فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای بیست و یکم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه چیزی او را اندوهگین و گناهان نگرانش مینمود:

بار خدایا ای بی نیاز کننده آنکه تنها و نا توان است، و ای نگهدارنده (بندگان خود) از چیز ترسناک، گناهان مرا تنها نموده (بسبب آن از رحمتت دور گشته و بیکس مانده ام) و یار و همراهی با من نیست، و از خشم تو (دوری رحمتت) ناتوان شده ام، و نیرو دهنده ای ندارم، و بر ترس دیدار تو (فرمان تو هنگام مرگ و بر انگیخته شدن روز قیامت برای باز پرسی) نزدیک گشته ام و تسکین دهنده ای برای ترسم نمیباشد - و کیست مرا ایمن نماید در هنگامیکه تو مرا ترسانده ای، و کیست مرا یاری کند در حالیکه تو مرا تنها گذارده ای، و کیست مرا توانائی دهد در حالیکه تو مرا نا توان ساخته ای؟ - پناه نمیدهد (کسی دیگری را) ای خدای من، جز پروردگار پرورده شده ای را، و ایمن نمیسازد مگر غلبه کننده، شکست خورده ای را،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 143
و یاری نمیکند مگر جوینده یافته ای را (که از پیش او بدر نمیتواند رفت)؟ - و همه آنها (پناه دادن، آسوده ساختن و یاری نمودن) ای خدای من، بدست (قدرت و توانائی) تو است، و فرار و گریز (از سختیها) بسوی تو است، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و گریختنم را پناه ده، و خواسته ام را روا ساز - بار خدایا اگر روی نیکویت را از من بگردانی (مرا از درگاهت برانی) یا احسان و نیکی بزرگت را از من باز داری یا روزیت را بر من دریغ نمائی یا رشته (رحمت) خود را از من بگسلی جز تو راهی بچیزی از آرزویم نمییابم، و ب آنچه نزد تو است بکمک غیر تو دسترسی ندارم، زیرا من بنده تو و در مشت توام، موی پیشانی من بدست تو است (مغلوب و زیر دست توام) - با بودن فرمان تو مرا فرمانی نیست، فرمانت در باره من روان و آنچه برایم مقدّر ساخته ای از روی عدل و داد است، مرا توانائی بیرون رفتن از سلطنت تو نمیباشد، و نمیتوانم از قدرت تو تجاوز کرده پا بیرون گذارم، و توانا نیستم که محبّت و دوستی تو را (بخود) متوجّه گردانم، و بخوشنودیت نمیرسم، و ب آنچه نزد تو است (خیر و نیکی دنیا و آخرت) جز بفرمانبری و فزونی رحمتت دسترسی ندارم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 144
بار خدایا صبح و شام کردم در حالیکه بنده خوار توام، و جز بکمک تو بر سود و زیان خویش توانا نیستم، در باره خود ب آنچه گفتم گواهی میدهم، و بنا توانی و بیچارگی خویشتن اقرار دارم، پس ب آنچه (روا کردن دعاء) بمن وعده دادی وفا کن، و آنچه عطا کرده ای کامل گردان (از بین مبر و تغییری در آن مده) زیرا من بنده بی چیز، فروتن، ناتوان، بد حال، کوچک، خوار، نیازمند ترسان و زینهار خواه تو هستم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بیاد کردن (سپاس) خود در آنچه (نعمتهائیکه) بمن عطاء فرمودی فراموشکار مگردان، و باحسانت در آنچه بمن بخشیده ای غافل مساز، و از روا ساختن درخواستم اگر چه بکندی پیش رود نومیدم مفرما، خوش باشم یا ناخوش، سخت یا خوشگذران، تندرست یا گرفتار، حاجتمند و بد حال یا در نعمت، فراخ روزی یا تنگ زندگی، نیازمند یا بی نیاز -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 145
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاسگزاریت بر گمار تا ب آنچه از دنیا بمن داده ای (زن، فرزند، دارائی، مقام و جاه و مانند آنها) شاد نگردم، و ب آنچه مرا از آن باز داشته ای (عطا نفرموده ای) اندوهگین نشوم، و شعار دلم را بپرهیزکاری از خود بنما (تقوی و ترس از خود را روش من گردان) و بدنم را در آنچه از من می پذیری (طاعت و بندگی) بکار دار، و مرا از هر چه بمن رو آورد (نیک و بد دنیا) بطاعت و بندگیت وادار تا چیزی را که تو بخشم می آئی دوست نداشته و از چیزی که رضا و خوشنودی تو است بخشم نیایم (که رضای بقضاء و آنچه خدا مقدّر فرموده آنست که بنده دوست بدارد آنچه خدا دوست میدارد، و بخشم بیاید از آنچه خدا بخشم می آید، از انس ابن مالک روایت شده که گفت: ده سال نوکری پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله نمودم، چیزی که انجام دادم نفرمود: چرا انجام دادی؟ و چیزیکه بجا نیاوردم نفرمود: چرا بجا نیاوردی؟؟ و چیزیکه بود نفرمود: کاش نبود، و چیزیکه نبود نفرمود: کاش بود، و میفرمود: اگر مقدّر بود میبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 146
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دلم را برای محبّت و دوستی خویش (از محبّت هر چه جز تو است) خالی ساز، و بیاد خود مشغول گردان، و بترس و بیم از خویشتن (که با آن گناهی نشود) بلند مرتبه اش فرما، و برغبت بسوی خود (ترا خواستن) توانایش نما، و بفرمانبریت متوجّه کن، و در خوشایندترین راههای بسوی خود روانه اش فرما، و در تمام روزهای زندگانیم آن را بخواستن آنچه (عطاهایت) نزد تو است رام نما - و تقوی و ترس از کیفر خود را از دنیا (برای سفر آخرت) توشه ام، و سفر مرا بسوی رحمتت، و ورود مرا (روز رستاخیز) در خوشنودیت، و جایم را در بهشتت گردان، و مرا توانائی بخش که با آن، همه خوشنودی تو را بردارم، و گریزم را بسوی خود، و خواهشم را در آنچه نزد تو است قرار ده، و دلم را از بدهای خلق خویش (گناهکاران) برهان، و خو گرفتن بخود و دوستانت (پیغمبران و اوصیاء) و پیروانت (مؤمنین) را بمن ببخش -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 147
و برای گناهکار و کافر بر من منّت قرار مده، و برای او نزد من نعمت و مرا بایشان حاجت و درخواستی مگذار، بلکه آرامش دل و الفت جان و بی نیازی و کار گزاری مرا بخود و به نیکان خلق خویش قرار ده (مردی بحضرت صادق علیه السّلام گفت: فدایت شوم از خدا بخواه که مرا از خلقش بی نیاز گرداند، حضرت فرمود: خداوند روزی هر که را بدست هر که بخواهد تقسیم نموده «چون انسان از معاشرت و نیازمندی بهمجنس خود ناچار است چنین درخواستی مورد ندارد» ولی از خدا میخواهم که تو را از حاجت و درخواست بمردم پست و فرومایه بی نیاز گرداند) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا با ایشان همنشین (پیرو) و یاری کننده ب آنان گردان، و بشوق و دل باختگی بخود و بانجام آنچه دوست داری و خوشنود میگردی بر من منّت گزار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانائی، و خواسته من برای تو آسان است. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 148

دعای بیست و دوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام سختی و رنج و کارهای دشوار:

بار خدایا تو مرا در باره اصلاح نفس من بچیزی امر فرموده ای که خود بانجام آن از من تواناتری، و توانائی تو بر آن و بر من بیشتر از توانائی من است (زیرا بازگشت هر توانائی بقدرت خدای تعالی است که فوق آن توانائی نیست، پس از این رو خداوند بر اصلاح نفس بنده اش از خود بنده تواناتر است و قدرت او بر بنده و بر آنچه او را ب آن تکلیف فرموده بیشتر، و چگونه چنین نباشد که بنده جز بکمک او نمیتواند سودی بدست آورد یا زیانی از خود دور سازد) پس چیزی که تو را از من خوشنود میگرداند بمن عطا کن، و رضای خود را در حال عافیت و تندرستی (نه در حال بلاء و گرفتاری) از من دریافت نما (توفیق کاری بمن ده که رضای تو در آن باشد، و چون ممکن است رضای خدا در کاری که با بلاء و گرفتاری است باشد از این رو درخواست عافیت و تندرستی مینماید) - بار خدایا مرا بر رنج توانائی و بر گرفتاری شکیبائی و بر درویشی قدرت نمیباشد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 149
پس روزیم را از من مگیر، و مرا بخلق خویش وا مگذار، بلکه بتنهائی (بی واسطه) خواسته ام را بر آور، و خود کارگزار من باش - و بسوی من رو آور (مرا مشمول رحمت گردان) و در همه کارهایم نظر داشته باش، زیرا اگر مرا بخود واگذاری از (انجام) آن کارها ناتوان گردم، و آنچه مصلحت من در آن است انجام ندهم، و اگر مرا بخلق خویش واگذاری با روی گرفته و درهم بمن نگرند، و اگر مرا بناچار بخویشانم واگذاری نومیدم گردانند، و اگر ببخشند کم و ناگوار بخشند، و بر من منّت فراوان نهند، و نکوهش بسیار نمایند - پس باحسان و بخشش خود، خدایا، بی نیازم گردان، و ببزرگی خویش بلند مرتبه ام فرما، و بتوانگریت دستم را بگشا، و ب آنچه (خیر و نیکی دنیا و آخرت) نزد تو است (از دیگران) بی نیازم نما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از رشک بردن (بر دیگری) رهائی ده، و از گناهان بازم دار، و از حرامها (نارواهائیکه در شرع نهی شده) پرهیزکارم فرما، و بر نافرمانیها دلیرم مگردان، و میل و خواهش مرا بنزد خود
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 150
گردان و رضا و خوشنودیم را در آنچه از جانب تو بمن میرسد قرار ده، و برای من در آنچه روزیم کرده ای و آنچه عطا فرمودی و آنچه احسان نموده ای بیافزا، و مرا در هر حال (از هلاک و تباهی و نقصان در دین و بدن) محفوظ و نگاهداشته و پنهان شده (که جز تو کسی بر بدیهایم آگاه نگردد) و باز داشته و پناه داده و زینهار شده قرار ده - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بانجام آنچه که در جهتی از جهات برای خود یا برای آفریده ای از آفریدگانت بر من لازم و واجب گردانیده ای توفیق ده اگر چه بدنم از بجا آوردنش ناتوان و نیرویم از آن سستی ورزد، و توانائیم ب آن نرسد، و دارائی و سرمایه ام گنجایش آن را نداشته باشد، خواه آن را بیاد داشته یا فراموش کرده باشم - آن تکلیف از تکالیفی است که تو، ای پروردگار، آن را بر من شمرده ای (ب آن احاطه داری) و من آن را از روی سهل انگاری بجا نیاورده ام، پس بسبب عطای بزرگ و بسیاری رحمت خویش آن را از جانب من فرو گذار (از آن باز پرسی مفرما) زیرا تو توانگر بخشنده ای، تا روزی که (رحمت) ترا ببینم (روز قیامت) چیزی (تکلیفی) بر من نماند که بخواهی بسبب آن از نیکیهایم بکاهی، یا بر بدیهایم بیافزائی، ای پروردگار -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 151
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و برای آخرتم رغبت و مواظبت در عمل (بندگی) برای تو را روزیم فرما تا از روی دل راستی و درستی بندگی را بشناسم، و تا اینکه بی رغبتی در دنیا بر من دست یابد، و تا اینکه نیکیها را با شوق و میل بجا آورم، و از بدیها از روی بیم و ترس (کیفر آن) ایمن و آسوده باشم (و یا اینکه از بدیها از روی بیم و ترس گریزان باشم، بنا بر اینکه بجای وَ امَنَ مِنَ السَّیِّئاتِ بخوانیم وَ افِرَّ مِنَ السَّیِّئاتِ چنانکه در نسخه ابن ادریس - رحمه اللّه - بطوریکه سیّد علیخان - علیه الرّحمة - در شرح صحیفه فرموده چنین ضبط شده و آن مناسبتر است) و نوری (علم و دانشی) بمن ببخش که با آن در بین مردم راه بروم (زندگی نمایم) و در تاریکیها (گمراهیها) راه یابم، و از شکّ و دو دلی و شبهات (درهم شدن حقّ بباطل و حلال بحرام) روشنی یابم (راه بیابم) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ترس اندوه کیفر و میل پاداش (در روز قیامت) را که وعده داده ای روزیم گردان تا (در این دنیا هم) خوشی چیزی (بهشت) را که تو را برای آن میخوانم و اندوه چیزی (دوزخ) را که از آن بتو پناه میبرم دریابم - بار خدایا تو خود آنچه صلاح کار دنیا و آخرت من است میدانی، پس بدرخواستهای من توجّه فرموده مهربان باش -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 152
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و اعتراف بحقّ (تسلیم امر و راضی بودن بفرمانت که بر وفق حکمت و مصلحت است) را هنگام کوتاهی در سپاسگزاری تو ب آنچه در آسایش و سختی و تندرستی و بیماری بمن نعمت داده ای روزیم گردان تا هنگام ترس و ایمنی و خوشنودی و خشم و زیان و سود در آنچه پیش آید شادی رضاء و خوشنودی و آرامش دل خود را ب آنچه برای تو واجب است (تسلیم امر و اعتقاد به نیکی آنچه مقدّر نموده ای) در یابم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و سینه ام (دلم) را از حسد تهی گردان (و اینکه بجای دل سینه را نام برده برای آنست که سینه جایگاه دل است، و نام بردن محلّ بجای آنچه در آن قرار گیرد مشهور است) تا بهیچ یک از آفریدگانت بر چیزی از احسانت (که باو عطا فرموده ای) رشک نبرم، و تا آنکه نعمتی از نعمتهایت را در دین یا دنیا یا تندرستی یا پرهیزکاری یا گشایش یا آسایش بر هیچیک از خلق تو نه بینم جز آنکه بهتر از آن را بوسیله تو و از جانب تو تنها که شریک نداری برای خود آرزو نمایم (نا گفته نماند حسد و رشک حرام که در قرآن کریم از آن نکوهش شده آنست که زوال نعمت دیگری را بخواهی، ولی اگر مانند آن را برای خود بخواهی آن را غبطه و آرزو گویند که ستوده شده است) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 153
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و نگهداری از خطاها و پاسداری از لغزشها را در دنیا و آخرت در حال خوشنودی و خشم روزیم فرما، تا ب آنچه از آنها بمن رو می آورد یکسان و انجام دهنده طاعت و بندگی تو باشم، و رضا و خوشنودیت را در باره دوستان و دشمنان بر غیر طاعت و رضایت برگزینم، تا دشمنم از ستم من (بر اثر دشمنی) آسوده و دوستم از میل و رو آوردن هوای نفسم (بسوی او بر اثر دوستی) نومید گردد - و مرا از کسانی قرار ده که تو را هنگام خوشی از روی اخلاص (بی خود نمائی) میخوانند مانند کسانیکه از روی اخلاص هنگام اضطرار و بیچارگی در دعاء از تو درخواست مینمایند، زیرا تو (در هر حال) ستوده شده و بزرگی (حضرت صادق علیه السّلام فرموده: هر که در دعاء پیشی گیرد هر گاه بلاء باو فرود آید دعای او بر آورده گردد، و گفته میشود: صدائی است آشنا و از آسمان پنهان نشده، و کسیکه در دعاء پیشی نگیرد هر گاه بلاء باو فرود آید دعای او روا نمیشود، و فرشتگان میگویند:
صاحب صدا را نمیشناسیم). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 154

دعای بیست و سوم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه تندرستی و سپاس بر آن را از خدا درخواست مینمود:

بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و تندرستیت را بر من بپوشان، و مرا بتندرستیت فرو بر، و بتندرستیت نگاهدار، و به تندرستیت گرامی ام فرما، و بتندرستیت بی نیازم گردان، و تندرستیت را بمن عطا کن، و تندرستیت را بمن ببخش، و تندرستیت را برایم بگستران، و تندرستیت را بمن شایسته نما، و میان من و تندرستیت در دنیا و آخرت جدائی میانداز - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا تندرستی ده تندرستی که (از پزشکان یا از درخواست) بی نیاز کننده و (بیماریهای ظاهری و باطنی را) بهبودی دهنده و بالاتر و برتر (از بیماریها بطوریکه بر هر مرض تسلّط داشته) و افزون شنونده باشد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 155
تندرستی که در تنم تندرستی دنیا و آخرت بیاورد - و بر من منّت گزار بتندرستی و ایمنی (از هر پیش آمدی) و سلامتی و رهائی (از هر آفت و بلائی) در دین و بدنم، و بینائی در دلم، و پیشرفت در کارهایم، و ترس برای تو، و بیم از تو، و توانائی بر طاعت و فرمانبریت که مرا ب آن امر فرموده ای، و دوری گزیدن از معصیت و نافرمانیت که مرا از آن بازداشته ای - بار خدایا بر من منّت گزار بحجّ (قصد بیت اللّه در وقت مخصوص با شرائط مخصوصه) و عمرة (زیارت بیت اللّه با عمل مخصوص، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: پاداش حجّ بهشت است، و عمرة کفّاره و نابود کننده هر گناهی است) و زیارت قبر پیغمبرت، درودهای تو بر او و رحمت و برکات و نیکیهایت بر او و بر آل او باد (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: هر که برای حجّ بمکّه آید و «قبر» مرا در مدینه زیارت نکند روز قیامت از او دوری میکنم، و هر که بزیارت من بیاید شفاعتم برای او واجب گردد و هر که را شفاعت من واجب شود بهشت بر او واجب میگردد، و حضرت امام حسین علیه السّلام از رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله پرسید: ای پدر چیست برای کسیکه تو را زیارت کند؟ رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: پسرم هر که مرا در حال حیات یا پس از مردن زیارت کند، یا پدرت یا برادرت یا تو را زیارت نماید، حقّی است بر من که روز قیامت او را زیارت نمایم و از گناهانش برهانم) و زیارت (قبور) آل پیغمبرت، بر ایشان درود باد، همیشه تا هنگامیکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 156
مرا زنده داری در این سال و در هر سال (زید شحّام گفته بحضرت صادق علیه السّلام گفتم: چیست برای کسیکه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را زیارت کند؟ فرمود: مانند کسی است که خدای عزّ و جلّ را در بالای عرش خود زیارت نماید، گفت گفتم: چیست برای کسیکه یکی از شما «ائمّه معصومین» را زیارت نماید؟ فرمود: مانند کسی است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله را زیارت کند) و آن حجّ و عمره و زیارت قبور پیغمبر و آل او را پذیرفته و پسندیده و در نظر داشته و اندوخته نزد خود (برای روز رستاخیزم) قرار ده - و زبانم را بحمد و سپاس و یاد و ستایش نیک بر خود گویا کن (توفیق عطا فرما) و دلم را برای مقاصد دینت بگشا (قابل و آماده ساز) - و من و فرزندانم را از شیطان رانده شده (از رحمت) و از شرّ و بدی جانور زهردار نکشنده (مانند زنبور و کژدم) و جانور زهردار کشنده (مانند مار) و همه جانوران و چشم زخم، و از شرّ هر شیطان سرکشی (تباهکاران و گمراه کنندگان) و از شرّ هر پادشاه ستمگری، و از شرّ هر فرو رفته در ناز و نعمت که خدمتگزارانش او را تعظیم نموده فرمانهایش را زود انجام میدهند، و از شرّ (گفتار و کردار) هر ناتوان و توانائی، و از شرّ هر بزرگوار و پستی، و از شرّ هر خرد و بزرگی، و از شرّ هر نزدیک و دوری (خویشان و بیگانگان) و از شرّ
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 157
هر که از جنّ و انس برای پیغمبرت و خاندانش (حضرت زهراء و ائمّه اطهار علیهم السّلام) جنگی (دشمنی) بر پا کرده و آشکار ساخته، و از شرّ هر حیوان که تو موی جلو سر آنها را گیرنده ای (بر آنها تسلّط داری) پناه ده، زیرا تو بر راه عدل و راستی (پس کسیکه بتو پناه برد تباه نمیگردد، و کسیکه ستم کند از چنگ تو نمیرهد) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و هر که را درباره من آهنگ بدی نماید از من بازگردان، و مکرش (آشکار نمودن خلاف پنهان) را از من دور ساز، و بدی او را از من دفع نما، و مکرش را در گردنش (بخود او) باز گردان - و سدّی (حائلی) برابرش قرار ده تا چشمش را از (دیدن) من کور و گوشش را از شنیدن من کر سازی، و دلش را هنگام یاد من قفل زنی (مانع شوی که بیاد من آید) و زبانش را (از گفتگوی) درباره من لال گردانی، و سرش را بکوبی (او را پست نمائی) و ارجمندیش را خوار کنی، و بزرگیش را درهم شکنی، و بر گردنش طوق خواری بیاویزی، و سرفرازیش را بر هم زنی، و مرا از همه زیان و بدی و طعنه (زشتی گفتن) و غیبت (پشت سر سخن بیان کردن) و عیب جوئی و رشک بردن و دشمنی و بندها و دامها و پیادگان و سواران (یاران و همراهان و پیروان) او ایمن فرما، زیرا تو (بهر چیز) غالب و قادری (کسی تو را جلوگیری نمیتواند، و چیزی تو را ناتوان نمینماید). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 158