فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای هشتم از دعاهای امام علیه السّلام است در پناه بردن (بخدای تعالی) از سختیها و بدی اخلاق و کردارهای نکوهیده:

بار خدایا بتو پناه میبرم از حرص و آز (بر دنیا، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: بی نیازترین مردم کسی است که گرفتار حرص نباشد، و حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: مثل حریص و آزمند «بدنیا» مثل کرم ابریشم است که هر چند پیچیدن ابریشم را بر خود فزونی دهد بیرون شدنش را دور «دشوار» سازد تا آنکه با اندوه بمیرد) و تندی غضب و خشم (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر که خشم خود را فرو نشاند خدا او را از عذاب و کیفر خود باز دارد) و تسلّط حسد و رشک (بر دیگران که آن آرزوی زوال نعمت است از دیگری برای خود، و چنین آرزویی چه اظهار شود چه نشود حرام است بر خلاف غبطه چون غبطه آنست که آرزو دارد مانند نعمت دیگری برایش باشد بی آنکه زوال نعمت را از او بخواهد، حضرت صادق علیه السّلام فرمود: حسد ایمان را میخورد چنانکه آتش هیزم را میخورد) و سستی صبر و شکیبائی (در کار دنیا و آخرت، حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: پدرم علیّ ابن الحسین علیه السّلام هنگام وفات مرا بسینه گرفت و فرمود: پسرم تو را وصیّت و سفارش میکنم ب آنچه پدرم هنگام وفاتش مرا ب آن وصیّت کرد ب آنچه پدرش باو وصیّت کرده: یا بنیّ اصبر علی الحقّ و ان کان مرّا یعنی ای پسرم
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 81
بر آنچه حقّ و درست است شکیبا باش هر چند آن حقّ «در نظر تو» تلخ باشد» و کمی قناعت و خرسند نبودن بکمی قسمت و بهره خود (حضرت صادق علیه السّلام فرمود: در توراة نوشته شده: پسر آدم باش همچنانکه میخواهی، همانطور که میکنی جزا داده میشوی، کسیکه بکمی رزق از جانب خدا راضی و خوشنود باشد خدا کمی عمل را از او میپذیرد، و کسیکه بکمی از حلال راضی شود قوت و خوراکش آسان و کسب و پیشه اش پاکیزه و از حدّ و مرز معصیت بیرون گردد) و سوء خلق و بد خوئی (حضرت صادق علیه السّلام فرمود: بد خلق خود را بمشقّت و سختی میاندازد، و از آن حضرت پرسیدند: خلق نیکو چیست؟ فرمود: خود را هموار نما و سخنت را پاکیزه و برادرت را بخوشروئی ملاقات کن) و افراط (تجاوز از حدّ) خواهش نفس، و غلبه حمیّت (نکوهش شده که آن را عصبیّت و طرفداری از نا حقّ گویند، و آن از لوازم خشم و سرفرازی و خود خواهی است، از حضرت علیّ ابن الحسین علیه السّلام عصبیّت را پرسیدند، فرمود: عصبیّتی که دارنده آن گناهکار بشمار میرود آنست که شخص می بیند بدهای قوم خود را بهتر از نیکان قوم دیگران. و امّا حمیّت پسندیده شده را غیرت «مردانگی» می نامند، و آن در حفظ دین و مذهب حقّ یا در مال یا در اهل و ناموس یا در وطن و شهر بکار میرود که از مکارم اخلاق و محاسن اعمال است) - و از پیروی هوس (امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: ترسناکترین چیزیکه بر شما میترسم دو چیز است: پیروی از هوای، و آرزوی دراز، امّا پیروی از هوی شخص را از حقّ باز میدارد، و امّا آرزوی دراز آخرت را از یاد میبرد) و مخالفت هدایت و رستگاری (آنچه را که خدا و رسول و ائمّه اطهار علیهم السّلام فرموده اند) و خواب غفلت (که خدای تعالی رسول خود صلّی اللّه علیه و آله را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 82
از آن نهی نموده و فرموده «س 7 ی 205):وَ لا تَکُنْ مِنَ الْغافِلینَ 7: 205یعنی و از کسانی که بی خبرند مباش) و اقدام بر تکلّف و کار با مشقّت (که انسان را برنج آورده و خسته و بیزار نماید خواه در کار دین و خواه در کار دنیا) و اختیار باطل بر حقّ، و مداومت بر گناه، و کوچک شمردن معصیت و نا فرمانی، و بزرگ داشتن طاعت و بندگی - و از بخود نازیدن ثروتمندان، و خوار شمردن فقراء و نیازمندان (پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر که مسلمان فقیری را برای بی چیزی کوچک شمرده و سبک گرداند حقّ خدا را سبک گردانیده پس در خشم خدای عزّ و جلّ است تا اینکه او را راضی نماید) و بد رفتاری با زیر دستان (زن، فرزند، شاگرد، خدمتگزار و پیروان) و شکر بجا نیاوردن از کسیکه بما نیکوئی کرده (حضرت علیّ ابن الحسین علیه السّلام فرمود: اشکرکم للّه اشکرکم للنّاس یعنی سپاسگزارنده ترین شما خدا را سپاسگزارنده ترین شما است مردم را) - و از اینکه ستمگری را کمک کنیم (که حرام است هر چند در کار مباح و روا باشد مانند جامه دوختن یا مسجد ساختن برای او، در قرآن کریم «س 11 ی 113) فرماید:وَ لا تَرْکَنُوا الَی الَّذینَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّکُمُ النَّارُ وَ ما لَکُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ مِنْ اوْلِیاءَ ثُمَّ لا تُنْصَرُون 11: 113یعنی بسوی ستمگران نروید و آنان را دوست نداشته باشید که شما را آتش خواهد گرفت و «آن هنگام» جز خدا برای شما دوستانی نیست پس یاری نخواهید شد) یا آنکه ستم رسیده ای را خوار گردانیم (حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مؤمنی نیست که برادرش را خوار کند و بر یاری او توانا باشد جز آنکه خدا او را در دنیا و آخرت خوار گرداند) و آنچه حقّ ما نیست بطلبیم، و در علم (اصول و فروع دین) از روی نادانی سخنی بگوئیم (در قرآن کریم «س 17 ی 36) فرماید:وَ لا تَقْفُ ما لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ، انَّ السَّمْعَ وَ الْبَصَرَ وَ الْفُؤادَ کُلُّ اولئکَ کانَ عَنْهُ مَسْئوُلا 17: 36یعنی دنبال آنچه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 83
ب آن علم نداری مرو «تا نشنوی مگو شنیدم، تا نبینی مگو دیدم، تا ندانی مگو دانستم» که گوش و چشم و دل همه پرسیده میشوند «از گوش میپرسند چه شنیدی و برای چه شنیدی؟ از چشم چه دیدی و برای چه دیدی؟ از دل چه دانستی و برای چه دانستی؟» مفضّل ابن یزید گفت: حضرت صادق علیه السّلام فرمود: تو را از دو خصلت باز میدارم که در آن دو مردان تباه شدند: یکی آنکه خدا را از روی نادرستی بپرستی، و دیگر اینکه از روی نادانی برای مردم فتوی داده حکمی بیان نمائی، و حضرت باقر علیه السّلام فرمود: هر که ندانسته و بی رستگاری بین مردم فتوی دهد ملائکه رحمت و فرشتگان عذاب او را لعن نمایند و گناه عمل کننده بفتوای او بر او است، و زرارة ابن اعین گفت: از حضرت باقر علیه السّلام پرسیدم: حقّ خدا بر بندگان چیست؟ فرمود: اینکه بگویند آنچه میدانند و باز ایستند از آنچه نمیدانند) - و پناه میبریم بتو از غشّ (خیانت و نمایاندن خلاف آنچه در درون است) یا کسی را قصد کنیم (رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر که بخوابد و در دل او برای برادر مؤمنش غشّ باشد در خشم خدا خوابیده و تا بصبح چنین باشد، و اگر با این حال بمیرد بر غیر دین اسلام مرده، و هم آن حضرت صلّی اللّه علیه و آله فرمود: من غشّ مسلما فی بیع او شراء فلیس منّا یعنی هر که با مسلمانی در فروش و خرید غشّ نماید از ما نخواهد بود) و در کردارهامان خود پسند باشیم (حضرت صادق علیه السّلام فرمود:
خدا میدانست که گناه برای مؤمن بهتر از عجب است، و اگر چنین نبود هیچگاه او را بگناه آزمایش نمی نمود) و آرزوهامان را دراز گردانیم - و پناه میبریم بتو از بدی راز نهفته در دل (حضرت صادق علیه السّلام فرمود: بنده ای نیست که خیر و نیکی را پنهان کند پس روزها میگذرد تا اینکه خدا برای او خیری آشکار سازد، و بنده ای نیست که بدی پوشیده نماید پس روزها میگذرد تا اینکه خدا برای او شرّی هویدا گرداند)
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 84
و از کوچک شمردن گناه خرد (گناهی که در دین برای آن حدّ و مجازات واجب نگردیده، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله به ابی ذر فرمود: بکوچکی گناه نگاه مکن، بکسیکه او را معصیت و نافرمانی میکنی نگاه کن) و از اینکه شیطان بر ما دست یابد، یا روزگار ما را بدبخت گرداند، یا پادشاه بر ما ستم نماید - و پناه میبریم بتو از اقدام بر اسراف (صرف مال بیش از آنکه شرع و عقل جائز داند، رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر که در زندگی میانه رو باشد خدا روزی باو میرساند و هر که زیاده روی کند خدا او را از روزی نومید گرداند، و حضرت صادق علیه السّلام فرمود: میانه روی چیزی است که خدا آن را دوست دارد، و زیاده روی چیزی است که خدا آن را دشمن دارد اگر چه هسته خرما را دور اندازی، زیرا آن برای چیزی بکار آید و اگر چه نمیخورده آبی باشد که آشامیده ای، و نا گفته نماند: اسراف تنها در مال و دارائی نیست، بلکه قرار دادن هر چیز است در غیر جای خود، چنانکه خدای تعالی قوم لوط را برای کار بیجا باسراف وصف نموده «س 7 ی 81):بَلْ انْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ 7: 81یعنی شما گروهی اسراف کننده اید) و از نیافتن روزی باندازه نیازمندی (که انسان را از درخواست از مردم باز داشته بی نیاز گرداند، حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرمود: برای خلق خدای تعالی پاداشها و کیفرهای فقر هست، و از جمله نشانه فقر هر گاه پاداش باشد آنست که دارای خلق نیکو باشد، و پروردگارش را اطاعت نماید، و از حال خود شکوه نکند، و خدای تعالی را سپاس گزارد، و از جمله نشانه فقر هر گاه کیفر باشد آنست که بد خلق باشد، و پروردگارش را نافرمانی کند، و شکوه بسیار نماید، و از مقدّر شده بخشم آید) - و پناه میبریم بتو از شماتت و شاد شدن دشمنان (از گرفتاری که بما رخ میدهد، از حضرت ایّوب علیه السّلام پرسیدند: از آنچه بر تو گذشت کدام سختتر بود؟ فرمود: شماتت دشمنان، حضرت صادق علیه السّلام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 85
فرمود: هر که برادر خود «مؤمنی» را بمصیبت و اندوهی که باو رخ داده شماتت کند از دنیا نمیرود تا اینکه گرفتار شود) و از نیازمندی بمانندان خود (در نسب و حسب یعنی در نژاد و بزرگی، یا افراد مردم) و از زندگی در سختی، و از مردن بی ساز و سامان (تقوی و عمل صالح که توشه سفر مرگ است) - و پناه میبریم بتو از بزرگترین تأسّف و افسوس (در آخرت برای نداشتن اعمال صالحه در دنیا) و بزرگترین مصیبت و اندوه (در دین، از حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام پرسیدند: سختترین مصیبتها کدام است؟ فرمود:
مصیبت در دین) و بدترین بد بختی (دخول در آتش) و از بدی بازگشت (بدوزخ) و نومیدی از پاداش (بهشت) و رسیدن کیفر (در قیامت) - بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و مرا و همه مردان و زنان با ایمان را برحمتت (که هر چیز را فرا گرفته) از آنچه گفته شد پناه ده ای مهربانترین مهربانان (حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام فرمود: بخدا قسم بنده مؤمن در حاجت خود برای خدای عزّ و جلّ اصرار نمیکند جز آنکه خدا حاجتش را روا میسازد، و حضرت امام جعفر صادق علیه السّلام فرمود: خدای عزّ و جلّ اصرار در درخواست بعضی از مردم را بر بعضی نمی پسندد و آن را برای خود دوست دارد، خدای عزّ و جلّ، دوست دارد که از او سؤال کنند و آنچه نزد او است بخواهند). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 86

دعای نهم از دعاهای امام علیه السّلام است در اشتیاق (آرزومندی) بدرخواست آمرزش از خدا که بزرگ است بزرگواری او:

بار خدایا بر محمّد و آل او درود فرست، و ما را (از نافرمانی) بتوبه و بازگشت (از آن) که پسندیده تو است (برای آن پاداش قرار داده ای) باز گردان، و از اصرار (بر گناه) که آن را نمی پسندی (مرتکب آن را بکیفر میرسانی) دور گردان - بار خدایا و هر گاه بین دو زیان (دو کیفر بر اثر دو تقصیر و نافرمانی) قرار گرفتیم: یکی در دین و دیگری در دنیا (و یکی را میبخشی) پس زیان (کیفر) را در آن که زود میگذرد (دنیا) و عفو و بخشش را در آنکه مدّتش طولانی است (دین) قرار ده - و چون بدو چیز تصمیم گیریم که یکی از آن دو تو را از ما خوشنود گرداند (موجب رحمت و پاداش شود) و دیگری تو را بر ما بخشم آرد (از رحمت دور و بکیفرمان برساند) پس ما را ب آنچه تو را از ما خوشنود میکند برگردان، و نیروی ما را از آنچه تو را بر ما خشمگین مینماید سست نما (حضرت صادق علیه السّلام فرمود: مؤمن بحسنه ای «کار نیک» تصمیم میگیرد و آن را بجا نمی آورد پس حسنه ای برای او نوشته میشود، و اگر آن را بجا آورد ده حسنه نوشته خواهد شد، و مؤمن به سیّئه ای «کار بد» تصمیم میگیرد که آن را بجا آورد و انجام نمیدهد، بر او نوشته نمیشود. گفته اند: تصمیم در این خبر و مانند آن بخاطر
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 87
گذراندن و با خود اندیشیدن است و گر نه تصمیم بر معصیت گناه است، و اگر آن را بجا آورد گناه دوباره ای است، و این گفتار را گر چه مورد گفتگو میباشد ولی ظاهر عبارت دعاء آن را تأیید مینماید) و در آن هنگام نفسهای ما را در اختیار خودشان مگذار، چون آنها جز آنچه تو توفیق دهی باطل و نادرستی را اختیار مینمایند، و جز آنچه تو رحم فرمائی ببدی امر میکنند - بار خدایا تو ما را از نا توانی آفریدی و بر سستی بنا نهادی و از آب اندک و بی ارزش آغازمان نمودی (اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 32 ی 7)وَ بَدَأَ خَلْقَ الانْسانِ مِنْ طینٍ» «ی 8) ثُمَّ جَعَلَ نَسْلَهُ مِنْ سُلالَةٍ مِنْ ماءٍ مَهینٍ 32: 7 - 8یعنی و آفرینش انسان «آدم علیه السّلام» را از گل آغاز نمود، پس فرزندان او را از خلاصه از آب اندک بی ارزش «نطفه» بیافرید) پس ما را جز بتوانائی تو جنبش و جز بیاری تو توانائی نیست - پس ما را بتوفیق (جور شدن اسباب کار از جانب) خود کمک کن، و براه راست خود راهنمائیمان فرما، و دیده دلهامان را از آنچه خلاف دوستی تو است کور گردان، و اندامی از اندامهای ما را در معصیت و نافرمانیت فرو مبر (ما را توفیق ده که آنچه نهی کرده ای در اندیشه نگذرانیم و گرد معاصی نرویم و رضای تو را بدست آوریم - بار خدایا پس بر محمّد و آل او درود فرست، و رازهای دلها و جنبشهای اندامها و نگاههای پنهانی چشمها و سخنان زبانهای ما را در آنچه باعث ثواب تو گردد قرار ده تا کار نیکی که بسبب آن سزاوار پاداش تو گردیم از دستمان نرود، و کار بدی که بوسیله آن مستوجب کیفر تو شویم برای ما نماند. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 88

دعای دهم از دعاهای امام علیه السّلام است در پناه بردن بخدای تعالی:

بار خدایا اگر بخواهی از ما بگذری از فضل و احسان تو است (نه شایستگی ما) و اگر بخواهی ما را بکیفر رسانی از عدل و دادگری تو است (نه ستم بر ما) - پس بنعمت (بی پایان) خود بخششت را بر ما آسان فرما (بی رسیدگی بحساب ما انعام کن) و بگذشتت (از گناهان) ما را از کیفرت رهائی ده، زیرا (در بازپرسی از کردار و گفتار) ما را توانائی دادگری تو نیست، و بی عفو و بخششت هیچیک از ما را رهائی (از عذاب) نه - ای بی نیاز بی نیازان، اینک ما بندگان تو در اختیار توایم، و من نیازمندترین نیازمندان بتوام، پس به بی نیازی و عطای خویش (که هر نیازمندی از آن بهره میبرد) نیازمندی ما را بر طرف فرما، و ما را بباز داشتن (از رحمت) خود نومید مگردان که (اگر از رحمت باز داشتی) بد بخت کرده ای کسی را که از تو نیکبختی خواسته، و نومید ساخته ای آن را که از احسان تو بخشش طلبیده (بیان ها در این جمله:
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 89
ها نحن عبادک برای تضرّع و اصرار در درخواست است، نه برای تنبیه و آگاه ساختن مخاطب که در لغت بکار رفته) - پس در این هنگام (بدبختی و نومیدی) از جانب تو بکه رو آوریم، و از درگاه تو بکجا رویم؟ (جز تو کسی و جز درگاهت پناهی نداریم) منزّه و پاکی تو (از آنچه شایسته تو نیست) ما بیچارگانیم که اجابت (دعا) شان را واجب گردانیده ای، و ما رنج دیدگانیم که رفع گرفتاریشان را وعده داده ای (اشاره بقول خدای تعالی «س 27 ی 62):امَّنْ یُجیبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُ وَ یَکْشِفُ السُّوءَ 27: 62یعنی یا کسیکه دعای مضطرّ و در مانده را باجابت میرساند و غم و رنج را برطرف میسازد) - و شبیه ترین چیزها باراده و خواست (ایجاد و آفرینش) تو و سزاوارترین کارها بذات مقدّسه تو در عظمت و بزرگواریت رحمت و بخشش بر کسی است که از تو درخواست رحمت نموده، و رسیدن بفریاد کسی است که از تو فریاد رسی طلبیده، پس بر زاری ما بدرگاهت رحم کن، و چون خود را در اختیارت افکنده ایم بی نیازمان فرما (غم و اندوهمان برطرف ساز و از بیچارگی برهان) - بار خدایا چون بر معصیت و نافرمانیت از شیطان پیروی کردیم ما را شماتت کرد، پس بر محمّد و آل او درود فرست، و پس از آنکه ما برای تو از او دوری گزیده بدرگاهت رو آوردیم اندوهی بما مرسان که (ب آن) ما را شماتت کند. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 90