فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و دوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام سختی و رنج و کارهای دشوار:

بار خدایا تو مرا در باره اصلاح نفس من بچیزی امر فرموده ای که خود بانجام آن از من تواناتری، و توانائی تو بر آن و بر من بیشتر از توانائی من است (زیرا بازگشت هر توانائی بقدرت خدای تعالی است که فوق آن توانائی نیست، پس از این رو خداوند بر اصلاح نفس بنده اش از خود بنده تواناتر است و قدرت او بر بنده و بر آنچه او را ب آن تکلیف فرموده بیشتر، و چگونه چنین نباشد که بنده جز بکمک او نمیتواند سودی بدست آورد یا زیانی از خود دور سازد) پس چیزی که تو را از من خوشنود میگرداند بمن عطا کن، و رضای خود را در حال عافیت و تندرستی (نه در حال بلاء و گرفتاری) از من دریافت نما (توفیق کاری بمن ده که رضای تو در آن باشد، و چون ممکن است رضای خدا در کاری که با بلاء و گرفتاری است باشد از این رو درخواست عافیت و تندرستی مینماید) - بار خدایا مرا بر رنج توانائی و بر گرفتاری شکیبائی و بر درویشی قدرت نمیباشد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 149
پس روزیم را از من مگیر، و مرا بخلق خویش وا مگذار، بلکه بتنهائی (بی واسطه) خواسته ام را بر آور، و خود کارگزار من باش - و بسوی من رو آور (مرا مشمول رحمت گردان) و در همه کارهایم نظر داشته باش، زیرا اگر مرا بخود واگذاری از (انجام) آن کارها ناتوان گردم، و آنچه مصلحت من در آن است انجام ندهم، و اگر مرا بخلق خویش واگذاری با روی گرفته و درهم بمن نگرند، و اگر مرا بناچار بخویشانم واگذاری نومیدم گردانند، و اگر ببخشند کم و ناگوار بخشند، و بر من منّت فراوان نهند، و نکوهش بسیار نمایند - پس باحسان و بخشش خود، خدایا، بی نیازم گردان، و ببزرگی خویش بلند مرتبه ام فرما، و بتوانگریت دستم را بگشا، و ب آنچه (خیر و نیکی دنیا و آخرت) نزد تو است (از دیگران) بی نیازم نما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از رشک بردن (بر دیگری) رهائی ده، و از گناهان بازم دار، و از حرامها (نارواهائیکه در شرع نهی شده) پرهیزکارم فرما، و بر نافرمانیها دلیرم مگردان، و میل و خواهش مرا بنزد خود
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 150
گردان و رضا و خوشنودیم را در آنچه از جانب تو بمن میرسد قرار ده، و برای من در آنچه روزیم کرده ای و آنچه عطا فرمودی و آنچه احسان نموده ای بیافزا، و مرا در هر حال (از هلاک و تباهی و نقصان در دین و بدن) محفوظ و نگاهداشته و پنهان شده (که جز تو کسی بر بدیهایم آگاه نگردد) و باز داشته و پناه داده و زینهار شده قرار ده - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بانجام آنچه که در جهتی از جهات برای خود یا برای آفریده ای از آفریدگانت بر من لازم و واجب گردانیده ای توفیق ده اگر چه بدنم از بجا آوردنش ناتوان و نیرویم از آن سستی ورزد، و توانائیم ب آن نرسد، و دارائی و سرمایه ام گنجایش آن را نداشته باشد، خواه آن را بیاد داشته یا فراموش کرده باشم - آن تکلیف از تکالیفی است که تو، ای پروردگار، آن را بر من شمرده ای (ب آن احاطه داری) و من آن را از روی سهل انگاری بجا نیاورده ام، پس بسبب عطای بزرگ و بسیاری رحمت خویش آن را از جانب من فرو گذار (از آن باز پرسی مفرما) زیرا تو توانگر بخشنده ای، تا روزی که (رحمت) ترا ببینم (روز قیامت) چیزی (تکلیفی) بر من نماند که بخواهی بسبب آن از نیکیهایم بکاهی، یا بر بدیهایم بیافزائی، ای پروردگار -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 151
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و برای آخرتم رغبت و مواظبت در عمل (بندگی) برای تو را روزیم فرما تا از روی دل راستی و درستی بندگی را بشناسم، و تا اینکه بی رغبتی در دنیا بر من دست یابد، و تا اینکه نیکیها را با شوق و میل بجا آورم، و از بدیها از روی بیم و ترس (کیفر آن) ایمن و آسوده باشم (و یا اینکه از بدیها از روی بیم و ترس گریزان باشم، بنا بر اینکه بجای وَ امَنَ مِنَ السَّیِّئاتِ بخوانیم وَ افِرَّ مِنَ السَّیِّئاتِ چنانکه در نسخه ابن ادریس - رحمه اللّه - بطوریکه سیّد علیخان - علیه الرّحمة - در شرح صحیفه فرموده چنین ضبط شده و آن مناسبتر است) و نوری (علم و دانشی) بمن ببخش که با آن در بین مردم راه بروم (زندگی نمایم) و در تاریکیها (گمراهیها) راه یابم، و از شکّ و دو دلی و شبهات (درهم شدن حقّ بباطل و حلال بحرام) روشنی یابم (راه بیابم) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ترس اندوه کیفر و میل پاداش (در روز قیامت) را که وعده داده ای روزیم گردان تا (در این دنیا هم) خوشی چیزی (بهشت) را که تو را برای آن میخوانم و اندوه چیزی (دوزخ) را که از آن بتو پناه میبرم دریابم - بار خدایا تو خود آنچه صلاح کار دنیا و آخرت من است میدانی، پس بدرخواستهای من توجّه فرموده مهربان باش -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 152
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و اعتراف بحقّ (تسلیم امر و راضی بودن بفرمانت که بر وفق حکمت و مصلحت است) را هنگام کوتاهی در سپاسگزاری تو ب آنچه در آسایش و سختی و تندرستی و بیماری بمن نعمت داده ای روزیم گردان تا هنگام ترس و ایمنی و خوشنودی و خشم و زیان و سود در آنچه پیش آید شادی رضاء و خوشنودی و آرامش دل خود را ب آنچه برای تو واجب است (تسلیم امر و اعتقاد به نیکی آنچه مقدّر نموده ای) در یابم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و سینه ام (دلم) را از حسد تهی گردان (و اینکه بجای دل سینه را نام برده برای آنست که سینه جایگاه دل است، و نام بردن محلّ بجای آنچه در آن قرار گیرد مشهور است) تا بهیچ یک از آفریدگانت بر چیزی از احسانت (که باو عطا فرموده ای) رشک نبرم، و تا آنکه نعمتی از نعمتهایت را در دین یا دنیا یا تندرستی یا پرهیزکاری یا گشایش یا آسایش بر هیچیک از خلق تو نه بینم جز آنکه بهتر از آن را بوسیله تو و از جانب تو تنها که شریک نداری برای خود آرزو نمایم (نا گفته نماند حسد و رشک حرام که در قرآن کریم از آن نکوهش شده آنست که زوال نعمت دیگری را بخواهی، ولی اگر مانند آن را برای خود بخواهی آن را غبطه و آرزو گویند که ستوده شده است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 153
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و نگهداری از خطاها و پاسداری از لغزشها را در دنیا و آخرت در حال خوشنودی و خشم روزیم فرما، تا ب آنچه از آنها بمن رو می آورد یکسان و انجام دهنده طاعت و بندگی تو باشم، و رضا و خوشنودیت را در باره دوستان و دشمنان بر غیر طاعت و رضایت برگزینم، تا دشمنم از ستم من (بر اثر دشمنی) آسوده و دوستم از میل و رو آوردن هوای نفسم (بسوی او بر اثر دوستی) نومید گردد - و مرا از کسانی قرار ده که تو را هنگام خوشی از روی اخلاص (بی خود نمائی) میخوانند مانند کسانیکه از روی اخلاص هنگام اضطرار و بیچارگی در دعاء از تو درخواست مینمایند، زیرا تو (در هر حال) ستوده شده و بزرگی (حضرت صادق علیه السّلام فرموده: هر که در دعاء پیشی گیرد هر گاه بلاء باو فرود آید دعای او بر آورده گردد، و گفته میشود: صدائی است آشنا و از آسمان پنهان نشده، و کسیکه در دعاء پیشی نگیرد هر گاه بلاء باو فرود آید دعای او روا نمیشود، و فرشتگان میگویند:
صاحب صدا را نمیشناسیم). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 154

دعای بیست و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه تندرستی و سپاس بر آن را از خدا درخواست مینمود:

بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و تندرستیت را بر من بپوشان، و مرا بتندرستیت فرو بر، و بتندرستیت نگاهدار، و به تندرستیت گرامی ام فرما، و بتندرستیت بی نیازم گردان، و تندرستیت را بمن عطا کن، و تندرستیت را بمن ببخش، و تندرستیت را برایم بگستران، و تندرستیت را بمن شایسته نما، و میان من و تندرستیت در دنیا و آخرت جدائی میانداز - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا تندرستی ده تندرستی که (از پزشکان یا از درخواست) بی نیاز کننده و (بیماریهای ظاهری و باطنی را) بهبودی دهنده و بالاتر و برتر (از بیماریها بطوریکه بر هر مرض تسلّط داشته) و افزون شنونده باشد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 155
تندرستی که در تنم تندرستی دنیا و آخرت بیاورد - و بر من منّت گزار بتندرستی و ایمنی (از هر پیش آمدی) و سلامتی و رهائی (از هر آفت و بلائی) در دین و بدنم، و بینائی در دلم، و پیشرفت در کارهایم، و ترس برای تو، و بیم از تو، و توانائی بر طاعت و فرمانبریت که مرا ب آن امر فرموده ای، و دوری گزیدن از معصیت و نافرمانیت که مرا از آن بازداشته ای - بار خدایا بر من منّت گزار بحجّ (قصد بیت اللّه در وقت مخصوص با شرائط مخصوصه) و عمرة (زیارت بیت اللّه با عمل مخصوص، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: پاداش حجّ بهشت است، و عمرة کفّاره و نابود کننده هر گناهی است) و زیارت قبر پیغمبرت، درودهای تو بر او و رحمت و برکات و نیکیهایت بر او و بر آل او باد (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: هر که برای حجّ بمکّه آید و «قبر» مرا در مدینه زیارت نکند روز قیامت از او دوری میکنم، و هر که بزیارت من بیاید شفاعتم برای او واجب گردد و هر که را شفاعت من واجب شود بهشت بر او واجب میگردد، و حضرت امام حسین علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله پرسید: ای پدر چیست برای کسیکه تو را زیارت کند؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: پسرم هر که مرا در حال حیات یا پس از مردن زیارت کند، یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت نماید، حقّی است بر من که روز قیامت او را زیارت نمایم و از گناهانش برهانم) و زیارت (قبور) آل پیغمبرت، بر ایشان درود باد، همیشه تا هنگامیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 156
مرا زنده داری در این سال و در هر سال (زید شحّام گفته بحضرت صادق علیه السّلام گفتم: چیست برای کسیکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را زیارت کند؟ فرمود: مانند کسی است که خدای عزّ و جلّ را در بالای عرش خود زیارت نماید، گفت گفتم: چیست برای کسیکه یکی از شما «ائمّه معصومین» را زیارت نماید؟ فرمود: مانند کسی است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را زیارت کند) و آن حجّ و عمره و زیارت قبور پیغمبر و آل او را پذیرفته و پسندیده و در نظر داشته و اندوخته نزد خود (برای روز رستاخیزم) قرار ده - و زبانم را بحمد و سپاس و یاد و ستایش نیک بر خود گویا کن (توفیق عطا فرما) و دلم را برای مقاصد دینت بگشا (قابل و آماده ساز) - و من و فرزندانم را از شیطان رانده شده (از رحمت) و از شرّ و بدی جانور زهردار نکشنده (مانند زنبور و کژدم) و جانور زهردار کشنده (مانند مار) و همه جانوران و چشم زخم، و از شرّ هر شیطان سرکشی (تباهکاران و گمراه کنندگان) و از شرّ هر پادشاه ستمگری، و از شرّ هر فرو رفته در ناز و نعمت که خدمتگزارانش او را تعظیم نموده فرمانهایش را زود انجام میدهند، و از شرّ (گفتار و کردار) هر ناتوان و توانائی، و از شرّ هر بزرگوار و پستی، و از شرّ هر خرد و بزرگی، و از شرّ هر نزدیک و دوری (خویشان و بیگانگان) و از شرّ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 157
هر که از جنّ و انس برای پیغمبرت و خاندانش (حضرت زهراء و ائمّه اطهار علیهم السّلام) جنگی (دشمنی) بر پا کرده و آشکار ساخته، و از شرّ هر حیوان که تو موی جلو سر آنها را گیرنده ای (بر آنها تسلّط داری) پناه ده، زیرا تو بر راه عدل و راستی (پس کسیکه بتو پناه برد تباه نمیگردد، و کسیکه ستم کند از چنگ تو نمیرهد) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هر که را درباره من آهنگ بدی نماید از من بازگردان، و مکرش (آشکار نمودن خلاف پنهان) را از من دور ساز، و بدی او را از من دفع نما، و مکرش را در گردنش (بخود او) باز گردان - و سدّی (حائلی) برابرش قرار ده تا چشمش را از (دیدن) من کور و گوشش را از شنیدن من کر سازی، و دلش را هنگام یاد من قفل زنی (مانع شوی که بیاد من آید) و زبانش را (از گفتگوی) درباره من لال گردانی، و سرش را بکوبی (او را پست نمائی) و ارجمندیش را خوار کنی، و بزرگیش را درهم شکنی، و بر گردنش طوق خواری بیاویزی، و سرفرازیش را بر هم زنی، و مرا از همه زیان و بدی و طعنه (زشتی گفتن) و غیبت (پشت سر سخن بیان کردن) و عیب جوئی و رشک بردن و دشمنی و بندها و دامها و پیادگان و سواران (یاران و همراهان و پیروان) او ایمن فرما، زیرا تو (بهر چیز) غالب و قادری (کسی تو را جلوگیری نمیتواند، و چیزی تو را ناتوان نمینماید). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 158

دعای بیست و چهارم از دعاهای امام علیه السّلام است برای پدر و مادر خود علیهما السّلام

(تعظیم و بزرگ داشت پدر و مادر در همه شرائع مورد اهمیّت و پسندیده عقل است، و از تعظیم و احسان ب آنان آنست که آنها را از صمیم قلب باید دوست داشت و دقائق آداب را در خدمتشان مراعات نمود و ب آنها مهربانی کرد و خوشنودیشان را بدست آورد، و بهترین دارائی خود را از آنها دریغ ننمود و در انجام اوامرشان کوشید و آنها را بدعای شایسته یاد کرد، چنانکه خدای تعالی در قرآن کریم بهمه این ها را راهنمائی کرده آنجا که میفرماید «س 17 ی 23):وَ قَضی رَبُّکَ الا تَعْبُدُوا إِلا ایَّاهُ وَ بِالْوالِدَیْنِ احْسانا امَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ احَدُهُما اوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما وَ قُلْ لَهُما قَوْلا کَریما «ی 24) وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ، وَ قُلْ رَبِّ ارْحَمْهُما کَما رَبَّیانی صَغیرا 17: 23 - 24یعنی و پروردگار تو حکم کرد که جز او را نپرستید و بپدر و مادر نیکوئی نمائید، و چنانکه یکی از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده «که باعث زحمت و رنج شود» گردند افّ «سخن بتنگ آمده» بایشان مگو و بانگ بر آنها مزن، و با آنان نیکو سخن گو و از روی رحمت و مهربانی با ایشان فروتنی نما، و بگو پروردگارا آنها را بیامرز چنانکه مرا در کودکی پروردند.
مردی بر رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله گفت: مرا عملی بیاموز که بوسیله آن برحمت خدا نزدیک شوم، فرمود: پدر و مادر داری؟ گفت: آری، فرمود: بایشان نیکوئی کن که نیکوئی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 159
در باره آنها از همه چیز برحمت حقّ نزدیکتر است. حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرموده:
بنده ای که بپدر و مادر خود در زمان زنده بودنشان نیکوکار است اگر بمیرند وامشان نپردازد و برای آنها آمرزش نطلبد خداوند او را عاق و بد رفتار مینویسد، و بنده ای که در زمان حیاتشان عاقّ آنها است چون مردند وامشان را بپردازد و برای آنان آمرزش بخواهد خدای عزّ و جلّ او را نیکوکار مینویسد): - بار خدایا بر محمّد بنده و فرستاده خود و بر خاندان پاکانش (حضرت زهرا و أئمّه معصومین) رحمت فرست، و آنان را ببهترین رحمتها و نیکیها و درود خود امتیاز ده - و پدر و مادر مرا - بار خدایا - بگرامی داشتن نزد خود و احسان و نیکی از جانب خویش برتری بخش، ای بخشنده ترین بخشندگان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دانستن آنچه در باره ایشان بر من واجب است بمن الهام نما و در دلم انداز، و آموختن همه آن واجبات را بی کم و کاست برایم فراهم آور، سپس مرا ب آنچه که بمن الهام مینمائی وادار، و برای انجام در آنچه بدانستن آن بینایم میسازی توفیقم ده، تا بجا آوردن چیزی از آنچه مرا ب آن دانا گردانیده ای از من فوت نگردد، و اندامم از خدمت در آنچه بمن الهام نموده ای سنگین نشود (سست نگشته باز نماند، چون حقوق پدر و مادر در زندگی و پس از مرگشان بر فرزند بیش از آنست که انسان آن را در یابد از این رو امام علیه السّلام از خداوند سبحان درخواست مینماید که آنها را باو الهام فرماید و بانجام آن موفّق سازد، ابی ولاد حنّاط گفته: از حضرت صادق علیه السّلام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 160
از قول خدای عزّ و جلّ وَ بِالْوالِدَیْنِ احْسانًا «و بپدر و مادر نیکوئی نمائید» پرسیدم: این احسان و نیکوئی چیست؟ فرمود: احسان آنست که با آنها خوشرفتاری نمائی، و اگر چیزی از تو خواستند هر چند بی نیاز باشند آنها را نرنجانی، آیا خداوند عزّ و جلّ نمیفرماید «س 3 ی 92):
لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّی تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ 3: 92(هرگز نیکی را در نیابید تا آنکه از آنچه دوست میدارید انفاق کنید» پس از آن حضرت صادق علیه السّلام فرمود: و امّا قول خدای عزّ و جلّ:امَّا یَبْلُغَنَّ عِنْدَکَ الْکِبَرَ احَدُهُما اوْ کِلاهُما فَلا تَقُلْ لَهُما افٍّ وَ لا تَنْهَرْهُما 17: 23(و چنانکه یکی از آنها یا هر دو نزد تو پیر و سالخورده گردند افّ سخنی که بتنگ آمده باشی بایشان مگو، و بانگ بر آنها مزن» اگر تو را نگران ساختند ب آنها افّ مگو، و اگر تو را کتک زدند بانگ بر آنان مزن، وَ قُلْ لَهُما قَولا کَریمًا «و با ایشان نیکو سخن گو» فرمود: اگر تو را کتک زدند بایشان بگو: خدا شما را بیامرزد، که سخن نیکوی تو باشد، وَ اخْفِضْ لَهُما جَناحَ الذُّلِّ مِنَ الرَّحْمَةِ «و از روی مهربانی با ایشان فروتنی نما» فرمود: چشمت را از نگاه کردن ب آنها جز بمهربانی و نرمی پر مکن و صدایت را بر صدای آنها بلند مگردان و نه دستت را بر دست آنها و بر ایشان پیشی مگیر، و از آن حضرت علیه السّلام روایت شده: مردی نزد رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله آمد و گفت: من در جهاد رغبت داشته خواهان آن هستم، پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود:
در راه خدا جهاد کن که اگر کشته شوی نزد خدا زنده بوده و روزی داده میشوی، و اگر مردی پاداش تو بر خدا است، و اگر برگشتی از گناهان برگشته ای چنانکه بدنیا آمده ای، آن مرد گفت: یا رسول اللّه من پدر و مادر سالخورده دارم که با من انس داشته نمیخواهند بجهاد روم، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: با ایشان باش قسم ب آنکه جان من بدست او است همدمی پدر و مادر بتو روز و شبی بهتر از یکسال جهاد است. این اخبار دلالت دارد باینکه بیشتر حقوق پدر و مادر و نیکی ب آنها را جز خدا و آنکه خدا باو آموخته نمیداند) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست چنانکه ما (مسلمانها) را ب آنحضرت شرافت و بزرگی دادی، و بر محمّد و آل او درود فرست
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 161
چنانکه بسبب آن بزرگوار برای ما حقّی بر خلق (بر دیگری) واجب گردانیدی (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: مؤمن را بر مؤمن هفت حقّ و بهره است که از خدا بر او واجب گشته: تعظیم و بزرگ داشت هنگام دیدن او، و دوست داشتن او در دل، و مواسات و برابری برای او در مال و دارائی خود، و اینکه غیبت و سخن گفتن پشت سر او را حرام بداند، و هنگام بیماری او را عیادت و دیدار نماید، و جنازه او را تشییع کند، و پس از مردن درباره او جز نیکی نگوید) - بار خدایا مرا چنان گردان که از پدر و مادر بترسم مانند ترسیدن از پادشاه ستمکار، و با ایشان خوشرفتاری نمایم همچون خوشرفتاری مادر مهربان، و فرمانبری و نیکو کاریم را ب آنان در نظر از خواب، خواب آلوده خوشتر و در دلم از آشامیدن تشنه گواراتر گردان تا آرزوی آنها را بر آرزوی خود برگزینم، و خوشنودی ایشان را بر خوشنودی خویش جلو اندازم، و نیکوئیشان را در باره خود هر چند اندک باشد بسیار شمارم، و نیکوئی خویش را در باره آنها هر چند بسیار باشد کم بدانم (بسیار شمردن نیکوئی پدر و مادر اگر چه کم باشد برای آنست که رغبت در دوستی و فرمانبری آنها زیاد گردد و در سپاسگزاری و قیام بحقوق آنان کوتاهی نشود) - بار خدایا صدایم را در برابر ایشان آهسته و سخنم را خوشایند و خویم را نرم نما، و دلم را بر آنها مهربان کن، و مرا بایشان سازگار و بر آنان رحیم گردان - بار خدایا آنان را بپرورش من جزا ده و در گرامی داشتنم پاداش ده،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 162
و آنچه در کودکی از من محافظت نموده اند (رنجهائیکه برایم کشیده اند) برای آنها نگاهدار (پاداش رنجشان را عطاء فرما. اشاره باینکه چون فرزند نمیتواند نیکی پدر و مادر را در باره خود پاداش دهد از این رو پاداش ایشان را از خداوند متعال خواسته) - بار خدایا و آزاری که از من بایشان رسیده یا ناپسندی که از من ب آنان رخ داده یا حقّی که برای آنها نزد من تباه گشته آن را سبب ریختن گناهان و بلندی درجات و مقامها و فزونی حسنات و نیکیهاشان قرار ده (توجیه اعتراف معصومین علیهم السّلام بگناهان و آمرزش خواستن از آنها در شرح دعای دوازدهم گذشت) ای بر گرداننده بدیها بچندین برابرش از خوبیها (این جمله در آخر دعای دوّم شرح داده شد) - بار خدایا آنچه پدر و مادر در گفتار با من تعدّی نموده اند (سخنان ناروائی گفته اند) یا در کردار درباره من بیجا رفتار کرده اند (بشایستگی مرا تربیت و پرورش ننموده اند) یا حقّ مرا تباه ساخته اند یا از آنچه واجب است (وظیفه ایشان بوده که آن را انجام دهند) درباره من کوتاهی کرده اند من آن را ب آنان بخشیدم و آن را وسیله احسان بر ایشان گردانیدم، و از تو خواهانم که وبال و گرفتاری آن را از ایشان برداری (آنان را بگفتار و کردار بیجا و تضییع حقّ و انجام ندادن وظیفه درباره من بکیفر نرسانی) زیرا من درباره خود بایشان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 163
گمان بد نمیبرم، آنان را در مهربانی بخویش سهل انگار نمیدانم، و از آنچه در باره ام نموده اند کراهت نداشته دلگیر نیستم، ای پروردگارم - زیرا حقّ ایشان بر من واجبتر و نیکیشان بمن دیرین تر و نعمتشان نزد من بزرگتر از آنست که آنها را بعدل و داد قصاص نموده گروگیری کنم، یا مانند آنچه نموده اند رفتار نمایم (و اگر چنین کنم پس) در این هنگام - ای خدای من - بسیاری کار ایشان برای پرورش من چه شد؟ و سختی رنجشان در پاس داشتنم کو؟ و تنگی (گرفتاری) که برای گشایش (آسایش) بر من بخود هموار نموده اند کجا است؟ - چه بسیار دور است (شگفتا) ایشان نمیتوانند حقّ خود را از من بدرستی بگیرند (زیرا حقوق آنها بسیار و بیش از آنست که بتوانند همه آنها را بستانند) و من نمیتوانم آنچه (حقوقی) که برای آنها بر من واجب است در یابم، و شرط خدمت و چاکری آنان را بجا آورم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا (در انجام وظیفه) یاری کن ای بهترین کسیکه از او یاری میخواهند، و توفیقم ده ای راهنماینده تر کسیکه باو رو می آورند، و مرا روزی (قیامت) که هر نفسی ب آنچه کرده جزا داده میشود در حالیکه بانها ستم نمیشود در جرگه کسانی که با پدران و مادران بد رفتاری کرده و آنها را آزرده اند قرار مده (حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرموده: خداوند عزّ و جلّ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 164
برای بنده در سه چیز رخصت قرار نداده «آنها را آسان نشمرده»: ادای امانت و سپرده بنیکو کار و بد کار، و وفای بعهد و پیمان برای نیکوکار و بد کار، و نیکی بپدر و مادر نیکو کار باشند یا بد کردار. و از زهری روایت شده که گفته: علیّ بن الحسین علیهما السّلام با مادرش طعام نمیخورد، و بمادر خود خوشرفتارترین مردم بود، از آن حضرت سبب طعام نخوردن با مادر را پرسیدند؟ فرمود:
میترسم با مادر طعام خورم و چشم او بچیزی از خوردنی سبقت گیرد و من ندانسته آن را بخورم پس عاق او گردم. سیّد نعمت اللّه جزائری - علیه الرّحمة - در شرح خود بر صحیفه پس از نقل این روایت مینویسد:
مراد از مادر آن حضرت علیه السّلام در اینجا پرورش دهنده آن حضرت است که کنیز امام حسین علیه السّلام بوده، و امّا مادر حقیقی آن بزرگوار چنانکه صدوق - رحمه اللّه - از حضرت رضا علیه السّلام روایت نموده هنگام زائیدن از دنیا رفته، پس امام حسین علیه السّلام او را بکنیزی سپرد، و آن حضرت او را مادر میخواند، و گفته شده: که مادر آن حضرت علیهما السّلام در واقعه کربلا خود را در فرات انداخت از جهت اینکه صبرش تمام گشته یا از اسیری میترسید، زیرا او از دختران پادشاهان عجم بود و از یزید گمان میبرد دشمنی سختی را که بین پادشاهان عرب و عجم بود، و گفته شده: سیّد السّاجدین علیه السّلام چون آنچه در آن بیابان بسرشان آمده دید برای مادر خود ترسید ب آنچه که مادرش بر نفس خویش میترسید پس او را بر شتر یا اسبی سوار کرده و روانه ساخت و معلوم نشد بکجا رفت، و گفته شده:
او را بکوهی در خراسان برد و در آنجا مرد، و آن کوه «که از سلسله جبال خراسان است» الآن بین مردم طهران معروف است که آن را زیارت میکنند و ب آن تبرّک میجویند، و برای این گفتار از اخبار شواهدیست، خلاصه مادر حقیقی آن حضرت پس از واقعه کربلا دیده نشده است، و آنچه روایت شده که آن حضرت علیه السّلام چون از شام برگشت مادرش را بمولی و غلام خود شوهر داد، مراد از مادر پرورش دهنده آن بزرگوار بود، نه مادر حقیقی او چنانکه بسیاری از دانشمندان گمان کرده اند، زیرا پذیرفتنی نیست که دختر یزدجرد پادشاه عجم هنگامی که خواستند او را شوهر دهند بکسی جز حسین علیه السّلام تن نداد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 165
چگونه بعد از او بیکی از موالی و غلامان تن میدهد؟ و نیز حمل مولی بر عبد و غلام غلط و نادرست است، زیرا مولی در اینجا بمعنی محبّ و دوست است که از شیعیان باشد، و چون این مطلب را تحقیق و تصدیق نمودی بدان که از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله رسیده: مردی ب آنحضرت گفت: یا رسول اللّه کیست سزاوارترین مردم بخوشرفتاری و آمیزش من با او؟ فرمود:
مادرت، گفت: پس از او کیست؟ فرمود: مادرت، گفت: پس از او کیست؟ فرمود: پدرت. مادر را دو بار بیان فرمود: و در روایت دیگر سه بار بیان کرده، و بعضی علماء گفته اند: گفتار پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله دلیل است بر اینکه دو ثلث مال فرزند برای مادر است بنا بروایت یکم یا سه چهار آن بنا بروایت دوم، و برای پدر سه یک است یا چهار یک، و آیات و اخبار که زیادی حقّ مادر را بر پدر بیان میکند بسیار است، و این منافات با اختصاص پدر برای ولایت و سر پرستی فرزند ندارد، زیرا قیام ب آن از جمله چیزهائی است که مناسب مردان است) - بار خدایا بر محمّد و آل و فرزندان او درود فرست، و پدر و مادر مرا ببهترین چیزی (پاداشی) که اختصاص داده ای ب آن پدران و مادران بندگان با ایمانت را امتیاز ده، ای بخشنده ترین بخشندگان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 166
بار خدایا، یاد ایشان را در پی نمازها و در وقتی از اوقات شب و در هر ساعتی از ساعات روزم از یاد مبر - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بوسیله دعای برای ایشان و ایشان را بسبب مهربانیشان بمن بیامرز آمرزش پا برجا، و بشفاعت و میانجیگری من برای ایشان از آنها راضی و خوشنود شو (آنها را مشمول رحمتت گردان) خوشنودی یکسره (نه آمرزش و خوشنودی با شرط و صفت و وقت) و آنها را با گرامی داشتن بجاهای آسایش (در بهشت) برسان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 167
بار خدایا اگر آمرزشت ب آنان پیشی گرفته پس آنها را شفیع من گردان، و اگر آمرزشت بمن پیشی گرفته پس مرا شفیع آنها ساز تا بمهربانی تو در سرای گرامی و جای آمرزش و رحمتت گرد آئیم، زیرا تو دارای فضل بزرگ و نعمت دیرینی، و مهربانترین مهربانانی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 168