میپذیرد و از گناهان در میگذرد و میداند آنچه را که بجا می آورید) و آنان را که پیوسته توبه میکنند (از نظر کمیّت و اندازه یا کسانی را که پس از توبه گناهی بجا نمی آورند از نظر کیفیّت و چگونگی) دوست میداری (اشاره به س 2 ی 222:انَّ اللَّهَ یُحِبُّ التَّوَّابینَ وَ یُحِبُّ الْمُتَطَهِّرینَ 2: 222یعنی همانا خداوند آنان را که پیوسته
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 209
توبه میکنند و پاکیزگان را دوست میدارد) پس چنانکه وعده فرموده ای توبه مرا بپذیر، و چنانکه ضمانت نموده ای از گناهانم در گذر، و چنانکه شرط کرده ای محبّت و دوستی خود را برای من لازم گردان (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه بنده از روی راستی توبه نماید خداوند او را دوست و در دنیا و آخرت گناهانش را پنهان مینماید «راوی میگوید:» گفتم: چگونه بر او پنهان مینماید؟ فرمود: گناهانی را که دو فرشته بر او مینویسند از یادشان میبرد و باندامش وحی میفرماید که گناهان او را بپوشانید، و بجاهائیکه گناه کرده وحی مینماید گناهانی را که بروی شما بجا آورده پنهان کنید، پس در پیشگاه خدا می آید هنگامیکه چیزی نیست که بگناهی از گناهان او گواهی دهد) - و شرط و قرار من با تو - ای پروردگارم - آنست که بناپسند تو باز نگردم، و ضمانتم آنست که در نکوهیده تو رجوع ننمایم (دوباره گناهی بجا نیاورم) و پیمانم آنست که از همه گناهان تو دوری نمایم - بار خدایا تو ب آنچه کرده ام داناتری پس بیامرز برای من آنچه را که میدانی، و بقدرت و توانائی خود مرا باز گردان ب آنچه (اطاعت و فرمانبری که) دوست داری - بار خدایا مرا گرفتاریهائی است که آنها را یاد دارم، و گرفتاریهائی که فراموش کرده ام، و همه آنها جلو چشم تو است که بخواب نمیرود، و در علم تو است که فراموش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 210
نمینماید (تو بهمه آنها آگاهی و چیزی از آنها نزد تو پوشیده نیست) پس در برابر آن گرفتاریها بصاحبانش (کسانیکه در باره آنها بدی کرده و نمیتوانم رضایتشان را بدست آورم، یا بدی درباره آنها را فراموش کرده ام) عوض ده، و گرانی آنها را از من بیافکن، و سنگینیش را از من سبک گردان، و مرا نگاهدار از اینکه نزدیک مانند آنها روم (مانند آنها را بجا آورم) - بار خدایا برای من وفای بتوبه و بسر رساندن آن نیست جز بنگهداری تو، و خود داری از گناهان نیست جز بتوانائی تو، پس مرا (برای وفای بتوبه و خودداری از گناهان) بتوانائی بی نیاز کننده توانا گردان، و بنگهداری باز دارنده (از گناهان) همراهی فرما - بار خدایا هر بنده ای که بدرگاه تو، توبه نموده باز گردد و او در علم غیب نزد تو (علم پنهانیها که مختصّ بتو است، و اخبار انبیاء و ائمّه - علیهم السّلام - از مغیبات و پنهانیها بوحی و الهام از جانب تو است) توبه شکننده و بگناه و خطای خویش باز گردنده باشد، پس من بتو پناه میبرم از اینکه چنین (مانند او) باشم، پس این توبه مرا توبه ای قرار ده که پس از آن (هنگام تذکّر و یاد آوردن گناه) بتوبه ای نیازمند نباشم (از این جمله استفاده میشود که هنگام تذکّر گناه تجدید توبه واجب نیست) توبه ای که باعث نابودن شدن (گذشت) آنچه (گناهان) گذشته و سلامتی (از معاصی) در آنچه (از زندگی) باقی و مانده است باشد - بار خدایا من از جهل و نادانی خود (بپایان کار از کیفر درباره گناهان) بدرگاه تو عذر میخواهم، و بخشش بدی کردارم را درخواست مینمایم، پس از روی احسان مرا
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 211
بپناه رحمت و مهربانیت در آور، و بفضل و بخشش بپرده عافیتت (به از بین بردن ناپسندیها) مرا بپوشان (گناهانم را در دنیا و آخرت آشکار مفرما) - بار خدایا از اندیشه های دل و نگاههای زیر چشمی (مانند نگاه بحرام و اشاره بکسی تا باو بخندند یا ستم روا دارند) و گفتگوهای (بیجای) زبانم که مخالف خواسته (رضا و خوشنودی) تو یا بیرون از دوستی (پاداش دادن) تو باشد بسوی تو، توبه میکنم، توبه ای که با آن هر اندامی جداگانه از کیفرهای تو سالم ماند، و از قهرها و سختگیریهای دردناکت که بیدادگران میترسند آسوده باشد - بار خدایا بتنهائیم در برابر تو و طپیدن دلم از ترس تو و لرزه اندامم از هیبت و بزرگواری تو رحم فرما، زیرا - ای پروردگار من - گناهانم در درگاه تو مرا در جای رسوائی بر پا داشته پس اگر خاموش گردم کسی در باره ام سخن نمیگوید، و اگر شفیع و میانجی بطلبم (که مرا شفاعت کند بر اثر معصیت و نافرمانی) سزاوار شفاعت نیستم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 212
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و کرم خود را در گناهانم شفیع و میانجی گردان، و بعفو و گذشت خود گناهانم را ببخش، و مرا (در برابر آنها) بجز اینکه (از روی عدل) سزاوارم و آن عذاب تو است جزا مده (بلکه بفضل و کرمت با من رفتار فرما) و احسان خود را بر من بگستر، و مرا بپرده (عفو و گذشت) خویش بپوشان، و با من رفتار کن رفتار نیرومندی که بنده خواری پیش او زاری کرده و آن نیرومند باو مهربانی نمود، یا رفتار توانگری که بنده بی چیز نزد او رفته و آن توانگر او را بی نیاز کرده - بار خدایا (بر اثر بسیاری گناه و شرمندگی) از تو برای من پناه دهنده ای نیست پس باید قدرت و توانائیت مرا پناه دهد، و شفیعی (که درخواست گذشت از گناه کند) برای من بسوی تو نیست پس باید احسان تو مرا شفاعت نماید، و گناهانم مرا ترسانیده (نمیدانم در برابر عذاب و کیفر آنها چکنم) پس باید گذشتت مرا ایمن گرداند - پس (هر گاه چگونگی ام چنین است) آنچه گفتم از روی نادانی ببدی کردار و از روی فراموشی کار ناپسندیده ام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 213
که گذشته نیست، بلکه برای آنست که آسمان تو و هر که در آن است و زمین تو و هر که بر روی آنست پشیمانی را که بتو آشکار ساختم و توبه ای را که در آن بتو پناه بردم بشنوند - تا شاید برخی از آنان برحمت و مهربانیت بر بدی جایگاهم بمن رحم نماید، یا برای بدی حالم بر من رقّت و مهربانی کند، پس از جانب او دعا و درخواستی بمن رسد (برای من آمرزش بخواهد) که از دعای من نزد تو شنیدنی تر باشد (زودتر از دعای من روا گردد) یا از او شفاعتی بمن رسد که نزد تو از شفاعت من استوارتر باشد که رهائی از خشم تو و رستگاریم بخوشنودیت بوسیله آن باشد - بار خدایا اگر پشیمانی بسوی تو توبه است پس من پشیمانترین پشیمانهایم، و اگر بجا نیاوردن گناه تو توبه و بازگشت (بسوی تو) است پس من نخستین توبه کنندگانم، و اگر درخواست آمرزش سبب ریختن گناهان است پس من بدرگاه تو از درخواست کنندگان آمرزشم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 214
بار خدایا چنانکه بتوبه فرمان دادی و پذیرفتن (آن) را ضمانت کردی و بر دعا ترغیب نمودی و وعده روا ساختن دادی، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و توبه ام را بپذیر، و مرا بنومیدی از رحمتت باز مگردان، زیرا تو بر گنهکاران آمرزنده ای، و بر خطاکاران توبه کنندگان مهربانی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 215
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، چنانکه ما را بسبب او (براه حق) راه نمودی، و بر محمّد و آل او درود فرست، چنانکه ما را بوسیله آن حضرت (از جهل و نادانی) رهانیدی، و بر محمّد و آل او درود فرست، درودی که ما را روز رستاخیز و روز نیازمندی بتو (از عذاب و کیفر جاوید) شفاعت نماید، زیرا تو بر هر چیز توانائی (قدیر هر چه را بخواهد انجام میدهد از این رو جز خدای تعالی باین صفت وصف نمیشود) و آن (درخواست من) بر تو آسان است. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 216