فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و هشتم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام پناه بردن (از گرفتاریها) بخدای توانا و بزرگ:

بار خدایا من ببریدن از دیگری و پیوستنم بتو خود را پاک و پاکیزه نمودم (از هر چه جز تو چشم پوشیده بس بتو مینگرم) - و بهمه (اندام و حواسّ) ام بتو روآورده ام - و از کسیکه ببخشش تو نیازمند است رو گردانیده ام - و خواهشم را از کسیکه از احسان تو بی نیاز نیست برگردانیده ام - و دانستم که خواستن نیازمند از نیازمند از سبکی اندیشه (بینائی) و گمراهی خرد او است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 193
زیرا بسا از مردم را دیدم - ای خدای من - که بوسیله جز تو عزّت و بزرگی طلبیدند و خوار شدند، و از غیر تو دارائی خواستند و بی چیز شدند، و قصد بلندی کردند و پست گردیدند (زیرا هویدا است که خدای تعالی افاضه کننده هر خیر و نیکی و بخشنده هر نعمتی است بهر کس باندازه استعداد او بی وسیله یا با وسیله، پس هر که گمان کند که برای غیر خدای تعالی قدرت کامله است و دیگری را افاضه کننده خیر و نیکی بداند سبب گردد که خدای متعال افاضه خیر را از او باز دارد و کسیکه خداوند خیر خود را از او منع نماید خوارتر از هر خوار و فقیرتر از هر فقیر و پستر از هر پستی خواهد بود، از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - روایت شده: خدای جلّ جلاله فرموده: هر مخلوقی که بمخلوق پناه برد نه بمن وسائل آسمان ها و زمین نزد او قطع شود پس اگر مرا بخواند اجابتش ننمایم، و اگر از من بخواهد باو ندهم، و هر مخلوقی که بمن پناه برد نه بخلق من آسمان ها و زمین روزی او را ضمانت کنند، پس اگر از من بخواهد باو بدهم، و اگر مرا بخواند اجابتش نمایم، و اگر آمرزش طلب کند او را می آمرزم) - پس بر اثر دیدن مانندهای ایشان (کسانیکه از غیر خدای تعالی بزرگی و دارائی و بلندی طلبیدند و خوار و بی چیز و پست گردیدند) دور اندیشی دوراندیش درست و بجا است که پند گرفتنش او را (از دیدن احوال آن مردم بتوجّه و رو آوردن بخدای متعال) موفّق ساخته، و اختیار و برگزیدنش (خدای تعالی را بر غیر او، یا آزمایشش اگر و ارشده إلی طریق صوابه اختیاره بباء موحّده بخوانیم که آن هم روایت شده) او را براه راست و شایسته (که آن درخواست هر چیز است از خدای متعال و بس)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 194
رهبری نموده است - پس از این رو ای مولی و آقای من توئی درخواستگاه من نه هر که از او درخواست میشود، و توئی رواکننده حاجت و خواهشم نه هر که از او طلب و خواهش میشود - تو اختصاص داده شده و یگانه ای بدعاء و خواندن من پیش از هر خوانده شده ای، کسی در امید من با تو شریک نمیشود و در خواندنم با تو برابر نمیگردد، و دعایم کسی را با تو بیک رشته در نمی آورد (امید و درخواستم متوجه بتو است و بس و هیچگاه دیگری در نظر نیست) - بار خدایا مخصوص تو است یکتائی عدد و شمار (بی شریکی و بی دوّمی، مراد از جمله لک یا الهی وحدانیّة العدد وحدة عددیّه «یکی در برابر دو» نیست، چون خداوند متعال واحد حقیقی و منزّه از واحد عددی است، بلکه مراد آنست که وحدتی که اعداد ب آن نسبت داده و از آن ترکیب میشود و آن تحت عددی نمیباشد «چون گفته اند: بنای عدد از واحد است و واحد از عدد نیست، زیرا عدد بر واحد واقع نمیشود بلکه بر اثنین و دو واقع میگردد» بغیر تو گفته نمیشود) و برای تو است صفت قدرت کامله (که ضعف و سستی در آن راه ندارد) و کمال توانائی و نیرومندی و پایه بلندی و برتری -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 195
و هر که جز تو در حیات و زندگانیش برحمت و مهربانی نیازمند است، و بر کار و حال خود مغلوب و زیر دست است (زیرا او را قوّه و توانائی نیست جز بوسیله تو) در حالات مختلف و گوناگون و در صفات منتقل شونده است (از بچّگی به پیری، از نادانی بدانائی، از بی چیزی بتوانگری، از تندرستی به بیماری و بالعکس میرسد) - پس تو از داشتن مانندها و همتاها برتر و از داشتن مانندها و همتاها بزرگتری و (از صفات آفریده شدگان) منزّه و پاکی جز تو خدائی نیست (که شایسته پرستش باشد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 196

دعای بیست و نهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه روزی بر آن حضرت تنگ میشد

خداوند سبحان پیغمبران و دوستان و بندگان شایسته خود را بتنگ روزی گرفتار مینماید برای حکم و مصالحی که از جمله آنها آنست که پاداش ایشان بر صبر و شکیبائی و قناعت و خوشنودی بقسمت و بهره خود بزرگ و بسیار گردد، زیرا هر چند محنت و گرفتاری سختتر باشد پاداش آن بیشتر است، و از جمله آنها آزمایش گردنکشان و دوستداران دنیا است، زیرا اگر خداوند تعالی در روزی انبیاء و اولیای خود توسعه و گشایش میداد گردنکشان و دوستداران دنیا زودتر از آنها اطاعت و پیروی مینمودند و آزمایش نمیشدند، و از جمله آنها آزمایش انبیاء و اولیاء است بگردنکشان و آنان که ایشان را تکذیب مینمودند، زیرا اگر در روزی ایشان توسعه داده میشد آزمایششان بصبر بر آزار تکذیب کنندگان بر اثر فقر و بی چیزی ساقط میگشت، و از جمله آنها برگزیدن خداوند سبحان است ایشان را بر اثر دعاء و تضرّع و زاری بحضور در درگاه مقدّس خود، چنانکه امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: خداوند بنده را گرفتار مینماید و دوست دارد که تضرّع و زاریش را بشنود، و از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - روایت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 197
شده که فرموده: پروردگارم بمن نمایاند که مسیل وسیع مکّه را برایم طلا کند، گفتم: پروردگارا نمیخواهم بلکه میخواهم روزی سیر باشم و روزی گرسنه، زیرا چون گرسنه باشم بسوی تو زاری نموده و تو را یاد مینمایم، و چون سیر باشم سپاس تو را بجا می آورم):
بار خدایا تو ما را در روزیهامان ببدگمانی (باور نداشتن باینکه روزیها از جانب خداوند سبحان است که نتیجه آن یأس و نومیدی از رحمت او است که آن را از گناهان بزرگ شمرده اند چنانکه امید برحمت او را از بزرگترین اعمال دانسته اند) و در مدّت عمرهامان ب آرزوی دراز (توقّع و چشمداشت بطول عمر یا بتأخیر افتادن پایان آن) آزمایش نموده ای (آزمایش خداوند متعال رفتار او است با بندگان مانند کسیکه دیگری را آزمایش مینماید تا حقیقت کار را بدست آورد، زیرا او جلّ شأنه ب آشکار و نهان دانا است) تا اینکه روزیهای تو را از روزی خواران (که تو ایشان را روزی میدهی و از تو میخواهند) طلب کردیم، و بسبب آرزوهامان در عمرهای آنانکه عمر دراز نمودند (مانند حضرت لقمان - علیه السّلام - که گفته اند: سه هزار و پانصد سال عمر نموده و حضرت نوح - علیه السّلام - که هزار و پنجاه یا هزار و چهار صد سال در این دنیا زیسته، و سلمان - علیه السّلام - که سیصد و پنجاه سال یا بیشتر زندگانی کرده) طمع و آز نمودیم (ب آرزوهای دراز طمع کردیم که همچون عمرهای آنها عمر نمائیم و این باعث شد که در طلب روزی و گرد آوردن آن کوشش نمائیم) - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را یقین و باور راستی (یقینی که راسخ و استوار در دل است) ببخش که بوسیله آن از دشواری درخواست (از غیر تو) برهانیمان، و اطمینان خالص و پاک (از روآوردن بغیر تو) در دل ما افکن که ب آن از سختی رنج (در طلب روزی) نگاهداریمان (هر گاه انسان بخدا و یگانگی و علم و قدرت و حکمت او یقین داشته باشد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 198
میداند که کسیکه چنین است برساندن روزی او تواناست پس باسباب و وسائط دل نبسته از رنج روزی آسوده است، و همچنین کسیکه در همه کارها بخدا اطمینان خالص داشته باشد بحول و قوّه و توفیق و اعانت و یاری او اعتماد دارد نه بقدرت و علم خود و نه باسباب و وسائط، و معنی توکل و اعتماد بخدا همین است، و تمسّک باسباب منافات با توکّل بخدا ندارد، زیرا معنی توکل چشم پوشیدن از اسباب نیست بلکه اعتماد نداشتن ب آن است پس اگر کسی روزی بطلبد خداوند او را از اسباب مشروعه مانند تجارت و زراعت روزی میدهد ولی اعتماد تاجر و زارع بعمل خودشان نیست بلکه اعتمادشان بخدا است و باینکه رزق و روزی با خداست اگر بخواهد روزی تاجر و زارع را از تجارت و زراعت میدهد و اگر بخواهد از غیر این دو راه میرساند پس تمسّک بتجارت و زراعت از حدّ و مرز توکل و اعتماد بخدا بیرون نمیباشد، خلاصه قلب مؤمن با توکّل متوجّه بخدای تعالی است و توجّه او باسباب و وسائط از روی آنست که جهان عالم اسباب است و خداوند متعال نخواسته که کارهای بی اسباب انجام گیرد) - و وعده و نویدی را که در وحی خود (آنچه به پیغمبرت فرستاده ای) تصریح و بیان کرده ای و در کتاب خویش (قرآن کریم) بدنبالش قسم و سوگند خود را آورده ای وسیله جدا ساختن کوشش ما و مشغول شدن بروزی که تو آن را تکفّل و ضمانت نموده ای قرار ده - پس گفته ای و گفتار تو حقّ و درست و راستترین (گفته ها) است (که دروغ در آن راه ندارد) و قسم یاد کرده ای و قسم تو (از هر قسمی) راستتر وفاء کننده تر است (س 51 ی 22):وَ فی السَّماءِ رِزقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ 51: 22یعنی (اسباب)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 199
روزی شما و آنچه ب آن وعده داده میشوید (بهشت، دوزخ، پاداش و کیفر) در آسمان است - آنگاه فرموده ای (ی 23)فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْارْضِ انَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما انَّکُمْ تَنْطِقُونَ 51: 23یعنی پس بپروردگار آسمان و زمین سوگند که هر آینه آن حقّ و درست است مانند آنکه شما سخن میگوئید (چنانکه شک ندارید در اینکه سخن میگوئید باید شکّ نداشته باشید در اینکه روزی شما در آسمان است، و این مانند آنست که مردم بیکدیگر میگویند: این مطلب حقّ و درست است چنانکه می بینی و میشنوی). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 200

دعای سی ام از دعاهای امام علیه السّلام است در کمک خواستن (از خدای تعالی) بر پرداختن وام

(رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: دردی جز درد چشم و اندوهی جز اندوه قرض و وام نیست، و هم آن حضرت - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: دین حلقه خدا است در زمین، چون بخواهد بنده ای را خوار گرداند آن را در گردن او میاندازد، و حضرت صادق علیه السّلام فرموده: از تسلّط و چیرگی دین و از غلبه ستمگران و از زنان بی شوهریکه کسی باو رغبت ننماید «بخدای تعالی» پناه برید، و حضرت باقر - علیه السّلام - فرموده:
کشته شدن در راه خدا هر گناهی را میپوشاند جز دین که آن را پوشاننده ای جز اداء و پرداختن آن نیست، یا آنکه صاحب «وارث و ولیّ» او آن را اداء نماید یا بستانکار بوامدار ببخشد، و حضرت - امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: بر حذر باشید و بپرهیزید از وام گرفتن، زیرا وام در روز شرمندگی و خواری است و در شب غم و اندوه و در دنیا و آخرت اداء است «باید آن را پرداخت». و از این رو است که علماء و مجتهدین «رحمهم اللّه» فرموده اند:
وام گرفتن در هنگام نیازمند نبودن مکروه و ناپسند است، و برخی فرموده اند: حرام میباشد، و گفته اند: هر گاه کسی را داشته باشد که آن را اداء نماید، یا مال و دارائی که از آن مال آن را اداء نمایند جائز و رواست اگر چه بهتر وام نگرفتن و درخواست از خدای تعالی است، بله هر گاه حاجت ب آن داشته باشد کراهت تخفیف مییابد و اگر بسیار نیازمند باشد کراهت از بین میرود و اگر خوف تلف داشته باشد و راهی جز وام گرفتن ندارد واجب است که وام بستاند
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 201
و بر او واجب است که نیّت و قصد اداء و پرداختن آن را داشته باشد، چون حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر که وام بستاند و اداء آن را قصد نکند بمنزله دزد است، و هم آن حضرت فرموده: هر که بر او دینی باشد و ادای آن را نیّت نماید از جانب خدا دو نگهبان با او همراهند که او را بر اداء امانت و سپرده او یاری مینماید، پس هر گاه در نیّت ادای او کوتاهی روی دهد آن دو نگهبان از یاری کردن باندازه کوتاهی نیّت او کوتاهی خواهند نمود. و گفته اند واجب است که وامدار بادای دین بشتابد و با رسیدن مدّت و توانائی داشتن پرداخت و مطالبه بستانکار تأخیر انداختن جائز نیست، پس اگر در این هنگام تأخیر انداخت بر حاکم شرع واجب است که او را حبس نموده بزندان برد، زیرا حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: که علیّ علیه السّلام وامداری را که مال بستانکارها را تباه مینمود حبس میکرد و مالش را بین آنها هر کس را نسبت بحصّه و بهره اش قسمت مینمود، و پدرم مالش را میفروخت و بین ایشان قسمت میکرد.
بنابر این اگر وامداری اصرار بر تباه کردن مال بستانکار داشته باشد فاسق و گناهکار است و شهادت او پذیرفته نیست و نمازش در اوّل وقت بلکه در ضیق وقت صحیح و درست نیست، و واجبی از واجبات موسّعه در اوّل وقت که با ادای دین منافات داشته باشد صحیح نمیباشد، و همچنین سائر حقوق واجبه مانند زکوة و خمس هر چند حاکم شرع آن را مطالبه ننماید، و گفته اند: هر گاه وامدار بمیرد و توانائی نداشته باشد که دین خود را اداء نماید و چیزی هم از او بجا نمانده تا از آن آن را اداء نمایند گناهکار نمیباشد اگر آن دین را در راه معصیت و گناه خرج نکرده باشد، ولی اگر در راه معصیت بکار برده یا قصد ادای آن را نداشته گناهکار است، و هر گاه وامدار معسر یعنی پریشان و تنگدست بوده و مرده مستحب است که بستانکار از او بگذرد که حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: هر گاه وام را بر او حلال کند بجای هر درهمی ده درهم میدهند و هر گاه حلال ننماید بجای هر درهمی یک درهم خواهند داد):
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا برهان از وامی که بسبب آن آبرویم را ببری، و هوشم در آن
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 202
پریشان شود، و اندیشه ام ب آن پراکنده گردد، و کارم در چاره آن طول کشد - و بتو پناه میبرم - ای پروردگارم - از اندوه قرض و اندیشه آن، و از کار وام و بیخوابیش، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از آن پناه ده، و از تو زنهار و پناه میجویم - ای پروردگارم - از ذلّت و خواری وام در زندگی و از وبال و سختی و گرفتاری آن پس از مرگ، پس بر محمد و آل او درود فرست، و مرا بتوانگری بسیار یا روزی باندازه حاجت و نیازمندی بی کم و زیاد که همیشه باشد از آن برهان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از اسراف و زیاده روی (در صرف مال) باز دار، و ببخشیدن و میانه روی (در زندگی) مستقیم ساز (که اعوجاج و کجی در آن راه نداشته از حدّ تجاوز ننمایم) و روش نیکو در معیشت و زندگی (صرف مال باندازه توانائی) را بمن بیاموز (در دل من انداز طوریکه شایسته است رفتار نمایم، حضرت باقر علیه السّلام فرموده: علامت و نشانه مؤمن سه چیز است: حسن تقدیر و نیک اندازه گرفتن در معیشت، و شکیبائی بر مصیبت و سختی، و آموختن احکام دین) و مرا بلطف (پرورش) خود از بیجا خرج کردن باز دار - (گفته اند: اسراف زیاده روی در صرف مال است در آنچه شایسته است، و تبذیر زیاده روی در صرف مال است در آنچه پسندیده نیست) و روزیهای مرا از وسائل حلال روان گردان، و انفاق و خرج کردنم را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 203
در راههای خیر و نیکی بگردان (حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: خیر و نیکی نیست در کسی که نخواهد گرد آوردن دارائی از حلال را که ب آن آبروی خود را از گدائی کردن نگاه دارد و وامش را بپردازد و بخویشانش ببخشد) و آن دارائی را که برای من گردنکشی و خود بینی آورد، یا بظلم و ستم بکشاند، یا در پی آن گرفتار طغیان و سرکشی گردم از من بگیر - بار خدایا همنشینی فقراء و درویشان را برایم محبوب گردان، و مرا بصبر و شکیبائی نیکو (صبری که نفس ب آن اطمینان و آرامش داشته اضطراب و نگرانی در آن راه نیابد) بر همنشینی ایشان یاری فرما - و آنچه از کالای دنیای نابود شدنی از من گرفتی (مرا بی بهره نمودی) پس (عوض و بجای) آن را در گنجینه های خود (در آخرت) که همیشگی است برایم اندوخته نما - و آنچه از مال و دارائی دنیا که بمن ارزانی داشته ای، و آنچه از کالای آن که برای من پیش اندوخته ای (در دنیا عطا فرموده ای) وسیله رسیدن بجوار (رحمت) خود و پیوستن بقرب (فضل و کرم) خویش و وسیله بسوی بهشت گردان، زیرا تو دارای احسان بزرگ و بسیار بخشنده بزرگواری. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 204