فهرست کتاب


ترجمه صحیفه سجادیه

, فیض‏ الاسلام‏

دعای دوم از دعاهای امام علیه السّلام است پس از این ستایش در درود بر رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله

- گفته اند: فائده صلوات بر آن حضرت برای فرستنده است که بر اثر این عمل پاداش میباید، زیرا خدای تعالی درجه و مقامی ب آن بزرگوار داده و نعمتهائی باد بخشیده که درود و دعا بر آن چیزی نمیافزاید، و گفته اند: فائده آن در خواست بالا بردن درجه و افزوده شدن پاداش آن حضرت هم هست، زیرا نعمتهای خدا را اندازه نیست، و بر این گفتار اخبار رسیده از معصومین علیهم السّلام دلالت دارد، و روایات در فضل و برتری صلوات فرستادن بسیار است از آن جمله: از حضرت صادق علیه السّلام رسیده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: هر که بر من درود فرستد خدا و فرشتگان بر او درود فرستند پس هر که خواهد کم و هر که خواهد بسیار درود فرستد، و هم از آن حضرت رسیده که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله فرمود: ارفعوا اصواتکم بالصّلوة علی فانّها تذهب النّفاق «صداهاتان را بدرود بر من بلند کنید که نفاق و دو روئی را از بین میبرد» و درود بر آن حضرت در غیر نماز و هنگامیکه نام او برده نشده مستحب است و درود و تشهد نماز و هنگامیکه نام آن بزرگوار برده شود و اگر چه شنونده مشغول بنماز باشد واجب میباشد، و اگر شنونده نام آن حضرت در نماز درود نفرستاد گفته اند: نماز او باطل نمیشود، و اگر نام آن حضرت پی در پی برده شود برای کسیکه مشغول نماز است پی در پی درود فرستادن واجب نیست، و گفته اند: واجب، درود فرستادن بر آن حضرت است و درود بر آل او برای کمال و برتری آنست، و گفته اند: درود بر آل نیز واجب است و این قول درست است و اخبار بر درستی آن بسیار میباشد، از آن جمله رسول اکرم - صلّی اللّه علیه و آله - فرموده: لا تصلّوا علیّ الصّلوة
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 43
البتراء، فقالوا یا رسول اللّه ما الصّلوة الببتراء؟ قال ان تقولوا: اللّهم صلّ علی محمد، بل قولوا: اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد «بر من درود بی دنباله نفرستید، گفتند: یا رسول اللّه درود بی دنباله چیست؟ فرمود: اینکه میگوئید:
اللّهم صل علی محمّد، بلکه بگوئید: اللّهم صل علی محمّد و آل محمّد، و درود در آغاز دعا بر آن حضرت و آل او برای آنست که با آن حاجت روا میشود، حضرت صادق علیه السّلام فرموده: هر که را بخدای عزّ و جلّ حاجتی باشد هنگام شروع بدرخواست بر محمّد و آل او درود فرستد پس حاجت خود را بخواهد و باز بر محمّد و آل او درود فرستد، زیرا خدای عزّ و جلّ کریمتر و بخشنده تر است از اینکه دو طرف حاجت را بپذیرد و وسط را نپذیرد، چون درخواست درود بر محمّد و آل او پذیرفته است، و ناگفته نماند که درود بر آن حضرت و بر آل او در نوشته ها باید بطور آشکار نوشته شود نه بلفظ صلعم و مانند آن که کمترین زیان آن از دست دادن پاداش بزرگ آن است، از رسول خدا - صلّی اللّه علیه و آله - رسیده که فرمود: هر که در کتابی بر من درود فرستد همواره فرشتگان برای او استغفار نموده آمرزش میطلبند ما دامیکه نام من در آن کتاب است): - و سپاس خدای را که بمحمّد پیغمبرش - صلّی اللّه علیه و آله - بر ما منّت نهاد (او را بما ارزانی داشت) منّتی که امّتهای گذشته و مردم پیش از ما از آن بی بهره بودند بقدرت و توانائی که از چیزی هر چند بزرگ باشد ناتوان نیست و چیزی از آن نمیرهد اگر چه خرد باشد (واو در و سپاس خدای را عطف است ب آنچه در دعای یکم بیان شد، زیرا امام علیه السّلام این دعاء را ب آن وصل مینموده، چنانکه از ظاهر عنوان این دعا بدست می آید، یا اینکه
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 44
و او استیناف است، و این جمله از دعاء اشاره است بقول خدای تعالی «س 3 ی 164):
لَقَدْ مَنَّ اللَّهُ عَلَی الْمُؤْمِنینَ اذْ بَعَثَ فیهِمْ رسولا مِنْ انْفُسِهِمْ یَتْلوا عَلَیْهِمْ ایاتِه وَ یُزَکّیهِمْ وَ یُعَلِّمُهُمُ الْکِتابَ وَ الحِکْمَةَ وَ انْ کانُوا مِنْ قَبْلُ لَفی ضَلالٍ مُبینٍ 3: 164یعنی خدا بر اهل ایمان منّت نهاد که فرستاده ای از خودشان در میان آنها بر انگیخت که بر آنان آیات او را بخواند و آنها را پاک گرداند و کتاب و حکمت «احکام و حقائق» را بیاموزد هر چند از آن پیش در گمراهی آشکار بودند) - و ما را آخرین همه کسانیکه آفریده (از پیغمبران و امتهایشان) قرار داد (در قرآن کریم «س 35 ی 24) فرموده:وَ انْ مِنْ امَّةٍ الا خَلا فیها نَذیرٌ 35: 24(و هیچ امّتی نبوده جز آنکه در میانشان ترساننده و پیغمبری بوده» پس ما را خاتم همه امّتها گردانید چون پس از ما امّتی نیست که رسول و پیغمبری برای آنها بفرستد) و (بعض از) ما (ائمّه اطهار علیهم السّلام) را بر کسانی (کفّار و منافقین) که (دین و احکام خدا را) انکار کرده اند گواه گردانید (این جمله اشاره است بقول خدای تعالی «س 2 ی 143):وَ کَذلِکَ جَعَلْناکُم امَّةً وَسَطا لِتَکُونُوا شُهَداءَ عَلَی الناسِ وَ یَکُونَ الرَّسُولُ عَلَیْکُمْ شَهیدا 2: 143یعنی و همچنین شما مسلمانان را امّت وسط یعنی با عقل و عدالت قرار دادیم تا بر مردم «انکار کنندگان پیغمبر» گواه باشید، و رسول بر شما گواه باشد. از حضرت صادق علیه السّلام روایت شده فرمود: گمان میکنی مقصود خدا از این آیه همه اهل قبله و خدا پرستان بوده؟ آیا میاندیشی کسیکه گواهی او در دنیا بر یک صاع (پیمانه) خرما روا نیست خداوند روز قیامت شهادت از او میطلبد و آن را بر همه امّتهای گذشته میپذیرد؟ چنین نیست، خدا این جور قصد نکرده، مقصود خدا امّتی است که دعوت إبراهیم بر او واجب است کُنْتُمْ خَیْرَ امَّةٍ اخْرِجَتْ لِلنَّاسِ 3: 110(س 3 ی 110) یعنی شما بهترین امّت و گروهی هستید که برای مردم بوجود آمده اید» ایشان ائمه وسطی و بهترین امّت هستند که برای مردم بوجود آمده اند، و از امیر المؤمنین علیّ علیه السّلام
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 45
رسیده که فرمود: خدای تعالی در گفتار خود:لِتَکونُوا شُهَداءَ عَلَی النَّاسِ 2: 143ما را قصد نموده، پس رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله بر ما گواه است و ما گواهان خدائیم بر خلق او و در زمین حجّت او هستیم، و مائیم کسانیکه خدای تعالی فرموده:و کَذلِکَ جَعلْناکُم امَّةً وَسَطا 2: 143)و ما را بنعمت خود بر کسانیکه اندک بودند فزونی بخشید (دین ما را تا پایان دنیا پایدار نمود بخلاف دین امّتهای گذشته که زمان معیّنی بود، یا ما را بر آنها برتر و ارجمندتر گردانید) - بار خدایا درود فرست بر محمّد که بر وحی و پیغام تو درستکار بود (بی تغییر و تبدیل و کم و زیاد آن را بمردم رسانید) و برگزیده تو از آفریدگانت و دوست تو از بندگانت و پیشوای رحمت و مهربانی (اشاره بفرمایش خدایتعالی «س 21 ی 107):وَ ما ارْسَلْناکَ الا رَحْمَةً لِلْعالَمینَ 21: 107یعنی ما ترا نفرستادیم جز آنکه برای جهانیان رحمت باشی) و پیشاهنگ خیر و نیکی، و کلید برکت (افزونی نیکبختی) است - همچنانکه او برای انجام فرمان تو خود را آماده نمود - و در راه (رساندن دین و احکام) تو تن خویش را آماج (هر گونه) آزار ساخت - و در دعوت (مردم) بسوی تو با خویشاوندانش (که زیر بار نمیرفتند) دشمنی آشکار نمود - و در (راه) رضاه و خوشنودیت (خواسته است) با قبیله اش کارزار کرد - و در زنده (برپا) داشتن دین تو از خویشانش دوری گزید (دین تو را بر هر چیز مقدّم داشت و از آنچه مقتضی خویشاوندی است چشم پوشید - و نزدیکان (خویشان) را بر اثر انکارشان (ترا) دور گردانید (رشته دوستی را با آنها گسیخت) - و دوران (بیگانگان) را بر اثر پذیرفتنشان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 46
(دین تو را) نزدیک نمود (با آنها راه یگانگی پیش گرفت) - و در راه تو با دورترین (مردم) دوستی کرد - و در باره تو با نزدیکترین (خویشان) دشمنی نمود - و در رساندن پیام تو خود را خسته کرد - و با دعوت بدین تو خود را برنج افکند - و بنصیحت و پند کسانیکه آنان را (براه حق) دعوت کرده ای خود را مشغول داشت - و (از مکّه معظمه) هجرت و دوری نمود بشهرهای غربت (مدینه و اطراف آن) و بجای دور از جای خویشاوندان و جای قدم (پرورشگاهش) و جای بدنیا آمدن و جای انس و خو گرفتنش (جمله و مسقط رأسه یعنی جای فرود آمدن، و بدنیا آمدن از سر منافات ندارد با آنچه در اخبار رسیده که از خصائص آن حضرت صلّی الله علیه و آله است که هنگام ولادت از پا بدنیا آمد، زیرا مسقط الراس کنایه از جای بدنیا آمدن است خواه از سر خواه از سر پا، و روایت شده: چون آن حضرت از مکّه هجرت نمود متوجّه آن گردید و گمان کرد دیگر ب آنجا بر نمیگردد، دل شکسته شده گریه کرد، جبرئیل علیه السّلام آمد و این آیه بر او خواند «س 28 ی 85):انَّ الَّذی فَرَضَ عَلَیْکَ الْقُرانَ لَرادُّکَ الی مَعادٍ 28: 85یعنی آنکه «تبلیغ» قرآن را بر تو واجب نمود تو را بجایگاه خود باز گرداند) و خواسته آن حضرت از هجرت برای ارجمند نمودن دین تو و یاری خواستن (برای غلبه) بر اهل کفر (ملل مختلفه) بود - تا آنچه (فتح و فیروزی) که در باره دشمنانت (کافرین بتو) خواسته بود بدست آمد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 47
و آنچه (بزرگی و نیکبختی) که در باره دوستانت (مؤمنین بتو) میاندیشید انجام یافت - پس در حالی که بمدد تو یاری میطلبید، و با ناتوانائیش بیاری تو نیرو مییافت بجنگ ایشان (دشمنانت) قیام نمود - پس با آنها در میان خانه هاشان جنگید - و در وسط منازلشان ناگهان بر آنان تاخت (مانند جنگیدن آن حضرت با بنو قینقاع «گروهی از یهود» و بنو نضیر «قبیله بزرگی از ایشان» که در خانه هاشان با آنها جنگ کرد و آنها را در پناهگاهشان محاصره و از رسیدن کمک ب آنها جلوگیری نمود) - تا امر و فرمان (شریعت) تو آشکار شد، و کلمه ات (دعوت باسلام) بلند گردید (افزایش یافت) هر چند مشرکین کراهت داشتن (نمی پسندیدند) - بار خدایا برنجی که آن حضرت در باره (دین) تو کشید او را ببالاترین درجه و مقام بهشت خود بر آور - تا هیچکس در رتبه با او مساوی و در مقام همانند نباشد، و هیچ فرشته مقرّب و پیغمبر
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 48
مرسل (صاحب شریعت) با او برابری نکند - و او را از شفاعت نیکو (شفاعت پذیرفته شده) در باره خویشانش که (از هر عیب و نقصی) پاکیزه اند ائمّه معصومین علیهم السّلام) و مؤمنین از امّتش بیش از آنچه ب آنحضرت وعده داده ای عطا فرما (وعده ما شفاعت ب آن بزرگوار اشاره است ب آنچه خدای تعالی در قرآن کریم «س 93 ی 5) فرموده:وَ لَسَوْفَ یُعْطیکَ رَبُّکَ فَتَرْضی 93: 5یعنی و پروردگارت بزودی بتو عطا کند «در دنیا فتح و فیروزی و در آخرت مقام شفاعت» که خوشنود گردی، و مراد از شفاعت آن حضرت در باره اهل بیت طاهرین و ائمّه معصومین - علیهم السّلام - شفاعت خاصّه است که در خواست بلندی درجه و مقام ایشان است، نه در خواست گذشت از گناهان، چون آنها معصومین و از هر گناه و خطاء آراسته اند) - ای انجام دهنده وعده (که هرگز خلاف نکنی) ای وفاء کننده گفتار، ای بدل کننده بدیها بچندین برابرش از خوبیها (اشاره بفرمایش خدای تعالی «س 25 ی 70):الا مَنْ تابَ وَ امَنَ وَ عَمِلَ عَمَلا صالِحا فَاولئِکَ یُبَدِّل اللَّهُ سَیِّئاتِهِمْ حَسَناتٍ 25: 70(جز آنانکه توبه کنند و ایمان آورند و عمل نیکو انجام دهند پس خدا گناهان آنها را بثوابها تبدیل گرداند» و تبدیل گناه بچندین برابرش از ثواب را سبب
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 49
آنست که چون سیّئه و گناه بنده بحسنه و ثواب تبدیل شود چنان است که حسنه ای بجا آورده و خدای تعالی فرموده «س 6 ی 160):مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ امْثالِها 6: 160یعنی هر که کار نیکو کند او را ده برابر آن خواهد بود) که تو صاحب احسان و نیکی بزرگ میباشی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 50

دعای سوم از دعاهای امام علیه السّلام است در درود بر نگهداران عرش و هر فرشته مقرب

(عرش در لغت بمعنی سریر و تخت پادشاه و سقف خانه است، و عرش خدا بر دو معنی اطلاق میشود یکی علم او که نگهداران آن هشت نفرند، چنانکه در کافی است حضرت صادق علیه السّلام فرموده:
حمله عرش که مراد از آن علم «خدای تعالی» است هشت نفرند: چهار از ما و چهار از کسانیکه خدا خواسته است، و شیخ صدوق «قدس اللّه سرّه» در کتاب عقائد فرموده: عرشی که مراد از آن علم است حمله آن چهار کس از اوّلین: نوح، إبراهیم، موسی و عیسی است، و چهار کس از آخرین: محمّد علیّ، حسن و حسین علیهم السّلام، و دوّم «که مراد در این دعاء است» جسمی است که بکرسی احاطه دارد، از حضرت صادق علیه السّلام رسیده: هر چیزی را که خدا آفریده در جوف کرسیّ است و کرسیّ ب آن احاطه دارد جز عرش که بزرگتر آنست که کرسیّ ب آن احاطه داشته باشد، و فرشتگان را محقّقین از متکلّمین گفته اند: اجسام لطیفه نورانیّه الهیّه هستند و بر تصرّفات سریعه و کارهای دشوار و تشکل باشکال گوناگون توانا میباشد و دارای عقل و فهمند و جای آنها در آسمان ها است و در نزد خدا درجه و مقام آنها تفاوت دارد، چنانکه خدای تعالی از ایشان حکایت کرده «س 37 ی 164):وَ ما مِنَّا الا لَهُ مَقامٌ مَعْلومٌ 37: 164(و نیست از ما فرشتگان جز آنکه برای او مقامی معیّن است» و بیشتر از مسلمین این قول را پذیرفته اند، اخبارهم بر آن دلالت دارد، و ایمان ب آنها واجب است، چنانکه خدای تعالی «س 2 ی 285) فرموده:امَنَ الرسُولُ بِما انْزِلَ الَیْهِ مِنْ رَبِّه وَ الْمُؤْمِنُونَ کُلٌّ امَنَ باللَّهِ وَ مَلائکَتِه وَ کُتُبِه وَ رُسُلِه 2: 285(رسول ب آنچه پروردگارش
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 51
بر او فرستاد ایمان آورده و مؤمنین همه بخدا و فرشتگان و کتابها و پیغمبران خدا ایمان آوردند» و از پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله ایمان را پرسیدند فرمود: ایمان آنست که بخدا و فرشتگان و کتابها و پیغمبرانش ایمان آوری، و فرشتگان دارای عصمتند و واسطه بین خدا و پیغمبرانش ب آوردن کتاب و رساندن وحی میباشند و میمیرند پس از مدّت درازی، و گفته اند: آنها از نر هستند و نه ماده و نه میزایند و نه میخورند و نه می آشامند، لذّت آنان ذکر خداست و زندگانیشان معرفت و طاعت او):
بار خدایا و نگهداران عرشت (و او در جمله اللّهمّ و حملة عرشک و او استیناف است و بعد از آن مبتداء و خبر آن در جمله ششم فصلّ علیهم است) که از تسبیح و منزّه نمودن تو سست نمیشوند، و از تقدیس و مبرّی گردانیدن تو بستوه نمی آیند، و از پرستش تو مانده نمیشوند، و تقصیر و کوتاهی بر کوشش در (باره) امر و فرمان تو اختیار نمینمایند، و از شیفتگی بسوی تو غفلت و فراموشی ندارند - و اسرافیل (نامی است فارسی اضافه به ایل شده و ایل بزبان عبریّ نام خدای تعالی است، از حضرت علیّ ابن الحسین علیه السّلام روایت شده: هر چه که به ایل اضافه شود عبد اللّه «بنده خدا» است) صاحب صور (چیزیکه در آن میدمد) که چشم گشوده و برهم نمینهد منتظر دستور و فرمان تو است تا بدمیدن (در صور) افتادگان گرو گورها را آگاه گرداند (مردگان را زنده نماید) -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 52
و میکائیل که نزد تو دارای منزلت و از طاعت و بندگیت صاحب مقام بلند است (از امیر المؤمنین علیه السّلام رسیده که فرمود: مؤذن اهل آسمان ها جبرئیل و امام و پیشنمازشان میکائیل است که نزد بیت المعمور بر آنها امامت مینماید، زیرا امامت مقام بلندی است در طاعت و بندگی که شایسته نیست آن را جز کسیکه مقامش بالاتر و شرائط امامت را جامعتر باشد - و جبریل امین و درستکار بر وحی و پیروی شده در آسمان ها و ارجمند در پیشگاه و مقرّب در نزد تو است - و روح (نام فرشته ایست) که موکّل و گماشته بر فرشتگان حجابها است (حجب جمع حجاب است و حجاب بمعنی چیزی است که چیزی دیگر را پنهان نماید مانند پرده و دیوار، و در معانی نیز گفته میشود: عجز و ناتوانی حجاب است بین انسان و مقصودش و معصیت و گناه حجاب است بین بنده و پروردگارش، و مراد بحجب در اینجا انواری است بالاتر از آسمان ها که از علم مخلوقین بما وراء آنها پنهان است - و روح (نام فرشته بسیار بزرگ) که از عالم امر (اسرار) تو است، بر آنها درود فرست، و بر فرشتگانیکه پائین تر از آنانند: آنها که در آسمان هایت جا دارند و بر رساندن پیغامهایت درستکارند - و فرشتگانیکه از هیچ کوشش خستگی و از هیچ رنج ماندگی و سستی ب آنها رو نمی آورد، و شهوات و خواهشها آنان را
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 53
از تسبیح تو باز نمیدارد، و فراموشی که پیدایش آن از غفلتها و بی خبریها است آنها را از تعظیم و بزرگ دانستن تو جدا نمیسازد - فرشتگانیکه چشمها بسته اند و نگریستن بسوی تو را قصد نمینمایند، و زنخهای خود را بزیر انداخته اند (فروتنی بسیار نموده اعتراف دارند که دیده عقلشان کوتاه است از اینکه بانوار عظمت تو بنگرند و ما وراء خود را ادراک نمایند) فرشتگانیکه رغبت و خواستشان در آنچه (فیوضات) که نزد تو است بسیار است، و بیاد نعمتهایت حرص دارند، و در پیشگاه عظمت و بزرگواریت فروتنند - و فرشتگانیکه چون دوزخ را بر گناهکاران تو ببینند که صدای شعله و بر افروختگیش شنیده میشود میگویند: منزّه و پاکی تو ما تو را چنانکه سزاوار عبادت و بندگی تو است پرستش ننمودیم - پس درود فرست بر ایشان و بر روحانیین از فرشتگانت (روحانیون بفتح راء فرشتگان رحمت هستند و نسبت آن بروح بمعنی رحمت است، از حضرت علیّ ابن ابی طالب صلوات اللّه علیه رسیده که فرمود: در آسمان هفتم حظیره ای است بنام حظیرة القدس «بهشت» در آن فرشتگانی هستند که آنها را روحانیون میگویند، چون شب قدر شود از پروردگار برای آمدن بدنیا اجازه میطلبند، خداوند ب آنها اجازه میدهد،
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 54
پس بر مسجدی نمیگذرند جز آنکه در آن نماز میخوانند، و در راه با کسی رو برو نمیشوند جز آنکه برای او دعاء مینمایند و از ایشان باو برکت و نیکی میرسد) و آنانکه نزد تو قرب و منزلت دارند، و آنانکه رساننده غیب (امور پنهانی مانند قیامت، حساب و جزاء) به پیغمبرانت میباشند و آنانکه درستکارند بروحیت - و بر اصناف گوناگون فرشتگان که برای خود اختصاص داده ای (جز طاعت و بندگی تو کاری ندارند) و آنان را با تقدیس خود از خوردنی و آشامیدنی بی نیاز کرده ای، و در درون طبقه های آسمان هایت جا داده ای - و بر فرشتگانی که در گوشه های آسمان هایت توقّف نموده اند برای رسیدن فرمان بتمام گشتن وعده تو (روز رستاخیز) - و بر خزانه داران باران و رانندگان ابر (حضرت امیر المؤمنین علیه السّلام فرموده:
دانه ای باران نمیبارد جز آنکه با پیمانه ای است بر دست فرشته ای مگر قوم نوح «علیه السّلام» که بخود آب فرمان داده شده و آب طغیان کرد بر خزانه داران، و آنست قول خدای تعالی «س 69 ی 11):
لَمَّا طَغَی الْماءُ 69: 11(چون آب طغیان کرد و رو بفزونی نهاد» و از ابن عباس رسیده در باره قول خدای تعالی «س 37 ی 2):فَالزَّاجِراتِ زَجْرًا 37: 2(پس قسم برانندگان» مراد فرشتگان گماشته برابر هستند) - و بر فرشته ای که از صدای زجر و راندنش بانگ رعدها شنیده میشود و چون ابر خروشان بصدای زجر او بشنا در آید (رفت و آمد نماید) شعله های برقها بدرخشد -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 55
و بر فرشتگانیکه همراه برف و تگرگ اند، و فرشتگانیکه با دانه های باران که میبارد فرود می آیند، و فرشتگانیکه بر خزانه های بادها زمامدارانند، و فرشتگانیکه بر کوهها گماشته اند تا از هم نپاشند (نا گفته نماند: بی خبران و نادانان این سخنان را دور از نظر و اندیشه میدانند، ولی قبول آنها واجب است، زیرا مخبر صادق خبر داده و عقل هم دلیل قاطعی بر ردّ آن ندارد) - و بر فرشتگانیکه سنجش آب ها و پیمانه بارانهای سخت و رگبارها را ب آنان شناسانده ای - و بر فرشتگان فرستاده شده باهل زمین که گرفتاری ناگوار و گشایش خوشایند (بلا و رحمت) می آورند - و بر سفراء گرامی نیکوکار، و نگهبانان بزرگوار نویسنده (فرشتگان نگهبان بر دو دسته اند:
نگهبانان کردار و نگهبانان اشخاص از پیشامدهای بد) و بر ملک الموت (فرشته مرگ بنام عزرائیل) و یارانش، و بر منکر و نکیر (دو فرشته باز پرس در قبر) و رومان آزمایش کننده (اهل) قبرها (رومان نام فرشته ای است که پیش از منکر و نکیر در قبر می آید و آدمی را می آزماید اگر نیکوکار بود منکر و نکیر را آگاه میسازد
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 56
که هنگام سؤال با او بنرمی رفتار نمایند و اگر بد کار بوده ب آنان خبر میدهد، و اعتقاد بسؤال و آزمایش و پاداش و کیفر در قبر حقّ و درست و از ضروریّات و ایمان ب آن واجب است، و اینکه فرشتگان را ما نمی بینیم برای آنست که آنها از عالم ملکوت هستند و چشم ما آنچه را که راجع بعالم ملکوت است نمی بیند، چنانکه اصحاب پیغمبر صلّی اللّه علیه و آله بجبرئیل ایمان داشتند و آن حضرت او را میدید و ایشان نمیدیدند) و بر طواف کنندگان بیت المعمور (جایگاه عبادت و بندگی فرشتگان در آسمان ششم) و بر مالک و زمامداران دوزخ (مالک پیشوای ایشان است) و بر رضوان و کلید داران بهشت ها (رضوان رئیس بر آنها است) - و بر فرشتگانیکه خدا را در فرمانهایش نافرمانی نمینمایند، و آنچه ب آن مأمورند بجا می آورند (این جمله اقتباس از قول خدای تعالی است «س 66 ی 6):نارًا وَ قُودُهَا النَّاسُ وَ الحِجارَةُ عَلَیْها مَلائکَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ لا یَعْصُونَ اللَّهَ ما امَرَهُمْ وَ یَفْعَلونَ ما یُؤْمَرونَ 66: 6یعنی آتشی که مردم و سنگ آتش گیره آنست، بر آن فرشتگان ترشرو و سخت دل گماشته شده اند که خدا را در فرمانهایش نافرمانی نمیکنند و آنچه ب آن مأمورند انجام میدهند) - و بر فرشتگانیکه (باهل بهشت) میگویند: (قرآن کریم س 13 ی 24سَلامٌ عَلَیْکُمْ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَی الدَّارِ 13: 24یعنی) درود بر شما باد ب آنچه (بجا آوردن طاعات و دوری از معاصی) که شکیبائی نمودید، پس نیکو سر انجامی است دنیا (ی شما) را - و بر فرشتگانیکه پاسبانانند که هر گاه بایشان گفته شود (قرآن کریم س 69 ی 30):خُذُوه فَغُلُّوهُ (ی 31) ثُمَّ الْجَحیمَ صَلّوُهُ 69: 30 - 31:او را بگیرید و در غلّ (زنجیری که در گردن یا دست قرار میدهند) کشید و بدوزخ اندازید، بشتاب باو رو آورند و مهلتش نمیدهند - و بر هر فرشته ای که نام او را نیاوردیم و مقام و منزلتش را در
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 57
پیشگاه تو و اینکه بچه کاری او را بر گماشته ای ندانستیم - و بر فرشتگانی که در هوا و زمین و آب جا دارند، و بر آنانیکه بر خلق (همه آفریده شدگان در آسمان و زمین) گماشته شده اند (روایت شده:
خدا چیزی را نیافریده جز آنکه فرشته ای بر آن گماشته شده) - پس بر ایشان درود فرست در روزی (قیامت) که هر کس می آید و با او راننده و گواهی (از فرشتگان) است (در قرآن کریم س 50 ی 21 فرماید:وَ جاءَتْ کُلُّ نَفْسٍ مَعَها سائِقٌ وَ شَهیدٌ 50: 21یعنی و هر کس میاید و با او دو فرشته است یکی «او را بمعاد و بازگشت» میراند و یکی «بعمل او» گواه است) - و بر آنان درود فرست درودیکه کرامت و مقامی بر مقامشان و پاکیزگی و تقرّبی بر تقرّبشان بیافزاید (چون نعمتهای خدا غیر متناهی است و پایان ندارد، امام علیه السّلام و در باره ایشان دعاء میکند که خدای تعالی کرامت و طهارت یعنی مقام و تقرّب ایشان را بیش از پیش گرداند) - بار خدایا و چون بر فرشتگان و فرستادگانت درود فرستادی و درود ما را بایشان رسانیدی پس بسبب گفتار نیکو (صلوات) در باره ایشان که راه آن را تو گشودی (توفیق و جور شدن اسباب را تو عطاء فرمودی) بر ما درود فرست (رحمت خود را بما ارزانی دار) که تو بسیار بخشنده و بزرگواری (در نسخه های صحیفه بیشتر فصلّ علیهم بما فتحت لنا است که درود بر فرشتگان را خواسته، و در نسخه ای «بطوریکه مرحوم سیّد علیخان در شرح صحیفه خود فرموده» فصلّ علینا بما فتحت لنا است که در اینجا طبق آن ترجمه شد و آن مناسبتر است). -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 58

دعای چهارم از دعاهای امام علیه السلام است در درود بر پیروان پیغمبران و ایمان آورندگان بایشان:

بار خدایا و پیروان پیغمبران و ایمان آورندگان بایشان (و اتباع الرّسل مبتداء است و خبر آن فاذکرهم منک است که در جمله دوّم ذکر میشود) از اهل زمین که از روی غیب و پنهانی (در دل) ایمان آوردند (نه بزبان تنها مانند منافقین و مردم دو رو، و اینکه اهل زمین را اختصاص داده در صورتیکه اهل آسمان نیز ایمان آورده اند برای آنست که پیش از این در باره آنها دعاء فرموده است) در آن هنگام که دشمنان بتکذیب و دروغ پنداشتن ایشان و معارضه نموده رو برو شدند، و آن هنگام که (ایمان آورندگان) بسبب حقائق ایمان بپیغمبران علاقه مند بودند - در هر روزگار و زمانیکه در آن پیغمبری فرستادی
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 59
و برای اهل آن دلیل و راهنمائی گماشتی از زمان آدم تا محمّد صلّی اللّه علیه و آله از پیشوایان هدایت و رستگاری و جلوداران اهل تقوی و پرهیزکاری که بر همه آنها سلام و درود باد، آنان را از خود ب آمرزش و خوشنودی یاد فرما (تخصیص ده) - بار خدایا و بخصوص اصحاب و یاران محمّد (صلّی اللّه علیه و آله) آنانکه همراه بودن (با آن حضرت) را نیکو بپایان بردند، و آنانکه برای یاری او در جنگ شجاعت و دلاوری برجسته ای آشکار ساختند، و او را یاری کردند، و بایمان آوردن باو شتافتند، و به (پذیرفتن) دعوتش (از دیگران) پیشی گرفتند، و دعوت او را آن هنگام که برهان رسالتها (پیغامها) ی خود را بگوششان رساند پذیرفتند - و در راه آشکار ساختن دعوت او (براه حقّ) از زنان و فرزندان دوری نمودند، و در استوار کردن پیغمبری او با پدران و فرزندان (خودشان) جنگیدند، و بواسطه وجود (با برکت) آن حضرت پیروز گردیدند -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 60
و آنانکه محبّت و دوستی آن بزرگوار را در دل داشتند، و در دوستیش تجارت و بازرگانی (سعادت و نیکبختی) را آرزو داشتند که هرگز کسادی در آن راه نمی یابد - و آنانکه چون بعروه و دسته آن حضرت خود را آویختند (پیرو دین او گشتند) قبیله ها (شان) از آنها دوری گزیدند، و چون در سایه خویشی با او جای گرفتند (فرمانبر او گردیدند) خویشان با آنان خود را بیگانه پنداشتند - پس خدایا آنچه را که برای تو و در راه تو از دست داده اند برای ایشان فراموش مکن (جزاء و پاداش بسیار ب آنان عطا فرما) و برای آنکه مردم را بر (دین) تو گرد آوردند، و برای (رضای) تو با پیغمبرت (همراه بوده) دعوت کنندگان بسوی تو بودند و ایشان را از خوشنودی (رحمت) خود خوشنود ساز - و ایشان را در برابر آنکه در راه تو از شهرها و خویشاوندان دوری گزیده از زندگی فراخ بتنگی و سختی رو آوردند (تا اینکه دین تو را گوشزد جهانیان نمودند) جزاء و پاداش ده، و (نیز) جزا ده آنها را که در ارجمند ساختن دین خود مظلوم و ستم رسیده شانرا فراوان گردانیدی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 61
بار خدایا بهترین پاداش خود را به تابعین و پیروان ایشان (پیروان صحابه پیغمبر از مهاجرین و انصار) که نیکو کردارند برسان (این جمله اشاره است بقول خدای تعالی «س 9 ی 100):وَ السَّابِقُونَ الاوَّلونَ مِنَ الْمُهاجِرینَ وَ الانْصارِ وَ الَّذینَ اتَّبَعُوهُمْ بِاحْسانٍ رَضیَ اللَّهُ عَنْهُمْ وَ رَضُوا عنْهُ 9: 100یعنی و پیشی گیرندگان پیشینیان «در ایمان» از مهاجرین «که از مکّه بمدینه آمدند» و انصار «اهل مدینه که به پیغمبر گرویدند» و آنانکه بنیکی «بایمان و طاعت» ایشان را پیروی کردند خدا از آنها خوشنود شد «طاعتشان را پذیرفت» و اینان هم از خدا خوشنود گردیدند «بپاداش خود رسیدند)» آنانکه میگویند: پروردگارا ما و برادران (ایمانی) ما را که بایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز - آن تابعین و پیروانیکه طریقه ایشان (صحابه) را قصد کردند و ب آنجا که آنان رو آوردند رو نمودند، و بر روش آنها رفتار کردند (در عقائد و گفتار و کردار پیرو آنها بودند) - آنان را در بینائی (عقائد و ایمان) شان شکی بر نگردانید، و در پیروی آثار و اقتداء بنشانه های هدایت و رستگاری صحابه دو دلی آنها را نگران نساخت - در حالیکه یاری کننده و کمک دهنده ایشانند (باینکه) دین آنان را پیروانند، و براه آنها میروند، و با ایشان یگانگی دارند (و در بین شان
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 62
اختلاف نیست که یکی در باره صحابه گفتاری بگوید و دیگری خلاف آن را بیان نماید) و در آنچه (اخبار و احکامی را) که صحابه (از پیغمبر شنیده و) ب آنها رسانده اند تهمت بایشان نمیزنند (در راستی بیان آنها شکّ نمینمایند) - بار خدایا از امروز ما تا روز قیامت بر تابعین و زنان و فرزندانشان و بر هر کدام از ایشان تو را اطاعت نموده درود فرست (جمله و بر هر کدام از ایشان ترا اطاعت نموده، از قبیل عطف خاصّ است بر عامّ) - چنان درودی که بسبب آن ایشان را از نافرمانی خویش نگهداری، و در باغهای بهشت خود برای آنها فراخی دهی، و آنان را از مکر شیطان باز داری، و بر هر کار نیکی که از تو کمک خواستند آنها را یاری فرمائی، و آنان را از پیشامدهای شب و روز جز پیشامدی که نیکی در آن باشد حفظ نمائی - و چنان درودی که بسبب آن ایشان را بر اعتقاد بامید نیکوی بتو و طمع و از در آنچه نزد تو است (روزی که برای آنها مقدر ساخته ای) و بر تهمت نزدن در آنچه (فراوانی نعمت) که در دسترس بندگان است (نگویند چنین قسمت بر خلاف عدل است) بر انگیزی -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 63
تا آنان را خواهان بسوی (عبادت و بندگی) خود و ترس از (کیفر) خویش (بر اثر تقصیر در طاعات) باز گردانی، و در فراخی (زندگی) دنیا بی رغبت و پارساشان نمائی (ب آن چشم ندوخته باشند که از بندگی تو باز مانند) و عمل برای آخرت (خدمت بخلق) و آمادگی برای پس از مرگ (توبه از گناه و بندگی) را محبوب آنها گردانی - و هر اندوهی را که روز بیرون شدن جانها از تنها روی میدهد بر آنها آسان کنی - و از آنچه را که آزمایشهای ترسناک (بسیار سخت) بمیان می آورد و از سختی آتش (دوزخ) و همیشه و جاوید ماندن در آن رهائیشان بخشی - و (چنان درودی که بسبب آن) ایشان را بجایگاه آسودگی (بهشت) که آسایشگاه پرهیزکاران است روانه گردانی. -
ترجمه صحیفه سجادیه(فیض الاسلام) ص : 64