فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و پنجم از دعاهای امام علیه السّلام است برای فرزندانش علیهم السّلام

(رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: خدا رحمت کند پدر و مادری را که با خوشرفتاری نمودن خود فرزندشان را کمک نمایند. مردی از انصار ب آنحضرت گفت:
بچه کسی نیکی نمایم؟ حضرت فرمود: بپدر و مادرت، گفت: آنها مرده اند، فرمود: بفرزندت نیکی کن. حضرت صادق علیه السّلام فرموده: خداوند به بنده رحم میکند برای بسیار فرزند را دوست داشتن. رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
دعای چهار کس ردّ نمیشود تا اینکه درهای آسمان بروی آنها گشوده شده بعرش میرسد:
دعای پدر برای فرزندش، و دعای ستمدیده برای ستمگر باو، و دعای بجا آورنده عمره «افعال مخصوصه ای است در مکّه» تا اینکه باز گردد، و دعای روزه دار تا اینکه افطار نماید «بخورد و بیاشامد». حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پدرم میفرمود:
پنج دعاء است که از پروردگار - تبارک و تعالی - پنهان نمیماند «روا میشود»: دعای امام عادل و دعای مظلوم که خدای عزّ و جلّ میفرماید: من برای تو انتقام میکشم «ستمگرت را بکیفر میرسانم» اگر چه دیری بگذرد، و دعای فرزند شایسته برای پدر و مادرش، و دعای پدر نکوکار برای فرزندش، و دعای مؤمن در پشت سر برادرش که خدای تعالی میفرماید: برای تو است دو برابر آن): -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 169
بار خدایا بمن نعمت عطا فرما بماندن فرزندانم، و بشایسته گردانیدن ایشان برای (اطاعت و پیروی از) من، و ببهره بردن من از ایشان - بار خدایا عمرشان را برای من دراز گردان، و مدّت زندگانیشان را بسیار نما، و خردشان را برای من پرورش ده، و ناتوانشان را نیرومند ساز، و تن ها و کیشها و خوهاشان را برای من سالم بدار، و در جانها و اندامشان و در هر چه از کار ایشان ب آن میکوشم تندرستی ده (از دردها و پیشامدهای ناروا نگاهداریشان فرما) و روزیهاشان را برای من و بدست من فراوان گردان - و ایشان را نیکوکاران و پرهیزکاران (از گناه) و بینایان (راه حقّ) و شنوندگان (سخن راست) و فرمانبران خودت و دوستداران پند دهندگان برای دوستانت و دشمنان و کینه داران برای همه دشمنانت (که بتو نگرویده اند) قرار ده آمین (خدایا دعایم را روا ساز) - بار خدایا بازوی مرا بوسیله ایشان استوار گردان، و کجی مرا ب آنان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 170
راست نما (در سختی و گرفتاری و پریشان آنها را کمک من گردان) و عدد و شماره (اهل و خویش) مرا ب آنان افزون کن، و مجلس مرا بایشان بیارا (آنان را اهل علم و دانش و فضل و کمال قرار ده) و یاد مرا ب آنها زنده بدار، و در نبودنم مرا بسبب ایشان بی نیاز کن (آنها را جانشین من گردان) و بوسیله اینان مرا بر حاجت و خواسته ام یاری فرما، و ایشان را برای من دوستدار و مهربان و روی آور، و (در کمک و یاری) پا برجا، و (در انجام دستورم) فرمانبر قرار ده، نه گناهکار و بد کننده و مخالفت کننده و خطا کار - و مرا در پرورش و تأدیب (راه پسندیده نمودن) و نیکی کردن ایشان یاری فرما، و مرا از جانب خود افزون بر ایشان فرزندان نرینه ببخش، و آن را برای من نیک قرار ده، و آنها را در آنچه (در این راز و نیاز که) از تو خواسته ام یاورم گردان - و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده (از رحمتت) پناه ده، زیرا تو ما را آفریدی و (بنیکیها) امر کردی و (از زشتیها) نهی فرمودی و در پاداش آنچه ما را امر نمودی خواهان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 171
و از کیفر (مخالفت) آن (یا کیفر آنچه ما را نهی کردی) ترسانیدی، و برای ما دشمنی قرار دادی که با ما مکر میکند، او را درباره ما تسلّط و توانائی دادی بر آنچه (جمیع اعضاء) که ما را بر آن درباره او تسلّط ندادی (برای آنکه) او را در سینه های ما جا دادی، و در رهگذرهای خونهای ما روان گردانیدی (گفته اند: مراد از صدر «سینه» جایگاه قلب «دل» است، و جائز است که مراد ب آن قلب باشد که پاره گوشت صنوبریّ الشّکل «مانند میوه درخت کاج» است که در سمت چپ سینه قرار گرفته، و مراد از قلبی که محقّقین فرموده اند: شیطان را بر آن راهی نیست و نیز مفسّرین در قول خدای تعالی «س 114 ی 5):الَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدُوْرِ النَّاسِ 114: 5(آن شیطان که وسوسه و اندیشه بد و بیجا در سینه های مردم افکند» فرموده اند:
اینکه نفرموده: فی قُلُوبِ النَّاسِ «در دلهای مردم» برای آنست که شیطان را بر دل مؤمن الَّذی هُوَ بَیْنَ اصْبَعَیْنِ مِنْ اصابِعِ الرَّحْمنِ «دلی که بین دو انگشت از انگشت های رحمت خداوند است» تسلّط و توانائی نیست، آن قلب لطیفه ربّانیّه نورانیّه عالمه است که جای فرود انوار الهیّه است و ب آن انسان، انسان میباشد و همان حقیقت انسان است که بسبب آن برای پیروی احکام آماده میگردد و از آن گاهی بنفس ناطقه و گاهی بروح و گاهی بعقل تعبیر میشود، و بر گفتار محقّقین دلالت دارد فرمایش حضرت صادق - علیه السّلام - باینکه خدای تعالی مؤمن را گرفتار میسازد بهر گرفتاری و میمیراند بهر مردنی و او را به از بین رفتن عقلش گرفتار نمیگرداند، آیا نمی بینی ایّوب را که چگونه شیطان را بر مال و فرزند و اهل و هر چیز او چیره گردانید و بر عقل او مسلّط ننمود تا بوسیله آن تنها بخدا ایمان داشته باشد، و گفته اند:
معنی جریان شیطان در مجاری خون آنست که او از فرزند آدم تا زنده است جدا نمیشود چنانکه خون از او جدا نمیگردد، ولی بزرگان و محقّقین معنی ظاهری آن را گرفته و فرموده اند:
شیطان را چنان توانائی داده شده است که بر اثر لطافت هیئت خود در عروق و رگها
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 172
که مجاری خون است روان میگردد تا بقلب شخص میرسد و طبق ضعف و سستی ایمان بنده و کمی یاد آوری و بسیاری غفلت او وسوسه مینماید و بمقدار قوّت و بیداری و بسیاری ذکر و اخلاص توحید بنده تسلّط او کم گشته و از او دور میگردد، و علامه مجلسی «رحمه اللّه» در مجلّد چهاردهم بحار الانوار میفرماید: بین امامیّه «علمای اثنی عشری» بلکه بین مسلمین «علمای اسلام» خلاف نیست در اینکه جنّ و شیاطین اجسام لطیفه ای هستند که در بعض اوقات دیده میشوند و در برخی دیده نمیشوند و آنها را جنبشهای تند و توانائی بر کارهای دشوار است و در رهگذر خون اجساد بنی آدم روان میگردند، و گاهی خداوند بجهة مصالحی آنها را باشکال مختلفه و صورتهای گوناگون در آورد چنانکه سیّد مرتضی - علیه الرّحمة - بر آن رفته، یا آنکه خداوند آنها را توانائی داده که باشکال مختلفه در آیند چنانکه این مطلب از اخبار آشکارتر است) بی خبر نیست (از ما) اگر ما (از او) غافل شویم، و (ما را) از یاد نمیرد اگر ما (از او) فراموش کنیم، ما را از کیفر تو ایمن میسازد (وسوسه میکند و در دل شخص میافکند که فلان گناه را بجا آور که خداوند آمرزنده و مهربان است) و از غیر تو میترساند (مثلا وسوسه مینماید که اگر فلان کار ناروا را برای فلان شخص بجا نیاوری چنین و چنان میشود) - اگر گناه بزرگی قصد کنیم ما را بر آن دلیر مینماید، و اگر کار شایسته ای آهنگ نمائیم ما را از آن باز میدارد، ما را بخواهشها و گناهان میطلبد، و شبهه ها برای ما بر پا میکند (در بین ما شبهه ها میاندازد تا گمراهمان سازد) اگر بما وعده و نوید دهد (بکار خیر و نیکی بخواند) دروغ میگوید، و اگر ما را ب آرزو سرگرم نماید خلاف آن میکند، و اگر مکرش را از ما بر نگردانی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 173
گمراهمان میسازد، و اگر از فساد و تباهکاریش نگاهمان نداری ما را میلغزاند - بار خدایا پس بتوانائی خود او را از تسلّط بر ما مغلوب نما تا بوسیله دعا خواندن بسیار برای تو او را از ما باز داری پس بکمک تو از مکر او در جمله نگاهداشته شدگان (از شرّ او) در آئیم - بار خدایا همه درخواستهایم را عطا کن، و حاجتهایم را برآور، و مرا از برآوردن (درخواستهایم) باز مدار که خود آن را برایم ضامن شده ای (بر خویشتن لازم گردانیده ای) و دعایم را از (درگاه) خود منع مفرما که تو خود مرا ب آن امر فرمودی (این دو جمله از دعا اشاره است بقول خدایتعالی «س 40 ی 60):وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60یعنی و پروردگار شما فرمود بخوانید مرا تا خواسته شما را برآورم، آنانکه از عبادت و پرستش من «مرا خواندن» سرکشی کنند بزودی با ذلّت و خواری در دوزخ در آیند. حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: عبادت در قول خدای تعالی:انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60دعاء است، و افضل و برترین عبادت دعاء است) و آنچه در دنیا و آخرت من باعث اصلاح حالم شود بمن انعام فرما، از آن یاد آورده یا فراموش کرده باشم (بزبان) اظهار نموده یا (در دل) پنهان داشته ام (برای مردم) آشکار کرده یا (برای دیگری) در پنهان گفته باشم - و مرا در همه احوال بوسیله درخواستم از تو از جمله اصلاح
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 174
کنندگان (اندیشه و کردارشان) و بطلب از تو از فیروزی یافتگان (حاجت برآورده شده ها) که با توکّل و اعتماد بر تو منع و باز داشته نشده اند، قرار ده - و مرا در جمله کسانی در آور که بپناه بردن بر تو خو گرفته، و در سودای با تو سود برده، و بعزّت و توانائی تو پناه برده، که از فضل و بخشش بسیار تو روزی حلال بر ایشان فراخ گشته، و بوسیله تو از ذلّت و خواری بعزّت و بزرگواری رسیده، و از ظلم و ستم بعدل و داد تو پناه جسته، و برحمت و مهربانیت از بلا و گرفتاری بهبودی یافته، و به بی نیازیت از فقر و بی چیزی توانگر گشته، و بترس از تو از گناهان و لغزشها و نادرستیها نگاهداشته شده، و بپیروی از تو بنیکی و راه راست و درست توفیق یافته، و بقدرت تو میان ایشان و گناهان حائل و مانعی در آمده، و هر نافرمانی تو را رها کرده، و در جوار و همسایگی تو آرمیده اند (از هر آفت و بلائی رهائی یافته اند) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 175
بار خدایا همه آن خواسته ها را بتوفیق و جور شدن اسباب کار و رحمت و مهربانیت بما عطا فرما، و ما را از آزار آتش پناه ده، و مانند آنچه از تو برای خود و فرزندانم در دنیای کنونی و آخرت آینده خواستم بهمه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان ببخش، زیرا تو نزدیک، اجابت کننده، شنوا، دانا، عفو کننده، آمرزنده، مهربان و بخشنده ای (رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: هر مؤمنی که برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند خدای عزّ و جلّ از هر مؤمن و مؤمنه ای که از اوّل روزگار گذشته یا آنکه تا روز قیامت آینده است مانند آنچه را که او برای ایشان دعا کرده باو باز میگرداند) - و ما را در دنیا حسنه و نیکوئی (توفیق عبادت و بندگی) و در آخرت حسنه (بهشت جاوید) عطا فرما، و از عذاب و شکنجه آتش (دوزخ) نگاهمان دار. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 176

دعای بیست و ششم از دعاهای امام علیه السّلام است در باره همسایگان و دوستانش هنگامیکه از ایشان یاد مینمود

(رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
هر که همسایه خود را بیازارد خداوند بوی بهشت را بر او حرام گرداند و جای او در دوزخ است، و دوزخ بد جائی است، و کسیکه حقّ همسایه اش را تباه سازد از ما نیست، و همیشه جبرئیل مرا در باره همسایه وصیّت و سفارش مینمود تا اینکه گمان کردم همسایه ارث خواهد برد، و امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: حریم مسجد چهل ذراع است و حریم همسایه چهل خانه از چهار سمت میباشد، و حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - گفته شد: ای پیغمبر خدا آیا در مال و دارائی جز زکوة حقّ و بهره دیگری هست؟ فرمود:
آری نیکی کردن بخویشان هر گاه دوری گزیده ای و مهربانی بهمسایه مسلمان، ایمان بمن نیاورده کسیکه شب سیر بوده و همسایه مسلمانش گرسنه باشد، و نیز آن حضرت - علیه السّلام - بإسحاق بن عمّار فرمود: با منافق و دو رو بزبان مکر کن، و دوستیت را برای مؤمن خالص گردان، و اگر یهودی با تو نشست با او نیکو بنشین، روایت شده: مردی نزد پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - آمد و گفت: فلان همسایه مرا می آزارد، حضرت فرمود: بر آزار او شکیبا باش و تو او را میازار، پس از اندک زمانی آمد و گفت: ای پیغمبر خدا همسایه ام مرد، حضرت فرمود: کَفی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 177
بالدّهر واعظا و کفی بالموت مفرّقا یعنی کافی است که روزگار پند دهنده و مرگ جدا کننده باشد، و هم آن حضرت - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: نبوده و نیست مؤمنی تا روز قیامت جز آنکه او را همسایه ای است که بیازاردش. و احادیث در این باره بسیار است و باید دانست که نیکی با همسایه بس نیازردن او نیست بلکه تحمّل و پذیرفتن آزار او نیز از جمله نیکی با همسایه میباشد): - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا ببهترین یاری نمودن در باره همسایگان و دوستانم که بحقّ ما شناسا هستند (امامت ما را باور داشته حقوق ما را رعایت مینمایند) و با دشمنان ما مخالفت میکنند همراهی فرما - و آنان را توفیق ده برای بر پا داشتن طریقه و روش (نگاهداری احکام) و فرا گرفتن اخلاق نیک خود (که بندگان را ب آن امر فرموده ای) در سود رساندن بناتوانانشان، و جلوگیری از فقر و نیازمندیشان، و رفتن نزد بیمارشان، و راهنمائی نمودن راه جویشان، و اندرز دادن مشورت کننده شان، و دیدار از سفر آمده شان، و پنهان کردن رازهاشان، و پوشاندن عیبهاشان، و یاری کردن ستمدیده شان، و خوب کمک کردنشان در ابزار خانه (دیگ، تبر، نردبان و مانند آنها) و سود رساندنشان ببخشش فراوان، و دادن آنچه ایشان را واجب و لازم است پیش از درخواست (ابو اسمعیل گفته: بحضرت باقر علیه السّلام گفتم: شیعه «پیروان شما آل محمّد علیهم السّلام» نزد ما بسیار است، فرمود: آیا دارا به ندار مهربانی میکند «چیزی میدهد» و نیکوکار از بدکار میگذرد و با یکدیگر کمک مینمایند؟ گفتم: نه، فرمود: آنان شیعه نیستند، شیعه کسی است که این کارها را بجا آورد) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 178
و بار خدایا مرا بر آن دار که بد کردارشان را بنیکی پاداش دهم، و از ستمکارشان بعفو و بخشش در گذرم، و درباره همه ایشان خوش گمان باشم (زیرا همچنانکه بر مؤمن گفتار بد درباره برادر ایمانیش حرام است گمان بردن بدهم درباره او حرام میباشد، و امّا با خود سخن گفتن و اندیشه و آنچه در دلش درباره او میگذرد بخشیده شده است چون شیطان باو القاء مینماید تا در باره برادرش کار زشت بخواهد پس واجب است که شیطان را تکذیب نماید، زیرا او بدکارترین بدکاران است، و پذیرفتن گفتار او روا نیست، و از این رو است که در شرع رسیده هر کس سخنی بگوید که ظاهر آن ارتداد و کفر است و معنی صحیحی دارد حکم بکفر او نمیشود) و با نیکوئی همه آنها را سرپرستی نمایم و با پاکدامنی چشمم را از (زشتیها و لغزشهای) آنان بپوشانم، و با فروتنی با آنها نرم باشم (سختگیر نباشم) و با مهربانی بر گرفتارانشان رقّت داشته و دلجوئی کنم، و در پنهانی و پشت سر دوستی (خود) را برای آنان آشکار سازم (نه مانند دو رویان در ظاهر دوستی نشان داده در پشت سر خلاف آن را هویدا نمایم) و با پاکدامنی (نه با آلودگی بفساد و تباهکاری) نعمت همیشگی (روزی و خوشی) را نزد ایشان دوست بدارم، و آنچه برای خویشان خود واجب و لازم میدانم درباره ایشان لازم دانم، و آنچه برای خواصّ و نزدیکان رعایت داشته در نظر دارم برای ایشان رعایت کنم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 179
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا مانند آنچه درخواست نمودم از جانب ایشان روزی فرما (با من چنان کنند که من با آنها مینمایم) و برخوردارترین بهره ها (چیزهای شایسته و خوهای نیک) را که نزد ایشان است برای من قرار ده، و بایشان بینائی در حقّ من و شناسائی بفضل و برتری مرا بیافزا تا بوسیله من نیکبخت شوند و من بوسیله آنان نیکبخت گردم (چون رفتار نمودن آن حضرت با ایشان با چنین اخلاق سزاوار پاداش بسیاری از جانب خدای تعالی است همان سبب نیکبختی آن بزرگوار است بوسیله ایشان) ای پروردگار جهانیان دعاء و خواسته ام را روا ساز. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 180

دعای بیست و هفتم از دعاهای امام علیه السّلام است برای مرزداران

(کسانیکه مرزهای اسلام را از دشمن حفظ و نگهداری مینمایند، و اینکه آن بزرگوار آنان را دعا کرده و توانائی و پیشرویشان را بر دشمنان از خدای تعالی خواسته در صورتیکه بیشتر آنها از مخالفین بوده و شیعه و پیرو ائمّه علیهم السّلام نبوده اند برای آنست که دعاء درباره مخالفین برای حفظ و نگهداری بیضه «جماعت و گروه» اسلام روا است، و امام علیه السّلام در اینجا این نکته را رعایت نموده و برای ایشان تقویت و توانائی و هدایت و رستگاری درخواست نموده است):
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرزهای مسلمانان را بغلبه و تسلّط خود استوار ساز، و نگهدارندگان آن مرزها را بنیروی خویش توانائی ده، و بخششهای ایشان را از توانگریت فراوان گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و عدّه و شمارش (جماعت و گروه)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 181
ایشان را بسیار فرما، و سلاحها (ابزار جنگ مانند شمشیر و نیزه و تیر) آنان را تیز و برّا نما، و حدود و اطراف ایشان را نگهداری کن، و دور و برشان را محکم گردان، و گروهشان را پیوند و آشنائی ده، و کارشان را شایسته فرما، و آذوقه هاشان را پی در پی برسان، و سختیهایشان را بتنهائی کارگزاری کن، و ایشان را بیاری کردن و کمک و بشکیبائی همراهی و در مکر و فریب (ایشان بدشمنانشان) دقّت نظر عطاء فرما (که دشمن مکر و فریبشان را در نیابد، یا آنها را از مکر و فریب دشمنانشان ایمن بدار که زیانی ب آنان نرسد) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و آنچه (از رموز و اسرار جنگ) ب آن نادانند بایشان بشناسان، و آنچه (چگونگی رفتار و دشمنان را که) نمیدانند ب آنها بیاموز، و ب آنچه (مکر و فریب دشمنان که) نمی بینند بیناشان فرما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هنگام رو برو شدنشان با دشمن یاد دنیای فریب دهنده گول زننده را فراموششان گردان، و اندیشه های مال و دارائی گمراه کننده را از دلهاشان بزدا، و بهشت را برابر چشمشان قرار ده، و از آن بهشت آنچه آماده ساخته ای از جاهای همیشگی و سراهای ارجمند و زنهای زیبا و جوهائیکه ب آشامیدنیهای گوناگون روان شده و درختهائیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 182
با انواع میوه ها خم گشته جلو چشمشان نمایان کن تا کسی از ایشان آهنگ روی برگرداندن (از دشمن) نکند و گریختن از (برابر) مانند خود را با خویش گفتگو ننماید - بار خدایا آنچه خواسته شد دشمنانشان را درهم شکن، و ناخنهای دشمنان را از ایشان جدا ساز (ب آنها شکست رو آورد) و میان دشمنان و سلاحهاشان جدائی افکن (تا از پیشروی باز مانند) و بندهای دلهاشان را بکن (از لشگر اسلام بترسانشان) و میان آنان و آذوقه هاشان دوری انداز (تا بر اثر اندیشه درباره توشه از دلاوریشان کاسته شود) و در راهها (اندیشه های جنگی) سرگردانشان گردان (تا باندیشه درست دست نیابند) و از چیزی که ب آن رو آورده اند (قصد جنگ با مسلمین) گمراهشان ساز، و کمک را از آنها ببر، و از شمارشان بکاه، و دلهاشان را از ترس پر نما، و دستهاشان را از گشودن باز دار، و زبانهاشان را از گفتار ببند (تا مانند لال نتوانند سخنی گویند) و با (سختی و گرفتاری) ایشان پشت سریهاشان را پراکنده گردان، و ایشان را برای آنها که در پس ایشانند عبرت قرار ده، و بخوار ساختن آنها طمعها و آرزوهای کسانی (لشگرهائی) را که پس از ایشانند قطع فرما -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 183
بار خدایا بچه دانهای زنانشان را از زائیدن باز دار، و پشتهای مردانشان را خشک گردان، و نسل چهارپایان و شتر و گاو و گوسفندشان را قطع کن، و آسمانشان را در باریدن و زمینشان را در روئیدن اذن و فرمان مده (تا سرگردان و نگران باشند) - بار خدایا بوسیله آنچه درباره دشمنان درخواست شد تدبیر و دوراندیشی مسلمانان را (یا جایگاه مسلمانان را در صورتیکه محال اهل الاسلام که در نسخه ابن ادریس دیده شده خوانده شود) نیرومند و بسبب آن شهرهاشان را استوار و دارائیهاشان را بسیار نما، و ایشان را از جنگیدن با دشمن برای عبادت و بندگیت و از زد و خورد با آنها برای خلوت نمودن و تنهائی گزیدن با تو آسوده گردان تا همه جای زمین جز تو پرستش نشود، و جز تو برای کسی از ایشان پیشانی بخاک گذارده نگردد - بار خدایا اهل هر ستمی از مسلمانان را بجنگ با مشرکین که در برابر ایشانند بفرست (با آنها کمک باش و برای جنگجوئی توفیقشان ده، و در نسخه ابن ادریس است اللّهم اعزّ یعنی بار خدایا مسلمانان را بر مشرکین غالب و چیره گردان) و آنان را از جانب خود بفرشتگان پی در پی آینده کمک فرما تا دشمنان را بپایان خاک در زمین تو
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 184
(جائیکه عمارت و آبادی نیست) کشته و اسیر شده رانده و شکست دهنده، یا آنکه (تسلیم شده و سر فرود آورده) اعتراف نمایند که توئی خدائی که جز تو خدائی نیست (در ذات) یگانه و (در صفات کمال) بی شریکی - بار خدایا درخواست مرا درباره مشرکین (از کشته شدن و اسیر گشتن) بر دشمنانت (که از روی دشمنی اطاعت و پیرویت نمینمایند و گفتار و پیغمبران و اوصیائشان «علیهم السّلام» را مخالفت میکنند) در اطراف شهرها از هند، روم، ترکستان، خزر، حبشه، ثوبه، زنگبار، سقالبه (صقالبه)، دیالمه و باقی اصناف مردم که مشرک (کافر) هستند و نام و نشانشان (از برای دیگران) پنهان است و تو خود بعلم و دانائیت آنها را میشناسی و بقدرت و توانائیت بر آنان آگاهی شامل گردان - بار خدایا کفّار را از دست درازی بمرزهای مسلمانان (یا بطوائف مسلمانان) بخودشان وادار و بکاستنشان از کاستن مسلمانان جلوگیر (هلاک و تباهشان گردان) و بپراکندگیشان از اجتماع و گرد آمدن بر مسلمانان باز دار -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 185
بار خدایا دل هاشان را از آرامش و تن هاشان را از توانائی تهی گردان، و قلبهاشان را از حیله و چاره جوئی فراموشی ده، و اندامشان را از جنگیدن با پیادگان (مسلمانان) سست نما، و آنها را از زد و خورد با دلیران (اسلام) بترسان، و لشگری از فرشتگانت با عذاب و آزار سخت از عذابهایت برایشان بر انگیز مانند کاریکه در روز (جنگ) بدر نمودی که بوسیله آن ریشه آنان را قطع کرده ببری و شوکت و بزرگیشان را بدروی (از بین ببری) و گروهشان را پراکنده فرمائی (روز بدر جمعه هفدهم ماه رمضان سال دوّم هجرت بود که پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - در بدر که نام موضعی است در بیست و هشت فرسخی مدینه براه مکّه با سیصد و سیزده مرد که در بین ایشان دو اسب یا یک اسب بیش نبود با کفّار قریش که هزار کس با اسب ها و سلاحهای بسیار بودند و رئیس آنها أبو جهل پیشوای مشرکین بود، جنگید و خدای تعالی هزار یا سه هزار یا بیشتر فرشته بکمک حضرت رسول فرستاد و گروه بسیاری از بزرگان کفّار مانند أبو جهل و عتبه و شیبه کشته شدند، و آن از بزرگترین جنگهای اسلام است، و درباره فرستادن خدایتعالی فرشتگان را در آن جنگ بکمک مسلمانان قرآن کریم و اخبار بسیار گویا است) - بار خدایا آب های ایشان را بوباء
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 186
(بیماریهای همگانی) و خوردنیهاشان را به بیماریها آمیخته و درهم کن، و شهرهاشان را بزمین فرو بر (که نشانه ای از آن نماند) و پی در پی بر آن شهرها بلا و گرفتاریها برسان، و آنها را بقحطی و خشکسالی بکوب (گرفتار کن بطوریکه راه رهائی از آن را نیابند) و آذوقه هاشان را در تهی ترین زمین خود (زمین کم آب و گیاه) و دورترین زمین خویش از ایشان (شهرهای دور دست) قرار ده (تا ب آن دست رسی نداشته باشند) و قلعه های زمین را از آنها باز دار (تا ب آنها پناه نبرند) آنها را بگرسنگی همیشگی و بیماری دردناک دچار فرما - بار خدایا و هر جنگجوی از اهل دین تو (مسلمانان) که با ایشان (در شهرهاشان) بجنگند یا هر مجاهد و جنگ کننده ای از پیروان طریقه و راه تو (مؤمنین) که با آنها (خواه در شهرها و خواه در غیر شهرهاشان) جنگ نماید تا دین تو (که پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - بر آن مبعوث گردیده بر سائر دینها) بلندتر و حزب و گروه تو (بر همه حزبها) تواناتر و نصیب و بهره (ثواب و پاداش دوستان) تو کاملتر گردد، پس (در هر گرفتاری) او را آسانی پیش آورد کار را برایش رو براه ساز، و پیروزی (رواشدن حاجات) را برایش عهده دار شو، و (بهترین) یاران را برای او برگزین (مقدّر فرما) و پشتش را قوی و توانا کن (ب آنچه نیازمند است یاریش نما) و جیره اش سرشار گردان، و او را بنشاط و خرّمی بهره مند ساز
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 187
و گرمی آرزو را از او فرو نشان (او را بر جدائی از کسیکه دوست دارد شکیبائی عطا فرما) و او را از اندوه تنهائی برهان، و یاد زن و فرزند را فراموشش ساز - و او را (هنگام جنگ و در هر امری) بحسن نیّت و آهنگ نیک راهنمائی کن (جمله و اثر له حسن النیّة را چنین ترجمه نموده اند: و حسن نیّت را برایش برگزین. که درست نیست و درست آنست که ما نوشتیم چنانکه از مراجعه بشرح صحیفه علامه عظیم الشأن مرحوم سیّد علیخان هویدا میگردد) و عافیت و تندرستی (خیر و نیکی دنیا و آخرت) را برایش عهده دار شو، و سلامتی و رهائی از بلاها را همراهش گردان، و او را از ترس و سست دلی دور دار، و جرأت دلیری در دلش بیافکن و نیرومندی روزیش نما (تا در کارزار با کفّار سخت بجنگد) و بکمک و یاری (خود) او را یاری فرما، و راهها (احکام جهاد با کفّار و دشمنان) و روشها (ی حضرت رسول - صلّی اللّه علیه و آله -) را باو بیاموز (توفیق آموختن باو عطا کن) و در حکم کردن راه درست و سزاوار را باو بنما، و رئاء و خود نمائی (در کردار) را از او بر کنار کن، و او را از انجام کاری برای اینکه مردم بشنوند برهان، و اندیشه و یاد و سفر کردن و مانندش را در راه (پسندیده) خود و برای (بدست آوردن رضا و خوشنودی) خویش قرار ده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 188
پس هر گاه با دشمن تو و دشمن خود (کفّار که قصد جنگیدن و تباه ساختن او را دارند) رو برو شود آنان را در پیش چشمش اندک نما، و مقامشان را در دلش کوچک ساز، و او را بر ایشان غلبه ده و آنها را بر او چیره مگردان، پس اگر زندگانیش را به نیکبختی پایان داده شهادت (کشته شدن در راه حق) را برایش مقدّر نمودی، شهادتش پس از آن باشد که دشمنت را بکشتن هلاک و تباه کند، و پس از آن باشد که اسیری و دستگیری آنها را برنج افکند، و پس از آن باشد که در مرزهای مسلمانان (یا در طوائف ایشان) ایمنی و آرامش بر قرار شود، و پس از آن باشد که دشمنانت (بمیدان جنگ) پشت کرده شکست خورده برگردند - بار خدایا و هر مسلمانیکه جنگجو یا مرزداری را در کار خانه اش جانشین شود، یا در نبودنش خانواده او را نگهداری کند، یا او را ببرخی از دارائی خود کمک نماید،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 189
یا او را باسباب جنگ (شمشیر، تیر نیزه، اسب و مانند آن) یاری کند، یا او را بر جهاد (جنگ کردن در راه خدا) وادارد، یا (اگر نتوانست این کارها را انجام دهد) او را در راهیکه پیش گرفته بدعاء (درخواست فتح و فیروزی او از خدای تعالی) همراهی نماید، یا در پشت سر او آبرویش را حفظ کند پس او را سنگ بسنگ و مانند بمانند برابر پاداش آن مسلمان جنگجو و مرزدار پاداش ده، و عوض کارش را در دنیا عطا فرما که سود آنچه پیش از این انجام داده و شادی کاری که بجا آورده بزودی در یابد تا آنگاه که زمان او بپایان رسیده (عمرش تمام گردد) و ب آنچه برای او (در آخرت) از فضل و احسانت روان ساخته ای و از کرم و بخششت آماده نموده ای برسد - بار خدایا و هر مسلمانیکه کار اسلام (گرفتاری مسلمانان در برابر کفر) او را نگران کند و گرد آمدن مشرکین او را اندوهگین سازد، پس قصد جنگ (با آنها) یا آهنگ جهاد (طرفداری از دین) نماید و ضعف و سستی او را از رفتن بجنگ بنشاند، یا فقر و بی چیزی او را بدرنگ کردن (نرفتن بجنگ) وادارد، یا پیشامدی او را از قصد و آهنگش بتاخیر اندازد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 190
یا جلوگیری در برابر اراده و خواسته اش پیش آید، پس نام او را در عبادت کنندگان بنویس و پاداش جهاد کنندگان را باو عطا فرما، و او را در رشته کشته شدگان در راه حقّ و شایستگان قرار ده (حضرت امام جعفر صادق - علیه السّلام - فرموده: بنده مؤمن فقیر و بی چیز میگوید: پروردگارا مرا روزی فرما تا در راههای خیر و نیکی چنین و چنان کنم، پس چون خدای عزّ و جل دانست که قصد او از روی راستی و درستی است برای او پاداش مینویسد مانند پاداشی که اگر کاری که قصد کرده بجا می آورد برای او مینوشت، زیرا خداوند بهر چیز احاطه دارد و دارای جود و بخشش است، و هم آن حضرت - علیه السّلام - فرموده: من خود را از کشته شدگان طفوف «جمع طفّ جائی است که حضرت سیّد الشهداء - علیه السّلام - در آنجا کشته شده، و اینکه کربلاء را طفّ مینامند برای آنست که طرف بیابان نزدیک فرات واقع شده است» بیرون نمینمایم، و پاداش خویش را از آنان کمتر نمیشمارم، زیرا اگر آن روز حاضر بودم قصد من نصرت و یاری کردن آنها بود، و همچنین شیعیان ما شهداء و کشته شدگانند هر چند بروی رختخوابشان بمیرند) - بار خدایا بر محمّد بنده و فرستاده خود و بر آل محمّد درود فرست، درودی که بر درودها بلند و بالای ستودنها باشد، درودی که مدّتش پایان نپذیرد و شماره اش بریده نشود مانند کاملترین درودهائی که بر یکی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 191
از دوستانت گذشته (فرستاده ای) زیرا توئی بسیار بخشنده، ستوده شده، آغاز کننده (آفریننده اشیاء) باز گرداننده (زنده کننده مردم در قیامت) بجا آورنده هر چه خواهی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 192