فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است برای پدر و مادر خود علیهما السّلام

(تعظیم و بزرگ داشت پدر و مادر در همه شرائع مورد اهمیّت و پسندیده عقل است، و از تعظیم و احسان ب آنان آنست که آنها را از صمیم قلب باید دوست داشت و دقائق آداب را در خدمتشان مراعات نمود و ب آنها مهربانی کرد و خوشنودیشان را بدست آورد، و بهترین دارائی خود را از آنها دریغ ننمود و در انجام اوامرشان کوشید و آنها را بدعای شایسته یاد کرد، چنانکه خدای تعالی در قرآن کریم بهمه این ها را راهنمائی کرده آنجا که میفرماید «س 17 ی 23):وَ قَضی رَبُّکَ الا تَعْبُدُوا إِلا ایَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ احْسانا امَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ احَدُهُما اوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا کَریما «ی 24) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ، وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرا 17: 23 - 24یعنی و پروردگار تو حکم کرد که جز او را نپرستید و بپدر و مادر نیکوئی نمائید، و چنانکه یکی از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده «که باعث زحمت و رنج شود» گردند افّ «سخن بتنگ آمده» بایشان مگو و بانگ بر آنها مزن، و با آنان نیکو سخن گو و از روی رحمت و مهربانی با ایشان فروتنی نما، و بگو پروردگارا آنها را بیامرز چنانکه مرا در کودکی پروردند.
مردی بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله گفت: مرا عملی بیاموز که بوسیله آن برحمت خدا نزدیک شوم، فرمود: پدر و مادر داری؟ گفت: آری، فرمود: بایشان نیکوئی کن که نیکوئی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 159
در باره آنها از همه چیز برحمت حقّ نزدیکتر است. حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرموده:
بنده ای که بپدر و مادر خود در زمان زنده بودنشان نیکوکار است اگر بمیرند وامشان نپردازد و برای آنها آمرزش نطلبد خداوند او را عاق و بد رفتار مینویسد، و بنده ای که در زمان حیاتشان عاقّ آنها است چون مردند وامشان را بپردازد و برای آنان آمرزش بخواهد خدای عزّ و جلّ او را نیکوکار مینویسد): - بار خدایا بر محمّد بنده و فرستاده خود و بر خاندان پاکانش (حضرت زهرا و أئمّه معصومین) رحمت فرست، و آنان را ببهترین رحمتها و نیکیها و درود خود امتیاز ده - و پدر و مادر مرا - بار خدایا - بگرامی داشتن نزد خود و احسان و نیکی از جانب خویش برتری بخش، ای بخشنده ترین بخشندگان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دانستن آنچه در باره ایشان بر من واجب است بمن الهام نما و در دلم انداز، و آموختن همه آن واجبات را بی کم و کاست برایم فراهم آور، سپس مرا ب آنچه که بمن الهام مینمائی وادار، و برای انجام در آنچه بدانستن آن بینایم میسازی توفیقم ده، تا بجا آوردن چیزی از آنچه مرا ب آن دانا گردانیده ای از من فوت نگردد، و اندامم از خدمت در آنچه بمن الهام نموده ای سنگین نشود (سست نگشته باز نماند، چون حقوق پدر و مادر در زندگی و پس از مرگشان بر فرزند بیش از آنست که انسان آن را در یابد از این رو امام علیه السّلام از خداوند سبحان درخواست مینماید که آنها را باو الهام فرماید و بانجام آن موفّق سازد، ابی ولاد حنّاط گفته: از حضرت صادق علیه السّلام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 160
از قول خدای عزّ و جلّ وَ بِالْوالِدَیْنِ احْسانًا «و بپدر و مادر نیکوئی نمائید» پرسیدم: این احسان و نیکوئی چیست؟ فرمود: احسان آنست که با آنها خوشرفتاری نمائی، و اگر چیزی از تو خواستند هر چند بی نیاز باشند آنها را نرنجانی، آیا خداوند عزّ و جلّ نمیفرماید «س 3 ی 92):
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ 3: 92(هرگز نیکی را در نیابید تا آنکه از آنچه دوست میدارید انفاق کنید» پس از آن حضرت صادق علیه السّلام فرمود: و امّا قول خدای عزّ و جلّ:امَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ احَدُهُما اوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما 17: 23(و چنانکه یکی از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده گردند افّ سخنی که بتنگ آمده باشی بایشان مگو، و بانگ بر آنها مزن» اگر تو را نگران ساختند ب آنها افّ مگو، و اگر تو را کتک زدند بانگ بر آنان مزن، وَ قُلْ لَهُما قَولا کَریمًا «و با ایشان نیکو سخن گو» فرمود: اگر تو را کتک زدند بایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که سخن نیکوی تو باشد، وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ «و از روی مهربانی با ایشان فروتنی نما» فرمود: چشمت را از نگاه کردن ب آنها جز بمهربانی و نرمی پر مکن و صدایت را بر صدای آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ایشان پیشی مگیر، و از آن حضرت علیه السّلام روایت شده: مردی نزد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آمد و گفت: من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم، پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی نزد خدا زنده بوده و روزی داده میشوی، و اگر مردی پاداش تو بر خدا است، و اگر برگشتی از گناهان برگشته ای چنانکه بدنیا آمده ای، آن مرد گفت: یا رسول اللّه من پدر و مادر سالخورده دارم که با من انس داشته نمیخواهند بجهاد روم، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: با ایشان باش قسم ب آنکه جان من بدست او است همدمی پدر و مادر بتو روز و شبی بهتر از یکسال جهاد است. این اخبار دلالت دارد باینکه بیشتر حقوق پدر و مادر و نیکی ب آنها را جز خدا و آنکه خدا باو آموخته نمیداند) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست چنانکه ما (مسلمانها) را ب آنحضرت شرافت و بزرگی دادی، و بر محمّد و آل او درود فرست
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 161
چنانکه بسبب آن بزرگوار برای ما حقّی بر خلق (بر دیگری) واجب گردانیدی (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: مؤمن را بر مؤمن هفت حقّ و بهره است که از خدا بر او واجب گشته: تعظیم و بزرگ داشت هنگام دیدن او، و دوست داشتن او در دل، و مواسات و برابری برای او در مال و دارائی خود، و اینکه غیبت و سخن گفتن پشت سر او را حرام بداند، و هنگام بیماری او را عیادت و دیدار نماید، و جنازه او را تشییع کند، و پس از مردن درباره او جز نیکی نگوید) - بار خدایا مرا چنان گردان که از پدر و مادر بترسم مانند ترسیدن از پادشاه ستمکار، و با ایشان خوشرفتاری نمایم همچون خوشرفتاری مادر مهربان، و فرمانبری و نیکو کاریم را ب آنان در نظر از خواب، خواب آلوده خوشتر و در دلم از آشامیدن تشنه گواراتر گردان تا آرزوی آنها را بر آرزوی خود برگزینم، و خوشنودی ایشان را بر خوشنودی خویش جلو اندازم، و نیکوئیشان را در باره خود هر چند اندک باشد بسیار شمارم، و نیکوئی خویش را در باره آنها هر چند بسیار باشد کم بدانم (بسیار شمردن نیکوئی پدر و مادر اگر چه کم باشد برای آنست که رغبت در دوستی و فرمانبری آنها زیاد گردد و در سپاسگزاری و قیام بحقوق آنان کوتاهی نشود) - بار خدایا صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا بایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان - بار خدایا آنان را بپرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 162
و آنچه در کودکی از من محافظت نموده اند (رنجهائیکه برایم کشیده اند) برای آنها نگاهدار (پاداش رنجشان را عطاء فرما. اشاره باینکه چون فرزند نمیتواند نیکی پدر و مادر را در باره خود پاداش دهد از این رو پاداش ایشان را از خداوند متعال خواسته) - بار خدایا و آزاری که از من بایشان رسیده یا ناپسندی که از من ب آنان رخ داده یا حقّی که برای آنها نزد من تباه گشته آن را سبب ریختن گناهان و بلندی درجات و مقامها و فزونی حسنات و نیکیهاشان قرار ده (توجیه اعتراف معصومین علیهم السّلام بگناهان و آمرزش خواستن از آنها در شرح دعای دوازدهم گذشت) ای بر گرداننده بدیها بچندین برابرش از خوبیها (این جمله در آخر دعای دوّم شرح داده شد) - بار خدایا آنچه پدر و مادر در گفتار با من تعدّی نموده اند (سخنان ناروائی گفته اند) یا در کردار درباره من بیجا رفتار کرده اند (بشایستگی مرا تربیت و پرورش ننموده اند) یا حقّ مرا تباه ساخته اند یا از آنچه واجب است (وظیفه ایشان بوده که آن را انجام دهند) درباره من کوتاهی کرده اند من آن را ب آنان بخشیدم و آن را وسیله احسان بر ایشان گردانیدم، و از تو خواهانم که وبال و گرفتاری آن را از ایشان برداری (آنان را بگفتار و کردار بیجا و تضییع حقّ و انجام ندادن وظیفه درباره من بکیفر نرسانی) زیرا من درباره خود بایشان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 163
گمان بد نمیبرم، آنان را در مهربانی بخویش سهل انگار نمیدانم، و از آنچه در باره ام نموده اند کراهت نداشته دلگیر نیستم، ای پروردگارم - زیرا حقّ ایشان بر من واجبتر و نیکیشان بمن دیرین تر و نعمتشان نزد من بزرگتر از آنست که آنها را بعدل و داد قصاص نموده گروگیری کنم، یا مانند آنچه نموده اند رفتار نمایم (و اگر چنین کنم پس) در این هنگام - ای خدای من - بسیاری کار ایشان برای پرورش من چه شد؟ و سختی رنجشان در پاس داشتنم کو؟ و تنگی (گرفتاری) که برای گشایش (آسایش) بر من بخود هموار نموده اند کجا است؟ - چه بسیار دور است (شگفتا) ایشان نمیتوانند حقّ خود را از من بدرستی بگیرند (زیرا حقوق آنها بسیار و بیش از آنست که بتوانند همه آنها را بستانند) و من نمیتوانم آنچه (حقوقی) که برای آنها بر من واجب است در یابم، و شرط خدمت و چاکری آنان را بجا آورم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا (در انجام وظیفه) یاری کن ای بهترین کسیکه از او یاری میخواهند، و توفیقم ده ای راهنماینده تر کسیکه باو رو می آورند، و مرا روزی (قیامت) که هر نفسی ب آنچه کرده جزا داده میشود در حالیکه بانها ستم نمیشود در جرگه کسانی که با پدران و مادران بد رفتاری کرده و آنها را آزرده اند قرار مده (حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرموده: خداوند عزّ و جلّ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 164
برای بنده در سه چیز رخصت قرار نداده «آنها را آسان نشمرده»: ادای امانت و سپرده بنیکو کار و بد کار، و وفای بعهد و پیمان برای نیکوکار و بد کار، و نیکی بپدر و مادر نیکو کار باشند یا بد کردار. و از زهری روایت شده که گفته: علیّ بن الحسین علیهما السّلام با مادرش طعام نمیخورد، و بمادر خود خوشرفتارترین مردم بود، از آن حضرت سبب طعام نخوردن با مادر را پرسیدند؟ فرمود:
میترسم با مادر طعام خورم و چشم او بچیزی از خوردنی سبقت گیرد و من ندانسته آن را بخورم پس عاق او گردم. سیّد نعمت اللّه جزائری - علیه الرّحمة - در شرح خود بر صحیفه پس از نقل این روایت مینویسد:
مراد از مادر آن حضرت علیه السّلام در اینجا پرورش دهنده آن حضرت است که کنیز امام حسین علیه السّلام بوده، و امّا مادر حقیقی آن بزرگوار چنانکه صدوق - رحمه اللّه - از حضرت رضا علیه السّلام روایت نموده هنگام زائیدن از دنیا رفته، پس امام حسین علیه السّلام او را بکنیزی سپرد، و آن حضرت او را مادر میخواند، و گفته شده: که مادر آن حضرت علیهما السّلام در واقعه کربلا خود را در فرات انداخت از جهت اینکه صبرش تمام گشته یا از اسیری میترسید، زیرا او از دختران پادشاهان عجم بود و از یزید گمان میبرد دشمنی سختی را که بین پادشاهان عرب و عجم بود، و گفته شده: سیّد السّاجدین علیه السّلام چون آنچه در آن بیابان بسرشان آمده دید برای مادر خود ترسید ب آنچه که مادرش بر نفس خویش میترسید پس او را بر شتر یا اسبی سوار کرده و روانه ساخت و معلوم نشد بکجا رفت، و گفته شده:
او را بکوهی در خراسان برد و در آنجا مرد، و آن کوه «که از سلسله جبال خراسان است» الآن بین مردم طهران معروف است که آن را زیارت میکنند و ب آن تبرّک میجویند، و برای این گفتار از اخبار شواهدیست، خلاصه مادر حقیقی آن حضرت پس از واقعه کربلا دیده نشده است، و آنچه روایت شده که آن حضرت علیه السّلام چون از شام برگشت مادرش را بمولی و غلام خود شوهر داد، مراد از مادر پرورش دهنده آن بزرگوار بود، نه مادر حقیقی او چنانکه بسیاری از دانشمندان گمان کرده اند، زیرا پذیرفتنی نیست که دختر یزدجرد پادشاه عجم هنگامی که خواستند او را شوهر دهند بکسی جز حسین علیه السّلام تن نداد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 165
چگونه بعد از او بیکی از موالی و غلامان تن میدهد؟ و نیز حمل مولی بر عبد و غلام غلط و نادرست است، زیرا مولی در اینجا بمعنی محبّ و دوست است که از شیعیان باشد، و چون این مطلب را تحقیق و تصدیق نمودی بدان که از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله رسیده: مردی ب آنحضرت گفت: یا رسول اللّه کیست سزاوارترین مردم بخوشرفتاری و آمیزش من با او؟ فرمود:
مادرت، گفت: پس از او کیست؟ فرمود: مادرت، گفت: پس از او کیست؟ فرمود: پدرت. مادر را دو بار بیان فرمود: و در روایت دیگر سه بار بیان کرده، و بعضی علماء گفته اند: گفتار پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله دلیل است بر اینکه دو ثلث مال فرزند برای مادر است بنا بروایت یکم یا سه چهار آن بنا بروایت دوم، و برای پدر سه یک است یا چهار یک، و آیات و اخبار که زیادی حقّ مادر را بر پدر بیان میکند بسیار است، و این منافات با اختصاص پدر برای ولایت و سر پرستی فرزند ندارد، زیرا قیام ب آن از جمله چیزهائی است که مناسب مردان است) - بار خدایا بر محمّد و آل و فرزندان او درود فرست، و پدر و مادر مرا ببهترین چیزی (پاداشی) که اختصاص داده ای ب آن پدران و مادران بندگان با ایمانت را امتیاز ده، ای بخشنده ترین بخشندگان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 166
بار خدایا، یاد ایشان را در پی نمازها و در وقتی از اوقات شب و در هر ساعتی از ساعات روزم از یاد مبر - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بوسیله دعای برای ایشان و ایشان را بسبب مهربانیشان بمن بیامرز آمرزش پا برجا، و بشفاعت و میانجیگری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو (آنها را مشمول رحمتت گردان) خوشنودی یکسره (نه آمرزش و خوشنودی با شرط و صفت و وقت) و آنها را با گرامی داشتن بجاهای آسایش (در بهشت) برسان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 167
بار خدایا اگر آمرزشت ب آنان پیشی گرفته پس آنها را شفیع من گردان، و اگر آمرزشت بمن پیشی گرفته پس مرا شفیع آنها ساز تا بمهربانی تو در سرای گرامی و جای آمرزش و رحمتت گرد آئیم، زیرا تو دارای فضل بزرگ و نعمت دیرینی، و مهربانترین مهربانانی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 168

دعای بیست و پنجم از دعاهای امام علیه السّلام است برای فرزندانش علیهم السّلام

(رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: خدا رحمت کند پدر و مادری را که با خوشرفتاری نمودن خود فرزندشان را کمک نمایند. مردی از انصار ب آنحضرت گفت:
بچه کسی نیکی نمایم؟ حضرت فرمود: بپدر و مادرت، گفت: آنها مرده اند، فرمود: بفرزندت نیکی کن. حضرت صادق علیه السّلام فرموده: خداوند به بنده رحم میکند برای بسیار فرزند را دوست داشتن. رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
دعای چهار کس ردّ نمیشود تا اینکه درهای آسمان بروی آنها گشوده شده بعرش میرسد:
دعای پدر برای فرزندش، و دعای ستمدیده برای ستمگر باو، و دعای بجا آورنده عمره «افعال مخصوصه ای است در مکّه» تا اینکه باز گردد، و دعای روزه دار تا اینکه افطار نماید «بخورد و بیاشامد». حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پدرم میفرمود:
پنج دعاء است که از پروردگار - تبارک و تعالی - پنهان نمیماند «روا میشود»: دعای امام عادل و دعای مظلوم که خدای عزّ و جلّ میفرماید: من برای تو انتقام میکشم «ستمگرت را بکیفر میرسانم» اگر چه دیری بگذرد، و دعای فرزند شایسته برای پدر و مادرش، و دعای پدر نکوکار برای فرزندش، و دعای مؤمن در پشت سر برادرش که خدای تعالی میفرماید: برای تو است دو برابر آن): -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 169
بار خدایا بمن نعمت عطا فرما بماندن فرزندانم، و بشایسته گردانیدن ایشان برای (اطاعت و پیروی از) من، و ببهره بردن من از ایشان - بار خدایا عمرشان را برای من دراز گردان، و مدّت زندگانیشان را بسیار نما، و خردشان را برای من پرورش ده، و ناتوانشان را نیرومند ساز، و تن ها و کیشها و خوهاشان را برای من سالم بدار، و در جانها و اندامشان و در هر چه از کار ایشان ب آن میکوشم تندرستی ده (از دردها و پیشامدهای ناروا نگاهداریشان فرما) و روزیهاشان را برای من و بدست من فراوان گردان - و ایشان را نیکوکاران و پرهیزکاران (از گناه) و بینایان (راه حقّ) و شنوندگان (سخن راست) و فرمانبران خودت و دوستداران پند دهندگان برای دوستانت و دشمنان و کینه داران برای همه دشمنانت (که بتو نگرویده اند) قرار ده آمین (خدایا دعایم را روا ساز) - بار خدایا بازوی مرا بوسیله ایشان استوار گردان، و کجی مرا ب آنان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 170
راست نما (در سختی و گرفتاری و پریشان آنها را کمک من گردان) و عدد و شماره (اهل و خویش) مرا ب آنان افزون کن، و مجلس مرا بایشان بیارا (آنان را اهل علم و دانش و فضل و کمال قرار ده) و یاد مرا ب آنها زنده بدار، و در نبودنم مرا بسبب ایشان بی نیاز کن (آنها را جانشین من گردان) و بوسیله اینان مرا بر حاجت و خواسته ام یاری فرما، و ایشان را برای من دوستدار و مهربان و روی آور، و (در کمک و یاری) پا برجا، و (در انجام دستورم) فرمانبر قرار ده، نه گناهکار و بد کننده و مخالفت کننده و خطا کار - و مرا در پرورش و تأدیب (راه پسندیده نمودن) و نیکی کردن ایشان یاری فرما، و مرا از جانب خود افزون بر ایشان فرزندان نرینه ببخش، و آن را برای من نیک قرار ده، و آنها را در آنچه (در این راز و نیاز که) از تو خواسته ام یاورم گردان - و مرا و فرزندانم را از شیطان رانده شده (از رحمتت) پناه ده، زیرا تو ما را آفریدی و (بنیکیها) امر کردی و (از زشتیها) نهی فرمودی و در پاداش آنچه ما را امر نمودی خواهان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 171
و از کیفر (مخالفت) آن (یا کیفر آنچه ما را نهی کردی) ترسانیدی، و برای ما دشمنی قرار دادی که با ما مکر میکند، او را درباره ما تسلّط و توانائی دادی بر آنچه (جمیع اعضاء) که ما را بر آن درباره او تسلّط ندادی (برای آنکه) او را در سینه های ما جا دادی، و در رهگذرهای خونهای ما روان گردانیدی (گفته اند: مراد از صدر «سینه» جایگاه قلب «دل» است، و جائز است که مراد ب آن قلب باشد که پاره گوشت صنوبریّ الشّکل «مانند میوه درخت کاج» است که در سمت چپ سینه قرار گرفته، و مراد از قلبی که محقّقین فرموده اند: شیطان را بر آن راهی نیست و نیز مفسّرین در قول خدای تعالی «س 114 ی 5):الَّذی یُوَسْوِسُ فی صُدُوْرِ النَّاسِ 114: 5(آن شیطان که وسوسه و اندیشه بد و بیجا در سینه های مردم افکند» فرموده اند:
اینکه نفرموده: فی قُلُوبِ النَّاسِ «در دلهای مردم» برای آنست که شیطان را بر دل مؤمن الَّذی هُوَ بَیْنَ اصْبَعَیْنِ مِنْ اصابِعِ الرَّحْمنِ «دلی که بین دو انگشت از انگشت های رحمت خداوند است» تسلّط و توانائی نیست، آن قلب لطیفه ربّانیّه نورانیّه عالمه است که جای فرود انوار الهیّه است و ب آن انسان، انسان میباشد و همان حقیقت انسان است که بسبب آن برای پیروی احکام آماده میگردد و از آن گاهی بنفس ناطقه و گاهی بروح و گاهی بعقل تعبیر میشود، و بر گفتار محقّقین دلالت دارد فرمایش حضرت صادق - علیه السّلام - باینکه خدای تعالی مؤمن را گرفتار میسازد بهر گرفتاری و میمیراند بهر مردنی و او را به از بین رفتن عقلش گرفتار نمیگرداند، آیا نمی بینی ایّوب را که چگونه شیطان را بر مال و فرزند و اهل و هر چیز او چیره گردانید و بر عقل او مسلّط ننمود تا بوسیله آن تنها بخدا ایمان داشته باشد، و گفته اند:
معنی جریان شیطان در مجاری خون آنست که او از فرزند آدم تا زنده است جدا نمیشود چنانکه خون از او جدا نمیگردد، ولی بزرگان و محقّقین معنی ظاهری آن را گرفته و فرموده اند:
شیطان را چنان توانائی داده شده است که بر اثر لطافت هیئت خود در عروق و رگها
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 172
که مجاری خون است روان میگردد تا بقلب شخص میرسد و طبق ضعف و سستی ایمان بنده و کمی یاد آوری و بسیاری غفلت او وسوسه مینماید و بمقدار قوّت و بیداری و بسیاری ذکر و اخلاص توحید بنده تسلّط او کم گشته و از او دور میگردد، و علامه مجلسی «رحمه اللّه» در مجلّد چهاردهم بحار الانوار میفرماید: بین امامیّه «علمای اثنی عشری» بلکه بین مسلمین «علمای اسلام» خلاف نیست در اینکه جنّ و شیاطین اجسام لطیفه ای هستند که در بعض اوقات دیده میشوند و در برخی دیده نمیشوند و آنها را جنبشهای تند و توانائی بر کارهای دشوار است و در رهگذر خون اجساد بنی آدم روان میگردند، و گاهی خداوند بجهة مصالحی آنها را باشکال مختلفه و صورتهای گوناگون در آورد چنانکه سیّد مرتضی - علیه الرّحمة - بر آن رفته، یا آنکه خداوند آنها را توانائی داده که باشکال مختلفه در آیند چنانکه این مطلب از اخبار آشکارتر است) بی خبر نیست (از ما) اگر ما (از او) غافل شویم، و (ما را) از یاد نمیرد اگر ما (از او) فراموش کنیم، ما را از کیفر تو ایمن میسازد (وسوسه میکند و در دل شخص میافکند که فلان گناه را بجا آور که خداوند آمرزنده و مهربان است) و از غیر تو میترساند (مثلا وسوسه مینماید که اگر فلان کار ناروا را برای فلان شخص بجا نیاوری چنین و چنان میشود) - اگر گناه بزرگی قصد کنیم ما را بر آن دلیر مینماید، و اگر کار شایسته ای آهنگ نمائیم ما را از آن باز میدارد، ما را بخواهشها و گناهان میطلبد، و شبهه ها برای ما بر پا میکند (در بین ما شبهه ها میاندازد تا گمراهمان سازد) اگر بما وعده و نوید دهد (بکار خیر و نیکی بخواند) دروغ میگوید، و اگر ما را ب آرزو سرگرم نماید خلاف آن میکند، و اگر مکرش را از ما بر نگردانی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 173
گمراهمان میسازد، و اگر از فساد و تباهکاریش نگاهمان نداری ما را میلغزاند - بار خدایا پس بتوانائی خود او را از تسلّط بر ما مغلوب نما تا بوسیله دعا خواندن بسیار برای تو او را از ما باز داری پس بکمک تو از مکر او در جمله نگاهداشته شدگان (از شرّ او) در آئیم - بار خدایا همه درخواستهایم را عطا کن، و حاجتهایم را برآور، و مرا از برآوردن (درخواستهایم) باز مدار که خود آن را برایم ضامن شده ای (بر خویشتن لازم گردانیده ای) و دعایم را از (درگاه) خود منع مفرما که تو خود مرا ب آن امر فرمودی (این دو جمله از دعا اشاره است بقول خدایتعالی «س 40 ی 60):وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونی اسْتَجِبْ لَکُمْ انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60یعنی و پروردگار شما فرمود بخوانید مرا تا خواسته شما را برآورم، آنانکه از عبادت و پرستش من «مرا خواندن» سرکشی کنند بزودی با ذلّت و خواری در دوزخ در آیند. حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: عبادت در قول خدای تعالی:انَّ الَّذینَ یَسْتَکْبِرُونَ عَنْ عِبادَتی سَیَدْخُلُونَ جَهَنَّمَ داخِرینَ 40: 60دعاء است، و افضل و برترین عبادت دعاء است) و آنچه در دنیا و آخرت من باعث اصلاح حالم شود بمن انعام فرما، از آن یاد آورده یا فراموش کرده باشم (بزبان) اظهار نموده یا (در دل) پنهان داشته ام (برای مردم) آشکار کرده یا (برای دیگری) در پنهان گفته باشم - و مرا در همه احوال بوسیله درخواستم از تو از جمله اصلاح
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 174
کنندگان (اندیشه و کردارشان) و بطلب از تو از فیروزی یافتگان (حاجت برآورده شده ها) که با توکّل و اعتماد بر تو منع و باز داشته نشده اند، قرار ده - و مرا در جمله کسانی در آور که بپناه بردن بر تو خو گرفته، و در سودای با تو سود برده، و بعزّت و توانائی تو پناه برده، که از فضل و بخشش بسیار تو روزی حلال بر ایشان فراخ گشته، و بوسیله تو از ذلّت و خواری بعزّت و بزرگواری رسیده، و از ظلم و ستم بعدل و داد تو پناه جسته، و برحمت و مهربانیت از بلا و گرفتاری بهبودی یافته، و به بی نیازیت از فقر و بی چیزی توانگر گشته، و بترس از تو از گناهان و لغزشها و نادرستیها نگاهداشته شده، و بپیروی از تو بنیکی و راه راست و درست توفیق یافته، و بقدرت تو میان ایشان و گناهان حائل و مانعی در آمده، و هر نافرمانی تو را رها کرده، و در جوار و همسایگی تو آرمیده اند (از هر آفت و بلائی رهائی یافته اند) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 175
بار خدایا همه آن خواسته ها را بتوفیق و جور شدن اسباب کار و رحمت و مهربانیت بما عطا فرما، و ما را از آزار آتش پناه ده، و مانند آنچه از تو برای خود و فرزندانم در دنیای کنونی و آخرت آینده خواستم بهمه مردان و زنان مسلمان و مردان و زنان با ایمان ببخش، زیرا تو نزدیک، اجابت کننده، شنوا، دانا، عفو کننده، آمرزنده، مهربان و بخشنده ای (رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: هر مؤمنی که برای مؤمنین و مؤمنات دعا کند خدای عزّ و جلّ از هر مؤمن و مؤمنه ای که از اوّل روزگار گذشته یا آنکه تا روز قیامت آینده است مانند آنچه را که او برای ایشان دعا کرده باو باز میگرداند) - و ما را در دنیا حسنه و نیکوئی (توفیق عبادت و بندگی) و در آخرت حسنه (بهشت جاوید) عطا فرما، و از عذاب و شکنجه آتش (دوزخ) نگاهمان دار. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 176

دعای بیست و ششم از دعاهای امام علیه السّلام است در باره همسایگان و دوستانش هنگامیکه از ایشان یاد مینمود

(رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده:
هر که همسایه خود را بیازارد خداوند بوی بهشت را بر او حرام گرداند و جای او در دوزخ است، و دوزخ بد جائی است، و کسیکه حقّ همسایه اش را تباه سازد از ما نیست، و همیشه جبرئیل مرا در باره همسایه وصیّت و سفارش مینمود تا اینکه گمان کردم همسایه ارث خواهد برد، و امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرموده: حریم مسجد چهل ذراع است و حریم همسایه چهل خانه از چهار سمت میباشد، و حضرت صادق - علیه السّلام - فرموده: پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - گفته شد: ای پیغمبر خدا آیا در مال و دارائی جز زکوة حقّ و بهره دیگری هست؟ فرمود:
آری نیکی کردن بخویشان هر گاه دوری گزیده ای و مهربانی بهمسایه مسلمان، ایمان بمن نیاورده کسیکه شب سیر بوده و همسایه مسلمانش گرسنه باشد، و نیز آن حضرت - علیه السّلام - بإسحاق بن عمّار فرمود: با منافق و دو رو بزبان مکر کن، و دوستیت را برای مؤمن خالص گردان، و اگر یهودی با تو نشست با او نیکو بنشین، روایت شده: مردی نزد پیغمبر - صلّی اللّه علیه و آله - آمد و گفت: فلان همسایه مرا می آزارد، حضرت فرمود: بر آزار او شکیبا باش و تو او را میازار، پس از اندک زمانی آمد و گفت: ای پیغمبر خدا همسایه ام مرد، حضرت فرمود: کَفی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 177
بالدّهر واعظا و کفی بالموت مفرّقا یعنی کافی است که روزگار پند دهنده و مرگ جدا کننده باشد، و هم آن حضرت - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: نبوده و نیست مؤمنی تا روز قیامت جز آنکه او را همسایه ای است که بیازاردش. و احادیث در این باره بسیار است و باید دانست که نیکی با همسایه بس نیازردن او نیست بلکه تحمّل و پذیرفتن آزار او نیز از جمله نیکی با همسایه میباشد): - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا ببهترین یاری نمودن در باره همسایگان و دوستانم که بحقّ ما شناسا هستند (امامت ما را باور داشته حقوق ما را رعایت مینمایند) و با دشمنان ما مخالفت میکنند همراهی فرما - و آنان را توفیق ده برای بر پا داشتن طریقه و روش (نگاهداری احکام) و فرا گرفتن اخلاق نیک خود (که بندگان را ب آن امر فرموده ای) در سود رساندن بناتوانانشان، و جلوگیری از فقر و نیازمندیشان، و رفتن نزد بیمارشان، و راهنمائی نمودن راه جویشان، و اندرز دادن مشورت کننده شان، و دیدار از سفر آمده شان، و پنهان کردن رازهاشان، و پوشاندن عیبهاشان، و یاری کردن ستمدیده شان، و خوب کمک کردنشان در ابزار خانه (دیگ، تبر، نردبان و مانند آنها) و سود رساندنشان ببخشش فراوان، و دادن آنچه ایشان را واجب و لازم است پیش از درخواست (ابو اسمعیل گفته: بحضرت باقر علیه السّلام گفتم: شیعه «پیروان شما آل محمّد علیهم السّلام» نزد ما بسیار است، فرمود: آیا دارا به ندار مهربانی میکند «چیزی میدهد» و نیکوکار از بدکار میگذرد و با یکدیگر کمک مینمایند؟ گفتم: نه، فرمود: آنان شیعه نیستند، شیعه کسی است که این کارها را بجا آورد) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 178
و بار خدایا مرا بر آن دار که بد کردارشان را بنیکی پاداش دهم، و از ستمکارشان بعفو و بخشش در گذرم، و درباره همه ایشان خوش گمان باشم (زیرا همچنانکه بر مؤمن گفتار بد درباره برادر ایمانیش حرام است گمان بردن بدهم درباره او حرام میباشد، و امّا با خود سخن گفتن و اندیشه و آنچه در دلش درباره او میگذرد بخشیده شده است چون شیطان باو القاء مینماید تا در باره برادرش کار زشت بخواهد پس واجب است که شیطان را تکذیب نماید، زیرا او بدکارترین بدکاران است، و پذیرفتن گفتار او روا نیست، و از این رو است که در شرع رسیده هر کس سخنی بگوید که ظاهر آن ارتداد و کفر است و معنی صحیحی دارد حکم بکفر او نمیشود) و با نیکوئی همه آنها را سرپرستی نمایم و با پاکدامنی چشمم را از (زشتیها و لغزشهای) آنان بپوشانم، و با فروتنی با آنها نرم باشم (سختگیر نباشم) و با مهربانی بر گرفتارانشان رقّت داشته و دلجوئی کنم، و در پنهانی و پشت سر دوستی (خود) را برای آنان آشکار سازم (نه مانند دو رویان در ظاهر دوستی نشان داده در پشت سر خلاف آن را هویدا نمایم) و با پاکدامنی (نه با آلودگی بفساد و تباهکاری) نعمت همیشگی (روزی و خوشی) را نزد ایشان دوست بدارم، و آنچه برای خویشان خود واجب و لازم میدانم درباره ایشان لازم دانم، و آنچه برای خواصّ و نزدیکان رعایت داشته در نظر دارم برای ایشان رعایت کنم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 179
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا مانند آنچه درخواست نمودم از جانب ایشان روزی فرما (با من چنان کنند که من با آنها مینمایم) و برخوردارترین بهره ها (چیزهای شایسته و خوهای نیک) را که نزد ایشان است برای من قرار ده، و بایشان بینائی در حقّ من و شناسائی بفضل و برتری مرا بیافزا تا بوسیله من نیکبخت شوند و من بوسیله آنان نیکبخت گردم (چون رفتار نمودن آن حضرت با ایشان با چنین اخلاق سزاوار پاداش بسیاری از جانب خدای تعالی است همان سبب نیکبختی آن بزرگوار است بوسیله ایشان) ای پروردگار جهانیان دعاء و خواسته ام را روا ساز. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 180