فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای نوزدهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگام درخواست باران پس از خشکسالی

(استسقاء «باران خواستن از خدای تعالی» بدعاء در هر وقتی از اوقات میشود، و بهتر آنست که دعاء بعد از یکی از نمازهای شبانه روز باشد و بهتر از هر دو خواندن نماز استسقاء است که کیفیّت آن در کتب فقه بیان شده است):
بار خدایا ما را بباران سیراب گردان، و رحمتت را بباران فراوان از ابری که برای رویانیدن گیاه زیبا در اطراف زمینت روان است بر ما بگستران - و با رسیده شدن میوه بر بندگانت احسان فرما، و با شکفته شدن شکوفه و گل و گیاه شهرهایت را زنده نما، و فرشتگانت را که بزرگوار و نویسنده (یا سفراء و فرستادگان) اند آماده ساز ب آب رساندن سودمند از جانب خود که فراوانی همواره و باریدن بسیار داشته (همه جا را فراگیرد) سخت و تند و شتابان باشد - که ب آن آنچه را مرده است
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 127
زنده (سبز و خرّم) نمائی، و آنچه از دست رفته باز گردانی، و آنچه آمدنی است بیرون آری، و ب آن روزیها را فراخی داده بیافزائی، ابری (از تو میخواهم) که رویهم انباشته و با خوشی و گوارا و فرا گیرنده بوده صدای رعد از آن شنیده شود، و بارانش همیشه (که گیاهها را تباه و ساختمانها را ویران گرداند) و برقش فریب دهنده (بی باران) نباشد - بار خدایا ما را سیراب کن از بارانی که بر طرف کننده خشکسالی، رویاننده گیاه، پهن و فراخ و بسیار باشد که بوسیله آن، گیاه ایستاده (سبز و خرّم سالهای پیش) را بازگردانی، و گیاه شکسته (پژمرده) را درست (سربلند) نمائی - بار خدایا ما را آب ده آبیکه از آن تل ها روان سازی، و چاهها را پر گردانی، و جویها را جاری نمائی، و درختها را برویانی، و نرخها را در همه شهرها ارزان کنی، و چهارپایان و آفریدگان را بنشاط و شادمانی آوری، و روزیهای پاکیزه را برای ما بکمال برسانی، و کشت را برویانی، و پستان چهارپایان را پر شیر سازی، و توانائی بر توانائی ما بیافزائی - بار خدایا سایه آن ابر را بر ما باد گرم و سردیش را شوم و باریدنش را عذاب و آبش را شور مگردان - بار خدایا بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ما را از برکات آسمان ها و زمین (خیر و نیکیهای آنها) روزی عطا فرما، زیرا تو بر هر چیز توانائی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 128

دعای بیستم از دعاهای امام علیه السّلام است در (درخواست توفیق برای) خوهای ستوده

و کردارهای پسندیده (گفته اند: اخلاق و خوها، نیک یا بد، طبیعی است و نمیشود آنها را تغییر داد، و محال است که انسان از هسته خرما سیب برویاند، پس تکلیف بتهذیب و پاکیزه نمودن اخلاق امر بچیزی است که بر آن توانائی نیست، و گفته اند: این سخن درست نمیباشد، زیرا دیده میشود بسیاری از مردم خلقی را عادت خویش قرار میدهند تا اینکه ملکه و طبیعی ایشان میگردد، پس اگر کسبی نبود اندرزها و سفارشها و وعده دادن و ترسانیدن و امر و نهی و دعا کردن برای بدست آوردن آنها بی فائده بود، و روا نبود که گفته شود: چرا چنین کردی و چرا بجا نیاوردی، و دیگر آنکه چگونه تغییر خلق در انسان روا نباشد در صورتیکه در بعض چهارپایان انجام میگیرد، چنانکه حیوان وحشی پس از تربیت اهلی میشود و حقّ آنست که این موضوع بنا بر اختلاف نظر است، زیرا آنکه گفته: تغییر خلق محال است نفس قوّه را در نظر گرفته، پس محال است انسان از هسته خرما سیب برویاند، و آنکه گفته: تغییر آن ممکن است آشکار نمودن و تباه ساختن آنچه در قوّه است را در نظر گرفته، پس هسته خرما ممکن است تربیت شده نخل و درخت خرما شود، و ممکن است بحال خود بماند تا تباه گردد، بنابر این دعاء و توفیق خواستن از خدای تعالی برای گرفتن خوهای ستوده یعنی آشکار ساختن آنچه در قوای آنها است، و برای نگرفتن خوهای نکوهیده یعنی از بین بردن آنچه در قوای آنها است درست است)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 129
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ایمانم (اعتقاد بدل و اقرار بزبان و عمل باندام که کاشف از آنها است) را بکاملترین ایمان برسان، و باورم را (ب آنچه پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله آورده) بهترین یقین قرار داده (یقین «چنانکه خواجه نصیر الدّین طوسی - رحمه اللّه - فرموده» مرکب از دو علم است: علم بمعلوم و علم باینکه خلاف آن محال است، و آن را سه مرتبه است: علم الیقین مانند شناختن آتش بدود، و این علمی است که برای اهل نظر و استدلال از روی براهین قاطعه بدست می آید، و عین الیقین مانند دیدن جسم آتش، و آن علمی است که برای برگزیدگان از مؤمنین از روی کشف بدست می آید، و حقّ الیقین مانند افتادن در آتش و سوختن ب آن، و آن علمی است که برای اهل شهود و فناء در خدا از روی اتّصال معنوی بدست می آید، و این مرتبه از یقین کاملترین آنست که امام علیه السّلام آن را در خواست نموده) و نیّت مرا به نیکوترین نیّتها (قصد قرب بحقّ) و کردارم را ببهترین کردارها (عمل خالص از خود نمائی) برسان (نیّت) «چنانکه در مجلّد پانزدهم بحار الانوار از محقّق طوسی - علیه الرحمة الله - نقل نموده» قصد و آهنگ عمل و انجام کار است، و آن واسطه است میان علم و عمل زیرا تا چیزی دانسته نشود قصد آن ممکن نیست و تا قصد نشود و واقع نگردد) - بار خدایا نیّت مرا بلطف (توفیق) خود کامل گردان (بس برای تو بوده بغرض دیگر آلوده نباشد) و باورم را برحمت خویش پا بر جا نما (بطوریکه شکّ در آن راه نیابد) و بقدرت و توانائیت آنچه از من از دست رفته اصلاح فرما (از کیفر آن بگذر) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و بی نیازم کن از کاری که
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 130
کوشیدن ب آن مرا (از عبادت و بندگیت) باز میدارد (تا توجّه من بجز تو نباشد) و وادار مرا ب آنچه (انجام اوامر و ترک نواهی) که فردا (روز رستاخیز) از آن سؤال و بازپرسی بنمائی (در قرآن کریم «س 16 ی 93) فرماید:
وَ لَتُسْئَلُنَّ عَمَّا کُنْتُم تَعْملونَ 16: 93یعنی البته از آنچه «نیک و بد» بجا می آورید سؤال خواهد شد) و روزهای مرا در آنچه (عبادت و پرستش) که برای آنم آفریده ای صرف نما (در قرآن کریم «س 51 ی 56) فرماید:وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الانسَ الا لیَعْبُدونِ 51: 56یعنی جنّ و انس را نیافریدم جز برای آنکه «مرا بیکتائی» پرستش نمایند) و مرا (از دیگران) بی نیاز فرما و روزیت را بر من گشایش ده، و بنگاه کردن (چشم براه بودن برای رسیدن روزی، یا بنگاه کردن کالای دنیا که در دست مردم است) گرفتار مفرما، و عزیز و گرامی ام و بکبر و سر بلندی (افراط در عزّت) دچارم مکن (در مجلّد پانزدهم بحار الانوار است حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: عجب دارم از فرزند آدم که اولش نطفه «منی» و آخرش جیفه «مردار بو گرفته» است و او میان این دو ظرف است برای غائط و پلیدی: با این حال کبر و سربلندی مینماید) و مرا برای (بندگی) خود رام ساز و عبادتم را بعجب و خودپسندی (از درجه قبول) تباه مگردان (حضرت صادق علیه السّلام فرموده: خدای تعالی میدانست که گناه برای مؤمن از عجب بهتر است، و اگر چنین نبود هرگز مؤمن را بگناه آزمایش نمینمود. مرحوم مجلسی پس از نقل این حدیث در مجلّد پانزدهم بحار الأنوار میفرماید: عجب بزرگ دانستن عمل نیکو و شاد شدن و نازیدن ب آن است، و اینکه شخص خود را تقصیر کار نبیند، ولی شاد شدن ب آن با تواضع و فروتنی برای خدای تعالی و سپاسگزاری او بر توفیق آن عمل نیکو و ستوده است) و خیر و نیکی برای مردم را بدست من روان ساز (توانگرم گردان تا بایشان احسان نمایم) و آن را بمنّت نهادن باطل مفرما (از شرّ شیطان و نفس حفظ کن که با احسان خود بر دیگری منّت نگذارم که پاداش احسان را از بین ببرد) و خوهای پسندیده را بمن ببخش (استعداد قبول آن را بمن عطا فرما) و (چنانکه آنها را دارا شدم) مرا از بخود نازیدن نگاه دار (مشهور است پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرموده: انا سیّد ولد ادم و لا فخر «من مهتر فرزندان آدم هستم و بخود نازیدنی نیست» یعنی بزرگی خود را از روی فخر نمیگویم، بلکه از جهت بیان نعمت خدای تعالی و سپاسگزاری از او و تبلیغ بامّت چیزی را که معرفت و ایمان ب آن واجب است میباشد، حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: هر که کاری برای مفاخرت بجا آورد خدا او را روز قیامت سیاه محشور مینماید) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 131
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در میان مردم بدرجه و مقامی سرفراز مفرما جز آنکه پیش نفسم مانند آن پست نمائی، و ارجمندی آشکارا برایم پدید میاور جز آنکه بهمان اندازه پیش نفسم برای من خواری پنهانی پدید آوری (امیر المؤمنین علیه السّلام هنگام وفاتش در وصیّت خود فرمود: بر تو باد بتواضع، زیرا فروتنی از بزرگترین عبادت و بندگی است) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا برستگاری شایسته بهره مند کن (براه راست راهنمائی فرما) که آن را (براه دیگر) عوض نکنم، و براه حقّی که از آن بیرون نشوم، و بقصد صواب و درستی که در آن شکّ ننمایم، و تا هنگامی که عمرم در فرمانبری تو بکار رود عمر ده، و هرگاه عمرم چراگاه شیطان شود (بر من تسلّط یابد) بمیرانم پیش از آنکه دشمنی سخت تو بمن رو آورد، یا خشمت بر من استوار گردد (مراد از دشمنی و خشم خدای تعالی دوری رحمت او است) - بار خدایا وامگذار مرا در خوئی که (مردم آن را) زشت میدانند جز آنکه آن را اصلاح نمائی (توفیقم دهی که بزشتی آن پی برده مرتکب نشوم) و نه خوی زشتی که بوسیله آن سرزنش شوم جز آنکه آن را نیکو گردانی (توفیقم دهی که از کیفر آن آگاه شده خود را برهانم) و نه خوی پسندیده ای که در من ناتمام باشد جز آنکه آن را کامل کنی (توفیقم دهی آن را دنبال کرده بمنتهای آن برسم) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 132
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و درباره من تغییر ده دشمنی سخت دشمنان را بدوستی، و رشک بردن سرکشان از حقّ را بمحبّت، و بد گمانی نیکان را باطمینان، و دشمنی آشنایان را بدوستی، و بد رفتاری خویشان را بخوشرفتاری، و خوار گردانیدن نزدیکان را بیاری کردن، و دوستی مدارا کنندگان (دوستان ظاهری) را بدوستی واقعی، و اهانت آمیزش کنندگان را ب آمیزش نیک، و تلخی ترس از ستمکاران را بشیرینی ایمن بودن (از ایشان) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و برای من بر کسیکه بمن ستم کند دستی (توانائی جلوگیری از ستم) و بر آنکه زد و خورد و گفت و شنود نماید زبانی (حجّت و برهانی) و بر آنکه دشمنی کند فیروزی قرار ده، و بمن بر آنکه درباره ام حیله کند (در برابر آن) مکر و فریبی، و بر آنکه بر من مسلّط شود توانائی، و بر آنکه مرا دشنام دهد تکذیبی (گفتن باینکه دروغ گفتی) و از آنکه مرا میترساند سلامتی ببخش، و بفرمانبری آنکه مرا براه راست آورد (معلّم علوم دینی) و پیروی کسیکه مرا (براه حقّ) راهنمائی نماید (پیشوایان دین) توفیقم ده -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 133
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا توفیق ده تا با کسیکه با من غشّ (ناراستی) نموده از روی اخلاص (درستی) رفتار کنم، و کسی را که از من دوری کرده بنیکوئی پاداش دهم، و کسیکه مرا نومید گردانیده ببخشش عوض دهم، و کسی را که از من بریده به پیوستن مکافات نمایم، و از آنکه از من غیبت نموده (پشت سر بدگوئی کرده) بنیکی یاد کنم، و نیکی را سپاس گزارده از بدی چشم بپوشم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بزینت صالحین و شایستگان (انجام حقوق خدا و مردم) آراسته فرما، و زیور پرهیزگاران (عمل بواجبات و ترک محرّمات) را بمن بپوشان، با (توفیق برای) گستردن عدل و داد (تا از افراط و تفریط در حقّ دوری گزینم) و فرو نشاندن خشم (و آشکار نکردن آن بگفتار یا کردار، در قرآن کریم «س 3 ی 134)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 134
فرماید:و الْکاظِمینَ الْغَیْظَ وَ الْعافینَ عَنِ النَّاسِ 3: 134یعنی پرهیزکاران آنانند که سختترین خشم را فرو نشانده از «بدی» مردم در گذرند) و خاموش کردن آتش دشمنی (اختلاف بین مردم) و گرد آوردن پراکندگان (دلهای از هم رنجیده) و اصلاح فساد بین مردم، و فاش کردن خیر و نیکی، و پنهان نمودن عیب و زشتی (از کسانیکه از آن شرمنده اند، نه از آنانکه هر چند عیبشان را پنهان کنند دست از آن بر ندارند که پنهان نمودن عیب این کسان کمک بر معاصی است، پس آشکار کردن عیب آنان روا است، و ناگفته نماند:
پنهان نمودن عیب در باره معصیت و گناه گذشته است، ولی در باره گناهیکه اکنون بجا می آورد بر کسیکه توانا باشد واجب است که او را منع نموده و باز دارد، نه آنکه آن را پنهان نماید، و اگر توانا نیست بکسیکه زمام امور را در دست دارد مراجعه نماید در صورتیکه کار بمفسده و تباهکاری سختر از آن نکشد، و همچنین واجب است آشکار نمودن عیب شاهد و گواه و راوی خبر و امین بر اوقاف و صدقات و اموال ایتام هنگام حاجت، زیرا احکام شرعیّه بر آن مترتّب است، و عیب گوی ایشان گناه نکرده است در صورتیکه قصد عیب گوینده جلوگیری از معصیت باشد، نه آشکار ساختن عیب) و نرم خوئی و فروتنی و نیکو روشی، و سنگینی، و خوشخوئی (با مردم) و پیشی گرفتن نیکی، و برگزیدن احسان بی آنکه جزای احسانی باشد، و سرزنش نکردن (رسول خدا صلّی الله علیه و آله فرموده: کسیکه مؤمنی را بگناهی سرزنش نماید نمیمیرد تا اینکه آن را مرتکب شود. و این فرمایش با وجوب امر بمعروف و نهی از منکر منافات ندارد، زیرا مقصود از آن نصیحت و اندرز است، نه سرزنش) و همراهی نکردن بغیر مستحق (زیرا کمک بکسیکه شایسته نیست اسراف و بیجا بکار بردن مال است که نکوهش شده) و گفتن حقّ اگر چه سخت (یا اندک) باشد، و کم شمردن نیکی در گفتار و کردارم اگر چه بسیار باشد، و بسیار شمردن بدی در گفتار و کردارم اگر چه کم باشد (چون این صفت شخص را از عجب و خود پسندی دور میگرداند) و آنچه را بیان شد برای من بوسیله هموارگی طاعت و فرمانبری، و همیشه بودن با جماعت (مؤمنین که بر مذهب حقّ بوده و گرد آمده اند هر چند اندک باشند) و واگذاشتن بدعت گزاران و آنکه رای و اندیشه اختراع شده بکار برد، کامل گردان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 135
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و فراخترین روزیت را بر من هنگام پیری و قویترین توانائیت را در من هنگامیکه برنج افتم قرار ده، و مرا بکاهلی و سستی در بندگیت و کوری (گمراهی) از راهت (دین خود) و درخواست خلاف دوستیت (رضا و خوشنودیت) و گرد آمدن با کسیکه از تو دوری گزیده (پیرو فرمان تو نیست) و پراکندگی از کسیکه از تو جدا نگردیده (فرمان بردار تو است) گرفتار مکن - بار خدایا مرا چنان قرار ده که هنگام اضطرار به (کمک و یاری) تو (بر دشمن) حمله آورم، و هنگام نیازمندی از تو بخواهم، و هنگام درویشی (با ذلّت و خواری) بدرگاه تو زاری کنم، و مرا چون بیچاره شوم بیاری خواستن از غیر خود و چون فقیر گردم بفروتنی برای درخواست از غیر خویش و چون بترسم بزاری کردن پیش غیر خود آزمایش (یا گمراه) مفرما که ب آن سبب سزاوار خواری و باز داشتن (از رحمت) و روی گردانیدن (کیفر) تو شوم، ای بخشنده ترین بخشندگان -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 136
بار خدایا آنچه شیطان از دروغ و گمان و رشک در دل من میافکند بیاد بزرگیت و اندیشه در توانائیت و عاقبت اندیشی بر دشمنت (که از بندگیت دوری گزیده آن را دشمن دارد) مبدل گردان، و آنچه از سخن زشت یا بیهوده یا دشنام بعرض و آبرو (ی کسی) یا گواهی نادرست یا غیبت کردن مؤمن غائب یا ناسزا گفتن بحاضر و مانند آنها که بر زبان من می آید بگفتن سپاس تو و بسیار ستایش تو و کوشش در بزرگ دانستن تو و شکر نعمت تو و اقرار به نیکی تو و شمردن نعمتهایت مبدّل ساز - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و (مرا در پناه رحمت خود حفظ فرما تا) ستم دیده نشوم که تو بر جلوگیری از ستم بمن توانائی، و نه من (بدیگری) ستم نمایم که تو میتوانی مرا (از ستم نمودن) باز داری، و گمراه نشوم که راهنمائی بمن برای تو آسان است، و بی چیز و نیازمند نگردم که گشایش (زندگی) من از تو است، و (در بین مردم) سرکشی ننمایم که توانگری من از تو است - بار خدایا بسوی آمرزش تو آمده ام، و بعفو و بخشش تو آهنگ نموده ام،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 137
و (از گناهانم) بگذشت تو آرزومندم، و باحسان و نیکی تو اطمینان دارم در حالیکه چیزی (گفتار نیک) که موجب آمرزیدن تو گردد در من نیست، و نه در کردارم چیزی (طاعت و بندگی) است که بسبب آن عفو تو را سزاوار شوم، و پس از اینکه بر زیان خود (باین گفتار) حکم کرده اعتراف نمودم برای من چیزی (وسیله آمرزشی) جز احسان و نیکی تو نیست، پس (بنا بر این) بر محمّد و آل او درود فرست، و بر من بی علّت و سبب احسان فرما - بار خدایا مرا بهدایت و راهنمائی (بدین حقّ) گویا فرما، و پرهیزکاری را بمن الهام نما (در دل من انداز) و بروشی که پاکیزه تر (بهترین روشها) است توفیقم ده، و بکاری که (نزد تو) پسندیده تر است بگمارم - بار خدایا مرا ببهترین راه (دین حقّ: ولایت و دوستی ائمّه معصومین علیهم السّلام) ببر (راهنمائی فرما) و چنانم گردان که بر دین تو (اسلام) بمیرم و (در قبر و قیامت) زنده گردم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بمیانه روی بهره مند گردان (که در گفتار و کردار از حدّ تجاوز نکرده تقصیر ننمایم) و مرا از درستکاران و راهنمایان بخیر و نیکی و از بندگان شایسته بگردان، و رستگاری در قیامت و رهائی از دوزخ را روزیم فرما (مراد از مرصاد «کمینگاه» در اینجا دوزخ است برای آنکه نگهبانان آن در آنجا چشم براه کفّاراند برای عذاب و کیفر) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 138
بار خدایا برای خود از نفس من بهره ای که آن را (از عذاب) برهاند بگیر (قرار ده) و آنچه آن را بصلاح و سازگاری آورد برای من بگذار، زیرا نفس من تباه شونده است (از عذاب رهائی نمییابد) جز آنکه تو آن را (از هر پیشامدی) نگهداری (مترجمین و شارحین صحیفه معنی این جمله را باختلاف بیان کرده اند، و شاید نزدیکتر بمراد امام علیه السّلام همین معنی باشد که ما بیان نمودیم، و الله اعْلَمُ بِمَقاصُدِ اوْلِیائِه ) - بار خدایا اگر اندوهگین گردم ساز و سامانم توای (بتو رو آورم) و اگر (از هر جا) نومید شوم امیدگاهم توئی، و اگر غمهای سخت بمن رو آورد فریاد رسی ام بتو است، و نزد تو است عوض هر چه از دست رفته و صلاح و سازگاری هر چه تباه گشته، و تغییر در آنچه زشت دانسته ای، پس پیش از گرفتاری تندرستی و پیش از درخواست توانگری و پیش از گمراهی راهنمائی را بمن احسان فرما، و عیبجوئی بندگان را از من دور نما، و آسودگی (از عذاب و گرفتاری) روز بازگشت را بمن ببخش و نیکی راهنمائی کردن را بمن عطا فرما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و از روی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 139
لطف و نیکی کردن خود هر پیشامد بدی را از من دور گردان (اینکه جمله هر پیش آمدی که مفعول و ادرا است در عبارت بیان نشده برای اختصار در عبارت بوده، چون مطلب معلوم است) و بنعمت خویش مرا پرورش ده، و بکرم و بخشش خود مرا اصلاح فرما (آنچه از دست رفته بازگردان) و باحسان خویشتن مرا (از دردهای جسمانی و نفسانی) معالجه کن، و در سایه (رحمت) خود مرا جای ده، و خوشنودیت را بر من بپوشان (شامل حال من گردان) و چون کارها بر من درهم گردد به (آشنا شدن) درستترین آنها، و کردارها شبیه و مانند یکدیگر شود به (انجام دادن) پاکیزه ترین آنها، و مذاهب بر خلاف یکدیگر گردد به (پیروی از) پسندیده ترین آنها مرا توفیق ده (چون در هر مذهبی نوعی از کارهای پسندیده خدای تعالی است مانند اعتراف بخدا و عادات و قوانین نیک از این رو امام علیه السّلام فرموده پسندیده ترین آنها، و گر نه آشکار است که در غیر مذهب اسلام رضای خدا تصوّر نمیشود) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و سرم را بتاج بی نیازی بپوشان (تا در پیش جز تو سر فرود نیاورم) و مرا بنیکی در کارهائیکه ب آن قیام مینمایم وادار، و راهنمائی حقیقی را بمن ببخش (مرا بر اسرار آگاه فرما) و مرا بتوانگری گمراه مساز، و زندگی آسوده که در آن رنج نباشد بمن عطا فرما، و زندگانیم را سخت و دشوار قرار مده، و دعا و درخواستم را بسویم باز مگردان (روا کن) زیرا من برای تو همتائی قرار نمیدهم، و با تو مانندی را نمیخوانم (جز تو خدائی باور ندارم که درخواستهای خویش را از او بخواهم) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از زیاده روی (در زندگی) بازدار، و روزی ام را از
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 140
تباه شدن (دستبرد دزدان یا آتش گرفتن و مانند آن) نگاهدار، و دارائیم را ببرکت و زیاد نمودن افزون گردان، و مرا به نیکوئی آنچه از آن دارائی انفاق مینمایم براه رستگاری برسان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از کسب و روزی بدست آوردن با رنج بی نیاز کن، و بی حساب (فراوان یا بی رنج یا بی حساب و بازپرسی در آخرت) روزی ده، تا از عبادت و بندگی تو برای بدست آوردن روزی باز نمانم، و زیر بار سنگینی زیانها و بدی عواقب کسب (غیر مشروع) نروم - بار خدایا بقدرت و توانائی خود آنچه را درخواست مینمایم بر آور، و بعزّت و تسلّط خود (بر هر چیز) از آنچه میترسم پناهم ده - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و آبرویم را بتوانگری حفظ نما، و ارجمندیم را به تنگدستی خوار مگردان که بدینجهت از روزی خوارانت روزی بخواهم، و از مردم پست عطا و بخشش طلبم، تا بستایش آنکه بمن بخشیده گرفتار و نیکوهش آنکه نبخشیده وادار شوم، در حالیکه (در واقع) بخشیدن و نبخشیدن (نعمتها) بدست تو است نه ایشان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و روزی من کن تندرستی در عبادت و آسایش در زهد و دوری از دنیا و علم با عمل و پرهیزکاری از روی میانه روی (نه باندازه ای که
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 141
بوسواس «بد اندیشی و بدگمانی» کشد) - بار خدایا بسر رسیدن عمرم را با گذشت خود بپایان رسان، و آرزویم را در امید برحمت خویش پا بر جا نما، و راههایم را برای رسیدن بخوشنودیت آسان فرما (توفیق عطا کن تا بطاعات تو بی رنج قیام نمایم) و کردارم را در هر حال (تندرستی، بیماری، خوشنودی، اندوهناکی، بردباری، خشم و مانند آنها) نیکو گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در اوقات فراموشی (پیروی از نفس) بیاد خود آگاه ساز، و در روزگار مهلت (زندگانی دنیا) بطاعت و بندگیت بگمار، و راهی همواره بسوی محبّت و دوستیت (پیروی از او امر و نواهیت) برای من آشکار نما، و بوسیله آن راه (یا آن محبّت) نیکی دنیا و آخرت را برایم کامل گردان - بار خدایا و بر محمد و آل او درود فرست، مانند بهترین درودی که پیش از او بر کسی از آفریدگان خود فرستاده ای و پس از او بر کسی خواهی فرستاد، و در دنیا نیکی (تندرستی، آسودگی، بی نیازی، فرزند و زن شایسته و غلبه بر دشمنان) و در آخرت نیکی (رستگاری بپاداش و رهائی از عذاب) بما عطاء فرما، و مرا برحمت خود از شکنجه آتش (گناهانی که ب آتش میکشاند) حفظ کن. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 142

دعای بیست و یکم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه چیزی او را اندوهگین و گناهان نگرانش مینمود:

بار خدایا ای بی نیاز کننده آنکه تنها و نا توان است، و ای نگهدارنده (بندگان خود) از چیز ترسناک، گناهان مرا تنها نموده (بسبب آن از رحمتت دور گشته و بیکس مانده ام) و یار و همراهی با من نیست، و از خشم تو (دوری رحمتت) ناتوان شده ام، و نیرو دهنده ای ندارم، و بر ترس دیدار تو (فرمان تو هنگام مرگ و بر انگیخته شدن روز قیامت برای باز پرسی) نزدیک گشته ام و تسکین دهنده ای برای ترسم نمیباشد - و کیست مرا ایمن نماید در هنگامیکه تو مرا ترسانده ای، و کیست مرا یاری کند در حالیکه تو مرا تنها گذارده ای، و کیست مرا توانائی دهد در حالیکه تو مرا نا توان ساخته ای؟ - پناه نمیدهد (کسی دیگری را) ای خدای من، جز پروردگار پرورده شده ای را، و ایمن نمیسازد مگر غلبه کننده، شکست خورده ای را،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 143
و یاری نمیکند مگر جوینده یافته ای را (که از پیش او بدر نمیتواند رفت)؟ - و همه آنها (پناه دادن، آسوده ساختن و یاری نمودن) ای خدای من، بدست (قدرت و توانائی) تو است، و فرار و گریز (از سختیها) بسوی تو است، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و گریختنم را پناه ده، و خواسته ام را روا ساز - بار خدایا اگر روی نیکویت را از من بگردانی (مرا از درگاهت برانی) یا احسان و نیکی بزرگت را از من باز داری یا روزیت را بر من دریغ نمائی یا رشته (رحمت) خود را از من بگسلی جز تو راهی بچیزی از آرزویم نمییابم، و ب آنچه نزد تو است بکمک غیر تو دسترسی ندارم، زیرا من بنده تو و در مشت توام، موی پیشانی من بدست تو است (مغلوب و زیر دست توام) - با بودن فرمان تو مرا فرمانی نیست، فرمانت در باره من روان و آنچه برایم مقدّر ساخته ای از روی عدل و داد است، مرا توانائی بیرون رفتن از سلطنت تو نمیباشد، و نمیتوانم از قدرت تو تجاوز کرده پا بیرون گذارم، و توانا نیستم که محبّت و دوستی تو را (بخود) متوجّه گردانم، و بخوشنودیت نمیرسم، و ب آنچه نزد تو است (خیر و نیکی دنیا و آخرت) جز بفرمانبری و فزونی رحمتت دسترسی ندارم -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 144
بار خدایا صبح و شام کردم در حالیکه بنده خوار توام، و جز بکمک تو بر سود و زیان خویش توانا نیستم، در باره خود ب آنچه گفتم گواهی میدهم، و بنا توانی و بیچارگی خویشتن اقرار دارم، پس ب آنچه (روا کردن دعاء) بمن وعده دادی وفا کن، و آنچه عطا کرده ای کامل گردان (از بین مبر و تغییری در آن مده) زیرا من بنده بی چیز، فروتن، ناتوان، بد حال، کوچک، خوار، نیازمند ترسان و زینهار خواه تو هستم - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بیاد کردن (سپاس) خود در آنچه (نعمتهائیکه) بمن عطاء فرمودی فراموشکار مگردان، و باحسانت در آنچه بمن بخشیده ای غافل مساز، و از روا ساختن درخواستم اگر چه بکندی پیش رود نومیدم مفرما، خوش باشم یا ناخوش، سخت یا خوشگذران، تندرست یا گرفتار، حاجتمند و بد حال یا در نعمت، فراخ روزی یا تنگ زندگی، نیازمند یا بی نیاز -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 145
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در هر حال به ستایش و نیایش و سپاسگزاریت بر گمار تا ب آنچه از دنیا بمن داده ای (زن، فرزند، دارائی، مقام و جاه و مانند آنها) شاد نگردم، و ب آنچه مرا از آن باز داشته ای (عطا نفرموده ای) اندوهگین نشوم، و شعار دلم را بپرهیزکاری از خود بنما (تقوی و ترس از خود را روش من گردان) و بدنم را در آنچه از من می پذیری (طاعت و بندگی) بکار دار، و مرا از هر چه بمن رو آورد (نیک و بد دنیا) بطاعت و بندگیت وادار تا چیزی را که تو بخشم می آئی دوست نداشته و از چیزی که رضا و خوشنودی تو است بخشم نیایم (که رضای بقضاء و آنچه خدا مقدّر فرموده آنست که بنده دوست بدارد آنچه خدا دوست میدارد، و بخشم بیاید از آنچه خدا بخشم می آید، از انس ابن مالک روایت شده که گفت: ده سال نوکری پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله نمودم، چیزی که انجام دادم نفرمود: چرا انجام دادی؟ و چیزیکه بجا نیاوردم نفرمود: چرا بجا نیاوردی؟؟ و چیزیکه بود نفرمود: کاش نبود، و چیزیکه نبود نفرمود: کاش بود، و میفرمود: اگر مقدّر بود میبود) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 146
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و دلم را برای محبّت و دوستی خویش (از محبّت هر چه جز تو است) خالی ساز، و بیاد خود مشغول گردان، و بترس و بیم از خویشتن (که با آن گناهی نشود) بلند مرتبه اش فرما، و برغبت بسوی خود (ترا خواستن) توانایش نما، و بفرمانبریت متوجّه کن، و در خوشایندترین راههای بسوی خود روانه اش فرما، و در تمام روزهای زندگانیم آن را بخواستن آنچه (عطاهایت) نزد تو است رام نما - و تقوی و ترس از کیفر خود را از دنیا (برای سفر آخرت) توشه ام، و سفر مرا بسوی رحمتت، و ورود مرا (روز رستاخیز) در خوشنودیت، و جایم را در بهشتت گردان، و مرا توانائی بخش که با آن، همه خوشنودی تو را بردارم، و گریزم را بسوی خود، و خواهشم را در آنچه نزد تو است قرار ده، و دلم را از بدهای خلق خویش (گناهکاران) برهان، و خو گرفتن بخود و دوستانت (پیغمبران و اوصیاء) و پیروانت (مؤمنین) را بمن ببخش -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 147
و برای گناهکار و کافر بر من منّت قرار مده، و برای او نزد من نعمت و مرا بایشان حاجت و درخواستی مگذار، بلکه آرامش دل و الفت جان و بی نیازی و کار گزاری مرا بخود و به نیکان خلق خویش قرار ده (مردی بحضرت صادق علیه السّلام گفت: فدایت شوم از خدا بخواه که مرا از خلقش بی نیاز گرداند، حضرت فرمود: خداوند روزی هر که را بدست هر که بخواهد تقسیم نموده «چون انسان از معاشرت و نیازمندی بهمجنس خود ناچار است چنین درخواستی مورد ندارد» ولی از خدا میخواهم که تو را از حاجت و درخواست بمردم پست و فرومایه بی نیاز گرداند) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا با ایشان همنشین (پیرو) و یاری کننده ب آنان گردان، و بشوق و دل باختگی بخود و بانجام آنچه دوست داری و خوشنود میگردی بر من منّت گزار (توفیق عطا فرما) زیرا تو بر هر چیز توانائی، و خواسته من برای تو آسان است. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 148