فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و هفتم از دعاهای امام علیه السّلام است برای مرزداران

(کسانیکه مرزهای اسلام را از دشمن حفظ و نگهداری مینمایند، و اینکه آن بزرگوار آنان را دعا کرده و توانائی و پیشرویشان را بر دشمنان از خدای تعالی خواسته در صورتیکه بیشتر آنها از مخالفین بوده و شیعه و پیرو ائمّه علیهم السّلام نبوده اند برای آنست که دعاء درباره مخالفین برای حفظ و نگهداری بیضه «جماعت و گروه» اسلام روا است، و امام علیه السّلام در اینجا این نکته را رعایت نموده و برای ایشان تقویت و توانائی و هدایت و رستگاری درخواست نموده است):
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرزهای مسلمانان را بغلبه و تسلّط خود استوار ساز، و نگهدارندگان آن مرزها را بنیروی خویش توانائی ده، و بخششهای ایشان را از توانگریت فراوان گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و عدّه و شمارش (جماعت و گروه)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 181
ایشان را بسیار فرما، و سلاحها (ابزار جنگ مانند شمشیر و نیزه و تیر) آنان را تیز و برّا نما، و حدود و اطراف ایشان را نگهداری کن، و دور و برشان را محکم گردان، و گروهشان را پیوند و آشنائی ده، و کارشان را شایسته فرما، و آذوقه هاشان را پی در پی برسان، و سختیهایشان را بتنهائی کارگزاری کن، و ایشان را بیاری کردن و کمک و بشکیبائی همراهی و در مکر و فریب (ایشان بدشمنانشان) دقّت نظر عطاء فرما (که دشمن مکر و فریبشان را در نیابد، یا آنها را از مکر و فریب دشمنانشان ایمن بدار که زیانی ب آنان نرسد) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و آنچه (از رموز و اسرار جنگ) ب آن نادانند بایشان بشناسان، و آنچه (چگونگی رفتار و دشمنان را که) نمیدانند ب آنها بیاموز، و ب آنچه (مکر و فریب دشمنان که) نمی بینند بیناشان فرما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هنگام رو برو شدنشان با دشمن یاد دنیای فریب دهنده گول زننده را فراموششان گردان، و اندیشه های مال و دارائی گمراه کننده را از دلهاشان بزدا، و بهشت را برابر چشمشان قرار ده، و از آن بهشت آنچه آماده ساخته ای از جاهای همیشگی و سراهای ارجمند و زنهای زیبا و جوهائیکه ب آشامیدنیهای گوناگون روان شده و درختهائیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 182
با انواع میوه ها خم گشته جلو چشمشان نمایان کن تا کسی از ایشان آهنگ روی برگرداندن (از دشمن) نکند و گریختن از (برابر) مانند خود را با خویش گفتگو ننماید - بار خدایا آنچه خواسته شد دشمنانشان را درهم شکن، و ناخنهای دشمنان را از ایشان جدا ساز (ب آنها شکست رو آورد) و میان دشمنان و سلاحهاشان جدائی افکن (تا از پیشروی باز مانند) و بندهای دلهاشان را بکن (از لشگر اسلام بترسانشان) و میان آنان و آذوقه هاشان دوری انداز (تا بر اثر اندیشه درباره توشه از دلاوریشان کاسته شود) و در راهها (اندیشه های جنگی) سرگردانشان گردان (تا باندیشه درست دست نیابند) و از چیزی که ب آن رو آورده اند (قصد جنگ با مسلمین) گمراهشان ساز، و کمک را از آنها ببر، و از شمارشان بکاه، و دلهاشان را از ترس پر نما، و دستهاشان را از گشودن باز دار، و زبانهاشان را از گفتار ببند (تا مانند لال نتوانند سخنی گویند) و با (سختی و گرفتاری) ایشان پشت سریهاشان را پراکنده گردان، و ایشان را برای آنها که در پس ایشانند عبرت قرار ده، و بخوار ساختن آنها طمعها و آرزوهای کسانی (لشگرهائی) را که پس از ایشانند قطع فرما -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 183
بار خدایا بچه دانهای زنانشان را از زائیدن باز دار، و پشتهای مردانشان را خشک گردان، و نسل چهارپایان و شتر و گاو و گوسفندشان را قطع کن، و آسمانشان را در باریدن و زمینشان را در روئیدن اذن و فرمان مده (تا سرگردان و نگران باشند) - بار خدایا بوسیله آنچه درباره دشمنان درخواست شد تدبیر و دوراندیشی مسلمانان را (یا جایگاه مسلمانان را در صورتیکه محال اهل الاسلام که در نسخه ابن ادریس دیده شده خوانده شود) نیرومند و بسبب آن شهرهاشان را استوار و دارائیهاشان را بسیار نما، و ایشان را از جنگیدن با دشمن برای عبادت و بندگیت و از زد و خورد با آنها برای خلوت نمودن و تنهائی گزیدن با تو آسوده گردان تا همه جای زمین جز تو پرستش نشود، و جز تو برای کسی از ایشان پیشانی بخاک گذارده نگردد - بار خدایا اهل هر ستمی از مسلمانان را بجنگ با مشرکین که در برابر ایشانند بفرست (با آنها کمک باش و برای جنگجوئی توفیقشان ده، و در نسخه ابن ادریس است اللّهم اعزّ یعنی بار خدایا مسلمانان را بر مشرکین غالب و چیره گردان) و آنان را از جانب خود بفرشتگان پی در پی آینده کمک فرما تا دشمنان را بپایان خاک در زمین تو
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 184
(جائیکه عمارت و آبادی نیست) کشته و اسیر شده رانده و شکست دهنده، یا آنکه (تسلیم شده و سر فرود آورده) اعتراف نمایند که توئی خدائی که جز تو خدائی نیست (در ذات) یگانه و (در صفات کمال) بی شریکی - بار خدایا درخواست مرا درباره مشرکین (از کشته شدن و اسیر گشتن) بر دشمنانت (که از روی دشمنی اطاعت و پیرویت نمینمایند و گفتار و پیغمبران و اوصیائشان «علیهم السّلام» را مخالفت میکنند) در اطراف شهرها از هند، روم، ترکستان، خزر، حبشه، ثوبه، زنگبار، سقالبه (صقالبه)، دیالمه و باقی اصناف مردم که مشرک (کافر) هستند و نام و نشانشان (از برای دیگران) پنهان است و تو خود بعلم و دانائیت آنها را میشناسی و بقدرت و توانائیت بر آنان آگاهی شامل گردان - بار خدایا کفّار را از دست درازی بمرزهای مسلمانان (یا بطوائف مسلمانان) بخودشان وادار و بکاستنشان از کاستن مسلمانان جلوگیر (هلاک و تباهشان گردان) و بپراکندگیشان از اجتماع و گرد آمدن بر مسلمانان باز دار -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 185
بار خدایا دل هاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانائی تهی گردان، و قلبهاشان را از حیله و چاره جوئی فراموشی ده، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان (مسلمانان) سست نما، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام) بترسان، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان بر انگیز مانند کاریکه در روز (جنگ) بدر نمودی که بوسیله آن ریشه آنان را قطع کرده ببری و شوکت و بزرگیشان را بدروی (از بین ببری) و گروهشان را پراکنده فرمائی (روز بدر جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوّم هجرت بود که پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - در بدر که نام موضعی است در بیست و هشت فرسخی مدینه براه مکّه با سیصد و سیزده مرد که در بین ایشان دو اسب یا یک اسب بیش نبود با کفّار قریش که هزار کس با اسب ها و سلاحهای بسیار بودند و رئیس آنها أبو جهل پیشوای مشرکین بود، جنگید و خدای تعالی هزار یا سه هزار یا بیشتر فرشته بکمک حضرت رسول فرستاد و گروه بسیاری از بزرگان کفّار مانند أبو جهل و عتبه و شیبه کشته شدند، و آن از بزرگترین جنگهای اسلام است، و درباره فرستادن خدایتعالی فرشتگان را در آن جنگ بکمک مسلمانان قرآن کریم و اخبار بسیار گویا است) - بار خدایا آب های ایشان را بوباء
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 186
(بیماریهای همگانی) و خوردنیهاشان را به بیماریها آمیخته و درهم کن، و شهرهاشان را بزمین فرو بر (که نشانه ای از آن نماند) و پی در پی بر آن شهرها بلا و گرفتاریها برسان، و آنها را بقحطی و خشکسالی بکوب (گرفتار کن بطوریکه راه رهائی از آن را نیابند) و آذوقه هاشان را در تهی ترین زمین خود (زمین کم آب و گیاه) و دورترین زمین خویش از ایشان (شهرهای دور دست) قرار ده (تا ب آن دست رسی نداشته باشند) و قلعه های زمین را از آنها باز دار (تا ب آنها پناه نبرند) آنها را بگرسنگی همیشگی و بیماری دردناک دچار فرما - بار خدایا و هر جنگجوی از اهل دین تو (مسلمانان) که با ایشان (در شهرهاشان) بجنگند یا هر مجاهد و جنگ کننده ای از پیروان طریقه و راه تو (مؤمنین) که با آنها (خواه در شهرها و خواه در غیر شهرهاشان) جنگ نماید تا دین تو (که پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - بر آن مبعوث گردیده بر سائر دینها) بلندتر و حزب و گروه تو (بر همه حزبها) تواناتر و نصیب و بهره (ثواب و پاداش دوستان) تو کاملتر گردد، پس (در هر گرفتاری) او را آسانی پیش آورد کار را برایش رو براه ساز، و پیروزی (رواشدن حاجات) را برایش عهده دار شو، و (بهترین) یاران را برای او برگزین (مقدّر فرما) و پشتش را قوی و توانا کن (ب آنچه نیازمند است یاریش نما) و جیره اش سرشار گردان، و او را بنشاط و خرّمی بهره مند ساز
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 187
و گرمی آرزو را از او فرو نشان (او را بر جدائی از کسیکه دوست دارد شکیبائی عطا فرما) و او را از اندوه تنهائی برهان، و یاد زن و فرزند را فراموشش ساز - و او را (هنگام جنگ و در هر امری) بحسن نیّت و آهنگ نیک راهنمائی کن (جمله و اثر له حسن النیّة را چنین ترجمه نموده اند: و حسن نیّت را برایش برگزین. که درست نیست و درست آنست که ما نوشتیم چنانکه از مراجعه بشرح صحیفه علامه عظیم الشأن مرحوم سیّد علیخان هویدا میگردد) و عافیت و تندرستی (خیر و نیکی دنیا و آخرت) را برایش عهده دار شو، و سلامتی و رهائی از بلاها را همراهش گردان، و او را از ترس و سست دلی دور دار، و جرأت دلیری در دلش بیافکن و نیرومندی روزیش نما (تا در کارزار با کفّار سخت بجنگد) و بکمک و یاری (خود) او را یاری فرما، و راهها (احکام جهاد با کفّار و دشمنان) و روشها (ی حضرت رسول - صلّی اللّه علیه و آله -) را باو بیاموز (توفیق آموختن باو عطا کن) و در حکم کردن راه درست و سزاوار را باو بنما، و رئاء و خود نمائی (در کردار) را از او بر کنار کن، و او را از انجام کاری برای اینکه مردم بشنوند برهان، و اندیشه و یاد و سفر کردن و مانندش را در راه (پسندیده) خود و برای (بدست آوردن رضا و خوشنودی) خویش قرار ده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 188
پس هر گاه با دشمن تو و دشمن خود (کفّار که قصد جنگیدن و تباه ساختن او را دارند) رو برو شود آنان را در پیش چشمش اندک نما، و مقامشان را در دلش کوچک ساز، و او را بر ایشان غلبه ده و آنها را بر او چیره مگردان، پس اگر زندگانیش را به نیکبختی پایان داده شهادت (کشته شدن در راه حق) را برایش مقدّر نمودی، شهادتش پس از آن باشد که دشمنت را بکشتن هلاک و تباه کند، و پس از آن باشد که اسیری و دستگیری آنها را برنج افکند، و پس از آن باشد که در مرزهای مسلمانان (یا در طوائف ایشان) ایمنی و آرامش بر قرار شود، و پس از آن باشد که دشمنانت (بمیدان جنگ) پشت کرده شکست خورده برگردند - بار خدایا و هر مسلمانیکه جنگجو یا مرزداری را در کار خانه اش جانشین شود، یا در نبودنش خانواده او را نگهداری کند، یا او را ببرخی از دارائی خود کمک نماید،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 189
یا او را باسباب جنگ (شمشیر، تیر نیزه، اسب و مانند آن) یاری کند، یا او را بر جهاد (جنگ کردن در راه خدا) وادارد، یا (اگر نتوانست این کارها را انجام دهد) او را در راهیکه پیش گرفته بدعاء (درخواست فتح و فیروزی او از خدای تعالی) همراهی نماید، یا در پشت سر او آبرویش را حفظ کند پس او را سنگ بسنگ و مانند بمانند برابر پاداش آن مسلمان جنگجو و مرزدار پاداش ده، و عوض کارش را در دنیا عطا فرما که سود آنچه پیش از این انجام داده و شادی کاری که بجا آورده بزودی در یابد تا آنگاه که زمان او بپایان رسیده (عمرش تمام گردد) و ب آنچه برای او (در آخرت) از فضل و احسانت روان ساخته ای و از کرم و بخششت آماده نموده ای برسد - بار خدایا و هر مسلمانیکه کار اسلام (گرفتاری مسلمانان در برابر کفر) او را نگران کند و گرد آمدن مشرکین او را اندوهگین سازد، پس قصد جنگ (با آنها) یا آهنگ جهاد (طرفداری از دین) نماید و ضعف و سستی او را از رفتن بجنگ بنشاند، یا فقر و بی چیزی او را بدرنگ کردن (نرفتن بجنگ) وادارد، یا پیشامدی او را از قصد و آهنگش بتاخیر اندازد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 190
یا جلوگیری در برابر اراده و خواسته اش پیش آید، پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس و پاداش جهاد کنندگان را باو عطا فرما، و او را در رشته کشته شدگان در راه حقّ و شایستگان قرار ده (حضرت امام جعفر صادق - علیه السّلام - فرموده: بنده مؤمن فقیر و بی چیز میگوید: پروردگارا مرا روزی فرما تا در راههای خیر و نیکی چنین و چنان کنم، پس چون خدای عزّ و جل دانست که قصد او از روی راستی و درستی است برای او پاداش مینویسد مانند پاداشی که اگر کاری که قصد کرده بجا می آورد برای او مینوشت، زیرا خداوند بهر چیز احاطه دارد و دارای جود و بخشش است، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده: من خود را از کشته شدگان طفوف «جمع طفّ جائی است که حضرت سیّد الشهداء - علیه السّلام - در آنجا کشته شده، و اینکه کربلاء را طفّ مینامند برای آنست که طرف بیابان نزدیک فرات واقع شده است» بیرون نمینمایم، و پاداش خویش را از آنان کمتر نمیشمارم، زیرا اگر آن روز حاضر بودم قصد من نصرت و یاری کردن آنها بود، و همچنین شیعیان ما شهداء و کشته شدگانند هر چند بروی رختخوابشان بمیرند) - بار خدایا بر محمّد بنده و فرستاده خود و بر آل محمّد درود فرست، درودی که بر درودها بلند و بالای ستودنها باشد، درودی که مدّتش پایان نپذیرد و شماره اش بریده نشود مانند کاملترین درودهائی که بر یکی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 191
از دوستانت گذشته (فرستاده ای) زیرا توئی بسیار بخشنده، ستوده شده، آغاز کننده (آفریننده اشیاء) باز گرداننده (زنده کننده مردم در قیامت) بجا آورنده هر چه خواهی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 192

دعای بیست و هشتم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام پناه بردن (از گرفتاریها) بخدای توانا و بزرگ:

بار خدایا من ببریدن از دیگری و پیوستنم بتو خود را پاک و پاکیزه نمودم (از هر چه جز تو چشم پوشیده بس بتو مینگرم) - و بهمه (اندام و حواسّ) ام بتو روآورده ام - و از کسیکه ببخشش تو نیازمند است رو گردانیده ام - و خواهشم را از کسیکه از احسان تو بی نیاز نیست برگردانیده ام - و دانستم که خواستن نیازمند از نیازمند از سبکی اندیشه (بینائی) و گمراهی خرد او است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 193
زیرا بسا از مردم را دیدم - ای خدای من - که بوسیله جز تو عزّت و بزرگی طلبیدند و خوار شدند، و از غیر تو دارائی خواستند و بی چیز شدند، و قصد بلندی کردند و پست گردیدند (زیرا هویدا است که خدای تعالی افاضه کننده هر خیر و نیکی و بخشنده هر نعمتی است بهر کس باندازه استعداد او بی وسیله یا با وسیله، پس هر که گمان کند که برای غیر خدای تعالی قدرت کامله است و دیگری را افاضه کننده خیر و نیکی بداند سبب گردد که خدای متعال افاضه خیر را از او باز دارد و کسیکه خداوند خیر خود را از او منع نماید خوارتر از هر خوار و فقیرتر از هر فقیر و پستر از هر پستی خواهد بود، از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - روایت شده: خدای جلّ جلاله فرموده: هر مخلوقی که بمخلوق پناه برد نه بمن وسائل آسمان ها و زمین نزد او قطع شود پس اگر مرا بخواند اجابتش ننمایم، و اگر از من بخواهد باو ندهم، و هر مخلوقی که بمن پناه برد نه بخلق من آسمان ها و زمین روزی او را ضمانت کنند، پس اگر از من بخواهد باو بدهم، و اگر مرا بخواند اجابتش نمایم، و اگر آمرزش طلب کند او را می آمرزم) - پس بر اثر دیدن مانندهای ایشان (کسانیکه از غیر خدای تعالی بزرگی و دارائی و بلندی طلبیدند و خوار و بی چیز و پست گردیدند) دور اندیشی دوراندیش درست و بجا است که پند گرفتنش او را (از دیدن احوال آن مردم بتوجّه و رو آوردن بخدای متعال) موفّق ساخته، و اختیار و برگزیدنش (خدای تعالی را بر غیر او، یا آزمایشش اگر و ارشده إلی طریق صوابه اختیاره بباء موحّده بخوانیم که آن هم روایت شده) او را براه راست و شایسته (که آن درخواست هر چیز است از خدای متعال و بس)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 194
رهبری نموده است - پس از این رو ای مولی و آقای من توئی درخواستگاه من نه هر که از او درخواست میشود، و توئی رواکننده حاجت و خواهشم نه هر که از او طلب و خواهش میشود - تو اختصاص داده شده و یگانه ای بدعاء و خواندن من پیش از هر خوانده شده ای، کسی در امید من با تو شریک نمیشود و در خواندنم با تو برابر نمیگردد، و دعایم کسی را با تو بیک رشته در نمی آورد (امید و درخواستم متوجه بتو است و بس و هیچگاه دیگری در نظر نیست) - بار خدایا مخصوص تو است یکتائی عدد و شمار (بی شریکی و بی دوّمی، مراد از جمله لک یا الهی وحدانیّة العدد وحدة عددیّه «یکی در برابر دو» نیست، چون خداوند متعال واحد حقیقی و منزّه از واحد عددی است، بلکه مراد آنست که وحدتی که اعداد ب آن نسبت داده و از آن ترکیب میشود و آن تحت عددی نمیباشد «چون گفته اند: بنای عدد از واحد است و واحد از عدد نیست، زیرا عدد بر واحد واقع نمیشود بلکه بر اثنین و دو واقع میگردد» بغیر تو گفته نمیشود) و برای تو است صفت قدرت کامله (که ضعف و سستی در آن راه ندارد) و کمال توانائی و نیرومندی و پایه بلندی و برتری -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 195
و هر که جز تو در حیات و زندگانیش برحمت و مهربانی نیازمند است، و بر کار و حال خود مغلوب و زیر دست است (زیرا او را قوّه و توانائی نیست جز بوسیله تو) در حالات مختلف و گوناگون و در صفات منتقل شونده است (از بچّگی به پیری، از نادانی بدانائی، از بی چیزی بتوانگری، از تندرستی به بیماری و بالعکس میرسد) - پس تو از داشتن مانندها و همتاها برتر و از داشتن مانندها و همتاها بزرگتری و (از صفات آفریده شدگان) منزّه و پاکی جز تو خدائی نیست (که شایسته پرستش باشد). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 196

دعای بیست و نهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه روزی بر آن حضرت تنگ میشد

خداوند سبحان پیغمبران و دوستان و بندگان شایسته خود را بتنگ روزی گرفتار مینماید برای حکم و مصالحی که از جمله آنها آنست که پاداش ایشان بر صبر و شکیبائی و قناعت و خوشنودی بقسمت و بهره خود بزرگ و بسیار گردد، زیرا هر چند محنت و گرفتاری سختتر باشد پاداش آن بیشتر است، و از جمله آنها آزمایش گردنکشان و دوستداران دنیا است، زیرا اگر خداوند تعالی در روزی انبیاء و اولیای خود توسعه و گشایش میداد گردنکشان و دوستداران دنیا زودتر از آنها اطاعت و پیروی مینمودند و آزمایش نمیشدند، و از جمله آنها آزمایش انبیاء و اولیاء است بگردنکشان و آنان که ایشان را تکذیب مینمودند، زیرا اگر در روزی ایشان توسعه داده میشد آزمایششان بصبر بر آزار تکذیب کنندگان بر اثر فقر و بی چیزی ساقط میگشت، و از جمله آنها برگزیدن خداوند سبحان است ایشان را بر اثر دعاء و تضرّع و زاری بحضور در درگاه مقدّس خود، چنانکه امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: خداوند بنده را گرفتار مینماید و دوست دارد که تضرّع و زاریش را بشنود، و از پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - روایت
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 197
شده که فرموده: پروردگارم بمن نمایاند که مسیل وسیع مکّه را برایم طلا کند، گفتم: پروردگارا نمیخواهم بلکه میخواهم روزی سیر باشم و روزی گرسنه، زیرا چون گرسنه باشم بسوی تو زاری نموده و تو را یاد مینمایم، و چون سیر باشم سپاس تو را بجا می آورم):
بار خدایا تو ما را در روزیهامان ببدگمانی (باور نداشتن باینکه روزیها از جانب خداوند سبحان است که نتیجه آن یأس و نومیدی از رحمت او است که آن را از گناهان بزرگ شمرده اند چنانکه امید برحمت او را از بزرگترین اعمال دانسته اند) و در مدّت عمرهامان ب آرزوی دراز (توقّع و چشمداشت بطول عمر یا بتأخیر افتادن پایان آن) آزمایش نموده ای (آزمایش خداوند متعال رفتار او است با بندگان مانند کسیکه دیگری را آزمایش مینماید تا حقیقت کار را بدست آورد، زیرا او جلّ شأنه ب آشکار و نهان دانا است) تا اینکه روزیهای تو را از روزی خواران (که تو ایشان را روزی میدهی و از تو میخواهند) طلب کردیم، و بسبب آرزوهامان در عمرهای آنانکه عمر دراز نمودند (مانند حضرت لقمان - علیه السّلام - که گفته اند: سه هزار و پانصد سال عمر نموده و حضرت نوح - علیه السّلام - که هزار و پنجاه یا هزار و چهار صد سال در این دنیا زیسته، و سلمان - علیه السّلام - که سیصد و پنجاه سال یا بیشتر زندگانی کرده) طمع و آز نمودیم (ب آرزوهای دراز طمع کردیم که همچون عمرهای آنها عمر نمائیم و این باعث شد که در طلب روزی و گرد آوردن آن کوشش نمائیم) - پس بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را یقین و باور راستی (یقینی که راسخ و استوار در دل است) ببخش که بوسیله آن از دشواری درخواست (از غیر تو) برهانیمان، و اطمینان خالص و پاک (از روآوردن بغیر تو) در دل ما افکن که ب آن از سختی رنج (در طلب روزی) نگاهداریمان (هر گاه انسان بخدا و یگانگی و علم و قدرت و حکمت او یقین داشته باشد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 198
میداند که کسیکه چنین است برساندن روزی او تواناست پس باسباب و وسائط دل نبسته از رنج روزی آسوده است، و همچنین کسیکه در همه کارها بخدا اطمینان خالص داشته باشد بحول و قوّه و توفیق و اعانت و یاری او اعتماد دارد نه بقدرت و علم خود و نه باسباب و وسائط، و معنی توکل و اعتماد بخدا همین است، و تمسّک باسباب منافات با توکّل بخدا ندارد، زیرا معنی توکل چشم پوشیدن از اسباب نیست بلکه اعتماد نداشتن ب آن است پس اگر کسی روزی بطلبد خداوند او را از اسباب مشروعه مانند تجارت و زراعت روزی میدهد ولی اعتماد تاجر و زارع بعمل خودشان نیست بلکه اعتمادشان بخدا است و باینکه رزق و روزی با خداست اگر بخواهد روزی تاجر و زارع را از تجارت و زراعت میدهد و اگر بخواهد از غیر این دو راه میرساند پس تمسّک بتجارت و زراعت از حدّ و مرز توکل و اعتماد بخدا بیرون نمیباشد، خلاصه قلب مؤمن با توکّل متوجّه بخدای تعالی است و توجّه او باسباب و وسائط از روی آنست که جهان عالم اسباب است و خداوند متعال نخواسته که کارهای بی اسباب انجام گیرد) - و وعده و نویدی را که در وحی خود (آنچه به پیغمبرت فرستاده ای) تصریح و بیان کرده ای و در کتاب خویش (قرآن کریم) بدنبالش قسم و سوگند خود را آورده ای وسیله جدا ساختن کوشش ما و مشغول شدن بروزی که تو آن را تکفّل و ضمانت نموده ای قرار ده - پس گفته ای و گفتار تو حقّ و درست و راستترین (گفته ها) است (که دروغ در آن راه ندارد) و قسم یاد کرده ای و قسم تو (از هر قسمی) راستتر وفاء کننده تر است (س 51 ی 22):وَ فی السَّماءِ رِزقُکُمْ وَ ما تُوعَدُونَ 51: 22یعنی (اسباب)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 199
روزی شما و آنچه ب آن وعده داده میشوید (بهشت، دوزخ، پاداش و کیفر) در آسمان است - آنگاه فرموده ای (ی 23)فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْارْضِ انَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما انَّکُمْ تَنْطِقُونَ 51: 23یعنی پس بپروردگار آسمان و زمین سوگند که هر آینه آن حقّ و درست است مانند آنکه شما سخن میگوئید (چنانکه شک ندارید در اینکه سخن میگوئید باید شکّ نداشته باشید در اینکه روزی شما در آسمان است، و این مانند آنست که مردم بیکدیگر میگویند: این مطلب حقّ و درست است چنانکه می بینی و میشنوی). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 200