فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای چهاردهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه ستمی ب آنحضرت میرسید

یا از ستمکاران چیزی (زیانی بر خود یا بر یکی از شیعیانش) میدید که خوش نمیداشت:
ای آنکه خبرهای شکوه کنندگان از ستم بر او پنهان نیست - و ای آنکه در سرگذشتهای ایشان از گواهیهای گواهان بی نیاز است (چون ب آشکار و نهان دانا است) - و ای آنکه یاری او بستم رسیدگان نزدیک است (بزودی آنها را یاری خواهد نمود) - و ای آنکه مدد او از ستمگران دور است (ایشان را یاری نمیکند) - ای خدای من، تو میدانی آنچه از فلان فرزند فلان بمن رسیده از آنچه (ظلم و تعدّی) که آن را نهی کرده ای، و از آنچه از من هتک حرمت نموده
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 107
و آن را بر او منع نموده ای، و ستم او از طغیان و سرکشی در نعمت تو است که باو رسیده و از بی باکی و نترسیدن از کیفر تو است بر او (هنگام خواندن دعا بجای فلان ابن فلان نام ستمگر و پدرش برده شود) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ستم کننده و دشمن مرا بقدرت خود از ستم بر من بازدار، و با توانائی خود برّندگی (دشمنی) او را از من بشکن و برای او کاری که در خور او است قرار ده (تا ب آن مشغول شده از من چشم بپوشد) و او را در برابر کسیکه با او دشمنی میکند ناتوان گردان - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و او را بستم کردن بمن رخصت مده، و مرا در تسلّط بر او نیکو کمک فرما، و از بجا آوردن مانند کارهای او نگهدار، و در مانند حال او قرار مده (مرا از ستم بدیگران و متصف شدن بخوهای ناپسندیده مانند او حفظ فرما) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا در برابر او یاری نما یاری نمودن آماده ای که (چشم براه آن نباشم تا) خشم باو بهبودی من باشد، و کینه ام را بسر رساند (یاری که خشم را فرو نشاند و دادم را از او بستاند) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 108
بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و در عوض ستمی که او بمن کرده مرا مشمول عفو و بخشش خود گردان، و بجای بدرفتاری او رحمتت بمن عطا فرما، زیرا هر ناپسندی در برابر خشم تو اندک و هر اندوهی با پیشامد غضب تو هموار است - بار خدایا همچنانکه ناپسند من گردانیدی که ستم بکشم مرا از اینکه (بدیگری) ستم کنم نگهدار - بکسی جز تو شکوه نمیکنم، و از حکم کننده ای (بین ظالم و مظلوم) جز تو یاری نمیطلبم، آراسته و پاک میدانم تو را که چنین کنم، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و دعای مرا باجابت پیوند (بین دعاء و اجابت فاصله ای قرار مده) و شکوه مرا با تغییر و از بین بردن همراه ساز (ستم ستمگر را از من دفع فرما تا شکوه ام پایان یابد) - بار خدایا مرا بنومیدی از عدل و دادگری خود آزمایش مفرما، و ستمگرم را ب آسودگی از نادانی به (کیفر) خویش میازما تا بر ستم بر من ادامه دهد و بر حقم دست یابد، و بزودی آنچه (کیفری) که بستمگران وعده داده ای باو بنما، و اجابت (دعائی) را که بیچارگان وعده داده ای بمن هویدا ساز - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا بپذیرفتن آنچه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 109
بر سود و زیانم مقدر نموده ای توفیق ده، و ب آنچه (سودی که) برای من (از دیگری) و از من (برای دیگری) گرفته ای خوشنودم گردان، و براستترین راه راهنمائیم نما، و ب آنچه سالمتر است (از آفات) بگمارم - بار خدایا و اگر نیکی من نزد تو در تأخیر گرفتن حقّ من و بکیفر نرساندن ستمگر من است تا روز رستاخیز (روزی که حقّ و باطل از هم جدا میشود) و جای گرد آمدن دشمنان، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا (در هر کاری) بتصمیم نیکو و شکیبائی همیشگی کمک فرما - و از خواهش بد و حرص آزمندان (بدنیا) پناه ده، و در دل من نمونه پاداشی که برایم (در آخرت) اندوخته ای و کیفری که برای دشمنم آماده ساخته ای را بنگار، و آن را وسیله خوشنودی من ب آنچه مقدّر فرموده و اطمینانم ب آنچه برگزیده ای قرار ده - پروردگار جهانیان دعایم باجابت رسان، زیرا تو دارای احسان بزرگ و توانای بر هر چیزی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 110

دعای پانزدهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه بیمار میشد یا اندوه و یا گرفتاری ب آنحضرت رو می آورد:

بار خدایا تو را سپاس بر تندرستی تن من که (پیش از این) همیشه در آن بسر میبردم، و تو را سپاس بر بیماری که (اینک) در بدنم پدید آورده ای - پس نمیدانم، ای خدای من، کدامیک از این دو حالت (تندرستی و بیماری) بسپاسگزاری تو شایسته تر و کدامیک از این دو هنگام برای ستایش تو سزاوارتر است - آیا هنگام تندرستی که در آن روزیهای پاکیزه ات را بمن گوارا ساخته و برای درخواست خوشنودی و احسانت شادمانی بخشیده و با آن بر طاعت خویش توفیقم داده توانایم کرده بودی؟ - یا هنگام بیماری که مرا با آن (از گناهان) رهانیدی و هنگام نعمتها (دردها) ئی که آنها را بمن ارمغان دادی تا گناهانی را که پشت مرا سنگین کرده سبک نماید، و از بدیهائی که در آن فرو رفته ام پاکم سازد، و برای فرا گرفتن توبه آگاه نمودن و برای از بین بردن گناه بنعمت پیشین (تندرستی) یادآوری باشد؟ -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 111
در حالیکه در بین آن بیماری کردارهای پاکیزه ای است که دو فرشته نویسنده اعمال برایم نوشته اند، کرداری که نه دلی در آن اندیشه نموده، و نه زبانی ب آن گویا گشته، و نه اندامی (در انجامش) رنج کشیده، بلکه (نیکیهای نوشته شده در این اوقات) فضل و احسان تو است بر من (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرموده: خدای عزّ و جل بفرشته ای که بمؤمن موکّل است هنگامیکه بیمار میشود میفرماید: برای او بنویس آنچه را که در تندرستی برای او مینوشتی، زیرا من او را گرفتار نموده ام، و هم آن حضرت فرموده: درد سر یکشب هر گناهی جز گناهان بزرگ را از بین میبرد) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و آنچه برایم پسندیده ای (بیماری یا اندوه و گرفتاری) را محبوب من گردان، و آنچه که بر من فرود آورده ای برایم آسان فرما، و مرا (در برابر این گرفتاری) از چرکی کردارهای پیش از اینم پاک کن، و اعمال بد پیش از اینم را نابود ساز، و شیرینی تندرستی را برایم پدیدآور، و گوارائی سلامتی را بمن بچشان، و بیرون شدن از بیماریم را بعفو و بخششت و بازگشت از در افتادنم را بگذشتت و رهائی از اندوهم را برحمتت و تندرستی ام از این سختی را بگشایشت قرار ده - زیرا توئی که بی استحقاق احسان میکنی و نعمت بزرگ میبخشی، و توئی بسیار بخشنده ستوده شده، و توئی دارای عظمت و بزرگی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 112

دعای شانزدهم از دعاهای امام علیه السّلام است هنگامیکه (بدرگاه خدای تعالی) از گناهان گذشت میطلبید،

یا در درخواست بخشش از ناپسندیده ها تضرّع مینمود:
بار خدایا ای آنکه گناهکاران بسبب رحمت او فریاد رسی میجویند - و ای آنکه بیچارگان بیاد احسان و خوشرفتاری او پناه میبرند - و ای آنکه خطاکاران از ترس او سخت میگیرند - ای آرام دل هر دور از وطن که از تنهائی دلگیر است، و ای شادی هر اندوهگین دل شکسته ای، و ای فریاد رس هر خوار شده تنها مانده ای، و ای مددکار هر نیازمند رانده ای - تو آنی که با رحمت و علم هر چیز (کلّی و جزئی) را فرا گرفته ای - و تو آنی که برای هر آفریده شده ای در نعمتهای خود بهره قرار داده ای - و تو آنی که بخشش از کیفرش برتر است (حبیب ابن حرث برسول خدا صلّی اللّه علیه و آله گفت:
من مردی هستم بسیار گناهکار، حضرت باو فرمود: ای حبیب بدرگاه خدا توبه کن، گفت: توبه میکنم باز هم مرتکب میشوم، فرمود: هر چه گناه کردی توبه کن تا اینکه فرمود: ای حبیب عفو خدا از گناهان تو بیشتر است) - و تو اینکه رحمت او
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 113
بر غضبش پیشی میگیرد - و تو آنی که بخشش او از منع و بازداشتش افزون است - و تو آنی که همه آفریده شدگان در قدرت او گنجیده اند (توانائی او بهر چیز احاطه دارد) - و تو آنی که بهر که نعمت داد پاداش نخواست - تو آنی که در کیفر گناهکاران افراط (تجاوز از حدّ) نمیکند (اگر گفته شود: از این جمله بر می آید که کیفر هر گناهکاری بقدر استحقاق او است در صورتیکه کفر کافر با مرگ او پایان مییابد و کیفر او همیشگی است؟ در پاسخ میگویم: کافر اگر همیشه زندگانی میکرد بر کفر باقی بود، پس کیفر همیشگی او برای اعتقادی است که پایان ندارد) - و من، ای خدای من، بنده توام که او را بدعاء امر فرمودی و گفت: لبیک و سعدیک یعنی اطاعت میکنم و فرمانت بجا می آورم (لبیک بدون سعدیک استعمال میشود، و سعدیک بی لبیّک استعمال نمیشود) اینک منم، ای پروردگار، بنده ایکه در پیشگاهت افتاده - منم آنکه خطاها پشتش را سنگین کرده، و منم آنکه گناهان عمرش را بسر رسانده (عمر را در گناهان گذرانده) و منم آنکه با نادانی (اندیشه نکردن در پایان کار) ترا نافرمانی کرده و حال آنکه تو شایسته نافرمانی او نبودی - آیا تو، ای خدای من، بهر که تو را بخواند
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 114
رحم کننده ای تا در دعا بکوشم؟ یا هر که را در پیشگاهت گریه کند آمرزنده ای تا در گریه بشتابم؟ یا هر که را که از خواری در درگاهت روی خود بخاک مالد بخشنده ای؟ یا هر که را که با توکّل از فقر و بی چیزی بتو شکوه کند بی نیاز کننده ای؟ - بار خدایا نومید مکن کسی را که جز تو بخشنده ای نمییابد، و خوار مکن کسی را که از تو بکسی جز تو بی نیاز نمیگردد - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و از من روی مگردان در حالیکه بتو رو آورده ام، و نومیدم مفرما هنگامیکه از تو درخواست نموده ام، و اکنون که در پیشگاهت ایستاده ام دست ردّ بر پیشانیم مزن (مرا نومید باز مگردان) - تو آنی که خود را برحمت وصف فرموده ای، بر محمّد و آل او درود فرست، و بمن رحم کن، و تو آنی که خود را بخشنده نامیدی مرا ببخش - ای خدای من، روان شدن اشکم را از ترست، و نگرانی دلم را از بیم عظمتت، و لرزیدن اندامم را از شکوه و بزرگیت میبینی - همه این ها از شرمندگی از تو است برای بد رفتاریم، و از این رو صدای تضرّع و زاریم بدرگاهت گرفته، و زبان راز و نیاز با توام کند گردیده است -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 115
ای خدای من سپاس تو را است که چه بسیار عیب مرا پوشاندی، و (نزد مردم) رسوایم نکردی، و چه بسیار گناه مرا پنهان نمودی و (ب آن نزد دیگران) معروفم ننمودی، و چه بسا زشتی (گناه) که بجا آوردم و پرده مرا ندریدی، و طوق ناپسندی و زشتی آن را بگردنم نیانداختی، و بدیهای آن را بر همسایگانم که در جستجوی عیبهایم هستند و بر رشگبران نعمتی که بمن داده ای آشکار نساختی - پس آن همه مهربانیها مرا از دنبال کردن ببدی آنچه تو از من میدانی باز نداشت - ای خدای من، کیست برستگاری خود از من نادان تر و از بهره خود فراموشکارتر و از اصلاح و سازگار نمودن نفس خود دورتر در حالیکه روزی را که بر من رسانده ای در نافرمانیت که مرا از آن بازداشتی صرف میکنم؟ و کیست از من در نادرستی فرو رونده تر و بر اقدام ببدی سختتر هنگامیکه بین دعوت تو (بسعادت و نیکبختی) و دعوت شیطان (بشقاوت و بدبختی) میایستم پس (با اینکه در پذیرفتن هر یک از آن دو دعوت توانا هستم) دعوت شیطان را نه از روی نابینائی در شناختن او و نه از روی فراموشی (گمراه کردن) او میپذیرم؟ -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 116
و من در این هنگام باور دارم که سرانجام (نتیجه) دعوت تو بهشت و انجام دعوت او آتش است - منزّه و پاکی (شگفتا) چه شگفت آور است آنچه در باره خود ب آن گواهی میدهم، و کار پنهانی خویش را شمارش مینمایم (آشکار میسازم) - و شگفت تو از آن بردباری تو درباره من و درنگ تو از زود بکیفر رسانیدن من است، و این نه برای گرامی بودن من نزد تو است، بلکه برای مدارا و خوشرفتاری و احسان تو است بر من تا از معصیت خشم آور تو دست بردارم، و از گناهان خوار کننده خود را باز دارم، و برای آنست که گذشتن از من نزد تو از بکیفر رساندن من خوشایندتر است (زیرا عفو و بخشیدن مقتضی رحمت است و عقوبت و کیفر مقتضی غضب است، و رحمت مقدّم بر غضب است) - و من، ای خدای من، گناهانم بیشتر و نشانه هایم (کارهایم که اثری از آن مانده است) زشتتر و کردارهایم بدتر و بی باکیم در نادرستی سختتر و بیداریم هنگام طاعت تو سستر و آگاهی و مراقبتم بتهدید و ترساندن تو از کیفرت کمتر از آنست که زشتیهای
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 117
خود را برای تو بشمارم، یا بر یادآوری گناهانم توانا باشم - و اینکه خود را باین سخنان سرزنش مینمایم برای طمع در مهربانی تو است که اصلاح کار گناهکاران ب آنست، و برای امید برحمت تو است که رهائی گردن خطاکاران ب آنست - بار خدایا این گردن من است که (اندوه) گناهان آن را باریک کرده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و بعفو خود آن را (از کیفرت) آزاد کن، و این پشت من است که خطاها آن را سنگین کرده، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و بانعام خود آن را سبک نما - ای خدای من اگر در پیشگاه تو بگریم تا پلکهای چشمانم بیافتد، و ب آواز بلند بنالم تا صدایم قطع گردد، و در برابر تو بایستم تا پاهایم ورم کند، و برای تو رکوع کنم (خم شود) تا استخوان پشتم از جا کنده شود، و تو را سجده نمایم (پیشانی بخاک نهم) تا اینکه سیاهی (یا کاسه) چشمهایم پنهان شود (بگودی رود) و همه عمر خاک زمین بخورم و تا پایان زندگی آب خاکسترآلود بیاشامم، و در بین این ها بذکر تو گویا باشم تا زبانم کند شود، سپس از شرمندگی از تو چشم باطراف آسمان نیاندازم، با این رفتارها
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 118
سزاوار از بین بردن گناهی از گناهانم نمیگردم - و اگر مرا بیامرزی هنگامیکه آمرزش تو را سزاوار گردم، و ببخشی آنگاه که شایسته عفو تو شوم پس آن آمرزش و بخشیدن از روی شایستگی من لازم نگشته (بلکه از فضل و احسان تو بوده) زیرا جزای من از تو در نخستین بار که تو را معصیت کردم آتش بوده،: پس اگر مرا کیفر نمائی درباره من ستم ننموده ای - ای خدای من چون (گناهان) مرا پرده (عفو) خود پوشاندی و رسوایم نکردی، و با بخشش خود با من خوشرفتاری نمودی و در کیفرم شتاب نکردی، و از فضل و احسان خویش درباره من بردباری نمودی و نعمت را از من نگرفتی، و احسانت را بمن (بغم و اندوه) تیره نساختی، پس بر بسیاری زاری و سختی فقر و بی چیزی و بدی جایگاهم رحم فرما - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا از گناهان نگهدار، و بفرمانبری بدار، و نیکی بازگشت از گناه را روزی ام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 119
فرموده بتوبه پاکم گردان، و با نگهداری (خود از گناهان و گرفتاریها) کمکم کن، و با تندرستی سازگارم نما، و شیرینی آمرزش را بمن بچشان، و مرا رها شده عفو و آزاد گردیده رحمتت گردان، و (در نامه عمل) ایمنی از خشمت را برایم بنویس، و مرا ب آن اکنون (در دنیا) پیش از آینده (آخرت) مژده ده، مژده ای که آن را بشناسم، و نشانه ای در آن بمن بنما که آن را (بخود یا دیگری) آشکار سازم (مژده و شناساندن نشانه در دنیا آنست که در خواب بیند آنچه اجابت دعایش ب آن محقّق میگردد، زیرا رؤیای صالحه مژده دهنده است، حضرت امام محمد باقر علیه السّلام در تفسیر قول خدای تعالی «س 10 ی 63):الذینَ امَنُوا وَ کانُوا یَتَّقُونَ «ی 64) لَهُم الْبُشْری فِی الْحَیوةِ الدُّنْیا وَ فِی الاخِرَةِ 10: 63 - 64(دوستان خدا آنانند که ایمان آورده پرهیزکاراند، ایشان را است مژده در زندگی دنیا و در آخرت» فرمود: مژده در دنیا رؤیای صالحه است که مؤمن آن را برای خود می بیند یا تو برای او می بینی، و در آخرت مژده ببهشت است، و آن مژده آنست که فرشتگان ایشان را هنگام بیرون شدن از قبرها و در قیامت مژده میدهند تا ببهشت در آیند، و آنان را در همه احوال ببهشت مژده میدهند. و گفته اند: رؤیای صالحه موجب بشارت و مژده است، زیرا دلیل صفای قلب و پاکی دل و اتّصال نفس بعالم قدس است، و آن آگاهی یافتن بر بعض چیزها است که در آنجا است، در شرح صحیفه مرحوم سیّد نعمت اللّه جزائری «نور الانوار» است:
رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله میفرمود: رؤیای حسنه از مرد آراسته جزئی از چهل و شش جزء نبوّت و پیغمبری است، و رؤیای صالحه از جانب خداست، پس هرگاه یکی از شما «در خواب» به بیند آنچه را دوست دارد جز برای دوست خود بیان نکند، و هرگاه رؤیای ناپسند دید از سمت چپ سه بار آب دهان اندازد و از شرّ شیطان و آن رؤیا بخدا پناه برود برای کسی بیان ننماید هرگز باو زیانی نرساند - زیرا روا ساختن درخواست من در برابر توانائی تو دشوار نیست، و تو را در توانائی و بردباریت برنج نمیافکند، و در برابر بخششهای بسیارت که آیات (قرآن) تو بر آن دلالت دارد تو را سنگینی نمیدهد، زیرا تو انجام میدهی آنچه میخواهی، و حکم میکنی آنچه اراده مینمائی، چون بهر چیز توانائی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 120